نامه سرگشاده نهضت آزادی ايران به برادر گرامی حجت‌الاسلام سيد احمد خمينی ٢/اسفند/١٣٥٩

title

نامه سرگشاده نهضت آزادي ايران به برادر گرامي حجت‌الاسلام سيد احمد خميني دامت توفيقاته

  برادر ايماني بعد از سلام، چند روز قبل نامه‌اي از طرف شما خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي منتشر گرديد كه در آن به مسائل مختلفي كه هم اكنون در جامعه ما مطرح است، اشاره شده از جمله مسئله چماق و چماق‌داري به عنوان يك بينش سياسي خطرناك عنوان شده بود و به نمايندگان ملت و مسئولين امر و مبارزان سابقه‌دار كشور هشدار داده بوديد.

  نهضت آزادي ايران از اقدام بجا و سنجيده آن برادر گرامي استقبال مي‌نمايد و فرياد رساي شما را انعكاس صداي بسياري از مسلمانان متعهد و صادق و علاقمند و نگران سرنوشت انقلاب مي‌شناسد.

  آري اي برادر، نهضت آزادي ايران نيز مانند شما، جو سياسي حاكم بر جامعه را نه تنها غيراسلامي، بلكه مضر به حال انقلاب و اسلام مي‌بيند و همانطور كه شما هم گفته‌ايد، بينش چماق و چماق‌داري براي اداره و كنترل جامعه و اعمال مقاصد گروه‌گرايانه را بينشي وحشيانه و نفرت‌انگيز مي‌داند كه بيش از هركس و قبل از هر چيز ضربه اساسي‌اش را بر امام و جامعه انقلابي ما وارد مي‌سازد.

  نهضت آزادي ايران نيز همانند شما فرياد برمي‌دارد كه: «به خدا اسلام در خطر است» و اينكه: «اين رفتارها به شرف و حيثيت يك ملت ضربه مي‌زند».

  نهضت آزادي ايران، همانند شما، انحصارطلبي، گروه‌گرائي و سياست و بينش چماق‌داري، كتك زدن، فحش دادن، بي‌حيثيت كردن و لجن‌مالي افراد را وحشتناكترين مسائل موجود مي‌داند و از اينهمه بي‌تفاوتي مقامات قضايي كشور سخت در شگفت است.

  بردار عزيز، نهضت آزادي ايران نيزمعتقد است كه اين حركتها، عمدتاً از جانب كساني است كه تا ديروز بر سينه امام و انقلاب و ياران صادق و اصحاب نزديك امام سنگ مي‌زدند و بعد از 22 بهمن 57 بيش از هر كس و انقلابي‌تر و مسلمان‌تر از همه، خود را در «خط امام» مي‌دانند و سنگ امام و انقلاب را بر سينه مي‌زنند.

  نهضت آزادي ايران نيز معتقد است كه اين حركتها ماهيتاً فرصت‌طلبانه و ضدانقلابي بوده، اصالت انقلاب و ارزش‌هاي عالي انساني و معنوي آنرا مخدوش ساخته و در نهايت از بين خواهد برد.

  اما اي برادر عزيز آيا خطر تنها وقتي است كه ياران صادق انقلاب مانند لاهوتي‌ها را در مساجد به گلوله ببندند؟ آيا ترور فكري شخصيت‌ها را خطرناكتر از ترور اشخاص نمي‌دانيد؟

  برادر گرامي آيا نمي‌بينيد كه چگونه از بدو پيروزي، به تدريج ياران صادق انقلاب را با برچسب‌هاي ناچسب كوبيده‌اند تا آنها را از صحنه خارج سازند؟

  پس از پيروزي انقلاب عده‌اي از ياران صادق انقلاب و اصحاب امام، برحسب تكليف شرعي، در سخت‌ترين شرايط تاريخي، سنگين‌ترين مسئوليت‌ها را پذيرفتند. اما ديديد كه هنوز مركب حكم امام خشك نشده بود چگونه از چپ و راست برآنان تاختند و بدترين حملات و تهمت‌ها را به آنان زدند و مي‌بينيد كه هنوز هم ادامه دارد.

  اي برادر چه فرقي است ميان توطئه عليه لاهوتي در كوچصفهان و حملات ناروا و تهمت‌هاي بي‌جائي كه مرتباً از رسانه‌هاي گروهي بخصوص از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران عليه گروه خاص مي‌شود؟

  اي برادر آيا شما مؤسسين و رهبران و فعالين نهضت آزادي ايران را نمي‌شناسيد، شما كه خود از نزديك با بسياري از آنان، چه در داخل و چه در خارج از كشور تماس داشته و داريد؟ مگر اينان از پيشگامان حركت اسلامي ايران نبوده‌اند؟ آيا اينان از اولين كساني نبودند كه اسلام را به دانشگاه بردند، و پل ارتباطي «حوزه علميه ـ دانشگاه» و «دانشجو ـ طلبه» را بوجود آوردند و اولين بار فرياد برآوردند كه: دين از سياست جدا نيست. آن هم در زماني كه سخن گفتن از سياست جرم بوده، حتي از جانب ائمه جماعت!

