تاريخ: 22/12/1360
بيانيه به مناسبت سالگرد ملي شدن صنعت نفت
در تاريخ مبارزات ملت قهرمان ايران عليه استيلاي خارجي، ٢٩ اسفند روز پرافتخاري است. در چنين روزي در سال ١٣٢٩ به دنبال دوران پرتلاطمي از مبارزات عليه امپرياليسم انگليس، ملت ايران توانست اراده خود را بر دشمن تحميل كرده و قانون ملي شدن صنايع نفت در سراسر كشور را به تصويب نهايي مجلس شوراي ملي برساند و مقدمات و زمينه مساعد براي پايان دادن به يك قرن استيلاي اجانب را فراهم سازد.
امپراطوري انگلستان قريب به يك قرن حاكميت بر سرنوشت ايران را داشت. منابع حياتي ايران در انحصار آنان بود. انگليسها براي حفظ منافع خود و ادامه غارت و چپاول ثروت ملي ايران، دست به هر جنايتي ميزدند. در آغاز قرن كوشش انگليسها براي ايجاد سلطه با شكست مواجه شد. در اثر اعطاي امتياز توتون و تنباكو به انگليسها مردم ايران كه احساس خطر جدي و شديدي كرده بودند، به رهبري روحانيت متعهد و اصيل قيام كردند. رهبراني چون سيد جمالالدين اسدآبادي و ميرزاي شيرازي توانستند با بسيج مردم عليه دربار ناصرالدين شاه، قرارداد را ملغي و انگليسها را اخراج نمايند. اگر چه انگليسها شكست خوردند اما مبارزه مردم متوقف نشد. مردم ما دريافته بودند كه استيلاي خارجي و استبداد داخلي دو روي يك سكه هستند. بدون در هم كوبيدن استبداد داخلي، ادامه مبارزه با استيلاي خارجي ممكن نيست. لذا به دنبال شكست انگليسها و لغو امتياز توتون و تنباكو، مبارزه مردم عليه استبداد داخلي گسترش يافت. تا آنجا كه منجر به انقلاب مشروطيت و پيروزي مردم گرديد. انگلستان كه نميتوانست پيروزي ملت ايران را تحمل كند. دست به اجراي انواع و اقسام توطئهها زد. تحريكات در داخل ايران عليه حكومت مشروطه گسترش يافت به حدي كه امكان استقرار حكومت قانون را از بين بردند. تا آنجا پيش رفتند كه با روسها متحد شدند و در صدد برآمدند كه طرح تقسيم ايران را به مرحله اجرا درآورند. اين نقشهها شكست خورد. اين بار انگليسها از راه ديگري وارد شدند و با اجراي طرح كودتاي سوم اسفند ١٢٩٩ و برقراري سلطنت استبدادي رضاخان، و خاندان منحوس پهلوي به تحكيم مواضع غارتگرانه خود پرداختند.
شهريور ١٣٢٠ و فرار رضاخان از ايران آغاز دوره جديدي از مبارزات ملت ايران ميباشد. اوضاع و احوال و شرايط خاص جهان و ايران، در زمان بعد از جنگ جهاني دوم آنچنان بود كه به ملت ايران امكان داد تا مبارزه گستردهاي را آغاز نمايد. ملت ايران كه كوله باري از رنجها و دردهاي دوران اختناق ٢٠ ساله رضاخان و غارتگريهاي بيحد و حساب اجانب را بر دوش ميكشيد پس از شهريور ٢٠ و بعد از يك دوره ابهام و تحير، با تمركز تمامي خواستها و آرمانها در نهضت ضد استعماري ملي شدن صنايع نفت به رهبري دو رجل سياسي و مذهبي مرحوم دكتر محمد مصدق و آيتالله كاشاني، راه اصلي به سوي آزادي و استقلال را آغاز نمود.
نهضت ضد استعماري ملي شدن نفت، در واقع ادامه همان قيام تنباكو و مبارزات صدر مشروطه ميرزا كوچكخان جنگلي، شيخ محمد خياباني و مدرس و . . . بوده است. و ملي شدن نفت نه يك ارزش اقتصادي تنها و صرف، بلكه داراي يك محتواي سياسي عميق و فرياد رساي يك ملت در زنجير بوده است.
