نامه به روزنامه كيهان در مورد قسمت دوم مقاله «كلام آخر با بازرگان و نهضت آزادي» مندرج در ١٨/٤/٦٠ تاريخ: ٠٩/٠٥/٦٠

title

تاريخ: 09/05/1360

نامه به روزنامه كيهان در مورد قسمت دوم مقاله

«كلام آخر با بازرگان نهضت آزادي»

دفتر روزنامه كيهان

  در صفحه آخر شماه ١٨ تير ماه ١٣٦٠ آن روزنامه، در قسمت دوم مقاله «كلام آخر با بازرگان و نهضت آزادي» مطالبي آمده است كه لازم ديديم بر طبق قانون مطبوعات پاسخي بدهيم. با معذرت از تأخير در جواب و با تأسف از اين كه اوقات خوانندگان عزيز و اوراق آن روزنامه شريف در اوضاع حساس كشور به كارهاي ضروري‌تر بايد صرف شود، براي آن كه سكوت ما به معناي رضا و قبول اتهامات آن مقاله كه باز هم قصد حمله و تخطئه «جريان نهضت» را داشت ]…..[   درج نشده بود دست به اين دفاع مشروع نمي‌زديم.

  آقاي نويسنده مقاله در قسمت دوم باز هم اتهاماتي از قبيل جاسوس آمريكا، ليبراليزم، ضديت با انقلاب، مالكيت و طرفداري از سرمايه‌داري، برخورد سازش‌كارانه و كاسب‌كارانه با مجاهدين خلق، بي توجهي روزنامه ميزان به دردهاي امت و غيره را علم كرده‌اند.

  توجه بفرماييد، در اين تبليغات مغرضانه چگونه قلب حقيقت و واقعيت را تكرار نموده‌اند: حداقل روابط ديپلماتيك با آمريكا كه در آن زمان مورد تصويب امام و شوراي انقلاب قرار گرفته بود «روابط تنگاتنگ» با آمريكا خوانده شده است. آزادي متكي بر موازين اسلامي و قانون اساسي كه در جهت مبارزه با استبداد و نفي كليه طاغوت‌ها و عوامل اسارت‌بار و تسليم در برابر خداوند لايزال مي‌باشد آزادي غربي و بي‌بندوباري معرفي شده است كه مورد نظر «گروهي غارتگر، چپاولگر، سرمايه‌دار، محتكر و فئودال و رعيت‌كش» است، آگاهانه يا ناآگاهانه و با تشبث به فرهنگ الحادي ماركسيسم دفاع از آزادي را با كلمه ليبراليزم مخلوط نموده در مقابل منافع خلق قرار داده‌اند. يا آن كه موضوع مالكيت را آن طوري كه در اسلام هست و مورد اصرار فقهاي عظام و شخص امام نيز مي‌باشد به صورت دفاع از سرمايه‌داري و فئودال وانمود ساخته حملاتي كه عليه نظام سرمايه‌داري استيلاگر آمريكا، ضرورت دارد نثار نهضت آزادي شده است. دعوت روزنامه ميزان از كليه نيروهاي مسلمان ولو دچار افراط و انحراف يا التقاط به اسلام اصيل و برادري و وحدت و پرهيز از برادركشي، مخالفت و ضديت با شور انقلابي و مسخره كردن آن قلمداد گرديده است. انتقادات اصولي ميزان را كه اكثراً‌ تدافعي و متكي بر اصل امر به معروف و نهي از منكر و وظيفه مطبوعاتي منطبق با قانون اساسي است «نق زدن» و «اشك تمساح ريختن» معرفي كرده‌اند و آن را ناشي از قطع «ارسال ارز به آشنايان به ظاهر دانشجوي ٥٠ ساله» دانسته‌اند.

