پيك نهضت 23
سرگذشت تأسفبار «سمينار تأمين آزادي انتخابات»
«تشكيل اجتماعات و راهپيمايي طبق اصل 27 قانون اساسي آزاد است ولي برگزاري آن در پاركها، ميادين و معابر عمومي منوط به كسب مجوز از وزارت كشور است.»
تبصره 2 ماده 6 قانون احزاب مصوبه مجلس شوراي اسلامي
قرآن:
الذين يتبعون الرسول النبي الامي الذي يجدونه مكتوباً عندهم فيالتوريه والانجيل يامرهم بالمعروف وينهيهم عن المنكر و يحل لهم الطيببات و يحرم عليهم الخبائث و يضع عنهم اصرهم والاغلال التي كانت عليهم … (رحمت خدا در سرنوشت براي كساني است كه) از پيامبر امي كه (نام و نشانش) را در تورات و انجيل نگاشته مييابند پيروي كنند (رسولي) كه آنان را امر به معروف و نهي از منكر نموده پاكيها را بر آنان حرام ميسازد و سنگيني (بار اسارت) و بندهاي (بردگي) را از آنان برميگيرد… اعراف ـ 175
پيامبر اسلام (ص):
ان رسول الله قال صنفان من امتي لانصيب لهم في الاسلام الغلاة و القدريه.
همانا رسول خدا فرمود دو دسته از امت مرا بهرهاي در اسلام نيست، غلاة (گزافگويان) و قدريه (كساني كه به آزادي و اختيار انسان اعتقادي ندارد). وصال صدوق
علي(ع):
لاتكن عبداً لغيرك و قد جعلك الله حراً
بنده (فرمانبر بيچون و چراي) ديگران مباش كه خدا تو را آزاد آفريده است. نهجالبلاغه
از قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
اصل دوم ـ جمهوري اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به … كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسئوليت او در برابر خدا…
اصل سوم ـ دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي… تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون، و مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش… به كار برد.
اصل نهم ـ … هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ار ضي كشور آزاديهاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب كند.
اصل بيست و هفتم ـ تشكيل اجتماعات و راهپيماييها، بدون حمل سلاح، به شرط آنكه مخل به مباني اسلام نباشد، آزاد است.
خواننده عزيز!
آنچه در اين مجموعه ميخوانيد داستان اسفانگيزي است كه در آستانه انتخابات دوره دوم مجلس شوراي اسلامي و پيرو تأكيد حجتالاسلام خامنهاي رئيس محترم جمهوري بر آزاد بودن انتخابات، در روز روشن و در برابر ديدگان عده كثيري از مردم، صورت گرفته است و سپس با جرح و تعديل و در مواردي حذف و تحريف از زبان دستاندركاران بازگو شده است.
نكته قابل توجه اين داستان اين نيست كه دفتر نهضت آزادي ايران مورد تهاجم عدهاي از به اصطلاح «مردم» مسلح قرار گرفته، اسناد و اموال آن به غارت رفته و مسئولين و علاقمندان نهضت مضروب و مصدوم شدهاند. اين اولين بار نيست كه چنين معاملاتي با نهضت و نهضتيها شده باشد.
نكته مهم اين است كه عليرغم تأكيدات رئيس جمهوري و برخي ديگر از مسئولين در آزاد بودن انتخابات اولين آزمايش، خلاف اين ادعا را نشان ميدهد و مهمتر آن كه برخي دولتمردان نيز از اين آزمايش تلخ درس عبرت نميگيرند.
نهضت آزادي ايران اميدوار است با تقديم اين داستان به هموطنان عزيز، باز هم، اهميت تأمين آزادي انتخابات را يادآور شود و يكبار ديگر از مسئولان جمهوري اسلامي بخواهد كه به خاطر رضاي خدا و نجات خلق لحظهاي به آنچه كه ناصحان دلسوز و عاشقان جانباز اسلام و انقلاب ميگويند بيانديشند، راه را از چاه تشخيص دهند، به بهانه حفظ انقلاب و جمهوري اسلامي، ايجاد اختناق و جلوگيري از آزادي نكنند و اطمينان داشته باشند كه جمهوري اسلامي و استقلال كشور بدون آزادي ملت قابل دوام نيست و آن هدف مقدس اين وسيله غيرمشروع را توجيه نميكند.
اگر دولتمردان حقوق قانوني ملت و آزاديهاي مشروع را كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است به مردم بازگردانند از همكاري همه اقشار مردم، از جمله اعضاء و علاقمندان نهضت آزادي ايران برخوردار خواهند بود. در غير اين صورت همانطور كه آيتالله العظمي منتظري در ملاقات با ائمه جمعه و مسئولين استانهاي اصفهان و چهارمحال بختياري گفتهاند:
«بسياري از نيروهاي متدين و با كفايت به خاطر جهالت و يا شيطنت بعضي افراد مرموز در بعضي ارگانها و بازار به تدريج منزوي و از صحنه خارج ميشوند» و: «اين جريان اگر ادامه پيدا كند به انقلاب ضربه ميزند و انقلاب را از داخل پوچ ميكند.»
و چنين مباد.
ربنا اتنا من لدنك رحمه و هيئي لنا من امرنا رشداً
نهضت آزادي ايران
آذرماه 1362
1ـ پيشگفتار
نهضت آزادي ايران بنا بر انگيزه و اعتقاد ديني و به عنوان بخشي از اقيانوس بيكران ملت در انقلاب اسلامي و استقرار جمهوري اسلامي شركت فعال و مؤثر داشته و به قانون اساسي، عليرغم برخي ايرادات و اشكالات آن، رأي مثبت داده و خود را در حفظ و اجراي تمام و كمال آن موظف و متعهد ميداند. نهضت اين اعتقاد را در قطعنامهها و خط مشي و بيانيههاي سياسي خود به كرات منعكس نموده است.
بر اساس اين اعتقادات پس از تصويب قانون احزاب و سپس آييننامه اجرايي آن، نهضت بلافاصله اقدام و مدارك مورد درخواست مقامات مسئول از قبيل مرامنامه، خط مشي، قطعنامهها و انتشارات و اسامي مسئولان اصلي خود را براي آنان ارسال داشت.
نهضت آزادي ايران سازماني اسلامي با فعاليت علني است. كليه انتشارات آن نه تنها براي مسئولان ذيربط بلكه براي ساير مقامات مسئول كشور نيز فرستاده ميشود.
فعاليتهاي نهضت آزادي علني و اطلاعات مربوط به آن در دسترس عموم است. كلاسها و جلسات بحث و انتقاد و سخنرانيها علني و شركت در آنها براي عموم آزاد است.
برنامه اجتماعات عمومي كه در دفتر نهضت اجرا ميشود از قبل به اطلاع وزارت كشور و مقامات ذيربط ميرسد.
معذلك و با نهايت تأسف به علت تحريكات و تبليغات مداوم بارها دفتر مركزي نهضت مورد حمله و هجوم عناصر شناخته شده و يا ناشناس قرار گرفته است. افراد و اعضاء و مراجعهكنندگان به دفتر برخلاف قانون بازداشت و بازجويي شدهاند. در حملات به دفتر نهضت، مهاجمين, اسناد و مدارك و اموال نهضت را به يغما بردهاند. به عنوان نمونه در شب قدر (21 رمضان 1402) شركتكنندگان در مراسم نيايش مورد حمله مسلحانه، ارعاب، فحاشي، اهانت و دستگيري واقع شدند و مهاجمين اسناد و اموال نهضت را به زور و برخلاف قانون به يغما بردند. گزارش عمليات شرمآور آن شب تحت عنوان «ليلة القدر» توسط نهضت منتشر گرديد.
در هر مورد ما بر اساس حقي كه اسلام و اصل 34 قانون اساسي به شهروندان داده است اعتراض كرده و به مقامات صالح شكايت بردهايم و عليرغم بيحرمتيها و قانونشكنيها سعي كردهايم كه حرمت و اعتبار و حيثيت جمهوري اسلامي، به ويژه در شرايط خاص زمان جنگ كه انقلاب و جمهوري ما از جانب دشمنان راست و چپ مورد حمله قرار گرفته است رعايت گردد. اما متأسفانه در هيچيك از موارد فوق از طرف مقامات قضايي كشوري كه مسئولين آن مدعي برقراري عدل علي(ع) هستند، اقدام موثري به عمل نيامده است و شايد بدين دليل تحريكات هربار وسيعتر و شديدتر از بار قبل، و خسارات نهضت آزادي ايران بيشتر از پيش بوده است.
در آخرين و شديدترين حمله و تهاجمي كه در تاريخ 6/8/1362 پس از برگزاري سمينار «تأمين آزادي انتخابات» صورت گرفت. بعضي از مسئولين نهضت و نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي كه براي اعلام لغو برنامه در محل حاضر شده بودند مورد ضرب و جرح و اهانت قرار گرفتند، و كليه اسناد و مدارك نهضت از ساختمان خارج گرديده و مهاجمين با وارد ساختن خسارات معنوي و مادي عمده بر نهضت لطمه غيرقابل جبراني بر اعتبار جمهوري اسلامي ايران وارد ساختند.
در اين گزارش ابتدا هدفها و برنامه تشكيل سمينار «تأمين آزادي انتخابات» در محل دفتر نهضت آزادي را ملاحظه ميفرماييد. آنگاه نحوه اطلاع به وزارت كشور و مقامات مسئول و چگونگي مخالفت وزارت كشور و متعاقباً لغو برگزاري سمينار، كه صرفاً به خاطر رعايت دستور وزارت كشور بود را مطالعه ميكنيد. سپس جريان حمله به محل برگزاري سمينار كه همان محل دفتر نهضت آزادي ايران است و مضروب و مجروح نمودن بعضي از مسئولين نهضت كه به منظور اعلام لغو برنامه و براي جلوگيري از اجتماع مردم در محل نهضت، در ساختمان حضور يافته بودند و سپس چگونگي تخريب اموال و خروج اسناد و مدارك تاريخي و تحقيقاتي و سياسي نهضت آزادي ايران را خواهيد خواند و بالاخره تلگرامهايي كه جريان اين حمله و تجاوز آشكار را به استحضار رهبر انقلاب، آيتالله منتظري و رياست جمهوري و دادستان انقلاب اسلامي مركز ميرساند ملاحظه خواهيد كرد و متعاقب آن نطق قبل از دستور يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي كه در جريان حمله به دفتر نهضت به شدت مضروب گرديده بود و حوادث مجلس و پيامدها و اقدامات بعدي توجه شما را جلب خواهد كرد.
در اين گزارش توجه ملت عزيز و مسئولين كشور را به آفت بزرگي كه منشأ اين گونه قانونشكنيها و تجاوزهاست جلب نموده، اهميت رعايت اصول و موازين شرع و قانون اساسي و احترام به حقوق ملت كه خونبهاي هزاران شهيد گلگونكفن است را يادآور ميشويم و از خداوند رحمن توفيق همگي را در رعايت و اجراي قانون مسئلت مينمائيم.
2ـ علت تشكيل سمينار «تأمين آزادي انتخابات»
با توجه به نقش اساسي مجلس شوراي اسلامي در بقاء و رشد و تعالي جمهوري اسلامي ايران و با توجه به ضرورت انتخابات آزاد و صحيح براي چنين مجلسي، و با نزديك شدن پايان دوره اول مجلس شوراي اسلامي، از حدود سه ماه قبل ضرورت آماده شدن ملت براي انتخابات نمايندگان دوره دوم مجلس شوراي اسلامي در سخنان، مصاحبات و نوشتههاي مقامات و مسئولين كشور آغاز گرديد. رياست جمهوري كه از پايهگذاران و دبيركل حزب جمهوري اسلامي نيز هستند، در 17 مرداد ماه گذشته در ديداري با دبيران و مسئولين حزب جمهوري استانها در مورد انتخابات دوره آينده مجلس اظهار داشتند:
«… در اين انتخابات مجلس شوراي اسلامي مردم منتظرند ببينند حزب چه ميگويد و حزب بايستي آن چيزي را بگويد كه مردم بعداً پشيمان نشوند… الان يك عده از برادران دارند كار ميكنند روي اين مسئله (روي مسئله انتخابات) انتخابات ما بايد يك انتخابات الهي باشد. برادران به شما تأكيد ميكنم در مورد اشخاص، در مورد شخصيتها، در مورد مطالب هيچ تعصبي به خرج ندهيد تعصب را نسبت به حق و حقيقت به خرج بدهيد…» (روزنامه جمهوري اسلامي _ 18/5/1362)
متعاقب سخنان دبيركل حزب جمهوري و رئيس جمهور در تاريخ 20 مرداد 1362، آقاي مهندس بازرگان طي نطق قبل از دستور خود در مجلس اهميت اساسي و حياتي انتخابات آزاد را براي بقاء و رشد و اعتبار جمهوري اسلامي ايران بيان داشتند. كه متأسفانه با واكنشهاي زشت و زننده و حملات متعدد در روزنامههاي حزب جمهوري و ساير نهادها روبرو شد.(1) اما پس از اطمينانهايي كه از طرف رهبر انقلاب و آيتاللهالعظمي منتظري و رياست جمهوري در ارتباط با وجود آزادي صحيح و انتخابات آزاد دوره آينده به ملت داده شد، نهضت آزادي ايران تصميم گرفت سميناري در ساختمان دفتر نهضت، به منظور بررسي حقوق و آزاديهاي ملت كه در فصل سوم قانون اساسي تصريح شده است و بيان شرايط لازم براي تأمين آزادي انتخابات، برگزار نمايد.
انگيزه و هدف از برگزاري چنين سميناري انجام رسالت اصلي نهضت بر اساس اعتقاد به قرآن و اسلام و مصالح كشور و مرامنامه و خط مشي و قطعنامهها بود كه به روشني در نطق پيش از دستور آقاي مهندس بازرگان در مجلس شوراي اسلامي بيان گرديده است. به منظور توجه بيشتر خوانندگان به هدفهاي سمينار، كه بسيار مهمتر و وسيعتر از شركت و يا موفقيت كانديداهاي نهضت آزادي در انتخابات بوده و بيشتر به بقاء و رشد و صلاح جامعه مربوط ميشود. متن كامل آن، عيناً در اينجا آورده ميشود.
نطق قبل از دستور آقاي مهندس بازرگان
در مجلس شوراي اسلامي جلسه مورخ 20/5/62(2)
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
بعد از سپاس و ستايش خدا و سلام و صلوات بر رسول مصطفي و بر ساير انبيا و اوليا و شهدا، درود و تبريک و دعا تقديم کساني مينمايم که در کشت نهال سه شاخه آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي عشق ورزيده، تلاش کرده، مال و جان دادهاند و در دفاع از حق و از حقوقمان شربت شهادت نوشيده، پيروزيهاي معجزهآسا در جبهههاي جنگ تحميلي بدست آورده و ميآورند. و همچنين سلامم به رهبر انقلاب و بنيانگزار جمهوري اسلامي و به خدمتگزاران با حسن نيت در نهادها و در دولت همراه با نفرت و نفرين به صدام تکريتي و حاميانش در حملات و کشتارهاي ددمنشانه سابق و به هموطنان عزيزمان در گيلان غرب.
در اين نطق قبل از دستور ميخواهم راجع به چيزي صحبت کنم که نه خودم به دليل گذشت سن بهرهمند از آن ميشوم و نه شما فوريت و اولويت در آن ميبينيد، در حالي که ارزش حياتي درجه يک براي مملکت و اهميت اساسي و فوري براي انقلاب و جنگ و جمهوري اسلامي دارد: راجع به انتخابات مجلس آينده ميخواهم صحبت کنم. ضمن آنکه هيچ خواستهاي خارج و خلاف قانون اساسي و سوگند نمايندگي ندارم.
اميدوارم نمايندگان محترم با صبر و متانت لازم اجازه دهند عرايضم را در مدت کوتاه مقرر به اتمام رسانم و به حکم آيه شريفهاي که روبروي ديدگانشان در بالا سر هيئت رئيسه قرار دارد، از خردمندان خوشبخت هدايت شده خدا باشند که گوش به گفتار ميدهند و بهترين را برميگزينند.
مجلس حاضر ده ما ديگر آخرين سالگرد خود را جشن خواهد گرفت. من از هم اکنون بدون توجه به رفتارهاي ناميمون که مشمولش بودهايم، توفيق خدمت نمايندگان محترم و پايان اولين مجلس جمهوري اسلامي را به خواست خداوند به شما تبريک ميگويم. ولي فراموش نميکنم که پايان مجلس اول پرده آخر عمر مملکت و تحقق آرمان مشترک انقلاب و ملت نيست. نه ميتوان نسبت به مجلس آينده و انتخابات آن بيخيال و بيطرف نشست و نه بايد تصور کرد که دشمن فراري منصرف از دسيسهبازي و مأيوس از مراجعت گشته است. بديهي است که ملت رشيد انقلاب کرده ايران و تجربه اندوخته از 2500 سال استبداد، انقلاب قهقرايي به نظام شاهنشاهي نخواهد کرد. کساني که چنين خواب و خيال واهي در سر ميپرورانند بايد بدانند که به گفته سعدي:
کسي نيايد به زير سايه بوم ورهماي از جهان شود معدوم
نهضت آزادي اولين گروهي خواهد بود که به مقابله با استبداد و رجعت طاغوتي خواهد پرداخت اما آرمان مشترک يعني مثلث مقدس آزادي ملت، استقلال مملکت و استقرار حکومت اسلامي با دو اصل مقدس ديگر يعني حاکميت ملي و اجراي قانون اساسي مخمسي را تشکيل ميدهند که پنج ضلع آن وابستگي ملازم متقابل با هم داشته حيات و قوامشان در گروي انتخابات آزاد ميباشد. اگر ما مجلس آزاد مستقلي نداشته باشيم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد دير يا زود جمهوري اسلامي مانند سلف خود مشروطيت سلطنتي، با حفظ صورت و عنوان، تبديل به نوعي استبداد و نظام طاغوتي متكي به استيلاي خارجي خواهد شد. هميشه و در همه جاي دنيا استبداد از روزي شروع شده است که يک شاه، يک خاندان، يک طبقه و حتي يک مکتب خواسته است ولو با حسن نيت و به قصد خدمت، خود را يگانه مالک، يگانه مسئول و يگانه مأمور بر سايرين تصور و بر جامعه تحميل نموده، وقعي به رضايت و رأي مردم ننهد. در حالي که مجلسهاي شوراي واقعي و آزاديهاي اجتماعي آخرين و بلکه يگانه سنگرهاي استقلال کشورها و ضامن بقا و سعادت ملتها هستند.
البته حاکم اصلي، مالک همگي و موکل بر همه چيز خدا است که احکامش را در کتاب و سنت به ما رسانده است ولي مالکيت و محافظت را به حکم «ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض» به خودمان واگذار فرموده، مردم و دولت را مسئول و حاکم مشاور و متعاهد يکديگر قرار داده است.
براي جلوگيري از مصائب فوق و تحقق آرمان مشترک انقلاب، شما نمايندگان محترم و کساني که زمام امور فعلاً در اختيارشان است، دو راه در پيش داريد:
1) اجراي انتخابات در شرايط و جو حاضر
2) انجام انتخابات واقعاً آزاد و ملي بر طبق قانون اساسي (يكي از نمايندگان جو حاضر چيست؟) بديهي است كه در شرايط حاكم و محيطي كه روزنامهها و رسانههاي گروهي، راهپيمائيها و اجتماعات، محاكم و منابر، نهادها و جمعهها حالت انحصاري يك طرفه داشته، مخالفين و معترضين و غيرموافقين محروم از روزنامه و اجتماعات و سخنرانيهاي عمومي هستند و در صورت نامزد انتخابات شدن نگران از حملات و خطرات شديد خصوصاً در شهرستانها ميباشند با چنين احوال و اشكالات هيچ انتخاباتي را، هيچ آدم منطقي و منصف، انتخابات آزاد نخواهد گفت. عكسالعمل طبيعي و معنيدار مردم (قرهباغ ـ شما فكرتان راحت باشد ما در آخر بحثمان را خواهيم كرد) اگر به حال خود گذارده شوند تعلل و تقليل مشاركت است. بنابراين از پشت اين تريبون اعلام مينمايم كه انتخابات خالي از آزادي و نظارت ملي و مجلس حاصل از آن فاقد كمترين اثر براي اهداف فوق و عاري از اعتبار و ارزش از نظر شرعي و قانوني و حقوقي بوده، هر اكثريتي كه آورده شود و هر ادعائي كه از استقبال و تأييد مردم بنمايند مردود و باطل است.
البته ممكن است كساني از روي مصلحتانديشي و يا منطق انقلابي، جنگ تحميلي عراق، توطئههاي داخلي و خارجي و سوءاستفادهاي را كه ضدانقلاب از آزادي و اجتماعات مينمايد علل موجهه براي شرايط استثنائي بدانند. ولي اين سئوال پيش ميآيد كه آيا منزلت اسلام و مصلحت جمهوري اسلامي اجازه ميدهد همانند دوران پهلوي يا دولتهاي كمونيستي و فاشيستي توسل به تظاهر و تصنع جسته، به انتخابات دربسته و انحصاري رنگ آزادي و قانوني بزنند و آيا بهتر نخواهد بود با شهامت و صداقتي كه شايستة اهل حق و ضامن ياري خداوند است اعلام حالت استثنائي و تعطيل مجلس و آزادي شود.؟ قانوني بگذرانيد و در رفراندومي از ملت اجازه بخواهيد كه تا حصول پيروزي و خاموش شدن آتشافروزيهاي خارجي مثلاً مجلس حاضر تمديد گردد يا ادارة مملكت زير فرمان ولايت فقيه و نظارت يك شوراي انقلاب منتصب مجدد قرار گيرد؟ البته بنده چنين پيشنهادي نميكنم ولي تعطيل موقت تصويب شدة انتخابات را صدبار بهتر از انتخابات نادرست و آزادي ادعائي ميدانم.
