تاريخ:20/08/1361
مصاحبه آقاي دكتر رياض حسن با سخنگوي نهضت آزادي ايران
آقاي دكتر رياض حسن با سخنگوي نهضت آزادي ايران در مورد برخي مسايل سياسي روز مصاحبهاي انجام داده است. وي استاد علوم سياسي اجتماعي يكي از دانشگاههاي استراليا و پاكستانيالاصل ميباشد. متن اين مصاحبه كه در ذيل آمده گرچه در حد اختصار بيان شده ولي حاوي مطالب قابل توجهي است كه مطالعه آن را به خواهران و برادران توصيه مينماييم:
س ـ چنين به نظر ميرسد كه طي دو سال گذشته اختلافات ميان حزب جمهوري اسلامي حاكم و رهبري مليگرايان كه اولين دولت بعد از انقلاب را در 1979 تشكيل دادند، تشديد شده است، آيا اين ارزيابي درست است و اگر درست است لطفاً درباره طبيعت اين اختلافات توضيحي بدهيد؟
ج ـ خير، درست نيست. اولين دولت بعد از انقلاب، معروف به دولت موقت، به رياست آقاي مهندس بازرگان از «مليگرايان» تشكيل نشده بود. اكثريت اعضاي دولت، علاوه بر سوابق شناخته شده مبارزه با شاه، داراي سابقه فعاليتهاي اسلامي بودهاند. اين افراد «ملي» به معناي مردمي بودن غير وابسته به اجانب، مبارزه كردن عليه استبداد و عليه استيلاي خارجي بودهاند، نه مليگرا به معناي و قوميتپرستي كه ضداسلام است. امام هم در حكم به آقاي مهندس بازرگان به سوابق مبارزات ملي و اسلامي ايشان كه اشاره كردهاند به همين معناست. اختلافات ميان گروه حاكم با عناصر اصلي در دولت موقت همه در واقع اختلاف ميان دو جريان اسلامي در حركت اسلامي است و از همان ابتدا هم بوده است و درجه آن هم نسبت به آن زمان شدت بيشتري پيدا نكرده است. آنچه رخ داده است تشديد حملات گروه حاكم به اين دسته ميباشد.
س ـ آيا طي دو سال گذشته هيچ تغيير يا توسعه قابل ملاحظهاي در ميزان برخورداري احزاب سياسي ايران از حمايت مردم رخ داده است؟
ج ـ با توجه به وضعيت آزاديهاي سياسي، مطبوعاتي، نطق و بيان و اجتماعات، ارزيابي واقعي و منطقي از چنين امري بسيار مشكل است. تنها حزب جمهوري اسلامي و مجاهدين انقلاب اسلامي و گروههاي حاكم هستند كه تمام امكانات تبليغاتي را در دست دارند. حزب توده ايران نيز بدون برخورد با اشكال عمدهاي، نشريات خود را به طور وسيعي چاپ و توزيع مينمايد. گروهها و احزابي كه خارج از قدرت حاكم هستند يا امكانات از آنها گرفته شده است يا امكانات بسيار محدودي دارند.
س ـ به نظر شما دستاوردهاي عمده انقلاب اسلامي چه ميباشد؟
ج ـ انقلاب اسلامي ايران، قبل از هر چيز، حتي قبل از پيروزي انقلاب، يك تغيير اساسي در روحيات قشر عظيمي از مردم بوجود آورد. به طوري كه بسياري از ارزشهاي غير اسلامي يا ضد اسلامي را كه رژيم شاه تبليغ ميكرد به ميزان قابل توجهي به دور ريختند. اتخاذ موضع در قبال يك پديده بينالمللي، انتشار اعلاميه در رد يا تأييد يك واقعه، انجام ملاقاتها و مذاكرات، تصميم در مورد شركت يا عدم شركت و چگونگي مواضع در كنفرانسها و نشستها و …. همه در چارچوب ديپلماسي يك كشور ميگنجد. و لذا همانطور كه گفته شد اصول سياست خارجي ثابت است ولي ديپلماسي در محدوده آن اصول متغير و سيال ميباشد.
به نظر ما حركت در جهت تحقق اهداف سياست خارجي و سير صحيح و آشنايي با كليه روابط ديپلماتيك و آيندهنگري و تفكر و تعمق در هر يك از حركتهاي سياسي چه خارجي و چه داخلي و انجام هر عملي در جهت منافع كشور به دور از شعارها و جنجالهاي بيپايه و در نتيجه اجتناب از عقد قراردادهاي آنچناني است كه خط مشي سياست خارجي و سرنوشت استقلال مملكت را مشخص مينمايد و بر اين اساس است كه از ابتدا ميگفتيم داشتن رابطه و مناسبات و ملاقاتهاي ديپلماتيك حتي با كشورهاي دشمن نيز دليل سازش و يا موجب گرايش به آنان نيست بلكه بايد ديد آنچه در نهايت از اين ملاقاتها و مذاكرات حاصل ميشود آيا در جهت تن در دادن به سلطه اجانب و ناديده گرفتن اصالتهاي انقلاب و وابسته شدن كشور است و يا كسب حقوق حقه كشور و ملت از دشمن ولو در زير پوشش احترامات ديپلماسي؟ و اينجاست كه روند سياست خارجي يك كشور مشخص ميگردد و با توجه به اين اصل انجام اعمالي چون شركت در مراسم تدفين رييس جمهور يك كشور هيچگاه به تنهايي باعث تزلزل در سياست نه شرقي، نه غربي نشده بلكه صرفاً يك عملكرد تشريفاتي خواهد بود.
