بيانيه به مناسبت سومين سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی تاريخ: ١٥/١١/٦٠

title

تاريخ: 15/11/1360

بيانيه نهضت آزادي ايران به مناسبت سومين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران

دستاوردهاي انقلاب اسلامي را حراست كنيم

  حركت نوين اسلامي در جريان مبارزات ملت ايران كه از شهريور ١٣٢٠ آغاز شده بود بعد از عبور از گذرگاه‌هاي مختلف و پشت سر گذاشتن جزر و مدها و پيروزي‌ها و شكست‌ها، بالاخره در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ به بزرگترين پيروزي در تاريخ ملت ما دست يافت. انقلاب اسلامي با سرنگوني رژيم شاه و پايان يافتن نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهي و استيلاي خارجي صفحه جديدي در تاريخ ملت ايران باز كرد.

  اين انقلاب عظيم به حق جمع‌بندي و نتيجه‌گيري مبارزات پي‌گير و مستمر ضد استبدادي و ضد استعماري ملت ايران در صد ساله اخير است كه با جنبش پيروزمند تنباكو آغاز گرديد و به دنبال آن انقلاب مشروطه و قيام مسلحانه ميرزا كوچك‌خان جنگلي و شيخ محمد خياباني را پشت سر گذاشت و پس از يك دوره ٢٠ ساله از خفقان و سركوب در شهريور ١٣٢٠ وارد دوران جديدي شد، دوراني كه با پديد آمدن جريان‌هاي جديد در حركت اسلامي و ملي و با آگاهي تازه‌اي در مردم ما همراه بود و با اوج‌گيري مبارزات ضد استعماري ملي شدن نفت، بساط استعمار انگليس را در هم ريخت و براي اولين بار حكومت ملي دكتر محمد مصدق را روي كار آورد.

  كودتاي ننگين ٢٨ مرداد ١٣٣٢ دوراني از مقاومت و تلاش بود كه عليرغم اختناق و سركوب شديد، نهضت مقاومت ملي پرچم مبارزه و مقاومت را برافراشته نگه ‌داشت. در سال ١٣٣٩ حركت ضد استبدادي و ضد استعماري ملت شتاب‌ تازه‌اي گرفت. با قيام ١٢ محرم (١٥ خرداد ٤٢) به رهبري امام خميني و حضور روحانيون در مبارزه مرحله جديدي از مبارزات سياسي ـ ايدئولوژيك و جهاد مسلحانه آغاز شد و بالاخره در ميان طوفان كوبنده شمشير مجاهدين و خون شهيدان و در اوج خشم توفنده ملت طومار حاكميت طاغوتيان زمان و اربابان خارجي آنان در هم پيچيده شده، در لجنزار تاريخ مدفون گشت.

  در اين تلاش مستمر ملت ايران در جهت كسب استقلال و آزادي و حاكميت انديشة توحيدي آخرين فصل، يعني دوراني كه از قيام ١٥ خرداد ٤٢ آغاز گرديد بي شك جاي خاص ويژه‌اي را دارد.

  تبعيد امام خميني به تركيه و سپس به نجف، روحانيت ايران را به مركز اين مبارزات و مقاومت‌ها كشانيد. محاكمه و محكوميت‌هاي دراز مدت سران و فعالين نهضت آزادي ايران روشنفكران مسلمان را به صحنه مبارزه كشيد.

  ملت ما پس از طي يك دوره به ظاهر آرام ولي سازنده مجدداً از سال‌هاي ١٣٥٠ با قدرت و نيروي جديدتري وارد صحنه شد. سال‌هاي ١٣٥٠ تا ١٣٥٦ دوران گسترش و تعميق فرهنگ انقلاب اسلامي به خصوص در نسل جوان و اوج‌گيري مقاومت‌ها و حماسه‌آفريني‌هاي مردم دلير ايران مي‌باشد.

