قطعنامه كنگره پنجم نهضت آزادی ايران تاريخ: اسفند ٦١

title

قطعنامه كنگره پنجم نهضت آزادي ايران

اسفند 1361

ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن‌المنكر

و اولئك هم‌المفلحون(1)

مقدمه

  منتخبين حوزه‌ها و مسؤولين ارگان‌هاي نهضت آزادي ايران كه براي تشكيل پنجمين كنگره از تاريخ دوازدهم تا پانزدهم اسفند ماه 1361 در آغاز پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران اجتماع نموده‌اند. خداي رحمن لا شريك را سپاس مي‌گذارند كه ملت ايران را در انقلاب عليه استبداد 2500 ساله و استيلاي خارجي دو قرن اخير در جهت نيل به شعار مقدس «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» پيروز گردانيد و از اين كه نهضت را همچون گذشته در كشاكش تاريكي‌ها و تنگي‌ها نگاه‌داري و به نور هدايت و نيروي نعمات بي‌پايانش راهنمايي و استواري داده، خود را مرهون عنايت او و موظف به ايفاي خدمت مي‌دانند.

  كنگره نهضت به فرستادگان خدا، علي‌الخصوص خاتم‌الانبياء و المرسلين و ائمه معصومين و ياران با وفايش صلوات و سلام تقديم مي‌دارد و بر همه پيشقدمان و رهبران و شهيدان و جانبازان راه حق درود مي‌فرستند.

  همچنين به هموطنان ايثارگر و حق‌طلبان مخلص كه در مبارزات طولاني قبل از پيروزي و سپس در روزهاي سرنوشت‌ساز اخراج شاه و حاكميت انقلاب، عاشقانه به استقبال شهادت رفته‌اند سلام مي‌فرستد و براي آنهايي كه در صحنه‌هاي خونين داخلي و جبهه‌هاي جنگ تحميلي با شوق و خروش به دفع دشمنان شتافته‌اند و استقلال و افتخار و اميد به ما داده‌اند طلب غفران و رضوان نموده و تحقق خواسته‌هاي آنان را در جلب رضاي حق و سعادت ملت ايران و مسلمين جهان آرزو مي‌نمايد.

كنگره پنجم نهضت آزادي ايران،

  با تقدير از برادران و خواهراني كه در اجراي سياست «صبر و تلاش» ايفاي عهد كرده خدماتي انجام داده‌اند.

  و با گذشت و عفو از جهالت‌ها، تهمت‌ها و توهين‌هاي ناحق خلاف اخلاق اسلامي و قانون اساسي كه متأسفانه مجاز و متداول شده و تهديدهاي ناجوانمردانه كه نهضت در معرض آن بوده است.

  و بالاخره با دعاي نجات و عافيت و سعادت براي ملت …

  بر اساس گزارش شوراي مركزي پيرامون اوضاع سياسي جهان و منطقه و ايران همچنين عملكرد ارگان‌هاي نهضت، ضمن تأييد خط‌مشي مصوبه كنگره سال 59 و قطعنامه مصوبه سال 60، مواضع و خط‌مشي تكميلي خود را در قبال مسايل و جريان‌هاي داخل و خارج، با اميد و توكل به خداي بزرگ به شرح زير اعلام مي‌دارد:

 

الف) مواضـع

1ـ در قبال ملت و انقلاب اسلامي ايران

  نهضت آزادي ايران با اعتقاد به اين حقيقت كه اختلاف در زبان‌ها و نژادها مشيت رباني در خلقت و از آيات الهي است كه فرمود: «و من اياته خلق‌السموات و الارض و اختلاف السنتكم و الوانكم ان في ذلك لايات للعالمين»(2) ملت ايران را مجموعه‌اي از اقوام و اقشار و گروه‌ها با احوال و افكار ويژه مي‌داند كه اشتراك در مواريث گذشته و اعتقاد و علاقه به سعادت و ساختن آينده كشور داشته و واحد تجربه ناپذير  ايران را تشكيل مي‌دهند و جامعه ايران را فوق افراد و احزاب و اصناف و شخصيت‌ها دانسته، ملت را عالي‌ترين مقام نظارت كننده و تصميم گيرنده براي اداره مملكت مي‌شمارد. به عقيده نهضت هر يك از آحاد اين ملت صاحب حق نسبي در مالكيت و بهره‌مندي و مديريت مملكت مي‌باشد. حقي كه در چارچوب اسلام و قانون اساسي در آراي آزاد عمومي ملت به تصويب رسيده است. نهضت آزادي احترام و علاقه و تعهد خود را نسبت به حفظ اين مجموعه و سلامت و سعادت آن اعلام مي‌دارد.

  نهضت آزادي ايران با ايمان به اين واقعيت كه «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم»(3) نه تنها از نظر حقوقي و سياسي بلكه از نظر اسلامي و علمي و طبيعي مسؤوليت و سرنوشت ملت و مملكت را در داخل ايران و به دست مردم ايران در مجموعه آنان دانسته تأثير بيگانگان و دخالت‌ها و توطئه‌هاي خارجي را فرع بر شرايط و حالات و خواسته‌هاي داخلي مي‌داند و عامل اصلي تحول يك جامعه را، از بدي به خوبي يا از خوبي به بدي، نتيجه خواسته‌ها و پي‌آمد كرده‌هاي آن جامعه مي‌شمارد.

  بنا به فرموده علي عليه‌السلام: «ذلك منك و دوائك فيك».(4) نهضت آزادي ايران اعلام مي‌دارد كه در سير تحولات و تغييرات اجتماعي، هر چه هست و هر چه بر سر جامعه مي‌آيد در مرحله ابتدايي و تحليل نهايي از خود ملت ناشي مي‌گردد و با توجه به مضمون «لاغوينهم اجمعين الا عبادك منهم المخلصين»(5) معتقد است شياطين بزرگ و كوچك، سياست‌هاي خارجي و ابرقدرت‌هاي شرق و غرب استفاده‌كنندگان از عدم اخلاص‌ها، انحراف‌ها، اغواها، خيانت‌ها، غفلت‌ها و غرورهاي خود ملت هستند، و طبق وعده الهي «ان عبادي ليس لك عليهم سلطان الا من اتبعك من الغاوين».(6) تنها راه مقابله با توطئه‌ها، وسوسه‌ها و تحريكات و نجات از مشكلات و مصائب و نابساماني‌ها اخلاص و بازگشت به خويش و توسل به تحقيق، تدبير و تلاش مي‌باشد.

  نهضت آزادي ايران به استناد مشاهدات عيني، مطالعات حضوري و مشاركت مستقيمي كه داشته است، انقلاب اسلامي ايران را حركتي ملي با انگيزه‌اي الهي و اصيل، ناشي از همدردي، همفكري و همكاري افراد، گروه‌ها و قشرهاي مختلف كشور اعم از دانشجويان، بازاريان، پيشه‌وران، روحانيون، كارمندان، كارگران و كشاورزان و حتي افسران و سربازان مي‌داند كه به دنبال سال‌ها سختي، بيداري، روشنگري و مبارزه در 22 بهمن 1357 به رهبري امام خميني به درخشان‌ترين پيروزي رسيد.

  بر اين پايه، نهضت خود را به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي ايران متعهد دانسته و به خاطر حفاظت و سلامت آن در برابر كجي‌ها و انحرافات و خطاها مسرانه ايستادگي مي‌نمايد.

 

2ـ در قبال نظام جمهوري اسلامي

  نهضت آزادي ايران طرفدار دلسوز و مدافع صادق نظام جمهوري اسلامي بوده و قانون اساسي را كه با رأي آزاد ملت به تصويب رسيده است منشور محكم و ميثاق واجب‌الرعايه ميان حاكميت و ملت مي‌شمرد كه به فرمان: «اوفوا بالعقود»(7) و به مقتضاي: «واوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا»(8) طرفين متعهد و موظف به رعايت و تمكين صادقانه و همه جانبه از آن شده‌اند و معتقد است زير پا نهادن اين ميثاق از هر طرف موجب سلب حقوق و باعث نافرماني عمومي، هرج و مرج، خونريزي و از هم گسختن نظام خواهد شد.

  نهضت آزادي راه اصلاح و جلوگيري از انحراف، انحصار، استبداد و اضمحلال كشور يا نفوذ و سلطه مجدد بيگانگان را در مبارزه قانوني علني داخلي متكي به قانون اساسي مي‌شناسد. ضمناً آزادي‌هاي قانوني و انتقادهاي مصلحانه و معترضانه را كه از روي حسن نيت و بصيرت انجام گيرد نه تنها مضر و مزاحم كارها نمي‌داند بلكه مفيد و سازنده و ضروري براي دوام و صلاح نظام دانسته آن را انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر و حق و وظيفه هر فرد و جمعيت تلقي مي‌نمايد.

