تاريخ: 24/03/1360
بيانيه احساس خطر و پيشنهادات به رهبري و دولتمردان و مردم
واتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه واعلموا ان الله شديدالعقاب
و بترسيد از بلايي كه چون فرا رسد تنها مخصوص ستمكاران نباشد (بلكه ظالمان و مظلومان را فرا گيرد، ظالمان را به كيفر و مظلومان را به كيفر ترك امر به معروف و نهي از منكر) و بدانيد كه عقاب خدا بسيار سخت است. (انفال ـ ٢٥)
هموطنان عزيز:
شما كه حوادث را روزانه زير نظر داريد و از وضع سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي كشور آگاهيد نيازي به شنيدن مصائب و مشكلاتي كه براي ملت شرافتمند پديد آمده است نداريد. ولي اوضاع بحراني كشور ايجاب ميكند مسايل و بحرانهاي جاري را مورد تحليل قرار داده و به فضل الهي، با اعلام نظرات و پيشنهادات خود به اصلاح وضع موجود و رفع بحران كمك كنيم.
مقدمتاً بايد بگوييم انقلاب شكوهمند اسلامي ما از زيباترين انقلاباتي بوده است كه با الهام گرفتن از تعاليم انسانساز اسلام و مشاركت همه طبقات ملت به پيروزي رسيد. و اگر به خاطر خودخواهي و انحصارطلبيها نبود ميتوانست براي كليه مللي كه در راه استقلال و آزادي تلاش ميكنند نمونه و راهگشا باشد. متأسفانه اين پديده عظيم تاريخ در پيچ و خمهاي علايق گروهي و صنفي چنان تغيير ماهيت داد كه بيم آن ميرود بسياري از راهروان صديق انقلاب و قشرهاي مردم را به نوميدي و يا لااقل به بيتفاوتي بكشاند. در نتيجه اين خودخواهيها و انحصارطلبيهاست كه ٢٨ ماه پس از پيروزي انقلاب، كشور ما به بحرانهايي در زمينههاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي روبرو است كه اجمالاً بدان اشاره ميكنيم.
بحران سياسي ـ انقلابي كه با شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي راه پيروزي را هموار كرد امروز از تحقق اين شعار فاصله گرفته است كه در زماني كه قسمتي از خاك وطن به وسيله ارتش بعثي عراق اشغال گشته و استانهايي دچار اغتشاش و دسيسههاي خارجي هستند، رييس جمهور منتخب مردم ناچار است روي پنهان كند.
آزادي در كشور به اندازهاي حكمفرماست كه ملت ناچار است براي كسب اطلاع از سرنوشت رييس جمهور به راديوهاي بيگانه گوش دهد. چه اخيراً چند روزنامهاي كه عليرغم فشارها با اتخاذ رويه كجدار و مريز به نشر برخي واقعيات ميپرداختند دچار تعطيل و توقيف شده و ميدان براي شايعات بيپايه و اخبار ساختگي عناصر ضد انقلاب و راديوهاي خارجي كه از سانسور شديد داخلي حداكثر استفاده را ميكنند باز شده است و اصولاً هر گونه اعتراض و اظهار نظر قانوني و امر به معروف و نهي از منكر يا طرح مسايل و مصائب عنوان كارشكني و دشمني با دولت و انقلاب را پيدا كرده وسيله اتهام و آزار و اختناق ميشود.
امنيت قضايي از جامعه رخت بر بسته و قوه قضائيه استقلال كامل خود را از دست داده و متأثر از مقاصد سياسي گرديده است و اگر نتوانند قضات شريف دادگستري را به دادن حكمي دل خواه وادار كنند پرونده را به دادستاني انقلاب كه از وابستگان حكومت است ارجاع ميدهند تا بتوانند به نام انقلاب، و بر خلاف قوانين موجود، هر كس را كه خواستند بازداشت كنند و هر نشريهاي را مطابق دلخواه نيافتند توقيف سازند. محاكمه بدون وكيل آقاي عباس امير انتظام، نحوه عملكرد دادستان، اظهارات شهود سرشناسي كه عليه وي شهادت دادند، عدم انتشار مدافعات و جريان دادگاه عليرغم درخواستهاي مكرر مردم، از صدا و سيماي جمهوري اسلامي و بالاخره رأي صادره، زمان و نحوه اعلام آن نمونه بارزي از بيطرفي قوه قضائيه است!
