نامه سرگشاده نهضت آزادی ايران به شورای مركزی حزب جمهوری اسلامي ٢٤/آذر/١٣٥٩

title

نامه سرگشاده نهضت آزادي ايران به شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي

بسم الله الرحمن الرحيم

شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي

  اكنون كه نزديك به دو سال از پيروزي انقلاب اسلامي مي‌گذرد، بيش از هر لحظه ديگري جمهوري نوپاي اسلامي ايران به محك آزمايش مبارزه با شرك و كفر گذارده شده است. از يك سو آمريكا در تعقيب سياستهاي تجاوزكارانه و توسعه‌طلبانه امپرياليستي خود رژيم بعث عراق را بجان ملت ايران انداخته و جنگي ناجوانمردانه را بر مردم به پاخاسته اين سرزمين تحميل كرده است و از سوي ديگر در جهت تجزيه اجتماعي كشور درگيري‌هاي غيراساسي را در جامعه ما بوجود آورده و از طرف ديگر به خاطر ضعف‌هاي عقيدتي يا فقدان تقواي برخي از عناصر و گروههاي سياسي به خيال باطل حقانيت اسلام و صيانت روحانيت متعهد و اصيل و استقرار جمهوري اسلامي‌را به خطر انداخته است.

  نهضت آزادي ايران معتقد است در چنين شرايطي حفظ جمهوري اسلامي، پاسداري از انقلاب و تداوم آن جز با وحدت تمامي نيروهاي اصيل اسلامي‌ كه معتقد به انقلاب اسلامي ‌و جمهوري هستند، آنهم با عمل و نه با حرف ميسر نمي‌باشد و تشديد و توسعه و بروز درگيري‌هاي دروني را جز به نفع دشمنان انقلاب اسلامي نمي‌دانيم. متأسفانه روش حزب جمهوري اسلامي در حمله‌هاي دائم و بي‌اساس خود به نهضت آزادي ايران تنها به تشديد درگيري‌ها منجر شده است و برخلاف توصيه‌هاي دائم امام مبني بر حفظ وحدت ميباشد. اخيراً حزب جمهوري اسلامي با صدور اعلاميه‌اي كه براي مقابله با قضاوت مردم (كه بيشتر ناشي از تجارب عيني جامعه از عملكرد آنان مي‌باشد) پس از ايراد دلايلي در تبرئه خويش، مجدداً به نهضت آزادي پرداخته است. در اين اعلاميه آمده است كه: «… و از سوي ديگر با هر گونه خيانت و دشمن‌پيروزي و غرب‌گرائي و شرق‌محوري مبارزه مي‌كنيم هر چند شخص خائن و وطن‌فروشي عنصري چونان اميرانتظام عضونهضت آزادي باشد…».

  حزب جمهوري در اين اعلاميه خود، با طرح مسئله عضويت آقاي اميرانتظام كوشيده است تا به اصطلاح خود نهضت آزادي را بكوبد.

  نهضت آزادي ايران ضمن طرد اينگونه شيوه‌هاي ضداسلامي اعلام مي‌دارد كه اين برخوردها نمونه‌اي از آن گونه تجارب اجتماعي است كه مردم را نسبت به بسياري از احزاب اسلامي بدبين ساخته و موجبات همانگونه تضادهائي مي‌شود كه حزب جمهوري خود را موظف به دفاع از آن مي‌بيند.

  ما توجه افراد مؤمن و متعهدي كه در حزب جمهوري اسلامي هستند و تمامي ملت ايران را به نكات زير جلب مي‌نمائيم.

  الف ـ سابقه عضويت آقاي اميرانتظام در نهضت آزادي:

  در ماههاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي همكاري آقاي اميرانتظام با نهضت آزادي محدود به چندماه بوده است و برخلاف آنچه كه در اسناد منتشر شده از جانب دانشجويان پيرو خط امام آمده است، ايشان هرگز عضو هيئت اجرائي نهضت نبوده‌اند. پس از آنكه به فرمان امام دولت موقت تشكيل شد كليه كساني كه در دولت شركت كردند موظف بوده‌اند كه فعاليت حزبي و گروهي نداشته باشند. عده‌اي از اعضاي نهضت آزادي ايران نيز به صفت شخصي و فردي، نه حزبي و گروهي، در دولت شركت كردند.

  اين افراد هركدام خود مسئول مستقيم و غيرمستقيم گفتارها و اعمال و رفتارهاي خود مي‌باشند و نهضت كمترين دخالتي در سياستهاي اين افراد و يا دولت نداشته و مسئوليتي را نپذيرفته است.

  به علاوه در ارديبهشت ماه سال 58 هيئت اجرائي وقت نهضت رسماً اعلام داشت كه آقاي اميرانتظام عضو نهضت آزادي نمي‌باشد.

  طرح مجدد اين قضيه از جانب شوراي حزب جمهوري آن هم در اين شرايط معلوم نيست به چه منظور صورت گرفته است و چه مقاصدي را به دنبال دارد؟

  ب ـ مساله ديگر در بيان نقل شده از بيانيه شوراي حزب جمهوري اسلامي، نسبت‌هائي كه به آقاي اميرانتظام داده شده است، كه نقض آشكار قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است.