  نهضت آزادي ايران براندازي نظام جمهوري اسلامي و التجاء و اتكاء به بيگانگان و به دشمنان انقلاب و اسلام را نيز مردود و محكوم مي‌شمارد و معتقد است راه پايان دادن به مبارزه مسلحانه داخلي و خونريزي‌ها اجراي همه جانبه اصول مصرحه در قانون اساسي در باب حقوق ملت و تحمل حضور فعال افكار و بينش‌هاي متفاوت مي‌باشد. بديهي است در برابر تجاوز از قانون و تعدي مسلحانه، دولت موظف به مقاومت قاطع و ممانعت قانوني خواهد بود كه در اين صورت نيز عدم تعدي از حدود الله و رعايت عدالت اسلامي و اطاعت از فرمان: «ولا يجرمنكم شنآن قوم علي الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي»(9) حتي در برخورد با گروه‌هايي كه در صدد براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد واجب و لازم الاتباع است.

3ـ در قبال شوري و بيعت

  نهضت آزادي ايران با توجه به آيه كريمه: «وشاورهم في‌الامر»، كه به رسول اكرم (در مقام ولايت) فرمان مشورت با مردم در امور مربوط به خودشان را مي‌دهد و با استناد به توصيف نظم شورايي «امرهم شوري بينهم»(10) كه پروردگار حكيم از جامعه نمونه اسلامي كرده است. به نظام شورايي با شرايط و ضوابطش آنچنان كه رسول اكرم(ص) و علي(ع) عمل مي‌كرده‌اند و در قانون اساسي آمده است معتقد مي‌باشد. و با اعتقاد به اين نكته كه «امري» كه مشورت در آن، در آيه فوق‌الذكر توصيه گرديده است همان اداره اجتماع، سياست و حكومت مي‌باشد. به نظر نهضت تنها رعايت و پياده كردن اين شيوه و شخصيت قائل شدن براي مردم (صرف نظر از درجه آگاهي آنان)، مي‌تواند استعدادهاي خدادادي و ارزش‌هاي متعالي آنان را شكوفا سازد و تنها استمداد از نيرو و نظريات همگاني است كه جامعه را به سلامت و سعادت و ترقي و تعالي در ابعاد مختلف سوق مي‌دهد. در چنين جامعه‌اي، رهبري كه ولايت امر را به عهده مي‌گيرد توسط شوراي اهل نظر (خبرگان) كه همان پيشگامان ايمان و عمل و عالمان متقي بايد باشند برگزيده و به مردم معرفي مي‌گردد. مردم نيز در صورتي كه با اين انتخاب توافق و به شخص معرفي شده تمايل داشته باشند آزادانه با او بيعت مي‌كنند و پيمان دو طرفه‌اي را كه اطاعت و همكاري از يك طرف و خدمت و فرماندهي از طرف ديگر است در چارچوب كتاب و سنت منعقد مي‌نمايند. اين روند كه دو مرحله مشخص شورا و بيعت را در بر مي‌گيرد مشروعيت (در مرحله شوري) و مقبوليت (در مرحله بيعت) را تحقق مي‌بخشد و اراده و خواست مردم را كه حاكميت ملي ناميده مي‌شود در مسير مطمئني متجلي مي‌سازد. در چنين نظامي كه بالاترين مقامش با شوري برگزيده مي‌شود و افراد به حكم وظيفه امر به معروف و نهي از منكر، موظفند يكديگر و حتي مقام رهبري را از نعمت تذكر و توصيه به حق بهره‌مند سازند. هرگز استبداد و خود رأيي مجال و محملي نمي‌يابد. طبيعي است كه كارآيي نظام شورايي تنها با رعايت «وحدت مديريت» و با حفظ هماهنگي‌ها و ارتباطات لازم در كليه شئون امكان‌پذير مي‌باشد.

 

4ـ در قبال ولايت فقيه

  نهضت آزادي ايران، با توجه به اين كه موضوع ولايت فقيه مسأله‌اي فقهي و امري تقليدي مي‌باشد، معتقد است هر كس مي‌تواند طبق نظر و رهنمود مرجع تقليدي كه خود آزادانه انتخاب نموده است در اين مسأله عمل كند.(11)

  در رابطه با قلمرو اختيارات ولي فقيه، صرف نظر از اختلاف آراء و نظرات فقها، نهضت ولايت فقيه را با عناوين و حدودي كه در قانون اساسي، در هم آهنگي با ساير اصول آن به ويژه حقوق ملت و آزادي‌هاي مشروع و مسؤوليت‌هاي قواي سه‌گانه آمده و به تصويب آراء عمومي ملت رسيده و بر همه آن‌ها قانون خدا بايد اشرافي داشته باشد، پذيرفته است و تصويب و امضاي قانون اساسي توسط ولي فقيه را به منزله صحه نهادن بر اين اختيارات تلقي نموده است.

  نهضت آزادي رابطه مردم با ولايت و دولت را بر پايه حقوق متقابله‌اي مي‌داند كه علي عليه‌السلام در مورد رعيت و والي بيان فرموده است. وي از ملت درخواست نصيحت و مشورت براي خود مي‌نمود و در برابر آنان وعده حمايت و خدمت داده، توقع انضباط و اطاعت داشت. قرآن كريم نيز كه اطاعت اولي‌الامر يا فرماندهاني كه صلاحيت امر را دارند به دنبال اطاعت خدا و رسول مي‌آورد حلال هر مشكل و رافع هر نزاع و اختلاف را كه احياناً در امت پيش آيد ارجاع به خدا و رسول مي‌داند كه به فرموده مولاي متقيان راه حل اختلافات براي مسلماناني كه بعد از پيامبر زندگي مي‌كنند.

  «فالرد الي الله: الاخذ بمحكم كتابه و الرد الي الرسول: الاخذ بسنته الجامعه غيرالمفرقه»(12) رجوع به محكمات قرآن و مشتركات مسلم سنت پيغمبر گرامي مي‌باشد.

 

5 ـ در قبـال آزادي

  نهضت آزادي ايران به موجب آيه پر دامنه «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم» و حديث نبوي معروف «كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته»(13) حاكميت ملي را نشانه‌اي از حاكميت الهي دانسته معتقد است اين امر هنگامي تحقق خواهد يافت كه مديريت و ولايت همان طور كه گفته شد بر مبناي نظام شورايي و انتخابات آزاد انجام شود.

  ضامن اجراي اين نظام كه حاكميت خدا و شعار «لا اله الا الله» را تحقق مي‌بخشد وجود آزادي عقيده و انتقاد در جامعه و امكان اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر است كه از ظلم و سوءاستفاده متصديان و حاكميت استبدادي آراء و خواسته‌هاي شخصيت‌ها جلوگيري مي‌كند. نهضت آزادي معتقد است كه ارشاد مردم و اشاعه و اجراي دين بايد با رعايت اصل «لا اكراه في‌الدين»، يعني با اختيار و انتخاب و اصل «ما جعل عليكم في‌الدين من حرج»(14) و به دور از هر گونه فشار و اجبار صورت گرفته و برطبق آيه كريمه «و ما اسئلكم عليه من اجر ان اجري الا علي رب العالمين»،(15) داوطلبي غيرانتفاعي و غير شغلي باشد. متوليان دين، زمامداران امور جامعه و علاقمندان در امر ارشاد و تبليغ ديني بايد همچون پيامبر(ص) از موضع‌گيري به عنوان حفيظ،(16) وكيل،(17) جبار(18)، مصيطر(19) (به معناي مراقب، وكيل، تحميل‌كننده، گزارش‌نگار) در برابر مردم خودداري نموده و تنها به تبعيت از سنت او كه ابلاغ‌كننده رسالت‌هاي الهي بود بسنده نمايند.

  به نظر نهضت آزادي ايران بايد حاكميت خدا علاوه بر ظواهر در نفوس و وجدان مردم تحقق يابد و ايمان و تقوي و عمل ديني صميمانه و با رغبت قلبي همراه باشد. چه در غير اين صورت نقض غرض بوده، دل‌ها و مغزها را از خدا فراري و از دين منزجر مي‌سازد. در امر اعتقادات ديني، هر گونه تظاهر و تصنع بي‌فايده است. تجسس‌ها و تهديدها و تحميل‌ها و يا به كار گرفتن دين براي كسب قدرت و مقامات دنيايي تأثيرات سوء و جبران‌ناپذيري بر اعتقادات ديني مردم خواهد گذاشت.

  بديهي است بي‌بند و باري، تجاهر به فسق، تجاوز به حقوق و حيثيت سايرين در سطح جامعه قابل تحمل نبوده و لازم است از اين گونه مفاسد اجتماعي جلوگيري شود.

  نكته مهم ديگر اين است كه قبول حق آزادي ولي تنها براي موافقين و وابستگان سياسي و حزبي نمي‌تواند مطلوب نظام اسلامي باشد.

  جاي نهايت تأسف است كه پس از پيروزي انقلاب به بهانه دلسوزي و دفاع از آن در برابر توطئه بيگانگان و مقابله با ضد انقلاب، روحيه و فرهنگ ماركسيستي و طاغوتي به صورت تهمت و توهين و تهديد با اشاعه اكاذيب و افشاگري‌هاي مغرضانه، فوق‌العاده رواج‌يافته رسانه‌هاي گروهي، مطبوعات و تبليغات انحصاري و حتي خطبه‌هاي نماز جمعه ميدان‌هاي آزاد براي يك سنت سياسي مخرب ضد اسلامي گرديده است. تأسف بيشتر از آن است كه نه امكان دفاع مشروع به مظلومين داده مي‌شود و نه مقامات قضايي و قانوني احساس وظيفه يا جرأت جلوگيري از ظلم و كيفر مرتكبين را مي‌نمايند.