نهضت ملي ايران، حركتي نبود كه تنها به اين يا آن شخص يا گروه وابسته باشد بلكه حركتي بود متعلق به تمامي ملت ايران، حركتي بود كه از بطن جامعه ما و از عمق آرمانها و خواستهاي تمامي ملت برخاسته بود.
اين درست است كه نهضت ملي ايران، عمدتـاً يك حركت سياسي بود، اما اين به آن معنا نيست كه اسلام و مسلمانان، عواطف و احساسات مذهبي ملت در آن نقش اساسي نداشته است.
تجربه ساليان دراز مبارزات در ايران در طي قرون، خصوصاً در قرن اخير نشان ميدهد كه هر زمان كه آرمانها و خواستها و هدفهاي مبارزاتي ملت در قالب و رنگ مذهب معرفي شدهاند، به شدت توانسته به عميقترين سطوح جامعه رخنه نمايد و مبارزه از قشر محدود معدود روشنفكران خارج شده و تمامي اقشار ملت را در خود بگيرد. نهضت ملي شدن نفت از چنين ويژگيهايي برخوردار بوده است اما برخورداري يك نهضت از اين ويژگي يك مسأله است و مسأله مبارزه مكتبي، مبارزه بر اساس معيارهاي ايدئولوژيك انقلاب و دگرگوني بنيادي پايه جهانبيني توحيدي مسأله ديگري است.
حركتهاي سياسي ـ اجتماعي زماني عمق و گسترش مييابند و از ميان طوفانهاي ويران كننده و تخريبي ميتوانند عبور كنند و جامعه مطلوبي را بنا نهند كه مسلح به سلاح عقيده و آرمانهاي مكتبي باشند.
حركت رهايي بخش ملت ايران در قرن گذشته از مراحل مختلف عبور كرده و پيروزيها و شكستهايي به خود ديده است و در روند تكاملي خود سرانجام به انقلاب شكوهمند اسلامي كنوني ما رسيده است. پيروزيهاي به دست آمده اين انقلاب در واقع جمعبندي تمامي تلاشها و مبارزاتي است كه مردم ما در طي قرن گذشته داشتهاند. همان مردمي كه عليه استعمار انگليس و استبداد دربار قاجار قيام كردند. همان مردمي كه در مشروطيت خونها هديه كردند. همان مردمي كه در جنگلهاي شمال با برداشتن سلاح جنگيدند. همان مردمي كه در تبريز مردانه در كنار ستارخانها و شيخمحمد خيابانيها مقاومتها كردند و همان مردمي كه در مسجد گوهرشاد در برابر رضاخان فرياد «نه» سر دادند. همان مردمي كه براي ملي شدن صنايع نفت در خيابانهاي تهران و شهرستانها حماسهها آفريدند و با خون سرخ و گرم خود در روز ٣٠ تير بر سردي آسفالت خيابانها نوشتند «يا مرگ يا مصدق» همان مردمي كه بعد از كودتاي ٢٨ مرداد بازار را بر سر مقاومتهاي دليرانهشان خراب كردند و فرياد مصدق پيروز است، مرگ بر انگليس، مرگ بر آمريكاي آنان را در كلاسها و كتابخانههاي دانشگاه با گلوله جواب دادند.
همان مردمي كه در ١٥ خرداد ٤٢ با فريادهاي رساي خود، به دعوت امام خميني لبيلك گفتند و با خون پاك خويش آن را امضاء كردند و تمامي مردان و زناني كه در تمامي اين سالها و اين دوران، در تبريز، يزد، در قم و اصفهان، كاشان و قزوين، در همه جا، در مدرسه و خيابان، مسجد و فيضيه و كارخانه و دانشگاه در يك جهاد مستمر و دائم با فريادهاي الله اكبر خود آن قدر بر سر استبداد و استعمار كوبيدند تا بالاخره در آن بعدازظهر ٢٢ بهمن ٥٧، قدرت جهنمياش يك باره و براي هميشه فرو ريخته شد و خورشيد حق طلوع كرد و فضاي تاريك و ظلماني ميهن ما را به نور خويش روشن ساخت و فصل جديدي را در برابر نسلهاي فعلي و آينده كشورمان، بلكه جهانيان باز نمود.