اما راهحل يا حالت دوم، يعني انتخابات واقعاً آزاد اين است كه اسماً و رسماً به دور از تبعيض و تظاهر و از هماكنون كه چند ماه به زمان انتخابات مانده است اعلام و اجراي آزادي گرديده، اجازه نطق و نوشتن و گردآمدن آنطور كه قانون اساسي و قانون مطبوعات مقرر داشته است به موافق و مخالف داده شود. همة افراد ملت در اظهار عقيده و انتقاد و اعتراض و در انتخاب نمايندگان خود آزاد باشند (شجوني ـ وقتي ملت رأي ندادند چكار كنيم؟) و از تهمت و تهديد و (همهمه نمايندگان) توقيف يا تكفير و توهين برطبق قانون حمايت گردند. اگر انتخابات آزاد بلافاصله اعلام و شرايط آن تأمين نگردد نه فرصت لازم براي آگاهي و اطمينان مردم و آشنايي با نامزدها و نظريات فراهم خواهد شد و نه افراد و گروهها از عهده تداركات لازم برخواهند آمد. مضافاً به اينكه (رئيس ـ وقتتان تمام است) باز شدن سوپاپهاي اطمينان و تبديل محيط مسدود فعلي به محيط باز و برادري داروي شفابخش بسياري از ناراحتيها و نارضائيها و بيتابيهاي دائمالتزايد عمومي خواهد شد (رئيس ـ وقتتان تمام شد) و به همين دليل تكيه بر ضرورت و فوريت آن كردم (رشيديان ـ مرگ بر پدر منافقين) هنوز بنده ميتوانم به احتمال قوي … (رشيديان ـ خبيثي، واقعاً خبيثي).
رئيس ـ آقاي مهندس وقتتان تمام است.
مهندس بازرگان ـ يك دقيقه ديگر به من وقت بدهيد.
رئيس ـ يك دقيقه ديگر وقت ميدهم.
يكي از نمايندگان ـ مرگ بر بازرگان.
رئيس ـ اجازه بدهيد.
مهندس بازرگان ـ هنوز بنده ميتوانم به احتمال قوي اطمينان بدهم كه بسياري از نمايندگان محترم فعلي با انتخابات آزاد عام مجدداً به مجلس راه خواهند يافت و ملت پشتيبان و همكارشان خواهد بود.
در خاتمه عرايضم حضرات مسئولين و متوليان را در دولت و مجلس و نهادها خطاب كرده ميگويم شما مختاريد آزادي واقعي انتخابات را به شرحي كه عرض شد بپذيريد و اين امانت شرعي و مردمي يعني حق مالكيت ملي را كه در اختيارتان قرار دارد به حكم «ان الله يأمركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها» به ملت ايران برگردانده فرمان و پند الهي را اطاعت كنيد يا آزادي را خلاف مصلحت دانسته تحمل و تأمين ننمائيد. در صورت اول رضاي خدا (رئيس ـ يك دقيقه وقتتان هم تمام شده) و رستگاري خودتان و پيروزي انقلاب و ملت را خواهيد خريد و در صورت دوم خشم و خصومت مردم را زياد كرده و همگي خسرالدنيا و الاخره خواهيم شد.
والسلام علي الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه.
3ـ برنامه سمينار و اطلاع به وزرات كشور و مقامات مسئول
با توجه به هدف و برنامه تنظيم شده براي سمينار، نهضت طبق روش متداول خود، طي نامه شماره 413/4/21 مورخ 30/7/1362 به عنوان وزارت كشور، موضوع سمينار، تاريخ و زمان تشكيل (ساعت 15 الي 18 جمعه 6/8/1362)، محل (دفتر نهضت آزادي ايران)، و سخنرانان اصلي سمينار (آقايان دكتر ابراهيم يزدي، مهندس هاشم صباغيان، و مهندس توسلي) را همزمان به اطلاع چهار مقام يا سازمان مسئول و مربوط، يعني وزارت كشور، رياست پليس تهران، كلانتري شماره 5 و كميته مركزي انقلاب اسلامي رسانيد و از اين مقامات تقاضاي تأمين امنيت شركتكنندگان در سمينار را نمود، به تصوير اين نامه كه در صفحه بعد آمده است توجه فرماييد.

نهضت پس از مطلع ساختن وزارت كشور، طبق معمول خود اقدام به فراهم آوردن مقدمات سمينار نمود. يكي از اولين اقدامات لازم مطلع ساختن مردم و علاقمندان از برگزاري سمينار بود. طبيعيترين طريق اين كار اعلام موضوع و تاريخ سمينار و دعوت از علاقمندان از طريق روزنامه است ولي متأسفانه هيچيك از روزنامههاي اصلي صبح يا عصر، به رهنمود مسئولين، آگهيهاي نهضت، حتي آنها كه مربوط به تسليت و ترحيم و يا آگهيهاي مربوط به تشكيل كلاسهاي عقيدتي ـ سياسي هم باشد و حقالدرج آن از پيش پرداخت شود، چاپ نميكنند. راديو و تلويزيون نيز از ذكر اخبار و آگهيهاي نهضت معذور است. با توجه به اين محدوديتها و با توجه به اين واقعيت كه موضوع سمينار «تأمين آزادي انتخابات» مسئلهاي عمومي است، تنها طريق مطلع ساختن علاقمندان تهيه آگهي كوچك و مختصري بود كه از روز دوشنبه يعني سه روز بعد از اطلاع وزارت كشور به طور محدود به ويژه اطراف ساختمان نهضت توزيع گرديد. ضمناً اين اقدام آزمايشي از حدود آزادي موجود و آمادگي دستگاه براي پذيرفتن آن بود كه ميتوانست تمريني هم براي خودمان و مردم باشد. نمونهاي از آگهي مذكور را در اينجا ملاحظه مينماييد:

توزيع اين آگهي دعوت از عصر روز 2/8/1362 شروع شد و در ارتباط با همين امر دو نفر از خواهران توزيعكننده دعوتنامه را در ساعت 45/8 صبح روز 3/8/62 در نزديكي محل نهضت يعني محل تقاطع بزرگراه مدرس و خيابان استاد مطهري دستگير كردند و به زندان اوين بردند. براي آزاد ساختن اين دو خواهر پس از تماس تلفني با كميته منطقه 3 و اطلاع بر اينكه آنها را مامورين دادستاني از مامورين كميته گرفتهاند، تلگرامي به شماره 416/4/21 در تاريخ 4/8/1362 به عنوان رياست محترم جمهوري مخابره گرديد و تقاضاي دستور آزادي هر چه سريعتر آنان به عمل آمد، اين دو نفر روز 5 شنبه 5/8/1362 آزاد گرديدند. نسخهاي از تلگرام مذكور ذيلاً آمده است.
بسمهتعالي
تلگرام شهري
حجتالاسلام والمسلمين جناب آقاي خامنهاي
رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران
احتراماً به استحضار ميرساند که نهضت آزادي ايران براي برگزاري سميناري پيرامون تأمين آزادي انتخابات در روز جمعه 6 آبانماه جاري پس از اطلاع کتبي به وزارت کشور و به مقامات انتظامي در تاريخ 30 مهرماه اقدام به توزيع تراکت دعوتنامه نمود. ولي متاسفانه صبح سه شنبه 3/8/62 دو نفر از خواهران علاقمند را در حين پخش تراکت برخلاف فرمايش صريح آن جناب که دولت اخلال در کار گروهها در امر انتخابات نخواهد کرد، دستگير نموده به زندان اوين بردند. مراجعات به مقامات قانوني بينتيجه مانده است. مستدعي است دستور فرماييد اين بيگناهان را هرچه زودتر آزاد نمايند.
توفيق رياست محترم جمهوري را در اجراي عدالت و قانون و تأمين آزادي انتخابات از خداوند خواستاريم.
نهضت آزادي ايران
4 آبانماه 62
(1) براي گزارش كامل اين جريان به نشريه «آزادي و انتخابات» رجوع كنيد
(2) مشروح كزارش مجلس شوراي اسلامي ـ جلسه 502 ـ روزنامه رسمي كشور شماره 11223
4ـ مخالفت وزارت كشور با تشكيل سمينار در محل نهضت
در تاريخ 4/8/1362 چهارشنبه ساعت 5 بعد از ظهر مخالفت وزارت كشور با تشكيل سمينار از دو طريق به نهضت ابلاغ گرديد. يكي طي تلفنگرام شماره 292 از كميته انقلاب اسلامي استان تهران (واحد عمليات) و ديگري نامه شماره 954-1-7-5/21 از طرف كلانتري 5 در هر دو ابلاغيه دريافتي از نهضت خواسته شده بود كه از برگزاري سمينار جلوگيري به عمل آورند. ضمناً تلفنگرام و نامه، هر دو دريافت نامه مورخ 30/7/62 نهضت شماره 413/4/21 دائر بر تقاضاي تامين امنيت محل برگزاري سمينار را تاييد كرده بودند. تصوير نامه و تلفنگرام كلانتري 5 و كميته مركزي را ذيلاً ملاحظه ميفرماييد.

بسمهتعالي
تلفنگرام شماره 292
از کميته انقلاب اسلامي استان تهران (واحد عمليات)
به دفتر نهضت آزادي ايران
السلام عليکم. با احترام عطف به نامه شماره 413/4/21 مورخه 30/7/62 در رابطه با سمينار روز جمعه مورخه 6/8/62 اعلام ميدارد با توجه به تلفنگرام وزارت کشور (اداره کل سياسي ـ اداره سوم) مبني بر اينکه دفتر نهضت آزادي ايران از تشکيل هر نوع تجمع برگزاري مراسم در محل نهضت در روز جمعه جلوگيري به عمل آورند. شايسته است به منظور همکاري با نيروهاي انتظامي اقدامات لازم و مقتضي معمول داريد.
فرمانده کميته انقلاب اسلامي استان تهران
جواد الهي
گوينده: فتحعليپور
گيرنده: صفايي
5ـ لغو برنامه برگزاري سمينار «تأمين آزادي انتخابات» به وسيله نهضت
نهضت آزادي ايران همواره در چهارچوب ضوابط قانوني حركت كرده، خود را به رعايت مقررات قانوني ملزم و متعهد ميداند. اصل 27 قانون اساسي و تبصره 2 ماده 6 قانون احزاب، مصوبه قوه مقننه (مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان) به شرح زير مقرر ميدارد كه:
«تشكيل اجتماعات و راهپيمايي طبق اصل 27 قانون اساسي آزاد است ولي برگزاري آن در پاركها، ميادين و معابر عمومي منوط به كسب مجوز از وزارت كشور است.»
به موجب اين قانون تشكيل جلسات و سمينارها داخل ساختمان نهضت نياز به كسب مجوز از وزارت كشور ندارد و حتي نياز به اطلاع دادن هم نميباشد. معذالك نهضت آزادي برنامههاي مختلف خود از جمله برگزاري سمينار تأمين آزادي انتخابات را به منظور تامين امنيت لازم، به اطلاع وزارت كشور رسانيده است و از طرف وزارت كشور هم با اين برنامهها مخالفتي نشده است ولي براي اولين بار، وزارت كشور با برگزاري برنامهاي از نهضت يعني سمينار «تأمين آزادي انتخابات» كتباً مخالفت نمود. نهضت به منظور پرهيز از هرگونه سوء تفاهم يا برخورد و به منظور رعايت نظر وزارت كشور، عليرغم آنكه برگزاري سمينار را طبق اصل هشتم و بيست و هفتم قانون اساسي و تبصره 2 ماده 6 قانون احزاب حق قانوني خود ميدانست، از اجراي آن صرفنظر نمود و پلاكاردي مبني بر لغو برگزاري سمينار بر سر در ساختمان جهت اطلاع مردم و علاقمندان نصب كرد.
علاوه بر آن اطلاعيه مختصري نيز به همين منظور تهيه شد تا روز جمعه 6/8/1362 در صورت لزوم براي جلوگيري از اجتماع مردم توزيع گردد.
بسمهتعالي با كمال تأسف به اطلاع ميرساند كه به علت مخالفت وزارت كشور سمينار «تأمين آزادي انتخابات» برگزار نميشود. نهضت آزادي ايران 6/8/62
تبصره 2 ماده 6 قانون احزاب مصوب مجلس شوراي اسلامي: «تشكيل اجتماعات و راهپيمايي طبق اصل 27 قانون اساسي آزاد است ولي برگزاري آن در پاركها، ميادين و معابر عمومي منوط به كسب از وزارت كشور است.» 188/3/20
|
6ـ جريان حمله به محل نهضت و مضروب و مجروح ساختن مسئولين و تخريب اموال و خروج اسناد
با توجه به تلفنگرام شماره 292 كميته مركزي انقلاب اسلامي مبني بر اينكه دفتر نهضت آزادي ايران بايد از تشكيل هر نوع تجمع و برگزاري مراسم در محل نهضت در روز جمعه جلوگيري به عمل آورد، قرار شد آقايان مهندس توسلي، مهندس صباغيان و دكتر يزدي در حدود ساعت 30/2 بعدازظهر جمعه 6/8/1362 در محل دفتر نهضت آزادي حاضر شده و علاوه بر ترتيب دادن نصب پلاكارد لغو برگزاري سمينار، شخصاً نيز عدم اجراي برنامه را به اطلاع مراجعين احتمالي رسانده، از تجمع مردم جلوگيري به عمل آورند و ترتيبي دهند تا مردم بدون هيچ حادثه و يا سوء تفاهمي به منازل خود بازگردند.
متأسفانه اين امر به طور پيشبيني شده جريان نيافت، و حمله به ساختمان نهضت، ضرب و شتم و مجروح ساختن آقاياني كه براي لغو برنامه در محل ساختمان حاضر شده بودند و تخريب و غارت ساختمان و اموال و اسناد تاريخي و تحقيقاتي، فصل جديد و عبرتانگيزي را در تاريخ تهاجمات عليه نهضت گشود.
جريان وقايع در داخل و خارج ساختمان از حدود ساعت 2 بعدازظهر جمعه 6/8/1362 آغاز گرديد و حداقل تا ساعت 7 بعدازظهر ادامه يافت. چون شرح اين جريان نسبتاً مفصل و طولاني ميباشد لذا در اين مجموعه سعي شده است خلاصهاي از واقعه را بر اساس مشاهدات و گزارشهاي شاهدان حاضر در خارج و داخل ساختمان عيناً نقل كنيم.
الف ـ جريان امور در خارج از ساختمان نهضت
گزارش اين قسمت از زبان افرادي است كه از خارج ساختمان، شاهد جريان امور بودند:
«از حدود ساعت 2 بعدازظهر عدهاي ميان 70 تا 100 نفر اكثراً موتورسوار در مقابل ساختمان نهضت به تدريج جمع شده و عليه نهضت و پايهگذاران يا مسئولين و رهبران آن شعار ميدادند، يكي از اين افراد كه ماژيكي در دست داشت پوستر پيشگامان نهضت اسلامي ايران آيتالله طالقاني، شهيد مطهري و مهندس بازرگان را از ديوار ساختمان نهضت كنده و پاره كرد و روي ديوار شعار «مرگ بر بازرگان» نوشت. ساير اعضاء گروه، پوستر دكتر شريعتي و برنامه كلاسهاي نهضت را از ديوارهاي خارجي نهضت كنده و پاره كردند. مأموران انتظامي كلانتري كه معمولاً حفاظت ساختمان نهضت را به عهده دارند و تعداد آنان در اين روز از ساعت 2 به حدود 10 نفر افزايش يافته بود در مقابل اعمال تجمعكنندگان تنها به اعلام لغو برنامه سمينار اكتفا ميكردند. قاعدتاً، اگر تجمعكنندگان برنامهاي از پيش تنظيم شده نداشتند با اعلام لغو سمينار متفرق شده به منازل و يا دنبال كار خود ميرفتند ولي اين گروه به صورت يك تصميم جمعي اعلام داشتند كه ميروند ولي حدود ساعت 3 بعدازظهر دوباره جمع خواهند شد. سرگروه مردي با محاسن بلند بود كه اصرار داشت كسي عليه مهندس بازرگان شعار ندهد.
حدود ساعت 30/2 بود كه آقاي مهندس توسلي و به فاصله چند دقيقه بعد آقايان مهندس صباغيان و دكتر يزدي در محل حاضر گرديدند در حدود ساعت 45/2 بعدازظهر پلاكارتي مشعر به لغو برنامه به شرح زير روي پيشاني ساختمان در طبقه چهارم نصب گرديد.
«با كمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت كشور سمينار تأمين آزادي انتخابات
برگزار نميشود ـ نهضت آزادي ايران.»
با ورود آقاي مهندس صباغيان و آقاي دكتر يزدي به داخل ساختمان شعارهاي حاضرين در مقابل ساختمان اوج گرفت. بعضي از شعارها با آهنگ خاصي كه براي آنها تنظيم شده بود عبارت بود از:
«مرگ بر سه مفسد روزگار بازرگان، يزدي و صباغيان»
«مرگ بر بازرگان مرگ بر نهضت آزادي»
«حزب فقط حزب الله رهبر فقط روحالله»
در حدود ساعت 3 بعدازظهر اتومبيل بنز سفيد رنگ متعلق به يكي از ارگانهاي انتظامي در مقابل درب ايستاد و سپس به كوچه جنب ساختمان رفته ظاهراً بدون دخالت مستقيم در امور به حالت «آماده باش» توقف كرده اوضاع را زير نظر گرفت.
در اين هنگام جمعيت متشكل تظاهركننده در مقابل ساختمان نهضت به سرعت افزايش يافت و تعداد اين افراد به حدود 200 الي 300 نفر رسيد. اين افراد داراي رفتارهاي مشابه و با هم نيز خيلي صميمي بودند و به طور هماهنگ شعار ميدادند: «ساعت سه شد، كسي نيامد، گندش درآمد»، «اين لانه جاسوسي تسخير بايد گردد» و «بازرگان كوشه تو سوراخ موشه»، «دادستاني القصاص القصاص».
حدود ساعت 20/3 فرمانده پليس مستقر در مقابل ساختمان به طبقه سوم رفته و با اطلاع مسئولين نهضت ابتدا دو كلمه «تأمين آزادي» را در روي تابلو لغو سمينار پوشاند و سپس اصل تابلو را برداشت. دليل اقدام خود را جلوگيري از «تحريك بچهها» اعلام كرد.
در حدود ساعت 40/3 بعدازظهر مردي با راهنمايي و حمايت افرادي كه در محل حاضر و داراي تجهيزات لازم بودند روي نردههاي جلوي ساختمان نهضت قرار گرفت و اظهار داشت كه من با يكي از برادران به داخل ساختمان ميرويم و با خائنين مذاكره ميكنيم. در اين اثناء شخصي از بين شعاردهندگان از وي پرسيد «چاقو داري؟» او سر خود را به علامت مثبت تكان داد. آنگاه به اتفاق چند نفر به درون ساختمان هجوم برده از صف پاسبانان كه در جلوي ساختمان حضور داشتند عبور كرده و پس از چند لحظه در پاگرد پلكان طبقه دوم كه مشرف بر خيابان است ظاهر گرديد و از آنجا با شعار مرگ … افرادي را كه در پيادهروي جلوي ساختمان نهضت مشغول نظاره جريان بودند به درون خوانده، پيرو اين دعوت تعداد ديگري از افراد متشكل به داخل ساختمان هجوم بردند. در اين اثناء يكي از همين افراد به اتومبيل كميته كه جلوي ساختمان ايستاده بود رفته و تقاضاي ديلم كرد. افرادي كه بدون مجوز و با عنف و زور به ساختمان نهضت وارد شدند حدود 50 تا 70 نفر تخمين زده ميشدند.
مقارن با حمله و هجوم به درون ساختمان نهضت آزادي ايران، مأموران كميته به وسيله يك اتومبيل بنز خيابان استاد مطهري را از پل بزرگراه مدرس بستند كه در نتيجه راهبندان سنگيني ايجاد شد و توجه بسياري از مردم عادي به جريان غيرعادي جلوي ساختمان نهضت جلب شده در اين زمان كه ساعت حدود 45/3 بعدازظهر بود جمعيت به حدود 500 نفر رسيد كه عدهاي از آنان را مردم عادي تشكيل ميدادند. تعداد حدود 30 نفر در پيادهروي طرف ديگر خيابان در مقابل ساختمان نهضت مشغول دادن همان شعارهايي بودند كه در فوق به آنها اشاره شد ولي مردم عادي، عليرغم تهديدي كه يكي از شعاردهندگان كرد و گفت «آنهايي كه شعار ندهند از همينها هستند»، شعارهاي آنان را تكرار نميكردند. مقارن يا حدود زمان هجوم به داخل ساختمان از داخل يكي از اتومبيلهاي بنزي كه در جلوي ساختمان توقف كرده و جريان امور را زير نظر داشتند مرتباً به مهاجمين تذكر داده ميشد كه: «برادرها كار شما غيرقانوني است كاري نكنيد كه شما را دستگير كنيم».
در حوالي ساعت 4 بعدازظهر حمله به ساختمان شروع شد، و گروهي از افراد كه هماهنگ عمل ميكردند وارد طبقات ساختمان شدند. اولين افرادي كه به درون طبقه سوم راه يافتند به پاگرد طبقه چهارم رفته دو نفر از آنان با بلند كردن تفنگهاي كلاشينكوف خود روي دست و با نشان دادن انگشتان به صورت 7 موفقيت خود را اعلام داشتند.
پس از مدتي جواني را با مشت و لگد و فحش و ناسزا از پلكان پايين آوردند، سپس عدهاي از پنجرههاي طبقه سوم فرياد زدند: «مردم بياييد تو! يزدي را كشتند!» در اين اثناء يكي از افراد خارج از ساختمان و نزديك اتومبيل بنزي كه غيرقانوني بودن كار «برادران» را مرتباً تذكر ميداد از تذكردهنده ميشنود «بگذار بكشند». در اين زمان پنجرههاي طبقات سوم و چهارم و پنجم باز شده بود و بسياري از جزوات و نشريات نهضت به بيرون پرتاب ميشد. پرتاب اشياء از پنجره به بيرون پس از مدت نسبتاً كوتاهي متوقف گرديد و چند لحظه بعد مشاهده شد كه اموال و اسناد و …. را از پلكان به پايين ميآوردند.
مهاجميني كه قسمتي از مأموريت خود را انجام داده بودند و از طبقات بالا به پايين ميآمدند مطالب جالبي اظهار ميداشتند. يكي ميگفت «با منگنه آنقدر به سر صباغيان كوبيديم!» يكي ديگر ميگفت: «در داخل رفتيم ديديم سمينار دارند و دارند توطئه ميكنند و ما سمينار آنها را به هم زديم!»
