نطق قبل از دستور آقای مهندس صباغيان در مجلس تاريخ: ١٠/٠٨/٦٢

title

تاريخ: 10/08/1362

نطق قبل از دستور آقاي مهندس هاشم صباغيان در مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 10/8/1362

بسم الله الرحمن الرحيم

  با درود و تحيت به روان شهداي راه اسلام و مجاهدان طريق حق از فرمانده و فرمانبر و با عرض تسليت و تعظيم به مردم قهرمان دزفول و انديمشک و مسجد سليمان و بهبهان و درود فراوان بر رزمندگان اسلام که با پيروزي‌هاي اخير خود حماسه آفريدند و با ابراز تنفر از رژيم صدام عفلقي و پشتيبانان غربي و شرقي وي و اعتراض و انزجار از مجامع بين‌المللي حقوق بشر که در برابر کشتار غيرنظاميان و زنان و کودکان مسلمان ايران ساکت نشسته‌اند، سخن خود را آغاز مي‌کنم.

  ملت مسلمان ايران پس از انقلاب شکوهمند خود به مصداق «ولنبلونکم بشي من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين» در معرض هجوم انواع ابتلائات بوده و آماج کيدهاي امريکاي جهانخوار و فرانسه و روسيه تجاوزگر قرار گرفته و بحمدالله با جانبازي و فداکاري مردم مخصوصاً جوانان مخلص و ايثارگر استحقاق خود را براي بشارت الهي نشان داده است.

  علاوه بر ابتلائاتي که منشاء خارجي داشته‌اند مشکلات و مصائبي نيز از داخل سرچشمه گرفته‌اند که اميدواريم بحول و قوه الهي بتوانيم با سربلندي آنان را پشت سر بگذاريم. ازجمله اين ابتلائات تجربه‌اي است که در جمعه گذشته ششم آبانماه براي برخي از دوستان و اينجانب پيش آمد که گزارش آن طي تلگرافهايي براي رهبر انقلاب و آيت‌الله منتظري و رياست محترم جمهوري ارسال شده است و چون اين تجربه و ابتلا به سرنوشت آينده انقلاب و بقاء جمهوري اسلامي مربوط مي‌شود بدين دليل لازم مي‌دانم نه به عنوان تظلم براي دوستان و خود بلکه به عنوان دلسوزي براي انقلاب و جمهوري اسلامي و ثبت در تاريخ مجلس شوراي اسلامي با کمال ادب مطالبي را به عرض نمايندگان محترم و مردم قهرمان ايران برسانم.