  آيا اين سران و فعالين و اعضاي نهضت آزادي نبودند كه بعد از كودتاي 28 مرداد 1332، با تمام قوا پرچم مقاومت ملت را برافراشته نگه داشتند و سكوت و تاريكي روزها و شبهاي ايام سياه بعد از كودتا را با فريادهاي خود شكستند، و اولين لبيك‌گويان به حركت حماسه‌آفرين امام در سال 42 شدند؟

  آيا نهضت آزادي و بنيانگذازان و پيشگاماني چون طالقاني و شريعتي كم به حركت اسلامي ‌و اسلام خدمت نموده‌اند؟

  آيا اين نهضت آزادي نبود كه در تمامي ‌دوران مبارزات ضداستبدادي و ضداستعماري، با قامتي برافروخته و ايستاده در برابر استبداد زمان و استكبار جهاني فرياد«نه» سرداد؟ و…

  پس چه شده است كه امروز همين افراد اولين قربانيان در مسلخ عوام‌‌فريبي و سلطه‌طلبي گروهي بايد بشوند؟

  آيا اي برادر نديديد كه چگونه اصحاب و پيروان التقاطي قدرت سياسي به معناي غيراسلامي‌اش از عميق‌ترين احساسات در سينه خفته مردم عليه امپرياليسم آمريكا زشت‌ترين بهره‌برداري‌ها را كردند و به اعتراف صريح خودشان از اشغال سفارت، گروگان‌گيري آمريكائي‌ها براي از ميدان به‌دركردن رقباي سياسي و تحكيم پايه‌هاي حكومت انحصارگران استفاده بردند؟

  آيا اي برادر نديديد كه با افشاگري‌هاي يك طرفه و مغرضانه، چگونه بر اعتبار و حيثيت معنوي اين انقلاب لطمه زدند و براي كسب قدرت سياسي، و بيرون راندن رقبا از صحنه، ارزش‌هاي والاي انساني اسلامي ما را در معبد عوام‌‌فريبي و سلطه‌طلبي قرباني كردند و در راه انتقال همه جانبه قدرت، از هرگونه برچسب زدن و تهمت و افتراء و جعل خبر و نشر اكاذيب خودداري ننمودند؟

  و شما اي برادر، چرا در برابر اينهمه انحرافات سكوت كرديد؟ آيا نمي‌دانستيد كه اگر آن روزها در برابر اولين قدمهاي انحرافي مي‌ايستاديم و با تمام قوا، از شرف و حيثيت و ارزشهاي انقلابمان دفاع مي‌كرديم، امروز گرفتار سلطه بينش چماق و چماقداري نمي‌شديم؟

  اي برادر به نظر شما كدام يك از اين دو خطرناكتر هستند: ترور شخصيت‌ها يا ترور اشخاص؟ كدام يك كودتائي است واقعي عليه انقلاب، عليه ارزشهاي عالي انسانيت و عليه عدالت اجتماعي؟

  آيا مصونيت در برابر چماق‌داران تنها ارزشي است كه بايد حفظ شود؟

  آيا قانون اساسي جمهوري اسلامي، خونبهاي شهيدان اين انقلاب نيست؟

  آيا ما مي‌توانيم مردم را فقط به ‌اين دل خوش كنيم كه قانون اساسي داريم؟

  اي برادر بهترين قوانين تا زماني كه اجرا نشوند چه ارزشي دارند؟ مگر اين اصل نهم قانون اساسي نيست كه مي‌گويد: هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي‌هاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند.

  آيا اين اصل بيست و دوم قانون اساسي نيست كه مي‌گويد:

  حيثيت جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي  كه قانون تجويز كند.

  متوليان امر، بر طبق كدام قانون، بي‌ترس و واهمه در خيابانها و كوچه‌ها و منازل و معابر و از صدا و سيماي جمهوري اسلامي، حيثت افراد، حقوق آنان و… همه را پايمال مي‌كنند؟

  اي برادر مگر اصل اسلامي ‌و اصل سي و هفتم قانون اساسي نمي‌گويد: اصل بر برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.؟

  آيا اصل سي و هشتم قانون اساسي نمي‌گويد:

«هر گونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود»؟

  آيا اصل سي و نهم نمي‌گويد كه:

«هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير و بازداشت، زنداني يا تبعيد شده، به هر صورت كه باشد ممنوع و موجب مجازات است»؟

  اي برادر گرامي، آيا بيني و بين‌الله، متوليان امور مملكت ما، مدعيان انحصاري مكتب و خط امام مطابق موازين قانون اساسي عمل مي‌كنند؟

  به راستي چه كساني حيثيت و شرف و آبروي اسلام و ملت را به بازي گرفته‌اند؟

  آري اي برادر: نهضت آزادي ايران ضمن آنكه از ابتكار شما در نامه‌اي كه نوشته‌ايد صميمانه استقبال و حمايت مي‌نمايد، لازم دانست كه نكات بالا را به اطلاعتان برساند و بايد اضافه كنيم كه ظلم تنها به لاهوتي نشده است و سخن بر سر لاهوتي‌ها نيست، بلكه دفاع از ارزش‌هاست، ارزش‌هاي والاي اسلامي، كه جوهر انقلاب عظيم ملت ماست.

  حفظ و حراست از اين ارزشها وظيفه اساسي همه مسلمانان متعهد و معتقد مي‌باشد.

والسلام عليكم و رحمه‌الله و بركاته

نهضت آزادي ايران

2/اسفند/1359