  آنچه براي برادران ما در نهضت آزادي بيشتر باعث تأسف مي‌شود اتهامات و القائات دشمنان آگاه نيست. بلكه ناآگاهي دوستاني است كه تحت‌تأثير اين جوسازي‌ها قرار گرفته و دچار سوءتفاهمات شده‌اند كه نمي‌خواهند اين شبهات و ادعاها را مورد شك و ترديد و سپس تفكر و تحقيق قرار دهند تا خود به اين نتيجه رسند كه مهندس بازرگان و دولت موقت تلاش مداوم خود در شرايط طاقت‌فرساي ٩ ماه اول پيروزي انقلاب يا جز در اجراي مأموريت ارجاعي و دفاع از منافع ايران و انقلاب مصروف نداشته‌اند.

  در آن زمان، يعني پس از پيروزي انقلاب، يك نظر اين بود كه آمريكا و كشورهاي مشابه پايگاه‌هاي نامشروع خود را از دست داده‌اند و نوميدانه تصميم گرفته‌اند به درون مرزهاي ممالك خود عقب‌نشيني كنند. و باز بر طبق شعارهاي اصيل انقلاب چون «نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي» و «استقلال، آزادي، حكومت اسلامي» حداكثر انتظار مي‌رفت كه اين دولت‌ها با توجه به وحدت و انسجام ملت و هوشياري رهبري انقلاب به ايجاد روابط عادلانه مبتني بر احترام به استقلال كامل ايران راضي باشند. به همين دليل بود كه ايران طبق سياست خارجي خود كه زير نظر امام و شوراي انقلاب قرار داشت، رابطه خود را با هيچ كشوري (جز با مصر) قطع نكرد و سياست خارجي مصوب ايران با آمريكا سياست «كج دار و مريز» بود. امروز هر گونه قضاوت و ارزش‌يابي در خصوص رويدادهاي آن روزها نبايد در خلأ و يا بر اساس تحولات بعدي و شرايط حاضر انجام گيرد.

  سنجيدن وقايع سال‌هاي ٥٧ و ٥٨ با معيارهاي سال ١٣٦٠ در شرايط انقلابي كه هر روز شاهد تغييرات باور نكردني آن هستيم، باعث مي‌شود كه نويسنده آن مقاله سؤال كنند چرا اميرانتظام در پاسخ نماينده آمريكا گفته بوده است كه تبادل اطلاعات را در سوئد انجام مي‌دهيم و در آنجا راحت‌تر است. ايشان فراموش كرده است كه در آن زمان اميرانتظام سفير ايران در سوئد و محل كار رسمي او سوئد بود و رفت و آمد او به ايران هر چند ماه يك بار گزارش دادن به وزارت امور خارجه بود.

  نظير اين سؤال را آقاي بازپرس آقاي مهندس اميرانتظام دو سه روز بعد از بازداشت ايشان از آقاي مهندس بازرگان در نخست‌وزيري كرده، متوجه و متقاعد شده بود كه به هيچوجه مسأله جاسوسي و نيت سوء در ميان نبوده است. آقاي مهندس بازرگان در دادگاه نيز توضيحاً شهادت دادند كه چون دولت موقت در اثر متلاشي شدن امكانات سابق فاقد اطلاعات برون‌مرزي بود از سفراي شوروي و آمريكا خواستند كه براي اثبات حسن نيت خود در طرفداري از استقلال و تماميت ارضي ايران ما را از خبرهايي كه از حركات و اقدامات همسايگان به دست مي‌آورند آگاه سازند. در عرف ديپلماسي اين عمل را تبادل اطلاعات مي‌گويند و كاملاً‌ معمول است ضمن آن كه معلوم بود نه ما اطلاعات مفيدي براي آن‌ها داريم كه بدهيم و نه دريافت يك طرفه اطلاعات مستلزم قبول چشم‌بسته آنها است.