  در سال‌هاي ٥٦ و ٥٧ حركت اسلامي شتاب بي‌سابقه‌اي يافت. درج مقاله توهين‌آميز ساواك در روزنامه اطلاعات در تاريخ ١٧ دي ١٣٥٦ و حملات و كشتارهاي وسيع بعد از آن در شهرهاي قم و تبريز و يزد و ساير شهرها موجب به ميدان آمدن قاطبه روحانيت و توده مردم گشت. هجرت امام به پاريس تحولي كمي و كيفي در انقلاب بوجود آورد. انقلاب اسلامي كه تا آن زمان تنها قشرها و بخش‌هاي خاصي از جامعه را در بر مي‌گرفت به تمامي شهرها و روستاها و تا دور افتاده‌ترين نقاط توسعه يافته و به يك حركت عظيم ميليوني مردم ستم‌ ديده و استعمار زده تبديل گشت. ميليون‌ها نفر از مردمي كه طي ساليان دراز طعم تلخ استبداد خشن را در ابعاد فرهنگي، سياسي و اقتصادي چشيده بودند و در طي دوران سلطنت منحوس پهلوي براي مدت ٥٨ سال فشار سر نيزه و شكنجه و زندان را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس كرده بودند، احساس خشم و كينه خود را نه در سينه‌ها، بلكه در فريادهاي كوبنده خود و در تظاهرات عظيم ميليوني متبلور ساختند. از آن پس دنيا دانست كه سرنگوني سلطنت پهلوي تنها شعار سياسي يك گروه و يك قشر نيست بلكه خواست عميق و مجدانه تمامي ملت ايران است.

  عكس‌العمل مردم ما در برابر ساليان دراز استبداد و استعمار و استضعاف و استثمار به صورت شعارهاي آزادي و استقلال، حكومت اسلامي (جمهوري اسلامي) منعكس گشته و بر سر همه زبان‌ها افتاد.

  حركت اسلامي كه تا آن زمان كم و بيش در محدوده ايران به چشم مي‌خورد، با ابعاد گسترده و وسيعي در سطح جهاني مطرح شد و مسأله ايران به يكي از مهم‌ترين مسائل جهاني تبديل گشت و ناگهان دنيا با پديده جديدي در قلمرو انقلابات سياسي اجتماعي روبرو گرديد.

  بدون ترديد ملت ايران اولين ملتي نيست كه عليه ظلم و ستم استبداد شاهنشاهي و سلطه ابرقدرت‌ها و امپرياليسم‌هاي جهاني از شرق و غرب قيام نموده باشد و مسلماً‌ آخرين آنها هم نخواهد بود. تاريخ جهان انقلابات فراواني از اين نوع ضبط نموده است. در عين حال انقلاب ايران از جهات عديده، پديده كاملاً‌ جديدي بود كه در سدة اخير، و شايد در قرن‌هاي گذشته، نظير آن كمتر ديده شده است و به دليل ويژگي‌هاي خود بسياري از تئوري‌هاي انقلاب را در جهان بر هم زده خط جديدي را ارائه داد.

