توضيحات آقاي دكتر سحابي مسئول كميته تنظيم اعتصابات
18 فروردين 1361
بسمه تعالي
دوست ارجمند …
عطف به يادداشت مورخ 24/12/60 كه درخواست توضيحاتي را در ارتباط با كميته تنظيم اعتصابات در سال 1357 فرموده بوديد، مراتب مشروح ضميمه را كه مشعر بر پاسخ نسبت به هر يك از پرسشهاي مذكور در يادداشتتان ميباشد تقديم ميدارم.
ضمناً به استحضار ميرسانم كه چون سوابق كتبي مربوط به كميته تنظيم اعتصابات فعلاً در اختيارم نميباشد آنچه عرض شده است به ياري حافظه است و بنابراين ممكن خواهد بود مسائل ديگري در رابطه با كميته منظور قابل توضيح باشد كه به آنها اشاره نشده است.
چنين مسائل را يا دوستان ديگر كه توفيق همكاري با آنان را در كميته اعتصابات داشتهام در اختيارتان ميگذارند و يا اگر مطلب قابل ذكري بعداً بخاطرم رسيد به اطلاعتان ميرسانم.
با تشكر و احترام
(يدالله سحابي)
بسمه تعالي
پاسخ به پرسشهاي راجع به كميته تنظيم اعتصابات كه قبل از انقلاب اسلامي ايران تشكيل گرديده بود
س1ـ علت و ضرورت تشكيل اين كميته يك و به وسيله چه كساني مطرح گرديد؟
ج ـ اعتصابات در سال 1357 و قبل از انقلاب بعنوان مقاومت منفي مردم و بمنظور فلج ساختن قدرت اداري حكومت خودكامه، بطور پراكنده در بعضي ادارات شروع شده بود و همواره رو به توسعه ميرفت و حتي با دخالت فرصتطلبان و آشوبكنندگان به خشونتهائي نيز رسيده بود و توسعه بيشتر آن پس از اعلام حكومت نظامي و هفده شهريور ماه 57 (جمعه سياه) بود.
در حين توسعه اعتصابات و خصوصاً با بروز مظاهر خشونتآميز آن، اين فكر پديد آمد كه موضوع اعتصابات هر چند عامل مؤثري براي از كار انداختن و يا اقلاً تضعيف نيروي اجرائي دولت است اما اگر بدون هدف حساب شده و غيرمنطقي باشد و در توسعه آن مراقبت لازم به عمل نيايد اثرهاي زيانبخشي در ايجاد عسرت عمومي و به هدر رفتن اموال عمومي و جلوگيري از تحرك ملي و ايجاد افكار ضدانقلابي خواهد داشت، مثلاً با توسعه بيرويه اعتصابات در تخليه بارهاي تجارتي در بندر و خصوصاً گندم و مواد غذايي و توقف نيروهاي حمل و نقل و شبكههاي توزيع، بر عسرت عمومي افزوده خواهد گشت و با تحريك بدخواهان افكار ضد انقلابي رو به توسعه خواهد گذاشت و اشكالات و موانع تازهاي را براي ادامه منطقي اعتصاب، در صورتيكه پايداري در اعتصاب لازم باشد، ايجاد خواهد نمود.
با مطالعه و بررسي كه در چگونگي مذكور در فوق بعمل آمد بلاخره چنين مصلحت ديده شد كه كميتهاي مركب از افراد بصير و مؤثر و مؤمن به انقلاب تشكيل شود و حسن جريان اعتصابات را در سطح كشور زير نظر بگيرد و در تعديل و تنظيم اعتصابات هم در جهت پيشبرد انقلاب و هم درجلوگيري از زيانهاي سياسي و اجتماعي نسبت به پيشرفت انقلاب و به ثمر رسانيدن آن مجاهدات لازم بنمايد.
نتيجه اين بررسي بوسيله آقاي مهندس بازرگان در تهران و با واسطه آقاي دكتر يزدي در پاريس باستحضار امام رسيد و ايشان پس از تصويب اجازه تشكيل چنين كميته را دادند و افراد اصلي آنرا نيز معين نمودند و بدين ترتيب كميته تنظيم اعتصابات انقلاب اسلامي در تهران، مقارن رفتن شاه از ايران شروع بكار نمود.
س 2 ـ داوطلبي شما براي انجام اين مهم چگونه و با چه شرايطي پيش آمد؟
ج ـ با علاقهاي كه به خدمت در سازمان تنظيم اعتصابات داشتم خود داوطلب رياست آن نبودم. احاله مسئوليت كميته مزبور به بنده از طرف امام و با صدور ابلاغ ايشان صورت گرفت و از قرار معلوم پيشنهاد سمت هم بدون مراجعه به بنده از طرف آقاي مهندس بازرگان انجام شده است همكاران شايستهاي كه با فرمان امام و بعنوان اعضاء اصلي كميته تنظيم اعتصابات معين شده بودند، اميد مرا در انجام خدمت مفيد بيشتر نمود.
