تذكر و هشدار نهضت آزادی ايران به جريانهای افراطی و ارائه نظرات خود ١٤/تير/١٣٥٨

title

تذكر و هشدار نهضت آزادي ايران به جريانهاي افراطي و ارائه نظرات خود

بسمه تعالي

  در يك جامعة انقلاب زده ـ و نه انقلابي ـ هيچ حركت و اقدامي سازمان يافته و هماهنگ سرنمي‌زند. انقلاب را با آشوب و آنارشيسم، آزادي را با بي‌نظمي و لاقيدي، انتقاد و تذكر را با دعوا و جنجال و بالاخره تظاهرات سياسي را با لشگركشي و مانور نظامي اشتباه مي‌كنند.

  مردمي كه سالها تجربيات انقلابي مسلحانه را پشت‌ سر گذاشته از اين كوره آدمسازي آبديده بيرون آمده‌اند و با تولدي نوين به تاريخ آزاد خود قدم مي‌گذارند، هرگز موضعگيريها را درهم نمي‌آميزند، دوست و دشمن، بيگانه و خودي، انقلابي و فرصت‌طلب، برادر و منافق و بالاخره ميدان همكاري و صحنة نبرد را از يكديگر باز مي‌شناسند.

  انقلاب آزاديبخش ايران، ما را در مرحلة نخست از اسارت استبداد و بندهاي استعمار رها ساخت و صفحة نويني در تاريخ اين مردم هميشه مبارز گشود، اما مراحل سازندگي انقلابي و خودسازي بنيادي را فاقد بود. تنها سلاح ما، در اين نبرد نابرابر در روياروئي با بزرگترين طاغوت زمان و قدرت امپرياليستي جهان، ايمان، و طريق حركت: نمايشهاي شكوهمند و خدائي همبستگي، و در مرحلة اوج جنبش، به گفته امام، وحدت كلمه بود. اما پس از پيروزي سريع و غافلگير كننده 21 و 22 بهمن ماه 1357 كه براي انقلابيون غافلگيري بيشتري در بر داشت تا براي دشمن توطئه‌گر و افتادن سلاحهاي دشمن به دست مردم، مردمي كه چندان آمادگي به دست گرفتن سلاحهاي دشمن را نداشتند، گوئي آن ايمان و وحدت كلمه يكباره جاي خود را به يوزي و ژ3 و ام‌يك داد و اختلافات گروهي و فرقه‌اي و ايدئولوژيك و حساب‌هاي شخصي و خانوادگي و كينه‌هاي تعصب‌آلود و مغرضانة جاهلي به بدترين شكل خود بروز كرد. احساس مسؤوليت به خودمحوربيني، احساس برادري به بيگانه‌نگري و احساس تحمل و تسامح و گذست به انتقام‌كشي و كينه‌توزي مبدل گرديد. فرصت‌طلبان كه در تمام دوران مبارزات مردم و روزهاي حماسه‌آفرين شهادتها يا خريده و يا به سكوت كشانيده شده بودند، يكباره سر بلند كرده خود را سهامدار و ميراث‌خوار انقلاب و انقلابيون دانستند و با روزنامه‌اي يا تريبوني يا هر وسيله ديگري به مطرح ساختن خود و غرض خاص خويش پرداختند. در اين ميان كار مجموعه رهبري و هيأت اجرائي، به جاي شاختن و ترميم خرابيها، و دادن افكار انقلابي و سازنده، رسيدن به ‌اين درگيريها، خنثي كردن توطئه‌ها، رفع اختلافات، جوابگوئي به توقعات و مشغول شدن به حوادث ساختگي و جلوگيرنده شد.

  در اين ميان نقش گروههاي سياسي با سابقه كار انقلابي و مسلحانه و داشتن تجربياتي پربار از گذشته، بسيار شگفت‌انگيز و تأسف‌بار و نااميدكننده است. انتظار مي‌رفت كه ‌اين گروهها، چه آنان كه با بينشي توحيدي و الهي به مبارزه قهرآميز دست زده‌اند و چه گروههائي با افكار ماترياليستي، همگي با تقوائي سياسي و صبري انقلابي و قدرت تحملي برادرانه، براي ديگر مردم كه تجربيات مسلحانه و انقلابي ندارند، نمونة متعالي و كاملي از رفتار و گفتار مردمي رشد يافته و متكامل گردند، اما با كمال تأسف ديديم كه همه آنان بدون استثناء به تسويه حسابهاي گروهي و تصفيه‌هاي شخصي پرداختند و آنچه كمتر مطمح نظر است، خدا و مردم و خالق و خلق مي‌باشد. و گروههاي ديگري كه به تقليد از سازمانهاي ريشه‌دار قبلي از هر دو يا هر سه سو (اسلامي، ماركسيستي، ملي) هر روز مانند قارچ روئيدند و تعدادشان مانند روزنامه‌ها و مجلاتشان از يكصد هم تجاوز كرد، در تمام اين خصلتها و درگيريها، از سابقين پيروي كردند و خود را در يك اردوي در حال جنگ و انتقامكشي قرار دادند، و آنان كه حاضر به كار گروهي نشدند بطور فردي و امت واحده به همين اعمال روي آوردند و به نام انقلاب به كارهاي ضدانقلابي دست يازيدند و به نام اسلام به ريشه‌كن كردن اسلام كمر بستند.

