اعلاميه نهضت آزادي ايران به ملت ايران كه ميخواهد از حقايق آگاه شود،
عوامل و مسوولين واقعه اول بهمن را بشناسد و تكليف خود را در اين ايام و آينده بداند
هموطنان
دو سال است كه درست مقارن با جشن ملت شيعه ايران و عيد بزرگي كه بافتخار ولادت امام غائب و در انتظار پيروزي حق بر باطل و جايگزيني داد بر بيداد بر پا ميكند دانشگاه تهران كه مهد پرورش جوانان و مظهر اميد و آينده كشور است مركز ستمگري و كينه جوئيهاي هيئت حاكمه ميگردد، درست در همين مكان مقدس است كه نيروهاي حق طلب نسل جوان ما كه سازنده آينده كشور است با نيروهاي پوسيده كه فقط به گذشته تاريك و ننگين خود مغرور و متكي است مواجه ميشود. اگر در ديماه سال قبل دانشجوياني را كه خواستار چيزي غير از آزادي انتخابات نبودند در ميان نردههاي دانشگاه زنداني كرده راه رساندن غذا و پوشاك و رختخواب را بروي آنها بستند و فرداي آنروز هم كه براي شركت در جشن نيمهشعبان عازم خانه خدا بودند با آب سرد و باتون گرم استقبال نمودند. امسال تيغ عناد و كينه را پيشتر رانده بداخل دانشگاه يورش بردند. روز اول بهمن ماه ۱۳۴۰ ايادي مرموز ولي شناخته با تحريك مستقيم و غير مستقيم وضعي در محيط پاك دانشگاه ايجاد نمودند كه حتي ذكر آن در دنياي امروز شرم آور و اسف انگيز است.
عدهاي از قواي انتظامي مركب از پليس و چتربازو كماندوهاي ارتش شاهنشاهي بطوريكه در اعلاميه اعتراضيه رئيس دانشگاه تهران هم بيان شده است بدون هيچگونه مجوزي به محوطه دانشگاه حمله بردند بنحوي كه گوئي براي قلع و قمع يك قشون بيگانه و در خاك دشمن پياده شدهاند.
افراد پليس و ژاندارم و چترباز در سرزمين دانشگاه يعني در قلب پايتخت ميهن پاي نهادند و با شريفترين و گراميترين فرزندان وطن چنان دست بگريبان شدند كه هيچ پدر كشتهاي با دشمن خود آنچنان انتقامجوئي نميكند.
همه ميدانند كه هرگاه يك فرد نظامي يا پليس براي نوعي خرابكاري يا شتم و جرح و قتل دستور قبلي و تعليم خاصي نيافته باشد بحكم انضباط و مقررات مخصوص خود تقريباً محال است به كارهائي مبادرت نمايد كه مخالف همان انضباط و مقررات يا لااقل مخالف اصول همنوعي و هموطني و همكيشي ميباشد. چگونه ميتوان تصور نمود كه يك فرد نظامي از تعقيب و تنبيه بعدي نهراسيده در داخل دانشگاه هزاران نفر از برادران دانشجوي خود را كه هميشه هدفي جز يك اجتماع منظم و تظاهر آرام نداشتهاند تا حد مرگ مورد ضرب سرنيزه و دشنه و قنداق تفنگ و باتون وسنگ و آجر قرار دهد ضمن اخباري كه بقول روزنامه كيهان مورخه ۳/۱۱/۴۰ وسيله «بعضي از مقامات» در اختيار روزنامه گذاردهاند گفته شده است گردانندگان اين تظاهرات جمعيت حاميان قانون اساسي و ملاكين مخالف اصلاحات ارضي يعني عوامل غير دانشجوئي و ملي بودهاند و يگانه عكس العمل قواي انتظامي را كوشش مسالمت آميز و پرتاب گازاشك آور از خارج دانشگاه بيان كرده و يك كلمه از يورش آنها بداخل دانشگاه و ارتكاب اعمال فجيع سخن نميگويد. بنابراين ما لازم ميدانيم مختصري از اين جريان براي اطلاع عامه منتشر گردد.
نيروهاي باصطلاح انتظامي كليه دانشجويان اعم از دختر و پسر را تا داخل كلاسها، انبارها زيرزمينها تعقيب كرده به قصد كشت بر سرورويشان ميزدند وقتي دانشجويان بيهوش برزمين ميافتادند به پيكرشان ميكوبيدند باين ترتيب قريب ششصد نفر مجروح شدند و در بيمارستانهاي پهلوي ـ سينا ـ فارابي ـ شير و خورشيد و بيمارستان شهرباني بستري شدند كه حال بعضي از آنان همچنان وخيم است در جريان يورش وحمله ديده شد مجروحين را كه بخارج ميبردند از آمبولانس بيرون كشيده و نقش زمين كرده دوباره ميكوفتند. استادان و اولياي دانشگاه را وسيله ضرب و شتم مورد اهانت قرار دادند اتومبيل آنان را بقصد تخريب واژگون كردند و ميز رؤساي دانشكدهها را سوراخ كردند درها و پنجرهها و شيشهها را شكستند در آزمايشگاهها و كتابخانهها و اطاقها و دفاتر دانشكدهها وسائل علمي و فني و آزمايشي را ريختند و شكستند بطوريكه جبران آنها در اغلب موارد مقدور يا آسان نيست و خبرگزاري فرانسه ميزان لطماتي را كه وارد آمده است قابل تقويم و پيشبيني نميدانند.
