شماره ١ ( سال يكم، خرداد ١٣٥١ )

 

 

فهرست مطالب

به مناسبت سالگرد قيام خونين پانزدهم خرداد

درختان بزرگ مي‌شكنند ولي خم نمي‌شوند

اطلاعيه روحانيون قم

بيانيه سياسي سازمان مجاهدين خلق ايران

نامه علماء بزرگ فارس

 

 

به مناسبت سالگرد قيام خونين پانزدهم خرداد

«پانزده خرداد ننگي بر دامن اين مملكت گذاشت كه تا آخر محو نخواهد شد…. ننگ بود كه مسلسل‌ها را ـ تانكها را ـ توپها را ـ تفنگ‌ها را ـ از مال اين ملت فقير بدست آورده و بر روي اين ملت فقير بستند… آيا از اين ننگ بالاتر مي‌شود؟…» آيت‌الله خميني

«… بزرگترين درس 15 خرداد رشد انقلابي ملت ايران و تعيين روش در تاكتيك مبارزه بود. پانزدهم خرداد نقطه عطفي در تاريخ نهضت ملي ايران به شمار مي‌رود. تا آن روز مبارزات پارلماني و تظاهرات خياباني روش نهضت بود و مردم انتظار داشتند كه با اعتراض لفظي و يا تقاضاي عاجزانه دل بي‌رحم استبداد و استعمار را نرم كنند. ولي 15 خرداد خاتمه اين اميد و انتظار بود. روش قهرآميز و انقلابي سيستم مسالمت‌آميز گرديد. صفحه جديدي در تاريخ نهضت ملي ايران گشوده شد. دواي درد آنان واژگون كردن رژيم استعماري است كه جز با يك انقلاب عميق و همه‌جانبه عملي نيست. و در اين راه بايد جان داد و خون ريخت ….» از روحانيت 15 خردادـ انتشارات انجمن اسلامي دانشجويان: «…. و مبارزه بي‌زحمت و طرح و خطر صورت نمي‌گيرد. لازم بوده است عده‌اي برخاسته و خود را فدا كرده باشند. تا صرف مال و صرف وقت و صرف جان نشده نتيجه‌اي حاصل نگشته است. اين اصل كلي است و استثناء بردار نيست. همه تحرك و تشريفات در رأس آنها كاري و خون بوده است . لَن تَنالُوا البِرِّ حَتّي تنفقُوا مِمّا تُحِبُّون (هرگز به نيكي و كمال مطلوب نخواهيد رسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد مايه بگذاريد…»

از مبارزات سياسي و مبارزات مذهبي . نشريه نهضت آزادي ايران

 

 

 درختان بزرگ مي‌شكنند ولي خم نمي‌شوند

وقتي طوفان بپا ميخيزد

هرچه سبكتر است…

و هرچه ميان‌تهي است

با خود همراه ميسازد

٭    ٭    ٭

آنگاه به جنگل مي‌تازد

در حالي كه ؟؟؟؟ چيز بي‌اعتناست

در جنگل ….

درختان پست

و آنها كه سست عنصرند،

چاكرانه در مقابلش خم مي‌شوند

… و در راهش به خاك مي‌افتند.

اما درختان بزرگ مي‌شكنند

و خم نمي‌شوند

اينها از خود مي‌گذرند

تا قدر را بجاي خود بنشانند

٭    ٭    ٭

چهار درخت كه خم نشد و شكست

طوفان خودخواه

در پاي درخت پنجم از پاي مي‌ايستد

و همانجا نابود مي‌شود

 

 

اطلاعيه روحانيون قم

بسمه تعالي

وَلا تَحْسَبَنَ الذّين قُتِلوا في سَبيل اللهِ اَمواتاً بل اَحياءٌ ــ شهيدان راه حق را مرده مي‌پندارند كه آنان زنده‌اند.