در قبول خدمت منظور هيچ قيد و شرطي گذاشته نشد ـ ايمان و اخلاص دوستان فداكار و هواخواه انقلاب در تهران باعث شده بود كه به هريك از آنان براي قبول خدمتي و يا مسئوليتي مراجعه شود، با رضاي كامل و طيب خاطر بپذيرد و تمامي وقت خود را با كمترين ساعات استراحت شبانهروزي در انجام خدمت محول شده مصروف دارد و دوستان كريمالنفسي كه امكان و وسعت مالي نيز داشتند محل و وسائلي را كه براي اجرائيات كميته لازم بود در اختيار بگذارند و يا خرجهاي ضروري را خود بپردازند.
س 3 ـ براي پذيرش اين مسئوليت چه احساسي داشتيد و چه دورنمائي در تصورتان بود ؟
ج ـ همانطور كه در پاسخ مربوط به پرسش نخست، اجمالاً متذكر شدم، مسئله اعتصابات در اواخر سال 57 يعني هنگام افول حكومت طاغوت، مورد دقت و توجه خاص قرار گرفته بود زيرا از يك طرف عاملي براي تضعيف تدريجي و تسريع در سقوط حكومت جبار بود و از طرف ديگر با نفوذ و تحريك دشمنان داخلي و خارجي دين و آزادي و ايجاد عدم امنيت و عسرت زندگي، موجبات بدبيني و بددلي نسبت به انقلاب را در ميان مردم فراهم كرده بود. مثلاً آتش سوزيهاي وسيعي كه در روز روشن در شعب بانكها و مؤسسات اقتصادي دولتي و خصوصي در تهران و شهرستانها صورت ميگرفت و ميلياردها اموال عمومي در فاصله چند ساعت نابود ميشد، در حاليكه چپگرايان بدخواه و ساواكيهاي خائن سرداران و محركين اصلي اين جنايات بودند و نيروهاي انتظامي هيچ مقاومت و ممانعتي از اين فجايع نمينمودند، دورنماي نگرانيآميزي را براي دوستان مسلمان و مشتاق انقلاب و آرزومندان تأمين آزادي و استقلال وطن ايجاد كرده بود و از اين جهت بود كه بر آن شديم با تشكيل كميته تعديل و تنظيم اعتصابات نيروئي پديد آوريم تا با هر وسيله مقدور و ممكن امر اعتصابات را در جهت مطلوب و اصيل انقلاب سوق دهد و از تحريك و سوءاستفاده عوامل بدخواه و بدكار، هر اندازه كه در توان باشد، جلوگيري نمايد.
س 4ـ همكاران خود را در چه شرايطي برگزيديد و چه كسان ديگري مستقيم و يا غيرمستقيم يار و مددكار شما بودند؟
ج ـ همكاران نخستين كه با معاضدت فكري و علمي آنان هسته مركزي كميته تنظيم اعتصابات گذاشته شد، آقايان مهندس علياكبر معينفر و فقيد شهيد دكتر محمدجواد باهنر بودند كه با ابلاغ امام به همكاري در تشكيل و برقراري كميته منظور پرداختند. در اولين جلسه كه با حضور آقايان مذكور براي تعيين برنامه كار داشتيم مصلحت ديده شد كه آقايان دكتر كاظم يزدي و دكتر ممكن نيز به تناسب تخصص و موقعيت اجتماعي و اخلاص به مباني انقلاب كه داشتند دعوت به همكاري شوند و با قبول و حضور اين آقايان هيئت مركزي كميته تنظيم اعتصابات مركب از پنج نفر شروع بكار كرد و اين هيئت علاوه بر جلسات مشورتي هر روزه رسيدگي بوضع اعتصابات جوامع مختلف را كه خصوصاً پس از رفتن شاه زيادتر و پر وسعتتر شده بود، زير نظر گرفت و تقسيم كار نموده نحوه رسيدگي به وضع اعتصابكنندگان از قبيل تماس مستقيم با آنان و هيئت مديره و سرپرستان آنها، مشورت و راهنمائي و ضمناً كسب اطلاع از چگونگي عمل و طرز فكر گردانندگان آنان بود و همانطور كه در پاسخ به پرسش دوم اشاره شد، كميته تنظيم اعتصابات از همكاري دوستان و افراد معتقد و مصمم كه عامل به وظائف ديني و اجتماعي و مؤمن به انقلاب و آرزومند نتيجه مطلوب آن بودند مخلصانه برخوردار بود و به همين جهت بود كه پس از قريب ده روز از شروع كار كميته، اغلب جوامع اعتصابكننده با علاقه خواهان تماس پيوسته و ارتباط فكري و نظرخواهي از كميته مركزي تنظيم اعتصابات شدند و مراجعات پيگير در اين زمينه داشتند.
