تاريخ:18/01/1361
نامه به وزير ارشاد اسلامي در مورد درخواست روزنامه ارگان نهضت و چاپ نشريات
حجتالاسلام آقاي عبدالمجيد معاديخواه
وزير محترم ارشاد اسلامي
سلام عليكم و رحمه الله، پيرو مذاكرات جلسه مورخ 12 اسفند در محل دفتر جنابعالي عليرغم اظهار علاقهاي كه به ادامه مذاكره ابراز داشتيد و پيگيري دفتر نهضت با دفترتان براي تعيين وقت، انجام ملاقات و ادامه مذاكره تا كنون ممكن نشده است. شايد كثرت مشغله جنابعالي چنين اقتضا داشته باشد. لذا پارهاي از مطالب را كه ميخواستم با شما مطرح كنم كتباً به اطلاعتان ميرسانم. بديهي است در صورت تعيين وقت از طرف دفتر آنجناب و امكان ملاقات مجدد موارد ديگر حضوري مذاكره خواهد شد.
1ـ روزنامه ارگان نهضت ـ به طوري كه اطلاع دارند در تاريخ 1/6/1360 طي نامه شماره 127، درخواست پروانه امتياز روزنامهاي جهت ارگان نهضت آزادي ايران توسط جناب آقاي دكتر يدالله سحابي به عمل آمده است كه تا كنون از طرف وزارت ارشاد اسلامي اقدام نشده است.
2ـ انجام امور چاپي ـ در شرايط كنوني چاپخانهها انجام هر كار چاپي را موكول به اخذ مجوز از وزارت ارشاد اسلامي مينمايند و افرادي مدعي هستند كه به عنوان نماينده دادستان انقلاب بر كار چاپخانهها نظارت دارند و از هر كار چاپي كه به نام نهضت و يا افراد منتسب به نهضت باشد جلوگيري به عمل ميآورند.
بطوري كه استحضار دارند بر اساس قوانين مصوب شوراي انقلاب و ساير قوانين جاري مملكت، چاپ كتاب و نشريات در چهارچوب ضوابط تعيين شده نيازي به مجوز خاص ندارد. در صورتي كه مقررات خاصي اخيراً تصويب گرديده و مورد عمل ميباشد خواهشمند است دستور فرمايند يك نسخه آن را ارسال فرمايند تا بر اساس قوانين جاري، نهضت بتواند نسبت به چاپ نشريات خود اقدام نمايد.
در اينجا لازم ميدانم توجه جنابعالي را به اين مطلب جلب نمايم در حالي كه اين محدوديتها و محروميت از انتشار روزنامه و ساير نشريات براي مسلمانان متعهدي وجود دارد كه سالهاي عمر خود را صرف تلاش و فعاليت اسلامي كرده و در بسياري از زمينهها پايهگذار حركتهاي اسلامي در شرايط خفقان دوران استبداد پهلوي بودهاند و نقش و سهمي ارزنده در انقلاب اسلامي داشتهاند، نشريات دشمنان انقلاب اسلامي و احزاب و گروههاي الحادي بطور نسبتاً وسيع، تقريباً تنها منبع تغذيه فكري روشنفكران جامعه بخصوص جوانان تحصيلكرده را تشكيل ميدهد. تصديق ميفرماييد كه اين امر نه تنها غيرعادلانه و مغاير معيارهاي اسلامي است بلكه با مفاد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و قانون مطبوعات نيز تناقض فاحش دارد. اگر در جمهوري اسلامي برادران ما نتوانند روزنامه ارگاني داشته باشند و نظرات خود را منتشر سازند چگونه ميتوانيم مدعي باشيم كه معتقد به قانوني اساسي و مجري آزاديهاي مشروع و مصرح در قانون هستيم. آيا در اين شرايط انجام فريضه واجب و مسلم امر به معروف و نهي از منكر امكانپذير است؟
با توجه به مراتب بالا خواهشمندم ترتيبي اتخاذ فرماييد كه ضوابط و خطمشي آن وزارت در زمينه انتشارات نهضت آزادي ايران روشن گردد و با اجراي قوانين جاري مملكت كه همواره مورد تأكيد رهبر انقلاب، رئيس جمهوري و ساير مسئولان مملكتي ميباشد برادران ما نيز بتوانند در چهارچوب قوانين جاري با انتشار روزنامه و نشريات ديگر بخصوص در شرايط حساس كنوني به وظايف اسلامي و ملي خود عمل نمايند كه اين به تقوي و عدالت نزديكتر است. اعدلوا هو اقرب للتقوي والسلام
با تشكر ـ محمد توسلي
از طرف نهضت آزادي ايران
18/1/61