نهضت ضد استعماري ملي شدن صنعت نفت در ايران اولين حركت مردمي در دنياي سوم بود. اين نهضت كه انگليس را از ايران اخراج نمود روح اميد جديدي در مردم دنياي سوم دميد و موجي از انقلابات و حركتهاي سياسي را در آفريقا و آسيا و آمريكاي لاتين بوجود آورد و الهامبخش ميليونها انسان استعمارزده گرديد.
اما متأسفانه خودخواهان و خائنين و دشمنان نهضت ملي ايران، توانستند با رخنه در صفوف مبارزين و ايجاد اختلاف زمينه را براي طرح و اجراي نقشههاي شيطاني فراهم سازند. تشديد تحريكات اطرافيان شاه و دشمنان ملت و بروز و ظهور اختلافات ميان رهبران، كار را به جايي رسانيد كه بالاخره انتليجنت سرويس انگليس و سياي آمريكا دست به دست هم دادند و با سكوت و رضايت ضمني روسيه كودتاي ننگين ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را به راه انداخته و دولت قانوني و ملي مصدق را سرنگون كردند و شاه را كه بر اثر قهر ملت از مملكت فراري شده بود مجدداً بر ما مسلط ساختند و سپس در حالي كه امپرياليسم تازه نفس آمريكا سهم عمده و كلاني را از نفت ايران براي خود گرفته بود، استبداد سياه را بر ملت حاكم نمودند. مصدق را دستگير و محاكمه و محكوم و سپس زنداني كردند و بعد از پايان دوره زندان او را در احمدآباد تحتالحفظ نگه داشتند و هرگز اجازه ندادند كه او به تهران بيايد و يا كسي به ديدارش رود.
زندانها را از آزاديخواهان و همه مبارزين پر كردند و براي آزار آنان شكنجهگاهها و شكنجهگرها را به كار گرفتند. سقف بازار را بر سر بازاريان خراب كردند. دانشجويان را در سر كلاس درس و كتابخانه به به گلوله بستند. بارها سران و فعالين نهضت مقاومت ملي را دستگير و زنداني و تبعيد نمودند. كمتر زماني بود كه جزيره خارك از تبعيديان خالي باشد. شكنجهگاههاي لشگر زرهي و تيمور بختيار جلاد را مبارزين به خاطر دارند و چه جنايتها كه در اين زندانها مرتكب نشدند.
شاه آنچنان از مصدق كينه به دل داشت كه حتي نسبت به نام او حساسيت پيدا كرده بود. آن قدر حساسيت داشت كه برخي از به اصطلاح مليون به نهضت مقاومت ملي و بعدها به نهضت آزادي ايران ايراد ميگرفتند كه چرا نام مصدق را ميآوريد؟ شاه و آمريكاييها نسبت به نام مصدق خيلي حساسيت دارند!!
دكتر اقبال در سال ١٣٣٨ وقتي صحبت از انتخابات آزاد فرمايشي شاه ميكرد با صراحت گفت كه «مصدقيهاي خائن و بي وطن، حق شركت در انتخابات را ندارند!»
ايدن، نخستوزير انگليس در خاطرات خود مينويسد كه وقتي در ايران كودتا شد، در يك كشتي اختصاصي تعطيلات خود را ميگذرانيد، وقتي شنيد كه مصدق سرنگون شده است براي اولين بار بعد از مدتها ناراحتي، به راحتي خوابيد!
