نامه به نخست وزير و اعتراض به مقاله مندرج در روزنامه اطلاعات
مورخه 17/10/1356 كه در آن بساحت پيشواي ارجمند اسلام اهانت شده بود
تهران به تاريخ 21/10/1356
جناب آقاي نخست وزير
در آستانه ورود آقاي كورت والدهايم دبير كل سازمان ملل متحد به ايران فاجعه كشتار مردم بي پناه شهرستان قم را ميتوان يكي از مظاهر شرم آور نقض حقوق بشر درايران شمرد. علت وقوع فاجعه خود بسيار دردناك و غم انگيز است:
در صفحه هفدهم از شماره 15506 روزنامه اطلاعات مورخ 17 ديماه 1356 مقاله اي تحت عنوان
(ايران و استعمار سرخ و سياه) به قلم احمد رشيدي مطلق (كه بنظر ميرسد نامي مجعول و مستعار است) انتشار يافت كه طي آن ساحت ارجمند پيشواي معظم و مورد علاقه خاص شيعيان حضرت آقاي روح الله خميني مورد افترا واهانت و هتك حرمت قرار گرفته بود بطوريكه براي تمامي مردم مسلمان ايراني بسي طاقت فرسا و گران آمده نفرت و انزجار عمومي را بر انگيخت.
در شهرستان قم كه از مراكز مهم روحانيت شيعه و محل تجمع و تربيت طلاب و علماي دين است و آيت الله خميني يكي از مراجع و اساتيد آن بوده اند، مقاله مذكور موجب تحريك و تنفر بيشتر مردم گرديد. مجالس درس و بحث علمي و مذهبي روزهاي 1٨ و 19 ديماه بعنوان اعتراض تعطيل شد و مردم متالم و معترض كه در بين دستگاههاي دولتي مرجع و ملجائي براي تظلم نداشته و ندارند به خانه هاي مراجع معظم و علماي قم روي آوردند و عصر روز نوزدهم ديماه براي دعا و عقده گشائي بحالت اجتماع با كمال متانت و آرامش به سمت حرم و خانه يكي از آقايان علماء به حركت درآمدند ولي در مسير خود از جنوب به شمال شهر بدون هر گونه علت موجهي با ممانعت خشونت آميز افراد پليس مواجه شدند، توضيح نمايندگان جمعيت مبني بر اينكه قصد سوئي ندارند و مرتكب كوچكترين عمل خلاف نظم نخواهند شد در افراد پليس موثر واقع نميشود و موقعي كه عده اي از بين جمعيت سعي ميكنند به راه خود ادامه دهند پليس بدواٌ به ايراد ضرب با چوب و باتون متوسل ميگردد و سپس بيرحمانه به روي مردم بيگناه و بي پناه آتش مي گشايد كه در همان لحظه هاي اول هشت نفر در مقابل مدرسه حجت كشته ميشوند و سپس طي مدت بيراندازي كه هدف آن ايجاد رعب و ترس و سركوبي مردم در برابر يك حركت و اعتراض ساده بوده دهها نفر به خاك و خون كشيده ميشوند و سطح خيابانها از عده زيادي كشته و مجروح پوشيده ميشود. تيراندازي تا پاسي از شب ادامه مي يابد و دانش آموزان مدارس كه قادر به خروج نبوده اند در محل مدرسه مي مانند و اين خود بر ماتم و تاثر و نگراني اولياء اطفال مي افزايد.
موضوع اسف انگيز ديگر اينست كه حضرت آيت الله گلپايگاني از مردم دعوت مي كنند كه در بيمارستانها حاضر شده براي نجات عده مجروح خون اعطا كنند ولي افراد پليس مانع ورود اشخاص به بيمارستانها ميشوند و عده اي از آنان را دستگير و بازداشت مي كنند حتي بعضي از مجروحين بستري را هم از بيمارستان به شهرباني جلب كرده اند. از همانروز نيروهاي نظامي و پليس با تمام تجهيزات در خيابانهاي قم رفت و آمد مي كنند بازار و مدارس و حوزه هاي علميه كماكان تعطيل است و در تهران شايع شده است كه احتمالاٌ عده اي از علماي قم دستگير و تبعيد خواهند شد و ما اميدواريم اين شايعه صحت نداشته باشد كه در حكم نمك بر روي زخم مردم مظلوم و جريحه دار قم خواهد بود. شهر مذهبي قم اينك به يك شهر مغلوب دشمن در زمان جنگ بيشتر شباهت دارد.
آقاي نخست وزير
گفته ميشود روزنامه اطلاعات ملزم به انتشار مقاله حادثه آفرين مذكور بوده ولي براي دولت بخوبي قابل پيش بيني بوده است كه چاپ و انتشار چنان مقاله اي ممكن است به فاجعه خونيني منتهي گردد و دهها خانواده را عزادار سازد. در تهران بين مردم اين سوال مطرح است كه اساساٌ چرا بايد از حركت آرام و مسالمت آميز عده اي در خيابانها اعم از قم يا شهرستانهاي ديگر ممانعت شود؟
در كشوري كه با اجازه قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر هر كي حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي دارد و ميتواند آزادانه مجامع و اجتماعات مسالمت آميز تشكيل دهد و بعنوان عضو اجتماع از حق امنيت اجتماعي برخوردار شود چرا از يك حركت مسالمت آميز جلوگيري مي كنند؟
در كشوري كه هيئت حاكمه و حزب واحد دولتي آن مدعي هستند كه ملت ايران پشت و پناه آنها است چرا مقامات دولتي از كمترين حركت و احتماع مردم آن چنان دستخوش وحشت و اضطراب مي گردند كه به چوب و چماق و مسلسل متوسل ميشوند؟
كميته ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر از جنابعالي و دولت مصراٌ خواستار است:
1- نويسنده مقاله سراپا كذب و اهانت نسبت به يكي از مراجع معظم تقليد شناسائي و به ملت ايران معرفي و بنام حفظ حرمت اسلام براي تعقيب از نظرنشر اكاذيب به مراجع قضائي معرفي گردد.
2- نويسنده و ناشر خير مجعول و مكذب مندرج در روزنامه ها كه طي آن بخشنامه وار ادعا شده است عده اي در قم بر عليه آزادي نسوان آشوب به راه انداخته به كلانتري حمله برده اند، تعقيب شوند.
3- عمال كشتار فجيع قم براي اطلاع ملت ايران معرفي و بمنظور تعقيب و مجازات در اختيار مراجع قضائي قرا رگيرند. بهر حال رسيدگي به علل وقوع اين حادثه شرمآور و تعقيب عمال آن در طريق صيانت امنيت و حقوق افراد بر عهده شما است و چنانچه به اين تكليف عمل نفرمائيد بعنوان دولت شخصاٌ مسئول تلقي خواهيد شد.
با احترام و در انتظار اقدام قانون عاجل كميته ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر
رونوشت اين نامه جهت اطلاع دبير كل سازمان ملل متحد فرستاده ميشود.