 

6 ـ در قبـال روحانيـت

  نهضت آزادي ايران تفقه در دين و تعليم و تبليغ و دعوت و ارشاد را وظيفه عمومي همه افراد مسلمان و متعهد مي‌داند. با اين وصف روحانيت را يكي از نهادها و گروه‌هاي اجتماعي كشور مي‌شناسد كه واقعيت عيني در ايران و سابقه تاريخي در تمام ملل و اديان دارد و در سازمان عمومي ممالك و در نظام‌هاي ديني متداول نقش مؤثري ايفا نموده و مي‌نمايد. علاوه بر آن در جهان تشيع، به دليل مردمي بودن روحانيت و استقلال و انفكاكي كه از دولت‌ها داشته است ـ و جا دارد كه باز هم داشته باشد ـ علاوه بر علم و ارشاد، حالت پناهگاه محرومان و مرجع مظلومان و متظلمان را نيز داشته، آزادگي، وارستگي و زهد و تقوي خصال عمده موجب احترام آن شده است. به طوري كه توانسته در مواردي عليه استبداد داخلي و استيلاي خارجي قيام كرده خدماتي به موقع و مؤثر بنمايد.

  نهضت آزادي به علم و ورع و فضيلت، به خدمات و زحماتي كه بزرگان برگزيده روحانيت در حفاظت گنجينه‌هاي اسلام و تحقيق و تعليم دين تحمل كرده‌اند ارج گذارده درود مي‌فرستد. اما معتقد است كه بر طبق موازين اسلامي و اصول مصرحه در قانون اساسي تمام آحاد و اقشار ملت در برابر قانون يكسان هستند و هيچ امتياز ويژه‌اي براي هيچ گروهي به رسميت شناخته نشده است. هيچكس، به دليل كسوت و سابقه و حتي دانش و فضيلت، حق حاكميت و اولويت بر سايرين را خارج از موارد قانوني انتخاب و انتصاب ندارد.

  نهضت آزادي معتقد است عملكردها و منش‌ها و روش‌هايي كه از جانب برخي از روحانيون بعد از پيروزي انقلاب بروز و ظهور نموده است پيوند تاريخي روحانيون با مردم و موقعيت آنان در جامعه را تضعيف نموده است و با توجه به گره خوردن سرنوشت روحانيت با اسلام در فرهنگ مردم ايران بيم آن مي‌رود اين گونه رفتارها به رشد و تعميق حركت اسلامي لطمات جدي وارد آورد. علت اين نگراني تجربه شيرين رشد سريع گرايش‌هاي اسلامي قبل از پيروزي انقلاب به دليل شركت فعال روحانيون در مبارزه عليه استبداد مي‌باشد كه گره خوردن سرنوشت اسلام با عملكرد روحانيت را به خوبي نشان داد.

  نهضت آزادي همواره معتقد به آمريت دين و احكام خدا بر حكومت و سياست بوده و با تفكر تفكيك ديانت از سياست، كه در محافل سياسي و روحاني گذشته حاكم بود، مبارزه كرده است ولي در عين حال حكومت اسلامي را لزوماً‌ مترادف با حكومت روحانيون نمي‌داند.

  نهضت آزادي ايران با توجه به نقش سرنوشت ساز وحدت سياسي و عملي دو جريان اسلامي فيضيه و دانشگاه در پيروزي انقلاب، ارتباط با روحانيت و روشنگري و همكاري با افراد متقي و با حسن نيت را از وظايف عمده و اساسي خود مي‌شمارد.

 

7ـ در قبال مديريت جامعه و نظم امر

  نهضت آزادي ايران به حكم روايت، «فليست لا تصلح الرعيه الا بصلاح الولاه»(20) تقوي و صلاحيت حكام را از شرايط اساسي اصلاح جامعه دانسته و ارزيابي صلاحيت زمامداران را تنها در نظم امر و مديريت صحيح و داشتن حساب و كتاب و اسناد و مدارك مي‌داند و از آنجا كه بيت‌المال به منزله امانتي در دست دولتمردان بوده و به حكم «وليكتب بينكم كاتب بالعدل» و «ولا تسئموا ان تكتبوه صغيرا و كبيرا الي اجله ذلكم اقسط عند الله و اقوم للشهاده و ادني الا ترتابوا»(21) به نظر نهضت بهترين راه براي جلوگيري از اشتباه، خطا و سوء استفاده، نگه داشتن كتبي سوابق و نظارت بر داد و ستدها است. نهضت لازم مي‌داند كليه ارگان‌ها و نهادهاي جمهوري اسلامي در معرض ارزيابي اجتماعي و حسابرسي مالي بوده همه مردم امكان داشته باشند عملكرد دست اندركاران را مورد بررسي قرار داده نظرات خود را در اين باره آزادانه اعلام دارند. وجود ارگان‌ها و نهادهايي مستثني از قوانين حسابرسي و مستغني از نظارت عمومي به منزله دعوت به اشتباه و خطا و طغيان و خلع سلاح جامعه در مقابله با اشتباهات و انحرافات مي‌باشد.

  به طور كلي لازم است ارزيابي كليه عوامل مؤثر اجتماعي اعم از سنجش افكار عمومي يا صرف بودجه دولت، در دست ملت بوده و كليه اسناد و مدارك لازم براي اين ارزيابي‌ها همواره در اختيار عموم قرار گيرد.

8 ـ در قبـال جنـگ

  به موجب آيه كريمه «و عسي ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسي ان تحبوا شيئا و هو شر لكم»،(22) نهضت آزادي ايران، ضربه اوليه ناجوانمردانه ارتش عراق را مصداق «عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد» تلقي نموده، همواره از خونسردي، توكل و تصميم مسؤولين و از شهامت ارتشيان و شجاعت‌هاي پاسداران و نيروهاي مردمي (بسيج) تجليل كرده پايداري و پيروزي رزمندگان را كه برجسته‌ترين افتخار و اميد تاريخ ايران مي‌باشند آرزو نموده است. در عين حال مكرراً‌ پيشنهاد كرده كه براي پيروزي در جنگ، دولت به موازات اجراي عمليات نظامي عليه ارتش تجاوزگر عراق فعاليت‌هاي شايسته مناسبي را در سطح جهاني در بخش‌هاي سياسي، ديپلماسي و تبليغاتي آغاز نمايد. به نظر نهضت آزادي، بعد از فتح خرمشهر كه موفقيت ممتازي در جهت نظامي، سياسي و اسلامي براي ايران پيدا شده و خصم خود را ناچار ديده بود راه توبه و تسليم پيش گيرد و همسايگان حاضر شده بودند تضمين‌هايي بدهند، دولت مي‌توانست به مصداق آيه كريمه «و ان جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل علي‌الله انه هوالسميع العليم»(23) از فرصت‌هاي مناسبي كه براي اتخاذ و اعمال خط مشي‌هاي مؤثر جهت ختم موفقيت‌آميز جنگ فراهم شده بود استفاده كرده و مطابق مصالح و منافع ملت ايران اقدام نمايد.

  اما به دليل ارزيابي‌هاي غير واقع‌ بينانه و رويدادهاي بعدي به طور مناسب از آن شرايط و فرصت‌ها استفاده نشده است.

  متأسفانه به مردم خيرانديش هم امكان ابراز نظر داده نشده و حتي با تقاضاي مكرر بعضي از نمايندگان مجلس (حدود 50 نفر) براي تشكيل جلسه‌اي غيرعلني و خصوصي به منظور كسب اطلاع و اظهارنظر درباره مسايل و شرايط جنگ تا اين تاريخ موافقت نگرديده است.

  اينك نيز با نگراني از اين كه عاقبت الامر در وضعي مشابه با آزاد كردن آخر وقت گروگان‌ها كه موجب از دست دادن شرايط مساعد و امضاي عجولانه قرارداد زيانبار با آمريكا (بيانيه الجزاير) شد، قرار نگيريم و انقلاب اسلامي ايران با آن همه شهيد و ضايعات دست خالي از معركه برگردد نهضت آزادي عقيده دارد با توجه به اين كه خداوند حكيم رحيم براي بندگانش، پس از پيروزي و خاموشي فتنه، خواهان سلامت و صلح و امنيت و محيط سازندگي و بركت است چنانچه هنوز هم شرايط مساعد و به سود ايران باشد اقدام عاجل، شرافتمند و حق طلبانه‌اي براي سرفراز بيرون آمدن از اين ابتلاي الهي صورت گيرد.

 

9ـ در قبال سياست داخلي

  نهضت آزادي ايران معتقد است كه بر طبق فرمان الهي «و كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهدا علي‌الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا»(24) سياست داخلي جمهوري اسلامي بايد بر پايه ايجاد امت وسط و جامعه الگو استوار گردد و عقيده دارد اين امر زماني تحقق‌پذير است كه فرد فرد امت بتوانند استعدادها و قابليت‌هاي خود را آزادانه در ساختن اين جامعه به كار اندازند.