  همانطور که استحضار داريد بعد از سخنان رهبر انقلاب و آيت‌الله العظمي منتظري و رياست جمهور در رابطه با انتخابات دوره آينده مجلس شوراي اسلامي، نهضت آزادي تصميم گرفت در تاريخ جمعه ششم آبانماه سمينار تأمين آزادي انتخابات در داخل ساختمان نهضت برگزار نمايد. طبق روش متداول خود اين تصميم را طي نامه شماره 413/4/21 مورخ شنبه 30/7/62 به اطلاع وزارت کشور رساند ولي وزارت کشور از طريق کميته مرکزي طي تلفنگرام شماره 292 مورخ 4/8/62 و کلانتري طي تلفنگرام شماره 954ـ1ـ7ـ5/21 مورخ 4/8/62 در ساعت 5 بعدازظهر چهارشنبه يعني چهار روز بعد از شنبه و يک روز مانده به برنامه به دفتر نهضت ابلاغ نمودند که سمينار را نمي‌توانيد برگزار کنيد و کميته مرکزي در تلفنگرام خود از ما خواسته بود که در جلوگيري از هر گونه تجمع و برگزاري مراسم با نيروهاي انتظامي همکاري نماييم. تصميم گرفته شد که سمينار برگزار نشود و قرار گذاشتيم آقايان دکتر يزدي و مهندس توسلي و اينجانب در محل حاضر شده و عدم برگزاري سمينار را به دعوت شدگان اطلاع دهيم. علاوه بر آن پلاکاردي مشعر بر عدم برگزاري سمينار در جلوي ساختمان نصب شد ولي با کمال تأسف در حوالي ساعت چهار بعدازظهر حدود سيصد نفر مسلح با برنامه تنظيم شده قبلي که در شکل گرفتن آن، برنامه‌هاي هفته گذشته اعم از صدا و سيما و مقاله مورخ 5 آبان 62 دور از ادب اسلامي، روزنامه جمهوري اسلامي و پيش خطبه نماز جمعه که با کمال تعجب و تأسف ما را به قصد راهپيمايي متهم نموده بود سهم به سزايي داشتند به ساختمان نهضت هجوم آوردند و عليرغم سه بار استمداد از کميته مرکزي در حالي که مأمورين کميته مرکزي و دادستاني مرکز و شهرباني حضور داشتند پس از شکستن نرده ورودي و درها به عنف وارد ساختمان و طبقات و اطاقها شدند و با نثار فحشهاي رکيک و نسبت‌هاي ناروا آقايان دکتر يزدي، مهندس توسلي و اينجانب را شديداً مضروب و مصدوم ساختند و حدود بيست نفر بر سر اينجانب ريختند و آن قدر مشت و لگد بر بدنم وارد ساختند که تعادل خود را از دست داده روي زمين افتاده و چند لحظه‌اي از هوش رفتم. در اين هنگام چند نفر مرا به زير ميز فلزي منتقل نمودند. پس از مدتي آقاي مهندس توسلي را که به شدت مصدوم شده بود پهلوي من آوردند. در اين موقع يکي از مهاجمين روي ميز رفته و اظهار داشت که برادران کميته و دادستاني در اطاق بمانند و بقيه برادران بيرون بروند. مسئولان کميته و دادستاني به جاي آنکه متجاوزين و ضاربين را دستگير نموده و از تاراج و تخريب و بي‌احترامي به کتابهايي که ميان آنها قرآن و نهج‌‌البلاغه و تفسير نيز وجود داشت جلوگيري کنند سه نفر ديگري را که همراه خود در ساختمان آورده بوديم بازداشت کردند و پس از آنکه آقايان دکتر يزدي و مهندس توسلي و اينجانب را مدتي در يکي از اطاقها نگه داشتند حدود ساعت شش و نيم بعدازظهر بود که با ماشينهاي کميته ما را به منزل رساندند. در موقع خروج از ساختمان با حالت نزاري که داشتم اصرار کردم که تکليف اسنادي که مورد تجاوز قرار گرفته را روشن کنيد يکي از اعضاي کميته و شخص ديگري که حکم از دادستاني انقلاب مرکز ارائه داد اظهار نمودند هيچ چيزي خارج نشده و ما مسئول حفاظت آنها هستيم.اظهار داشتم اقلاً بگذاريد از طبقات بازديد کنم با اين امر موافقت کردند و در حالي که رئيس پليس مرکز حضور داشت چندين اطاق را بازديد كردم كه تصادفاً دست نزده بودند. نماينده دادستاني اظهار داشت ساختمان در اختيار ما مي‌باشد و بايد اسناد آن را خارج کنيم. اظهار شد در حضور ما صورتجلسه کنيد و يا پلمپ و مهر نموده فردا با فرصت کافي اسناد را برده و صورتجلسه نماييد، قبول نکردند و با اصرار ما را خارج کردند. روز بعد از دادستاني تلفن کردند که مي‌خواهند ساختمان را تحويل ما بدهند پرسيدم چه چيز را مي‌خواهيد تحويل دهيد؟ گفتند فقط اسناد را برده‌ايم بقيه چيزها موجود است بلافاصله دو نفر آقايان دکتر يزدي و مهندس توسلي به محل ساختمان رفته و ساختمان را با در و پيکر شکسته و اثاث خرد شده با پرونده‌ها و اوراق و کتابها و نقدينه و ضبط صوت و ماشين تحرير و غيره به غارت رفته تحويلمان دادند. در ايجا بايد بگويم بلايي را که بر سر ساختمان و لوازم و کتابها و اسناد و نشريات آورده‌اند ديدني است نه شنيدني. لذا در اينجا از نمايندگان محترم، دولت دعوت مي‌نمايم از محل بازديد کرده و خود به داوري بنشينند.