عدهاز از مهاجمين هم كه در اطاقهاي طبقات بالا بودند به گروهي كه در پايين مشغول شعار و يا فعاليت و تحريك بودند علامت ميدادند كه چه شعاري بدهند و يا چكار بكنند و يا چه كسي به داخل ساختمان برود. مهاجميني كه اموال و اسناد نهضت آزادي ايران را از ساختمان خارج ميكردند چنان صحنههايي به وجود ميآوردند كه هر يك براي مردم عادي تماشايي و مبهوت كننده بود. ناظري تعريف كرد كه از جوان ديگري كه ميخواست وارد ساختمان شود پرسيدم كه چرا ميخواهي داخل ساختمان بشوي؟ ابتدا يكه خورد و گفت نكنه تو از ما نيستي؟ گفتم ميخواهم بدانم كه بايد چكار كنم. گفت هر چه ديدي خراب كن… همچنين يكي ديگر از مهاجمين جوان ديگري را دعوت كرده بود كه: «بريم تو يزدي را بزنيم….»
از افرادي كه به طور عادي و يا از روي كنجكاوي مقابل ساختمان نهضت متوقف شده بودند تعدادي دستگير شدند كه پس از مختصر بازجويي آزاد گشتند. در حدود ساعت 30/5 بعدازظهر از طرف يكي از مسئولين شهرباني براي پراكنده كردن جمعيت جلوي ساختمان كوشش به عمل آمد. افسر مذكور از بلندگوي اتومبيل ميگفت: «برادرها تشريف ببرند، خواهش ميكنم». و بعد هم اضافه كرد: «حتي مسئولين خود شما هم ميگويند برويد». آنچه در مورد مهاجمين و افراد شعاردهنده زياد جلب توجه ميكرد آشنايي قبلي و صحبت و گفتگوي بسيار صميمانه و همكاري و هماهنگي مؤثر آنان با يكديگر بود. پس از كاهش جمعيت اسناد و مدارك نهضت را به مدت چند ساعت از طبقات بالا پايين ميآوردند و با وانت و ساير وسائل نقليه از محل نهضت دور مينمودند.»
ب ـ مشاهدات يكي ديگر از افراد حاضر در خارج از ساختمان
آنچه در بالا ملاحظه شد حاصل گزارشها و مشاهدات افرادي است كه اغلب مدت كوتاهي در بيرون ساختمان جريان را نظاره كرده بودند. در بين آنان كمتر كسي بود كه در تمام مدت از نزديك جريان كامل را مشاهده كرده باشد. يكي از عابرين در بعدازظهر روز جمعه 6/8/1362 از جلوي ساختمان نهضت ميگذشته و وقايع آن روز چنان توجهاش را جلب ميكند كه تا انتهاي برنامه در محل ميماند. گزارش دقيق مشاهدات اين رهگذر را ذيلاً ملاحظه ميفرماييد:
«روز جمعه شش آبان ماه شصت و دو هنگام عبور از خيابان مطهري نرسيده به چهارراه مفتح متوجه جمعيتي حدود 60 تا 70 نفر در مقابل ساختماني شدم كه شعار ميدادند: «مليگرايي در خط آمريكاست.» در طرف مقابل خيابان و در جلوي درب ورودي حدود 15 نفر از افراد شهرباني به همراه يك اتومبيل پليس و يك جيپ سبز رنگ ديده ميشدند. در طبقه بالاي ساختمان پارچهاي به اين مضمون نصب شده بود: «با كمال تأسف به علت عدم موافقت وزارت كشور سمينار تأمين آزادي انتخابات برگزار نخواهد شد».
افراد آن جمعيت ادعا ميكردند كه بازرگان و يزدي ميخواستند در اين مكان سخنراني كنند و ميتينگ به راه اندازند و آنها براي اعتراض به اين موضوع اجتماع كردهاند. مردي حدود 27 ساله كه موي سر و ريشش قرمز رنگ بود كار هدايت و شعار دادن را به عهده داشت و به شدت از جمعيت ميخواست كه شعار بر ضد شخص، خصوصاً بازرگان، ندهند و فقط به اين شعار كه مليگرايي در خط آمريكاست اكتفا كنند و از آنها ميخواست براي بازماندن راه عبور و مرور در پشت خط سفيد اولين باند خيابان باقي بمانند. ولي جمعيت چندان علاقهاي به اين كار نشان نميدادند و در دست آنان كاغذهايي به چشم ميخورد كه روي آنها نوشته شده بود «مرگ بر بازرگان ـ مرگ بر ليبرال و جنگ جنگ تا پيروزي.» در اين هنگام حضور مرد ديگري به چشم ميخورد كه ريش بلند، عينك زه فلزي و كلاه پشمي بر سر داشت و همچنين شخص ديگري كه ادعا ميكرد برادر دو شهيد است و به هيچ وجه اجازه نخواهد داد تا ليبرالها نظر مردم را از جنگ به مسئله ديگري معطوف كنند. اين دو نفر به هيچ وجه نميخواستند شعارها در حد مسئله مليگرايي باقي بماند و بيشتر علاقه داشتند با شعار مرگ بر بازرگان و شعار ديگري كه خود ساخته بودند. به اين مضمون: «مرگ بر سه مفسد روزگار ـ بازرگان و يزدي و صباغيان»، جمعيت را تحريك و تهييج كنند. بالاخره مرد ريش قرمز به علت گرفتگي صدا كنار رفت و مردي كه ريش بلندي داشت جاي او را گرفت و فوراً با شعار مرگ بر بازرگان، عليرغم خواهش و تذكر افراد شهرباني، جمعيت را به جلوي درب ساختمان كشاند. در آنجا جمعيت تصميم گرفت اتومبيل پژوي سبز رنگي كه در آنجا پارك كرده بود و ادعا ميكردند متعلق به آقاي صباغيان است و از همين اتومبيل به داخل ساختمان رفته است را خرد كنند يا آتش بزنند. ولي يكي از مامورين ادعا كرد اين اتومبيل متعلق به بيتالمال است و از طرف مجلس به آقاي صباغيان داده شده و به اين ترتيب اتومبيل نجات يافت و جمعيت حاضر فقط به نوشتن شعارهاي مرگ بر صباغيان روي بدنه ماشين با ماژيك اكتفا كردند. در اين هنگام زمزمههايي به گوش ميرسيد كه به ساختمان حمله كنيم و كليه اثاث را خرد كرده و يا ساختمان را بهم بريزيم، حتي عدهاي اصرار داشتند كه ساختمان را بايد آتش بزنيم و باز يكي از مأمورين گفت: ساختمان اجارهاي بوده و متعلق به بازرگان و ليبرالها نميباشد.
در همين موقع سروصداي ديگري در جلوي نردههاي ساختمان به گوش رسيد رهگذري را كتك زده بودند و تمام دهانش خوني بود با اين حال با لحن ملتمسانهاي ميگفت: منكه چيزي نگفتم، به خدا من با اينها نيستم. تقريباً گريه ميكرد و سعي ميكرد صورت كسي كه او را كتك زده بود ببوسد ولي آن شخص هنوز به او توهين ميكرد و ميخواست باز هم او را بزند كه مأمورين شهرباني مانع شدند. جمعيت دم به دم افزايش مييافت. در كوچههاي اطراف ساختمان و همين طور در طرف مقابل ساختمان چندين اتومبيل بنز كه به نظر ميرسيد متعلق به كميته باشد و همچنين دو اتومبيل نيسان سفيد با آرم كميته پارك كرده بودند ولي كسي با لباس فرم كميته در محل حضور نداشت و اين طور به نظر ميرسيد كه افراد كميته در داخل جمعيت باشند. جمعيت به هر ترتيب بود و با هر بهانه خود را به مقابل درب ورودي ساختمان رسانيد. ديگر كسي شعار «مليگرا در خط آمريكايي» نميداد و شعارها همه تبديل به مرگ بر بازرگان و يزدي ليبرال و از اين قبيل شده بود. به نظر ميآمد اختلاف بر سر اين موضوع مرتفع شده است! بار ديگر در جلوي نردههاي ساختمان دعوا شد. دو نفر از افراد جمعيت با يكديگر درگيري پيدا كرده بودند. يكي از آنها جواني حدود 19 ساله و ديگري مردي با پيراهن خاكستري و شلوار كوماندويي آرتش بود. مرد با صداي بلند به پسر جوان ميگفت: «تو شعارت را بده، ما وظيفه خود را انجام ميدهيم و بعد اضافه كرد به جاي اينكه به اينها بپرد ـ منظور ليبرالها ـ به من پريده، اصلاً نميداند موضوع از چه قرار است؟
بار ديگر بعضي از افراد جمعيت ادعا كردند در طبقات بالا مدام اشخاصي به كنار پنجره ميآيند و سعي در فيلمبرداري از آنها دارند و سخت به اين موضوع اعتراض داشتند. باز عليرغم خواست مأمورين شهرباني و خواهش آنها مبني بر قرار گرفتن در طرف مقابل خيابان، جمعيت به جلوي درب ورودي هجوم آورده و عدهاي ميخواستند به داخل ساختمان حمله كرده و دوربين فيلمبرداري را از دست شخص فيلمبردار بگيرند و اصرار داشتند مأمورين درهاي ورودي را باز كرده و از جلوي درب كنار بروند و اين در حالي بود كه در جلوي كليه پنجرههاي طبقات بالا مقواي زردرنگي چسبانده شده بود و من نفهميدم آن شخص چگونه فيلمبرداري ميكرده. خلاصه قرار شد دو نماينده به بالا بروند و از فيلمبرداري جلوگيري كنند. هنوز بحث بر سر اين بود كه چه كسي بايد به عنوان نماينده به بالا برود كه ناگهان شخصي فرياد زد ما اينجا يك نفر شناخته شده داريم و دست او را گرفت و به آن طرف خيابان برد و جمعيت به دنبالش به طرف مقابل رفتند. جمعيت در اين هنگام حدود 200 نفري ميشد. آن شخص «شناخته شده» در جلوي در ورودي ايستاده بود و رو به جمعيت گفت: «قرار شد من و يكي ديگر از برادران به بالا برويم و با آنها صحبت كنيم و فرياد زد: حزب الله منطق دارد، ما هيچ چيز را نميشكنيم، هيچ چيز را خرد نميكنيم، ما با فكر اينها مخالفيم. ناگهان شخص ديگري از داخل جمعيت فرياد كشيد: «چي چي رو منطق داره، بياريدش پايين، كتكش بزنيد و در همين موقع آن مرد ريش بلند به كنار او آمد و سريع گفت: «اين از خودمان است». ولي او آهستهتر از سابق جواب داد: آخه چي داره ميگه بايد بزنيم اثاثشون رو داغون كنيم. ولي بالاخره ساكت شد. آن مرد «شناخته شده» كه حسين آقا صدايش ميكردند همراه يك نفر ديگر به طبقه بالا رفت ولي او را به داخل راه ندادند و پشت در مشغول مذاكره شد. جمعيت كاملاً تهييج شده بود و به هيچ وجه از جلوي نردهها و درب ورودي كنار نميرفت افراد شهرباني هيچ كاري انجام نميدادند ـ به نظر ميآمد از آن افراد منطقي كه هيچ چيز را نميخواستند خراب كنند در بين آنان خبري نبود ـ كوشش مأمورين براي راندن جمعيت از جلوي ساختمان بينتيجه مانده بود. جمعيت ادعا ميكرد چون نماينده ما را به داخل راه ندادهاند بايد ساختمان را بگيريم و شعار ميدادند «اين نهضت آزادي، اين لانه جاسوسي تعطيل بايد گردد». افراد زيادي جلوي نردهها اجتماع كرده بودند. ناگهان همان مرد ريش بلند از گوشه نردهها به داخل پريد و خيلي سريع خود را به طبقه دوم رساند و فرياد زد مرگ بر بازرگان، با فرياد او جمعيت نيز همصدا شعار مرگ بر بازرگان سردادند و از روي نردهها پريده و به داخل ساختمان هجوم آوردند، مردي حدود 33 ساله با اوركت سبزرنگ و ريش و موهايي جوگندمي ميخواست از روي نردهها عبور كند كه شخص ديگري سعي در ممانعت از او كرد و گفت نبايد از روي نردهها پريد و بازوي مرد ريشو را گرفته بود. او به شدت عصباني شد و با حالت متشنجي در جبيب خود به دنبال چيزي ميگشت و ناگهان يك كلت از جيب خود بيرون كشيد و به طرف شخص ديگر گرفت و او را كشان كشان به طرف اتومبيلهاي بنزي كه در كوچه مجاور پارك شده بود برد. چند نفري نيز او را همراهي كردند. جمعيت به پشت درها رسيده بود ولي هيچيك از آنها باز نميشد همگي قفل بودند. شخصي پايين آمد و يك جاروي دستهدار به بالا برد. عجيب اينكه مأموران شهرباني با اينكه در آن وقت دو اتومبيل پليس در اختيار داشتند هيچ عكسالعملي نشان ندادند ـ بالاخره جارو كارگر نشد و يك ميله فلزي به بالا فرستادند و متعاقب آن جمعيت به داخل ساختمان هجوم برد. مأمورين شهرباني از اين پس سعي كردند كس ديگري وارد ساختمان نشود ولي تقريباً تمام افراد آنجا، داخل ساختمان بودند. صداي شكستن شيشه و خرد شدن ابزار و وسائل به گوش ميرسيد. خيابان را از سر چهارراه ميرعماد مسدود كردند حال ديگر اتومبيلهاي بنز كه تعداد آنها بيشتر از 10-12 عدد بود به خوبي به چشم ميخورد ولي افراد مسلحي از كميته براي حفاظت از ساختمان ديده نميشد و فقط مأمورين شهرباني بودند. شخصي از پنجره طبقه سوم يا چهارم كاغذهايي كه به صورت پرونده و دسته دسته بود از آن بالا به پايين ميريخت. عدهاي شروع به پاره كردن كاغذها نمودند ولي دسته ديگر فرياد ميزدند اين كاغذها همه اسناد و مدارك است آنها را به پايين نريزيد، ولي پايين ريختن كاغذها ادامه داشت تقريباً 4 يا 5 بار اين عمل را تكرار كردند. حتي بعضي از شمارههاي روزنامه ميزان را نيز به پايين ريختند كه بعداً به عنوان سند جمعآوري شد. آخرالامر يك وانت آوردند و كاغذهاي پخش شده را جمع كردند و گفتند هر كس از اين كاغذها دارد به وانت تحويل دهد بايد اين اسناد جمعآوري شود. ولي هيچكس نپرسيد خوب شما كيستيد كه ميخواهيد اسناد را جمعآوري كنيد؟! اسناد را در كجا جمعآوري ميكنيد و آنها كه در بالا هستند كيستند؟ انگار همه ميدانستند اين وانت از كجا آمده و اسناد را به كجا ميبرد! در طبقه آخر ساختمان دو نفر مسلح به كلاشينكوف از پنجره بيرون آمدند و اسلحهاي خود را به علامت تصرف ساختمان و پيروزي تكان ميدادند ـ شخص ديگري در طبقه بالا ظاهر شد و شروع به پايين ريختن مقداري كره نمود كه همگي توسط مردم جمع شد ولي اين بار كمتر كسي داوطلبانه آن را به عنوان سند به وانت تحويل داد ولي بالاخره با ترس از آب شدن كرهها آنها را به وانت تحويل دادند. ناگهان همان مرد ريش بلند پشت پنجره آمد و فرياد زد: صباغيان، صباغيان از آن طرف در رفت تو كوچه، و همه جمعيت براي دستگيري و كتك زدن صباغيان به آن طرف رفتند. كوچه پر از اتومبيلهاي بنز بود كه روي صندلي عقب همه آنها اسلحه ديده ميشد به نظر ميآمد در اطراف هر يك از اتومبيلها گروهي از مردم قرار گرفتهاند و با رانندگان و افراد داخل اتومبيل گفتگو ميكنند ولي هنگام نزديك شدن هر شخص ناشناس فوراً از او ميخواستند محل را ترك كند و از اطراف اتومبيلها دور شود. مأمورين شهرباني دخالت كرده و جمعيت را دوباره به مقابل ساختمان برگشتند. هنوز خيابان مطهري از چهارراه ميرعماد بسته بود. در اين هنگام ديده ميشد كه افرادي را كه در تصرف ساختمان دست داشتند، يكي يكي به پايين ميآوردند و پس از بازديد بدني از در بيرون ميفرستند ولي افرادي كه سهم اصلي را در حركت و تصرف ساختمان داشتند هنوز داخل ساختمان بودند. به نظر ميآمد فقط افراد ناشناس و كساني را كه از طرف گروه اصلي شناخته نشدهاند از ساختمان بيرون كردهاند. هنوز افراد مسلح در طبقات بالاي ساختمان ديده ميشدند هيچيك از آنها لباس يونيفرم نداشتند ولي به نظر نميآمد كه آنها بدون حكم اسلحه به دست گرفته باشند و غير از دو اتومبيل نيسان منقوش به آرم كميته انقلاب اسلامي و اتومبيلهاي بنز كه تعداد آنها از 15 عدد گذشته بود اتومبيلهاي ديگري در اطراف ساختمان ديده نميشد. تازه افراد مسلحي از طرف كميته در اطراف ساختمان ديده شدند كه بيشتر از حمله كنندگان حمايت ميكردند تا افراد نهضت و آنها آزادانه در طبقات بالا شعار مينوشتند.
يك نفر در طبقه آخر با دست شكسته مشغول نوشت شعار بود. شخصي فرياد زد: آه! اينكه دستش شكسته! در جواب گفتند: بله، او از افراد از جان گذشته! و جبهه رفته كميته است.
پس از تزئين كردن ساختمان با شعارهاي قرمزرنگ: مرگ بر بازرگان ـ مرگ بر يزدي ـ مرگ بر ضد ولايت فقيه و غيره، خبر آوردند كه آقايان يزدي و صباغيان و يك نفر شخص لاغر، كه ابتدا گفتند پسر بازرگان است و بعدها معلوم شد مهندس توسلي بوده، در بالا دستگير شدهاند، ديگر كاغذها و اسناد جمع شده و در وانت قرار گرفته بود و ساختمان هم به تصرف افراد كميته درآمده بود. پس از آن جمعيت ديگر كاري نداشت جز جمع شدن در طرف مقابل خيابان و نظاره كردن بر دسته گلي كه افراد مسلح و از جان گذشته! كاشته بودند. با اينكه مأمورين شهرباني از جمعيت تقاضا كردند از اطراف ساختمان دور شوند و حداقل به طرف مقابل خيابان بروند، هنوز بعضي از افراد جمعيت با لباس شخصي در اطراف ساختمان حضور داشتند كه معلوم نبود مسلح هستند يا خير، ولي به نظر ميرسيد از افراد شناخته شده باشند. پس از مدتي توقف نزدكي غروب به خانه بازگشتم.
من اين مطالب را نه به عنوان دفاع از نهضت آزادي نوشتهام نه به عنوان ضديت با افراد كميته. من اين مطالب را با عنوان رهگذري كه شاهد افول ستاره آزادي در جمهوري اسلامي بوده است مينويسم و به خاطر دفاع از شرافت و آزادي اين كمترين كاري بود كه ميتوانستم انجام دهم.»
ج ـ وقايع داخل ساختمان
برادراني كه از ابتدا در داخل ساختمان بودند، جريان حوادث و مشاهدات خود را به شرح زير گزارش كردهاند:
اطلاع به كميته مركزي
پس از ورود آقاي مهندس توسلي (در حدود ساعت 30/2 بعدازظهر) به ساختمان و مشاهده افزايش تجمع و بالا گرفتن شعارها، برنامه تهاجم به ساختمان قطعي به نظر رسيد و تصميم گرفته شد مراتب به كميته مركزي اطلاع داده شود. حدود ساعت 45/2 آقاي مهندس توسلي با كميته مركزي تماس گرفتند ولي براساس اظهار تلفنچي كميته هيچيك از آقايان حجتالاسلام فلاحيان (سرپرست كميته مركزي) و حاج آقا سعيدي (فرمانده عملياتي كميته مركزي) و حاج آقا الهي كه تلفنگرام ارسالي به دفتر نهضت را امضاء كرده بود، در محل كميته مركزي حضور نداشتند. آنگاه آقاي توسلي با يكي از برادران كميته مركزي صحبت نمودند و شرايط اجتماع افراد و شعارها و پيشبيني حمله افراد به ساختمان را عيناً به اطلاع كميته مركزي رساندند. جواب داده شد فوراً اكيپهايي را براي متفرق ساختن و جلوگيري از حمله اعزام ميدارند.
در اين اثناء آقاي مهندس بازرگان كه طي مذاكره تلفني با آقاي مهندس صباغيان و مهندس توسلي از وضع ساختمان و مهاجمين مطلع شده بودند. با آيتالله مهدوي كني تماس گرفتند. نتيجه اين تلفن، تماس آقاي مهدوي كني با وزير كشور و استمداد ايشان از آقاي ناطق نوري بود.
چون پس از گذشتن حدود نيم ساعت خبري از كميته مركزي نشد اين بار آقاي مهندس صباغيان تلفن كردند و عيناً شرايط مقابل ساختمان را گزارش دادند. از كميته پاسخ دادند، واحدهايي اعزام خواهند داشت.
ساعت 30/3 مجدداً آقاي مهندس توسلي به كميته مركزي تلفن كردند و با برادري به نام حاج آقا استاد تماس گرفتند در حالي كه اين مكالمه در جريان بود فرد ثالثي روي خط آمد و با لحن تندي گفت مگر نگفتيم كه واحدهايي اعزام ميكنيم؟ در اين لحظه تلفن قطع شد.
حدود ساعت 45/3 مجدداً آقاي مهندس صباغيان تلفني با حاج آقا استاد در كميته مركزي تماس گرفتند و جواب اين بود كه واحدهايي اعزام شدهاند.
حدود ساعت چهار بعدازظهر بود كه اول صداي آژير و بلندگو و سپس اتومبيلهاي نيسان سفيد رنگ كميته مركزي در صحنه ظاهر شدند. معذلك چند دقيقه بعد حمله به داخل ساختمان آغاز شد.
