نطق قبل از دستور آقاي مهندس بازرگان در مجلس شوراي اسلامي
جلسه مورخ 20/5/62(1)
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
بعد از سپاس و ستايش خدا و سلام و صلوات بر رسول مصطفي و بر ساير انبيا و اوليا و شهدا، درود و تبريک و دعا تقديم کساني مينمايم که در کشت نهال سه شاخه آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي عشق ورزيده، تلاش کرده، مال و جان دادهاند و در دفاع از حق و از حقوقمان شربت شهادت نوشيده، پيروزيهاي معجزهآسا در جبهههاي جنگ تحميلي بدست آورده و ميآورند. و همچنين سلامم به رهبر انقلاب و بنيانگزار جمهوري اسلامي و به خدمتگزاران با حسن نيت در نهادها و در دولت همراه با نفرت و نفرين به صدام تکريتي و حاميانش در حملات و کشتارهاي ددمنشانه سابق و به هموطنان عزيزمان در گيلان غرب.
در اين نطق قبل از دستور ميخواهم راجع به چيزي صحبت کنم که نه خودم به دليل گذشت سن بهرهمند از آن ميشوم و نه شما فوريت و اولويت در آن ميبينيد، در حالي که ارزش حياتي درجه يک براي مملکت و اهميت اساسي و فوري براي انقلاب و جنگ و جمهوري اسلامي دارد: راجع به انتخابات مجلس آينده ميخواهم صحبت کنم. ضمن آنکه هيچ خواستهاي خارج و خلاف قانون اساسي و سوگند نمايندگي ندارم.
اميدوارم نمايندگان محترم با صبر و متانت لازم اجازه دهند عرايضم را در مدت کوتاه مقرر به اتمام رسانم و به حکم آيه شريفهاي که روبروي ديدگانشان در بالا سر هيئت رئيسه قرار دارد، از خردمندان خوشبخت هدايت شده خدا باشند که گوش به گفتار ميدهند و بهترين را برميگزينند.
مجلس حاضر ده ما ديگر آخرين سالگرد خود را جشن خواهد گرفت. من از هم اکنون بدون توجه به رفتارهاي ناميمون که مشمولش بودهايم، توفيق خدمت نمايندگان محترم و پايان اولين مجلس جمهوري اسلامي را به خواست خداوند به شما تبريک ميگويم. ولي فراموش نميکنم که پايان مجلس اول پرده آخر عمر مملکت و تحقق آرمان مشترک انقلاب و ملت نيست. نه ميتوان نسبت به مجلس آينده و انتخابات آن بيخيال و بيطرف نشست و نه بايد تصور کرد که دشمن فراري منصرف از دسيسهبازي و مأيوس از مراجعت گشته است. بديهي است که ملت رشيد انقلاب کرده ايران و تجربه اندوخته از 2500 سال استبداد، انقلاب قهقرايي به نظام شاهنشاهي نخواهد کرد. کساني که چنين خواب و خيال واهي در سر ميپرورانند بايد بدانند که به گفته سعدي:
کسي نيايد به زير سايه بوم
ورهماي از جهان شود معدوم
نهضت آزادي اولين گروهي خواهد بود که به مقابله با استبداد و رجعت طاغوتي خواهد پرداخت اما آرمان مشترک يعني مثلث مقدس آزادي ملت، استقلال مملکت و استقرار حکومت اسلامي با دو اصل مقدس ديگر يعني حاکميت ملي و اجراي قانون اساسي مخمسي را تشکيل ميدهند که پنج ضلع آن وابستگي ملازم متقابل با هم داشته حيات و قوامشان در گروي انتخابات آزاد ميباشد. اگر ما مجلس آزاد مستقلي نداشته باشيم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد دير يا زود جمهوري اسلامي مانند سلف خود مشروطيت سلطنتي، با حفظ صورت و عنوان، تبديل به نوعي استبداد و نظام طاغوتي متكي به استيلاي خارجي خواهد شد. هميشه و در همه جاي دنيا استبداد از روزي شروع شده است که يک شاه، يک خاندان، يک طبقه و حتي يک مکتب خواسته است ولو با حسن نيت و به قصد خدمت، خود را يگانه مالک، يگانه مسئول و يگانه مأمور بر سايرين تصور و بر جامعه تحميل نموده، وقعي به رضايت و رأي مردم ننهد. در حالي که مجلسهاي شوراي واقعي و آزاديهاي اجتماعي آخرين و بلکه يگانه سنگرهاي استقلال کشورها و ضامن بقا و سعادت ملتها هستند.
البته حاکم اصلي، مالک همگي و موکل بر همه چيز خدا است که احکامش را در کتاب و سنت به ما رسانده است ولي مالکيت و محافظت را به حکم «ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض» به خودمان واگذار فرموده، مردم و دولت را مسئول و حاکم مشاور و متعاهد يکديگر قرار داده است.