  پيروزي انقلابات نيمه اول قرن بيستم جهان در گرو قدرتي خارجي بوده و بدين دليل روابط بين‌المللي حاكم بر جهان، قدرت‌ها و ابرقدرت‌هاي ذي نفع شرقي و غربي كه جهان را به قلمروهاي نفوذي خود تقسيم كرده‌اند حركت‌هاي انقلابي را زير نظر خود گرفته و آنان را به عنوان ابزاري عليه قدرت رقيب در صحنه جنگ سرد جهاني به كار برده‌اند و برخي به خاطر تأمين منافع خود انقلابات را مورد معامله قرار داده‌اند. استكبار جهاني و ابرقدرت‌هاي شرقي و غربي عليرغم تعارض با يكديگر در دنياي سوم و در ميان ملل محروم و مستضعف جهان تبليغ مي‌كردند كه كشورها ناچارند رهبري و حمايت يكي از اين دو را بپذيرند و هر ملتي بخواهد از سلطه يك ابرقدرت‌ نجات يابد چاره‌اي جز پيوستن به ابرقدرت‌ ديگر ندارد. به عبارت ديگر ابرقدرت‌هاي شرقي و غربي فلسفه سياسي «بلوك بندي جهان و ضرورت وابستگي را» مطرح مي‌ساختند و در نتيجه براي بسياري از مردم جهان اين باور را بوجود آورده بودند كه اگر آنها بخواهند با سلطه جهنمي امپرياليسم جهان‌خوار آمريكا و ياران غربي‌اش بجنگند راهي جز توسل به سوسيال امپرياليسم شرق و اقمارش ندارند و راه مبارزه با سوسيال امپرياليسم شرق قبول سلطه امپرياليسم غرب مي‌باشد. اساس چنين فلسفه‌اي مشروعيت دادن و قبول سلطه بي‌چون و چراي ابرقدرت‌ها بر روابط بين‌المللي است كه در عمل به تن دادن به سياست موازنه مثبت، يعني سياست هم غربي و هم شرقي، نظير سياست خارجي شاه معدوم منجر مي‌گردد.

  انقلاب اسلامي ايران اين اسطوره باطل در فلسفه سياسي حاكم بر جهان سوم را شكست و به مردم جهان نشان داد كه چگونه ملتي كه ظاهراً از تمامي امكانات متداول قدرت محروم است مي‌تواند مستقلاً‌ از زير سلطه بزرگترين قدرت‌هاي سياسي ـ نظامي جهان بيرون آيد. شاه معدوم از قدرتمندترين دولت‌هاي جهان سوم بود. او علاوه بر برخورداري از حمايت يك ارتش مجهز و ساواك و سيا و موساد و . . . از حمايت همه قدرت‌ها و ابرقدرت‌هاي شرقي و غربي برخوردار بود. در انقلاب اسلامي ايران ملت قهرمان ما بدون اتكاء به هيچ دولت و يا قدرت‌ خارجي و تنها با اتكاء به خداي لايزال و نيروي ايمان مذهبي، كه در فريادهاي الله اكبرش و راه‌پيمايي‌هاي ميليوني و پذيرش شهادت متجلي شده بود يك پارچه قيام كرد و توانست به بزرگترين پيروزي‌هاي تاريخ دست يابد.

  چنين انقلابي و اين چنين پيروزي بي‌سابقه درسي براي تمامي مردم محروم جهان سوم گشت. نشانه‌هاي اين پيروزي بزرگ با هجرت امام به پاريس نمودار گشت.

 

١٢ بهمن ٥٧ ـ بازگشت امام

  با فرار شاه خائن از ايران، سلطنت و نظام شاهنشاهي و سلطه سياسي خارجي، و در رأس آن آمريكا، آخرين مراحل حيات خود را پشت سر گذاشت.

  بازگشت پيروزمندانه امام به ايران در ١٢ بهمن ٥٧، بعد از ١٤ سال ناباورترين عناصر را به پيروزي قطعي انقلاب معتقد ساخت.

  با اعلام موجوديت شوراي انقلاب و سپس معرفي آقاي مهندس بازرگان در ١٥ بهمن ٥٧ به عنوان نخست‌وزير دولت موقت اولين گام‌هاي اساسي در راه اجراي برنامه سياسي امام كه خطوط كلي آن در پاريس اعلام شده بود برداشته شد.

  معرفي كميته‌هاي نفت و اعتصابات در زمان و در شرايطي كه هنوز شاه بر اريكه قدرت تكيه داشت و مسئولان سياسي و نظامي آمريكا تدارك كودتاي نظامي را مي‌ديدند، از قدرت‌هاي حساب شده‌اي در جهت اجراي تدريجي همان برنامه بود.

