چند پيشنهاد به شورای انقلاب ١٨/آبان/١٣٥٨

title

چند پيشنهاد به شوراي انقلاب

الذين استجابوا لله والرسول من بعد ما اصابهم‌القرح للذين احسنوا منهم واتقوا اجر عظيم. الذين قال لهم‌الناس ان‌الناس قد جمعوا لكم فاحشوهم فزادهم ايماناً و قالوا حسبناالله و نعم‌الوكيل.

آن كسان كه پس از دچارشدن به زخم‌كاري باز هم دعوت خدا و رسول را پاسخ گفتند، براي آن عده از آن افراد كه نيكي كردند و پروا پيشه ساختند پاداشي است بس بزرگ. همان افراد كه مردم بدينشان گفتند كه مردم (دشمن)، براي (جنگيدن) با شما گرد آمده‌اند و از ايشان انديشناك شويد بر ايمانشان افزوده شد و گفتند خداي ما را بس است و بهترين كارگزار است. (آل عمران/ 174-173)

  در آن هنگام كه به فضل خدا و همت والاي خلق مبارز ما و رهبري واقع‌بينانة امام خميني نهضت حق‌طلبانه و ضداستعماري و ضداستبدادي ملت شريف ايران، به انقلابي قهرآميز تبديل شد و بنياد استبداد دست‌نشانده امپرياليسم را بركند، اداره كشور ويران و درهم ريخته شده و نابسامان ما، از سوي رهبر واقعي و بزرگ مردم به برادر مبارز مهندس بازرگان سپرده شد و فرمانبرداري از او شرعاً بر همة افراد ملت واجب گرديد. اين مأموريت عظيم و خطير در آن موقعيت حساس تاريخي كه هم خود بنيادي مستقل بود و هم مجري دستورهاي نهاد پر اهميت شوراي انقلاب بود كه ‌اين به معناي حركتي است در عرض و در طول آن، به عهده وي گذاشته شد تا تصميمات انقلابي آن نهاد را كه به منزلة قوه مقننه كشور در دوران انقلاب و دوران فوق‌العاده است و نيز تصويبنامه‌هائي را كه خود مي‌گذرانند به اجرا درآورند. و نيز آنچنان كه طبيعت يك انقلاب است، فرزندان اصيل آن انقلاب، كميته‌ها و پاسداران، بازوي توانا و نيرومند و بيدار و فداكار مردم، سلاح بردوش و جان بركف به پاسداري و سازندگي كشور سوخته و درهم ريختة خود برخاستند از طرف ديگر دشمن اصلي و هولناك ما امپرياليسم جهانخوار و زخم‌خورده آمريكا و صهيونيسم جنايتكار بين‌المللي و همدستان و سرسپردگان زيانديده و خسرانزدة آنها در درون و بيرون، سخت به تكاپو افتادند تا از پريشاني اوضاع و عدم تمركز به شكل طاغوتي سوءاستفاده كنند و با ايجاد بلوا و آشوبهاي موضعي، پراكندن شايعات گوناگون، لكه‌دار كردن خدمتگزاران كنوني با سوابق درخشان مبارزاتي آنان، محيط را پيوسته نامساعد و متشنج نگه دارند و زمينه‌اي مناسب براي به وجود آمدن سوءظنها و عدم اطمينان به يگديگر فراهم آورند.

  از سوئي با برداشته شدن فشار و عقب رفتن سد و مانع آزادي، ملت اسير و زنداني 2500 ساله يكباره به حركت در مي‌آيد و با شوق پرواز به تلاش دست مي‌زند و توقع دارد ديگر هيچ مانعي به نام قانون و مقررات يا حد و مرز و نظم و ترتيب و مصالح جمعي خاص و منافع گروهي و آنچه را غيرانقلابي مي‌داند يا از آثار و نشانه‌هاي دوران گذشته مي‌شمارد در برابرش قرار نگيرد و بتواند تا نهايت مسير را آزادانه بپيمايد. اما مردم ما نه در يك جامعة منظم كه همه چيزش بر سر جاي خود باشد، قرار داشتتد و دارند و نه همة عوامل و عناصر براي انجام يك پرواز انقلابي و عمل بي‌مانع و مطلوب فراهم بود و هست. گروهها و احزاب و انجمن‌ها و جمعيتها يكي پس از ديگري از چپ و راست خلق مي‌شوند و براي اظهار وجود و مطرح ساختن خود در جامعه و جلب و جذب عضو و مريد بيشتر، در انقلابي‌نمائي و چپ‌روي به مسابقه برمي‌خيزند، و براي اثبات درستي تئوريهاي خود، چون در برابر، گروه اجرائي و نهادهاي موجود را مي‌بينند و كارشان را در جهتي خلاف نظر و مسير خويش يا نه چندان همراه و هماهنگ مي‌يابند، براي از پيش پا برداشتن اين مانع به هر گفتار و رفتاري دست مي‌زنند و اوضاع را درهم مي‌ريزند تا ثابت كنند كه تنها نظريه‌هاي خود آنها درست است و بس، و برخي ديگر كه از زرنگي بيشتري برخوردارند و مي‌دانند كه در شرايط حاضر خود هم قادر به عمل نيستند، با ادعاها و گفته‌هائي پيوسته خود را انقلابي و وجيه‌المله نشان مي‌دهند، اما حاضر به قبول مسئوليت اجرائي هم نمي‌شوند، مبادا خود در معرض آزمايش عملي قرار گيرند.

