پراگماتيسم در ديپلماسي
یادداشت آقای دکتر ابراهيم يزدي در روزنامه سرمايه
22/2/1388
1- انگيزه و سبب روابط سياسي و ديپلماتيك ميان دولتها تنها به خاطر نفس داشتن رابطه نيست بلكه متاثر از نيازهاي متقابل جامعه بشري به يكديگر در راستاي منافع ملي هر جامعه است.
هيچ دولتي و هيچ كشوري صرفنظر از امكانات، قدرت سياسي، نظامي و اقتصادي بينياز از داشتن رابطه به جهان بيرون خود نيست. محتواي رابطه ميان كشورها را منافع، امنيت و مصالح ملي آنها تعيين ميكند.
2- بعد از انقلاب الكترونيك و به دنبال آن فروپاشي اتحاد جماهير شوروي تغييرات اساسي در مناسبات جهاني و اولويتهاي تعيينكننده در روابط بينالمللي به وجود آمده است. در شرايط جديد جهاني اولويتهاي اقتصادي بيش از هر عامل ديگري در تعريف محتواي روابط بينالملل تاثيرگذار است. از طرف ديگر در دهكده جهاني، اقتصاد بيش از هر زماني ويژگيهاي جهاني پيدا كرده است. در دهكده جهاني همگرايي و همسويي ميان آمريكا، اتحاديه اروپا، چين، روسيه، ژاپن و ديگر كشورهاي توسعهيافته آنچنان است كه منافع ملي آن كشورها به شدت به يكديگر وابسته و به هم گره خورده است. در چنين شرايطي روابط پرتنش ميان ايران و آمريكا بر روابط ايران با ساير كشورهاي جهان سايه سنگيني افكنده و تعارض جدي با منافع ملي و مصالح امنيت ملي كشورمان به وجود آورده است. تا زماني كه اين تنش ادامه داشته باشد كشورهاي ديگر جهان روابط خود را با ايران توسعه نخواهند داد.
به نظر ميرسد مبرمترين وظيفه دولت ايران در راستاي منافع ملي گام برداشتن در جهت رفع اين تنش باشد. به خصوص كه ظواهر و اخبار حاكي از آن است كه تعامل و گفتوگو ميان ايران و آمريكا بر اساس احترام متقابل فراهم شده است و ارادهاي براي اصلاح از هر دو طرف مشاهده ميشود. يكي از رويدادهاي قابل توجه در روابط دو كشور انتخاب آقاي وليرضا نصر يك آمريكايي ايرانيتبار با گرايشات ديني شيعي به عنوان مشاور ويژه آقاي بركت حسين اوباما رئيسجمهور آمريكا از يك طرف و انتخاب آقاي حميد مولانا يك آمريكايي ايرانيتبار به عنوان مشاور رسمي رئيسجمهوري ايران است.
اخبار منتشر شده حكايت از سفر آقاي ولي رضا نصر به ايران دارد. ظاهراً اولين دستاورد اين سفر بايد آزادي خبرنگار آمريكايي ايرانيتبار خانم ركسانا صابري دانست.
اين ميتواند مقدمه خوبي يا علامت مثبتي، هم از اراده بهبود روابط ميان دو كشور تلقي شود و هم پيامد گفتوگو ميان دو كشور در طول سال گذشته از كانال راه دوم در مذاكرات ديپلماسي، دانست.
صرفنظر از موضعگيريهاي سياسي بايد از سياست تنشزدايي در روابط آمريكا و ايران استقبال كرد و اميدوار بود ديپلماسي عملگرايانه دو كشور به فعال شدن دفتر حفاظت منافع آمريكا در سفارت سوئيس در تهران منجر شود به طوري كه درخواست ويزاي هزاران ايراني كه هر ساله به هر صورت به آمريكا سفر ميكنند در همين تهران رسيدگي و صادر شود اين ميتواند رضايت بسياري از ايرانيان را فراهم كند.
