بيانيه به مناسبت سالگرد شهادت دكتر شريعتي تاريخ: ٢٩/٠٣/٦١

title

بيانيه نهضت آزادي ايران به مناسبت سالگرد شهادت دكتر شريعتي

ياد استاد شهيد دكتر علي شريعتي را گرامي مي‌داريم

والذين هاجروا في سبيل‌الله ثم قتلوا و ماتوا ليرزقنهم الله رزقا حسنا و ان الله لهو خيرالرازقين

(حج/58)

  حركت نوين اسلامي در جريان مبارزات ملت ايران كه از شهريور 1320 آغاز شده بود، بعد از عبور از گذرگاه‌هاي مختلف و پشت سر گذاشتن جزر و مدها و پيروزي‌ها و شكست‌ها و گسترش همه جانبه در ابعاد عقيدتي، سياسي و نظامي، سرانجام در 22 بهمن ماه 57 به پيروزي سياسي بزرگي در تاريخ اين كشور كهنسال دست يافت.

  انقلاب اسلامي ايران پيش از دستيابي به پيروزي سياسي، در بعد ايدئولوژيك و تبيين اساسي‌ترين مقولات اسلامي و گسترش مبارزه ايدئولوژيك موفق گشت. اصولاً در جوامع بشري هيچ انقلابي به معناي واقعي كلمه بدون جهان‌بيني و ايدئولوژي رخ نخواهد داد. حركت‌هاي اجتماعي وقتي محتواي انقلابي پيدا مي‌كنند كه بر اساس جهان‌بيني و ايدئولوژي منبعث از آن بوده و در جهت تحقق آرمان‌ها و نيازهاي انسان‌هاي تشنه قسط و عدل و آزادي و شرافت و كرامت انساني و رشد و شكوفايي استعدادهاي خدادادي باشد.

  در روند رو به رشد حركت نوين اسلامي، از شهريور 1320 به بعد، افراد و شخصيت‌ها و گروه‌ها و قشرهاي بسياري شركت داشته‌اند و برخي از آنان به حق تأثيرات تعيين كننده‌اي را ايجاد كرده‌اند. اما در اين فرآيند استاد ارجمند شهيد دكتر علي شريعتي يكي از پر فروغ‌ترين چهره‌ها در طرح و تبيين جهان‌بيني اسلامي و عاملي مؤثر در به صحنه كشيدن نسل جوان در انقلاب اسلامي شمرده مي‌شود.

  شريعتي كه خود محصول و دست‌پرورده و تربيت شده حركت نوين اسلامي بود و بهتر و عميق‌تر از هر كس دردها و نيازها و حساسيت‌هاي نسل جوان معاصر را، در ايران و در دنياي اسلام درك مي‌كرد آنچنان اين دردها و نيازها را منعكس ساخت و آنچنان با جسارت و شهامت و واقع‌بيني و در عين حال با صداقت اسلامي به پاسخگويي اين نيازها پرداخت كه به بزرگترين پيروزي‌ها در زمينه تبيين مباني اسلام اصيل و گسترش و تعميق آن در نسل جوان موفق گرديد. در تاريخ ملت ما، و شايد در دنياي اسلام، هيچ متفكري به اندازه مرحوم دكتر شريعتي نتوانسته است انديشه و روند فكري نسل تحصيل‌كرده جوان دوران را مسخر كرده و در جهت انقلابي اسلامي به پيش برد. وسعت تأثيرات فكر و انديشه شريعتي در تاريخ ملت ما بي‌سابقه است.

  شهيد دكتر علي شريعتي تنها يك «متفكر» اسلامي نبود. او يك مسلمان پرتلاش و متعهد بود. و هرگز در تمامي دوران عمر كوتاه ولي پربار خود، چه در داخل و چه در خارج كشور لحظه‌اي از مبارزه عليه مثلث زر و زور و تزوير غفلت ننمود.