  امپرياليسم آمريكا كه تمامي بافته‌هاي ساليان دراز خود را رشته شده و آخرين پايگاه رژيم استبدادي يعني ارتش شاهنشاهي را هم در معرض از هم گسيختگي مي‌ديد فكر كودتاي نظامي و خنثي كردن انقلاب را در سر مي‌پروراند. با مراجعت امام در ١٢ بهمن ٥٧ و معرفي مهندس بازرگان در ١٥ بهمن به عنوان نخست‌وزير، و شتاب روزافزون حركت اسلامي، اين توطئه نيز در نطفه خنثي شد و براي دشمنان جز تسليم بدون قيد و شرط در برابر اراده ملت مسلمان ايران راهي باقي نماند.

  سرانجام آخرين تلاش امراي لشگر گارد و حمله به نيروي هوايي نيز كارگر نيافتاده منجر به سقوط و فرار بختيار و پيروزي ملت در ٢٢ بهمن ٥٧ گشت.

  روز ٢٢ بهمن ٥٧، كه به حق از ايام الله محسوب مي‌گردد، صفحه جديدي در تاريخ ملت ايران گشود. و نه تنها طومار استبداد پهلوي، بلكه نظام ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهي را در هم پيچيد.

 

بعد از پيروزي

  پيروزي انقلاب در بهمن ماه ٥٧ سلطه سياسي استبداد داخلي و استيلاي خارجي را از بين برد ولي اين پيروزي به معناي پيروزي نهايي و كامل انقلاب نبود. زيرا رسالت انقلاب در اين بود كه از يك طرف بقاياي نظام كهن گذشته در زمينه‌هاي روابط اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي از بين برود و از طرف ديگر به سوي استقرار نظام جديدي در ابعاد سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي بر اساس جهان‌بيني توحيدي و ايدئولوژي اسلامي پيش برود.

  پيروزي انقلاب در ٢٢ بهمن ماه و نابودي استبداد و سرنگوني سلطنت پهلوي و قطع استيلاي خارجي تنها تحقق بخش اول اين رسالت بود. براي انجام بخش دوم دوره‌اي انتقالي لازم بود تا مشخصات نظم سياسي جديد دقيقاً تعيين گشته و بر اساس آن نظم مطلوب بنا شود.

  حكم نخست‌وزيري مهندس بازرگان منعكس‌كننده برنامه سياسي امام براي اين دوره انتقالي است. بر اساس اين حكم اولين گام رفراندوم تغيير نظام سياسي به جمهوري اسلامي و گام بعدي تشكيل مجلس مؤسسان (خبرگان) و تصويب نهايي قانون اساسي شمرده مي‌شود. قانون اساسي محتوا و شكل نظام جمهوري اسلامي، از جمله نظم سياسي مقبول را معين كرده است و سپس گام‌هاي بعدي نهادهاي سياسي مملكت نظير انتخابات رئيس جمهوري و تشكيل مجلس شورا و انتخاب دولت جديد به صورتي كه در قانون اساسي پيش‌بيني شده است بوجود مي‌آيند.

  بررسي دقيق حكم نخست‌وزيري بازرگان و وظايف محوله به وي از طرف امام به خوبي نشان مي‌دهد كه دولت موقت مانند شوراي انقلاب نهادي انتقالي و وظيفه‌دار ايجاد نظم سياسي جديد بوده است و همانطور هم كه بعد ديده شد نه دولت موقت و نه شوراي انقلاب نمي‌توانستند نيازهاي انقلاب را در تمامي ابعاد اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي مرتفع سازند. شوراي انقلاب هم شوراي مديريت مملكت براي دوران انتقال بود و ديديم كه بعد از تأسيس مجلس و تعيين دولت جديد موضوعيت خود را از دست داد.

  تنها پس از استقرار نظم سياسي به طريقي كه در قانون اساسي جمهوري تعريف شده است ممكن بود به ايجاد تحول و انقلاب اساسي در ابعاد اقتصادي و سياسي و اجتماعي و فرهنگي بپردازيم.