  بنا به اعتقاد نهضت آزادي ايران بحران سياسي موجود در كشور كه در نشانه‌هايي همچون تفرقه، تشتت، فشار و اختناق و … جلوه‌گر گشته است مولود تجديد آزادي‌هايي مي‌باشد كه اسلام و قانون اساسي به شرح زير آن‌ها را حق مشروع و مسلم شهروندان شمرده است.

  1ـ اصل هشتم قانون اساسي وظيفه و تكليف مردم را به خوبي روشن ساخته است كه:

«در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفه‌اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرايط و حدود و كيفيت آن را قانون معين مي‌كند».

(والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر).(25)

  نهضت آزادي خود بارها به جرم انجام اين وظيفه مورد تهاجم قرار گرفته است.

  2ـ اصل نهم قانون اساسي مقرر مي‌دارد:

«در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آن‌ها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشه‌اي وارد كند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزادي‌هاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات سلب كند».

  اما متأسفانه اين آزادي‌ها عملاً‌ منسوخ شده‌اند و كساني كه به خود جرأت مطالبه اين حقوق را مي‌دهند مورد مؤاخذه و حملات گوناگون قرار مي‌گيرند.

  3ـ اصل بيستم و بيست و يكم با صراحت حقوق زنان را بدين شرح بيان نموده است كه:

«همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند.

دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامي تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد:

1ـ ايجاد زمينه‌هاي مساعد براي رشد شخصيت زن و احياي حقوق مادي و معنوي او.

2ـ حمايت مادران، بالخصوص در دوران بارداري و حضانت فرزند و حمايت از كودكان بي‌سرپرست.

3ـ ايجاد دادگاه صالح براي حفظ كيان و بقاي خانواده.

4ـ ايجاد بيمه خاص بيوگان و زنان سالخورده و بي‌سرپرست.

5ـ اعطاي قيمومت فرزندان به مادران شايسته در جهت غبطه آن‌ها در صورت نبودن ولي شرعي».

  اما عليرغم حقوق طبيعي و صراحت قانون و وعده‌ها و جهت‌گيري‌هاي انقلاب در گذشته مبني بر احقاق حقوق اسلامي زن و آزاد كردن آنان از بردگي‌هاي نامريي گام مؤثري در اين مورد برداشته نشده است.

  نهضت آزادي ايران به پوشيده بودن و محفوظ ماندن زنان در فعاليت‌هاي اجتماعي، مطابق با موازين شرعي معتقد است و اين امر را براي سلامت و رشد جامعه ضروري دانسته و رعايت آن را احترام به فرهنگ انقلاب اسلامي مي‌شمارد اما تحقق اين خواسته‌ها را تنها از طريق پذيرش قلبي افراد يعني ارشاد، تبليغ و موعظه حسنه ممكن مي‌داند و معتقد است هر گونه خشونت، اهانت و سختگيري توأم با فحش و تحقير كه براي اعمال اين امر انجام شود موجب بروز واكنشهايي در جهت عكس گشته و نتيجتاً نقض غرض خواهد شد.

  نهضت آزادي ايران، اجراي موارد ياد شده در قانون و احقاق حقوق زنان و ايجاد زمينه‌هاي لازم براي رشد آنان را از مهم‌ترين وظايف اركان حكومتي جامعه مي‌داند.

  4ـ مقررات اسلام و قانون اساسي در اصل بيست و دوم صراحت دارد كه:

«حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردي كه قانون تجويز كند».

  اما هنوز حتي بعد از پيام 8 ماده‌اي امام، امنيت شغلي و حرمت و حيثيت و جان و مال افراد بدون هيچگونه مجوز قانوني مورد تهاجم قرار مي‌گيرد.

  5ـ ملت ايران، با رأي آزاد خود در اصل بيست و سوم قانون اساسي تصويب كرده است كه:

«تفتيش عقايد ممنوع است و هيچكس را نمي‌توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد».

  اما واحدهاي گزينش و امور تربيتي و ساير نهادها و گروه‌ها همچنان اين اصل قانوني را ناديده گرفته و در پرسش نامه‌ها و مصاحبه‌هاي شغلي و انتخاب دانشجو، كارمند و در موارد ديگر نظرات افراد درباره مسايل سياسي و يا اعتقادي را مورد سؤال قرار داده مؤاخذه مي‌نمايند.

  6ـ اصل بيست و چهارم قانون اساسي اعلام مي‌دارد كه:

«نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آن كه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند. تفصيل آن را قانون معين مي‌كند».

  اما آزادي مطبوعات و انتشارات، عملاً تعطيل و يا محدود شده است.

  7ـ اصل بيست و پنجم صراحت دارد كه:

«بازرسي و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفني، افشاي مخابرات تلگرافي و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون».

  مع الاسف و عليرغم تذكرات امام تخلفات در اين زمينه‌ها همچنان ادامه دارد.

  8 ـ اصل بيست و ششم قانون اساسي فعاليت احزاب و دستجات را به رسميت شناخته و مصوبات مجلس حدود آن را معين كرده است:

«احزاب، جمعيت‌ها، انجمن‌هاي سياسي و صنفي و انجمن‌هاي اسلامي يا اقليت‌هاي ديني شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادي، وحدت ملي، موازين اسلامي و اساس جمهوري اسلامي را نقض نكنند. هيچكس را نمي‌توان از شركت در آن‌ها منع كرد يا به شركت در يكي از آن‌ها مجبور ساخت».

  اين اصل قانوني كاملاً اجرا نمي‌شود و هنوز قانون احزاب كه به تصويب مجلس نيز رسيده است به اجرا در نيامده است.

  9ـ اصل بيست و هفتم مقرر مي‌دارد كه:

«تشكيل اجتماعات و راه پيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آن كه مخل به مباني اسلام نباشد آزاد است».

  اما تشكيل اجتماعات قانوني كه به حاكميت وابسته نباشند دائماً در معرض تهديد قرار دارند.

  10ـ اصل سي و دوم قانون اساسي مقرر داشته است كه:

«هيچكس را نمي‌توان دستگير كرد مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي‌كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذكر دلايل بلافاصله كتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاكمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود».

  اما متأسفانه قانون ناديده گرفته شده و هنوز هم كساني هستند كه ماه‌ها در بازداشت به سر مي‌برند بدون آن كه به آن‌ها يا خانواده‌شان علت دستگيري يا دلايل كتبي اعلام و تفهيم شود.

  11ـ اصل سي و پنجم قانون اساسي حق تعيين وكيل براي متهمين را به رسميت شناخته است، آنجا كه مي‌گويد:

«در همه دادگاه‌ها طرفين دعوي حق دارند براي خود وكيل انتخاب نمايند و اگر توانايي انتخاب وكيل را نداشته باشند بايد براي آن‌ها امكانات تعيين وكيل فراهم گردد».

  12ـ  اصول اسلامي و اصول سي و هفتم و سي و نهم مصرحه در قانون اساسي مي‌گويد:

«اصل، برائت است و هيچكس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود مگر اين كه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد».

و يا:

«هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير، بازداشت، زنداني يا تبعيد شده به هر صورت كه باشد ممنوع و موجي مجازات است».

  اما در بعضي مواقع در جامعه ما، مطبوعات، صدا و سيما، خطبا و دولتمردان آزادانه به هر كس كه مي‌خواهند برچسب و تهمت مي‌زنند، هتك حرمت و حيثيت مي‌كنند بدون آن كه دادرس وجود داشته باشد.

  در حالي كه اصل 168 با صراحت تعيين كرده است كه:

«رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيأت منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد».

  اما برخلاف اين اصل روزنامه‌هايي بدون رسيدگي مقرر در اصل فوق و يا حكم محكمه‌هاي صالح توقيف شده‌اند.

  13ـ قانون اساسي در اصل سي و هشتم با صراحت اعلام مي‌دارد كه:

«هر گونه شكنجه براي گرفتن اقرار و يا كسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مي‌شود».

  اما در بعضي موارد اين اصل منسوخ شده است. برخي از مسؤولين امور و مديران زندان‌ها ضمن اعتراف به وجود تنبيهاتي ادعا مي‌كنند هر آنچه اعمال مي‌گردد، شكنجه نبوده بلكه تعزير است. البته طبق موازين شرعي مسأله تعزير تنها بعد از اثبات جرم و حكم دادگاه مطرح مي‌گردد و هر گونه تنبيهي كه قبل از حكم دادگاه اعمال گردد تعزير نبوده شكنجه محسوب مي‌شود. اين گونه تنبيهات بدون ترديد تخلف از قانون اساسي است.

  14ـ قانون اساسي در اصل 165 مقرر داشته است كه:

«محاكمات، علني انجام مي‌شود و حضور افراد بلامانع است مگر آن كه به تشخيص دادگاه علني بودن آن منافي عفت عمومي يا نظم عمومي باشد يا در دعاوي خصوصي ، طرفين دعوي تقاضا كنند كه محاكمه علني نباشد».

  مقررات قضايي اسلام نيز از يك طرف حتي گماردن دربان براي دادگاه را مكروه مي‌شمرد تا هر كس بخواهد بتواند آزادانه در دادگاه حاضر شود و از طرف ديگر صدور حكم در محضر آگاهان به حكم را مستحب مي‌داند تا اگر قاضي در حكم دچار اشتباه شود ديگران وي را تصحيح نمايند.

