تغییر دولت، نه‌ نظام/ مهدی نوربخش

تغییر دولت، نه‌ نظام

۹ آبان , ۱۳۹۲

مهدی نوربخش

بدنبال نشر یک مقاله از دکتر سید علی‌ اصغر غروی، عضو نهضت آزادی ایران و پژوهشگر دینی، که قرائت دیگری از غدیر را ارائه نموده‌ بود، روزنامه بهار بسته شد. دولت آقای روحانی که می‌توانست از بسته شدن آن جلوگیری نماید نشان داد که عزمی برای عدم توقیف روزنامه ندارد. پوزش‌های سردبیری روزنامه، مقالات دیگر در ردّ بحث و مقاله آقای دکتر غروی که در روزهای بعد در این نشریه به چاپ رسید و اعلام بستن نشریه توسط دست اندرکاران آن برای دوهفته نیز نتوانست از توقیف آن جلوگیری بعمل آورد.

 

هیئت نظارت بر مطبوعات از هفت عضو که چهار نفر آن از نمایندگان دولت میباشند تشکیل میگردد. آقای مطهری از مجلس، و دو نفر دیگر قوهٔ قضائیه و حوزه علمیه قم را در این هیئت نمایندگی می‌نمایند. با داشتن اکثریت توسط دولت در این هیئت، تصمیم بر بسته شدن روزنامه بهار و ارجاع پرونده آن به قوهٔ قضائیه گرفته شد. وزیر ارشاد دولت آقای روحانی، علی‌ جنتی، در مصاحبه مطبوعاتی خود، اعلام نمود، “روز چهارشنبه هفته گذشته مقاله‌ای در روزنامه بهار درج شده بود که علاوه بر اینکه نوعی تحریف تاریخ اسلام محسوب میشود در ایجاد اختلاف مذهبی‌ در کشورنقش داشته است. نه تنها مقاله روز چهارشنبه حتی مقالاتی که بعد در روز شنبه نوشته شده تا خطای روز گذشته را جبران کند در آن هم مواردی قید شده بود که نسبت به برادران اهل سنت ما تعرض‌هایی‌ داشته…. روز نامه بهار متاسفانه در طول یکسال گذشته چند تذکر کتبی‌ گرفته بود و به آنها توجه نکرده لذا مجموعا رای هیئت نظرات بر مطبوعات بر توقیف این روزنامه بود تا به دادگاه معرفی‌ شود.” محمد رضا صادق، مشاور مطبوعاتی آقای روحانی در مصاحبه ای با وب سایت مجلس می‌گوید، “در صورت اثبات اهداف مغرضانه از سوی روزنامه مذکور، طبق قانون اساسی‌ برخورد‌های لازم با آن صورت خواهد گرفت.” جوّ ابراز عقیده آنچنان توسط راست افراطی محدود گردیده است که حتی آقای محمد رضا عارف، کاندید اصلاح طلبان در انتخابات، نیز به انتقاد از روزنامه بهار برای درج این مقاله پرداخت. روزنامه بهار در گذشته منصوب به آقای عارف بوده است و فرزند او نیز در طول انتخابات حمایت بهار را از عارف میسر نموده‌ بود.

اما چرا با انتخاب دولتی جدید هنوز روزنامه‌ها بسته میشوند، فضای ابراز عقیده محدود می گردد، اسارت زندانیان ادامه دارد و تخفیفی در این ظلم میسر نمی گردد، اعدام‌های فله یی و بدون پشتوانه قانون ادامه می‌یابند و گروههای افراطی کشور را از یک بحران به بحران دیگری تشویق و هدایت می‌کنند. چرا یک مساله سیاسی و بحران ملی‌، دستگیری سران جنبش سبز، هزارمین روز خود را پشت سر می گذارد بدون آنکه اراده‌ای استوار برای حل آن اعمال گردد؟ چرا درحالیکه اکثر مردم این مرز و بوم به طرق مسالمت آمیز، انتخابات، از کسانیکه سالها در راه ویرانی و اضمحلال کشور کوشیده اند می‌خواهد که به این ویرانی و تباهی خاتمه دهند اما هنوز تبهکاران به فساد و تخریب ادامه می دهند؟ چه کسانی‌ از این تباهی حمایت کرده و اجازه نمی دهند کشور سر و سامان گیرد و راه و تجربه دیگری در پیش گرفته شود؟

