نامه سرگشاده به وزير آموزش و پرورش تاريخ: ١٩/٠٣/٦١

title

نامه سرگشاده نهضت آزادي ايران به وزير محترم آموزش و پرورش

قال رسول اله‌(ص): سباب المؤمن فسوق و قتاله كفر . .

پيغمبر(ص) فرمود: دشنامگويي به مؤمن نابكاري (بي‌ايماني) است و جنگيدن با او كفر است …

(اصول كافي جلد سوم كتاب الكفر والايمان)

جناب آقاي علي اكبر پرورش

وزير محترم آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران

  سلام عليكم، مدتي است در مراسم دعاي صبحگاهي و نمازهاي ظهر و عصر و به مناسبت‌هاي مختلف در برخي از مدارس تهران و شهرستان‌ها، جوانان و نوجوانان دانش‌آموز را وادار به سب و لعن مؤمنين و دادن شعارهاي ناحق و آكنده از تهمت و افترا عليه آقاي مهندس بازرگان و بعضي همفكران ايشان مي‌نمايند كه در مواردي با اعتراض دانش‌آموزان و يا اولياء آنان روبرو شده است. اين عمل، آن هم در محيط آموزش و پرورش كه انتظار مي‌رفت بعد از پيروزي انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي مركز و محور مبارزه با ارزش‌هاي دوران جاهليت شاهنشاهي و كانون آموزش ارزش‌هاي والاي اسلامي باشد، تخلف آشكار از موازين شرعي و تجاوز از اصول مصرحه در قانون اساسي است.

  چنين روش‌هايي هيچگونه جايي و راهي در اسلام ناب و اصيل ندارد.

  هرگز خداوند در قرآن مجيد چنين رخصتي به مؤمنين نداده است و هرگز در دوره رهبري رسول الله‌(ص) و يا در دوران خلافت امام علي‌(ع) چنين روش‌هاي عادي و جاري در انقلابهاي غير الهي معمول و مجاز نبوده است. آنچه تاريخ به ما نشان مي‌دهد آن است كه در دوران خلافت پنجساله مولاي متقيان علي‌(ع) هرگز اجازه داده نشد كه پيروان آن حضرت در نمازهاي جمعه، در مسجد كوفه و يا در جاي ديگر مؤمنين را كه سهل است حتي دشمن را سب و لعن كنند. برعكس در نهج‌البلاغه ما مي‌خوانيم كه علي‌(ع) با اصرار و تأكيد بر اسلام ناب به پيروان خود توصيه مي‌كند كه من دوست ندارم شما از سبابين باشيد.(1)

  تاريخ به ما مي‌گويد كه برخلاف روش‌هاي الهي اميرالمؤمنين علي‌(ع)، در قلمرو حكومت معاويه اصرار و تأكيد بر آن مي‌شد كه مؤمني چون علي‌(ع) را با آن همه سوابق در خدمت به اسلام و جهاد در ركاب رسول اكرم‌(ص) سب و لعن كنند و اين حكومت معاويه بود كه با جوسازي‌ها و دروغ پردازي‌ها و تهمت و افترا بر مؤمنين آنچنان امر را حتي بر مسلمانان ساده‌انديش مشتبه ساخت كه وقتي حضرت علي‌(ع) در محراب با شمشير يكي از خوارج، كه خود قرباني آن جوسازي‌ها و محصول سياسي كاري‌هاي معاويه بود ضربه خورده و به شهادت مي‌رسد، همان مردم ناآگاه و جوزده و سب و لعن‌نندگان علي‌(ع) با تعجب مي‌پرسند مگر علي(ع) هم نماز مي‌خواند؟!

   جناب آقاي وزير:

  آنچه در قلمرو آموزش و پرورش رخ مي‌دهد قانوناً و شرعاً شما مسئول آن هستيد، مسئول در پيشگاه ملت و مسئول در پيشگاه خدا. روزي از شما سئوال خواهد شد كه شما به چه مجوزي و با كدام معيار اسلامي اجازه داديد كه در محيط تربيت جوانان و نوجوانان مملكت، چنين اعمال منكري صورت گيرد و شما هم ناظر و با سكوت خود عملاً تأييد كننده آن باشيد.