نهضت آزادي ايران معتقد است كه علني بودن دادگاه‌ها و حضور وكيل مدافع و قضاوت قضاتي واجد شرايط كه بي‌طرفيشان مورد قبول عموم باشد مي‌تواند ادعاي مقامات زندان در عدم وجود شكنجه، رفتار خوش با زندانيان و اجراي عدالت را به اثبات رسانيده، راه سوءاستفاده تبليغاتي دشمنان انقلاب اسلامي را ببندد.

  اما متأسفانه جهت‌گيري گروه‌هاي حاكم در جهت عكس اصول فوق بوده، نتيجه آن دفع مردم و دلسردي آن‌ها نسبت به دخالت در سياست (سياست زدايي جامعه) و تضعيف انقلاب اسلامي گشته است. ايجاد جامعة بازي كه شركت تمامي آحاد ملت را تضمين كند يگانه راه جذب مردم و مصون داشتن كشور از دسايس خارجي و داخلي است و اين منظور در سايه عدالت اسلامي و اجراي اصول بالا به خوبي تأمين مي‌گردد.

  نهضت آزادي تلاش براي اجراي اصول اسلامي و قانوني را جهت حفظ و تداوم انقلاب و جلوگيري از انحراف و انهدام آن ضرور و واجب مي‌شمرد و بنا به اعتقادي كه به اصول مصرحه فوق‌الذكر دارد و به موجب تعهدي كه نسبت به اجراي همه جانبه قانون اساسي در پيشگاه خدا و در قبال ملت سپرده است عليرغم تهديدها و محدوديت‌ها و جو سازي‌ها و ترور شخصيت‌ها به خواست خدا مصرانه به تلاش خود در جهت اجراي اين اصول ادامه داده و خواهد داد.

10ـ در قبال تروريسم و انفجارات

  نهضت آزادي ايران عمليات مسلحانه، ترورها، كشتارها و بمب گذاري‌هاي گروه‌هاي ضد نظام جمهوري اسلامي و معتقد به براندازي را محكوم مي‌نمايد و معتقد است كه اين اقدامات يكي از عوامل عمده توجيه تشديد جهت‌گيري حاكميت در محدود ساختن حقوق و آزادي‌هاي مردم كه در قانون اساسي تصريح شده مي‌باشد.

  نهضت آزادي ادامه و حاصل اين مقابله تخريبي را به ضرر حاكميت ملت و جمهوري اسلامي و به نفع دشمنان انقلاب و اسلام و ايران مي‌داند.

  نهضت آزادي از نيروهاي درگير عليه جمهوري اسلامي مي‌خواهد كه به اين روند تخريبي خانمان برانداز خاتمه دهند و با قبول و احترام به قانون اساسي جمهوري اسلامي كه امكان حضور و ارايه نظرات مختلف سياسي و عقيدتي را تضمين نموده است زمينه سازندگي و وحدت ملي را فراهم سازند و مطمئن باشند كه تلاش براي اجراي اين اصول مي‌تواند به حفظ سلامت جامعه و رشد و شكوفايي جمهوري اسلامي كمك مؤثري بنمايد.

  نهضت آزادي ايران همچنين از حاكميت و دولتمردان مي‌خواهد كه با تمكين به حقوق ملت و اجراي خالصانه و سرسختانه قانون اساسي زمينه‌هاي سياسي لازم را براي ريشه‌كن ساختن اين مقابله تخريبي و تثبيت هر چه بيشتر جمهوري اسلامي و وحدت ملي فراهم سازند.

 

11ـ در قبال آموزش و پرورش دانشگاه‌ها

  نهضت آزادي ايران به همان اندازه كه به توسعه تعليمات عمومي و تحقيقات علمي معتقد و علاقمند است، به بالا بردن كيفيت اين گونه تعليمات نيز پايبند مي‌باشد. متأسفانه عليرغم بودجه هنگفتي كه صرف آموزش و پرورش و تحقيقات مي‌شود كيفيت آموزش و تحقيق علمي تنزل نموده و به درجه نگران كننده‌اي رسيده است.

  به نظر نهضت آزادي ايران، گماردن برخي معلمين كم صلاحيت، با نقص بضاعت علمي در مدارس ابتدايي و متوسطه و وجود كتاب‌هاي درسي ناموزون نسبت به اصول آموزش و پرورش و بعضاً با محتواهاي انحرافي دور از حقيقت و اعمال سياست‌هاي اداري ناصحيح و نابجا به وسيله گروه‌هاي به اصطلاح «تربيتي»، نظام علمي و معنوي مورد انتظار آموزش عمومي را متزلزل ساخته است.

  نهضت آزادي ايران خواستار اصلاحات اساسي در تعليمات عمومي به وسيله تربيت و تفهيم معلمين عالم و مؤمن و ذيفن و علاقمند و پايان دادن به جوسازي‌ها عليه خدمتگزاران به دين و مملكت و گماردن افراد لايق با تجربه و صلاحيت در رأس مراكز آموزشي كشور مي‌باشد. نسبت به كودكستان‌ها و مهدكودك‌ها نيز توجه شايان و اقدامات مؤثر ضروري است.

  نهضت آزادي ايران بازگشايي دانشگاه‌ها را به فال نيك گرفته فعاليتي را كه هم اكنون در زمينه آموزش عالي از جانب اساتيد و دانشجويان در دانشگاه‌ها صورت مي‌گيرد اميدوار كننده مي‌بيند و آرزومند است كه در اين مراكز علمي با سعه صدر لازم و روح دانش طلبي وسيع اسلامي، به دور از تبعيضات غير عادلانه و سياست‌هاي انحصارطلبانه، چه در تدوين برنامه‌ها و چه در انتخاب استادان و در كنكورها در جوي خالي از تعصبات ضد علمي، قدم‌هاي مؤثري براي جبران ركود و عقب ماندگي‌ها برداشته شود. يقين است كه به اين ترتيب رشد و شكوفايي‌هاي علمي براي تربيت جوانان كشور و تأمين كادرهاي تخصصي مورد نياز فراهم خواهد شد و استادان مجرب و متعهد به دانشگاه برخواهند گشت.

  نهضت آزادي ايران مؤكداً توصيه مي‌نمايد كه تعليم و تبليغ اصول و احكام اسلام و تحقق ايمان و تقوي بر طبق روش قرآن و سنت پيغمبر و ائمه اطهار، به دور از غلو و شخصيت پرستي و خبرچيني و اكراه با رعايت موازين علمي و روانشناسي صورت گيرد، به طوري كه باعث بي ميلي و عكس‌العمل منفي نشود.

  جاي بسي تأسف است كه افراد متعهد و علاقمند به خدمت ايران و اسلام جذب آموزش‌هاي عالي كشور نگردند، در حالي كه هزاران دانشجوي ايراني در كشورهاي خارجي سرگردان بوده نتيجتاً اين وضع باعث خروج ميلياردها دلار ارز مملكت مي‌گردد.

  نهضت آزادي ايران معتقد است كه براي تحقق اصل سوم قانون اساسي دائر به مشاركت مردم در امور فرهنگي و با توجه به مسؤوليت فطري و ديني اوليا در تربيت فرزندان و هموطنان خود، ترتيبات و تسهيل‌هايي فراهم شود كه مردم بتوانند در كليه سطوح تعليماتي كشور از كودكستان تا دانشگاه صميمانه و عاشقانه همكاري مفيد و غير انتفاعي بنمايند.

 

12ـ در قبال اقتصاد ملي

  اقتصاد ايران هنوز هم مانند ماه‌هاي نخستين پس از پيروزي انقلاب رگ حساس، عامل مؤثر و عنصر نگران‌كننده‌اي براي دوام و قوام جمهوري اسلامي است و متأسفانه عملكرد دست‌اندركاران بعد از انقلاب هم در اين زمينه به هيچوجه كافي و اميدوار كننده نمي‌باشد. تجارت، زراعت و صناعت همچنان چهره نامطلوبي را نشان مي‌دهند و اقتصاد كشور به لحاظ درآمد تقريباً منحصراً از راه صدور نفت و فروش سريع اين سرمايه خدادادي تأمين مي‌شود. توليدات ملي در كشاورزي و صنايع، سرنوشت نامعلوم و نگران‌كننده‌اي پيدا كرده است به طوري كه خطر تبديل مجدد ايران به بازار شركت‌هاي چند مليتي به شدت احساس مي‌گردد.

  نهضت آزادي ايران روند جديدي را كه آزادي بخش خصوصي را تنها مترادف با آزادي بازرگاني خارجي مي‌شمارد و اقدامي مفيد و يا مؤثر در راه رفع موانع و محدوديت فعاليت‌هاي كشاورزي و صنعت و تشويق عملي سرمايه‌گذاري در اين دو بخش نمي‌نمايد، براي اقتصاد كشور خطرناك مي‌شمرد و معتقد است كه اين روند به ضعف بيشتر كشاورزي و صنعت، از بين رفتن صادرات، ازدياد واردات، وابستگي بيشتر، بي‌كاري، تورم روزافزون و بالاخره فربه شدن بيشتر جريان‌هايي كه در كار داد و ستد به ويژه در سطح بين‌المللي مشغولند منجر خواهد شد.