  دولت غيرمنسجم از نظر اعضاء، بي‌هيچ فرصتي براي مطالعه و برنامه‌ريزي، بدون داشتن نظري نزديك به چشمداشتها و تلقيهاي مردم، در ميان چنين جوي مأمور به انجام وظيفه گرديد، و با ايثار و فداكاري قابل توجهي به تلاش دست زد. افراد مسلمان و مبارز و مدعي بودن در خط امام و وابسته به گروهها و طرز تفكرهاي گوناگون را به همكاري دعوت كردند، ولي يا رد مي‌كردند و يا چنان شرايط سنگيني در برابر همكاري خود خواستند كه عملاً به معناي رد دعوت بود. دولت با اين برداشت كه برنامه‌اش مشخصاً همان فرمانهائي است كه امام در حكم نخست‌وزيري قيد كرده بود، نسبت به آنچه در مملكت هر روز حادث مي‌شد و نسبت به سر و سامان دادن به ماشين عظيم و زنگ‌زده اداري، توجه كمتري نشان مي‌داد. دولت انتظار داشت همچون زمان استقرار، همه كس وظيفه خود را بداند، هيچكس در كار ديگري دخالت نكند، امور به شكلي عادي جريان يابد، دشمن هيچ مزاحمت و حادثه‌اي ايجاد نكند، عوامل داخلي آنها به توطئه و دسيسه و سمپاشي و شايعه‌سازي نپردازند تا فرمانهاي از پيش تعيين شده امام را يكي پس از ديگري، در زماني پيش‌بيني شده به انجام رساند، سپس امانتي را كه امام و امت به دستشان سپرده‌اند به دولت بعدي منتقل كند. اما حوادث پيش‌بيني نشده، مشكلات، توطئه‌ها و كارشكنيها چنين اجازه‌اي نمي‌دهد، لذا دولت موقت انقلاب، خسته و كوفته از تلاشهاي بسيار و فداكاري و ايثار و رنجيده از دخالتهاي با جا و بيجا، تهمت زدنها و تعدد مراكز قدرت و اِعمال قدرتهاي بعضاً حساب نشده، در برابر انتقادهاي سازنده و منطقي دوستداران و دردمندان نيز تاب تحمل از دست داده به گلايه و شكايت و توقع ياري مي‌پردازد. دولت و هيأت رهبري كه شامل شخص امام و شوراي انقلاب و مجريان امور و كميته‌ها و پاسداران و بنيادهاي مختلف نيز مي‌شود، در همين مدت كارهاي عظيم و اقدامات درخشان و چشمگيري كرده‌اند كه با توجه به شرايط فوق‌الذكر و مشكلات حساب شده و نشده اغلب به معجزه شبيه بوده است. اما نه مردم انقلابي را، به علت فوق‌العاده بودن دردها و نابسامانيها و با توجه به خواسته‌هاي فراوانشان، قانع مي‌كرد و نه روشنفكران واقعي و انقلابي را. دولت معتقد بود كه من اقدامات انقلابي را هم مرحله‌اي و گام به گام انجام مي‌دهم و مردم گام به گام را، متناسب با يك روند انقلابي نمي‌ديدند و توقع داشتند تمام زشتيها و نابسامانيها يكباره و با اقدامي انقلابي، بدون گذار از مراحل بوروكراتيك دستگاه پوسيده اداري و به وسيله قوانين دست و پاگير و مزاحم، از ميان برداشته شود. اين تضادها با توجه به شرايط كنوني جامعة ما طبيعي است و هيچ انقلابي خالي از اين تضادها نبوده است و بسياري از آنها هم سازنده و اصلاح‌كننده و از پيش برنده است، اما بزرگترين اشكال و تضاد لاينحل، دخالتها، قدرنشناسيها و ناهماهنگي در اركان بالاي يك كشور است، چه در هيأت دولت و اعضاي كابينه با يكديگر و چه در ميان شوراي انقلاب و دولت و نهادهاي انقلابي. در يك چنين وضعي است كه از يك طرف، فرصت‌طلبي و خودنمائي به شديدترين شكلش بروز و ظهور مي‌كند و از طرف ديگر، كارها در هيچ سطحي انجام نمي‌گيرد و به پيش نمي‌رود، و در اين ميان توده انقلابي دچار سرگرداني و يأس و سردي و از دست دادن روحية انقلابي مي‌شود. در چنين شرايطي، مردم به عمل انقلابي تندي وادار مي‌شوند كه الزاماً حساب شده و هماهنگ نيست، احزاب و دسته‌ها، كه غالباً خود پيشرو و رهبري كننده نيستند به دست و پا مي‌افتند، سخت در معرض آزمايش قرار مي‌گيرند و براي عقب نيفتادن از جريان به هر كاري دست مي‌زنند. براي مثال نخست‌وزير مسؤل و متعهد را استيضاح مي‌كنند كه چرا بدون مشورت با امام با نماينده دشمن به صحبت نشسته است، بدون اينكه به محتواي سخن و روش آن كاري داشته باشد، اما وقتي شوراي انقلاب، بدون توجه به اعتراضهاي قبلي و بدون مشورت با امام، با آمدن نمايندگان كارتر براي مذاكره دربارة گروگانها به تهران موافقت مي‌كند (روزنامه جمهوري اسلامي، پنجشنبه 17 آبان 1358، صفحه 8) كسي اعتراض نمي‌كند. و بازهم اين امام است كه با مشي قاطع ضدامپرياليستي خويش همه افراد مسئول را از ديدار و مذاكره با نمايندگان كارتر منع مي‌كند و خط درست و مستقيم را نشان مي‌دهد.