  شريعتي در هيچيك از ادوار زندگي، در كنار پدر و معلم بزرگوارش استاد محمد تقي شريعتي در منزل و كانون نشر حقايق اسلامي در مشهد، در دوران تحصيل در دانشگاه مشهد و در نهضت مقاومت ملي (كه بعد از كودتاي ننگين 28 مرداد 32 تشكيل شده بود) و در دوران سفر و تحصيل در فرانسه بعد از بازگشت به ايران در تهران و شهرستان‌ها، در حسينيه ارشاد و ساير مراكز، هرگز كمترين فرصتي را براي معرفي اسلام ناب و اصيل و مبارزه با استبداد در اشكال گوناگونش از دست نداد.

  او تنها يك متفكر قلم‌زن نبود. يك عارف برخاسته از «كوير» و يك تلاش‌گر عاصي ره يافته خستگي‌ناپذير بود و در اين راه هرگز دچار تذبذب نشد. او هيچگاه ياران اوليه خود را رها نكرد. او از اعضاي اصلي نهضت مقاومت ملي ـ استان خراسان بود و به همين جرم هم به زندان رفت. او در خارج از كشور از مؤسسين نهضت آزادي ايران ـ خارج كشور بود و در تدارك اوليه براي نبرد مسلحانه عليه استبداد پهلوي شركت داشت.

  او اسلام را نجات‌بخش تنها ايران نمي‌دانست بلكه اسلام را براي نجات تمامي بشريت مي‌خواست. او تمامي مسلمانان را برادران خود مي‌دانست و اين اعتقاد تنها در تئوري و حرف نبود. او نظير هر مسلمان متعهد ديگري، به هر حركت ضد استبدادي و ضد استعماري و هر حركت انقلابي توده‌هاي محروم و مستضعف جهان بخصوص در دنياي اسلام احساس تعلق و وظيفه مي‌كرد. به همين دليل بود كه نزديك‌ترين و صميمانه‌ترين روابط را با جبهه آزادي‌بخش الجزاير، كه در جنگ مسلحانه فعال عليه اشغالگران الجزايري بود بوجود آورد. توسط چماق به دستان و اوباش الجزايري مزدور پليس فرانسه عليه جان او توطئه شده و سخت مضروب گشت خوشبختانه بعد از مدتي بستري شدن در بيمارستان، از مرگ نجات پيدا كرد.

  دكتر شريعتي علاوه بر شركت در تأسيس نهضت آزادي خارج كشور در تمامي مبارزات و فعاليت‌هاي ايرانيان خارج كشور عليه استبداد پهلوي سهم عمده‌اي داشت. در شكل‌گيري جنبش دانشجويي خارج كشور (سازمان‌هاي دانشجويان و كنفدراسيون در مراحل اول) و جبهه ملي اروپا نقش تعيين‌كننده داشت.

  نشريه ايران آزاد، كه در آن سالها در خارج از كشور منتشر مي‌شد، يكي از پرتيراژ‌ترين و غني‌ترين روزنامه‌هاي ضدرژيمي بود. شهيد شريعتي از آغاز انتشار اين نشريه تا تير ماه 1344 كه به ايران آمد مسئول انتشار آن بود.

  كار خلاق شريعتي در بعد مبارزات عقيدتي و در رابطه با كل حركت نوين اسلامي از سالهاي 1347 به بعد بود كه در سنگر حسينيه ارشاد و در يكي از پربارترين دوران فعاليت‌هاي او به ثمر رسيد و به همين دليل هم در اين دوران شريعتي مورد زشت‌ترين و گسترده‌ترين حملات از راست و چپ قرار گرفت. ارتجاع ديني وابسته به شاه خائن و آخوندهاي درباري و متوليان معبد ريا و «متحدين زر و زور» كمتر انحراف و اتهامي بود كه به او نسبت ندهند. به موازات اين حملات گروه‌هاي چپ نيز كه از رشد حركت نوين اسلامي و اقبال جوانان به اسلام وحشت‌زده شده بودند، كار جناح راست را تكميل كرده و هردو با هم شهيد شاهد ما را از هر طرف به زير حملات خود گرفتند.