  به هر حال گذرانيدن اين دوره انتقالي براي انقلاب اجتناب ناپذير بود ولي اين انتقال به آساني صورت نگرفت. ابرقدرت‌ها و بخصوص امپرياليسم آمريكا و صهيونيزم و ارتجاع منطقه كه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ضربات و لطمات سختي خورده بودند از ماه‌ها قبل از پيروزي دست به توطئه زدند و پس از پيروزي نيز ساكت ننشسته، توطئه‌هاي جديدي را دنبال مي‌كردند. پس از شكست و سقوط رژيم شاه و فرار بختيار، اين دشمنان چهره عوض كرده برنامه‌هاي ضد انقلابي خود را زير پوشش‌هاي جديد، و افراطي‌ترين شعارها دنبال مي‌كردند. اگر تا قبل از پيروزي با شعارهاي جاويد شاه در گنبد و پاوه و زاهدان و كرمان و . . . به مردم حمله مي‌كردند، بعد از انقلاب زير شعار حمايت از «خلق‌هاي ترك و كرد و بلوچ و تركمن و عرب؟! دفاع از منافع زحمتكشان و كارگران و مستضعفان» و در مواردي با اعلام رياكارانه و مزورانه پيروي از «خط امام» در تهران و شهرستان‌ها عليه انقلاب اسلامي به توطئه پرداختند.

  رويه امپرياليست‌ها در برخورد با تمام انقلابات در دنيا همين بوده است كه پس از پيروزي حركت انقلابي مردم، چهره عوض كرده زير پوشش افراطي‌ترين شعارها و توسل به چپ‌گرايي و چپ‌نمايي عليه انقلاب توطئه مي‌كنند. انقلاب ما نيز از اعمال اين رويه شيطاني بي‌بهره نمانده است.

  امپرياليسم و صهيونيزم و ايادي داخلي آنها كه نتوانسته بودند جلوي سقوط شاه و بختيار را بگيرند بعد از پيروزي انقلاب همه تلاش خود را در جهت جلوگيري از استقرار جمهوري اسلامي مبذول داشتند.

  اين توطئه‌ها از معرفي مهندس بازرگان به عنوان نخست‌وزير دولت موقت در تهران و شهرستان‌ها آغاز شد. هر بار كه دولت موقت قدمي براي اجراي برنامه سياسي امام و استقرار و تثبيت جمهوري اسلامي برمي‌داشت تحريكات و توطئه‌ها از همه طرف بالا مي‌گرفت. مطالعه حوادث اين دوره نشان مي‌دهد كه منحني سير تحريكات و صعود و نزول آنها دقيقاً‌ با اقدامات دولت موقت در اجراي برنامه‌هاي سياسي امام هم زمان و هماهنگ است. مثلاً هر قدر به زمان برگزاري رفراندوم تغيير نظام نزديك‌تر مي‌شديم تحريكات و توطئه‌ها اوج مي‌گيرد پس از انجام پيروزمندانه رفراندوم تحريكات موقتاً‌ كمتر مي‌شود و سپس با نزديك شدن به انتخابات مجلس خبرگان و هم زمان با تصويب نهايي قانون اساسي جديد، مجدداً دامنه تحريكات و تشنجات توسعه پيدا مي‌كند. با پايان يافتن رفراندوم قانون اساسي، دشمنان انقلاب اسلامي مأيوس مي‌گردند و دامنه تحريكات كاهش پيدا مي‌كند و سپس مجدداً با شروع انتخابات رئيس جمهوري كه اولين قدم در جهت اجراي قانون اساسي و ايجاد نهادهاي قاوني است، تحريكات و توطئه‌ها مجدداً اوج مي‌گيرد. اين تناوب در سير تحريكات هم چنان تا انتخابات مجلس شورا ادامه مي‌يابد و هر بار با پيروزي ملت و يأس دشمنان خاتمه مي‌يابد.