  ديگر از ايرادها و حملات تندي كه عليه آقاي مهندس بازرگان و نهضت آزادي معمول و متداول شده، استفاده و استنادي است كه گاه گاه بعضي از خبرگزاري‌هاي خارج براي پر كردن برنامه‌هاي خود از آقاي مهندس بازرگان يا روزنامه مي‌كنند. اين راديوها در مواقع بحران با استفاده از هر اختلاف نظر طبيعي كه ممكن است براي رشد و پيشرفت جامعه بسيار سودمند باشد، با جانبداري از يك گروه و با پخش اخبار كذب و شايعات، سعي در ايجاد شكاف مي‌كنند. اين عمل احياناً‌ مزورانه راديوهاي خارجي را نبايد بهانه براي كوبيدن و مقصر دانستن نهضت آزادي و آقاي مهندس بازرگان دانست. آيا حزب توده كه با تمام قوا از نامزدي آقاي رجايي براي رياست جمهوري پشتيباني مي‌كرد و ديوارهاي شهر را با شعارهاي متعدد خود در حمايت از ايشان مي‌پوشاند دليل سازشكاري و دوستي آقاي رجايي با آن حزب مي‌شود؟ آيا پشتيباني و تبليغ راديوهاي بلوك شرق از انقلاب اسلامي ايران دليل مسلمان شدن آن‌ها يا ماركسيست بودن انقلاب ايران و يا عنايت رهبري انقلاب به چپ است؟! اين همان روش و سلاح «جدايي افكندن و حكومت نمودن» استعمار و استيلا است كه از طريق سرمايه‌گذاري و بهره‌برداري از اختلاف نظرهاي طبيعي و اكثراً‌ تاكتيكي گروه‌هاي مسلمان ولي كم توجه و با حسن‌نيت، به پاره پاره كردن و قطعه قطعه كردن امت واحده كمك مي‌كند.

  براي ما جاي تعجب است فردي كه خود را مكتبي مي‌داند انگيزه نوشتن مقاله «فرزندان مجاهد و مكتبي عزيزم» را كاسب‌كارانه و بازاري‌گونه بخواند و سخن خداي را كه «ان بعض الظن اثم» (همانا برخي گمان‌ها گناه است) فراموش كند و به ويژه به روح اين مقاله كه از يك سوي رفتار «مجاهدان و مكتبي‌ها» را در فلسفه يا در عمل متأثر از مكتب ماركسيسم خوانده توجهي نكند و از سوي ديگر نسبت به خطري كه برخورد اين دو گروه با هم دارد و در اين مقاله هشدار داده شده و اخيراً تحقق يافته است بي‌ اعتنا بماند. راستي آيا سخن را از اين بهتر مي‌شود تحريف كرد؟ جوش و خروش انقلابي در قاموس ما محكوم نيست ولي اين جوش و خروش‌ تا زماني مورد قبول است كه اولاً‌ هدف اصلي و مقدم بر اسلام نباشد و ثانياً‌ در چارچوب «اشداء علي الكفار رحماء بينهم» يعني سختگيري بر كافران و مهرباني با خودي‌ها صورت گرفته همرزمان و همگامان و هموطنان را به دليل اختلافات فكري و رويه‌اي طرد و تكفير ننمايد. آيا هيچيك از دو طرف مي‌توانند ادعا كنند كه چنين چارچوبي را براي جوش و خروش انقلابي خود پذيرفته‌اند؟ آري اعتقاد ما بر اين نيست كه به جاي پياده كردن اصول مترقي اسلام به تقليد از ماركسيست‌ها و در رقابت با ايشان به اعمال خلاف اسلام دست بزنيم و يا در مورد مالكيت و سود شعارهايي بدهيم كه مورد قبول رهبر انقلاب اسلامي و ساير مراجع نباشد.

