دعوت به مناظره و بحث آزاد ٥/دي/١٣٥٨

title

دعوت به مناظره و بحث آزاد

بسمه تعالي

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق

  در ساعت 5/10 بعدازظهر سه‌شنبه 4 ديماه برنامه راديو تلويزيون صحنه‌اي به معرض ديد و شنود مردم گذارده شد كه موجي از سئوال همراه با تأثر در بين طبقات مردم برانگيخت و افراد و وابستگان نهضت از گوشه و كنار كشور به خاطر سكوت مورد اعتراض قرار گرفتند.

  ما را سرآن نيست كه در اين حساس‌ترين لحظات انقلاب اسلامي ايران دست به تحليل سياسي ـ اجتماعي زده، از حقيقت اوضاع و روند حوادث پرده برداريم چرا كه بيشتر معتقد به كار و خدمت بي‌صدا و بي‌منت هستيم تا حرف و شعار، ولي در برابر اوج گرفتن اين نوع اقدامات سكوت را جايز نمي‌دانيم.

  مي‌گويند انقلاب فرزندان خود را مي‌خورد ولي ما را گمان نبوده و نيست كه انقلاب اسلامي ايران هم از همان ارزش‌ها و معيارها برخوردار باشد كه ساير انقلاب‌ها. عمل دو نفر جوان گوينده صحنه ديشب با هيچ معيار سياسي، حقوقي، اخلاقي و اسلامي و اصول قاقون اساسي جمهوري اسلامي تطبيق نمي‌كند. در حاليكه آنها از تريبون برخوردارند و طرف مورد اتهامشان محروم، هرچه را در انديشه دارند بي‌پروا و بي‌مسئوليت به خورد مردم دادن، نه يك عمل سياسي حاكي از بينش و وسعت ديد و با مسئوليت انقلابي است و نه يك رفتار منطبق بر موازين اسلامي.

  ما آماده  هرگونه مناظره و مبارزه سياسي هستيم و اگر تاكنون را به سكوت و تحمل گذرانده‌ايم به خاطر احساس مسئوليت عميق و دقيق‌مان نسبت به سرنوشت انقلاب اسلامي ايران است.

  گويندگان برنامه ديشب، و گردانندگان راديو تلويزيون نيز، با اين عمليات چه چيز را مي‌خواهند ثابت كنند و به مردم چه آموزشي مي‌دهند؟

  آيا مي‌توان جمعيتي را كه به لحاظ سابقه مبارزاتي و اسلامي صادق‌ترين و سابقه‌دارترين گروه سياسي موجود است تنها با يك خبر نسنجيده و تفسيرهاي غيرمرتبط لجن‌مال كرد؟ آيا افكار و وجدانهاي آگاه ‌اين سرزمين را خفتگي دست داده است؟ به فرض توفيق در اين برنامه خدمت به كدام دستگاه صورت مي‌گيرد؟ آيا امپرياليسم آمريكا در اين ماجرا كوبيده مي‌شود يا خط صداقت و خدمت بي‌تظاهر و منت به انقلاب ايران؟ آيا با اين تبليغات فرزندان راستين انقلاب ايران يك به يك از صحنه بيرون مي‌روند يا ضدانقلاب و فرصت‌طلبان راست و چپ؟

