پيام نهضت آزادي ايران به مناسبت چهارم خرداد
بسمه تعالي
منالمومنين رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه فمنهم من قضي نحبه ومنهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.
از مؤمنان مرداني پيماني را كه با خدا داشتند با صداقت انقلابي به انجام رسانيدند پس برخي از اينان به پايان وظيفه انقلابي خود رسيدهاند و برخي در انتظار ايستادهاند و پيمان خود را به هيچ وجه تبديل نكردند. (احزاب/23)
در سالهاي تاريك بعد از 15 خرداد 1342 و كشتار عمومي مردم و محاكمه و محكوميت سران و جوانان آزاده و مسلمان نهضت آزادي و بالاخره تبعيد مرجع بزرگ و دلير امام خميني از يك طرف جامعه ما در اعماق يك ديكتاتوري سراپا وابسته به استعمار و در عين حال رياكار و روشنفكرنما فرو رفت و نهضت آزاديبخش توده ايراني كه با انديشه و آموزش اسلامي آغاز گرديده بود به نقطه عطف تاريخي خود رسيد، و از طرف ديگر، مبارزه قانوني و در چارچوب قانون اساسي به بنبست رسيد، ازآن پس جوانان پرشور و مبارز وطن گروه گروه به خط مبارزه قهرآميز پيوستند.
درميان آنان تنها يك گروه بودند كه براساسي محكم و به دور از هيجانزدگيهاي بازتابي و احساساتي و با اراده و تقوايي استوار كار آمادگي و بسيج در جهت مبارزه مسلحانهاي منبعث از مكتب اسلام تلاش خستگيناپذير خود را آغاز كرد و به كسب دانش و تجربه مبارزه انقلابي پرداخت.
بنيانگذاران اين گروه شهداء محمدحنيفنژاد، سعيد محسن و علياصغربديعزادگان از پاكترين، آگاهترين و فداكارترين فرزندان مسلمان نهضت آزادي ايران بودند و به دنبال حوادث سال 42 و 43 با تحليلي دقيق از شرايط اجتماعي ـ سياسي ايران، لزوم يك مبارزه مكتبي و مسلحانه را راهحل خروج جنبش آزاديبخش ايران از بنبست يافتند و به دنبال اين كشف با تمام وجود و با كاري عظيم و بيسابقه و با احساس مسئوليتي بينظير به تربيت خود و ياران باوفاي اوليه جهت كسب صلاحيت رهبري و بنيانگذاري يك مبارزه طولاني مدت مكتبي به راه افتادند. حاصل كار و تلاش مردانه آنان سازمان مجاهدين خلق ايران بود كه از سال 1349 تاكنون ضمن مبارزه مسلحانه با الهام از اصيلترين منابع اسلامي و با بهرهبرداري از آخرين دستاوردهاي بشري و تجربيات سازمانهاي انقلابي جهان يك مكتب تربيتي و انسانسازي جديد را بنيان گذارند و به حق تا اين تاريخ سنتهاي انقلابي نويني در ميان مبارزان و مجاهدان اسلامي رايج ساختند كه نقشي مهم در تحول جنبش انقلابي اسلامي توده ايراني داشته به گمان صاحبنظران آگاه و بيطرف يكي از سه پايه انقلاب اسلامي ايران گرديد.
رژيم خودكامه و كثيف پهلوي، پس از كشف اين سازمان وقتي به عمق و تشكل اين گروه برخورد چنان از آن بيمناك و نسبت به آينده خود هراسناك شد كه حتي برخلاف موازين ادعائي خودش و تظاهرات رياكارانه شاه، عدهاي از بهترين و صادقترين فرزندان اسلام را كه از مؤسسين اوليه و از كادر مركزي اين سازمان بودند به خون كشيد و پنج نفر از آنان حنيفنژاد، سعيد محسن، بديعزادگان، مشگينفام و عسگريزاده در سپيده دم چهارم خرداد 1351 آماج تيرهاي استعمار و استبداد شده شربت شهادت نوشيدند و به آستان كبريائي پروردگارشان و به كاروان شهيدان و صديقين و انبياي خدا پيوستند. وه چه با شكوه سرانجامي و والامقام قافله سالاراني و حسن اولئك رفيقا!
خون اين شهيدان آزاده اسلام، بنا به وعده پروردگار و سنت آفرينش، از بين نرفت و به حداكثر شكوفائي و ثمربخشي نائل گرديد. اگرچه با از بين رفتن معلمين اوليه و به سبب جنايتهاي عدهاي منحرف اين سازمان دچار تفرقه شد و از اين رهگذر به جنبش انقلابي ايران لطماتي خورد معذلك راه و رسم آنان آشكار است و ياران باوفايشان همچنان به راه خود ادامه دادهاند و ميدهند.
اميد آنست كه اين سازمان ضمن حفظ وحدت و اصالت اسلامي خود، همچنانكه سنت بنيانگذاران آن بوده است، با تقوا و فروتني خاص مجاهدان صدر اسلام، كار سازماندهي و تربيت انقلابي فرزندان مسلمان اين سرزمين را ادامه دهد.
لتبلون في اموالكم و انفسكم ولتسمعن منالذين اوتواالكتاب من قبلكم و منالذين اشركوا اذي كثيراً و ان تصبروا وتتقوا قان ذلك من عزمالامور(1) (آل عمران 186)
نهضت آزادي ايران
2/ خرداد/1358
(1) هر آينه شما را به مال و جان آزمايش خواهند كرد و بر شما از زخم زبان آنها كه پيش از شما كتاب آسماني به آنها نازل شد آزار بسيار خواهد رسيد و اگر صبر پيشه كرده و پرهيزگار شويد، كه ثبات و تقوي سبب نيرومندي و قوت اراده در كارهاست.
