تاريخ: 29/02/1360
بيانيه نهضت آزادي ايران درباره اظهارات سيماي جمهوري اسلامي پيرامون بحث آزاد
در آغاز برنامه بحث آزاد روز يكشنبه ٢٧/٢/٦٠ سيماي جمهوري اسلامي كه با شركت احزاب و گروههاي مختلف ميبايست صورت پذيرد، مسايلي مطرح گرديد كه كاملاً از دايره حقيقت خارج بوده و تنها ………]..[ در جهت تبرئه رسانههاي تحت سلطه انحصارطلبان ميباشد. نهضت آزادي ايران روشن ساختن موارد زير را براي پرده برداشتن از خلط مباحث و نتيجتاً واژگون نشان دادن حقيقت از طرف سيماي جمهوري اسلامي، ضروري ميداند تا به خواست پروردگار در پيشگاه ملت شريف ايران چهره حق و باطل بهتر مشخص گردد.
شرح ماوقع «بحث آزاد» تا آنجايي كه نهضت آزادي در جريان آن قرار گرفته است به شرح زير ميباشد:
١ـ بحث آزاد گروهها و احزاب سياسي نخستين بار از طرف آقاي رييس جمهور پس از ديدار با امام خميني رهبر انقلاب اسلامي مطرح گشت. پيرو اين دعوت بود كه به خاطر ارزيابي ما مبني بر حسن تأثير آن در جامعه و تأييدي كه امام امت بر آن گذارده بودند، نهضت آزادي ايران بدان لبيك گفت.
٢ـ سپس دفتر رياست جمهوري از نهضت آزادي و سازمانهاي ديگر براي شركت در جلسهاي در ساختمان «جام جم» دعوت به عمل آورد. در اين جلسه بر ما روشن شد كه ظاهراً دعوت راديو و تلويزيون با بحث آزاد مورد نظر آقاي رييس جمهور متفاوت بوده است. در آنجا نماينده راديو و تلويزيون صريحاً اعلام داشت كه اين دعوت از طرف صدا و سيما بوده است و شرايط آن را خود مقرر خواهد داشت (هر چند بحث در برخي موارد آن صورت گرفت) و هر كه آن را دعوت آقاي رييس جمهوري تلقي كرده است در اشتباه بوده در صورت مخالفت ميتواند جلسه را ترك كند.
در اينجا مشهود گشت كه كشمكشي سياسي شكل گرفته است.
صدا و سيماي جمهوري اسلامي به دلايلي كه شايد مهمترين آن در دست گرفتن جريان بحث آزاد، كنترل و جهت دادن به آن باشد، مصرانه در برابر اين امر كه دعوتكننده نخستين رييس جمهور بوده و بايد در مورد مديريت آن حداقل نظرات و پيشنهادات وي مورد توجه قرار گيرد مقاومت ورزيد.
نهضت آزادي ايران كه به هيچ وجه مايل نبوده امر مثبت و بسيار مفيد بحث آزاد مبدل به پوششي فريبنده براي پنهان داشتن واقعيات دردناك اجتماعي گردد و تداعي آزاديهاي ظاهري گذشته را كند، برخورد انحصارطلبانه و حساسيت شديد راديو و تلويزيون را در امر مديريت بحث آزاد غير اصولي و بيپايه ارزيابي كرده و آن را جز تلاشي براي ايجاد نمايشي در جهت استحمار مردم نميتوانست به حساب آورد.