براي جلوگيري از مصائب فوق و تحقق آرمان مشترک انقلاب، شما نمايندگان محترم و کساني که زمام امور فعلاً در اختيارشان است، دو راه در پيش داريد:
1) اجراي انتخابات در شرايط و جو حاضر
2) انجام انتخابات واقعاً آزاد و ملي بر طبق قانون اساسي (يكي از نمايندگان جو حاضر چيست؟) بديهي است كه در شرايط حاكم و محيطي كه روزنامهها و رسانههاي گروهي، راهپيمائيها و اجتماعات، محاكم و منابر، نهادها و جمعهها حالت انحصاري يك طرفه داشته، مخالفين و معترضين و غيرموافقين محروم از روزنامه و اجتماعات و سخنرانيهاي عمومي هستند و در صورت نامزد انتخابات شدن نگران از حملات و خطرات شديد خصوصاً در شهرستانها ميباشند با چنين احوال و اشكالات هيچ انتخاباتي را، هيچ آدم منطقي و منصف، انتخابات آزاد نخواهد گفت. عكسالعمل طبيعي و معنيدار مردم (قرهباغ ـ شما فكرتان راحت باشد ما در آخر بحثمان را خواهيم كرد) اگر به حال خود گذارده شوند تعلل و تقليل مشاركت است. بنابراين از پشت اين تريبون اعلام مينمايم كه انتخابات خالي از آزادي و نظارت ملي و مجلس حاصل از آن فاقد كمترين اثر براي اهداف فوق و عاري از اعتبار و ارزش از نظر شرعي و قانوني و حقوقي بوده، هر اكثريتي كه آورده شود و هر ادعائي كه از استقبال و تأييد مردم بنمايند مردود و باطل است.
البته ممكن است كساني از روي مصلحتانديشي و يا منطق انقلابي، جنگ تحميلي عراق، توطئههاي داخلي و خارجي و سوءاستفادهاي را كه ضدانقلاب از آزادي و اجتماعات مينمايد علل موجهه براي شرايط استثنائي بدانند. ولي اين سئوال پيش ميآيد كه آيا منزلت اسلام و مصلحت جمهوري اسلامي اجازه ميدهد همانند دوران پهلوي يا دولتهاي كمونيستي و فاشيستي توسل به تظاهر و تصنع جسته، به انتخابات دربسته و انحصاري رنگ آزادي و قانوني بزنند و آيا بهتر نخواهد بود با شهامت و صداقتي كه شايستة اهل حق و ضامن ياري خداوند است اعلام حالت استثنائي و تعطيل مجلس و آزادي شود.؟ قانوني بگذرانيد و در رفراندومي از ملت اجازه بخواهيد كه تا حصول پيروزي و خاموش شدن آتشافروزيهاي خارجي مثلاً مجلس حاضر تمديد گردد يا ادارة مملكت زير فرمان ولايت فقيه و نظارت يك شوراي انقلاب منتصب مجدد قرار گيرد؟ البته بنده چنين پيشنهادي نميكنم ولي تعطيل موقت تصويب شدة انتخابات را صدبار بهتر از انتخابات نادرست و آزادي ادعائي ميدانم.
اما راهحل يا حالت دوم، يعني انتخابات واقعاً آزاد اين است كه اسماً و رسماً به دور از تبعيض و تظاهر و از هماكنون كه چند ماه به زمان انتخابات مانده است اعلام و اجراي آزادي گرديده، اجازه نطق و نوشتن و گردآمدن آنطور كه قانون اساسي و قانون مطبوعات مقرر داشته است به موافق و مخالف داده شود. همة افراد ملت در اظهار عقيده و انتقاد و اعتراض و در انتخاب نمايندگان خود آزاد باشند (شجوني ـ وقتي ملت رأي ندادند چكار كنيم؟) و از تهمت و تهديد و (همهمه نمايندگان) توقيف يا تكفير و توهين برطبق قانون حمايت گردند. اگر انتخابات آزاد بلافاصله اعلام و شرايط آن تأمين نگردد نه فرصت لازم براي آگاهي و اطمينان مردم و آشنايي با نامزدها و نظريات فراهم خواهد شد و نه افراد و گروهها از عهده تداركات لازم برخواهند آمد. مضافاً به اينكه (رئيس ـ وقتتان تمام است) باز شدن سوپاپهاي اطمينان و تبديل محيط مسدود فعلي به محيط باز و برادري داروي شفابخش بسياري از ناراحتيها و نارضائيها و بيتابيهاي دائمالتزايد عمومي خواهد شد (رئيس ـ وقتتان تمام شد) و به همين دليل تكيه بر ضرورت و فوريت آن كردم (رشيديان ـ مرگ بر پدر منافقين) هنوز بنده ميتوانم به احتمال قوي … (رشيديان ـ خبيثي، واقعاً خبيثي).
رئيس ـ آقاي مهندس وقتتان تمام است.
مهندس بازرگان ـ يك دقيقه ديگر به من وقت بدهيد.
رئيس ـ يك دقيقه ديگر وقت ميدهم.
يكي از نمايندگان ـ مرگ بر بازرگان.
رئيس ـ اجازه بدهيد.
مهندس بازرگان ـ هنوز بنده ميتوانم به احتمال قوي اطمينان بدهم كه بسياري از نمايندگان محترم فعلي با انتخابات آزاد عام مجدداً به مجلس راه خواهند يافت و ملت پشتيبان و همكارشان خواهد بود.
در خاتمه عرايضم حضرات مسئولين و متوليان را در دولت و مجلس و نهادها خطاب كرده ميگويم شما مختاريد آزادي واقعي انتخابات را به شرحي كه عرض شد بپذيريد و اين امانت شرعي و مردمي يعني حق مالكيت ملي را كه در اختيارتان قرار دارد به حكم «ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها» به ملت ايران برگردانده فرمان و پند الهي را اطاعت كنيد يا آزادي را خلاف مصلحت دانسته تحمل و تأمين ننمائيد. در صورت اول رضاي خدا (رئيس ـ يك دقيقه وقتتان هم تمام شده) و رستگاري خودتان و پيروزي انقلاب و ملت را خواهيد خريد و در صورت دوم خشم و خصومت مردم را زياد كرده و همگي خسرالدنيا و الاخره خواهيم شد. والسلام علي الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه.
(1) مشروح كزارش مجلس شوراي اسلامي ـ جلسه 502 ـ روزنامه رسمي كشور شماره 11223