…. درست هنگامي كه عربده‌ي آزاديخواهي و فرياد انسان‌دوستي رژيم جلاد ايران در بلند گرماي استعمار بلند است و قيافه زشت خود را در ماسک طرفداري از حقوق مردم پنهان مي‌دارد ـ دستش تا آرنج در خون قهرمانان رزمنده خلق فرو رفته و از چنگال بيرحمانه‌اش قطرات خون تازه به زمين مي‌ريزد. اين خونها از پرسشهاست كه بايد از سلولهاي زندان و ميدانهاي تير و حربه‌هاي اعدام كرد . سئوالي است كه مي‌بايد از نيمه‌هاي شب تهران و در و ديوار زندانهاي آدمكش حكومت تروريست ايران نمود و بالاخره مطلبيست كه بايد با (…) دادگاه‌هاي قانون‌شكن هيئت حاكمه ايران در ميان گذاشت. فرزندان دلير مردم كه فقط هدفشان رهايي مردم ستمديده و يگانه مرامشان اعتراض به ولخرجي‌هاي دربار و عياشيهاي خون‌آشامان خلق است اين (…) ناجوانمردانه بايد غول‌هاي اختناق و ترور به جايشان فرونشيند و آنان كه با برپاساختن جشن‌هاي منحوس دوهزار و پانصد ساله‌ي شاهنشاهي و غيره خلقي را در گرداب فقر و تهيدستي كشيده‌اند. پايه‌هاي سلطنت خود را بر اجساد آرام و تيرخورده‌ي ايشان بنا گذارد. جوان مسلماني که در دادگاه غيررسمي رژيم فرياد مي‌كشد كه چرا اينهمه بودجه‌هاي خود را بر مردم فقير كه گاهي دچار سيل‌اند و زماني گرفتار قحطيها و زلزله‌ها ــ تحميل مي‌كنند و سپس با خواندن آياتي چند از قرآن مجيد و جملاتي از نهج‌البلاغه حكومت مزدور را محكوم مي‌كند. اينچنين جواني بايد گلوله‌باران شود. افسوس كه فرياد اين جوانان مسلمان كه با شور مذهب و حرارت ايمان بلند است به ملت نمي‌رسد و افسوس كه مردم زحمتكش ايران شاهد محاكمه فرزندان دلاور و رشيد خود نيستند و صدها افسوس كه كارگران و دهقانان ستمديده خلق را در ميدانهاي اعدام راهي نيست تا لااقل در لحظه جان دادن آنان اشك حسرتي بريزند و آب ديدگان خود را با خون قلب آنان مخلوط كرده و سيلي از خشم به راه اندازند و ستمگران قانون‌شكن يا مصلح‌نمايان اخلا‌لگر يعني هيئت حاكمه جلاد و مزدور را در آتش قهر خود سراسر بسوزاند. راستي هنوز از اعدام دهها دانشجوي مسلمان انقلابي نگذشته است كه دسته‌اي ديگر را بدان سرنوشت محكوم ساختند. جوانان دينداري كه اكثرشان حافظ قرآن و نهج‌البلاغه و روايات اهل بيت‌(ع) بوده و هستند به جرم حقگويي و دفاع از مردم يكي پس از ديگري را به جوخه‌هاي اعدام بسته و تيرباران مي‌كند. هم‌اكنون زندانها و تبعيدگاههاي حكومت آدمكش ايران پر است از جوانان آزاديخواه و غيور كه بيشترشان تحصيل‌كرده‌هاي دانشگاههاي بزرگ مي‌باشند ــ دانشمندان مجاهدي چون حضرت آيت‌اله طالقاني و رباني شيرازي و انواري و حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني و محمد حجتي كرماني و ثقه‌الاسلام سيداحمد كلانتر و دهها ديگر نيز از اين حكم مستثني نيستند.

ما ضمن ابراز تأسف از اعدام جوانان عزيز و دلير خلق و همدردي با تمام ملت ايران به ويژه خانواده‌هاي محترم ايشان تنفر شديد خود را از اينهمه ظلم و بيدادگري اعلام داشته و به فرموده رهبر عاليقدر و اسلام پرچمدار نهضت مقدس روحانيت حضرت آيت‌اله العظمي خميني مدظله مطمئنيم كه دير يا زود اين رژيم پوشالي نابود شده و گردانندگان آن در زنجير عدالت بسته مي‌شوند و سپس به دادگاه ملت اسلام كشيده خواهند شد. و آنگاه آتش خشم ملت سرتاپاي وجودشان را خواهد سوزاند.

