مرامنامه و اصول برنامه و خط مشي نهضت آزادي ايران (1)
بسمه تعالي
وعدالله الذين امنوا منكم و عملواالصالحات ليستخلفنهم فيالارض كمااستخلفالذين من قبلهم وليمكنن لهم دينهمالذي ارتضي لهم.
فصل اول ـ مقدمه
حمد بيپايان به درگاه قادر رحمن كه ملت عزيز ايران را ياري داد تا پس از هفتاد سال مبارزه ملي و اسلامي با مشاركت نسلهاي متوالي و طبقات مختلف و شخصيتهاي بزرگ چون دكتر محمد مصدق در يك انقلاب تاريخي عظيم، كهنترين استبداد متكي به نيرومندترين قدرتهاي استيلاگر خارجي به رهبري سرسختانه مرد توكل و ايمان حضرت آيتالله العظمي روحالله الموسوي الخميني پيروز گردد.
اگر هدف اصلي ملت ايران و برنامه رهبران آزاديخواه و روحاني آن در انقلاب مشروطيت 1285 رسيدن به عدالتخانه و استقلال و پابند ساختن پادشاهان قاجار و دولتيان در چارچوب قانون بود و اگر در نهضت ملي 1329 به رهبري دكتر محمد مصدق آزاد كردن كشور از اسارت شركت نفت و حاكميت استعماري انگلستان در خط اول قرار داشت، در انقلاب بزرگ اخير كه در سال 1342 به همت امام خميني آغاز گرديد، هدف اساسي سرنگوني خاندان پهلوي و استبداد داخلي و پايان دادن به استيلاي خارجي به منظور اعاده استقلال و آزادي كشور و حاكميت قوانين اسلامي بود.
انقلاب با اتخاذ عنوان اسلامي و اعلام شعار«نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» پس از نيل سريع به عظيمترين پيروزي متوقف نمانده با الهام متقابله امام و امت به همان تندي و تيزي تحولات عميق يافت. از حالت ضداستبدادي نخستين حالت ضدآمريكائي و ضد امپرياليستي شديد پيدا كرد، سپس بنا به وظيفه اخوت اسلامي پا از مرزهاي كشور فراتر نهاد، و در حاليكه قانع به اخراج شاه و ايادي او از كشور نبود، به اجراي برنامههاي داخلي ضداستبدادي و ضدسرمايهداري پرداخت و بزودي رسالت دفاع از مستضعفان جهان مزيد بر وظايف شده، دامنهاش تا آنجا وسعت يافت كه با تحمل محروميتها و لطمات مربوطه پرچمدار بيامان عليه امپرياليسم شرقي و غربي گرديد. چنين انقلاب وسيع بينظير، با داعيه اسلامي و جهاني و دادخواهي، قيام دادگستر غايب منتظر مورد اعتقاد و اشتياق شيعه را به ياد ميآورد.
انقلاب اسلامي ايران بار امانتي را به دوش نسل حاضر گذارده است كه آسمان و زمين از قبول آن خودداري ميكردند و اگر خداي ناكرده شانه خالي كنيم، يا راههاي غيرحق و عدالت و رحمت را آنطور كه قرآن و سنت ترسيم كردهاند در پيش بگيريم و موجبات شكست جمهوري اسلامي فراهم گردد، داغ باطلة «انه كان ظلوما جهولا» را بر پيشاني امت خواهيم زد، و مسئول و مقصر در پيشگاه تاريخ و دادگاه الهي خواهيم شد.
نهضت آزادي ايران سپاس خدا را بجا ميآورد كه از بعد كودتاي ننگين 28 مرداد 1332 در تعقيب دوران نهضت مقاومت ملي با حضور فعالانه در صحنه مبارزات ملت، توانسته است سهم ناقابلي به حول و قوة الهي در تداوم مبارزه و تدارك انقلاب اداء نمايد و سپس در تشكيل دولت موقت و انتقال كشور از نظام استبدادي به جمهوري اسلامي عهدهدار وظائف اصلي باشد.
اينك يكسال و نيم است انقلاب اسلامي شكوهمند ما وارد مرحله سازندگي گرديده و راه طولاني بس دشوار در مواجهه با نارسائيها و نابسامانيهاي داخلي و مقابله با دشمنان خارجي در پيش دارد، وظايف و مسئوليتها، متناسب با شرايط و نيازها سنگينتر و عظيمتر ميباشند.
نهضت آزادي ايران، به عنوان بخشي از اقيانوس بيكران ملت، كه در رشد و پيروزي اين انقلاب عظيم اسلامي سهمي داشته است، در اين دوران حساس و در شرايط تغيير و توسعه يافته زمان، بمنظور انجام وظائف سنگين و مسئوليتهاي خطيري كه براي خود قائل است، فعاليت جديد خود را با تجديدنظر در مرامنامه و اصول برنامههاي خود آغاز مينمايد.