اطلاع به معاونت اطلاعات شهرباني
يكي از مراكزي كه قبلاً از طرف وزارت كشور با مسئولين نهضت در تماس رسمي بودهاند معاونت اطلاعات شهرباني برادر محمودي ميباشد. در اين رابطه با دفتر ايشان در حدود ساعت 15/3 تماس گرفته شد. رئيس دفتر ايشان گفتند كه برادر محمودي نيستند ولي برادر آگاه جانشين ايشان حضور دارند ـ وضع تجمع افراد متشكل در مقابل ساختمان و قصد حمله آنان و بالاخره عدم مداخله و اقدام كميته مركزي گزارش شد ـ ايشان گفتند پيگيري ميكنند.
پايين آوردن پلاكارت نصب شده
حدود ساعت 30/3 دقيقه در حالي كه جمعيت به حدود دويست ـ سيصد نفر رسيده و با قطع ترافيك، شعارها اوج گرفته بود فرمانده پليس مستقر در مقابل ساختمان به طبقه سوم آمده و گفتند: «اين بچهها ميگويند اگر پلاكارت را برداريد ما ميرويم.» به ايشان گفته شد ما ميدانيم كه آنها نخواهند رفت ولي هرگونه كه شما به مصلحت ميدانيد عمل كنيد. افسر مذكور شخصاً پلاكارت را جمع كرد و در اين هنگام شعار «درود بر پليس انقلابي» از مقابل ساختمان بلند شد ولي شعارها در اين حد متوقف نگشت بلكه به تدريج تندتر و وسيعتر شد.
بهانه براي ورود به ساختمان
حوالي ساعت 4 بعدازظهر بود كه اطراف ساختمان كاملاً محاصره و ترافيك از اطراف بسته شده بود و افراد متشكل صف پليس را شكسته و تا مقابل ساختمان جلو آمده بودند. حدود 8 نفر از افرادي كه در مقابل ساختمان ازدحام كرده بودند همراه با دو افسر پليس (كه يكي از آنان سرهنگ شهرباني بود) به پشت نرده فلزي طبقه سوم آمدند و گفتند ما نماينده مردم هستيم چون شما با دوربين از ما فيلمبرداري كردهايد ميخواهيم ساختمان را بازرسي كنيم گفته شد شما چه مقامي هستيد كه ميخواهيد وارد ساختمان شويد؟ گفتند «نماينده مردم، مگر شما حزب مردمي نيستيد؟» گفتيم ما سازماني سياسي قانوني هستيم بنابراين نماينده رسمي وزارت كشور، يا مقامات انتظامي كميته مركزي و پليس و يا دادستاني ميتوانند وارد ساختمان شوند. چند دقيقه از اين مذاكرات نگذشته بود كه حمله به داخل ساختمان آغاز شد.
حمله به ساختمان
با فشار مهاجمين درب نردهاي اندكي باز شد و دو نفر از فضاي بالاي درب وارد ساختمان شدند و با گرفتن كليد از آقاي مهندس صباغيان و باز كردن درب فلزي، جمعيت كثيري به داخل طبقه سوم هجوم آوردند. آقاي دكتر يزدي در اين هنگام در واحد جنوبي بودند. جمعيت كثيري روي آقاي مهندس صباغيان و مهندس توسلي ريختند و با مشت و لگد و فحش و با فشار آنان را به داخل اطاق انتهايي كشاندند. شدت ضربات روي سر و پا و سينه براي مدت 10 الي 20 دقيقه به حدي بود كه هر دو براي چند لحظهاي بيهوش يا گيج شدند، هر دو آقايان را پس از مدتي ضرب و جرح به زير يك ميز فلزي منتقل كردند. در جريان حمله به اين دو نفر، گروه مهاجم پارتيشنهاي اطاق جنوب شرقي را شكستند و عكسها و پوسترها و… را از بين بردند و نشريات نهضت را از محل بايگاني روي زمين ريختند و كشوهاي فايلهاي روابط عمومي را به خارج بردند، پس از بهوش آمدن اين دو نفر در حالي كه دو سه نفر از مسئولان افراد كميته آنها را حفاظت ميكردند، مابقي به فحاشي و از گوشه و كنار به زدن ادامه ميدادند. از افرادي كه به آقاي مهندس صباغيان حمله كردند حداقل 5 نفر از آنان داراي لباس سبزرنگ مخصوص مأمورين كميته بودند. افرادي كه بعداً خود را از كميته مركزي معرفي كردند و براي جلوگيري از تخريب و حمله … اقدام كردند حدود 10 نفر بودند. جمعيتي كه داخل ساختمان بود حدود 100 نفر بود. البته عدهاي ميآمدند و عدهاي ميرفتند.
در اين موقع به جمعي از افراد داخل اطاقي كه آقايان نگاه داشته بودند گفتند كه بچههاي كميته و دادستاني بمانند و بقيه برادران حزبالله از اطاق خارج شوند ـ براي بيرون رفتن از اطاق نيز بين آنها اختلاف و بگو و مگو بود. بالاخره چند نفر از بين حاضرين خارج شدند و بقيه كه مسلح به سلاح كمري بودند باقي ماندند. در اين هنگام آقاي مهندس صباغيان به يكي از افراد رسمي كميته توصيه نمودند كه مواظب خروج اسناد و اموال توسط افراد شناخته نشده باشيد تا مورد سوء استفاده قرار نگيرد. جواب دادند «لازم به دستور شما نيست ما خودمان كارمان را بلديم.» بين افراد كميته و سپاه در نگاهداري ساختمان اختلاف نظر بود و بالاخره كميته ساختمان را در اختيار گرفت.
بعد از حدود نيم ساعت آقايان توسلي و صباغيان را به اطاق آشپزخانه منتقل كردند در آنجا از مدتي قبل آقايان دكتر يزدي و يكي از برادران ديگر نگهداري ميشدند. نگهبانان چند نفر بودند كه ظاهراً از كميته مركزي و دادستاني بودند. يكي از افراد را كه ادعا ميكرد از سپاه است خواستند از داخل اتاق خارج شود، نامبرده پس از مدتي مقاومت و گفتگو بالاخره خارج شد.
آقايان يزدي و توسلي و صباغيان را حدود يك ساعت در اين محل نگاه داشتند و سپس به خارج اطاق داخل هال ورودي آوردند ـ در اين مدت افراد مختلفي ميآمدند و ميگفتند ما مسئول حفاظت شما هستيم ـ رفت و آمد در بيرون درب كاملاً ديده و شنيده ميشد ـ در اينجا فردي كه در آغاز حمله به عنوان نماينده مردم ميخواست وارد ساختمان شود آقايان را نصيحت ميكرد كه چرا خط خودتان را از مردم جدا كردهايد! آقاي دكتر يزدي گفتند كه ما تمام عمرمان را به خاطر مردم وقف كرده و از مردم جدا نيستيم و اگر امروز نيز ايستادهايم به خاطر حمايت از حقوق مردم است ـ سپس آقاي دكتر يزدي جريان سمينار و اطلاع به وزارت كشور و تمكين از دستور وزارت كشور به منظور احترام به نظام جمهوري اسلامي، با آنكه تصميم وزارت كشور برخلاف قانون بوده است را توضيح دادند. همچنين توضيح داده شد كه هم تصميم وزارت كشور مبني بر جلوگيري از سمينار و هم دستگيري (دو نفر از خواهران علاقمند به نهضت) و هم حمله امروز غيرقانوني بوده است. به علاوه افراد كميته و دادستاني نه تنها از حمله اين افراد به ساختمان جلوگيري نكردند بلكه با آنها هماهنگي نيز داشتند. يكي از نكات جالب توجه اين بود كه مشاهده شد كه افراد كميته و دادستاني از افرادي كه قبلاً خود را نماينده حزب الله معرفي ميكرد و كت و شلوار كرم رنگ به تن داشت دستور ميگيرند.
مجدداً آقايان يزدي، توسلي و صباغيان را به اطاق ديگري در واحد غربي ساختمان منتقل كردند و پس از مدتي در حدود ساعت 6 بعدازظهر شخصي حدود 25 ساله در اونيفورم دادستاني انقلاب مركز آمد و گفت از مقامات بالاي مملكت به ما دستور دادهاند كه آقايان را حفاظت نموده به منازلشان منتقل كنيم. در مورد ساختمان و اموال و اسناد سئوال شد، وي گفت افراد كميته مركزي و دادستاني در ساختمان كاملاً مستقر هستند و چيزي از ساختمان خارج نشده است ـ سپس حكمي تحت شماره 6817/62/30 مورخ 6/8/62 با امضاء آقاي اسدالله لاجوردي ارائه دادند كه طي آن دستور داده شده بود به منظور جلوگيري از اتلاف اسناد، كليه اسناد و مدارك ضروري را به دادستاني انقلاب مركز ببرند. مسئولين نهضت درخواست كردند در ساختمان بمانند و اسنادي را كه ميبرند باتفاق صورتجلسه كنند. مأمورين گفتند چون جان آقايان در خطر است بايد زودتر از ساختمان خارج شويم. مسئولين نهضت مجدداً درخواست كردند كه چون مأمورين در ساختمان مستقر هستند همه درها را لاك و مهر كرده و روز بعد مشتركاً مدارك مورد نياز را صورتجلسه كنند. پاسخ دادند اين كار هم امكانپذير نيست و با اصرار آقايان يزدي، توسلي و صباغيان را از طريق پشتبام از ساختمان پزشكان با اكيپ بسيار مجهزي (6 دستگاه بنز و تويوتا) حدود ساعت 30/6 خارج كردند و با سرعت زياد و آژيركشان از طريق خيابان استاد مطهري، دكتر شريعتي و پاسداران به منزل رساندند.
قبل از خروج از ساختمان، آقاي مهندس صباغيان از طبقه چهارم بازديد كردند و طبق اظهار ايشان واحد غربي و بسياري از اطاقها دست نخورده بود.
علاوه بر آقايان سه گانه، سه نفر ديگر از علاقمندان به نهضت در ساختمان بودند. نحوه خارج كردن 2 نفر از ايشان بدين ترتيب بود كه در حدود ساعت 5 بعدازظهر يكي از اين برادران مورد توجه يكي از مهاجمين قرار ميگيرد. مهاجم مذكور اين برادر را از پنجره به افرادي كه در خارج از ساختمان مشغول شعار دادن بودن، نشان ميدهد. بعد از مدت كمي يكي از مأمورين كميته از پايين آمده و از اين برادر ميخواهد كه همراه او، بدون هرگونه مقاومت يا اعتراضي به پايين برود. او را سوار اتومبيل بنز نموده به كميته ميبرند. در حدود ساعت 20/9 بعدازظهر، پس از بازجويي مختصري كه از وي به عمل ميآورند ضمن عذرخواهي و اظهار تأسف و گفتن اين جمله كه «متأسفم چنين به ما دستور داده بودند»، او را آزاد ميكنند.
آخرين نفر از 6 نفري كه در ساختمان بودند را تا ساعت 30/7 در ساختمان نگاه داشته، سپس او را به كميته مركزي ميبرند و تا ساعت 30/10 بعدازظهر نگهداشته و از او بازجويي به عمل ميآورند. وي شاهد آوردن بعضي از اسناد يا اموالي بوده كه در آن شب از دفتر نهضت به كميته منتقل گشت.
7ـ وضعيت ساختمان پس از تحويل
روز بعد (7/8/62) از دادستاني انقلاب تلفن كردند و از مسئولين نهضت خواستند ساختمان را تحويل بگيرند. دو نفر نمايندگان نهضت در ساختمان حاضر شدند و به اتفاق نمايندگان دادستاني انقلاب اسلامي مركز و كميته انقلاب اسلامي ايران از ساختمان بازديد به عمل آوردند و از وضع «موجود» ساختمان، دفاتر، صورتمجلس در 16 صفحه تهيه گرديد و به امضاي آقايان فوقالذكر رسيد و سپس ساختمان در حضور مسئول عمليات دادستاني انقلاب اسلامي مركز كه خود را «برادر محمود» معرفي ميكرد، به نمايندگان نهضت تحويل داده شد. حكمي را كه «برادر محمود» در دست داشت و ارائه داد، همان حكمي بود كه روز قبل نماينده دادستاني انقلاب اسلامي مركز ارائه داد. متن حكم به شرح زير بود:
حكم دادستان انقلاب اسلامي مركز تاريخ 6/8/62 شماره 6817/62/30 برادران عمليات جهت جلوگيري از اتلاف اسناد و مدارك مكشوفه به دست مردم مربوط به جمعيت به اصطلاح نهضت آزادي كليه آنها را به دادستاني انقلاب اسلامي مركز بياوريد. دادستان انقلاب اسلامي مركز سيداسدالله لاجوردي
|
پس از تحويل ساختمان، بازرسي از قسمتهاي مختلف معلوم ساخت كه پس از خروج اجباري اعضاي نهضت از ساختمان، مأمورين به آرشيو و كليه اطاقهاي ساختمان وارد شده و بسياري از اسناد تاريخي و ارزنده نهضت را به جاي ديگري منتقل ساختهاند. همچنين سه گاوصندوق نهضت كه حاوي اسناد مالي و مقداري وجه نقد (حدود 40 هزار تومان)(1) براي هزينههاي جاري و حقوق ماهيانه بعضي از كاركنان اداري بوده است باز نموده و آنچه در آنها بوده بردهاند.
كارهاي علمي و تحقيقاتي و تاريخي مربوط به مبارزات 30 سال گذشته ملت ايران و اسناد و مدارك مربوطه همه خارج شده بود. اطاقها به هم ريخته و كتابها و نشريات و اشياء و اموال شكسته و تخريب شده روي زمين ريخته و ديوارهاي ساختمان از شعار مرگ و تفرقه و تخريب و تهديد و تنفر و با امضاي حزبالله پوشانده شده بود و نهضت آزادي ايران با سوابق 40 ساله مبارزات اسلامي پايهگذاران و فعاليتهاي اسلامي و ضد استبدادي 30 ساله بسياري از اعضاء و مبارزات اسلامي و رسمي 20 ساله اخيرش و خدمات ارزنده در دوران پيروزي انقلاب اسلامي ايران با همه اين سوابق، به قول رئيس مجلس شوراي اسلامي مورد حمله و تهاجم حزبالله! قرار گرفته بود.
8 ـ تظلم به امام، آيتالله منتظري و رئيس جمهوري
پيرو حمله ناجوانمردانه به نهضت آزادي ايران و غارت اموال و مصدوم ساختن مسئولين و علاقمندان آن نهضت ضمن تلگرامي ماوقع را به استحضار رهبر انقلاب و رئيس جمهوري رسانيد، همچنين آقايان دكتر يزدي، مهندس صباغيان و مهندس توسلي كه قربانيان اين حادثه تاسفبار بودند تلگرامهايي به عنوان تظلم به حضرت آيتالله منتظري ارسال داشتند. متن تلگرامهاي ارسال شده به شرح زير از نظر خوانندگان عزيز ميگذرد:
تلگرام شهري به رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران
بسمهتعالي
حضور محترم رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني
با سلام و امتنان قبلي، براي مزيد اطلاع و رفع شبهات محتمل اجازه ميخواهيم تظلمخواهي و جرياني را با عرض معذرت به استحضارتان برسانيم و بذل عنايتتان را بخواهيم. يقيناً توجه فرمودهايد که بعد از نطق قبل از دستور مورخ 20/5/62 آقاي مهندس بازرگان در مجلس شوراي اسلامي و طرح مسئله انتخابات مجلس آينده جنجالي از اعتراض و هتاکي در همان جلسه و موجي از تحريف و سوءتعبير، همراه با توهين و تهمت عليه ايشان و نهضت آزادي ايران در بعضي از روزنامهها و مجلات و در مصاحبههاي برخي از مقامات بالا برپا گرديد که گويي اسم از آزادي بردن در جمهوري اسلامي ايران بعد از پنج سال و خواستار انتخابات آزاد بر طبق قانون اساسي شدن فعل حرام فاجعه آفرين و جرم نابخشودني است و منطق و متانت بايد با طعن و خشونت پاسخ داده شود. خوشبختانه از طرف مقام رهبري در خطاب به ائمه جمعه روز سوم آبانماه 62 و همچنين از طرف آيهالله منتظري در روز بعد تذکر و تأکيدهاي به جا در اهميت حياتي انتخابات قريبالوقوع و ضرورت دقت به لحاظ موازين قانوني وآزادي و رعايت عدالت در ميان داوطلبان، به عمل آمد، به طوري كه گفتگوي از انتخابات و آزادي، از ممنوعيت و مجرميت خارج گرديد. رياست جمهوري در مصاحبه خود با روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 18 مهرماه با اعلام اينکه «انتخابات آينده مجلس جزء آزادترين و پرشورترين و بهترين انتخابات خواهد بود» به گروهها اطمينان دادند که «دولت در کار آنها هيچ اخلالي نخواهد کرد و هرچه ميخواهند در مورد کانديداهايشان تبليغات انتخاباتي کنند.» نهضت آزادي از ايشان تشکر نموده تذکر داد که لازمه قانوني بودن و آزادي انتخابات علاوه بر عدم انحصار به طرز فکر خاصي تأمين امنيت از طرف دولت نيز ميباشد و همچنين اجازه و امکان روزنامه و اجتماع و استفاده بالسويه از رسانههاي گروهي ضرورت دارد. معالاسف و عصر همان روز جمعه 6 آبانماه که در خطبه نماز جمعه فرموده بودند: «خدمت امام رسيده و به معظمله اطمينان دادهام که انتخابات با سالمترين و شيرينترين شکل برگزار خواهد شد»، مردم تهران و کساني که از خيابان استاد شهيد مطهري عبور ميکردند به عنوان طليعه آزادي و آرامش و شيريني موعود، شاهد غوغاي عجيب و صحنه دلخراش در برابر ساختمان محل نهضت آزادي شدند. فريادهاي ناسزا و شعارهاي تهديد عليه سران نهضت و خود نهضت ميشنيدند که منجر به حمله و هجوم به ساختمان و شکستن نردهها و درها براي ورود به طبقات و اطاقها گرديد. دفاتر نهضت را اشغال نموده، پروندهها و کتابها و اثاث و اوراق را به پايين ميريختند. به در و ديوارها فحش و شعارهاي سرخ نوشته و بر سر آقايان دکتر يزدي، مهندس صباغيان و مهندس توسلي ريخته به طور وحشيانهاي با مشت و لگد و ناسزاهاي رکيک شديداً مضروب و مجروحشان ساخته معناي امنيت و حاکميت قانون و شيريني آزادي انتخابات را به آنان چشاندند. اينها گروه مسلح و سازمان يافتهاي بودند، سواره و پياده در حدود سيصد نفر مجهز به وسايل لازم از جمله براي باز کردن گاوصندوق که در اين نوع ضربات سابقه داشتهاند و با بعضي از آن افراد در حمله ليلهالقدر سال قبل آَشنايي پيدا کرده بوديم. اسفانگيزتر از هر چيز اينکه با وجود اطلاع و استمدادي که بلافاصله پس از تجمع آنها از كميته مرکزي و شهرباني به عمل آمده بود و تلفني که در آخرين لحظات خدمت جناب آقاي مهدويکني براي نجات همکارانمان شد، مأموران اعزامي کميته و سپاه و نمايندگان دادستاني انقلاب علاوه بر تعلل و تأخير در حضور، از دخالت و ممانعت از عمليات تخريبي و غارت و ضرب و شتم متجاوزان خودداري ميکردند و چنين مينمود که هماهنگي و همکاري وجود دارد. بهانه يا مستمسک اين حمله و هجوم و خرابکاريها احتمالاً تحريکي بوده است که از طرف سخنران پيش خطبه نماز جمعه به عمل آمده، گفته بوده است که «ورشکستههاي سياسي قصد دارند راهپيمايي برپا کنند راهپيمايي ورشکستهها که دلشان نسوخته بلکه دماغشان سوخته است…» در حالي که نه تنها قصد راهپيمايي وجود نداشت و دعوت براي يک سمينار در داخل ساختمان شده بود اصلاً به دليل عدم موافقت وزارت كشور از برقراري سمينار صرفنظر کرده در ورودي نهضت را بسته و پردهاي آويخته بوديم که سمينار برگزار نميشود. از اعضاي نهضت کسي در ساختمان جز سه نفر آقايان فوقالذکر و سه نفر از جوانان که آنها نيز مضروب و سپس از طرف کميته بازداشت شدند، حضور نداشت و اين عده بنا به خواسته وزارت کشور براي همکاري با کميته در برقراري نظم و آرامش آمده بودند. شش روز قبل کتباً به وزارت کشور و نيروهاي انتظامي خبر از قصد تشکيل سمينار داده درخواست حفظ امنيت کرده بوديم. بعد ازظهر جمعه ضمن آنکه هيچگونه ابراز حرف و حرکت يا تجمع و تحريک از طرف نهضت و مدعوين به سمينار به عمل نيامده بود اصولاً نيت ما از چنين اقدام يعني تمنا و تأمين آزادي انتخابات چيزي جز ايفاي حق و وظيفه و خيرخواهي براي مملکت و انقلاب نبود زيرا که عقيده داشته و داريم که قانون اساسي ميثاق ملي و اسلامي انقلاب و رکن حياتي بقاء جمهوري اسلامي ايران است و تا انتخابات نمايندگان با رعايت صادقانه و اجراي عادلانه قانون اساسي در شرايط تساوي و آزادي انجام نگردد، زحمات و مبارزات و فداکاريها و شهادتها به باد فنا رفته، ديکتاتوري و استبداد و استيلاي خارجي وارث غاصب انقلاب خواهد گشت و به فرموده خودتان ديکتاتوري تدريجاً پا باز ميکند.
نهضت آزادي انتظار نداشت و مصلحت مملکت و آبرو و حيثيت جمهوري اسلامي اقتضا نميکرد که چنين رفتار خلاف اسلام و قانون و انسانيت با ما به عمل آيد و به دنيا اعلام شود که در ايران آزادي و امنيت وجود ندارد. حتي اوامر رهبري و وعدههاي رسمي رياست جمهوري با اين سرعت و سهولت نديده گرفته شود.
