اعلاميه نهضت آزادي ايران به مناسبت نخستين سالگرد تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران يكي از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي ايران است كه به معاونت رهبري قاطع امام امت خميني بتشكن و استقامت و پايداري مردم دلير و آزاده ايران زمين به تصويب رسيد.
اين نخستين قانون اساسي اسلامي است كه در جهان معاصر مدون گشته و به تحقيق يگانه قانوني است كه بيانگر شعار انقلابي استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي ميباشد و اين نخستين بار در تاريخ جهان است كه ملتي در كمتر از يكسال پس از پيروزي خود موفق به چنين مهمي گشته است.
در تدوين و تصويب قانون اساسي هر چند مشكلات و موانع بزرگي توسط عناصر ضدانقلابي و دشمنان اسلام ايجاد گرديد اما قاطعيت و بلندانديشي رهبر انقلاب و استقامت ياران صديق انقلاب اسلامي دست فرصتطلبان، ضدانقلابيون و انحصارطلبان را از كارشكني در اين امر كوتاه كرد. همان ياراني كه ساليان دراز عمر خود را در راه انقلاب اسلاميوقف كردند و اولين لبيكگوي دعوت امام براي پذيرفتن مسئوليت سنگين دوران انتقال حكومت بودند، عليرغم حملات ناجوانمردانه خائنين و فرصتطلبان، در پي تحقق برنامه سياسي امام، از رفراندوم تغيير نظام سياسي كشور و استقرار جمهوري اسلامي گرفته تا انتخابات مجلس خبرگان و تصوب قانون اساسي، معضلات انقلاب را بر خود هموار كردند.
نهضت آزادي ايران نيز به خاطر تحرك و جامعيت قانون اساسي در مجموع، به هنگام همهپرسي در مورد اين سند ارزنده، مردم را به تصويب آن دعوت كرد و دشمنان انقلاب را قدمي عقبتر راند. اينك در اولين سالگرد تصويب اين دستاورد بزرگ انقلاب ما شاهد آن هستيم كه نهادهاي سياسي به موجب قانون بوجود آمدهاند، و به انجام وظيفه و ايفاي رسالت خود مشغول و سرگرم هستند و جامعه ما بسوي استقرار يك جامعه مقبول اسلامي حركت ميكند. اما نبايد تصور كرد كه كارشكني و توطئهچيني و تحريكات دشمنان پايان پذيرفته است. علاوه براين برخي شرايط دروني نيز وضع نگرانكنندهاي بوجود آورده است.
ضدانقلاب، فرصتطلبان و يا آنان كه به بيماري التقاط در روش (روشهاي استاليني) دچار ميباشند و مستقيم يا غيرمستقيم، دانسته و يا ندانسته در جهت تضعيف اين دستاورد بزرگ، يا حاميان واقعي آن به جنب و جوش افتادهاند و در اين راه از يك طرف امام و از طرف ديگر قانون اساسي و قواي ناشي از آنرا مورد حمله قرار دادهاند.
بطور كلي دو گروه در جهت تضعيف رهبري انقلاب كوشيدهاند: نخست آنانكه در هر عمل درست يا غلط خود، بخاطر ضعف فكري يا عملي و يا نداشتن پايگاه مردمي، در پس امام پنهان ميشوند و گفتهها و رهنمودهاي جامع او را خطي جلوهگر ميسازند و يا او را انحصاراً متعلق بخود نشان ميدهند و ترس از آن ميرود كه اينان دانسته يا ندانسته به محبوبيت و مقبوليت امام ضربه وارد كنند.
گروه (يا گروههاي) ديگر ضدانقلابيوني هستند كه از وسايل متفاوت يعني از انتشار شايعات گرفته تا ايجاد تشنج و اختلافات درون خلقي و يا حتي يك بعدي نشان دادن امام به تضعيف رهبري انقلاب دست ميزنند. از جمله يكي از احزاب فرصتطلب كه عليرغم وابستگياش به اجانب و عداوت باطني و عقيدتياش با اسلام و روحانيت، حزبي كه خيانتش به نهضت ملي شدن صنعت نفت «اظهر منالشمس» است از تمام رهنمودهاي امام فقط موضع ضدآمريكايي او را مطرح ميسازد و آن همه جنبههاي عقيدتي و اصولي را به كلي ناديده ميگيرد تا بتواند طراح اصلي شعارهاي قالبي و حاكم در جامعه باشد. در حاليكه در كنار مبارزه با شيطان بزرگ آمريكا، ماهيت عقيدتي انقلاب كه اسلام است نبايد هرگز تحتالشعاع قرار گيرد.