  قابل قبول و انتظار نيست که در جمهوري اسلامي ايران ما را به جرم پافشاري در اجراي انتخابات قانوني و بردن نام آزادي مورد ارعاب و انواع توهين و تهمت و آزار و يا ضرب و شتم قرار دهند. با اين عمل خود عملاً عدم آزادي انتخابات و امنيت را به داخل و خارج کشور اعلام نمايند. به ويژه که اين واقعه تأسف‌بار و عکس‌العمل‌هاي ديگري که بعد از نطق قبل از دستور اخير آقاي مهندس بازرگان نشان داده شد نمايشنامه‌اي از مقابله اهانت و خشونت با منطق و متانت بود. در هر حال اين افتخار نصيب ما گشت که نوبر انتخابات شيرين و آزاد و آرام را که رياست جمهوري وعده فرمودند بچشيم.

از اين لحظه به بعد همهمه و هياهو و سروصدايي که عده‌اي از نمايندگان ضمن سخنان ناطق برپا کرده بودند و به گوش مي‌رسيد شدت گرفت و جرياناتي در مجلس رخ داد که بخشي از آن از طريق راديو نيز پخش گرديد که عيناً به شرح زير که از نوار استخراج شده است مي‌آوريم:

آقاي هاشمي رفسنجاني: خواهش مي‌کنم بگذاريد وقت تمام شد، آقا وقتتان تمام است آقاي مهندس.

آقاي صباغيان: در هر حال اين افتخار نصيب ما گشت که نوبر انتخابات…

آقاي هاشمي رفسنجاني: آقاي، آقاي…

يکي از نمايندگان – ما نمي‌گذاريم، نمي‌گذاريم

آقاي هاشمي: بگيريد آقا…

آقاي صباغيان: اين چه حرکتيه که مي‌کنيد؟ اين چه حرکتيه که مي‌کنيد؟ آخه نکنيد

آقاي معين‌فر: تو چه کاره هستي؟

آقاي صباغيان: چرا اين کار رو مي‌کني، چرا اين کار رو مي‌کني؟ چرا مي‌زني منو؟

آقاي معين‌فر: تو چه کاره هستي؟ چکار مي‌کني اينجا؟

آقاي هاشمي رفسنجاني: آقا اسلحه را بگذاريد زمين.

آقاي صباغيان: چرا مي‌زني منو؟

آقاي هاشمي رفسنجاني: تريبون را قطع کنيد.

از اين مرحله به بعد برخي از نمايندگان نخست با همهمه و فحاشي و سپس با ضرب و شتم مهندس صباغيان را به عنف از پشت تريبون پايين کشيدند و رئيس مجلس دستور قطع پخش مذاکرات مجلس را دادند.

وقت قانوني هر نماينده براي نطق قبل از دستور حداقل 10 دقيقه مي‌باشد. صبحت آقاي مهندس صباغيان از شروع تا آنجا که آقاي هاشمي به ايشان تذکر دادند که وقتشان تمام شده است دقيقاً 8 دقيقه و 50 ثانيه طول کشيده بود.

