نهضت عاشورا، سنت مداحی؛ ضرورت یا انحراف
مهدی معتمدی مهر
روزنامه سازندگی
مورخ ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۸
چکیده: در فرهنگ ملی ایرانیان، «عاشورا» یک نهضت اخلاقی و فرهنگی است و فروکاستن آن به ابعاد ستایشگرایانه فردی که موید سلحشوریهای مبالغهآمیز یا نقض کرامت مردم باشد، با اهداف و جایگاه این مفهوم عظیم انسانی سازگاری ندارد. ذکر مناقب و مصیبت اهل بیت، ستایش خصلتهای سازنده اخلاقی و باورهای ایمانی تعالیبخش، انگیزش آگاهی و حتی عواطف انسانی، از جمله ضرورتهایی بوده که منجر به شکلگیری نهادهای مرثیهخوانی، وعظ و خطابه و حتی مداحی شده است. طبیعتاً هیچ تفکر اجتماعی نمیتواند بنا بر سنتی پیوریتینی، نافی مطلق این نهادها شده و منصرف از ساختهای زیباییشناسانه، در خصوص آن داوری کند. لیکن نقادی و عیار زدن این مناسک و سنتها و تلاش برای ظرفیتسازیهای همراستا با تعالی اخلاقی جامعه و آموزههای عقلانی و رحمانی قرآنی، به عنوان رسالتی ضروری، مومنانه و متعهد به ایران و اسلام ارزیابی میشود.
مقدمه
در فرهنگ ایرانی که ملهم از دو رکن تفکیکناپذیر ملی و اسلامی است، «عاشورا» نه یک رویداد و مناسبت صرفاٌ تاریخی که یک جنبش اجتماعی، فکری و سیاسی است. جنبشی که مولد قیامهای عدالتخواهانه زیادی در بستر تحولات مستمر فردی و اجتماعی ایران پس از ظهور اسلام به حساب میآید. مردم ایران، هرگز با حاکمیت اعراب و زبان عربی در مقام یک زبان رسمی، کنار نیامدند و با حاکمان دستنشانده خلفای اموی و عباسی به مثابه قومی غاصب، به رویارویی سیاسی و فرهنگی و حتی برخورد نظامی پرداختند، اما ایرانیان هوشمند، پس از بیرون راندن بیگانگان از مرزهای جغرافیایی و سیاسی و فرهنگی کشور، متعمدانه و آگاهانه، دین اسلام، رسمالخط عربی و مولفههای فرهنگی فراوانی از جمله «عاشورا» را پذیرا شده و به بهایی گرانتر از خون عزیزترین فرزندان میهن، از این سرمایه اجتماعی و اخلاقی محافظت کردند.
در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران، «عاشورا» همواره منبعی جاری و حاضر بوده که انگیزاننده تحولات کیفی بهبودگرایانه و ظلمستیزانه به حساب آمده است؛ بدان سان که حتی خسرو گلسرخی، شاعر و انقلابی مارکسیست هم در تبیین راهبرد چپ و تشجیع ملت برای مبارزه با دیکتاتوری شاه و ساواک، خود را بینیاز از اعتبارگیری از قیام امام حسین و نهضت انسانی و تحولخواهانه عاشورا نمیبیند. البته موضوع این یادداشت، «عاشورا» نیست و بلکه در راستای ارزیابی جایگاه مناسک مداحی در بستر این جنبش عظیم اجتماعی است که در سالیان اخیر، فراتر از سابقه تاریخی و کارکردهای شناخته شده، در عرصه تبلیغ «عاشورا» و خدمت به جریانات ویژه سیاسی، قد برافراخته است.
- 1. دیدگاه قرآن پیرامون مداحی
سنت و روایات به جا مانده از حضرت رسول و پیشوایان اخلاقی شیعه در مذمت مداحی و چاپلوسی، کتابی مستقل نیاز دارد که در مجال این نوشتار نمیگنجد. این رویکرد اخلاقی، منطبق بر آموزههای صریح قرآنی است که حتی نبی اکرم و رسولان الهی را در مقام بشری عادی قلمداد میکنند. بشری عادی که به رغم برخورداری از ظرفیت وحی، ایشان را پاسخگو به خدا و مردم دانسته و منصرف از هرگونه ستایشگری، مبالغهگویی، مطلقگرایی و صاحباختیاری (ربوبیت) قرار میدهد.