نمايندگان دادستاني انقلاب تهران نيز که حکم کتبي براي جلوگيري از اتلاف اسناد نهضت و جمعآوري آنها داشتند آنچه را که متجاوزان به ساختمان و ضاربين فرصت نکرده بودند متلاشي و متفرق و خارج کنند به عوض آنکه به ما تحويل دهند يا اگر قرار است با خود ببرند ميبايستي با حضور نمايندگان نهضت و صورت مجلس کردن بوده باشد، پس از اخراج سه نفر آقايان مصدومين و انتقالشان به خانه آقاي مهندس صباغيان (ظاهراً در اثر دخالت و دستور جناب آقاي مهدويکني) در سراسر شب اقدام به جمعآوري و بردن آنها به دادستاني کردند که تجاوز ديگر و تصرف و تضييع حق محسوب ميشود.
با معذرت مجدد از تصديع و تفصيلي که باعث و مقصر آن ما نبوديم، قضاوت در قضيه و اتخاذ تصميم را به خودتان واگذار مينماييم.
چنين اعمال و برخوردهايي را که نهادهاي غيرمسئول يا مقامات رسمي و رسانههاي گروهي با ما دارند، اگر جلوگيري و جبران نشود طبعاً چنين تلقي خواهد شد که دستگاه حاکم خواسته است هر صدا و حرکت ناموافق با خود و عمل به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر يا حق انتخاب کردن و انتخاب شدن از ناحيه ملت را در نطفه خفه کند.
در هر حال نهضت آزادي ايران با آنکه حق و وظيفه شرعي دفاع از انقلاب اصيل و خدمت به جمهوري اسلامي را پافشاري براي تأمين آزادي انتخابات و تحقق حقوق افراد ملت ميداند، مغرور به صحت تشخيص خود نبوده تعصبي ندارد و اگر رهبري انقلاب طرح مسئله انتخابات از طرف ما و خواستن آزادي واقعي و اجراي قانون اساسي را خلاف شرع و به زيان جامعه ميدانند و انتخاب اصلح بايد به دست گروه خاص صورت گيرد. صريحاً و مستقيماً ابلاغ فرمايند. ما در نهضت آزادي را بسته کناري خواهيم نشست.
اللّهم وفقنا لما تحّب و ترضي.
تهران 9 آبانماه 1362
با درود و دعاي
نهضت آزادي ايران
(1) خوانندگان عزيز توجه فرماييد كه مبلغ غارت شده از نهضت در اينجا حدود 40000 تومان گزارش شده، در صورتي كه در تلگرام به حضرت آيتالله منتظري كه در اين مجموعه آمده است اين مبلغ حدود 20000 تومان ذكر شده است. دليل اين اختلاف آن است كه تلگرام به آيتالله منتظري قبل از دريافت گزارش همه مسئولين نهضت در مورد مبلغ موجودي آنان پيش از حمله، تهيه شده است. ولي پس از دريافت گزارشها مشخص شد كه اين مبلغ حدود 40000 تومان بوده است.
تلگرام به آيتالله منتظري
بسمهتعالي
قم ـ محضر آيتالله العظمي منتظري مدظله العالي
براي مزيد اطلاع و تظلمخواهي وظيفه شرعي خود دانستيم مراتب ذيل را به استحضارتان برسانيم:
نهضت آزادي ايران که خواستار تأمين آزادي انتخابات بر طبق قانون اساسي است با اطلاع کتبي قبلي به وزارت کشور و مقامات انتظامي براي جمعه ششم آبانماه جاري دعوت به يک سمينار در داخل ساختمان خود نموده بود که به علت مخالفت وزارت کشور آن را موقوف نمود، اما با کمال تعجب و تأسف عليرغم تأکيدات حکيمانه هفته قبل جنابعالي دائر بر عموميت انتخابات و عدم انحصار و اختصاص آن و رفتار عادلانه و اسلامي با گروهها، گروهي در حدود سيصد نفر مسلح (سواره و پياده) که قسمتي از پيش خطبه کذب نماز جمعه دائر بر قصد راهپيمايي و مقالات سراسر اتهام و اهانت روزنامه جمهوري اسلامي و برنامههاي خلاف واقع صدا و سيما بهانه تحريک و تهاجمشان شده بود با نقشه قبلي به محل نهضت واقع در خيابان شهيد مطهري حمله ميآورند و پس از جنجال در ملاءعام و دادن شعار و دشنامهاي وقيحانه بدون آنکه از ناحيه ما کمترين حرف و حرکت و تجمعي صورت گرفته باشد با شکستن نردهها و درها به طبقات و اطاقها هجوم برده مغولوار اشيا و اسناد و کتب حتي موجودي صندوق (حدود بيست هزارتومان) را تخريب و تاراج مينمايد و اينجانبان را وحشيانه مورد حمله قرار داده مضروب و مجروح ميکنند، بدون آنکه مأمورين کميته و دادستاني و شهرباني که قبل از وقوع حمله در محل حضور داشتند اقدامي براي دستگيري و جلوگيري از حملات وحشيانه آنان بنمايند. آيا شرع انور و قانون اساسي سزاي تقاضاي آزادي انتخابات و امر به معروف و نهي از منکر مؤدبانه و مسالمتآميز را تهاجم و تخريب و ضرب و شتم ميدانند؟ آيا اين تحريکات و حملات و تهاجم هماهنگ و سازمان يافته که همزمان با بيانات و توصيههاي رهبر انقلاب و جنابعالي صورت گرفته است، به معناي تلاش براي بياعتبار كردن اين توصيهها نميباشد؟ و آيا با چنين حرکات آبرو و حيثيتي براي اسلام و انقلاب و روحانيت باقي ميماند؟ آيا خوراک تبليغاتي دلخواه به دشمنان اسلامي در شرايط بينالمللي حاضر کنوني داده نميشود؟
با تجديد سلام و ارادات و دعاي سلامت و عافيت.
ابراهيم يزدي ـ هاشم باغيان ـ محمد توسلي
7/8/62
تلگرام به رياست جمهوري
بسمهتعالي
تلگرام شهري
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
يقيناً استحضار داريد روز جمعه 6 آبان ماه که نهضت آزادي ايران براي يک سمينار داخلي جهت تأمين آزادي انتخابات با اطلاع قبلي وزارت کشور و مقامات انتظامي دعوت کرده بود و در اثر عدم موافقت وزارت کشور از برگزاري آن خودداري نمود، عليرغم فرمايش جنابعالي در خطبه دوم نماز جمعه که:
«ما آماده هستيم انتخابات با سالمترين و شرينترين و موفقترين شکلي که دل امام را راضي کند انجام گيرد.»
در حدود سيصد نفر از افراد مسلح سواره و پياده حوالي ساعت 3 بعدازظهر به محل نهضت حمله کرده پس از جنجال و شعار و دشنامهاي وقيحانه و تهديد، بدون آنکه از ناحيه ما کمترين حرف و حرکت و اجتماعي صورت گرفته باشد به عنف با شکستن در و پنجره وارد طبقات ساختمان شده، اسناد، اموال، نقدينه و کتب را بيرون ريخته به تاراج بردند و آقايان مهندس صباغيان، مهندس توسلي و دکتر يزدي را که به توصيه کميته مرکزي و شهرباني براي ممانعت از تجمع مردم در محل حاضر شده بودند شديداً مضروب و مجروح و زنداني نمودند و سه نفر از همراهان را نيز به کميته بردند که بعداً آزاد شدند.
مأموران کميته و دادستاني و شهرباني و سپاه که تا مدتها از حضور و دخالت و ممانعت خودداري ميکردند، هيچگونه اقدام براي دستگيري و جلوگيري مهاجمين ننمودند.
مسلماً مصاحبهها و مقالات سراسر کذب و افتراء خلاف اسلام و قانون رسانههاي گروهي و روزنامه جمهوري و همچنين پيش خطبه تحريکآميز نمازجمعه با ادعاي دروغ راهپيمايي از عوامل اين تحريک و تهاجم بوده و بزرگترين لطمه را به حيثيت جمهوري اسلامي ايران و مشروعيت انتخابات آينده زده است.
نهضت آزادي ايران کماکان انتظار تأمين آزادي انتخابات را طبق قانون اساسي و جبران و اعتذار از خسارات و اتهامات و تحويل اسنا د و مدارک و اموال را دارد.
تهران هفتم آبانماه 62
از طرف نهضت آزادي ايران – دكتر يزدي
اطلاع به شوراي نگهبان
از آنجا كه به موجب قانون اساسي، انتخابات مجلس زير نظر شوراي نگهبان برگزار ميگردد، و شوراي محترم مسئول حسن اجراي آن ميباشد، و از آنجا كه تبليغات سوء عليه نهضت آزادي و حمله به دفتر نهضت، در ارتباط با تبليغات منفي انتخاباتي ميباشد نهضت آزادي با ارسال نامهاي به دبير شوراي نگهبان همراه با رونوشت كليه نامهها و تلگرامها مراتب را به اطلاع شوراي نگهبان رسانيد. متن نامه به دبير شوراي نگهبان به شرح زير است:
بسمهتعالي
آيت الله جناب آقاي لطفالله صافي دبير محترم شوراي نگهبان
به نام خدا و با سلام و دعا، نظر به اينكه شوراي محترم نگهبان قانوناً نظارت بر انتخابات مجلس شوراي اسلامي را دارند، براي مزيد استحضار و هر گونه اقدام و طرح در شورا به پيوست رونوشت تلگرامي را كه به محضر امام راجع به جريان مشروح واقعه روز جمعه 6 آبانماه و حملهاي كه به جرم قصد تشكيل سمينار تامين آزادي انتخابات به نضهت آزادي ايران صورت گرفته است خدمتتان ايفاد ميداريم. رونوشت نامههاي مبادله شده، تلگرامهاي ديگر نيز تقديم ميشود.
نهضت آزادي ايران
9/8/62
9ـ نطق قبل از دستور آقاي مهندس صباغيان
حادثه خجالتآور حمله به دفتر نهضت آزادي ايران، از حوادثي است كه دائره تبعاتش از نهضت و شخصيتهاي آن گذشته و به نحوي به سرنوشت همه آنان كه به استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي دل بستهاند مربوط ميشود. اگر جمعيتي مشروعيت مجلس آينده را در گرو انتخابات آزاد اعلام نموده، و بر اين پايه به برگزاري سميناري به منظور «تامين آزادي انتخابات» اقدام كرده و در نتيجه اين «فضولي» مورد حمله، اهانت، غارت و ضرب و شتم قرار ميگيرد، ملت عزيز ايران كه در راهپيماييهاي قبل از انقلاب خود اين شعار سه شاخهاي را ورد زبان و علامت مشخصه جامعه ايدهال خود قرار دادهاند بايد از اين حادثه مطلع گردند. نه بدان دليل كه بر مظلوميت نهضت اشك شفقت فرو ريخته و نهضتيها را دوباره به مجلس برگردانند كه نهضت در اين رابطه جز به انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منكر نميانديشد و خارج از اين وظيفه، رفتن و نرفتن به مجلس را وقعي نمينهد، بلكه بدان منظور كه دريابند بر سر آزادي و جمهوري اسلامي چه ميآورند. بر اين پايه آقاي مهندس صباغيان يكي از قربانيان اين حادثه در نطق قبل از دستور خود در جلسه 10/8/62 مجلس شوراي اسلامي ماوقع را به استحضار نمايندگان و ملت عزيز ايران رسانيد. ايراد اين نطق موجب برخوردهايي از طرف نمايندگان و رئيس مجلس گشت كه خود شاهدي گويا و دليلي روشن بر عدم وجود آزادي حتي در مجلس شوراي اسلامي شد.
ما ذيلاً نطق آقاي مهندس صباغيان، استخراج شده از مشروح مذاكرات مجلس شوراي اسلامي مورخ 10/8/62 شماره 524، برخورد نمايندگان با اين نطق را به صورتي كه از نوار ضبط شده از راديو، پياده شده است ميآوريم. سپس دنباله اين نطق را كه به علت تشنج و «قطع تريبون» به دستور حجتالاسلام آقاي هاشمي رفسنجاني ايراد نشد به استحضار خوانندگان عزيز ميرسانيم.
بسم الله الرحمن الرحيم
با درود و تحيت به روان شهداي راه اسلام و مجاهدان طريق حق از فرمانده و فرمانبر و با عرض تسليت و تعظيم به مردم قهرمان دزفول و انديمشک، مسجد سليمان و بهبهان و درود فراوان بر رزمندگان اسلام که با پيروزيهاي اخير خود حماسه آفريدند و با ابراز تنفر از رژيم صدام عفلقي و پشتيبانان غربي و شرقي وي و اعتراض و انزجار از مجامع بينالمللي حقوق بشر که در برابر کشتار غيرنظاميان و زنان و کودکان مسلمان ايران ساکت نشستهاند، سخن خود را آغاز ميکنم.
ملت مسلمان ايران پس از انقلاب شکوهمند خود به مصداق «ولنبلونکم بشي منالخوف والجوع و نقص منالاموال والانفس والثمرات و بشرالصابرين» در معرض هجوم انواع ابتلائات بوده و آماج کيدهاي امريکاي جهانخوار و فرانسه و روسيه تجاوزگر قرار گرفته و بحمدالله با جانبازي و فداکاري مردم مخصوصاً جوانان مخلص و ايثارگر استحقاق خود را براي بشارت الهي نشان داده است.
علاوه بر ابتلائاتي که منشاء خارجي داشتهاند مشکلات و مصائبي نيز از داخل سرچشمه گرفتهاند که اميدواريم به حول و قوه الهي بتوانيم با سربلندي آنان را پشت سر بگذاريم. ازجمله اين ابتلائات تجربهاي است که در جمعه گذشته ششم آبانماه براي برخي از دوستان و اينجانب پيش آمد که گزارش آن طي تلگرافهايي براي رهبر انقلاب و آيتالله منتظري و رياست محترم جمهوري ارسال شده است و چون اين تجربه و ابتلا به سرنوشت آينده انقلاب و بقاء جمهوري اسلامي مربوط ميشود بدين دليل لازم ميدانم نه به عنوان تظلم براي دوستان و خود بلکه به عنوان دلسوزي براي انقلاب و جمهوري اسلامي و ثبت در تاريخ مجلس شوراي اسلامي با کمال ادب مطالبي را به عرض نمايندگان محترم و مردم قهرمان ايران برسانم.
همانطور که استحضار داريد بعد از سخنان رهبر انقلاب و آيتالله العظمي منتظري و رياست جمهور در رابطه با انتخابات دوره آينده مجلس شوراي اسلامي، نهضت آزادي تصميم گرفت در تاريخ جمعه ششم آبانماه سمينار تأمين آزادي انتخابات در داخل ساختمان نهضت برگزار نمايد. طبق روش متداول خود اين تصميم را طي نامه شماره 413/4/21 مورخ شنبه 30/7/62 به اطلاع وزارت کشور رساند ولي وزارت کشور از طريق کميته مرکزي طي تلفنگرام شماره 292 مورخ 4/8/62 و کلانتري طي تلفنگرام شماره 954ـ1ـ7ـ5/21 مورخ 4/8/62 يعني در ساعت 5 بعدازظهر چهارشنبه يعني چهار روز بعد از شنبه و يک روز مانده به برنامه به دفتر نهضت ابلاغ نمودند که سمينار را نميتوانيد برگزار کنيد و کميته مرکزي در تلفنگرام خود از ما خواسته بود که در جلوگيري از هر گونه تجمع و برگزاري مراسم با نيروهاي انتظامي همکاري نماييم. تصميم گرفته شد که سمينار برگزار نشود و قرار گذاشتيم آقايان دکتر يزدي و مهندس توسلي و اينجانب در محل حاضر شده و عدم برگزاري سمينار را به دعوت شدگان اطلاع دهيم. علاوه بر آن پلاکاردي مشعر بر عدم برگزاري سمينار در جلوي ساختمان نصب شد ولي با کمال تأسف در حوالي ساعت چهار بعدازظهر حدود سيصد نفر مسلح با برنامه تنظيم شده قبلي که در شکل گرفتن آن، برنامههاي هفته گذشته اعم از صدا و سيما و مقاله مورخ 5 آبان 62 دور از ادب اسلامي، روزنامه جمهوري اسلامي و پيش خطبه نماز جمعه که با کمال تعجب و تأسف ما را به قصد راهپيمايي متهم نموده بود سهم به سزايي داشتند به ساختمان نهضت هجوم آوردند و عليرغم سه بار استمداد از کميته مرکزي در حالي که مأمورين کميته مرکزي و دادستاني مرکز و شهرباني حضور داشتند پس از شکستن نرده ورودي و درها به عنف وارد ساختمان و طبقات و اطاقها شدند (مجيد انصاري ـ مردم در 14 اسفند چهره شما را در كنار بنيصدر يادشان نرفته است. شما چرا مردم را دعوت كرديد) و با نثار فحشهاي رکيک و نسبتهاي ناروا آقايان دکتر يزدي، مهندس توسلي و اينجانب را شديداً مضروب و مصدوم ساختند و حدود بيست نفر بر سر اينجانب ريختند و آن قدر مشت و لگد بر بدنم وارد ساختند که تعادل خود را از دست داده روي زمين افتاده و چند لحظهاي از هوش رفتم. در اين هنگام چند نفر مرا به زير ميز فلزي منتقل نمودند. پس از مدتي آقاي مهندس توسلي را که به شدت مصدوم شده بود پهلوي من آوردند. در اين موقع يکي از مهاجمين روي ميز رفته و اظهار داشت که برادران کميته و دادستاني در اطاق بمانند و بقيه برادران بيرون بروند. مسئولان کميته و دادستاني به جاي آنکه متجاوزين و ضاربين را دستگير نموده و از تاراج و تخريب و بياحترامي به کتابهايي که ميان آنها قرآن و نهجالبلاغه و تفسير نيز وجود داشت جلوگيري کنند سه نفر ديگري را که همراه خود در ساختمان آورده بوديم بازداشت کردند و پس از آنکه آقايان دکتر يزدي و مهندس توسلي و اينجانب را مدتي در يکي از اطاقها نگه داشتند حدود ساعت شش و نيم بعدازظهر بود که با ماشينهاي کميته ما را به منزل رساندند. در موقع خروج از ساختمان با حالت نزاري که داشتم اصرار کردم که تکليف اسنادي که مورد تجاوز قرار گرفته را روشن کنيد يکي از اعضاي کميته و شخص ديگري که حکم از دادستاني انقلاب مرکز ارائه داد اظهار نمودند هيچ چيزي خارج نشده و ما مسئول حفاظت آنها هستيم.اظهار داشتم اقلاً بگذاريد از طبقات بازديد کنم با اين امر موافقت کردند و در حالي که رئيس پليس مرکز حضور داشت چندين اطاق را بازديد كردم كه تصادفاً دست نزده بودند. نماينده دادستاني اظهار داشت ساختمان در اختيار ما ميباشد و بايد اسناد آن را خارج کنيم. اظهار شد در حضور ما صورتجلسه کنيد و يا پلمپ و مهر نموده فردا با فرصت کافي اسناد را برده و صورتجلسه نماييد، قبول نکردند و با اصرار ما را خارج کردند. روز بعد از دادستاني تلفن کردند که ميخواهند ساختمان را تحويل ما بدهند پرسيدم چه چيز را ميخواهيد تحويل دهيد؟ گفتند فقط اسناد را بردهايم بقيه چيزها موجود است بلافاصله دو نفر آقايان دکتر يزدي و مهندس توسلي به محل ساختمان رفته و ساختمان را با در و پيکر شکسته و اثاث خرد شده با پروندهها و اوراق و کتابها و نقدينه و ضبط صوت و ماشين تحرير و غيره به غارت رفته تحويلمان دادند. در ايجا بايد بگويم بلايي را که بر سر ساختمان و لوازم و کتابها و اسناد و نشريات آوردهاند ديدني است نه شنيدني. لذا در اينجا از نمايندگان محترم، دولت دعوت مينمايم از محل بازديد کرده و خود به داوري بنشينند. (دوزدوزاني ـ خود ملت كردهاند لازم نيست ببينند.)
قابل قبول و انتظار نيست که در جمهوري اسلامي ايران ما را به جرم پافشاري در اجراي انتخابات قانوني و بردن نام آزادي مورد ارعاب و انواع توهين و تهمت و آزار و يا ضرب و شتم قرار دهند. ( مجيد انصاري ـ توهين به جمهوري اسلامي نكنيد شما ميخواهيد انتخابات آزاد نباشد جوسازي ميكنيد) با اين عمل خود عملاً عدم آزادي انتخابات و امنيت را به داخل و خارج کشور اعلام نمايند. به ويژه که اين واقعه تأسفبار و عکسالعملهاي ديگري که بعد از نطق قبل از دستور اخير آقاي مهندس بازرگان نشان داده شد نمايشنامهاي از مقابله اهانت و خشونت با منطق و متانت بود.
از اين لحظه به بعد همهمه و هياهو و سروصدايي که عدهاي از نمايندگان ضمن سخنان ناطق برپا کرده بودند و به گوش ميرسيد شدت گرفت و جرياناتي در مجلس رخ داد که بخشي از آن از طريق راديو نيز پخش گرديد که عيناً به شرح زير که از نوار استخراج شده است ميآوريم:
آقاي هاشمي رفسنجاني: خواهش ميکنم بگذاريد وقت تمام شد، آقا وقتتان تمام شد آقاي مهندس.
آقاي صباغيان: در هر حال اين افتخار نصيب ما گشت که نوبر انتخابات شيرين…
آقاي هاشمي رفسنجاني: آقا، آقاي، آقاي…
يکي از نمايندگان ـ ما نميگذاريم، نميگذاريم آقا،
آقاي هاشمي: بگيريد آقا…بگذاريد بياد،
آقاي صباغيان: اين چه حرکتيه که ميکنيد؟ اين چه حرکتيه که ميکنيد؟ آخه نکنيد
آقاي معينفر: تو چه کاره هستي؟
آقاي صباغيان: چرا اين کار رو ميکني، چرا اين کار رو ميکني؟ چرا ميزني منو؟
آقاي معينفر: تو چه کاره هستي؟ چکار ميکني اينجا؟
آقاي هاشمي رفسنجاني: آقا اسلحه را بگذاريد زمين.
آقاي صباغيان: چرا ميزني منو؟
آقاي هاشمي رفسنجاني: تريبون را قطع کنيد.
از اين مرحله به بعد برخي از نمايندگان نخست با همهمه و فحاشي و سپس با ضرب و شتم مهندس صباغيان را به عنف از پشت تريبون پايين کشيدند و رئيس مجلس دستور قطع پخش مذاکرات مجلس را دادند.