دولت تغییر کرده است اما نظام ولایتمدار هنوز پا برجاست و مادامی که این نظام فراقانونی باشد و گروههای حامی‌ آن نیز از طرق غیر نهادینه شده قانونی اعمال نفوذ و قدرت نمایند، مشکلات کشور همچنان پا بر جا خواهند ماند. نظام در ایران از نهادینه کردن قدرت از طریق قانون چشم پوشیده و طفره رفته است و بطور طبیعی نهادهای قانونی‌ و حیطه قدرت آنهارا یا منکر، یا محدود و یا زیر کنترل خود آورده است. نظامی که خود و آنکه در رأس هرم قدرت آن نشسته است را فرا قانون می‌داند نمی‌تواند به قانون و نهادهای قانونی‌ احترام گذارد. این نوع نظام لزوماً می‌بایست بر نهادهای فراقانونی برای اعمال قدرت تکیه زند. لذا دولت بعد از دولت بر کرسی حکومت می‌نشیند بدون آنکه بتواند تغییرات عمده یی در حیطه سیاست کشور ایجاد نماید.

در ایران، آقای خامنه‌ای به نیرویی فرا قانون تبدیل گردیده و تمام گروه هایی که از او حمایت می‌کنند، به اشکال مختلف از نهادینه شدن قانونی قدرت با تمام توان جلوگیری بعمل می‌آورند. نگرش و برخورد این گروهها با رهبر، مشروعیت و دائره قدرت او روشن می نماید که این گروهها هیچگونه محدودیتی را برای قدرت و اعمال نفوذ او پذیرا نیستند. قدرت بدون تکیه بر قانون نهادهای بسیار زیادی را در جامعه ما بزیر نفوذ خود آورده است. از بسیج، تا امامان جمعه و نهادهای سیاسی- اقتصادی و نظامی در زیر کنترل رهبری همگی‌ بر این قدرت غیر محدود و شکل گیری آن کمک نموده‌ اند. این قدرت فرا قانونی و غیر محدود با ایدئولوژی راستگرایانه افراطی معیار هایی‌ برای سنجش عقیده، سیاست، و ارزش‌های اجتماعی بوجود آورده است، بدون آنکه اکثریت مردم و ارزش های اجتماعی مورد قبول آنها در سازندگی آن نقشی‌ داشته باشد.

مشکل ایران در حل حاضر نظام ولایتمدار و آقای خامنه‌ای است. یک دولت میتواند بطور آزاد و از طرف اکثر مردم انتخاب گردد، اما مادامی که حمایت این نظام را نداشته باشد نمی‌تواند به سیاست و اقتصاد کشور سر و سامان دهد. دولتی که در ابتدای کار رضایت به بستن یک روزنامه برای چاپ یک مقاله که با ایدئولوژی غالب خط افراط همخوانی نداشته است را بدهد، نشان می دهد راه طولانی‌ را در پیش خواهد داشت. توقع آن بود که بجای تسلیم جوّ افراط شدن، دولت اجازه نمی داد این روزنامه توقیف گردد. عکس‌العمل نمایندگان دولت و جناب عارف از آن حکایت می‌کند، که دوستان هنوز پیام انتخابات را نگرفته اند. پیام انتخابات دفاع از جامعه در مقابل افراطگری و تخریب و نه‌ تسلیم در مقابل آن بود. مادامی که رأس هرم قدرت و تباهی در ایران نشانه‌ گرفته نشود، مشکلات سیاسی و اجتماعی کشور ادامه خواهد داشت. اگر دولت همان قدر که به بستن بهار عجله نشان میداد به سیلی‌ خوردن فرزند رهبر جنبش سبز حساسیت نشان میداد، می‌توانست به امیدواری جامعه‌ای خسته از تخریب و تباهی کمکی‌ کرده باشد. اما بستن بهار در این روزهای پاییزی خبر از زمستانی سرد میدهد بدون آنکه بتوان به بهار دیگری امیدوار بود.