  در مورد سؤال آقاي نويسنده مقاله كه روزنامه ميزان براي امت شهيد داده چه كرده است البته جواب به عهده مسؤولين ميزان مي‌باشد كه در صورت رفع توقيف غيرقانوني چنانچه مايل باشند پاسخ دهند. اما به عنوان يك خواننده مي‌توان گفت كه روزنامه ميزان در نقش سخنگوي اقليت كه از ضروريات و خدمات هر سيستم پارلماني و شورايي و اسلامي است و در دفاع از قانون اساسي و حقوق ملت كه در رأس آن موهبت بزرگ الهي به انسان يعني آزادي را بايد قرار داد، متعهد و مجاهد بوده است. روزنامه ميزان در طي عمر كوتاه ١٩٨ شماره‌اي خود سعي كرده است انواع مقالات اعتقادي، اجتماعي، سياسي ـ انتقادي و ارشادي ـ فرهنگي و خانوادگي را تحويل جامعة در حال انقلاب و اصلاح و استقلال بدهد. سعي كرده است اسلام اصيل و انقلاب صحيح را با اداي حق رهبري ارايه دهد. فريب‌ها و رياكاري‌هاي سياسي احزاب ضداسلام و ايران و افراط و تفريط‌هاي روحي و فكري و انحصارگري‌هاي استبدادي را افشا سازد. در ميان قشرهاي مختلف نقش شاهد و واسط ادا كرده عواقب وحشتناك خصومت‌ها و خشونت‌ها را پيش‌بيني كند، دولت را بدون آن كه غرض‌ورزي و قصد واژگوني و جانشيني داشته باشد مورد تذكر و تنبه قرار دهد و ناله و اعتراض مظلومان را به گوششان برساند. از ابتداي جنگ به تقويت روحية ملت و تشويق و تقدير رزمندگان و خدمتگزاران برومند پرداخته و هميشه خواسته است به اعتدال و انتظام و استقرار جمهوري اسلامي ايران خدمت نمايد.

  نويسنده كيهان مي‌نويسد «امت انقلابي دوستان راستين خويش را به خوبي مي‌شناسد» و اين واقعيتي است كه مورد قبول ماست چه عليرغم تلاش‌هاي شبانه‌روزي و تبليغات مسمومي كه عليه نهضت آزادي و مهندس بازرگان شده است باز هم ملت به اين جرياني كه در سخت‌ترين شرايط اختناق از حق‌طلبي دست بر نداشته و در برابر دستگاه جهنمي شاه ايستادگي كرده و امروز نيز مورد ستم قرار گرفته، رأي مثبت دادند و باز هم بازرگان، سحابي، يزدي، صباغيان و چمران از طرف مردم به نمايندگي انتخاب شدند و هنوز هم به آنان بيش از بسياري از آنان كه سنگ مستضعفان را به سينه مي‌زنند ايمان و اعتماد دارند.

  آري ملت رزمنده ما به خوبي آگاه است كه دولت موقت با آن كه مراكز قدرت را در اختيار نداشت توانست در مدتي كوتاه از ميزان تورم بكاهد و صنايع كشور را نسبتاً‌ به كار اندازد و وابستگي به خارج را تا حد امكان كاهش دهد بدون آن كه ادعايي داشته باشد. مقايسه دوران دولت موقت با دو دوره دولت‌هاي شوراي انقلاب و رجايي نشانگر اين واقعيت است كه اين خدمتگزاران بي سر و صدا كوشيدند كه سازندگي را آغاز كنند و هدف و برنامه‌شان احيا و توحيد و تقويت و توليد بود يا خودجوشي كه بالاتر از خودكفايي است. آن‌ها اگر ]….. (1) يعني به ملت و مملكت بيش از خارجه توجه داشتند فرمايش علي را به كار مي‌بستند كه: «دائك منك و دوائك فيك» يعني درد و بيماري و گرفتاري تو از خودت مي‌باشد و درمان و چاره را در خودت بايد بجويي. آري نهضت آزادي ايران مسايل اصلي را شناخته است و در زماني كه هيچكس جرأت نداشت، اعلام كرد كه دولتمردان به بن‌بست رسيده‌اند و چيزي نگذشت كه وقايع بعدي وجود و خروج از چنين بن‌بستي را تأكيد كرد. اقدامات نهضت آزادي و مهندس بازرگان تنها به حكم وظيفه اسلامي بوده و در اين راه نه مزدي از كسي انتظار داشته و نه از ملامت سرزنش كننده‌اي مي‌هراسند. دعاي ما اين است كه خداوند به ملت ما هدايت و محبت و وحدت ارزاني داشته قدم‌هاي ما را در راه راست استوار سازد و براي حل مسايل داخلي و پيروزي بر دشمنان خارجي صبر عنايت فرمايد. بدون ترديد دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر خواهران و برادران براي ما كمكي ارزنده خواهد بود.

ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين.

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران

(1) ـ به علت فقدان اصل سند، عبارت ناقص است. واحد انتشارات ن.آ.ا.