  اين حملات هرگز نتوانست در روحيه شريعتي اثر بگذارد و يا كار او را متوقف سازد. اما حملات گروه وابسته به دين، اعم از دشمنان دانا و يا دوستان نادان، شريعتي را فوق‌العاده متأثر ساخت همان‌ها كه به قول خودش:

«آنها كه بايد مرا بنوازند، مي‌زنند، آنها كه بايد همگام باشند سد راهم مي‌شوند، آنها كه بايد حقشناسي كنند، حقكشي مي‌كنند، آنها كه بايد دستم را بفشارند، سيلي مي‌زنند، آنها كه بايد در برابر دشمن دفاع كنند، پيش از دشمن حمله مي‌كنند، و آنها كه بايد در برابر سمپاشي بيگانه ستايشم كنند، تقويتم كنند، اميدوارم كنند، تا در راه تو از تنها پايگاهي كه چشم ياري‌يي دارم و پاداشي، نوميد شوم … ».

  اين حملات نتوانست تأثيرات عظيم و گسترده كار خلاق شريعتي را متوقف سازد و آخرالامر ساواك رسماً وارد عمل شد، و بعد از تعطيل حسينيه ارشاد دكتر شريعتي را به زندان و شكنجه‌گاه «كميته مشترك» معروف انداختند. اما همانطور كه علي خود بارها گفته بود «حسرت يك آخ گفتن» را هم به دل همة آنها گذاشت.

  بعد از رهايي از زندان كميته، علي، دست به يك هجرت جديدي زد و در ارديبهشت 56 از ايران خارج شد. علي در يادداشتي كه در 24 ارديبهشت 56، يعني دو روز قبل از خروجش از ايران نوشت هجرت جديد خود را چنين ترسيم كرده است:

«و من در آستانه مرحله تازه‌اي كه آغاز كرده‌ام و مي‌روم تا «مهاجر الي الله» سرنوشت ديگري را در ادامه سرگذشت خويش دنبال كنم و جز لطف خدا كه اعجازگر و دشمن‌فريب بزرگ است و جز همت ياران هم‌درد و همراه زادراهي ندارم و اميد پناهي‌ …»

  هجرت علي ضربه بزرگ و غيرقابل تحملي به حيثيت ساواك و رژيم شاه، و خطري جديد و جدي براي آن بود. لذا در 29 خرداد 56، استاد بزرگوار و يار و همرزم ما براي سال‌هاي فراوان از غربت هجرت را شهيد نمودند به تصور اين كه شهادتش، حركت اسلامي را متوقف و يا بطئي سازد، كه چنين نشد، و اين اشتباه همة مستبدين تاريخ است.

  مهندس بازرگان، در نامه‌اي به مناسبت شهادت شريعتي در 6 تير ماه 56 به استاد محمد تقي شريعتي، كار عظيم علي و شهادتش را چنين توصيف كرده است:

«علي كه با ادراك و آثارش سال به سال روشن‌تر و صاف‌تر مي‌شد و جامعه را روشن‌تر مي‌ساخت شاخسار پر ثمري از آن پدر، پسر فضل و اخلاص بود كه در بحبوحه احتياج و استقبال از سنگيني بار شكسته شد و با افتادن او اميدها و آرزوها به زمين ريخت».

  نهضت آزادي ايران ياد برادر بزرگوار و همرزم گرامي شهيد دكتر علي شريعتي را گرامي مي‌دارد و پنجمين سال هجرت و شهادت او را به ملت قهرمان و شهيدپرور ايران و به همه همرزمان و همسنگرانش و همچنين به پدر بزرگوارش استاد شريعتي تبريك مي‌گويد.

نهضت آزادي ايران

29/3/61‌