نامه طاهره زرگر آزاد به جمعيت و درخواست آزادی فرزندش ١ اسفند ١٣٥٦

 

نامه طاهره زرگر آزاد به جمعيت و درخواست آزادي فرزندش

1/12/56

نامه اي از يك مادر

من مادر مسعود رقابي غلامي هستم، مسعود دانشجوي دانشسرايعالي بود. سه شنبه 22 مهر 1354 بود كه از طرف ساواك پسرم را بردند شب آن روز بود كه ساعت 12 ريختند به منزل من همه جا را گشتند چيزي بدست نياوردند. از آن شب من مثل مرغ سركنده تمام روز در زندانها بودم مخصوصاٌ در كميته شهرباني تا آنكه بعد از 100 روز به من ملاقات دادند اگر به من نمي گفتند كه پسر تواست من او را نمي شناختم كه او چه رنگي و چه شكلي داشت نميدانم چه بگويم و پاهاي او باد كرده بود تا آنكه بعد از 13 روز ديگر اورا بردند به زندان قصر بعد از يكسال و هفت ماه 19 روز او را بردند به زندان اوين الان كه اين نامه را دارم مي نويسم چهارماه و بيست و سه روز است در زندان اوين بسر ميبرد و 12 سال براي پسرم زنداني گذاشته اند من 5 بچه كوچكتر از مسعود دارم پدر اينها 67 سال دارد و يك مرتبه انفاركتوس شده است و حالا هم مريض است و خود منهم مريض هستم و من به پسرم احتياج دارم.

طاهره زرگرآزاده