وقت قانوني هر نماينده براي نطق قبل از دستور حداقل 10 دقيقه ميباشد. صبحت آقاي مهندس صباغيان از شروع تا آنجا که آقاي هاشمي به ايشان تذکر دادند که وقتشان تمام شده است دقيقاً 8 دقيقه و 50 ثانيه طول کشيده بود.
دنباله نطق تهيه شده آقاي مهندس صباغيان به شرح زير است:
در هر حال اين افتخار نصيب ما گشت که نوبر انتخابات شيرين و آزاد و آرام را که رياست جمهوري وعده فرمودند بچشيم. آقاي نخست وزير در مصاحبه اختصاصي خود که روز بعد از حمله به ساختمان نهضت که در رابطه با کارنامه دوساله خود در روزنامه جمهوري اسلامي چاپ شد درباره اين سمينار فرمودند:
«واقعاً بنده از اين همه پررويي متعجبم چون يقين پيدا کردهاند که مردم به آنها رأي نخواهند داد براي آمريکا غذا تهيه ميکنند ولي بنده به حضرات اطمينان ميدهم که آنها اگر جرأت کنند خود را نامزد کنند رأي خود را خواهند داشت»
اين چنين بيانات در شأن کسي نيست که نخست وزيري جمهوري اسلامي را به عهده گرفتهاند، ضمناً اين سخنان برخلاف اصل 9 قانون قانون اساسي ميباشد. خوب است ايشان قدري فکر کنند چه کساني هستند که براي آمريکا غذا تهيه ميکنند. آنان که درخواست اجراي قانون را دارند يا آنانکه آزادي و امنيت را زير پا ميگذارند. يقيناً همچون داستان گرگ و بره گويندگان و نويسندگان مجاز ما را که کمترين اقدامي در جهت خلاف قانون و مقامات رسمي انجام نداده و سلاحمان جز منطق و برهان و استناد به قرآن و قانون اساسي نبوده و نيست مسئول و مقصر تمام اين جريان و آشوب خواهند شناخت و نهضت را به آبروريزي جمهوري اسلامي، مخدوش ساختن انتخابات و دادن حربه تبليغات به دست دشمنان متهم خواهند کرد و امر به معروف و نهي از منکر با جدال احسن ما را با مشت و لگد و غارت اموال و اسناد پاسخ خواهند داد و هرگز به ما مجال پاسخگويي نخواهند داد. لذا اينک كه فرصتي براي سخن گفتن داريم به مسئولان مملکت و قوه قضايي خصوصاً دادستان انقلاب مرکز اعلام مينماييم:
1ـ حمله با ساختمان نهضت به هيچ وجه قابل دفاع نيست زيرا در صورتي که دادستاني به اسناد و مدارک نهضت نيازمند بود ميتوانست بدون قانونشکني از ما که حزبي قانوني هستيم آن اسناد را مطالبه نمايد و ما نيز طبق قانون به درخواست آنان پاسخ ميداديم.
2ـ لازم است با حضور نماينده نهضت از کليه اسناد و اجناسي که بطور غيرقانوني با تخريب بردهايد هرچه زودتر صورتجلسه تهيه نموده و يک نسخه آن را به ما برگردانيد.
3ـ چون مهر نهضت به غارت برده شده است لذا اعلام مينماييم که از تاريخ حمله هر گونه سندي با آن مهر از درجه اعتبار ساقط است.
4ـ نظر به اينکه نهضت آزادي يک حزب قانوني و علني ميباشد و هيچ چيز مخفي از ملت ايران ندارد بنابراين از دادستان انقلاب ميخواهيم بلافاصله کليه اسناد نهضت را در جرايد منتشر کنند تا زماني که نمايندگان نهضت در مجلس ميتوانند در نوبت خود صحبت کنند در رابطه با آنها اظهارنظر کنند. عدم انتشار فوري اسناد اصالت و اعتبار آن را مخدوش ساخته و قوه قضاييه را مورد سئوال قرار خواهد داد و انتشار بعدي آن از درجه اعتبار ساقط است.
5ـ اسناد و مدارک ما را که نتيجه حدود سي سال فعاليت سياسي اعضا و نهضت بوده و با زحمات زيادي کلاسهبندي شده بدون دخل و تصرف مسترد داريد.
6ـ در رابطه با انتخابات آزاد اگر ميخواهيد از چهارچوب شعار خارج شويد از هم اکنون به تمام مردم و گروههاي معتقد به جمهوري اسلامي اجازه فعاليت داده و آزادي را تأمين نماييد و از رسانههاي گروهي و مطبوعات دولتي موجود فقط در جهت افراد يا گروه خاصي استفاده ننمائيد. اگر چنين نکنيد نخواهيد توانست در آينده به مردم و در آخرت به خداي بزرگ پاسخ دهيد.
اللهم رضا بقضائک صبرا علي بلائک تسليما لامرک لامعبود سواک يا غياث المستغيثين.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي
هاشم صباغيان
10ـ در مجلس چه گذشت؟
مجلس شوراي اسلامي كه اميد ميرفت به اين قانونشكني و ستم رسيدگي كرده و در اجراي قانون و تعقيب مجرمين كوشش كند خود صحنهاي از قانونشكني، هتك حرمت، آزاديكشي و بيعدالتي شد. تو گويي دستاندركاران گوشمالي جانانه روز 6/8/62 را براي نهضت و نمايندگان كافي نميدانستند و لازم ميديدند اين نمايندگان را در مجلس نيز تنبيه كنند تا از فضولي «تأمين آزادي انتخابات» منصرف گشته عبرتي براي سايرين باشند. از آنجا كه ماجراي اين جلسه از زبان رئيس مجلس، آقاي مهندس صباغيان، آقاي معينفر و برخي ديگر از نمايندگان بازگو شده است ما به منظور حفظ امانت عين مطالب نامبردگان را آورده اضافه ميكنيم كه نوار اين جلسه از شروع نطق آقاي مهندس صباغيان تا آنجا كه ميكروفن قطع شده است، از راديو پخش گرديده، ضبط شده در اختيار نهضت و ساير مردم ميباشد ضمناً ويدئوي آن نيز در اختيار هيئت رئيسه مجلس است و قابل ارائه در هر دادگاه صالحهاي خواهد بود.
الف: اظهارات رياست محترم مجلس درباره حادثه دفتر نهضت و مجلس
آقاي هاشمي رفسنجاني در جلسه 10/8/62 پس از وصل شدن «تريبون» بياناتي به شرح ذيل ايراد نمودند.
بسمالله الرحمن الرحيم. آقايان توجه بفرماييد قبل از اينكه سخنران بعدي تشريف بياورند من دو، سه جمله بگويم. جريان براي اين كه بيرون … كساني كه گوش ميدادند توجه بكنند، به اين صورت بود كه آقاي صباغيان اظهاراتي كردند كه خوب مردم شنيدند و وقتشان تمام شده بود من اخطار ميكردم ايشان قطع نميكردند، آقاي قرهباغ آمدند و ايشان را خواستند ببرند كنار كه ناراحتي پيش آمد و يك مقداري ما جلسه را از راديو قطع كرديم و مطلب اين است كه (الله بداشتي ـ اين بيانات پشتيباني از ايشان است) اجازه بفرماييد ما انتظار نداشتيم به اين صورت پيش بيايد. مطلب اين است كه آقايان پيش از اين كه از وزارت كشور اجازه بگيرند براي يك كار اعلاميهاي پخش كردند كه آن كار خلاف بوده نبايست ميكردند بايستي اول اجازه ميگرفتند. بعد اسمش را گذاشتهاند سمينار تأمين آزادي، كانه از پيش بگويند كه آزادي وجود ندارد و ما ميخواهيم تأمين بكنيم از اسمش تحريكآميز بوده و پيدا بوده، مسأله بعدي اين است كه آنها دو طرف قضيه را در نظر گرفتند. گفتهاند اگر گذاشتند حرف بزنيم ميگوييم آزادي نيست اگر هم نگذاشتند همين كارها را ميكنيم كه حالا ديديد كه برنامه بوده و متأسفانه اين طور چيزي را ما توقع نداريم از كساني كه توي مجلس شوراي اسلامي هستند اگر بيرون باشند حرفي نداريم. آنهايي كه توي مجلس هستند نبايد اين چنين رويههايي عمل كنند اگر هم بيرون عمل ميكنند به مجلس نكشانند حالا به هر حال كشاندند و من از برادران ميخواهم كه خونسرديتان را حفظ كنيد اين مسائل نياز ندارد كه عصباني بشويد خون شهداء را اين طوري نميشود پايمال كرد. شما خيال نفرماييد كه اين اثر چنداني دارد و اشتباه ديگري اين بود كه اين جا گفتند كه سيصد نفر مسلح آمدند كه مسلح نبودند مردم عادي رفته بودند و آنها با مردم طرف بودند. در اين قضيه هم مسأله جداگانه است كه البته رسيدگي ميشود بايد ببينيم كه آن مسلحي كه آقايان ميگويند آيا مسلح رفته جلوگيري كند يا براي امنيت رفته؟ اين مسائل رسيدگي ميشود به هر حال من خواهشم از شما برادران و خواهران نماينده اين است كه خونسرديتان را حفظ كنيد در اين مسائل حرف بهتر از عمل ميتواند توضيحگر باشد. حرف بزنيد، روشن كنيد، مسائل را بگوييد. سخنران بعدي تشريف بياورند…
به طوري كه ملاحظه ميشود مطالب ايشان با واقعيت حوادث بسيار متفاوت است.
ب: تخلف از آييننامه و سخنان خلاف واقع آقاي منتجبنيا:
علاوه بر اين در همان جلسه مجلس آقاي هاشمي رفسنجاني به يكي از نمايندگان آقاي منتجبنيا، كه صحبت ايشان در دستور كار مجلس قرار نداشت برخلاف آييننامه داخلي مجلس اجازه دادند كه گزارشي سر تا پا خلاف در مورد حمله به نهضت را بخوانند. ما براي آنكه نشان بدهيم كه تا چه حد عليه نهضت آزادي جوسازي شده و در مجلس گزارشات خلاف عنوان ميشود، مطالب ايشان را عيناً ميآوريم:
منتجبنيا ـ بسمالله الرحمن الرحيم. ديروز من گزارشي را از وزارت كشور گرفتم كه در جلسه امروز سهشنبه عرض كنم ولي فرمودند الان به عرض نمايندگان محترم برسانم.
صبح روز سهشنبه هفته گذشته از طرف نهضت آزادي اعلاميهاي توزيع ميشود، در سطح وسيعي در تهران و متن آن دعوت از عموم مردم بوده به دفتر نهضت آزادي با تعبير «هموطن».
«هموطن عزيز براي تأمين انتخابات آينده در عصر جمعه “جمعه گذشته” شركت بكنيد.
اين اعلاميه پخش ميشود و به دنبال آن وزارت كشور چون احساس ميكند كه متن اين اعلاميه دعوت به سمينار نيست، بلكه دعوت به ميتينگ است و ميتينگ نيازمند به اجازه رسمي از وزارت كشور است اعلام ميكند به شهرباني كه اين ميتينگ غيرقانوني است. متأسفانه بعد از اعلام وزارت كشور و شهرباني باز به پخش اعلاميه ادامه ميدهند تا حدي كه چند نفر دختر را در رابطه با توزيع اعلاميه، اعضاي كميته دستگير ميكنند.
اين قضيه ادامه پيدا ميكند تا روز بعد از آن اعلاميه، آقاي صباغيان نامهاي به وزارت كشور ميفرستند و در آن متذكر ميشوند كه بنا است روز جمعه سميناري در فلان جا برگزار بشود و ما جهت اطلاع «نه كسب اجازه» جهت اطلاع و تأمين امنيت آنجا اين نامه را نوشتيم. يعني كمك ميطلبد از وزارت كشور كه مأموران انتظامي امنيت آنجا را برقراربكنند و ضمناً جهت اطلاع بوده نه كسب اجازه و اين نامهاي كه آقايان ميفرستند و بعد از آن كه نامه نوشته ميشود و به ايشان متذكر ميشوند كه غيرقانوني است، آقايان تراكتهايي را پخش ميكنند كه وزارت كشور گفتند نامههايي را اطراف آن دفاتر ما پيدا كرديم كه نوشته شده بود به دليل ممانعت وزارت كشور اين سمينار تعطيل شد و پلاكاردي را بالاي دفتر نصب ميكنند كه «به دليل ممانعت وزارت كشور ممنوع شد و تعطيل اعلام ميشود». روز عصر جمعه آقايان صباغيان، توسلي و ابراهيم يزدي و همراهان در ساختمان حضور پيدا ميكنند كه مردم متوجه قضيه ميشوند. مردم هشيار و حزبالله متوجه بودند و اطراف دفتر نهضت آزادي را ميگيرند. آقاي مهندس بازرگان با حضرت آيتالله مهدوي كني تماس تلفني برقرار ميكنند و ميگويند مردم دفتر را محاصره كردهاند و شما جلوگيري كنيد. آقاي مهدوي كني با آقاي ناطق نوري وزير كشور تماس ميگيرند و وزير كشور هم دستور ميدهند به كميته كه كميته آنجا حضور پيدا كنند و مردم را متفرق كنند.
وقتي كميته وارد ميشوند، ميبينند كه مردم، مردمي كه مسلح نبودند، مردم حزبالله، نه اعضاي كميته، مردم وارد دفتر شدند و با آقايان درگير شدند پرسنل كميته در صدد متفرق كردن مردم برميآيند و مردم را از ساختمان دور ميكنند و مأمور ميشوند از طرف وزارت كشور كه آقاياني كه در آنجا هستند يعني اعضاي نهضت آزادي را اسكورت كنند و به منزلشان برسانند. ولكن مردم از اطراف دفتر متفرق نميشوند تا حدود ساعت 30/7-7 شب، چون مأمورين كميته ميبينند از وسط مردم نميتوانند آقايان را بيرون ببرند و براي آنها خطر دارد، آقايان را از پشت بامها رد ميكنند از حياطهاي همسايه آنها را بيرون ميبرند و با اتومبيل كميته آنها را اسكورت ميكنند به محل خودشان و منزل خودشان ميرسانند. فقط اتومبيلي بوده از آقاي ابراهيم يزدي كه در كميته باقي ميماند با ايشان تماس ميگيرند كه راننده را بفرستيد و اتومبيل را تحويل بگيرند كه ميفرستند و اتومبيل را از آنجا تحويل ميگيرند.
اين خلاصه گزارشي است كه وزارت كشور به من دادند و معلوم شد كه نه مسلحي به آنجا حمله كرده بوده و نه نيروهاي انتظامي مردم بودند و اين هم مسأله سمينار نبوده بلكه براي هر عاقل و آگاهي روشن است كه تصميم بر برگزاري ميتينگ بوده به نام سمينار.
والسلام عليكم و رحمه الله
ج ـ گزارش حادثه به شرح مشروح مذاكرات آن روز مجلس
صورت مشروح مذاكرات جلسه پانصد و بيست و چهارم روز سهشنبه دهم آبان ماه 62 كه توسط اداره تندنويسي مجلس شوراي اسلامي تهيه و با امضاي رئيس جلسه چاپ و توزيع ميگردد، شرح ماوقع را چنين آورده است:
قرهباغ ـ اين بچه شيطان چه كاره است؟ از پشت تريبون بيا پايين.
رئيس ـ خواهش ميكنم بگذاريد حرف تمام شود.
قرهباغ ـ ما نميگذاريم صحبت كند.
رئيس ـ آقاي مهندس وقتتان تمام شد.
قرهباغ (خطاب به آقاي صباغيان) ـ از پشت تريبون بيا پايين.
صباغيان ـ در هر حال اين افتخار نصيب ما گشت كه نوبر انتخابات شيرين (در اين هنگام آقاي قرهباغ پشت تريبون آمده و آقاي مهندس صباغيان را از پشت تريبون پايين كشيد).
رئيس ـ آقاي …. آقاي….
قرهباغ ـ ما نميگذاريم آقا، ما نميگذاريم آقا. بيا پايين.
صباغيان ـ ببينيد دارند چه كار ميكنند؟
رئيس (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ بگذاريد بيايد.
صباغيان (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ آقا اين چه حركتي است ميكنيد؟ نكنيد.
معينفر (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ تو چه كاره هستي؟
صباغيان (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ چرا اين كار را ميكني؟ چرا ميزني مرا؟ من
معينفر (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ تو چه كاره هستي، چه كار ميكني اينجا.
رئيس ـ آقا، از اطراف تريبون برويد عقب.
صباغيان (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ چرا ميزني من را؟
معينفر (خطاب به آقاي قرهباغ) ـ تو چه كاره هستي؟
رئيس ـ تريبون را قطع كنيد.
به طوري كه ملاحظه ميفرماييد گزارش مشروح مذاكرات ناقص است. نه تنها آنچه كه در همان چند لحظه از راديو منتشر گرديده است و صدها هزار نفر از مردم شنيدهاند منعكس نمينمايد. بلكه از آنچه كه بعد از قطع راديو در مجلس اتفاق افتاد نيز ذكري به ميان نياورده است.
د ـ مشاهدات يكي از نمايندگان
آقاي فخرالدين حجازي مشاهدات اين جلسه را تحت عنوان «دعواي مجلس» به نظم درآورده و روز پنجشنبه 12/8/62 در معرض تماشاي حاضران در مجلس شوراي اسلامي گذاشتند. ما از ابياتي كه متضمن دشنام، تهمت و افترا عليه نهضت است با كرامت گذشته و آنها را حذف مينماييم و تنها قسمتي را كه مربوط به حادثه و از روي دستخط ايشان كپي برداشته شده است ذيلاً ميآوريم.

هـ ـ مشاهدات و تجربيات آقاي مهندس صباغيان
آقاي مهندس صباغيان حوادث اين جلسه را خود به رشته تحرير درآورده و در اختيار گذاشتهاند. ما در اينجا عين نوشتار ايشان را براي استحضار خوانندگان نقل ميكنيم:
نطق را قبل از رفتن به مجلس در منزل خواندم و با اندازهگيري وقت متوجه شدم خواندن آن دقيقاً يازده دقيقه وقت لازم داشت ولي چون برحسب معمول مجلس نمايندگان دو دقيقه از وقت اضافي استفاده مينمودند تغييري در آن ندادم.
در مجلس پس از گذشتن، مدت پنج دقيقه از خواندن نطق اعتراض در بين نمايندگان شروع شد و با يك نگاه در طرف غرب سالن مجلس متوجه شدم كه اين اعتراضات از طرف آقايان قرهباغ، ناريزاده، مجيد انصاري بود در همين موقع آقاي قرهباغ از محل خود بلند شد و اعتراض كنان به سمت تريبون آمد و در جلوي تريبون داد و فرياد راه انداخت كه «بيا پايين و اين حرفها چيست ميزني» من به مطالب وي توجهي نكرده و به سخنان خود ادامه دادم. در اين موقع آقاي قرهباغ دستم را گرفت كه از پشت تريبون پايين بكشد ولي باز به او توجهي نكردم وي سپس عباي خود را به كناري انداخت و جلو آمد در حاليكه ميگفت «اين بچه شيطان چه كاره است از پشت تريبون بيا پايين ما شهيد دادهايم و نميگذاريم اين حرفها را بزند» دستم را گرفت و پايين كشيد، باز هم مقاومت كردم، مجدداً دستم را گرفت به سختي پايين كشيد به طوري كه كت من پاره شد، در همين موقع متوجه شدم عدهاي از نمايندگان به سمت تريبون ميآيند آقايان مهندس معينفر ـ مجيد انصاري ـ اسدينيا ـ الله بهداشتي ـ خلخالي كه در بين اينها آقاي مهندس معينفر از بقيه جلوتر بود و سريع به سمت تريبون ميآمد. آقاي معينفر به سمت آقاي قرهباغ رفته و اظهار داشت «تو چه كاره هستي؟ چه كار ميكني؟». در همين موقع مشت محكمي از طرف آقاي اسدينيا به گردنم خورد و بقيه نمايندگان نامبرده روي سرم ريختند و مشت و لگد بود كه نثارم ميشد. با توجه به تجربه روز جمعه 6/8/62 با دستهايم صورتم را پوشاندم در اين موقع آقاي زائري را ديدم كه ديگران را از من دور نموده و با حائل ساختن خود از حمله ديگران به من جلوگيري ميكرد، ولي آقاي عابدينزاده عليرغم وجود آقاي زائري مشت ديگري به من زد، در اين اوان چشمم به آن طرف ميز منشيها افتاد ديدم آقاي معينفر بر روي زمين افتاده بود صورتش ورم كرده و آثار ضرب زيادي در پاي چشمش ديده ميشد و آقاي هادي غفاري فحشهاي بسيار ركيك و زننده و ناموسي نثار ما ميكرد. بالاخره با دخالت آقايان انصاي راد ـ احمد ناطق نوري ـ زائري ـ عزتالله سحابي از حمله نمايندگان كه عبارت از آقايان اسدينيا ـ عابدين زاده ـ هادي غفاري ـ الله بهداشتي ـ عزتالله دهقان و …. بود جلوگيري نموده و آقاي معينفر و مرا از مجلس بيرون بردند. در همين موقع كه از سالن مجلس خارج ميشديم كسي از پشت سر با كف دست محكم به سرم كوبيد، برگشتم ديدم آقاي هادي غفاري بود. بالاخره ما را به اطاق آقاي موسوي خويينيها هدايت كردند. در اين اطاق به صورت نيمه زنداني بوديم زيرا اجازه نميدادند با كسي تماس بگيريم و حتي از تماس تلفني هم جلوگيري ميشد. سرانجام به پاسداري كه مانع تلفن كردن من ميشد و با حمايت آقاي موسوي خويينيها از من، موفق شدم تلفني بكنم. پس از شروع مجدد مجلس قصد رفتن به مجلس را داشتيم كه مأموران مانع شدند. اصرار كرديم تا آقاي بشارتي از طرف هيئت رئيسه آمده و گفتند چون جو نامساعد است بهتر است شما امروز به منزل برويد و اگر چه ما اصرار داشتيم كه ابتدا به سالن رفته پس از گذشت نيم ساعت به منزل برويم، آقاي بشارتي روي نظر هيئت رئيسه اصرار داشتند. بالاخره آقاي مهندس بازرگان آمدند و ايشان هم تاييد كردند كه بهتر است ما به منزل برويم لذا ما قبول نموده و هر دو به منزل رفتيم.