  اين تحريكات در همه مراحل به طور مستقيم و غير مستقيم ادامه داشته اگر چه ماهيت و محتوا و نوع و دامنه آن تغيير پيدا كرده است. در طي دوره اشغال لانه جاسوسي و گروگانگيري، حمله نظامي به طبس، جنگ تجاوزگرانه عراق به ايران، تشديد درگيري‌هاي نظامي در كردستان، درگيري‌هاي مسلحانه در تهران و شهرستان‌ها، ترور شخصيت‌ها و اشخاص و انفجارات كور و يا طبق برنامه، ادامه و تشديد جنگ سياسي ـ رواني و رواج بازار تهمت و افترا و شايعه‌سازي، كوشش داشت تا مانع پيروزي انقلاب يا انحراف آن گردد به خوبي ديده مي‌شود. منتها عناصر و گروه‌هاي فعال اين خط، بعد از پيروزي انقلاب خود را زير افراطي‌ترين شعارها مخفي ساخته‌اند. البته از دشمنان انقلاب اسلامي، از راست و چپ، و ايادي آنها جز اين انتظار نمي‌رفت.

  اما متأسفانه عملكرد نيروهاي مؤمن و متعهد به اسلام و ايران و انقلاب و وفادار به جمهوري اسلامي نيز با اشتباهاتي اساسي همراه بوده است. گروهي گرفتار برخي توطئه‌ها و وسوسه‌ها شده‌اند عليرغم اعتقاد به جمهوري اسلامي، ندانسته در جنگ سياسي ـ رواني با اين دشمنان انقلاب هم صدا گشتند. و مؤسسين و فعالين نهضت آزادي ايران را كه ساليان دراز نيرو و استعداد خود را در جهت تبيين و معرفي اسلام اصيل و بسط و گسترش حركت اسلامي در داخل و خارج كشور مبذول داشته و در پيروزي انقلاب اسلامي، متناسب با وسع خود سهيم بوده‌اند آماج تهمت و افترا قرار داده‌اند. عملكرد اين دوستان علاوه بر مغايرت با معيارهاي اخلاق اسلامي و قانوني آب به آسياب دشمنان انقلاب ريخته و به همين دليل مورد تأييد آنان قرار مي‌گيرد.

  نهضت آزادي ايران با تمسك به اخلاق اسلامي و اعتراف به عدم عصمت، با قاطعيت و صراحت و با شدت اتهامات بي‌اساسي را كه عناصر وابسته به شرق و يا غرب (توده نفتي‌ها ـ ماركسيست‌هاي آمريكايي) عليه نهضت تبليغ مي‌نمايند و تلاش دارند تا مشي نهضت را در «خط براندازي نظام جمهوري اسلامي» معرفي نمايند تكذيب نموده و چنين توطئه‌اي را محكوم مي‌نمايد.

  نهضت آزادي ايران بر اساس اعتقاد راسخ به مباني جمهوري اسلامي و تعهد به حفظ دستاوردهاي انقلاب، بيان كمبودها، نواقص، اشكالات و ايرادات دولت‌ مردان و مقامات مسئول را وظيفه شرعي خود مي‌داند. امر به معروف و نهي از منكر و توصيه به حق و انتقاد را در جهت حفظ انقلاب و جلوگيري از انحراف و انهدام آن ضروري و واجب مي‌شمارد.

  نهضت آزادي ايران، بر طبق اصل دوم مرامنامه خود، قانون اساسي جمهوري اسلامي را كه در رفراندوم ١١ و ١٢ آذر ماه ٥٨ به تصويب نهايي اكثريت مردم ايران رسيده است سندي با اعتبار و پايه استوار وحدت ملت و حكومت مي‌داند و اجراي دقيق و همه جانبه اصول مندرج در آن را لازمه حركت جامعه به سوي وضع مقبول شمرده، قبول و اجراي برخي از اصول قانون اساسي و انكار برخي ديگر را محكوم و مطرود مي‌داند.

  نهضت آزادي ايران به روش جذب و تزكيه اسلامي اعتقاد دارد و جو سياسي كنوني كشور را كه با روش‌هاي مبتني بر تضاد و تهمت و افترا و حذف نيروهاي معتقد به انقلاب ولي غير وابسته به جريان سياسي حاكم و طرد متخصصين وفادار به جمهوري اسلامي آلوده شده است براي استقرار جمهوري اسلامي و منافع و مصالح مملكت زيان‌بخش و خطرناك مي‌شمرد.