بعضي از مأمورين انتظامي محتويات جيب و كيف دانشجويان از قبيل ساعت و پول و نظائر آنرا عنفا تصرف كردهاند كه يك دختر دانشجو را با تهديد بضرب سرنيزه مجبور كردهاند كه خود را از طبقه دوم عمارت دانشكده حقوق بخارج پرتاپ كند لباس دو دختر دانشجو را در هم دريده از تمايل به تجاوز ناموسي هم خودداري نكردهاند. اينك در همه جا اين سئوال مطرح است كه هرگاه مأمورين انتظامي فرضاً براي گوشمالي دانشجويان مقصر حريم حرمت و استقلال دانشگاه را شكستهاند چرا با در و پنجره و لابراتورهاو وسائل گرانقيمت دانشگاه در افتاده اند؟ آيا ماشين تحرير دفتر دانشكده هم (آزاديخواه) بود. يا از كتابها بي سر و صداي كتابخانهها نيز صداي «زنده باد مصدق» شنيده ميشد كه بريختن و شكستن و پاره و پايمال شدن محكوم شده اند؟ مردم ميگويند چگونه ميتوان قبول نمود نقشه در كار نباشد و مأموريت قواي انتظامي مامور دانشگاه تخريب و انتقام و زهرچشم تلقي نشود كه زهر چشم از همه كس و از هر چيز حتي از اتومبيلهاي استادان دانشگاه.
فجايع مذكور بقدري دلخراش و هيجان آور بود كه يكي از رؤسا دانشكدهها را بحال بيهوشي انداخت. در آن ساعت روساي دانشكدهها باتفاق رئيس دانشگاه در عمارت دبيرخانه كميسيون مالي داشتند و از همانجا ناظر صحنههاي خون آلود و دلخراش دانشگاه بودند رئيس دانشگاه و رؤسا دانشكده براي جلوگيري از حملات وحشيانه خيلي كوشيدند ـ به مقامات مسوول تلفن كردند ولي نتيجه نگرفتند ناچار بشور پرداخته به صدور اعلاميه مختصر ولي مهمي مبادرت نمودند كه ذيلا درج ميشود ولي راديو و جرايد طبق دستور از انتشار آن خودداري كردند تا حقيقت واقعه و شهادت ناظرين صلاحيت دار از مردم ايران مكتوم بماند.
و اما چون نميتوانستند قضيه را انكار نمايند و حقيقت را منقلب سازند مسئله اصلاحات ارضي و تحريكات عناصر مخالف اين قدم باصطلاح اصلاحي را موضوع و محرك جريان ناگوار دانشگاه معرفي كردند غافل از اينكه اين عذر بدتر از گناه كه حسب الامر تحت عنوان (اظهار يك مقام وابسته دولت) توسط مأمورين مخفي در تفسير حادثه اول بهمن به روزنامهها ديكته شده حقايق اظهر من الشمس را پرده پوشي نخواهد كرد. ميگويند پليس (عصباني9 شده و اين واقعه روي داده است آيا پليس بايد عصباني شود يا ملت ايران و نسل جوان آن كه سالها است بازيچه جاه طلبي و منفعت پرستي عدهاي از خدا بيخبر و خائن و خودخواه گرديده از حقوق خدائي و انساني محروم شده اند؟
دانشجويان را يك روز در پاي صندوقهاي انتخاب ميزنند تا وكلاي دروغي به مجلس بفرستند ـ انتخابات فرمايشي را انجام ميدهند و چون رسوا ميشوند آنرا باطل ميكنند و بلاخره چون ميترسند در انتخابات مجدد چند نماينده واقعي به مجلس راه يافته صداي مردم را بگوش جهان و جهانيان برسانند ميگويند اصلا انتخابات خلاف مصلحت و اصلاحات است و بهتر است موقوف شود.؟
پس از بستن پرونده انتخابات زمزمه وجود توطئه هائي بمنظور استقرار حكومت صددرصد نظامي بر سر زبانها بود از چند ماه باين طرف مردم ميشنيدند و انتظار داشتند سياستهاي مرموز و افراد شناخته شده آنها دستها و افكار پليدي را در صفوف خالص و احساسات حق طلبانه مردم داخل كرده ميخواهند با منقلب كردن و منحرف ساختن جريانها برخرمراد ديگري سوار شوند و باز هم به نام ملت تازيانه به پشت بزنند حادثه اول بهمن ماه يكي از مظاهر بارز اين توطئه ميباشد.