  فرض كنيم كه جوسازي‌هاي سياسي موجود عليه امثال آقاي مهندس بازرگان يا اشخاص ديگري كه بعداً در برنامه قرار گيرند آنچنان باشد كه شما نيازي به پاسخگويي به مردم را احساس نكنيد اما شما كه معتقد به خدا و قيامت هستيد جواب خدا را چه خواهيد داد؟

  در جمهوري اسلامي هدف از تعليم و تربيت فراهم ساختن مقدمات حركت و هدايت آدمي در صراط مستقيم خدمت و محبت به انسان و جهان و پرستش پروردگار سبحان و تسهيل معراج او به كمال انساني است و از اين رو تعليم و تربيت در ادامه و امتداد رسالت پيامبران مي‌باشد!

  مؤسسات وابسته به آموزش و پرورش، دبستان‌ها و دبيرستان‌ها بايستي جايگاه تزكيه و تربيت نسل جديد اسلامي و نوعدوستي و رحمت و آزادگي باشد. ستون اصلي انقلاب فرهنگي، به معناي واقعي آن يعني تزكيه نفوس بايستي در مدارس صورت گيرد. زدودن رسوبات فرهنگ جاهلي دوران طاغوت و استبداد شاهنشاهي، تعصبات گروه گرايانه سياسي و تقدم مصلحت حكمرانان بر مصالح ملت و مملكت از اذهان جوانان، آموزش استقلال فكر و انديشه و شخصيت و شكل‌گيري ارزش‌هاي والاي توحيدي، بازگشت به فطرت خداگونه انسان، همه بايد در محيط‌هاي آموزش و پرورش صورت گيرد. حال آيا براستي تصور مي‌كنيد روش‌هاي تخريبي تفرقه و تلقين نفرت و دشمني، سب و لعن، دروغ و افترا به مؤمنين و وادار ساختن جوانان و نوجوانان معصوم و بي‌خبر به چنين منكراتي مي‌تواند موجب تزكيه نفس و رشد مكارم اخلاق و زدودن تعصبات جاهلانه مرسوم در فرهنگ‌هاي غير توحيدي شاهنشاهي و يا الحادي و ماركسيستي گردد و يا موجب رشد شخصيت جوانان و تقويت تعهد آنان به اسلام و ايران شود؟

جناب آقاي پرورش!

  خداوند بزرگ در قرآن كريم مي‌فرمايد:

ولاتسبوا الذين يدعون من دون الله …

(كساني را كه مردم را به غير خدا دعوت مي‌كنند سب نكنيد) ـ سوره انعام/108

  اما در آموزش و پرورش زير نظر و كنترل شما و دوستانتان، جوانان و نوجوانان را وادار مي‌سازند به مؤمنين به خدا و كساني كه سال‌هاي دراز عمرشان را در داخل و خارج مملكت به ارشاد جوانان و معرفي اسلام اصيل به آنان صرف كرده‌اند سب و لعن كنند و تهمت و دروغ و افترا به آنان امر رايج و نردبان ترقي شده است.