استيلاي خارجي همان قدر كه از نهضت ضد استعماري ملي شدن نفت و مصدق دل پرخوني داشت به پيروزي كودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ افتخار ميكرد. چرا كه توانسته بود با در هم ريختن وحدت داخلي نقشههاي شيطاني خود را با موفقيت به انجام برساند و هر كجا كه با مقاومت و مبارزات مردم روبرو ميشد به تهديد ميگفتند كه همان بلايي را كه بر سر مصدق آورديم بايد نسبت به آنها نيز اعمال كنيم. آيزنهاور در مورد مصر و ناصر همين حرف را زد. كندي در مورد كوبا همين حرف را و نيكسون درباره ليبي همين سخن را تكرار كرد كه گوشمالي مصدق را به آنها (ناصر، كاسترو و قذافي) بدهيد.
نام مصدق براي ملت ايران و براي تمامي ملل استعمارزده دنياي سوم مترادف است با مبارزه عليه ظلم و ستم، مبارزه عليه زورگويي ابرقدرتها، مبارزه براي كسب استقلال و آزادي، براي كسب هويت مستقل از نفوذ ابرقدرتها و بالاخره بازگشت به خويشتن خويش.
نهضت آزادي ايران، مصدق را رهبري بزرگ ميداند كه در يك برهه از زمان، آرمانها و اميدهاي خفته ملت را در پوشش شعار ملي شدن نفت متبلور ساخت، قدرت يك پارچه ملت را عليه استعمار انگليس و امپرياليسم تازه نفس آمريكا بسيج نمود. آري مصدق سمبل اين دوره از مبارزات ملت ايران ميباشد. مبارزاتي كه خود استمرار حركت ملت ايران از قيام تنباكو بود و مقدمهاي بر مبارزات بعدي كه به قيام ١٥ خرداد و بالاخره پيروزي ٢٢ بهمن ٥٧ منجر گرديد. ملت ايران با استفاده از تجارب دو مبارزه عظيم ضد استعماري قيام تنباكو و نهضت ملي شدن صنايع نفت دريافته بود كه پيروزي نهايي عليه استعمار خارجي تنها وقتي ميسر است كه ابتدا استبداد داخلي ريشهكن گردد. و به همين دليل است كه مبارزات ملت ايران از بعد از كودتاي ٢٨ مرداد ٣٢، و خصوصاً از بدو حركت جديد و حماسهآفرين و تاريخساز امام خميني، عمدتاً عليه شاه و سلطنت پهلوي و نظام شاهنشاهي بوده است.
تجربه نهضت ملي شدن نفت و شكست مبارزه در ٢٨ مرداد ٣٢ نشان داده بود كه تا استبداد از بين نرود ادامه مبارزه با استعمار خارجي و امپرياليسم ممكن نخواهد بود.
از نظر نهضت آزادي ايران گرامي داشت و احترام نام مصدق به منزله آن نيست كه ايرادات و اشكالات آن زمان را نبينيم و ندانيم و يا به قهقرا برگرديم و شيوههاي آن زمان را معيار قرار دهيم. نهضت آزادي ايران به همان اندازه كه قبول اصالت نهضت ضد استعماري ملي شدن صنعت نفت و اصالت رهبري مصدق را در آن زمان لازم و حق ميداند، بازگشت به آن شيوهها و معيارها و ضوابط را در امر مبارزات ملت و تداوم انقلاب اسلامي در شرايط فعلي امري نادرست ميداند. چرا كه حوادث تاريخي را بايد در بستر زماني خاص خودش بررسي كرد و مورد قضاوت قرار داد.
نهضت آزادي ايران معتقد است طرح برخي از مسائل از قبيل اختلافات آن زمان ميان دو رهبر ملت، مرحوم كاشاني و مرحوم دكتر مصدق در اين ايام تنها به نفع دشمنان انقلاب اسلامي ايران خواهد بود. آنها كه اين اختلافات كهنه را دامن ميزنند آيا نميدانند كه اصل آن اختلافات به نفع چه كساني تمام شد؟ آيا نميدانند كه پيروزي كودتاي ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و سقوط مصدق تنها به نفع اجانب، به نفع آمريكا و انگليس و روس تمام و باعث بازگشت و تسلط شاه شد و اگر مصدق سقوط كرد هرگز كاشاني پيروز نگرديد.