  جمعيتي را كه در روزگار مهجوري اسلام و ديانت نداي مبارزه مكتبي را در اين سرزمين سرداد. جمعيتي را كه پس از كودتاي 28 مرداد پرچمدار مبارزه ضدرژيمي ‌كه آميزه‌اي از استبداد و استعمار بود به صورت مخفي و علني گرديد، جمعيتي را كه در روزگار تاريك آغاز انقلاب سفيد كذائي محمدرضائي رشيدانه خط آن را مشخص و آشكارا به پا كرد (اعلاميه بهمن 1341) و آينده اسارت‌آميز و استعماري آن را پيش‌بيني نمود و بر سر آن تحليل صادقانه ‌ايستاد تا به زندان و محروميت و ممنوعيت محكوم شد و پس از 15 خرداد نخستين گروهي بود كه به شهادت اعلاميه‌هايي، به انقلاب مسلحانه دعوت كرد و مردانه در برابر رژيم پهلوي به مبارزه دست زد تا آنجا كه بذرافكن جنبش انقلابي و مسلحانه سالهاي 50 به بعد گرديد، جمعيتي كه آزادمرداني چون طالقاني پايه‌گذار و معلم آن بودند و به نام و همراه با آن سالها زندان را تحمل كردند، جمعيتي كه شريعتي‌ها و حنيف‌نژادها را در خود پرورش داد، جمعيتي كه تا آخرين لحظات قبل از انقلاب زندان و محروميت را بر سازش و بهره‌وري از نظام موجود ترجيح داد، جمعيتي را كه از آغاز پيروزي انقلاب تا اين تاريخ سنگين‌ترين بخش مسئوليت اجرائي كشور را بر دوش خود كشيده و در همه جا منادي و مبارز در راه وحدت امت اسلامي و بقاي جامعه انقلابي ايران بوده و بر اين سبب از فعاليت‌هاي سياسي و تبليغاتي محروم مانده است، جمعيتي را كه از پايه‌گذاران حركت‌هاي انقلابي سالهاي 56 و57 بود و همه جا از نخستين راه‌پيمائي عيد فطر تا راه‌پيمائي‌هاي تاريخي تاسوعا و عاشورا از مؤثرترين و فعال‌ترين گروه‌ها ولي بي‌سروصدا و شعار بود، و بالاخره جمعيتي را كه مصداق بيان امام متقيان «اليمين والشمال مضله و طريق‌الوسطي هي‌الجاده» را شعار خود قرار داده از افراطي‌گري و شعارهاي غيرعملي و غيرمنطبق بر شرايط عيني جامعه خودداري مي‌كند يكباره و به طور دسته جمعي و كلي و تنها با تعبير و تفسيرهاي ساده‌انديشانه و واسط و رابط با آمريكاي امپرياليستي نسبت دادن كاري است كه نه فقط وحدتي برنمي‌انگيزد بلكه تخم يأس و نااميدي و پراكندگي را در وابستگان به انقلاب اسلامي و راه امام خميني مي‌كارد و به ‌اين ترتيب راه را براي پيشرفت ضدانقلاب از راست و چپ باز مي‌كند.

  ما مصالح انقلاب اسلامي ايران را برتر از آن مي‌دانيم و به ارزشهاي والاي اسلامي پاي‌بندتر از آنيم كه در اين شرايط تاريخي نيروي انقلاب را صرف درگيري‌هاي شخصي بكنيم ولي اگر امام و رهبرعاليقدر انقلاب اسلامي مجازمان بدارند به زودي به تشريح جريانات قبل از انقلاب و تفسير و تحليل آنچه كه در اين سرزمين مي‌گذرد و خطوطي كه دنبال ميشود پرداخته و نتيجه را به عرض امت اسلامي و همه پويندگان حقيقت خواهيم رسانيد، و درآنجا مسائل مربوط به عضويت افراد و ارتباط و نحوه آن را روشن خواهيم كرد.

  ما به ملت عزيز و مسلمان انقلابي ايران پيام مي‌دهيم كه در اين صبحدم رژيم جمهوري اسلامي با بيداري و هوشياري از تفرقه و تشتت و حملات گروهي پرهيز كرده آهنگ وحدت به گرد امام امت نموده و يكدل و يك‌جهت عليه هر گونه استعمار و استيلاي خارجي، فردي، گروهي و طبقاتي مبارزه كنند.

  ما به دانشجويان عزيز خط امام مستقر در لانه جاسوسي آمريكا هشدار مي‌دهيم كه به مقتضاي آيه شريفه: «لاتقف ما ليس لك به علم ان‌السمع والبصروالفواد كل اولئك كان عنه مسئولا» در انتشار و بيانات خود احساس مسئوليت اسلامي و انقلابي كنند كه راه انتقام بي‌دليل پيمودن جز تفرقه در صفوف ملت و گرم شدن بازار افترا و تهمت حاصلي ندارد كه نتيجه آن دلسردي خدمتگزاران راستين انقلاب و خالي ماندن صحنه براي انقلابي نمايان بي‌تعهد و فرصت‌طلبان از ره رسيده و سرانجام اوج گرفتن دامنه انحراف انقلاب و پيش آمدن و پيروزي ضدانقلاب خواهد بود. واتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه.

  شما با اقدام ضدامپرياليستي خود راهي پرتوان و جديد در روند انقلاب اسلامي ايران گشوديد و آوازه و دامنه آن را به ماوراء مرزها رسانديد، لازم است به رسالت عظيم خود پي‌ برده از بي‌راهه رفتنها و تجاوز از خط مستقيم امام سخت برحذر باشيد.

  و بالاخره به اطلاع دشمنان و مخالفين نهضت آزادي ايران كه گمان نداريم دوستان آگاه و صديقي نسبت به انقلاب اسلامي ايران باشند مي‌رسانيم كه:

بودم آن روز من از طايفه دردكشان

  كه نه از تاك نشان بود و نه از تاك‌نشان

نهضت آزادي ايران

5/ دي/1358