  مسأله اين نيست كه چرا به خادمين اسلام و ايران اينچنين بي‌محابا و بدور از كمترين تقواي اسلامي زشت‌ترين نسبت‌ها را مي‌دهند و در دعاهاي صبحگاهي و شعارهاي روزانه آنان را سب و لعن مي‌كنند! نه مسئله برخوردهاي غير اسلامي و روش‌هاي جاهليت شرك‌آلود و كفر‌آميز ترس و يا نگراني ندارند. برادران نهضت آزادي افراد جديدالاسلامي نيستند كه خواسته باشند به بهانه انقلاب و به عنوان اسلام عقده‌هاي انتقامشان را ارضا نمايند. اينها در اعتقاد و اجراي اسلام از زمان و مكاني راه افتاده‌اند كه قيام به نماز و حجاب و قرآن، استقبال از استهزاء و اخراج و انزوا بود، مسجد و جمعه و قرآن، خانه‌ها و نهادهايي است كه قبلاً‌ خاموش و خلوت بود و نهضتي‌ها از زمان رضا‌خان، بعد از شهريور 1320، در دوران نهضت ملي شدن نفت، بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد و در مبارزات نهضت مقاومت ملي و در خود نهضت آزادي و در مدرسه و مسجد و اداره و زندان و تبعيد و آوارگي، در داخل و خارج كشور با همكاري شخصيت‌هاي علمي چون طالقاني و مطهري و استاد شريعتي و سردار رشيد اسلام دكتر چمران، جوانان مملكت را به سوي ارزش‌هاي والاي اسلامي سوق دادند. همين‌ها بودند كه از چهل سال پيش به اين طرف با استدلال و اصرار منادي تبعيت و الهام سياست از دين بوده و تدوين كنندگان جهان‌بيني و ايدئولوژي سياسي مبتني بر قرآن گشتند و مؤسس حزب سياسي منبعث و مجري اسلام شدند و به همين دليل هم از همان آغاز حركت انواع اقسام تهمت‌ها، دروغ‌ها و افترائات عليه اينان از چپ و راست آغاز شده و ادامه يافت. آنروزي كه اولين نمازخانه در دانشكده فني بر روي دانشجويان مسلمان گشوده شد انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان پايه‌ريزي گرديد، و اولين سخنراني‌هاي مذهبي در معرفي اسلام اصيل و پاك شده از خرافات اعصار، به دانشجويان و جوانان روشن‌ضمير آغاز گرديد. دشمنان اسلام چه آنها كه متوليان قدرت‌هاي سياسي و اجتماعي بودند و چه حزب توده و گروه‌هاي ماركسيستي كه رشد جريان اسلامي منبعث از دانشگاه را به نفع خود نمي‌ديدند عليه نهضتي‌ها بسيج شدند و انواع تهمت‌ها را بر ما وارد ساختند. حزب توده كه در شكل دادن به افكار جوانان ما يكه تاز ميدان و از استقبال جوانان و دانشجويان به اسلام راستين نگران و ناراحت بود در نشريات وابسته به خود ما را پان اسلاميست‌هاي وابسته به سفارت آمريكا معرفي كرده و راست گرايان غرب‌زدة محصول دوران بيست ساله استبداد رضاخان همراه با مرتجعيني كه دين را دكان خود ساخته بودند، ما را بناحق علم‌زده و غرب‌زده‌گاني كه مي‌خواهيم «سياست» را به مساجد ببريم معرفي كردند و مرحوم طالقاني را «آخوند سياسي» و مهندس بازرگان را علم‌زده و ملا مهندس كه بايد منزوي شوند قلمداد نمودند. بعدها نيز كه حركت فكري شريعتي اعماق روح نسل جوان تشنه حقيقت جامعه ما را متأثر ساخت و اثرات شگرفش ظاهر شد از همه طرف مورد حمله و هجوم انواع تهمت‌ها قرار گرفت و كمتر فحش و تهمتي بود كه از جانب وعاظ‌السلاطين و يا به تعبير امام «آخوندهاي درباري» كه دعاگويان و پاسداران نظام شاهنشاهي بودند نثار اين متفكر بزرگ اسلامي نگردد.

  آن تهمت‌ها و حملات با همه ناجوانمردي‌ها و حق‌كشي‌هايي كه همه ناظر آن بوده‌ايم چندان غير منتظره و تأسف‌آور نبود. اگر آن روزها گروه‌هاي وابسته به چپ‌ها و يا راست، همسو و هم جهت شده و بر جريان اسلامي منبعث از دانشگاه و نهضتي‌ها چنان اتهاماتي را وارد مي‌ساختند تأسف‌آور نبود زيرا جز آن انتظاري نمي‌رفت اما با نهايت تأسف امروز جامعه اسلامي ما شاهد اين است كه در برخي مدارس و نهادهاي وابسته به آموزش و پرورش جمهوري اسلامي چنين منكراتي به نام «اسلام» و زير پوشش «مكتب» صورت مي‌گيرد و وزيري كه بر اين مؤسسات كنترل و نظارت دارد با سكوت خود عملاً تأييد كننده اين منكرات شده است؟

  خداوند متعال با رحمت واسعه خود نه تنها مؤمنين را از سب مشركين و ماترياليست‌ها و ماركسيست‌هاي ملحد و يا دنياپرستان و متكاثرين دنياگرا منع نموده است بلكه حتي دستور فرموده آنهايي را كه از اين گروه‌ها قدم از اعتقاد شخصي فراتر نهاده و به تبليغ الحاد و شرك در ميان مردم مي‌پردازند سب نكنيد. شگفتا در جمهوري اسلامي گروههاي الحادي از اين دستور رحمت‌آميز الهي بهره‌مند شده آزادانه نشريات خود را چاپ و منتشر مي‌نمايند و از بركت جمهوري اسلامي از تعرض مصون هستند اما پرسابقه‌ترين خدمت‌گذاران به اسلام و ايران مورد زشت‌ترين اتهامات قرار مي‌گيرند؟

جناب آقاي وزير!

  انقلاب و جمهوري اسلامي ايران با قبول و تأكيد بر اسلامي بودن، تعهد بزرگي در برابر خدا و ملت ايران و مردم جهان بر عهده گرفته است. اعمال منكري كه در برخي مدارس و مساجد و نمازهاي جمعه عليه مؤمنين صورت مي‌گيرد با معيارهاي اصيل اسلامي فرسنگ‌ها فاصله داشته و نمونه‌اي آشكار از پايبند نبودن بدين تعهد است.