و ـ اخطار نظامنامهاي آقاي مهندس معينفر
آقاي مهندس معينفر كه از مصدومين و مجروحين جلسه 10/8/62 بودهاند، انتظار داشتند كه جزئيات اين حادثه اگر نه در دادگاه صالحه، لااقل در صورتجلسه مجلس به درستي بازگو شود ولي از آنجا كه انتظارشان برآورده نشد در جلسه 29/8/62 اخطار نظامنامهاي دادند كه متأسفانه آن هم به دليل ممانعت رياست مجلس نيمه تمام ماند. متن كامل اخطار آقاي مهندس معينفر ذيلاً از نظرتان ميگذرد.
«بسمالله الرحمن الرحيم ـ صورتجلسه 524 مورخ 10/8/62 كه چاپ و توزيع شده نياز به اصلاحاتي دارد و علاوه بر آن منعكسكننده تمام جرياني كه در آن روز در جلسه علني اتفاق افتاد نميباشد. نوار آن قسمت از جريان قبل از آنكه پخش مستقيم راديو قطع شود نزد اينجانب و عده كثيري از مردم موجود است و اين نوار با آنچه در صورتجلسه نوشته شده به طور كامل تطبيق نميكند. به طور مثال در نوار جمله «بگيريد بله» و بعد جمله «بگذاريد بياد» و پس از چند لحظه جمله «آقا اسلح را بگذاريد.» توسط آقاي رئيس ادا شده و در صورتجلسه فقط جمله «بگذاريد بياد» ذكر شده و بعد در پرانتز نوشته شده «خطاب به آقاي قرهباغ» و معلوم نيست اين پرانتز روي چه قرينهاي است. با توجه به اينكه پس از قطع راديو از طرف آقاي رئيس اعلام تنفس و يا تعطيلي نشد بقيه جريان نيز در جلسه علني اتفاق افتاده است و بايد در صورتجلسه ذكر ميشد.»
در اينجا آقاي رئيس مانع ادامه صحبت آقاي مهندس معينفر شدند. ادامه توضيحات ايشان به نقل از متن نوشته شده اخطار نظامنامهاي به شرح زير است:
«حضار جلسه ملاحظه كردند كه حدود ده نفر از نمايندگان محترم بر سر آقاي صباغيان و اينجانب ريختند و با ضربات مشت و لگد ما را مضروب و مصدوم كردند خصوصاً حضرت حجتالاسلام و المسلمين جناب آقاي هادي غفاري به خارج ساختن كفش از پاي خود و كوفتنهاي مرتب بر سر و صورت و بدن اينجانب گوي سبقت را از ديگران ربودند. ايشان همچنين فحشهاي عرضي و ناموسي زن، مادر و خواهر نثار من كردند كه مستوجب حد است. پس از آنكه با فداكاري و همت جمعي از نمايندگان تا حدودي جلوي مهاجمين سد و اينجانب به جايگاه هيئت رئيسه پناه بردم كه از حمله و تهاجم مجدد مصون بمانم. در جلوي چشم رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي دو تن از افراد گارد و محافظ مجلس نيز با پوتينهاي سنگين و با لگد و مشت مرا به شدت كتك زده از سالن خارج ساختند. به طور كلي در اثر اين حادثه و ضربات وارده قسمتهايي از بدنم كبود و خونمردگي پيدا كرد. به سرم برآمدگيهايي به وجود آمد اطراف چشم چپم به شدت صدمه ديده به طوريكه هنوز هم آثار كبودي آن باقي است. درخواست دارم اين صحنههاي مشمئزكننده تاريخي كه در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي اتفاق افتاد در صورتجلسه ثبت شود.»
متأسفانه رياست محترم مجلس برخلاف آييننامه مجلس، نه تنها مانع ادامه صحبت آقاي مهندس معينفر و اتمام اخطار نظامنامهاي ايشان شدند بلكه به جاي اصلاح و ترميم خرابيهاي به بار آمده مطالبي بيان كردند كه به هيچ وجه كمكي به اعاده حيثيت مجلس و نمايندگان ملت ننمود. متن سخنان ايشان بدين قرار است:
«اين تعبير اسلحه را بگذاريد از چيزهايي بود كه خبرگزاري فرانسه جعل كرد و ايشان هم عيناً از اينجا پخش كردند. اگر چنانچه اين جمله در نوار نبود من عليه ايشان اعلام جرم ميكنم. چون چنين چيزي وجود ندارد. لااقل خوب بود ميرفتند به نوار مراجعه ميكردند و كميسيون اصل 90 مراجعه بكند به متن نوار و آنچه كه پياده شده هر كلمه و هر حرفي و هر چيزي كه از مجلس قطع شده و نبود در صورت مذاكرات بياورد اين حقي است كه بايد انجام بشود. ولي باز حركت آقايان، ما با همه نصيحتهايي كه كرديم همان است و ايشان هم از اين اخطار استفاده كردند به ادامه همان توطئه، كه مصمم هستيم توطئه را در ايران سركوب ميكنيم. ولي تذكرات قانوني حق است. آقايان هر چيزي دارند بفرمايند ولي توطئه نفرمايند.»(1)
11ـ اظهارات وزير محترم كشور و پاسخ نهضت
حجتالاسلام آقاي ناطق نوري وزير كشور كه علاوه بر مسئوليت نيروهاي انتظامي كشور، مسئوليت اجراي قانون احزاب را نيز به عهده دارند. در مصاحبهاي كه در شماره 1282، 11 آبان ماه 62 روزنامه جمهوري اسلامي منتشر شد، مطالبي خلاف واقع درباره يورش مهاجمين «مجاز ولي غيرمسئول» به نهضت آزادي ايران بيان داشته و ضمن اهانت به نهضت و نهضتيها كوشيدهاند اين عمل شرمآور خلاف قانون و مصلحت را توجيه كنند. قبلاً هم همانطور كه اشاره كرديم حجتالاسلام آقاي هاشمي رفسنجاني نيز در روز 10 آبانماه در مجلس شوراي اسلامي پس از مضروب شدن آقايان مهندس صباغيان و مهندس معينفر مطالب مشابهي را ابراز داشته بودند. نهضت آزادي طي نامهاي خطاب به آقاي ناطق نوري به اين مطالب غيرواقع و تحريفات پاسخ گفت. ذيلاً متن نامه نهضت آزادي ايران به وزير كشور را منتشر ميسازيم تا خوانندگان عزيز بتوانند خود به قضاوت بنشينند:
بسمهتعالي
جناب حجتالاسلام ناطق نوري وزير کشور جمهوري اسلامي ايران
با سلام و آرزوي توفيق در شناخت و اعتراف به حقايق براي جنابعالي، لازم ميدانيم به حکم وظيفه امر به معروف و نهي از منکر و توصيه به حق مطالبي پيرامون مصاحبه اختصاصي شما با روزنامه جمهوري اسلامي (شماره 1282 مورخ چهارشنبه 11 آبان 1362) به استحضارتان برسانيم تا چنانچه ندانسته گفتهايد به تصحيح گفته خود بپردازيد و بدينوسيله به روشن شدن اذهان و دور شدن از خشم ايزد منان کمک فرماييد.
مقدمتاً بايد بگوييم که ما در صدد نيستيم درباره داوريهاي جنابعالي از قبيل «موات» خواندن نهضت و يا «نداشتن چهره موجه» سخن بگوييم. از اين قسمت با کرامت ميگذريم و تنها يادآور ميشويم که انتظار ميرفت جنابعالي بدانيد که کسي، آن هم در مقام وزارت کشور قانوناً اجازه هتک حيثيت شهروندان را ندارد. ما به مطالب خلاف واقعي که در اين مصاحبه آمده است به شرح ذيل اشاره ميکنيم تا اگر انصاف داريد به تصحيح آن بپردازيد:
1ـ فرمودهايد «نهضت در تاريخ 3/8/62 نامهاي براي ما فرستاد که در آن نامه درخواست موافقت با برگزاري اين ميتينگ را کرده بود.» چنين مطلبي انسان را به ياد داستان معروف «خسن و خسين هر 3 دختران معاويه هستند» مياندازد. اولاً نهضت آزادي ايران در تاريخ 30/7/62 و نه در تاريخ 3/8/62 نامهاي به وزارت کشور فرستاده است و دليل روشن صحت ادعاي نهضت علاوه بر تصويرنامه نهضت و تلگرافات کميته مرکزي و شهرباني که ضميمه است دفاتر نامههاي وارده وزارت کشور ميباشد. ثانياً در اين نامه تقاضايي وجود نداشته و تنها برگزاري سمينار را به اطلاع وزارت کشور رساندهايم. ثالثاً در اين نامه به هيچ وجه سخني از «ميتينگ» وجود ندارد و جنابعالي به ناحق استنباط خود را به نهضت نسبت دادهايد. در اينجا بايد بگوييم که ممکن است نامه نهضت که در روز 30/7/62 به وزارت کشور داده شده است چهارروز بعد به اطلاع جنابعالي رسانيده باشند که در اين صورت نيز حق بود مساله را عيناً و با صراحت با ما و مردم در ميان بگذاريد.
2ـ فرمودهايد «اين سمينار هم مانند سمينارهايي است که در جامعه تشکيل ميشود و در روزنامهها هم نوشته ميشود.» آقاي وزير ما هم علاقمنديم که به جاي پخش اطلاعيه بتوانيم سمينارها و جلسات خود را در روزنامهها اعلام کنيم و براي خود و مدعوين مشکلاتي مانند آنچه پيش آمد فراهم نسازيم ولي جنابعالي به عنوان وزير کشور جمهوري اسلامي و به عنوان عضو شوراي مرکزي حزب حاکم به خوبي ميدانيد که روزنامههاي کثيرالانتشار که متعلق به بنياد مستضعفان بوده و تحت نظارت معاون نخست وزير در امور بنياد اداره ميشوند حاضر نيستند حتي با اخذ بهاء، آگهيهاي تسليت و کلاسهاي سياسي – عقيدتي نهضت آزادي ايران را به اطلاع مردم برسانند. اگر حاکميت برخلاف قانون همه درها را به روي حزبي قانوني چون نهضت آزادي ببندد آيا چارهاي جز پخش اطلاعيه آن هم در سطح محدود (نه آنطور که جنابعالي گفتهايد که در سطح شهر پخش شده است) ميماند؟
3ـ شما سمينار نهضت آزادي را «ميتينگ» نام نهاده و بدينوسيله تجاوز به ساختمان نهضت را قانوني جلوه دادهايد. اولاً همانطور که اعلام شده است اين سمينار در ساختمان نهضت که گنجايشي کمتر از پانصد نفر دارد برگزار ميشد و همه کس ميداند که در فضايي بدين کوچکي نميتوان ميتينگ برگزار کرد. ثانياً اگر جمعيت بيشتري به دعوت ما پاسخ مثبت ميداد مأمورين کميته و شهرباني قانوناً ميتوانستند به آساني و براي جلوگيري از سد معبر آنها را به خانههايشان برگردانند. ثالثاً اگر هم ادعاي باطل جنابعالي را پذيرفته و اين سمينار را ميتينگ نام نهيم باز هم چنين گردهمايي طبق تبصره 2 ماده 6 قانون احزاب که ميگويد:
«تشکيل اجتماعات و راهپيمايي طبق اصل 27 قانون اساسي آزاد است ولي برگزاري آنها در پارکها، ميادين و معابر عمومي منوط به کسب مجوز از وزارت کشور است».
تنها زماني نيازمند به اجازه وزارت کشور است که در پارکها و معابر عمومي برگزار شود و روشن است که محل برگزاري اين گردهمايي داخل ساختمان نهضت آزادي ايران و نه در پارک، معبر و يا ميداني بوده است. ضمناً توجه داريد که اين ماده احزاب را مکلف به مطلع ساختن وزارت کشور در موارد گردهماييهاي داخلي نمينمايد و نهضت با حسن نيت و داوطلبانه طي نامه شماره 413/4/21 مورخ 30/7/62 مراتب را به اطلاع وزارت کشور رسانيده است.
4ـ فرمودهايد: «بنده دستور دادم که به منطقه رفته و مردم را متفرق کنند تا به ساختمان نهضت و افرادشان حمله نشود». آقاي وزير اگر راستي شما چنين دستوري داديد بايد بگوئيم، کارکنان حوزه مسئوليت شما ظاهراً کمترين ارزشي براي دستوراتتان قائل نبوده و عملاً آن را اجرا نکردهاند. زيرا اين کارکنان نه تنها مردم را متفرق نساختند بلکه خود جزء مردم بودند و به عنوان نمونه حتي يک نفر از مهاجمين را دستگير نساختند. هم اينان بودند که پارهاي اسناد و اموال نهضت را به کميته مرکزي بردند.
5ـ فرمودهايد: «ملتي که دارد کشته ميدهد و براي حفظ استقلال و آزادي ميجنگد آيا درست است که بعد عدهاي بيايند و بگويند که ما ميخواهيم سميناري براي تأمين آزادي انتخابات تشکيل دهيم؟»
پاسخ سئوال شما روشن است. اولاً اصل نهم قانون اساسي که خونبهاي شهيدان است صريحاً گفته است که:
«در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران کمترين خدشهاي وارد کند و هيچ مقامي حق ندارد بنام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور آزاديهاي مشروع را هر چند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند».
ثانياً آيا وزير کشور چنين ملتي، حق دارد خودسرانه اين اصل را زيرپا بگذارد و کساني که اجراي آن را مطالبه کردهاند مورد اتهامات ناروا قرار دهد. ثالثاً اگر آزاديهاي مصرحه در قانون اساسي حکمفرماست بهتر بود اجازه داده ميشد که چنين سميناري برگزار شود و همه مردم بدانند که آنان که درخواست تأمين آزادي انتخابات را دارند گروهي دروغگو ميباشند. ولي آقاي وزير بگذاريد ما سئوال شما را به صورت ديگري مطرح نموده بپرسيم «ملتي که دارد کشته ميدهد و براي حفظ استقلال و آزادي ميجنگد آيا درست است که حق حضور آزادانه در يک گردهمايي قانوني را نداشته باشد».
6ـ فرمودهايد: «همواره امام امت هم به رأي مردم و آزادي انتخابات تأکيد فرمودهاند». جناب آقاي وزير کشور آيا سزاوار است عليرغم تاکيد امام امت اينگونه با کساني که براي تأمين آزادي انتخابات ميکوشند برخورد خصمانه کنيد؟
7ـ فرمودهايد: «همان شب ميبينيد که راديوهاي بيگانه شروع به تبليغات بر ضد جمهوري اسلامي مينمايند و ميگويند که در ايران حتي به اندازه تشکيل يک سمينار هم آزادي نيست». آقاي وزير در حالي که نهضت تسليم درخواست مخالف قانون وزارت کشور شده و سمينار را لغو نموده بود و مراتب را طي پردهاي که بر ديوار خارجي ساختمان دفتر نصب کرده بود به اطلاع عموم رسانيده بود اگر وزارت کشور وظيفه قانوني خود را در حفظ امنيت شهروندان انجام ميداد و مانع تهاجم به نهضت ميگرديد آيا براي راديوهاي بيگانه خوراکي فراهم شده بود؟ راستي اگر وزارت کشور حمله به دفاتر احزاب را خلاف قانون ميداند چرا جلوگيري ننموده و درصدد توقيف و محاکمه متخلفين برنميآيد؟
جناب آقاي وزير کشور بايد بگوييم همانطور که «سمينار تأمين آزادي انتخابات» توانست از اولين گام، آزادي انتخابات را اثبات کند، مصاحبه جنابعالي نيز به خوبي توانست صحت اطلاعات و يا حسن نيت و بينظري جنابعالي را آشکار سازد. گواه عاشق صادق در آستين باشد.
ما در برابر اين آزاديکشيها و بيعدالتيها چارهاي جز صبر نداريم. تنها به حکم وظيفه خطير امر به معروف و نهي از منکر و توصيه به حق گهگاه اقدامي نموده و خود را به خطر مياندازيم واميدواريم که بتوانيم در پيشگاه الهي روسياه نباشيم.
ربنا آتنا من لدنک رحمه و هيئي لنا من امرنا رشدا
نهضت آزادي ايران
21/8/62
(1) كيهان ـ دوشنبه 30 آبان 62
12ـ نامه و تلگرام به دادستان انقلاب اسلامي مركز
همانطور كه گفته شد آرشيو نهضت آزادي ايران از تحقيقات و اسناد ذيقيمتي مربوط به مبارزات ملت رزمنده ايران تشكيل شده است. برخي از اين اسناد نسخههاي منحصر به فردي هستند كه از بين رفتن آنان خسارت معنوي بزرگي به فرهنگ جمهوري اسلامي وارد ميسازد. نهضت به منظور حفظ اين گونه اسناد، در تاريخ 12/8/62 نامهاي به دادستاني انقلاب مركز نوشته درخواست نمود اولاً از اسناد ربوده شده صورتمجلس در حضور نماينده نهضت آزادي تهيه گردد، ثانياً از اسنادي كه مورد نياز دادستاني است كپيبرداري شده به نهضت عودت داده شود و ثالثاً آرشيو نهضت را كه مورد احتياج دادستاني نيست به نهضت برگردانند. چند روز پس از ارسال اين نامه چون اقدام مقتضي از طرف دادستاني صورت نگرفت، در تاريخ 17/8/62 نهضت طي تلگرامي به دادستاني تقاضاي خود را دنبال كرد. متأسفانه تا اين تاريخ پاسخي به اين تقاضا داده نشده است. متن نامه و تلگراف نهضت به دادستاني ذيلاً از نظر خوانندگان عزيز ميگذرد:
نامه نهضت به دادستان انقلاب اسلامي مركز
بسمهتعالي
جناب آقاي اسدالله لاجوردي
دادستان انقلاب اسلامي مرکز
بهطوري که مسبوق هستيد در جريان رويداد روز جمعه 6 آبانماه و حمله به دفتر نهضت آزادي ايران، نمايندگان آن دادستاني نيز حضور پيدا کردند و در حدود ساعت 30/5 بعد از ظهر، موقعي که مأموران کميته مرکزي انقلاب اسلامي به منظور اجراي دستوري که داشتند ترتيب انتقال 3 نفر آقايان مهندس توسلي، مهندس صباغيان و دکتر يزدي را از ساختمان به منازلشان ميدادند در برابر سئوال برادران مسئول نهضت در مورد سرنوشت ساختمان و اسناد و مدارک آن اظهار داشتند که ساختمان به برادران دادستاني تحويل داده ميشود و آنها حفاظت مينمايند. در مورد اينکه آيا اوراق و مدارکي در اثر حمله به ساختمان بيرون برده شده باشد با صراحت گفتند و چند بار هم تکرار کردند که يک ورق هم از ساختمان برده نشده است و هرچه در درست اشخاص ديده شده موقع خروج از ساختمان از آنها ضبط شده است.
برادري که به عنوان نماينده دادستاني معرفي شده بود کارت شناسايي خود و برگ مأموريتي را که به شماره 6817/62/30 مورخه 6 آبانماه 62 مبني بر جلوگيري از اتلاف اسناد و مدارک و انتقال به دادستاني با مهر و امضاي جنابعالي بود ارائه داده و تأکيد و تأييد کرد که از تمامي اسناد و مدارک و لوازم حفاظت خواهد شد و اسنادي را هم که لازم بدانند به دادستاني خواهند برد. از ايشان در حضور نماينده کميته مرکزي و ساير مأموران کميته و دادستاني درخواست شد، بردن اسناد با حضور نمايندهاي از جانب نهضت (يکي از 3 نفر آقايان فوق الذکر) و با تهيه صورت مجلس انجام گيرد. متأسفانه موافقت ننمودند. درخواست شد تمامي اطاقها و دفاتر لاک و مهر بشود و در اختيار نمايندگان دادستاني باشد و اول وقت روز بعد در حضور نمايندگان نهضت و با تهيه صورت مجلس اسناد را ببرند. با اين درخواست نيز موافقت نشد. بعد از اصرار و تأکيد تنها موافقت کردند يکي از 3 نفر آقايان فوق الذکر (آقاي مهندس صباغيان) در معيت يکي از مأموران حاضر (جناب سرهنگ فشارکي رئيس پليس تهران) به طبقات مختلف سرکشي نموده و وضعيت هريک از اطاقها را بررسي کنند، که انجام شد و مشاهده گرديد که بسياري از اطاقها دست نخورده مانده بودند.
حدود ساعت 30/6 برادران فوق الذکر را از ساختمان خارج و به منازل منتقل ساختند.
روز بعد، شنبه 7 آبانماه 62، حدود ساعت 9 صبح از طرف نمايندگان دادستاني مستقر در ساختمان اطلاع داده شد که آماده براي تحويل ساختمان و لوازم آن هستند. نمايندگان نهضت مراجعه کردند و در حضور و با شرکت نمايندگان دادستاني انقلاب و کميته مرکزي از تمام طبقات ساختمان که در اختيار نهضت ميباشد بازديد بهعمل آمد و صورت مجلسي مبني بر وضع موجود تهيه و به امضا رسيد که قطعاً ملاحظه نمودهايد.
در اين بازديد ملاحظه شد که درها و پنجرهها شکسته، فايلها شکسته و بيرون ريخته شده، صندوقهاي نسوز مالي باز و محتويات خارج شده است. مدارک و اسناد سياسي، تشکيلاتي و مالي نهضت و همچنين لوازم مختلف مفقود شدهاند.
چه کساني، چه چيزهايي را از ساختمان بيرون بردهاند و تهيه ريز اقلام آنها به آساني ميسر نيست. لهذا بدينوسيله از آن دادستاني درخواست ميشود پيرو حکمي که داده بودند، اولاً اجازه بدهند در حضور نمايندهاي از جانب نهضت آزادي از کليه اسناد و مدارکي که در اختيار آن دادستاني ميباشد صورت مجلس تهيه گردد، ثانياً اسناد و مدارکي که دادستاني به آنها نياز دارد کپي برداري نموده و به نهضت عودت بدهند، خصوصاً مدارک مالي که جهت پرداخت ديون و يا پيگيري مطالبات به آنها نياز ميباشد. ثالثاً مدراک و اسنادي که از آرشيو برده شدهاند از قبيل آرشيو نوار سخنرانيهاي شخصيتها و آرشيو انتشارات احزاب و گروهها و دستجات و کتب و غيره، که مورد نياز آن دادستاني نيست به نهضت عودت داده شوند.