  نهضت آزادي ايران دسترسي به پرونده آقاي اميرانتظام نداشته است و در نتيجه نمي‌تواند له يا عليه آن موضعي اتخاذ كند ليكن اهميت اين مسئله از آنجاست كه شوراي حزب جمهوري اسلامي‌كه اكثر اعضاي آن از مقامات مسئول اين مملكت در قواي مختلف مملكتي هستند، آشكارا اصول قانون اساسي را ناديده گرفته و نقض نموده است؟

  اصل سي ونهم قانون اساسي صراحت دارد كه: هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير و بازداشت و زنداني و يا تبعيد شده به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است. شوراي حزب جمهوري اسلامي ايران چگونه چنين اصلي را زير پا مي‌گذارد؟

  آيا بهتر نيست آن حزبي كه دبيركل‌اش رئيس قوه قضائيه است از مسئولين قضائي مملكت بخواهد كه اصول سي‌ودوم و سي‌وچهارم و سي‌وششم و سي‌وهفتم را اجرا نمايند؟ و اگر چنانچه فرد زنداني را محاكمه كردند و جرم وي معلوم شد و دادگاه صالحه رأي داد آن وقت قضاوت نمايند؟

  آيا آنهايي كه وفاداري و عقيده به قانون اساسي جمهوري اسلامي‌ را تنها منحصر به خود مي‌دانند، اولي‌تر به اجراي قوانين نيستند؟ بر طبق كدام ميزان و معيار اسلامي ‌شوراي حزب جمهوري اسلامي اصول مندرج در قانون اساسي را نقض مي‌كند ولي حاضر نيست در مورد محاكمه اميرانتظام‌ها اقدامي ‌به عمل آورد؟ اين نقض اصول قانون اساسي وقتي صورت مي‌گيرد كه ما در روزنامه‌ها خوانده‌ايم كه جناب قدوسي در مصاحبه خود فرمودند كه چيزي در پرونده اميرانتظام دال بر مجرميت وي موجود نيست!؟

  جناب آقاي‌هاشمي ‌رفسنجاني نيز مطلبي به همين مضمون بيان فرموده‌اند.

  حال با وجودي كه‌ اين مطالب از طرف افراد سرشناس و معتمد حزب جمهوري اسلامي عنوان شده است، بيان اين مساله از طرف شوراي حزب جمهوري به چه معناست؟

  دوستان عزيز آيا اولين و بالاترين وظيفه همه معتقدين و متعهدين مسلمان، حفظ و حراست از قانون اساسي، كه خونبهاي شهيدان ملت است، نمي‌باشد؟ آيا اجراي قانون اساسي فقط براي عده‌اي لازم است و عده‌اي ديگر خود را بالاتر از قانون مي‌دانند؟ و خود را موظف به رعايت آن نمي‌دانند؟

  اگر قرار باشد گروههاي ذينفع براي حفظ موقعيت متزلزل خود اين‌جا و آنجا قانون اساسي را به زير پا بگذارند آيا احساس خطر براي آينده قانون اساسي جمهوري اسلامي ‌نمي‌كنيد؟

  نهضت آزادي ايران حفظ و حراست از قانون اساسي جمهوري اسلامي ـ آن قانون اساسي كه به تصويب ملت رسيده است و به علت امضاي ولي امر در پاي آن اطاعت از آن جنبه شرعي پيدا كرده است ـ را از وظائف مبرم خود ميداند. نهضت آزادي ايران توطئه‌هاي مكرري را كه براي هتك حرمت و حيثيت از نهضت ميشود محكوم مي‌نمايد و اين نوع اعمال را چيزي جز فرصت‌طلبي بحساب نمي‌آورد.

  نهضت آزادي ايران يكبار ديگر بر لزوم وحدت اصولي اقشار مختلف امت اسلامي ‌در جهت حفظ و تداوم انقلاب اسلامي‌ و استقرار همه جانبه جمهوري اسلامي ايران و حركت بسوي پيروزي مستضعفين جهان پافشاري مي‌كند و اعلام ميدارد كه چنين وحدتي جز با رعايت صادقانه اصول اسلامي ‌و اجراي قانون اساسي ممكن نخواهد شد، و مادامي كه حقوق اساسي افراد جامعه از امنيت قضائي گرفته تا استقلال، آزادي و اصول اسلامي ‌رعايت نگردد شعار وحدت جز وسيله‌اي در جهت پيشبرد مقاصد سودجويانه نخواهد بود.

  نهضت آزادي ايران با آگاهي به ‌ايمان و نياز ملت شريف ايران به وحدت اصولي و ايجاد جامعه اسلامي يكبار ديگر اعلام ميدارد كه قبل از آنكه بسيار دير شود و تجارب تلخ گذشته تكرار گردد سازمانهاي «اسلامي» دست از شيوه‌هاي تخريبي و استالينيستي بردارند و به جاي هتاكي قدمي مثبت در جهت تحكيم نظام جمهوري اسلامي‌و نه صرفاً يك حزب يا يك گروه بردارند كه در آنصورت نيازي به قسم خوردن و سوگند ياد كردن به ‌اينكه ما مسلمانيم و قدرت‌طلب نيستيم نخواهد بود.

والسلام علي من‌اتبع‌الهدي

درود بر امام خميني رهبر بزرگ انقلاب اسلامي ايران

پاينده باد وحدت امت مسلمان شريف ايران با نيروهاي اصيل اسلامي

مرگ بر امپرياليزم غرب و شرق و دست نشاندگان آنها

نهضت آزادي ايران

24/ آذر/ 1359