واضح است كه به مصداق آيه شريفه: «وكذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء عليالناس و يكونالرسول عليكم شهيدا» و براساس دستاوردها و تأثيرات انقلاب شكوهمند اسلامي ايران در ابعاد جهانياش، وظيفه وسيعتري در قبال مردم جهان بر عهده ملت ايران و نهضت آزادي قرار گرفته است.
محرك نهضت آزادي ايران، مانند گذشته، اداي فريضة ديني بر مبناي معتقدات اسلامي به منظور جلب رضاي حق و ايفاي وظائف اجتماعي و خدمت به ملت عزيز ايران و همه مستضعفان جهان ميباشد.
فصل دوم ـ اصول مرامنامه
مرامنامه نهضت آزادي بر اصول سه گانه ذيل قرار دارد:
1- اصول عاليه اسلام ـ يگانه دين خدائي از آدم تا خاتم در مفهوم وسيع كلمه و شمول زماني و جهاني آن، اصول و احكامي كه با خلوص و رساترين وجه در مكتب تشيع از بيان و سنت رسول خدا(ص) و اهل بيت رسالت نقل گرديده و در انتظار و تدارك پيروزي آخرالزمان و حكومت جهاني واحد ميباشد.
2- قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، كه در رفراندوم يازدهم و دوازدهم آذرماه 1358 به تصويب نهائي اكثريت مردم ايران رسيد و يگانه سند با اعتبار و پايه استوار وحدت و حكومت ميباشد.
3- اعتقاد به وحدت جهاني مسلمانان ـ تلاش و جهاد مستمر در راه تحقق امت واحد شدن مسلمانان جهان و رهائي مستضعفان جهان.
فصل سوم ـ اصول برنامه و خط مشي
الف ـ حفظ و تداوم انقلاب اسلامي و جلوگيري از انحراف و انهدام آن:
1- تفهيم و تبليغ جهانبيني توحيدي و ايدئولوژي اسلامي.
2- قبول رهبري امام امت و مبارزه با هر عملي كه موجبات تضعيف رهبري را فراهم سازد.
3- همكاري با روحانيت آگاه و متعهد و اصيلي كه به دور از انحصارطلبي و گروهگرائي در خط حفظ وحدت حركت مينمايد.
4- شناخت و معرفي ضدانقلاب و مبارزه با اشكال گوناگون داخلي و خارجي آن.
5- تشويق مردم به حضور فعال در صحنه و مبارزه با هر عملي كه موجبات بيتفاوتي مردم را فراهم سازد.
6- انقلاب فرهنگي (تزكيه)، و زدودن آثار استبداد، استعمار و استثمار (شناسائي ـ عناصر فرهنگ شركآلود نظام پيشين و مبارزه با آنها).
7- تبيين و برقرار ساختن نظام اقتصاد اسلامي و پاكسازي روابط اقتصادي و صنعتي كشور از ارزشهاي ضداسلامي و يا غيراسلامي نظام پيشين.
8- تلاش در جهت تقويت وحدت تمامي اقشار امت مسلمان و مبارزه با هرگونه عملي كه موجبات تفرق و تشتت يا تسلط گروهي را فراهم سازد.
ب ـ استقرار جمهوري اسلامي
1- پاسداري از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.
2- كوشش براي رفع نواقص و تكميل قانون اساسي از طريق تنظيم و تصويب متمم آن.
3- تلاش در جهت تثبيت نهادهاي منبعث از قانون اساسي.
4- پشتيباني از مسئولين نهادهاي جمهوري اسلامي (قواي سهگانه: مجريه، مقننه و قضائيه) تا زماني كه در محدوده صلاحيت و اختيارات قانوني خود و در جهت حفظ و تداوم انقلاب اسلامي عمل ميكنند.
5- كوشش در جهت تقويت خودجوشي و خودكفائي هر چه بيشتر جامعه در زمينههاي اقتصادي، فني و علمي و قطع وابستگيهاي اسارتبار به دول خارجي و پايهريزي روابط آزاد و مستقلي كه حافظ منافع ملت ما بوده و بالابرنده امكانات سرمايههاي كشور گردد.
6- اجراي دقيق و جامع اصول مندرج در قانون اساسي به منظور ايجاد جامعه مقبول اسلامي.
ج ـ رسالت در گسترش جهاني انقلاب اسلامي
1- ارائه نظري و عملي حقانيت جهانبيني توحيدي به عنوان تنها راه نجات بشريت.
2- انتقال تجارب و دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران به مستضعفان جهان.
3- همكاري و كمك مادي و معنوي به نهضتهاي اسلامي و انقلابي جهان.
4- مبارزه اصولي و پيگير با نظامهاي طاغوتي جهان (استعمارگران غربي و شرقي).
نهضت آزادي ايران
(1) مصوب تيرماه 1359 (كنگره سوم)