(روحانيون مترقي قم)

درود بر فريادگران بيدار

مرگ بر بيدادگران دربار

 

 

بيانيه سياسي سازمان مجاهدين خلق ايران

اُذن للّذَين يقاتِلون بانّهم ظلمو و انّ الله علي نصرهم لقدير (سوره حج آيه 39)

اين حق مسلم ستمديدگان است كه به نبرد برخيزند و خدا بر پيروزي آنها تواناست.

روز شنبه 16/2/51 ساعت 5 و 40 دقيقه يك درگيري مسلحانه كه بين يكي از مجاهدين و مزدوران كثيف دولتي در خيابان خورشيد روي داد يكي از مجاهدين بنام مهدي رضايي برادر 19 ساله مجاهد شهيد احمد رضايي بدست دشمن اسير شد. در اين درگيري كه به خاطر حمله مسلحانه گشتي پليس به برادر مجاهدمان پيش آمد يك افسر پليس كشته شد. در همان روز بلندگوهاي تبليغاتي رژيم ادعا كردند كه طي اين درگيري يك تن مجاهد كشته شد و يك نفر اسير شد كه از فرد اسير محل اختفاي اعضاي گروه به دست آمده و عده‌اي از آنان دستگير شده‌اند و خنده‌آورتر اينكه ادعا كرده كه انبار اسلحه گروه كشف شده است. ما به اين وسيله اعلام مي‌كنيم كه مجاهد شهيد كه رژيم در رابطه با حادثه روز شنبه از او نام برده مهندس علي‌اصغر منتظرحقيقي (عمّار) بود كه پيش از سه هفته قبل طي دو مرحله درگيري كه در خيابان شاهپور و ميدان خراسان بين او و مأمورين ساواك درگرفت در حاليكه دو زخم گلوله بر تن داشت به دست مأمورين ساواك اسير شد ضمن اين درگيري دو تن از مأمورين ساواك هدف گلوله‌هاي برادر مجاهد ما قرار گرفتند. از آن پس هيچ اطلاعي از سرنوشت او نداشتيم تا اينكه رژيم نام اين مجاهد را كه به احتمال بعداً در زير شكنجه به شهادت رسيده در رابطه با حادثه روز شنبه ذكر كرد. چرا رژيم بار ديگر اقدام به چنين جنايتي و چنين دروغي كرد؟ همه بخاطر داريم كه بعد از مصادره موفقيت‌آميز بانك ملي شعبه صفويه از آنجا كه رژيم ضعف و زبوني خود را در مقابل اراده و ايمان انقلابيون نشان داده بود اقدام به جعل داستان مضحك كوي كن و امر دستگيري عاملين مصادره بانك ملي نمود كه اين موضوع به موقع از طرف برادران انقلابي ما «چريكهاي فدايي خلق» افشا شد و معلوم گرديد كه مهندس سيروس سپهري و مهندس شاهرخ هدايتي دو تن فدايي كه رژيم ادعا كرد به دنبال مصادره بانك كشته و دستگير شده‌اند. پنج ماه قبل از مصادره بانك ملي درگيري ديگري با مأمورين ساواك اسير و زنداني بوده‌اند و از آنجا كه در زير شكنجه به شهادت رسيده بودند رژيم براي سرپوش گذاردن روي اين جنايت غيرانساني خود اقدام به جعل چنين داستان مضحكي كرده است. هدف ديگري كه رژيم تعقيب مي‌كرد اين بود كه وانمود كند آنقدر قدرت دارد كه يک روز بعد از مصادره بانك عاملين آن را شناخته و دستگير سازد و اينكه اصولاً فدائيان نمي‌توانند هيچ‌گونه عمل موفقي را به انجام برسانند. در درگيري روز شنبه هم هدفهاي دوگانه‌اي را تعقيب مي‌كرد. از يك‌سو مي‌خواست ادعا كند كه بعد از گذشتن چهار روز از انفجارهاي پي‌درپي در تهران عاملين آن را شناخته و دستگير كرده و از طرفي خواسته روي جنايتي كه در مورد برادر مجاهد مهندس علي‌اصغر منتظرحقيقي (عمّار) مرتكب شده سرپوش بگذارد. ما با صدور اين اطلاعيه از اين توطئه جنايتكارانه رژيم پرده برمي‌داريم و اعلام مي‌داريم كه برادر مجاهد مهدي رضايي در درگيري روز شنبه بدون برداشتن هيچ جراحتي اسير شده است تا اگر بعداً در اثر شكنجه‌هاي سبعانه‌ي رژيم به شهادت رسيد رژيم نتواند روي اين جنايت سرپوش بگذارد.  