بحران اقتصادي ـ لازم نيست كسي اقتصاددان باشد تا وضع ناهنجار اقتصادي كشور را تشخيص دهد. هر مصرف كنندهاي ميتواند با مقايسه قدرت خريد خود در سالهاي ٥٨ و ٦٠ از ميزان تورمي كه همچون زالو به جان مردم افتاده است آگاه شود. كشاورزي دچار ركود شده و ميزان واردات مواد غذايي به طور سرسامآوري افزايش يافته است. صنايع كشور در اثر عدم كفايت و شعارپيشگي مسئولان دچار ورشكستگي شده و كنترل بازار در انحصار گروهي مطيع و وفادار به حزب حاكم در آمده است. مردم ناچارند مقداري از وقت خود را در صفها بگذرانند. درست است جنگ تحميلي عراق بر ايران از موجبات مشكلات اقتصادي است ولي بيتوجهي به امور توليدي و مديريت و سوءسياست دستاندركاران و عدم ثبات سياسي و امنيت قضايي عامل مؤثرتري در ايجاد بحران اقتصادي بوده است.
قرارداد ايران و آمريكا كه به نام بيانيه الجزاير بر خلاف اصول مصرحه در قانون اساسي و مصوبه مجلس شوراي اسلامي بر ملت شريف ايران تحميل شد ذخاير ارزي و ميلياردها از ثروت كشور را بر باد داد و ما را بيش از پيش وابسته به ابرقدرتها به ويژه آمريكاي جهانخوار ساخت.
قراردادهاي تالبوت، فولكس واگن و خريد ٥٦ ميليون دلار اسلحه نمونههايي از مديريت اقتصادي كشورند.
بحران فرهنگي ـ ملتي كه اميدوار بود پس از ١٤٠٠ سال انتظار آرمانهاي خود را در استقرار حكومت اسلامي متبلور سازد، شاهد ادامه فرهنگ شاهنشاهي و نظام استبدادي است، مشاهده ميكند كه رسانههاي جمعي جمهوري اسلامي مبلغ فرهنگ استبدادي است. از راديو و تلويزيوني كه بايد آموزش علمي و عملي، رأفت و رحمت و تربيت اسلامي را به عهده گيرد، فحشها، دشنامها و تهمتها آن هم به نام اسلام و انقلاب ميشنود و از خود سؤال ميكند آيا اين همان حكومت اسلامي است كه سالها در انتظارش نشسته و براي استقرارش دعا و تلاش نموده است. از اين پس گفتار چه كس را ميتوان باور كرد و به كدام اميد به تلاش پرداخت؟
بحران اجتماعي ـ علاوه بر اشاعه فقر كه نتيجه مستقيم عدم توليد و ركود اقتصادي است ملت ما وظيفه مهمانداري بيش از ٣ ميليون آواره را كه قرباني تجاوز ابرقدرتهاي غرب و شرقاند به عهده دارد. بيكاري عمومي، كمبود مسكن، فقدان بهداشت و عدم آشنايي به وضع جغرافيايي اردوگاهها مشكلات بزرگي براي هموطنان آواره و ميزبانان آنها فراهم ساخته است كه اگر به حل آن نپردازيم با مفاسد اخلاقي و مشكلات اجتماعي فراواني روبرو خواهيم گشت.
حل مشكلات و بحرانهاي موجود مستلزم همياري ملت و به كار گرفتن نيروهاي علاقمند به انقلاب و اسلام است و اين در زماني امكانپذير ميگردد كه ديوارهاي انحصارطلبي فرو ريزد و مردم از حقوقي كه با ايثار خون شهدا به دست آورده و در قانون اساسي مدون نمودهاند بهرهمند گردند، بدبينيها از ميان برخيزند و خشونت و دشمني جاي خود را به رأفت و برادري اسلامي بدهند.
متأسفانه كشور در جهت عكس اين مقصود حركت كرده است و دستاندركاران هر روز گروهي را از خود ميرانند و دايره انحصار خود را تنگتر ميسازند. برچسبزنيها و تهمتها و افتراها بذر بدبيني و تفرقه را در ميان مردم ميپراكند و دلها را از هم جدا ميسازد.
ما معتقديم كه به حكم «ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم» تنها زماني ممكن است ابرقدرتها بتوانند در جامعه ما نفوذ كنند كه بيكفايتي و ندانمكاري مسئولان و جهل و خطاها، كشور را به پرتگاه سقوط بكشاند و شعار جاي شعور را بگيرد و در نتيجه كارها متوقف شده و زمينه براي رشد نارضايتي و فساد و فعاليت گروههاي مخالف و ضد انقلاب بوجود آيد. نتيجه عملكرد حزب حاكم و كمتوجهي به شرط لياقت و صلاحيت دستاندركاران اين است كه كشور روز به روز قطبيتر شود و كارها معطل ماند و ابرقدرتهاي شرق و غرب و ايادي داخلي آنان ادعا كرده به مردم بگويند قوانين اسلام قادر به اداره كشور نيست و ايران آماده پذيرش آزادي نميباشد. در اين صورت مردمي كه مأيوس شدهاند به راحتي ميتوانند طعمه مستبديني چون رضاخان گردند.