  از آغاز پيروزي نظامي يا سياسي مردم، سسله حوادثي بطور زنجيري به وقوع پيوست كه صرفاً خط فوق‌الذكر را مي‌پيمود و هنوز هم در همين خط ادامه دارد. از ميتينگهاي داخل و خارج دانشگاه گرفته تا مراسم و سالگردهاي مختلف و فجايع سنندج و گنبد و نقده و خرمشهر و كارهاي غيرمسؤولانة افراد و گروهها و آدم‌ربائيها و ترور شخصيتها و حمله‌ها و برخي گرفت و گيرهاي نسنجيده و آتش‌زدن كتابخانه‌ها و پاره كردن اعلاميه‌ها و حادثه فرودگاه براي رفتن به ليبي و واقعه اخير فرودگاه و گروگان‌گيري مسافران خارجي و داخلي و حمله به تظاهرات و انتشار بازجوئيهاي متهمي كه هنوز تكليف او از طرف دادگاه معين نشده و برخي سخنان منافقانة تفرقه‌افكن فرصت‌طلبان از فراز منبر مقدس و اقدامات ناپخته و بيجاي كسب اطلاعات امنيتي از يك دشمن فرصت‌طلب مانند شوروي و انواع كارهاي آشوبگرانة دگم و به هم زدن اجتماعها و تظاهرات و راهپيمائيها و اعتراضها و ترور افكار و عقايد برخي از مسؤولين همه و همه در جهت ضربه زدن به انقلاب و جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته، آگاهانه يا ناخودآگاه آلت دست و وسيله اجراي خواستها و اغراض دشمن مترصد فرصت قرار گرفته‌اند و ادامه ‌اين خط رسيدن به فاشيسم و آنارشيسم تمام عياري خواهد بود.

  به هر حال ما از ابتدا نتوانستيم در برابر اين اقدامات و بيراهه‌رفتنها يا توطئه‌ها و تحريكها بي‌تفاوت بمانيم و با تمام همت خود صادقانه و في‌سبيل‌الله تلاش كرديم كه با رقيبان و برادران مذاكره كرده موقعيت را براي آنان تشريح كنيم و از آنان بخواهيم كه موضع خود را در برابر مردم و انقلاب اسلامي تصحيح و تعديل كنند و اكنون با احساس مسئوليت در برابر خدا و خلق و براي دادن تذكر و هشدار به برادران نظر خود را درباره حوادث اخير، به صراحت اعلام مي‌كنيم:

  1- هر نوع گرفت و گيرها و به زندان انداختنهاي خودسرانه از طرف افراد غيرمسئول بدون داشتن اجازه مقامات ذيصلاح را محكوم مي‌كنيم و خواستار جدي متوقف شدن آن هستيم.

  2- هرگونه آدم‌ربائي و ترور افراد تلاشي است مذبوحانه و حركتي است ناشي از ضعف و بي‌نظمي‌ شديد كه ادامة آن بردن عرض خويش و دادن زحمت به مسئولين فكري و عملي است.

  3- ترور افكار و مسخ گفته‌ها و ايجاد محيط ارعاب و عدم امنيت و آزادي، ضربه‌ايست كه به انقلاب مقدس ما و آموزشهاي انساني و متعالي اسلام وارد مي‌آيد. مقامات محترم فكري و اجرائي و رهبران دلها و دستها بايد در گفته‌ها و عكس‌العملهاي خود دقت بيشتري به خرج دهند.