مسئله ديگر كشته‌شدن افسر پليس در درگيري روز شنبه خيابان خورشيد است. چندي است كه رژيم جنايت‌پيشه با تشكيل كميته‌اي از رذل‌ترين و جنايتكارترين عناصر مزدور خود به شكار انقلابيون پرداخته است. اين مزدوران جنايتكار به خاطر به دست آوردن پول بيشتر حاضر شده‌اند دست به خون پاك‌ترين و گرامي‌ترين فرزندان خلق آلوده كنند و ناجوانمردانه آنها را از پشت به رگبار مسلسل ببندند و زماني كه انقلابيون به منظور دفاع به مقابله مي‌پردازند و اين جنايتكاران را مي‌كشند بوقهاي تبليغاتي رژيم مرثيه سرميدهند كه اين تازه‌داماد و پدر و مادر پيرش چه گناهي داشته‌اند. اين سؤالي است كه ما از رژيم جنايت‌پيشه داريم، دهها تن از برادران انقلابي ما را به چه جرمي ناجوانمردانه كشتيد؟ چرا مهندس علي ميهن‌دوست را که داراي همسر و فرزندي دو ساله بود و پدر و مادر خود را تحت تکفل داشت ناجوانمردانه کشتيد شهداي قهرمان مهندس ناصر صادق، مهندس علي باكري و محمد بازرگاني و ساير برادران انقلابي و مسلمان ما خون چه كسي را به ناحق ريختند كه دست به خونشان آلوده كرديد؟ آيا رژيم جنايت‌پيشه مي‌تواند پاسخ دهد كه چه كسي آيت‌اله سعيدي را در زير شكنجه وحشيانه كشت. آيت‌اله خميني مرجع بزرگ شيعيان چرا از وطن تبعيد شد؟ آيت‌اله طالقاني به چه جرمي مي‌بايست در سن هفتادسالگي به بد آب‌وهواترين نقاط ايران تبعيد شد؟ آيا كافي نبود كه شش سال اين مسلمان انقلابي را در سياه‌چالهاي خود اسير كرديد و از هيچ شكنجه و اهانتي خودداري نكرديد؟ ما به هيچ رو قصد ناله و زاري نداريم و پاسخ تمام اين جنايت‌ها را با زبان آتش و گلوله خواهيم داد. … و اما پاسخ ما در مورد كشته شدن اين افسر مزدور اينست كه اگر او يك جنايتكار حرفه‌اي نمي‌بود و قصد خون فرزندان انقلابي خلق را نداشت  با آن مسلسل (يوزي) اسرائيلي و دو تن عنصر رذل و مسلح ديگر در خيابانها به شكار انقلابيون نمي‌پرداخت و از پشت به آنها حمله نمي‌كرد. آيا اين مسلسل اسرائيلي براي حمايت از منافع مردم بود با شكار فرزندان مردم و دفاع از منافع رژيم جنايت‌پيشه شاه و امپرياليسم خونخوار آمريكا، ما از روز اول اعلام كرده‌ايم كه گلوله‌هاي انقلابيون سينه كساني را سوراخ خواهد كرد كه سينه ما را هدف قرار داده‌اند. انقلابيون به مأموريني كه به خاطر رقمي و پاداش حاضر نباشند جنايتكارانه به روي آنها آتش بگشايند كاري نخواهد داشت. زيرا كه به خوبي مي‌دانيم كه بسياري از اين مأمورين گرفتار همان مظالم و فشارهايي هستند كه ميليونها نفر از خلق محروم ما دچار آنند، زيرا كه به خوبي مي‌دانيم بسياري از اينها به خاطر لقمه ناني به خدمت دستگاه اهريمني شاه و اربابانش درآمده‌اند نبرد. ما به خاطر از ميان‌بردن دشمنان قسم‌خورده خلق ايران است و اگر اين بزدلان ترسو خود را در پستوهاي كاخهاي پرپيچ‌وخم خود مخفي كرده‌اند و عده‌اي جنايتكار رذل و عده‌اي فريب‌خورده را به پاسداري غارتگري‌ها و چپاولگري‌هاي خود واداشته‌اند. انقلابيون خود مردانه پا به ميدان گذاشته‌اند و طبيعي است كه در اين نبرد نخستين قربانيان رژيم كساني هستند كه چه بنا بذات پليدشان و چه از روي ناداني و ناچاري به دفاع و حراست غاصبين حقوق خلق برخاسته‌اند.