*     *     *

  بنابراين، در موقعيت تاريخي و تعيين‌كننده كنوني كه وظيفة سنگين اداره كشور از طرف امام به شوراي انقلاب واگذار شده است و انقلابي بزرگتر از انقلاب نخست از طرف امت آغاز گرديده است، نهضت آزادي ايران با احساس مسئوليت در برابر خدا و خلق و به دور از گرايشهاي گروهي پيشنهاد مي‌كند:

  1- همة افراد امت، اعم از گروهها، احزاب، انجمنها، و جمعيتهاي متعهد و مسئول، در جهت الله به صورت يكپارچه و همبسته همچون شالودة از سرب ريخته شده در خط واقعي امام حركت كنند. خط امام براي توده مردم روشن است و در واقع همان پشتيباني از حق و برقراري قسط و عدالت اجتماعي براي همة آحاد توده محروم، و سازش‌ناپذيري با هر مستكبر جباري مي‌باشد.

  2- از فرصت پيش آمده به وسيله امت انقلابي استفاده كنند و مشي بنيادي ضدامپرياليستي را در جهت قطع كامل روابط استعماري با امپرياليستها و در وهلة اول با امپرياليسم آمريكا، هرچه باشكوهتر و عميقتر و همه جانبه‌تر دنبال كرده و از اختلافها و چند دستگيها كه نتيجه‌اي جز ضعف و شكست در بر ندارد سخت بپرهيزند.

  3- شوراي انقلاب با تركيبي نو از افراد انقلابي و متعهد و مسلمان و دردمند و هماهنگ تجديد سازمان كند و خود را براي بسيج انقلابي توده‌ها و هماهنگ شدن با توده‌هاي انقلابي شايسته سازد و براي زنده نگه داشتن و عملي ساختن انديشة والاي پدر طالقاني كه پيوسته در خط امام حركت مي‌كرد و قلبش براي ملت مي‌تپيد، شوراها و نظام شورائي را به شكلي انقلابي و اسلامي به اجرا درآورد.

  شوراي انقلاب و ملت ايران مطمئن باشند كه:

ان ينصركم‌ الله فلاغالب لكم و ان يخذلكم فمن ذاالذي ينصركم من بعده

درود به امام خميني رهبر نستوه و انقلابي امت

سلام بر روان جاويدان پدر طالقاني مظهر همبستگي و حركت همه قشرهاي امت

دورد برخلق هميشه انقلابي و پيوسته مبارز ايران

نابود باد امپرياليسم جهانخوار به سركردگي آمريكا

نهضت آزادي ايران

18/ آبان/1358