دنباله نطق تهيه شده آقاي مهندس صباغيان به شرح زير است:

  آقاي نخست وزير در مصاحبه اختصاصي خود که روز بعد از حمله به ساختمان نهضت که در رابطه با کارنامه دوساله خود در روزنامه جمهوري اسلامي چاپ شد درباره اين سمينار فرمودند:

«واقعاً بنده از اين همه پررويي متعجبم چون يقين پيدا کرده‌اند که مردم به آنها رأي نخواهند داد براي آمريکا غذا تهيه مي‌کنند ولي بنده به حضرات اطمينان مي‌دهم که آنها اگر جرأت کنند خود را نامزد کنند رأي خود را خواهند داشت»

  اين چنين بيانات در شأن کسي نيست که نخست وزيري جمهوري اسلامي را به عهده گرفته‌اند، ضمناً اين سخنان برخلاف اصل 9 قانون قانون اساسي مي‌باشد. خوب است ايشان قدري فکر کنند چه کساني هستند که براي آمريکا غذا تهيه مي‌کنند. آنان که درخواست اجراي قانون را دارند يا آنانکه آزادي و امنيت را زير پا مي‌گذارند. يقيناً همچون داستان گرگ و بره گويندگان و نويسندگان مجاز ما را که کمترين اقدامي در جهت خلاف قانون و مقامات رسمي انجام نداده و سلاحمان جز منطق و برهان و استناد به قرآن و قانون اساسي نبوده و نيست مسئول و مقصر تمام اين جريان و آشوب خواهند شناخت و نهضت را به آبروريزي جمهوري اسلامي، مخدوش ساختن انتخابات و دادن حربه تبليغات به دست دشمنان متهم خواهند کرد و امر به معروف و نهي از منکر با جدال احسن ما را با مشت و لگد و غارت اموال و اسناد پاسخ خواهند داد و هرگز به ما مجال پاسخ‌گويي نخواهند داد. لذا اينک كه فرصتي براي سخن گفتن داريم به مسئولان مملکت و قوه قضايي خصوصاً دادستان انقلاب مرکز اعلام مي‌نماييم:

  1ـ حمله با ساختمان نهضت به هيچ وجه قابل دفاع نيست زيرا در صورتي که دادستاني به اسناد و مدارک نهضت نيازمند بود مي‌توانست بدون قانون‌شکني از ما که حزبي قانوني هستيم آن اسناد را مطالبه نمايد و ما نيز طبق قانون به درخواست آنان پاسخ مي‌داديم.

  2ـ لازم است با حضور نماينده نهضت از کليه اسناد و اجناسي که بطور غيرقانوني با تخريب برده‌ايد هرچه زودتر صورتجلسه تهيه نموده و يک نسخه آن را به ما برگردانيد.

  3ـ چون مهر نهضت به غارت برده شده است لذا اعلام مي‌نماييم که از تاريخ حمله هر گونه سندي با آن مهر از درجه اعتبار ساقط است.

  4ـ نظر به اينکه نهضت آزادي يک حزب قانوني و علني مي‌باشد و هيچ چيز مخفي از ملت ايران ندارد بنابراين از دادستان انقلاب مي‌خواهيم بلافاصله کليه اسناد نهضت را در جرايد منتشر کنند تا زماني که نمايندگان نهضت در مجلس مي‌توانند در نوبت خود صحبت کنند در رابطه با آنهااظهارنظر کنند. عدم انتشار فوري اسناد اصالت و اعتبار آن را مخدوش ساخته و قوه قضاييه را مورد سئوال قرار خواهد داد و انتشار بعدي آن از درجه اعتبار ساقط است.

  5ـ اسناد و مدارک ما را که نتيجه حدود سي سال فعاليت سياسي اعضا و نهضت بوده و با زحمات زيادي کلاسه‌بندي شده بدون دخل و تصرف مسترد داريد.

  6ـ در رابطه با انتخابات آزاد اگر مي‌خواهيد از چهارچوب شعار خارج شويد از هم اکنون به تمام مردم و گروههاي معتقد به جمهوري اسلامي اجازه فعاليت داده و آزادي را تأمين نماييد و از رسانه‌هاي گروهي و مطبوعات دولتي موجود فقط در جهت افراد يا گروه خاصي استفاده ننمائيد. اگر چنين نکنيد نخواهيد توانست در آينده به مردم و در آخرت به خداي بزرگ پاسخ دهيد.

  اللهم رضا بقضائک صبرا علي بلائک تسليما لامرک لامعبود سواک يا غياث المستغيثين.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي

 هاشم صباغيان