  نهضت آزادي ايران آفت بي‌كاري را از خطرناك‌ترين عواملي كه ممكن است انقلاب ما را مورد تهديد قرار دهد مي‌داند و معتقد است اين بلاي خانمان برانداز مي‌تواند از يك طرف زمينه فعاليت عوامل فساد و ضد انقلاب را فراهم سازد و از طرف ديگر علاقمندان به جمهوري اسلامي را دلسرد ساخته انرژي و مقاومتشان را از بين ببرد.

  نهضت آزادي ايران همانطور كه ليبراليسم اقتصادي به معناي آزادي بي قيد و شرط در فعاليت‌هاي اقتصادي را مردود دانسته و محكوم مي‌كند، تئوري قيموميت شخص، طبقه و يا تصدي جامع الاطراف و گسترده دولت بر فعاليت‌هاي اقتصادي را در تضاد با موازين اسلامي از جمله اصل «للرجال نصيل مما اكتسبوا …» مي‌داند و معتقد است انسان‌ها اگر چه پيش از آن كه تعهدي بپذيرند در انتخاب مسير زندگي خود آزادند، ولي با انتخاب مسير و قبول تعهد، آزادي خود را محدود مي‌سازند. بهترين مثال، قبول رهنمود وحي و پذيرفتن مكتب اسلام است كه در صورت تحقق پذيرفتن، جامعه آزادي خود را در انجام معاملات محدود نموده مبادلات خانمانسوز ربوي را غدغن مي‌سازد. به همين ترتيب اگر چه طبق آيه شريفه «يا ايهاالذين آمنوا لاتأكلوا اموالكم بينكم بالباطل الا ان تكون تجاره عن تراض»،(26) تبادلات تجارتي آزاد را بر اساس رضايت طرفين در اسلام مشروع و مباح شناخته است اما مشكل به نظر مي‌رسد كه مفهوم «تجاره عن تراض » منحصراً تراض و توافق مستقيم و بلاواسطه طرفين باشد، بلكه مي‌تواند بدين معني نيز باشد كه در جامعه اسلامي مردم آزادند براي حفظ سلامت اقتصاد جامعه از طريق انتخاب آزادانة نمايندگان خود، در مورد معاملات تجاري مباح با توجه به مباني فقهي و امل «لا ضررو لا ضرار» محدوديت‌ها و شرايطي تصويب نموده و به آن رضايت بدهند.

  نهضت آزادي ايران معتقد است، همان طور كه ملت ايران با تصويب آزادانه قانون اساسي خود را متعهد به عدم فعاليت‌هاي اقتصادي حرام نموده است همچنين مي‌تواند با توجه به مصالح جامعه در دايره مكاسب مباحه نيز با تصميم و تصويب آزادانه خويش شرايط محدود كننده‌اي براي خود ايجاد كند و به حكم «اوفوا بالعقود» متعهد به رعايت آن‌ها باشد.

  نهضت آزادي ايران بر اساس تفكر اسلامي و بر پايه خواسته‌هاي مردم در مسير انقلاب و در اصول مصرحه در قانون اساسي معتقد است كه سياست اقتصادي جامعه ما بايد بر اساس تحقق اهداف استراتژيك زير استوار باشد:

  1ـ استقلال اقتصادي و خودكفايي كشور به منظور قطع وابستگي‌هاي اسارت بار.

  2ـ استقرار عدالت اجتماعي و تعديل اختلافات عظيم طبقاتي از طريق توزيع عادلانه ثروت عمومي و ريشه‌كن كردن استثمار، فقر و محروميت.

  3ـ بر آوردن نيازهاي گوناگون زندگي و هموار ساختن راه براي استفاده عموم از مواهب و نعمت‌هاي الهي يا رفاه عمومي (قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق).(27)

  در كشورهاي دنياي سوم و از جمله ايران، كه ساليان دراز تحت سلطه استيلاي خارجي قرار داشته‌اند تأمين و تحقق همه اهداف استراتژيك فوق در يك مرحله و يك زمان هرگز ممكن نيست و رسيدن به اين هدف‌ها تنها از طريق تنظيم برنامه‌هاي دراز مدت و تعيين اولويت‌ها امكان پذير مي‌باشد.

  نهضت آزادي ايران با در نظر گرفتن عواملي كه در گذشته و حال در اقتصاد كشور فعال و مؤثر بوده‌اند معتقد است كه برنامه‌ريزي براي حصول استقلال و خودكفايي بايد مقدم بر اهداف استراتژيك ديگر يعني عدالت اجتماعي و تأمين رفاه قرار گيرد. ضرورت تقدم استقلال و خودكفايي بدان معنا نيست كه در جريان اجراي برنامه‌ريزي در مرحله حصول استقلال و خودكفايي به عدالت و يا رفاه به هيچوجه توجهي نشود. چه يك باره از ياد بردن عدالت و رفاه باعث آن خواهد شد كه انرژي كشور در راه مقابله يا فشار ستم و بي‌ عدالتي و يا تهيه مايحتاج اوليه زندگي صرف شده، مجال و فرصتي براي فعاليت در جهت خودكفايي و استقلال اقتصادي باقي نگذارد.

  ضمناً‌ بايد توجه داشت كه خودكفايي مورد نظر به معناي الزام كشور به توليد غير اقتصادي كليه نيازها و انزوا نيست. از نظر نهضت، مبادلات تجاري با دنياي خارج تا آنجا كه ايجاد اجبار و انحصار ننمايد و با رقابت آزاد و شرايط عادلانه و در جهت رشد توليدي كشور مجاز است.

  نهضت آزادي ايران معتقد است كه گام‌هاي اول در رسيدن به خودكفايي، تكيه بر خودجوشي جامعه بر اساس سعي و اكتساب، به كارگيري كليه نيروهاي مادي و معنوي كشور، برنامه‌ريزي‌هاي مشخص همراه با تفحص، تلاش، تخصص و مديريت و سرمايه‌گذاري‌هاي مالي و نيروي انساني در زمينه فعاليت‌هاي اقتصادي خصوصاً در بخش‌هاي صنعتي و كشاورزي مي‌باشد. سازندگي و برنامه‌هاي واقع بينانه، حساب شده و علمي براي بالا بردن توليدات داخلي، تقليل واردات و توسعه صادرات از شرايط لازم براي رسيدن به خودكفايي است كه پا به پاي توكل، تقوي، ايمان، اخلاق و مقاومت، رسيدن به اين هدف را ممكن مي‌سازند.

  در بخش كشاورزي  نهضت آزادي ايران معتقد است حل مسأله مالكيت زمين از مسايل عمده و اساسي و از شرايط ضروري براي رشد و شكوفايي كشاورزي مي‌باشد كه بدون حل بنيادي اين مسأله مشكلات كشاورزي قابل حل نخواهد بود. در اكثر كشورهاي پيشرفته يا در حال رشد جهان، موفقيت در كشاورزي متعاقب تغييرات بنيادي در نظام زمين‌ داري صورت گرفته است.

  اما نهضت معتقد نيست كه در شرايط كنوني كشور، تنها حل مسأله مالكيت اراضي روستايي رسيدن به اهداف استراتژيك اقتصاد ملي را تضمين مي‌كند، علاوه بر حل اين مسأله لازم است اقتصاد ملي در بخش كشاورزي اولين و بزرگترين اولويت‌ها را در جهت تشويق و بالا بردن سطح توليدات كشاورزي و تأمين كليه نيازهاي مواد غذايي و مواد اوليه طبيعي در كشور قرار دهد، به طوري كه نياز به واردات مواد غذايي به كلي از بين برود. زيرا تا زماني كه بخش عمده‌اي از مواد غذايي اصلي مردم از خارج وارد مي‌شود سخن از استقلال اقتصادي گفتن گزافه است.

  نهضت آزادي ايران معتقد است كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، اراضي و تأسيسات زمين‌داران بزرگ كه عمدتاً از ايادي رژيم طاغوتي بوده‌اند در اختيار بخش دولتي (بنياد مستضعفان) قرار گرفته است. از طرف ديگر اجراي همه جانبه اصل 49، براي يك بار و هميشه مي‌تواند تكليف اراضي بزرگ روستايي را كه از طرق غير اسلامي به دست آمده باشند روشن كرده و از ساير اراضي رفع ابهام و شبهه به عمل آورد و راه را براي ثبات امنيت لازم جهت فعاليت‌هاي كشاورزي هموار سازد. پس از رسيدن به اين مرحله، تشويق و تسهيل همه جانبه فعاليت در بخش كشاورزي، تعيين حداقل دستمزد و برقراري بيمه‌هاي اجتماعي براي كارگران كشاورزي و بيمه خريد توليدات و ممنوعيت واردات مواد غذايي غير ضروري به رشد توليدات كشاورزي كمك خواهد نمود.

  نهضت آزادي معتقد است برخلاف تصورات رايج، امكانات طبيعي ايران در كشاورزي از جهاتي غني بوده و در صورت انجام مطالعات مناسب و اعمال مديريت كافي، ظرفيت لازم را براي تأمين خودكفايي در بسياري از زمينه‌ها و حتي صدور به خارج دارا مي‌باشد. البته شرط خودكفايي كشاورزي و موفقيت در ميدان رقابت بين‌المللي و توقعات روزافزون مصرف، استفاده از شيوه‌هاي علمي جديد از نظر فني و اقتصادي و توليدات با مقياس بزرگ مي‌باشد.