  4- باتوجه به رهنمودهاي پيوستة امام خميني مبني بر حفظ آرامش و جلوگيري از تشنج از يك طرف و توصيه‌هاي اكيد معظم‌له در مورد برخورد سالم و درست و آرام با مخالفين، به راه ‌انداختن تظاهرات و دمونستراسيونها براي هر كار خصوصي و كم اهميتي در شرايط حاضر، انحراف مسير انقلاب و مشغول كردن افراد و انديشه‌ها و اذهان به مسائل جنبي و فرعي است، ولي حمله كردن به تجمع‌ها و تظاهرات راهپيمائيها و تحصنها، در منطق هر انسان و مكتبي، بخصوص مكتب والاي اسلام سخت محكوم است و عملي فاشيستي و آنارشيستي به حساب مي‌آيد و تعصب و جمود را جانشين حركت انقلابي مي‌سازد.

  5- هر نوع عمل خودخواهانه و غيرمسئولانه و تبعيض و اعمال زور و فشار نظير حادثة فرودگاه محكوم است و تقبيح مي‌شود و ما از مسئولان امور و مجريان مي‌خواهيم كه براي جلوگيري از تكرار اينگونه اعمال و حفظ آبروي جمهوري اسلامي ‌در جهان با جديت و قاطعيت و بدون هيچ ملاحظه‌اي اقدام كنند.

  6- ما ضمن محكوم كردن شديد حملة عده‌اي افراد غيرمسئول به تظاهرات و تحصن خانواده‌ها و طرفداران سازمان مجاهدين و درخواست تعقيب آنان از سوي مقامات مسئول، به مجاهدين و خانواده‌هاي محترم آنان سخت اعتراض داشته، به عنوان يك مسلمان متعهد از آنان مي‌خواهيم كه از فرقه‌گرائيها و استكبار و خودبيني كه برخلاف تعليمات والاي اسلام است دست برداشته با مقامات قضائي و دادسراي انقلاب صميمانه همكاري كنند. پافشاري بر روي موضوع شكنجه و حتي اثبات احتمالي آن كمكي به روشن شدن اصل مسأله نمي‌كند و با فرستادن نماينده‌اي رسمي به دادگاه و وادار كردن آقاي سعادتي به شكستن اعتصاب غذا، حقيقت را براي مردم حقيقت‌طلب و سرگردان ايران روشن سازند تا خطاكار و يا بيگناه شناخته شود و بيش از اين نيروهاي ارزندة انقلابي توده‌اي به جاي سازندگي و يكپارچگي دچار تخريب و اختلاف و پراكندگي نگردند. فوت سعادتي بر اثر اعتصاب غذا مسئوليت شما را در برابر خدا و خلق قهرمان ايران بيشتر مي‌كند.

  7- از مقامات دولتي و مسئول و مجريان جداً خواستاريم كه در همة مسائل، آگاهانه، قاطع، با احساس مسئوليت در برابر خدا و خلق، وظيفة خود را انجام دهند و ديگر به عذرهائي مانند دخالت نداشتن، اطلاع پيدا نكردن و دير جنبيدن و امثال اينها متعذر نگردند كه ‌اين عذرها در برابر مردم كه دولت را مكلف و مسئول به رتق و فتق امور مي‌شناشند پذيرفته نيست.

  اگرچه دولت خود را انقلابي به معني تخريب و بگير و ببند نمي‌داند ولي چه بخواهد چه نخواهد مسئول حفاظت از اجتماعات و بيان و گفتار هست و ازسوي ديگر براي حفاظت از انقلاب و جمهوري اسلامي نمي‌توان نظاره‌گر خلق هر روزه گروهها و اجتماعات و مطبوعاتي بي‌هيچ ضوابط و معياري باشد. ما از دولت مي‌خواهيم كه با يك اقدام انقلابي قاطع از تشكيل و ايجاد گروههاي آشوب‌طلب و بي‌ضابطه و انتشار جرايدي كه هيچ معيار و مسئوليتي نمي‌شناسند جلوگيري و از اجتماعات و تشكيلات و جرايد و مطبوعاتي كه در ضابطه و معيار تعيين شده درمي‌آيد، حفاظت كند. هر اندازه كه دولت و مسئولين خود را بيشتر كنار بكشند راه براي افراد غيرمسئول و فرصت‌طلب و احياناً اِعمال توطئه‌هاي دشمن بازتر مي‌گردد.

  اميدواريم همة افراد و گروهها و مسئولين بيش از پيش به وظايف خطير خود در برابر خدا و اسلام واقف گشته با تقوا و ايمان تحت رهبري روشنبينانه و داهيانة زعيم عاليقدر امام خميني راه مستقيم كمال انساني را در جهت پروردگار در پيش گرفته ادامه دهند و از هر انحراف و بيراهه رفتني در اين موقعيت حساس و تعيين‌كننده بپرهيزند.

نهضت آزادي ايران

14/تير/1358