غاشیه، آیه ۲۲
لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ
ای پیامبر! ما تو را مسلط بر مردم قرار ندادیم.
آل عمران، آیه ۷۹
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ
سزاوار نیست که هیچ بشری، ولو آن که در کسوت نبوت باشد و خدا به او کتاب و دانش توام با بینش بخشیده باشد، به مردم بگوید که مرا بندگی کنید.
آل عمران، آیه ۸۰
وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
ای مردم! سزاوار نیست که فرشتگان و پیامبران را ارباب خود بگیرید و این کار موجب گرفتاری شما به کفر خواهد بود؛ پس از آن که اسلام آوردید.
- 2. سیره پیشوایان شیعه پیرامون مداحی
بر اساس آنچه از اسناد تاریخی و روایات شفاهی به جا مانده از تاریخ اسلام، سیره پیامآور خاتم (ص) و سنت امامان شیعه (ع) به دست میآید، تا یکی دو قرن گذشته، مناسک و سنتی مستقل دیده نمیشود که موسوم به «مداحی اهل بیت و رسول اکرم» باشد و بلکه، مدح و چاپلوسی و مبالغه و زیادهگویی، در مقام شرک و نفاق و ریاکاری، مذموم قلمداد میشده است و حتی بنا بر روایتی تاریخی، تنها مورد اجرای حکم ارتداد در زمان خلافت امام علی (ع) ناظر بر اعدام یکی از غالیان شیعه بوده است. اقوال صریحی از پیشوایان شیعه، بر مذمت مداحی و چاپلوسی و غلوگرایی موجود است که این عمل را خلاف «اخلاص» و «صدق» و بالاتر از آن، «نقض توحید» و آموزههای صریح قرآنی قلمداد کردهاند، تا بدانجا که نبی اکرم میفرماید: به چهره مداحان خاک بپاشید [احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَابَ]
نامه ۵۳ نهجالبلاغه
ثُمَّ لْيَکُنْ آثَرُهُمْ عِنْدَکَ أَقْوَلَهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ لَکَ وَأَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَکُونُ مِنْکَ مِمَّا کَرِهَ اللهُ لاِ َوْلِيَائِهِ، وَاقِعاً ذَلِکَ مِنْ هَوَاکَ حَيْثُ وَقَعَ. وَالْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَالصِّدْقِ، ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلاَّ يُطْرُوکَ وَلاَ يَبْجَحُوکَ بِبَاطِل لَمْ تَفْعَلْهُ، فَإِنَّ کَثْرَةَ الاْطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ، وَتُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ.
بايد كه برگزيدهترين وزيران تو كسانى باشند كه سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در كارهايى كه خداوند بر دوستانش نمىپسندد، كمتر تو را يارى كنند، هر چند كه اين سخنان و كارها تو را ناخوش آيد. به پرهيزگاران و راستگويان بپيوند، سپس، از آنان بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلى كه مرتكب آن نشدهاى، شادمانت ندارند، زيرا ستايش آميخته به تملق، سبب خودپسندى شود و آدمى را به سركشى وادارد.
امام هادی ـ الدره الباهره
و قد أكثر من إفراط الثّناء عليه-: أَقْبِلْ عَلَى شَأْنِكَ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَلَقِ يَهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذَا حَلَلْتَ مِنْ أَخِيكَ فِي مَحَلِّ الثِّقَةِ فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلَى حُسْنِ النِّيَّةِ.
به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند : از این کار خودداری کن که تملق بسیار، بدگمانی به بار آورد و اگر برادر مؤمنت مورد اعتماد تو واقع شد، از تملق او دست بردار و حسن نیت نشان ده.
خطبه ۲۱۶ نهجالبلاغه
فَلَا تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَلَا تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ
مرا نستاييد، با من به عباراتى كه با گردنكشان و ستمكاران سخن گفته مىشود سخن نگوييد و به احتياطى كه با خودخواهان زود خشم روبرو مىگردند، روبرو نشويد و محافظهكارانه با من صحبت نكنيد.