  در مسأله كشاورزي و زمين‌داري، نهضت آزادي خطوط كلي لايحه قانوني نحوه واگذاري و احياي اراضي در حكومت جمهوري اسلامي ايران، پيشنهادي دولت موقت را كه با واقع بيني‌هاي فني و ملي و رعايت مباني فقهي و عدالت عمومي تدوين شده و در تاريخ 25/6/58 به تصويب شوراي انقلاب رسيده تأييد مي‌نمايد.

  در بخش بازرگاني خارجي، كنگره پنجم طبق تحليلي كه در نشريه مورخه تير ماه 61 نهضت آمده است معتقد است كه سياست بازرگاني خارجي كشور بايد بر اساس رعايت قوانين اسلام، كمك به رشد و توسعه اقتصادي كشور و اجتناب از متضرر ساختن جامعه و بالاخره احتراز از تبديل دولت «به كارفرماي بزرگ مطلق» استوار باشد.

  از نظر نهضت تصدي دولت در بازرگاني خارجي، از يك طرف دولت را «به كارفرماي بزرگ مطلق» مبدل مي‌سازد و از طرف ديگر با جلوگيري از شكوفايي استعداد‌ها و به كارگيري امكانات ملي به رشد و توسعه اقتصادي كشور زيان مي‌رساند. در صورتي كه حاكميت و نظارت كامل دولت مي‌تواند از سوءاستفاده، تكاثر و سودجويي‌هاي غير مشروع جلوگيري نمايد و با هم آهنگ ساختن بازرگاني خارجي با ساير برنامه‌هاي كشور راه را براي رشد و توسعه اقتصادي هموار گرداند.

  در بخش صنايع، نهضت آزادي ضمن آن كه با توجه به شرايط طبيعي و اقليمي و اجتماعي كشور، براي كشاورزي اولويت قائل مي‌باشد، معتقد است كه جمهوري اسلامي ايران نمي‌تواند بدون صنعت و به كار بردن تكنولوژي جديد روي پاي خود بايستد. زيرا دو بخش كشاورزي و بازرگاني بدون اتكا و استفاده از نيروي توليد و استمداد از توليدات صنعتي هرگز توفيق لازم را نخواهند يافت. از طرف ديگر، صنعتي شدن نياز به تخصص و تقوي، به مديريت و انضباط، به سرمايه‌گذاري و برنامه‌ريزي و به دانش و روابط بين‌المللي دارد و لازم است كشور از مراحل مقدماتي مونتاژ و عمليات جزيي براي جواب گويي به معارف ساده گذشته، همراه با انتقال تكنولوژي، تدريجاً بر سهم تغيير و تتبع و ابتكار بيفزايد.

  در اين مرحله، برنامه ريزي به منظور تشويق بخش خصوصي و ايجاد امكانات و تسهيلات جهت سرمايه‌گذاري در صنايع كوچك و در كالاهاي واسطه‌اي توصيه مي‌شود.

  در شرايط كنوني اقتصاد ايران، خطرناكترين روند حاكم، تسلط سرمايه‌داري تجاري بر سياست‌ها و عملكردهاي دولت مي‌باشد. بايد توجه داشت كه در رژيم گذشته نيز اقتصاد ايران به معناي تجارت، و آن هم در قالب فروش نفت و تأمين ارز و سپس خريد و وارد كردن كالاهاي عمدتاً مصرفي خارجي بوده است. نهضت اين روند را براي حال و آينده جمهوري اسلامي خطرناك مي‌بيند و دولت را موظف مي‌داند با تأمين ثبات و امنيت اقتصادي در بخش خصوصي، فعاليت اين بخش را در جهت فعاليت‌هاي صنعتي و كشاورزي هدايت نمايد.

  عدم ثبات و امنيت فعلي، باعث آن شده است كه سرمايه‌هايي عظيم، راكد بمانند و يا در فعاليت‌هايي به كار گرفته شوند كه نفع بيشتر، زودتر و مطمئن‌تر به دنبال داشته باشند. طبيعي است اين گونه فعاليت‌ها در قلمرو واسطگي امكان پذير بوده و نتيجه‌اي جز بالا بردن ميزان تورم و بيمار ساختن اقتصاد ندارند.

نهضت آزادي ايران پايان بخشيدن به اين روند را شرط ضروري براي آغاز سازندگي و شكوفايي اقتصاد ملي مي‌داند.

13ـ در قبـال سياست خارجـي

  با توجه به اين كه اساس زندگي انسان و تمدن بر ارتباط و اجتماع و معارفه و تبادل گذارده شده هيچ كشوري نمي‌تواند با انزوا و قهر و انكار سايرين خود را در دنيا حفظ و خودكفا نمايد.

  نهضت آزادي ايران سياست جهان ستيزي و تحريك و تعرض به دشمنان و همسايگان را كه منجر به انزواي جمهوري اسلامي در جهان مي‌شود مثمر ثمر نمي‌داند و معتقد است كه سياست‌هاي اتخاذ شده نه مصلحت استقلال و امنيت كشور را تأمين كرده است و نه انطباق با اسلام و حكم خدا و يا صدور انقلاب داشته است. به طور خلاصه، سياست خارجي ايران بعد از استعفاي دولت موقت نه اهداف صحيح اسلامي و ملي داشته است و نه با استفاده از افراد با صلاحيت و درايت خط‌مشي‌هاي ظريف و زيركانه‌اي را كه در عرصه دام و فريب‌هاي بين‌الملل موفقيت آميز باشد تعقيب نموده است.

  نهضت معتقد است سياست خارجي طبيعي و تاريخي عاقلانه ايران سياست اعتدال و موازنه منفي مي‌باشد كه بايد با استفاده از رقابت‌هاي ابرقدرت‌ها در سايه «ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض»(28) و با توجه به جو عمومي بين‌المللي در حفظ صلح و داعيه دفاع از حقوق بشر، اعمال گردد. بر اين اساس لازم است روي احترام متقابل بر مبناي عدالت و حاكميت ملي و تماميت ارضي تكيه شود.

بنابراين مواضع جمهوري اسلامي در قبال مسايل بين‌المللي بايد به شرح زير باشد:

  1ـ  در برابر ابرقدرت‌ها: ديپلماسي دولت جمهوري اسلامي ايران بر پايه آنچه گفته شد بايد در جهت تشديد تضادهاي داخلي و خارجي ابرقدرت‌ها و در جهت تضعيف هر دو و مصون ساختن انقلاب و كشور از آسيب رساني آن‌ها باشد. مع‌الاسف درست عكس اين سياست در چند سال گذشته دنبال شده است، و در نتيجه به جاي آن كه تضادهاي دروني جامعه آمريكا و جدايي ميان دولت و ملت آمريكا بر اثر انقلاب ايران تشديد شود اين تضادها به علت سوء عملكردهاي سياسي ايران بخصوص به دنبال مسأله گروگانگيري تقليل يافته است. در روابط بين‌المللي نيز دو ابر قدرت آمريكا و كشورهاي اروپايي غربي و شوروي شرايطي را به دست آورده‌اند تا همه بتوانند بي دغدغه خاطر به عراق كمك كنند و در اشغال لبنان هماهنگ و همگام شوند.

  2ـ در برابر بازار مشترك و اروپا وژاپن: ديپلماسي دولت جمهوري اسلامي بايد علاوه بر دنبال كردن تز تشديد تضادهاي داخلي، ايجاد شكاف ميان آنان و دو ابرقدرت شرق و غرب باشد.

  3ـ در مورد كشورهاي غير متعهد: مصلحت ما و صلح جهان و دفاع از ضعفا در همكاري با آن‌ها و پافشاري در بي‌طرف ماندن و استقلال و مقاومتشان مي‌باشد. كشورهاي غير متعهد، به شرط صداقت و وحدت مي‌توانند ركن مهم و مؤثري در جهان سراسر آشوب و ستم امروز بوده  ابرقدرت‌ها را ناتوان و محرومان و عقب افتادگان را مستقل و نيرومند سازند.

  ديپلماسي دولت جمهوري اسلامي ايران بايد تقويت كننده جبهه متحد غير متعهدها و تقليل دهنده كشمكش‌ها و تضادهاي داخلي آنان باشد. مع الاسف موضع ايران خاصه در قبال دول مترقي‌تر اين كشورها موجب ضعف اين جبهه گشته است.

  4ـ در برابر كشورهاي اسلامي: در مورد ممالك اسلامي و نهضت‌هاي آزاديبخش، ديپلماسي جمهوري اسلامي با دخالت، مساعدت و پرهيز از بروز دشمني و درگيري با دولت‌ها را داشته و با برقراري ارتباط و نفوذ در دل و دماغ ملت‌ها سفارش الهي «ولتكن منكم امه يدعون الي الخير يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر» را با مسالمت و محبت و تدبير اجرا نمايد.