  در اين مورد حضرت آيت‌الله منتظري رسماً در پيام‌هاي اخير خود اعلام كرده‌اند كه:

«بسيار شنيده مي‌شود برادراني كه در صداقت و حسن‌ نيتشان شكي نيست ناخودآگاه تحت تأثير جو كاذب و القائات مرموزي واقع مي‌شوند كه نتيجه‌اي جز تشديد جو سوءظن و بي‌اعتمادي عمومي و منزوي نمودن افراد متدين اعم از روحاني و غيره كه سال‌ها در خط امام بوده و لحظه‌اي در انجام وظايف انقلابي چه قبل و چه بعد از پيروزي انقلاب كوتاهي ننموده‌اند، نخواهد داشت. اين گونه برخوردها، صحنه كار و فعاليت را از افراد مؤمن به انقلاب اسلامي و فداكار خالي مي‌كند و در نتيجه به جاي آنان، افرادي فرصت‌طلب، متملق و غير معتقد به مكتب و انقلاب، منافق گونه جايگزين او مي‌شوند و در نهايت انقلاب از درون به پوچي و انفجار كشيده خواهد شد و نسل جوان مسلمان و متعهد به جاي گرايش به اسلام خالص و اداره انقلاب و كشور، جذب گروه‌هاي منحرف و وابسته مي‌‌شوند و اين امر چيزي جز خواست دشمنان اسلام را در بر نخواهد داشت در همين رابطه مسئوليت افراد مؤمن مسلماً بيشتر از ديگران خواهد بود. آنان بايد با در نظر گرفتن مصالح و آينده انقلاب و به كارگيري قاطعيت و پرهيز از محافظه‌كاري در برابر جريانات و جوهاي مسموم و تندروي‌هاي جاهلانه مقاومت كنند».

« … افراد يك بعدي و تندرو خيال نكنند به اسلام خدمت مي‌كنند، آنان ناخواسته و چه بسا با حسن‌ نيت زمينه را براي انحراف و سقوط اصل انقلاب فراهم مي‌نمايند و با اعمال جاهلانه و خارج از قانون خود پرستيژ جمهوري اسلامي را در دنيا مشوش مي‌سازند و اين امر گناهي بس بزرگ است».

«. …زيان ناشي از عملكرد اين گونه افراد تك بعدي و تندخوي، كمتر از زيان دشمنان اسلام نخواهد بود. اينان با پاكي فطرت و حسن‌ نيت خود عملاً به ادامه و گسترش انقلاب ضربه مي‌زنند و در حقيقت دوستان نادان خطرناك‌تر از دشمن دانا خواهد بود».

«بر همه ما لازم است ناخودآگاه تحت تأثير سوابق و جريانات شخصي جوها و عصبانيت‌ها قرار نگيريم و از ميل و خواست دروني خويش به خاطر اسلام و انقلاب بگذريم». (١٦ ديماه ١٣٦٠)

«. …نبايد از نقش عوامل نفوذي دشمن كه منافقانه و فرصت‌طلبانه خود را مكتبي و در خط امام جا زده‌اند غافل ماند. اينان قهراً‌ مي‌كوشند جو سوءظن و بدبيني را در بين نيروهاي مؤمن و اصيل انقلاب تشديد كنند و مهره‌هاي خود را پس از خالي نمودن پست‌هاي حساس از افراد مؤمن و متعهد به كارها بگمارند تا بتوانند به شكل پيچيده‌اي، فرصت‌ها را از ميان برده و نارضايتي تدريجي و عمومي را به ارمغان بياورند».