در مورد روحانيت نيز تمام شواهد دال بر اينست كه همين دو گروه عمده نقش اساسي در تضعيف روحانيت را ايفا ميكنند زيرا كه گروه نخست، يعني انحصارطلبان، عدهاي انگشتشمار را ميخواهند به عنوان كليت روحانيت اصيل و متعهد به مردم تحميل كنند و هر گاه كه انتقادي از ايشان يا نهادهايي كه مسئوليت آن با ايشانست ميشود فرياد «وااسلاما» برميآورند كه به روحانيت حمله شد و هر دم كه پاي حل و فصل مسائل اساسي جامعه ميرسد اكثريت روحانيت مبارز و مجاهدان بزرگ را كه سالها در راه انقلاب اسلامي مبارزه كرده و زندانها و شكنجهها را تحمل كردهاند، بكلي ناديده ميگيرند و بدين ترتيب در تضعيف روحانيت همدست و همراه همان گروههاي دومند زيرا كه ضعفهاي خود را به ناحق به كل روحانيت متعهد و اصيل نسبت ميدهند ولي در تقسيم و مواضع قدرت حتي مشاوره آنان را نميپذيرند.
در تضعيف قانون اساسي و ويران كردن پايههاي اعتبار آن در جامعه نيز باز همين دو گروه عمده مؤثرند زيرا هردو، مفاد آنرا از ولايتفقيه گرفته تا آزادي و استقلال و امنيت قضائي و الي آخر، ناديده ميگيرند يا با تضعيف مجريان آن به صيانت اين دستاورد لطمه وارد ميسازند.
در اين روزها ديده شده است كه همين فرصتطلبان و ضدانقلابيون كه با ايجاد مسائل و درگيريهاي فرعي در جهت تضعيف اركان قانون اساسي و از ميان بردن اصول حقه آن بيشتر به فعاليت افتادهاند و حتي برخي از سودجويان حرفهاي چنين عنوان ميكنند كه ائتلافي عليه روحانيت يا اصل ولايت فقيه ملحوظ در قانون اساسي تشكيل شده است و جالب اينجاست كه شايعهسازان و آتش افروزان اين تشنج يا كساني هستند كه مخالف سرسخت روحانيت و اسلامند و يا همان گروهي هستند كه براي پوشاندن ضعفهاي خود و مصون ماندن از انتقاد ملت دلير ايران و روحانيت مبارز به چنين كاري دست زدهاند.
جماعت اول قصد دارد جامعه را به سوي قطبي شدن هدايت كند و گروه دوم با ايجاد تضادي غيراساسي احساسات مردم را در جهت تطهير خويش برميانگيزد تا بتواند چون گذشته بر موج سوار شده از مهلكه جان سالم به در برد.
نهضت آزادي ايران ضمن محكوم كردن دسايس فرصتطلبان و منحرفين به عنوان سازماني كه طلايهدار نهضت وحدت روحانيت و اقشار ديگر ملت بوده و به عنوان نخستين سازمان سياسي كه رهبري امام خميني را تائيد و «سال 1342» مردم را به اين كار فراخوانده است، از مردم دلير ايران و از همه صديقين و زحمتكشان اين انقلاب بزرگ دعوت ميكند كه براي حفظ اركان جمهوري اسلامي، صيانت روحانيت مبارز و وحدت بينظير ملت مسلمان ايران بكوشند و از كردار و گفتار نفاقافكنانه كه موجب جدايي روحانيت عزيز از ساير اقشار جامعه شود بپرهيزند.
نهضت آزادي ايران با اعتقاد به جامعيت قانون اساسي در مجموع تمام معتقدان راستين به انقلاب اسلامي را به حفظ و رعايت اصول قانون اساسي و جلوگيري از سوءاستفاده فرصتطلبان فراميخواند.
نهضت آزادي ايران با توجه به رهنمودهاي پياپي امام خميني مبني بر حفظ وحدت و خنثيساختن توطئههاي دشمنان اسلام به خصوص در اين شرايط حساس تاريخي كه خون هزاران فرزند رشيد خلق در راه استقلال و تماميت ارضي اين كشور اسلامي بر زمين ريخته ميشود و در حاليكه مزدوران خودفروخته بعثي در خاك ميهن ما به جنايت و كشتار مشغولند، از همه مؤمنان به اسلام و انقلاب ميخواهد كه با وحدت و يكپارچگي خود و تبعيت از رهبري قاطع امام خميني دست استعمارگران و جيرهخوارانش را از جمهوري اسلامي ايران كوتاه سازند.
دورد بر امام خميني رهبرعظيم الشأن انقلاب اسلامي ايران
پاينده باد جمهوري اسلامي ايران
نابود باد امپرياليسم شرق و غرب و تمامي دشمنان اسلام
نهضت آزادي ايران
12 / آذر/ 1359