ما به حكم وظيفه امر به معروف و نهي از منكر لازم ميدانيم به عموم ملت هشدار دهيم كه وضع بحراني حاضر خاطرات شوم روزهاي قبل از ٢٨ مرداد را به ياد ميآورند و اگر هوشياري مردم كمك نكند، ممكن است، خداي ناخواسته، ملت ما با استبدادي سياه و استيلايي خونخوار روبرو گردد و در نتيجه، همانطور كه پس از كودتاي ٢٨ مرداد كليه مبارزاني كه رو در روي يكديگر ايستاده بودند همچون كاشاني و مصدق دچار زندان شدند، اين بار نيز همه گروهها از صحنه ناپديد شوند و تنها استبداد و استيلاي خارجي يكه تاز ميدان گردد. به دليل احساس اين خطر لازم ميدانيم به مقام رهبري، دولتمردان و عموم طبقات ملت پيشنهاد كنيم:
١ـ رهبر و بنيانگزار جمهوري اسلامي كه عامل تعيينكنندهاي در پيروزي انقلاب بودهاند، همچون روزهاي قبل از انقلاب به چشم محبت به همه افراد امت اسلامي نگريسته و اجازه ندهند به نام ايشان گروهي بر گروه ديگر مسلط شوند.
٢ـ عموم طبقات به ويژه دولتمردان به قانون اساسي كه خونبهاي شهيدان ملت است گردن نهند و هيچ فرد يا مقامي را بالاتر از قانون اساسي ندانند.
٣ـ مجلس شوراي اسلامي به جاي كوشيدن در خلع رييس جمهور و اهانت به آراء ملت بكوشند با رئيس جمهور تفاهم كرده و با رفع انحصار از صدا و سيماي جمهوري اجازه دهند رئيس جمهور و انتخاب كنندگان وي نظر خود را درباره رويدادهاي كشور اعلام كنند.
٤ـ رهبر انقلاب قوه قضاييه كشور را از وابستگي حزبي و گروهي آزاد و اعتماد مردم بدين قوه و امنيت قضايي، سياسي و اجتماعي را تأمين كنند.
٥ـ قواي نظامي و انتظامي اعم از ارتش، سپاه، بسيج و غيره توصيه رهبر انقلاب را به كار بسته و از وابستگيهاي گروهي و حزبي بر كنار بمانند.
٦ـ نهادهاي انقلابي از قبيل جهاد سازندگي، سپاه پاسداران و شوراي تبليغات اسلامي از وابستگي به احزاب سياسي و سران آنها ممنوع گردند.
٧ـ دستاندركاران، رأفت و رحمت اسلامي را منظور داشته و از برچسب زدن افراد و گروهها و جدا ساختن مردم از يكديگر خودداري كنند و همچون روزهاي قبل از پيروزي هم دل و هم زبان در راه ساختن ايراني اسلامي، آزاد و آباد بكوشند.
٨ـ دستاندركاران به انحصارطلبي كه ريشه اختلافات كنوني است خاتمه دهند و اجازه ندهند هيچ حزب و گروهي اسلام و انقلاب را در انحصار خود گرفته و بدين وسيله كشور را ميدان تاختوتاز مقاصد سياسي قرار دهند.
٩ـ ستادهاي نماز جمعه از انحصار حزب حاكم بيرون آيند و علاوه بر آن كه سخنرانان از ميان جمعيتهاي مختلف و افراد انتخاب شوند، ائمه جمعه از طرفداري از مواضع حزبي و گروهي ممنوع گردند.
١٠ـ دادگاه انقلاب به توقيف غير قانوني مطبوعات پايان دهد و آزادي مطبوعات را كه ضامن اجراي اصل امر به معروف و نهي از منكر است تضمين كند.
١١ـ با توجه به اين واقعيت كه اعتراض به اعمال ناشايسته و خلاف اسلام هر فرد و يا مقام وظيفه اسلامي هر مسلمان و مانع رشد و نفوذ عوامل ضد انقلاب است و با اعتراف به اين حقيقت كه دشمنان اسلام و ايران ميكوشند در پوشش اعتراض به اعمال خلاف، مقاصد ضد انقلابي خود را دنبال كنند، به عموم ملت هشدار ميدهيم كه ضمن انجام وظيفه اسلامي امر به معروف و نهي از منكر بكوشند از نفوذ عناصر ضد انقلابي به صفوف خود جلوگيري كنند.
١٢ـ و بالاخره بر عهده فرد فرد ماست كه با استقرار حكومت قانون و پديد آوردن جامعه نمونة اسلامي مقدمات معرفي حكومت اسلامي به ملتها را فراهم آوريم تا بتوانيم با ارائه امتي شاهد و واسط به صدور و اشاعه انقلاب كمك كنيم.
نهضت آزادي ايران