پيروز باد نبرد مسلحانه خلق قهرمان ايران، مستحكم باد وحدت نيروهاي رزمنده و انقلابي خلق، جاويدان باد خاطره شهداي قهرمان. «مجاهدين خلق ايران»

ان الملوک اذا دخلوا قريه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله و كذالك يفعلون (سوره نمل ـ 34)

«شاهان چون به سرزميني وارد شوند آنرا به فساد كشيده و سرفرازيهاي مردم آن را به خواري بدل مي‌كنند و اين مشي آنهاست»

استعمارگران از قديم بر اين عقيده بوده‌اند که براي غارت يك سرزمين و استثمار خلق آن بايد در چند جبهه وارد نبرد شوند يكي از مهمترين جبهه‌هايي كه پيروزي را مدتي براي اين چپاولگران تأمين مي‌نموده نبرد با فرهنگ و سنن انقلابي خلق بوده و هست. در رابطه با اين اصل  استعماري بود كه هيئت‌هاي به ظاهر مذهبي به سوي كشورهاي فقير و عقب‌مانده به راه افتادند و با آلوده ساختن اخلاق و مذهب و تحريف تمدن و فرهنگ اجتماعي اين ملتها راه را براي ورود استعمارگران هموار كردند. نابودي تمدن اسلامي آندلس (اسپانيا) شاهد تاريخي بارزي بر اين گفته‌هاست. در رابطه با همين برنامه استعماري بود كه يكباره استعمارگران انگليسي دلشان به حال زنان به سوختن افتاد و در حالي كه ملتهاي فقير هزار مسأله لازم و حياتي داشتند در كشورهاي مسلمان الجزائر، تركيه و ايران مسأله كشف حجاب را پيش كشيدند و به زور و توهين چادرهاي زنان مسلمان را دريدند. هنوز مادران ما بي‌عفتي‌ها و قلدريهاي رضاخان را از ياد نبرده‌اند امروز هم در ميهن ما چنين برنامه‌هايي با شكلي عميق‌تر و در سطح بسيار وسيع در شرف تكوين است. انتشار مجلات فاسدكننده نظير زن روز و اين هفته، ‌حمايت از ساختن و ورود فيلمهاي سينمايي مبتذل، ايجاد و توسعه كاباره‌ها،‌ قمارخانه‌ها و عشرتكده‌هاي زيرزميني، توسعه شبكه تلويزيوني با برنامه‌هاي مبتذل و آلوده به دو منظور ايجاد بازار فروش براي محصولات بنجل خارجي و نيز اشاعه فساد در دورترين نقاط كشور و … از اين مقوله است.  ما بنا بر وظيفه‌اي كه به عهده گرفته‌ايم نمي‌توانيم نگراني خود را از موج فساد و آلودگي كه برادران و خواهران جوان‌مان را هر روز پيش از پيش در خود فرومي‌برد پنهان داريم. طبعاً جوان بيگناه و معصومي كه به دامان اين آلودگي‌ها كشيده مي‌شود رامترين عنصر در مقابل چپاولگري‌هاي اين دزدان داخلي و خارجي است و ديگر از او ترسي ندارد كه هيچ، ‌بلكه خودش را هم به اشكال گوناگون مورد استثمار قرار مي‌دهد. چرا رژيم جهت عمده اين برنامه جنايتكارانه‌اش را به سوي جوانان متوجه ساخته است؟ روشن است زيرا که موج آگاهي و احساس مسئوليتي که جوانان ميهن ما را به سوي انقلاب مسلحانه آزادي‌بخش كشيده است. خطري بسيار جدي است كه حيات رژيم پوشالي شاه و اربابانش را به خطر انداخته،‌ بي‌دليل نيست كه دولت خريدهاي قاچاقچي برنامه به اصطلاح هدايت جوانان را با بودجه گزاف در سرلوحه اقدامات خود قرار داده است. رهبري چنين برنامه به‌ظاهر هدايت‌كننده‌اي آنهم از طرف اراذل و اوباش درباري و گانگسترهاي جاني و رذل ساواك ماهيت اين برنامه‌ها را روشنتر مي‌سازد. بي‌دليل نيست كه يك كتاب علمي و اجتماعي چند بار بايد در زير سانسور شديد ساواك قرار گيرد ولي مجلات فاسد بدون هيچ مانعي قبيح‌ترين و ضداجتماعي‌ترين عكسها و آلوده‌ترين مطالب را به خورد جوانان ما بدهند، در حالي كه چمدان چمدان هروئين توسط كارگزاران دربار، شاهزاده‌ها و شهزاده خانم‌ها به كشور وارد مي‌شود و هزاران جوان بيگناه را آلوده مي‌سازد. رژيم دم از مبارزه با مواد مخدر و با اعدام قاچاقچيان يا در حقيقت رقيبان خود ميزند زيرا اين سرپوش كه اين قاچاقچيان جوانان مملكت را فاسد مي‌كنند و پا به پاي اين برنامه‌هاي فاسد و آلوده، پاكترين، گرامي‌ترين، بااستعدادترين و فداكارترين جوانان ميهن ما را به جوخه اعدام مي‌سپارد. محيط مقدس دانشگاه را به خون فرزندان خلق آغشته مي‌سازد. حوزه‌هاي علميه مذهبي را بر سر روحانيون خراب مي‌كند، مراجع تقليد را خانه‌نشين و يا تبعيد مي‌نمايد.

به ادعاي رژيم موج احساس مسئوليت جوانان ميهن ما نه به خاطر دزديها و غارتگري‌هاي شاه و اربابانش و نه به خاطر فجايع و مظالمي است كه بر هم‌ميهنان ما ميرود بلكه علت آن «جواني‌كردن» و «اقتضاي سن» و «نداشتن احساس مسئوليت فكري و اجتماعي» است. اينست كه بايد با انتشار مجلات فاسد و توسعه فيلمهاي مبتذل و برنامه‌هاي مشغول‌كننده نظير فوتبال از نوع استعماري آن نه از نوع سالم آن جوانان را مشغول كرد و اينست كه درست در زماني كه ارزنده‌ترين فرزندان خلق را در زير شكنجه‌هاي وحشيانه خود، جنايتكارانه مي‌كشد‌تيمهاي فوتبال خارجي را به ايران مي‌آورد و در ورزشگاهي با خرج ميليون‌ها تومان كه به بهاي فقر و حتي مرگ هزاران دهقان گرسنه بلوچ و خراساني و آذربايجاني و …. و خانه‌خرابي و مرگ دهها هزار نفر در اثر سيل و زلزله تمام شده. مردم ما را ريشخند مي‌كنند و بي‌دليل نيست كه اخبار فوتبال در روزنامه‌هاي دولتي بسيار مهمتر از بمباران 24 ساعته هواپيماهاي جنايتكاران آمريكايي و قتل‌عام مردم قهرمان ويتنام قلمداد مي‌شود.