- 3. پیشنیه تاریخی
آن میزان که از سابقه تاریخی و اصیل فرهنگ اسلامی پیرامون مناسک مداحی در اسلام و شیعه به دست میآید، تایید و حمایت پیشوایان دینی ما از شعرایی فرهیخته و متعهد مانند «حسان بن ثابت انصاری» و «مالک بن کعب انصاری» و نظایر ایشان است که سخنشان متضمن وجوه هنری و ظرافتهای کلامی و ذکر مناقب و نیکیهای اخلاقی و رفتاری بوده است که در مقام قدردانی از مخلوق، فاقد جنبههای اغراقآمیز و مبالغهگویانه ارزیابی میشود و کاربرد اصلی آن، در مقام تشجیع و حماسهسرایی و تشویق مردم به مقابله با مشرکین مهاجم قرار داشته است که باید در چارچوب فرهنگ روزگار بادیهنشینی بدان توجه داشت .
گاهی نیز، این اشعار ماهیت مرثیهسرایی و ذکر مصیبت ناشی از ستمکاریها و تبعیضها را داشته است و حتی در همین موارد هم توصیههای اکیدی از پیشگامان اخلاقی اسلام و به ویژه رسول اکرم به جای مانده است که در سرودن این اشعار، واژگان شرکآمیز و توام با مبالغه یا ناسزاگویی به کار نرود.
- 4. جامعهشناسی فرهنگ مداحی
اشعار زیبا و هنرمندانهای از گذشته تا کنون در حوزه فرهنگ و ادب فارسی به چشم میخورند که به وجوه عدالتخواهانه، اخلاقی و تراژیک نهضت عاشورا و تبیین وجوه جوانمردانه شخصیتهای راسخ دینی مسلمان ناظرند. ترکیببند مشهور محتشم کاشانی با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» یا غزل ـ قصیده زیبای شهریار با عنوان «علی ای همای رحمت» از جمله آثار ماندگار شعر پارسی در این حوزه به شمار میروند. شیخ اجل نثر و شعر ایران ـ سعدی بزرگ ـ یا مولوی نیز اشعار ماندگار و اصیلی در نعت بزرگان دین و به ویژه رسول اکرم (ص) نوشتهاند که تمامی بر عناصر اخلاقی و آرمانگرایانه استوارند.
رسوبات فرهنگ استبدادزده که نزدیک به سه هزار سال، در حیات اجتماعی ایرانیان ریشه دارد و برخاسته از سابقه مستمر حکومتهای خودکامه و استبدادی است، بر ذهن و روح ملت ایران آثار مخربی بر جای نهاده است و حتی فرهیختگان و اندیشمندان و سخنسازان نیز از این بلیه، مصون نماندهاند. گرایش به ساخت و پرداخت «قهرمان» و «ابَرانسان» یا مفهوم «انسان کامل» آن گونه که در عرفان ایرانی حتی پیش از اسلام نیز رواج داشته است، پیامدهای غیرسازنده همین فرهنگ استبدادزده است که نیاز به «قهرمان» را بدیل مسئولیتپذیری، شجاعت و ابتکار عمل قرار داده است.
در این راستا، «قهرمانِ فرهمند و کوشنده» به جای «ملت ناآگاه و تنبل و آموزشنادیده» مقاومت میکند و «انسان کامل» قرار است پهلوانی باشد تا یکتنه و بینیاز از همکاری جمعی، تنها به یمن برکشیدن آهی، خانه ظالم را ویران و رستگاری بشر را تامین کند و حال آن که قرآن کریم، خبر از انسان کمالجویی میدهد که در تعبیر «عبادتگزار» یعنی «پاینهنده مدام بر سنگلاخها» تقدیر خود را در مسیر تحقق آرمانها و اهداف اخلاقی و ایمانی رقم میزند و در سفر مستمر و توقفناپذیر به سوی تنها کمال هستی که با تعابیر برکتبخش «الی الله المصیر» و «الی الله ترجع الامور» تبیین میشود، هرگز از راه باز نمیایستد و مردم را به همکاری و تقوا دعوت میکند.
کهف، آیه ۹۵
قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا
ذوالقرنین به مردم گفت: امکاناتی که صاحباختیارم به من عطا کرده، بهتر از کمک مالی شماست ولی به نیروی انسانی، مرا یاری کنید تا میان شما و آنها سد محکمی بنا کنم.