٣ـ از طرف ديگر عدم پذيرش سازمانهايي چون كانون نشر حقايق اسلامي مشهد با يك سابقه و خدمات چهل ساله اسلامي كه منجر به ترك نماينده محترم آن از جلسه گشت (در حالي كه احزابي خاص اجازة حضور يافته بودند) حاكي از اين امر بود كه زمينهاي عيني براي موجه نشان دادن و تطهير و معرفي گروههاي خائن فراهم خواهد آمد. معالاسف اين ظن صورت عينيت به خود گرفت و ديديم مناظرهاي پخش شد كه در كنار دو برادر مسلمان، نمايندگان حزب توده و چريكهاي فدايي قرار گرفتند تا حزب توده كه خيانتهاي مكررش به مردم ايران چه در زمان نهضت ملي شدن صنعت نفت و چه در دوران مبارزه با خفقان محمدرضاخاني بر همه روشن شده است، به جامعه معرفي و براي خود تبليغ كند، و يا نماينده چريكهاي فدايي خلق (همان كسي كه در اوج تشنجات گنبد در سيماي جمهوري به دفاع از ضد انقلاب پرداخت و از عمليات مسلحانه عليه جمهوري اسلامي دفاع كرد)، فرد و سازماني كه ميبايست به خاطر جنايات و خونريزيهايش در گنبد و كردستان محاكمه شود و گروهي كه حتي پس از تغيير ظاهري مواضع خود سلاحها كه با آن خون پاكترين فرزندان خلق را ريخته است تحويل نداده موقعيتي براي تبليغ و توجيه خود به دست آورد …
٤ـ نهضت آزادي ايران اعلام داشت كه عليرغم اهميت مسايل «ايدئولوژيك» بررسي مسايل مبتلابه جامعه مهمتر بوده و طرح آن مفيدتر خواهد افتاد. در ضمن با تغيير طرح آن مباحث به برنامههايي ديگر، از وقت مباحث سياسي و اقتصادي نيز كاسته نخواهد شد.
به علاوه چگونه ميتوان در مورد امور پيچيدهاي چون فلسفه يا مناظرهاي كه به هر فرد نهايتاً ١ ساعت وقت داده ميشود معضلي را حل كرد؟
آيا اين كوتهبينانه نيست كه در زمينههاي علوم انساني كه از علوم دقيقه نيز پيچيدهترند بحث آزاد آن هم در مهلتي كوتاه براي عموم انجام داد؟ فقط آن كه نميداند يا نميخواهد بيش از كلياتي را بر زبان آورد، به چنين مباحث انتزاعي محدودي تن در ميدهد.
از طرف ديگر مگر مسايل جامعه ما تماماً حل شده است كه اكنون بحث در مثلاً ديالكتيك آن را حل كند؟ پس درك ما از جغرافياي زمان و مكان كه شهيد شريعتي عزيز از آن سخن ميگفت چه شد؟
به علاوه در بحث و مناظره ايدئولوژيك چه لزومي داشت از هر گروهي يك نماينده بيايد! چريكهاي فدايي و حزب توده، همان طور كه همگان ديدند به يك تفكر و انديشه اعتقاد دارند. مناظره بين معتقدين به تفكر توحيدي و تفكر الحادي و مادي بوده است، و اگر يك نفر نماينده از جانب هر يك از اين دو تفكر براي مناظره حاضر ميشدند كافي بود. حضور نمايندگان حزب توده و چريكهاي فدايي، تنها اثرات تبليغاتي براي هر دو گروه ماركسيستي داشته است بدون آن كه كمترين اثر مثبتي در امر بحث و مناظره آنها داشته باشد. چنين شيوهاي از قبل هم روشن بود كه زمينه براي تبليغات گروههاي انحرافي و توجيه آنان را فراهم ميسازد.
نهضت آزادي ايران در خاتمه اعلام ميدارد كه بحث آزاد را بسيار مفيد و مؤثر ميداند و هميشه راديو و تلويزيون را به اين كار فرا خوانده است، خاصه آن كه بارها حقايق را در مسلخ خودپرستي و انحصارطلبي قرباني ديده است و يا در مورد خود نهضت آزادي بدترين اهانتها و ناجوانمردانهترين تهمتها را از طريق همين صدا و سيماي جمهوري اسلامي تجربه كرده است در حالي كه برخلاف گروه حاكم، وسيله دفاع از حق و احقاق حقوق مردم و يا حق پاسخگويي به حملات به خويش را نيافته است. ليكن در اينجا به خاطر منافع واقعي جامعه و حفظ سلامت و آگاهي آن مصمم گشت كه در بازي سرگرمكنندهاي كه واقعيات و مشكلات اساسي مردم را از نظر آنان پنهان كرده، با جنگهاي زرگري به استحمار و سپس بيتفاوتي و سياستزدايي جامعه پردازد، شركت نداشته باشد.
نهضت آزادي ايران