س 5 ـ آيا در انجام اين مسئوليت، مزاحمت و كارشكني شد و يا خير ؟ اگر بلي، از سوي چه كساني و يا گروههائي بود؟
ج ـ در مدت تشكيل كميته تنظيم اعتصابات و شروع عمل و ادامه فعاليت آن كه بيش از يكماه و نيم بطول نيانجاميد كارشكني علني و چشمگيري نسبت به فعاليت كميته ديده نشده و مخالفتها و تهديد از حملات كتبي، پستي و يا تلفني و يا در بعضي از سخنرانيها نسبت به افراد شناخته شده از كميته تجاوز ننموده و اگر فعاليت كميته بيشتر ادامه مييافت شايد مخالفتها و تهديدهاي كتبي و لساني شكل عملي نيز به خود ميگرفت. كارشكنيهاي افراد وابسته به سازمانهاي ماركسيستي در تشكيلات نفت جنوب در مقابل مجاهدت و فعاليت كميسيون منتخب امام كه به رياست آقاي مهندس بازرگان براي رفع نواقص توليد و ادامه فعاليت استخراج و استحصال منابع نفتي جنوب رفته بودند نمايان و بارز بود.
امام در اعتصاب كاركنان سازمانهاي دولتي مثل راهآهن و بنادر و شهرداري تهران و سازمان غله با تماسهاي مستمر و مستقيم كه اعضاء كميته تنظيم اعتصابات با رؤسا و كارگردانان اين اعتصابات داشتند و در نتيجه محمولات راه آهن غير از مسافر بيشتر اختصاص به حمل گندم و مواد غذائي داشت و خصوصاً از حمل مهمات نظامي امتناع بعمل ميآمد. در اين ارتباطات كه مشهود و معلوم بود هيچ ممانعت و يا بازخواستي از طرف فرمانداري نظامي و يا سازمان اداري اصلي واحد مربوط صورت نگرفت.
س 6 ـ تا چه اندازه در تنظيم اعتصابات و تحت كنترل درآوردن آن موفق بوديد و خدمات چشمگيري كه در آن شرايط انجام شد كدامها بودند ؟
ج ـ همانطور كه قبلاً متذكر شدم دوره عمل مؤثر و فعاليت كميته تنظيم اعتصابات چندان طول نكشيد تا نتيجه كار آن چشمگير و يا بيشتر نمايان باشد.
ظهور انقلاب زودرس 22 بهمن 1357 و سرنگوني دولت طاغوت و پيروزي ملت و توجه و مشاركت همه قشرهاي جامعه در اين پيروزي موضوع اعتصابات را كه اصولاً براي از پاي درآوردن حكومت بود منتفي ساخت و بنابراين ادامه فعاليت كميته تنظيم اعتصابات نيز موردي پيدا نكرد.
با تمامي اين احوال كميته تنظيم اعتصابات در دوره كوتاه وجود خود، فعاليت بيثمر و يا كم اثري نداشته است، مثلاً از اين قبيل است محدود ساختن فعاليت حمل و نقل راه آهن به حمل گندم و كالاهاي ضروري زندگي مردم و امتناع اين واحد از حمل اجناس مورد حاجت تشكيلات دولتي و درباري و وابستگان آنها، تنظيم اعتصاب كاركنان سيلوها و رفع نيازمندي غذائي شهرهائي كه از سيلوهاي مركزي دريافت غله مينمودند. تماس مستمر با سرپرستهاي رفتگران و متصديان حمل و نقل شهرداري در انجام نظافت شهر تهران و مخصوصاً روزهاي نزديك ورود امام به تهران و از همه بالاتر ابراز علاقه هيئتهاي مديره سازمانهاي اعتصابي مؤسسات دولتي و ملي براي تماس و مشورت با كميته تنظيم اعتصابات و به كار بستن نظريات اين كميته در ادامه و يا تعديل اعتصابات واحد مربوط و در جهت مصالح انقلاب از جمله آثار خدمت اين كميته بوده است و از اين قبيل همكاريهاي اميدبخش.
س7 ـ پايان كار كميته چگونه پيش آمد؟
ج ـ باز همانطور كه اشارتاً متذكر شدم با ظهور انقلاب اسلامي زودرس ايران، فعاليت كميته تنظيم اعتصابات خاتمه يافت. پس از رجعت و ورود امام به تهران در تاريخ 12 بهمن 57 و برپائي انقلاب عظيم 22 بهمن ماه و سرنگوني رژيم استبداد و استقرار جمهوري اسلامي و تشكيل هيئت دولت موقت جمهوري اسلامي، ديگر موردي براي ادامه فعاليت كميته تنظيم اعتصابات وجود نداشت. در اوايل اسفندماه 57 گزارش فعاليت كميته اعتصابات به استحضار امام رسيد و با اطلاع ايشان كميته به كار خويش پايان داد.والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
(يدالله سحابي)