  ديپلماسي جمهوري اسلامي بايستي نقش تقويت كننده اتحاد ميان دول اسلامي و از ميان آن‌ها تقويت جناح‌هاي مترقي آن در جبهه داخلي و در سطح بين‌المللي و تقليل اصطكاك‌ها و تضادهاي فيمابين در برخورد با ابرقدرت‌ها و ديگر نيروهاي استعماري را ايفا نمايد. ايجاد حلقه‌هاي فرهنگي و سياسي در كشورهاي اسلامي از وظايف مهم ديگري است كه بايد توسط جمهوري اسلامي ايران صورت گيرد. در تمام موارد لازم است حفظ سياستي مستقل و منسجم و ديپلماسي غير پرخاشگرانه و نفوذ و تأثير گذاردن بر ملل اسلامي از مهم‌ترين هدف‌هاي دولت باشد.

 

ب) خط مشـي

1ـ ادامه رسالت تاريخي

  كنگره پنجم از اعضاء  نهضت آزادي مي‌خواهد فريضه اسلامي و رسالت ملي نهضت را كه تفهيم و تبليغ و دفاع و اقدام براي تأمين آزادي، عدالت، حاكميت ملي و وحدت در كشور است با صبر جميل و تلاش وسيع همچنان ادامه دهد و نقش شاهد و واسط را در جمهوري اسلامي ايران با توكل به خدا ايفا نمايند. همچنين به عنوان يك گروه مسلمان ايراني كه خود را مديون و موظف به خدمت به خلق و دفاع از حقوق ملت و استقلال مملكت مي‌داند، در توسعه و تحكيم و تزكيه نهضت مجدانه فعاليت نمايند.

 

2ـ وفاداري به نظام جمهوري اسلامي

  خط مشي نهضت در وفاداري و خدمت و دفاع از نظام جمهوري اسلامي ايران و مخالفت با عمليات براندازي، خرابكاري، افراط كاري و هر گونه اغوا و انحراف از اموال اسلام و قانون اساسي است. نهضت خواهان صادق و مراقب بيدار براي تحقق صحيح شعارهاي سه‌گانه انقلاب يعني «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» و عملكرد صحيح قواي سه گانه جمهوري مي‌باشد و با ارتباط و ارشاد مردم و دولتيان سعي مي‌نمايد از سقوط نظام جمهوري اسلامي ايران يا تبديل آن به استبداد و فاشيسم در صورت‌هاي مختلف دولتي، طبقاتي و ديني به حول و قوه الهي جلوگيري كند تا استيلاي خارجي نتواند به طور مستقيم يا غير مستقيم پايگاهي براي خود ساخته سياست خارجي ايران تمايل و تبعيت نسبت به شرق يا غرب، اروپا، آمريكا و قدرت‌هاي ديگر پيدا كند.

 

3ـ رابطه با دولت و نهادها

  دولت و نهادهاي جمهوري اسلامي ايران مادام كه بر طبق قانون اساسي تشكيل گرديده و خود را مطيع و موظف به اجراي آن نمايند از حقي كه علي(ع) براي والي تعيين فرموده است برخوردار بوده در نزد نهضت محترم و در خور علاقمندي و همكاري در قلمرو مشتركات مثبت هستند، خواه آنان موافق و خواه مخالف نهضت باشند. روابط نهضت با دولت و نهادهاي جمهوري اسلامي محترمانه و مشفقانه بوده جانب انصاف و حق‌گرايي را از دست نخواهد داد. در اين روابط نه عافيت‌طلب گوشه‌نشين براي خودداري از بيان حقايق، و نه جاه‌طلب پرخاشگر تضعيف‌كننده نظام خواهد بود.

 

4ـ آينده نگري و آينده سازي

   نهضت آزادي  با ايمان به خدا و آخرت نبايد متوقف در حال و متوحش از زور و زود گردد بلكه در آئينه روز و در حوادث مشهود، آينده دور را ببيند. راه‌حل‌ها  را در چارچوب‌هاي وسيع زمان و مكان بجويد و پايداري و عاقبت بخيري را از خدا بخواهد. از آنجا كه هوشياري و حضور در جريان‌ها و وقايع ايران و جهان براي پيش‌بيني حوادث و پيشگيري خطرات ضرورت دارد، نهضت بايد سعي كند ناظر بر حال، رابط و واسط و روشنگر همگان و دلسوز سازنده آتيه ايران با توكل به خالق جهان باشد.

ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين(29)

نهضت آزادي ايران

(1) آل‌عمران/ 104ـ و بايد در ميان شما گروهي باشند كه دعوت به خير كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند و اينان همان رستگارانند

(2) روم/22ـ يكي از آيات قدرت الهي، خلقت آسمان‌ها و زمين است و يكي ديگر اختلاف زبان‌ها و رنگ‌هاي شما (آدميان)، كه در اين امور نيز حكمت حق براي دانشمندان عالم آشكار است

(3) رعد/11ـ به درستي كه خدا حال هيچ قومي را دگرگون نخواهد كرد تا زماني كه خود آن قوم، حالشان را تغيير دهند.

(4) بيماريت از خودت و درمان بيماريت نيز در خودت مي‌باشد.

(5) ص/82‌- كه تمام خلق را گمراه خواهم كرد مگر خاصان بندگانت كه دل از غير بريدند

(6) حجر/42ـ هرگز ترا بر بندگان (با خلوص) من تسلط و غلبه نخواهد بود ليكن اقتدار و سلطه تو بر مردم نادان و گمراهي است كه پيرو تو شوند

(7) مائده/1ـ البته به عهد و پيمان خود وفا كنيد

(8) اسراء/34 و هم به عهد خود بايد وفا كنيد كه البته (در قيامت) از عهد و پيمان سؤال خواهد شد.

(9) مائده/8‌-  و البته شما را نبايد عداوت گروهي بر آن بدارد كه از طريق عدل بيرون رويد، عدالت كنيد كه عدل به تقوي نزديك‌تر از هر عمل است

(10) شوري/38ـ  كارشان را به مشورت يكديگر انجام دهند

(11) ولايت مجتهد كه مورد سؤال است از روز اول ميان خود مجتهدين مورد بحث بود، هم در اصل داشتن ولايت و نداشتن و هم در حدود ولايت و دامنه حكومت او و اين يكي از فروع فقهي است كه طرفين دليل‌هايي مي‌آورند. «كشف‌الاسرار ـ امام خميني»

(12) نهج‌البلاغه/ عهدنامه مالك اشتر ـ پس رجوع به خدا فرا گرفتن محكمات از كتاب او (خدا) مي‌باشد، و رجوع به رسول فرا گرفتن سنت او (پيامبر) است، سنتي كه گرد مي‌آورد و پراكنده نمي‌سازد.

(13) حديث نبوي: همه شما نگهبانيد و نسبت به وظيفه نگهباني خود مسؤوليد.

(14) حج/78ـ  و در مقام تكليف بر شما مشقت و رنج ننهاده

(15) الشعرا/109ـ و من اجري از شما براي رسالت نمي‌خواهم و چشم پاداشي جز به پروردگار عالم ندارم

(16) شوري/48ـ فما ارسلناك عليهم حفيظا

(17) انعام/107ـ ما انت عليهم بوكيل

(18) ق/45ـ ما انت عليهم بجبار

(19) غاشيه/22ـ لست عليهم بمصيطر

(20) نهج‌البلاغه/خطبه 207ـ پس حال رعيت (مردم) نيكو نمي‌شود مگر به خوشرفتاري حكمفرمايان

(21) بقره/282ـ و بايد نويسنده درستكاري معامله ميان شما را بنويسد … و در نوشتن آن تاريخ معين مسامحه نكنيد چه معامله كوچك و چه بزرگ باشد اين درست‌تر است نزد خدا و محكم‌تر براي شهادت و نزديك‌تر به اين كه شك و ريبي در معامله پيش نيايد كه موجب نزاع شود.

(22) بقره/216ـ چه بسا شما چيزي را ناگوار شماريد ولي به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده و چه بسا كه شما دوستدار چيزي هستيد كه در واقع شر و فساد شما در آن است

(23) انفال/62ـ اگر (دشمن) به صلح تمايل نشان داد شما نيز تمايل نشان دهيد و به خداوند توكل كنيد، به درستي كه او شنوا و آگاه است

(24) بقره/143ـ و ما همچنان شما (مسلمين) را امت واسط قرار داديم تا براي همه مردم (عالم) شاهد و نمونه باشيد و (چنانچه) رسول خدا براي شما شاهد و الگو باشد

(25) توبه/71ـ مردان و زنان مؤمن همه يار و دوستدار يكديگرند، خلق را به كار نيكو وادار و از كار زشت منع مي‌كنند

(26) نساء/29ـ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد مال يكديگر را به ناحق نخوريد مگر آن كه داد و ستدي از روي رضا باشد

(27) اعراف/32ـ بگو چه كسي زينت‌هاي خدا را كه براي بندگانش آفريده حرام كرده و از بهره‌مندي رزق حلال و پاكيزه منع كرده است.

(28) بقره/251ـ … و اگر خدا برخي مردم را توسط بعضي ديگر دفع نمي‌كرد فساد روي زمين را فرا مي‌گرفت

(29) آل‌عمران/147ـ بار پروردگارا (به كرم خود) از گناه و ستمي كه ما درباره خود كرده‌ايم درگذر و ما را ثابت قدم بدار و ما را بر كافران پيروز گردان