  آموزش اسلام اصيل و تأسيس حكومت علي‌(ع) كجا! و شيوه سب و لعن و دروغ و تهمت و جوسازي عليه خدمتگذاران به اسلام و ايران كجا!

  آيا تهمت و لعن و سب مسلماناني كه صداقت و ايمان و خدمت آنان به ايران و اسلام مورد تصديق امام و امت بوده است مي‌تواند برنامه خودسازي و تربيت سياسي دانش‌آموزان معصوم، مشوق پشتيباني آگاهانه و حمايت از برابري، راستي و عدالت و موجب پرورش نسلي حق طلب و حق پذير باشد؟ آيا اين گونه رفتارهاي غير اسلامي خواهد توانست باعث اعتلاء و بهبود روابط مهرآميز و تفاهم و وحدت بين مؤمنين و مسلمانان و تشويق روحيه حق‌شناسي نسبت به خدمتگزاران به دين و مملكت و ملت گردد؟

  آيا تا بحال انديشيده‌ايد كه اگر گروهي موفق شوند مردم را نسبت به كساني كه سابقه مبارزات و خدمات اسلامي ساليان دراز آنها در داخل و خارج كشور بر همه آشكار است بدبين نموده و از اين اشخاص هتك حرمت و حيثيت بنمايند، سرنوشت دولتمرداني كه مردم ما آشنايي و اطلاعي از سوابق اسلامي و يا سياسي آنها ندارند چه خواهد بود؟ اگر موفق شوند با ترور شخصيت افراد سوابق و خدمات آنها را مخدوش سازند ـ كه هرگز نخواهند توانست ـ به چه دليل مردم ما به كساني كه اسلامي و انقلابي بودنشان بعد از پيروزي انقلاب نمايان شده و تا كنون امتحان شايسته‌اي نداده‌اند اعتماد كنند؟

  از ما بپذيريد كه اين جوسازي‌ها و اين روشهاي تخريبي غير اسلامي ولو چند صباحي قدرت سياسي گروهي را تثبيت كند، به نفع استقرار و استمرار جمهوري اسلامي ايران نيست و نهايتاً تنها و تنها به نفع دشمنان انقلاب اسلامي ايران خواهد بود.

جناب آقاي پرورش

  لازم بود ما اين نامه را زودتر و پيش از تعطيل مدارس براي شما مي‌فرستاديم. از همان اولين روزهايي كه اين روش‌هاي تفرقه و تحريك سب و لعن مؤمنين در مدارس آغاز گرديد ما مصمم بر اين كار بوديم. اما در ابتدا تصور مي‌كرديم كه شايد برنامه خاصي در كار نباشد و اين شيوه‌ها، نتيجه اعمال نظر اشخاص منحرف و مغرض كه در آموزش و پرورش نفوذ كرده و يا عناصر صادق ناآگاه باشد و تصور مي‌كرديم كه با بودن شما در آموزش و پرورش جلوي اين كارهاي تخريبي و نظاير آن گرفته خواهد شد و نيازي به تذكر و اعتراض و اقدام به انجام وظيفه شرعي امر به معروف و نهي از منكر نخواهد بود. اما ادامه و گسترش بخشنامه‌گونه اين روش‌ها در مدارس، با شعارها و محتواي واحد شيوه‌هاي يكسان به ما نشان داد كه چنين تصوري درست نبوده است لذا بر آن شديم ولو آن كه دير هم باشد به وظيفه توصيه به حق خود اقدام نماييم و اين تذكرات را بر سبيل «فذكر فان الذكري تنفع المؤمنين» بدهيم. اميدواريم كه شما به گفته ما به ديده خوش‌بيني نگريسته و اين تذكر را به طور مقتضي به كليه مسئولان وزارت آموزش و پرورش منتقل فرماييد. اطمينان داشته باشيد كه ما در اين راه جز خير و سعادت امت اسلامي چيزي نمي‌خواهيم.

توفيق جنابعالي را در دفاع از حق و منع باطل و خدمت به انقلاب اسلامي و ملت زجر ديده ايران از خدايتعالي مسئلت داريم.

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران

19/3/61‌

  (1) من دوست ندارم شما از دشنام دهندگان باشيد. (خطبه 197 نهج‌البلاغه فيض‌الاسلام)