«… كساني كه با جوسازي و بدنام نمودن افراد متدين خودآگاه و يا ناخودآگاه به اين جريان خطرناك كمك مي‌نمايند، بدانند كه عملاً‌ آب به آسياب دشمن مي‌ريزند». (١١ بهمن ١٣٦٠)

  اين مواضع مورد تأييد كامل نهضت آزادي ايران مي‌باشد و اميدواريم در آستانه چهارمين سال پيروزي انقلاب مقامات رسمي و دولت مردان و دست‌اندركاران در نهادها و مؤسسات اين توصيه‌هاي ارزنده را ارج نهاده به كار بندند.

  نهضت آزادي ايران وجود امنيت‌هاي قضايي، شغلي، سياسي و اجتماعي را كه بر طبق موازين شرعي و قانوني براي مردم تضمين شده‌اند شرط اصلي و اساسي بقاي جمهوري و تداوم انقلاب و پيروزي‌هاي بعدي دانسته و اميدوار است وعده مقامات قضايي مملكت در اين مورد تحقق يابد.

  نهضت آزادي ايران معتقد است اجراي دقيق و كامل اصول فصل چهارم قانون اساسي درباره مسائل اقتصادي براي تداوم انقلاب شرطي لازم و حياتي است.

  به نظر ما، تعيين قلمرو، ضوابط و شرايط مالكيت در بخش‌هاي دولتي، تعاوني و خصوصي براي تقليل بحران اقتصادي و تثبيت و رشد و شكوفايي كشاورزي و صنعت ضروري است. ادامه وضع نامشخص كنوني، بلاتكليفي و هرج و مرج حاكم بر روابط اقتصادي بحران موجود را در دو محور ركورد و تورم تشديد كرده زيان‌هاي جبران ناپذيري به اقتصاد كشور وارد مي‌سازد.

  پس از پيروزي انقلاب، دشمنان به موازات توطئه‌هاي سياسي و نظامي در بعد اقتصادي نيز نبرد موذيانه‌اي را با ما آغاز كردند تا از تثبيت اين جمهوري نوپا جلوگيري كنند و كوشيدند با تحريكات، اعتصابات و كم‌كاري در مراكز توليد و دامن زدن به خودسري‌ها و هرج و مرج در روابط اقتصادي توليد داخلي را به تعطيل بكشانند. هماهنگ با كارشكني‌هاي داخلي، محاصره اقتصادي توسط دشمنان انقلاب آغاز گشت تا ملت انقلابي ما را از پاي درآورد.

   هموطنان عزيز: انقلاب اسلامي ما راهي طولاني پيموده و راهي طولاني‌تر در پيش دارد. انقلاب سنگرهاي بزرگي را فتح و پيروزي‌هاي عظيمي را كسب نموده است.

  ملت دلير ايران تعهد سنگين اجراي اسلام و ايجاد جامعه مقبول اسلامي را به عهده گرفته است. افكار عمومي دنيا و ديدگان مستضعفين جهان به ويژه مسلمانان تحت ستم، همه متوجه ايران است تا ببيند چگونه اين ملت از عهده اين تعهد بزرگ برخواهد آمد. پيروزي ما در استقرار واقعي جمهوري اسلامي و حكومت عدل الهي، نه تنها تداوم انقلاب اسلامي در داخل و پيروزي ايران كه پيروزي عظيم اسلام در سطح جهاني خواهد بود. همان طور كه اشتباهات و ندانم كاري‌ها و خداي نكرده شكست ملت ما مانعي بزرگ در راه حركت اسلامي در سطح جهان خواهد گشت. در سومين سالگرد انقلاب اسلامي ايران بكوشيم تا با الهام گرفتن از مكتب انسان‌ساز اسلام بار ديگر وحدت همه جانبه اقشار ملت را كه عامل اصلي پيروزي انقلاب در ٢٢ بهمن ٥٧ بوده، زنده سازيم. در جهت حفظ و تداوم انقلاب توطئه‌هاي قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها، خصوصاً‌ امپرياليسم آمريكا و صهيونيزم را عليه جمهوري اسلامي ايران در هم بكوبيم و پيروزي نهايي و همه جانبه را ممكن و ميسر سازيم.

نهضت آزادي ايران