…. و در رابطه مبارزه مردم عليه تمام اين اقدامات فسادآلود و جنايتكارانه بود كه دفتر مجله «اين هفته» را منفجر كرديم. بدون شك اين آخرين اقدام ما نخواهد بود و بنا به وظيفه مقدسي كه در قبال خلق به عهده داريم انهدام لانه‌هاي فساد و نابودي گردانندگان اين برنامه‌هاي جنايتكارانه به عنوان يك هدف انقلابي تعقيب خواهد شد.

مرگ بر شاه خائن اين ديكتاتور هرزه و فاسد.

پيروز باد انقلاب مسلحانه مردم ايران به پيشگامي فرزندان انقلابي خلق

مستحكم باد وحدت نيروهاي رزمنده و انقلابي

«مجاهدين خلق ايران»

25/2/51

 

جامعه‌اي كه ماه را بپرستد خداي را نخواهد پرستيد و بر اراده و عزم خود ارزش نخواهد گذاشت و هم چون گوسفنداني ذليل و زبون ـ كوركورانه به دنبال چوپان خواهد رفت و شبان بي‌خرد را هم به غرور و اشتباه خواهد انداخت و سرانجام طعمه گرگ خونخوار خواهد شد و از دزوه‌ي شرافت و حيات با سر سقوط خواهد نمود.  علي (ع)

 

مجاهد در حال حاضر نمي‌تواند آدرس خود را معرفي نمايد. براي ارسال كمكهاي فكري و قلمي و مالي به طور مستقيم با ما تماس بگيريد.

 

 

 

نامه علماء بزرگ فارس

نامه علماء بزرگ فارس به حضرت آيت‌اله العظمي مبني بر تقاضاي اقدام براي رفع خطر از جوانان مسلمان مجاهدي كه در ايران محكوم به اعدام شده‌اند.

بسم‌الله الرحمن الرحيم

«فذكّر فان الذكري تنفع المؤمنين»

حضور محترم حضرت مستطاب آيت‌اله العظمي آقاي حاج سيد هادي ميلاني دامت بركاته. پس از عرض سلام و اخلاص به نظر مي‌رسد آيه شريفه‌اي كه در سرمقاله به نظر مبارك مي‌رسد موردي ندارد زيرا حضرتعالي با دارا بودن شأن بزرگ روحانيت و زعامت شيعيان بايد هميشه متذكر مسائل و مصائبي كه بر مسلمانها وارد ميشود باشيد و در حفظ جان آنها كوشش فرمائيد. ولي از آنجايي كه حادثه‌اي كه خداي نخواسته در شرف وقوع است موجب تأثر جامعه روحانيت فارس گرديده و باكمال تأسف هيچگونه اقدامي تاكنون از مراجع به عمل نيامده لازم بود جداً به مضمون آيه شريفه توجه فرمائيد و داعيان اين تذكر را داده باشيم تا در محضر عدل پروردگار عالم در مشاهد قيامت مسئوليتي از اين جهت نباشد، لابد خاطر مبارك مستحضر است كه مدتي است عده‌اي از جوانان مسلمان مجاهد كه جز انگيزه ديني و جهاد در راه اسلام عزيز داعي ديگري نداشتند به عناويني در محاكم نظامي محاكمه و حكم اعدام درباره آنها صادر شده است. اينها حافظ و قاري قرآنند و در اين روزگار تاريك مبلغ اسلامند، همه جوانند، اهل نمازند.

آيا در اين حكم غيرعادلانه تاكنون اقدامي فرموده‌ايد يا نه؟

آنچه داعيان را بر نوشتن اين نامه (با كمال معذرت) برانگيخت و مصدّع اوقات شريف شديم وجوب حفظ جان يك عده جوان مسلمان است كه شايد در اين روزگار كم‌نظير باشند.

اميد است با توجه به مسئوليت بزرگ اين كار اقدام اساسي معمول فرمائيد، البته ممكن است آنها در تشخيص راه مجاهد اشتباهي مرتكب شده باشند ولي حضرتعالي توجه مي‌فرمايند اين اشتباه آنها را مهدورالدم نمي‌كند و مانع اساسي در حفظ جان آنها نيست.

ادام الله عزّكم