چون در آنروز هم ورود بدانشگاه با ارئه كارت دانشجوئي نبود افراد مشكوك مخصوصي در داخل دانشجويان راه يافتند تداركات و تحريكاتي هم قبلا به عمل آمده بود به قرائن خيلي قوي سنگ اول را از خارج بداخل دانشگاه پرتاب كردهاند يا خارجيان داخل دانشگاه در اين كار پيشقدم شدهاند والا سابقه امر نشان داده است كه هر جا تظاهرات خالص ملي و دانشجويي چه در ميدان جلاليه و خانه فخرآباد و باشگاه نهضت آزادي و چه در خود دانشگاه صورت گرفته انضباط و متانت كامل حكمفرمائي كرده است هر جا صنف خالص و منحصر دانشجوئي حضور داشته نظم و آرامش خصوصاً رعايت احترام و امنيت عمومي هم وجود داشته است بنابراين مردم خوب ميدانند كه تمام اين حرفها بهانه است همانطوري كه لكههاي خون سه دانشجوي مظلوم واقعه شانزدهم آذرماه ۱۳۳۲ با همه مخالفتها و نيرنگها از ستونهاي سرسراي دانشكده فني پاك نگرديده و بالعكس صداي اعتراض جوانان سال بسال رساتر شده خاطره صحنه فجيع اول بهمن ماه ۱۳۴۰ نيز هرگز از لوح خاطرها و ساحت دانشگاه محو نخواهد شد و آغاز شوم آن دامن محركين اصلي را دير يا زود خواهد گرفت.
هموطنان ـ اين پيش آمد با همه خلاف انتظار و خلاف منطق بودن آن از لحاظ يك نتيجه عمومي بسيار منطقي و ارزنده بود. رفتار مأمورين انتظامي در اين حادثه عناد عظيم و كينه عميقي را كه هيئت حاكمه نسبت بملت ايران خصوصاً نسبت بدانش و حقيقت و عدالت دارد مشعشانه روشن نمود و سد عبور ناپذير و محكمي را كه بين مردم و هيئت حاكمه وجود دارد محكمتر ساخت.
ملت ايران منشاء تمام فجايع و مفاسد را نيك ميشناسد ـ بنظر ملت ايران مسوول حادثه اول بهمن ماه و تظاهرات متعاقب آن و قتل دانش آموزان را كساني ميداند كه قواي انتظامي را رهبري و سرپرستي ميكنند و حال اگر دولت نظارت و حكومت بر قواي انتظامي داشته و دارد مسوول است و بايد محاكمه شود و اگر خود آلت بدون اراده و اختياري در يد آنهاست بايد صريحاً بگويد كه قواي انتظامي از كجا و چگونه دستور ميگيرند ملت ايران و دانشجويان عزيز بيدار و هوشيارند ـ حركات اخلالگرانه و منحرف كننده مانند آتش زدن كاميون پليس و تظاهر آنرا از خود نميدانند و با چنين عملياتي شديداً مخالف هستند.
هموطنان ـ حالا كه گوشه از حقيقت امر بر شما روشن شد لازم است خود را براي خنثي كردن توطئههاي ديگر آماده كنيد ـ شايستهترين وسيله و روش جهت انجام اين مقصود ادامه مبارزه با كمال مآل انديشي و تدبير و هوشياري و خصوصاً آگاهي از وضع سياسي مملكت است شما بايد در مبارزه خود متكي بر حق و قانون و مصلحت عمومي باشيد. و اما شما دانشجويان ارجمند و فداكار ـ ضمن مطالبه تعقيب فوري مسوولين واقعه اول بهمن ماه سعي كنيد دانشگاه بحكم قانون استقلال آن و لزوم رفع تعطيل درس مجدداً باز شود و استادان و رؤسائي كه از طريق قانوني و به رأي شورا انتخاب شدهاند كار اداره و تدريس خود را از سر گيرند و در برابر تصميم احتمالي تعطيل دانشگاه با توسل به وسائل منطقي و قانوني مقاومت كنيد و اجازه ندهيد چراغ خانه علم و فضيلت را خاموش كنند و محيط مقدس و منور دانشگاه ما را در سكوت شوم و غم انگيزي فرو برند.
نهضت آزادي ايران هر حركت خلاف نظم و هر اقدام خلاف مصلحت عمومي را محكوم ميكند تحقيق سريع و رسيدگي صحيح در واقعه اول بهمن ماه را با حضور و شركت مستقيم نمايندگان استادان و دانشجويان در كميسيون مربوطه خواستار است.
نهضت آزادي ايران
پنجم بهمن ماه ۱۳۴۰