مسلم اين است كه ضرر اختلافات آن دو رهبر در آن برهه از زمان به مراتب بيش از نفع ملي شدن نفت بود و زنده كردن آن مسائل در شرايط كنوني به نفع هيچكس جز دشمنان اسلامي ايران نميتواند باشد.
نهضت ملي شدن نفت حلقهاي است پيوسته از زنجيره بزرگ و سترگ مبارزات ملت قهرمان ما و نقطه عطفي در اين بزرگ راه حركت به سوي ايجاد جامعه مقبول اسلامي.
ملت ايران در مبارزات ضد استعماري ملي شدن صنايع نفت اگر چه به دليل ضعفها و نارساييهاي داخلي و جنايتهاي عناصر و گروهها و احزاب خودفروخته و وابسته به سياستهاي شرق و غرب در ٢٨ مرداد ٣٢ شكست خورد اما دشمنان ما، امپرياليستهاي شرق و غرب هرگز نتوانستد ملت ما را به زانو در آورند، اراده ملت ما را در هم شكنند، و ملت را به تسليم وادار سازند.
درست است كه نهضت ملي ايران در ٢٨ مرداد ٣٢ با يك كودتاي مشترك آمريكايي و انگليسي و در سايه سكوت و رضاي روسها شكست خورد و ديو استبداد و استيلاي خارجي مجدداً بر سرنوشت مسلمانان مسلط گرديد اما مبارزات آن زمان، دستاوردهايي داشت و بذرهايي در جامعه مساعد و مستعد ايران پاشيد كه سالها بعد سبز شد و رشد كرد و شكوفا شد و بالاخره با اوجگيري انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني در ٢٢ بهمن ٥٧ به ثمر رسيد.
* * *
سال گذشته در ١٤ اسفند ماه به مناسبت سال روز درگذشت دكتر مصدق مراسمي در دانشگاه تهران برگزار گرديد كه در طي آن، برخلاف انتظار، حوادث ناگواري روي داد و پيآمدهايي را به بار آورد كه شديداً مورد اعتراض نهضت آزادي قرار گرفت.
نهضت آزادي ايران اگر چه بر اساس سياست عمومي خود در مورد مشاركت در اجتماعات و راهپيماييها، دعوتي را كه از جانب رئيس جمهور قانوني، كه تا آن زمان از حمايت مردم و رهبر انقلاب برخوردار بود، براي برگزاري مراسم ١٤ اسفند ماه صورت گرفت مورد تأييد قرار داد، اما هرگز نه نهضت و نه هيچ يك از اعضاي آن مستقيم و يا غيرمستقيم در تنظيم و اجراي برنامههاي آن روز دخالت و يا شركتي نداشتهاند. نسبتهايي كه در اين مورد به نهضت داده شده است به هيچ وجه صحت ندارد. ما كراراً اين نسبتها را منجمله در اطلاعيه مورخ ١٧ اسفند ماه ٥٩ تكذيب كردهايم. معالاسف ديده ميشود كه هنوز هم برخي اصرار و تعهد دارند اين نسبتهاي نادرست را در حق نهضت آزادي تكرار كنند. ما از آنها كه اعتقادي به اسلام ندارند انتظار نداريم اخلاق اسلامي را در روابط سياسي رعايت كنند اما از كساني كه خود را مكتبي و متعهد به اسلام و اخلاق اسلامي و مقررات قانوني جمهوري اسلامي ميدانند به حق انتظار داريم از موازين حق و انصاف خارج نشوند و مطالب غير واقع را به ما نسبت ندهند.
* * *
نهضت آزادي ايران سالگرد روز ملي شدن صنعت نفت را گرامي داشته و در آستانه چهارمين بهار پيروزي انقلاب اسلامي ضمن درود فراوان به شهداي مبارزات ممتد ملت ايران به ويژه شهداي جنگ تحميلي پيروزيهاي بيشتري را در جهت تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي از خداوند بزرگ درخواست ميكند.
نهضت آزادي ايران