- 5. سازمان تبلیغات اجتماعی عاشورا
در طول تاریخ پس از اسلام، تبیین قیام عاشورا و تبلیغ مفاهیم ارزشی آن در حوزه عمومی، اغلب به عهده دو گروه مردمی و مستقل از حکومتها بوده است: یک سو اندیشمندان، خطیبان، واعظان و روحانیون حاضر در عرصه عمومی قرار داشتهاند که مردم را به آزادگی، ایثار و قیام برای عدالت بر میانگیختند و هیات حاکمه را به عبرت از فرجام تمامیتخواهیها و ستمپیشگیها رهنمون میکردند و در سوی دیگر، جریان اصیل «روضهخوانی» که به رغم برخی مبالغهگوییها، جهتگیری اخلاقی داشتند و بر عواطف انسانی و مصیبتهای ستمپیشگان و مظلومیت آرمانخواهان متمرکز بودند.
بر همین اساس، طبیعی بود که گفتمان حاکم بر ترویج فرهنگ عاشورایی، در طول قرون متمادی، مبتنی بر اخلاقگرایی، کرامت بشر، حقوق مردم و شجاعت اخلاقی استوار شود، اما اشعار و سازمان مداحان که در سنوات اخیر جایگزین تحمیلی هر دو جریان فوق شده است، با برخورداری از بودجههای کلان دولتی و بدون نظارت نهادهای رسمی و غیررسمی که با مدد صدا و سیما و در سطحی فراگیر تبلیغ میشود، با اجزای راهبردی و سابقه معرفتی جنبش اجتماعی عاشورا چندان همخوانی نشان نمیدهد.
تمسک به عوامفریبیهای بی حد و حصر و حتی ابتلا به لمپنیسم و بهرهگیری از ترکیبهای ناموجه مانند «پیرغلام» یا «نوکر» و نظایر آن و انتشار فیلمهای موهن در فضای مجازی که در هیبتی فروتر از شان انسانی، در صدد عرض ارادتمندی بر میآید، با گفتمان اصیل پیشوایانی که حتی در اوج دوران بردهداری، برای بردگان و کنیزان قائل به حقوق انسانی و مقام حریت بودند و به حکم آموزههای قرآنی، «بنیآدم» را صرفنظر از تعلقات نژادی و جنسیتی و گرایشات دینی و حتی نوع عملکردش، ارج نهاده و واجد حقوق و کرامت میشناختند، موانست و همخوانی ندارد.
- 6. تهدیدها
ارتقای ساختار مداحی به یک سازمان عریض و طویل با بیش از یک صد و پنجاه هزار پرسنل رسمی که بودجه دولتی میگیرد، افزون بر مغایرت با رویکرد تاریخی نهضت عاشورا که از میان مردم جوشیده و در طول تاریخ، نه تنها وابستگی به حکومتها نداشته، بلکه مستقل و رویاروی حکومتهای خودکامه اثربخشی داشته است، میتواند زمینههای انحراف فراگیر فکری و ابتلای جامعه به خرافات، بیتفاوتی و مسئولیتگریزی را پدید آورد و مخاطراتی غیرقابل مهار نظیر سوءاستفادههای ابزاری از این ساختار و تنزل آن به گروههای سرکوب و فشار را فراهم کند. انتشار خبر اخیر مبنی بر بازداشت تعدادی از مداحان نفوذی اسراییلی که توسط رییس سازمان بسیج مداحان اعلام شد، این نگرانیها را واقعبینانه مینماید.
چکیده: در فرهنگ ملی ایرانیان، «عاشورا» یک نهضت اخلاقی و فرهنگی است و فروکاستن آن به ابعاد ستایشگرایانه فردی که موید سلحشوریهای مبالغهآمیز یا نقض کرامت مردم باشد، با اهداف و جایگاه این مفهوم عظیم انسانی سازگاری ندارد. ذکر مناقب و مصیبت اهل بیت، ستایش خصلتهای سازنده اخلاقی و باورهای ایمانی تعالیبخش، انگیزش آگاهی و حتی عواطف انسانی، از جمله ضرورتهایی بوده که منجر به شکلگیری نهادهای مرثیهخوانی، وعظ و خطابه و حتی مداحی شده است. طبیعتاً هیچ تفکر اجتماعی نمیتواند بنا بر سنتی پیوریتینی، نافی مطلق این نهادها شده و منصرف از ساختهای زیباییشناسانه، در خصوص آن داوری کند. لیکن نقادی و عیار زدن این مناسک و سنتها و تلاش برای ظرفیتسازیهای همراستا با تعالی اخلاقی جامعه و آموزههای عقلانی و رحمانی قرآنی، به عنوان رسالتی ضروری، مومنانه و متعهد به ایران و اسلام ارزیابی میشود.