علاوه بر اينها مهر رسمي نهضت آزادي ، وجوه نقدي و مقاديري اثاثيه مانند ماشين تحرير، ضبط صوت، راديو و غيره از محل دفتر برده شدهاند که جداً درخواست ميشود ترتيب استرداد آنها داده شود.
والسلام
اللهم وفقنا لما تحب و ترضي
نهضت آزادي ايران
12/8/62
تلگرام نهضت به دادستان انقلاب اسلامي مركز
بسمهتعالي
17/8/62
تلگرام شهري
جناب آقاي اسدالله لاجوردي دادستان انقلاب اسلامي مركز
پيرو نامه شماره 424/4/21 مورخه 12/8/62 مجدداً درخواست ميشود:
اولاً اسناد و مدارك و لوازم برده شده از دفتر نهضت آزادي به آن دادستاني با حضور نماينده نهضت صورتمجلس گردد.
ثانياً به منظور ادامه گردش كار نهضت خصوصاً پرداخت ديون و دريافت مطالبات از آنچه كه دادستاني لازم دارد رونوشت برداشته و اصل آنها عودت داده شود.
والسلام ـ با تشكر
نهضت آزادي ايران
13ـ اعتراض نمايندگان به رئيس مجلس
پيرو بيانات حجتالاسلام آقاي هاشمي رفسنجاني در جلسه دهم آبان ماه، آقايان دكتر سحابي، مهندس بازرگان، دكتر يزدي و مهندس صباغيان نمايندگان مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 12/8/62 يادداشت اعتراضيه مختصري به رياست محترم مجلس شوراي اسلامي نوشته و تخلفاتي را كه در مجلس و نحوه اداره آن انجام پذيرفته است يادآور شدند. متن نامه نامبرده ذيلاً از نظر خوانندگان گرامي ميگذرد:
رياست محترم مجلس شوراي اسلامي
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
در بياناتي كه روز سهشنبه دهم آبانماه جاري هنگام نطق قبل از دستور و بعد از قطع اتصال راديوئي مذاكرات مجلس، براي اطلاع مردم فرموديد، وضع ناگوار و شرمانگيزي كه از ناحيه عدهاي از آقايان نمايندگان عليه ناطق قبل از دستور، آقاي مهندس هاشم صباغيان در مجلس برپا گرديد و تفسير و تعبيرهايي كه شخصاً ابراز داشتيد، به ناحق و من غيرواقع، نهضت آزادي را عامل و مسبب اصلي معرفي نموديد، در حالي كه در تمام اظهارات و هتاكيها و حملهها كه در قبال نطق نيمهتمام و كمتر از ده دقيقه آقاي مهندس صباغيان، عليرغم قانون و اخلاق و آييننامه اداري مجلس صورت گرفت و انعكاس خارجي يافت، جنابعالي در مقام رياست و اداره مجلس كمترين ممانعت و مخالفتي به عمل نياورده، با نظارهگري و سكوت خود صحّه بر آنها گذاشتيد. لذا بدين وسيله اعتراض خود را اعلام ميداريم و در اين مورد نيز مانند تعبيرهاي ناروا و حقكشيهايي كه در مقام رياست مجلس و خطبههاي نماز جمعه و مصاحبهها نسبت به ما روا ميداريد صبر ميكنيم و قضاوت را به خداي احكم الحاكمين واگذار مينماييم.
يدالله سحابي ـ يزدي ـ صباغيان ـ مهدي بازرگان
14ـ سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني در جمع سفرا و كاردانان
در گردهمايي سفرا و كاردانان جمهوري اسلامي ايران در كشورهاي خارجي، آقاي هاشمي رفسنجاني در رابطه با حمله به دفتر نهضت آزادي ايران و فاجعه مجلس شوراي اسلامي بياناتي ايراد كردند كه داراي نكات بسيار جالب و منعكسكننده طرز تفكر حزب حاكم ميباشد. قسمتي از سخنان ايشان به شرح زير است:
«… مدتي پيش آقاي بازرگان ضمن صحبتهايشان در مجلس كه مستقيماً از راديو پخش ميشد مطرح كردند كه در ايران آزادي نيست اگر در ايران آزادي نبود كه اجازه نميدادند فرد مخالفي مستقيماً از راديو حرف بزند. سخنراني مستقيم در همه جاي دنيا فقط در اختيار افراد معدود و مطمئن يك سيستم است. نهضت آزادي در شرايطي كه قرار است 4 ماه يا 6 ماه ديگر تبليغات انتخاباتي مجلس آغاز شود بدون اجازه گرفتن از وزارت كشور اعلام ميكند كه سمينار تأمين آزادي انتخابات را برگزار ميكند. در يك سمينار عدهاي را دعوت ميكنند كه درباره موضوعي بحث كنند اما بحث عمومي و تجمع مردم در يك ميدان و سخنراني يك نفر سمينار نيست، اينها همه حساب شده است و اين كار را با نظامي ميكنند كه دارد بهترين بچههايش را شهيد ميدهد. نام اين سمينار هم مفهوم مخالفت دارد يعني آزادي نيست و ما ميخواهيم آن را تأمين كنيم اگر وزارت كشور اجازه بدهد از ما روزنامه و وقت راديو و تلويزيون و… ميخواهند و اگر هم وزارت كشور اجازه ندهد اعلام ميكنند كه به خاطر مخالفت وزارت كشور آن را لغو كردهاند.»(1)
به طوري كه ملاحظه ميگردد از تمام امكانات تبليغاتي عليه نهضت آزادي و مخدوش جلوه دادن واقعيتها استفاده گرديده است، تا ما را به جرم درخواست امكانات قانوني براي ايفاي وظيفه امر به معروف و نهي از منكر و ابراز نظرات خيرخواهانه درباره سونوشت انقلاب و جمهوري اسلامي سركوب نمايند. تا مبادا به قول خودشان «جسارت» پيدا كرده و تقاضاي «روزنامه» بنماييم. مفهوم سخنان ايشان اين است كه به جز حزب و گروه حاكم نه تنها به هيچ خدا بندهاي اجازه و امكان ابراز عقيده را نميدهيم بلكه اگر جسارت پيدا كنند و درخواست انتشار روزنامهاي را بنمايند!! ذنب لايغفري را مرتكب شدهاند كه مستوجب گوشمالي خواهند بود!!
15ـ سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه نماز جمعه
آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نماز جمعه در 13/8/62 در رابطه با حمله به دفتر نهضت آزادي و حوادث مجلس شوراي اسلامي مطالبي به شرح زير ايراد كردند.(2)
«…آمريکا ميخواهد انقلاب نيكاراگوئه را نابود کند، بهانهجويي ميکند. مساله خليج فارس را مطرح ميکند. مسائل ديگر را مطرح ميکند براي اينکه در دنيا بحران درست کند. افکار عمومي را آماده کند براي تجاوز. اينها امروز چند نوع هجوم عليه ما شروع کردند. يک هجوم همين تروريستي بود که عرض کردم. يک هجوم تبليغاتي در داخل کشور ما شروع کردند و البته نميخواهم بگويم آنهايي که اين روزها اين حرکت را کردند آمريکايي هستند. ولي در جهت خواست آمريکا است. آمدند حرکت راهانداختند يک مظلومنمايي شبيه مظلومنمايي امريکا در گرانادا و در لبنان. آمدند گفتند که ما ميخواهيم سمينار تأمين آزادي انتخابات درست کنيم. حالا ما هنوز 6ـ7 ماه داريم تا برسيم به انتخابات حالا که تبليغات انتخابات نيست، آزادي انتخابات تأمين نيست. آنها ميخواهند تأمين بکنند. خيلي خوب از وزارت کشور نرفتند اجازه بگيرند تا اينکه اعلانش را پخش کنند که وزارت کشور را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهند. وقتي که اين کار را کردند وزير کشور هم به حق گفت نه. سمينار معنايش اين است که يک عدهاي را دعوت کنيد بيايند توي جلسه بنشينند مثل هميشه که هر شب سمينار داريد. ما منع نميکنيم سمينار اجازه نميخواهد. ميتينگ اجازه ميخواهد و الان ميتينگ را هنوز اجازه نميدهيم. چون موقع انتخاب نشده است. با همين کارهايشان مردم را تحريک کردند مردم هم ريختند آنجا. البته من تأييد نميکنم که مردم بروند، خود ما عاجز نيستيم ميتوانيم جلوي آن را بگيريم، مردم رفتند. حالا ديگر اين مردم ما از اول اينطور بودند. ما از روز اول کارهايمان را خود مردم جلو ميرفتند و انجام ميدادند حالا ديگر دولت مسلط است و نياز زيادي نيست ولي ما ديگر به مردم اينقدر هم نميتوانيم زور بگوييم. ولي به هرحال رفتند و آنها هم آمدند در مجلس و از تريبون آزاد مجلس يک مصيبت نامهاي خواندند و ديديد که چه خواندند. دروغ گفتند. گفتند 300 نفر مسلح آمد. نعوذبالله که آدم اينقدر کج باشد. ما تريبون آزاد و پخش مستقيم در اختيارش بگذاريم او بيايد دروغ بگويد و بگويد 300 تا مسلح ريختند و سمينار را بهم زدند. (در حالي که حضار قصد شعار عليه سردمداران جريانات اخير را داشتند. حجت الاسلام رفسنجاني خواهش کردند که شعار ندهند) و گفت: استحقاق مرگ را ندارد و من اين حرفها را جهت روشن شدن شما ميگويم. من جزو دلسوزان اينها هستم. اينها سوابق دارند و ما دلمان ميخواهد تا آخر با ما باشند. اما من اين را نصيحت ميکنم به آنها به خانوادههايشان نصيحت ميکنم که جلوي اينها را بگيرند. اينها دارند اشتباه ميکنند اينها کارشان به جايي ميرسد که فردا مثل محارب در مقابل جمهوري اسلامي قرار بگيرند. اينجور که شروع کردند همهاش توطئه است با توطئه که آدم نميتواند کار بکند. آمدند در مجلس دروغ گفتند که 300 نفر مسلح ريختند و آنجا را به هم زدند والله اينجور نبوده. مسلحين رفته بودند اينها را نجات بدهند. من نميدانم حالا توي مردم مسلح بوده يا نبوده اما مردم بودند، مردم حزب الله بودند. بعد آقايان رفتند اينها را نجات دادند و آنها را بردند. خوب مردم هم آنجا درگير شده بودند با اينها حالا من نميخواهم باز هم بگويم مردم کار خوبي کردند. آنرا قبلا گفتم با اينکه اين دروغ را بطور آزاد در مجلس گفت و من مجلس را کنترل کردم که ده تا دوازده دقيقه ايشان حرف زد هر چه من اخطار ميکردم چراغ قرمز ميکردم ايشان ول نميکرد. خوب ديگر حوصله مجلسيها سر رفته بود تا حد قانونياش همه تحمل کردند. وقتي که از حد قانونياش گذشت يکي از آقايان آمد آنجا که البته من اين کار او را هم قبول ندارم. منتهي من متوجه نشدم آمد نزديک يک وقت ديدم ايشان را ميخواهد از پشت تريبون پايين بياورد. پشت تريبون هم آنجا يک مظلوم نمايي جديدي مثل همين آمريکاييها که چرا ما را ميزنيد، حالا، اين آقا داشت او را ميزد. من ديدم دستش رفته بود عمامه آن آقا را بردارد اما ميگفت چرا ما را ميزنيد براي اينکه توي مردم بگويند در مجلس ما را دارند ميزنند. اين که درست نيست. اگر آدم بخواهد اينجور مبارزه بکند. شما با کي اينجور مبارزه ميکنيد؟ با جمهوري اسلامي؟ با امام؟ با مجلس؟ اينجور که شما گفتيد توي مجلس ما را ميزنند اگر جا ميافتاد و مجلس بدنام ميشد براي شما خوب بود؟ اين خون شهداست ما که نميخواهيم شما اينطور بشويد ما ميخواهيم شما اگر گروه مخالف سياسي هم هستيد و مخالف ما هستيد باشيد. اختلاف نظر آزاد است ميتوانيد با ما اختلاف داشته باشيد. ولي اين طور نکنيد. آدم اين طور برخورد نميکند. اگر شهرت ميخواهيد شما مشهور هستيد اينجور شهرتها به درد شما نميخورد، اينها به درد برادر حاتم طائي ميخورده وقتي که ديد برادرش آن همه معروف شده گاهي ميرفت خرج کند مادرش گفت تو خرج نکن، تو نميتواني، تو بچه هم که بودي شير از پستان من ميخوردي با او فرق داشتي، او وقتي که شير ميخورد بچهاي ديگر ميآمد ميرفت عقب تا آن بچه شير بخورد تو وقتي ميديدي بچه ديگري ميآيد بر پستان ديگر من هم دست ميگذاشتي تا او نخورد. شماها ميخواهيد با بدنام کردن انقلاب با علامت گذاشتن روي انتخابات پيش ببريد. برادران، به خدا ما مايليم که با هم باشيم کار بکنيم دليلش هم حسن نيتمان است که اول بار اين حکومت را با همه چيزش دست شماها داديم و همان روز هم شما به حزب جمهوري که مخلصانه براي انقلاب کار ميکرد و هيچ پستي در اختيارش نبود ميگفتيد حزب حاکم و کم کاري خودتان را به گردن او ميانداختيد. حالا آمديد رسيديد به اينجا. انتخابات آزاد است. آزاد است هزار بار بگوييد. انتخابات گذشته را هم گفتند آزاد نبوده. خوب شما مردم ميدانيد البته ممکن است ما روحانيون بيشتر بتوانيم تبليغ بکنيم. ما مسجد داريم ما زبان داريم ما تو نمازجمعه حرف ميزنيم و همه جور ميتوانيم بيشتر تبليغ بکنيم. روحانيت بيشتر ميتواند تبليغ بکند. خودتان يادتان هست آن موقعها که ميخواستيم انتخابات شورا بکنيم در انقلاب شما ميگفتيد به روحانيون بگوييد کانديد نشوند چون اينها اگر کانديد شدند رأي مياورند و ديگران رأي نميآورند. شما اين حرف را هميشه با صراحت به ما ميزديد. ميخواستيد اين شرط را بگذاريد که بيشتر از يک روحاني در جمعيت فلان نباشد. اين در پيشنويسها هست اين را جزو شرايط قانوني ميخواستند بگذارند، بخاطر اينکه ميدانستند اينها رأي خواهند آورد. خوب اين انتخابات آزاد امروز اگر يک روحاني کانديد بشود رأي ميآورد يا اگر روحانيت کسي را تاييد بکند رأي ميآورد. شما اينجور انتخابات آزاد را ميگوييد ناآزاد. انتخابات آزاد است. ما نياز نداريم به خفقان. اگر نياز داشتيم و انقلاب ايجاب ميکرد هيچ ابايي نداشتيم براي ما انقلاب اصل است و امام و اسلام. اگر اين انقلاب روزي نياز به خفقان پيدا کرد خفقان پيش ميآوريم. اما امروز ايجاب نکرده. هنوز ملت ما و اکثريت مردم که رأيشان دمکراسي ميسازد. اينها با انقلابند. بنابراين چه نيازي هست چرا اينطور برخورد ميکنيد با همه. بياييد از اين به بعد اينجوري نکنيد. من شما را به عنوان برادران گذشتهمان نصيحت ميکنم و ميخواهم که با هم کارتان را انجام بدهيد. شما را متهم نميکنيم که آمريکايي هستيد. ما شما را متهم نميکنيم به يک معنايي بيدين هستيد اختلاف نظر داريد. اختلاف نظرتان را مثل بقيه انجام کنيد و نرسيد به جايي که همه همت اين باشد که جمهوري اسلامي را بدنام بکنيد. اين خواست آمريکاست، آمريکا دارد اين کار را ميکند. صدام به ما موشک ميزند و اين کار شما اينطور است که آدم وقتي قدري باز بکند ميبينيد مطلب يکي است. وقتي که صدام ديد شهر پنجوين را ما داريم ميگيريم دستور داد 6 گردان مهندسيشان از جبهه آمدند توي شهر و شهر را منفجر کردند و اکثر شهر را خراب کردند. حالا ما که گرفتيم خبرنگاران ميروند ميبينند که چه کردند آنجا را تا بعد مظلومنمايي بکنند. خوب وقتي که شما از پشت تريبون داد ميزنيد که چرا ميزنيد عين کار صدام است كه آنجا را خراب ميکند و ميگويد خراب كردند. يك قدري باز كنيد همين است. مثل كار آمريكاست كه وقتي كه مقرشان بهخاطر ظلمي كه خودش كرده منفجر ميشود ميخواهد به پاي جمهوري اسلامي بنويسد. جمهوري اسلامي امروز مظلومترين نهادها و مظلومترين كشورهاي دنيا است كه همه شروع كردهاند براي تبليغات عليه ما، فرانسه سوپراتاندارد ميدهد كه خليجفارس را از حيثيت بيندازد. بعد بگويند ما بستيم. صدام ميزند چاه را خراب ميكند براي اينکه محيط زيست را خراب کند بعد به پاي ما ميبندند. ما ميرويم چاه خراب شده را ميبنديم باز به نام ما بچههاي ما را اينطور شهيد و مجروح ميکنند باز هم صحبت از اين ميکنند که ايران جنگطلب است. يک حمله تبليغاتي، ما ديگر از داخل توقع نداريم و از دوستان ديروزمان و کساني که نميخواهيم در مقابل هم باشيم و ميخواهيم با هم کار بکنيم توقع نداريم که اينطور رفتار بکنند…»
16ـ پاسخ نهضت به آقاي هاشمي رفسنجاني
نهضت آزادي ايران به منظور روشن شدن مطالب و انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منكر طي نامهاي به شرح زير به بيانات جناب آقاي هاشمي رفسنجاني پاسخ داد.
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي و امام جمعه موقت تهران
پس از حمد پروردگار و سلام بر فرستادگان او و بر بندگان صالح و شهداي راه حق و با آرزوي سلامت و توفيق جنابعالي و ساير متصديان امور در تأمين خشنودي خداي رحمن و خواستههاي ملت ايران، علاقمنديم چند کلمه مشفقانه در زمينه سه جلسه اظهارات مفصلي که درباره نهضت آزادي و آزادي انتخابات در مجلس شوراي اسلامي، در جمع سفرا و کارداران ايران و در خطبه نماز جمعه 13 آبان فرمودهايد به قلم بياوريم. اميدواريم که اين خود برگ تازهاي بر دفتر سيّئات نهضت آزادي ايران نيفزوده بهانه ديگري براي حملات زباني، قلمي، تلويزيوني و غيره نشود.
منظور ما از اين اقدام علاوه بر دفاع مشروع که قوانين و آئينهاي دنيا، حق مسلم هر مظلوم و متهم شناختهاند و از جهتي وظيفه شرعي و اجتماعي نيز هست، عرضه نمودن مطالبي است در رابطه با انتخابات قريبالوقوع که اهميت آن را، هم مقام رهبري (به شهادت لوحهاي که هنگام خطبه نماز جمعه در طرف راستتان ديده ميشد)، هم آيتالله العظمي منتظري و هم رياست جمهوري از چند هفته قبل اعلام فرمودهاند و حزب جمهوري دو روز پيش از نطق قبل از دستور بيستم مردادماه آقاي مهندس بازرگان دست به کار آن شده بود.
از اينکه در خطبه نماز جمعه سوابق و همکاريهاي مبارزات گذشته را به ياد آورده با اعلام حسن نيت خودتان از ما دعوت به تبادلنظر مسالمتآميز و تفاهم به جاي «توطئه» کردهايد، سپاسگزاري ميکنيم و از اينکه شهادت دادهايد که ما نه امريکايي هستيم و نه بيدين(!) و اختلاف نظر داشتن جرم محسوب نميشود بر ما و همه مسلمانان و ساير آزادگاني که به جمهوري اسلامي وفادار و با سياستهاي حاکم مخالفند منت گذارده و اميدواري دادهايد. گو آنکه گفتههايتان شامل مطالبي خلاف واقع از قبيل قانون شکني نهضت در اقدام به تشکيل سمينار، انقضاء وقت قانوني نطق قبل از دستور آقاي مهندس صباغيان (در حالي که به شهادت صدها هزار نفر شنونده و نوار ضبط شده بيش از يک دقيقه از وقت قانوني و بيش از چند دقيقه از وقت متداول باقي مانده بود)، کتک زدن ايشان (با آنکه مضروب قرار گرفتنشان برابر ديدگان حاضرين در جلسه اتفاق افتاد)، و اتهاماتي مانند مظلومنمايي امريکايي کردن، تحريفهايي همچون خون شهيدان را زير پا گذاشتن، تهديدهايي در جهت محارب شدن و پيام دلسوزانه به خانوادههاي ما دادن، بود که ما با به کار بستن آيه کريمه «والکاظمين الغيظ و العافين عن الناس والله يحب المحسنين» از آنها صرف نظر نموده تنها ابراز تأسف و تحير ميکنيم. ابراز تأسف و تحير ما، هم از جهت سوابق دوستي و روابط صميمانه گذشته به خاطر آن برادر ديرينه است و هم به خاطر انقلاب و نظام جمهوري و حرمت مجلس شوراي اسلامي. همچنين از هتک احترام و قداست نمازجمعه که خطبههايش جانشين رکعات نماز است رنج ميبريم. آنچه را که ما کماکان ميخواهيم پابرجا شود همان ارزشهاي والاي اسلامي و حقوق و تحقق آرزوهاي اعلاي ملت عزيز ايران ميباشد.
شما خوب ميدانيد که نهضت آزادي نه تنها هرگز عليه نظام جمهوري اسلامي ايران توطئه نميکند بلکه همواره توطئه گران را محکوم ساخته و از دوستان نادان خواسته است به هوش بوده تسليم توطئه دشمنان دانا نگردند.
احتمال محارب شدن نهضت آزادي، جمعيتي که هفده سال قبل از پيروزي انقلاب بر پايه ايدئولوژي اسلامي تأسيس شده است و سران و فعالان آن همواره در راه اسلام و حکومت اسلامي قلم و قدم زدهاند، ظني سوء و دور از انصاف است. ما همواره به دولتمردان تاکيد کردهايم که با تمکين به حقوق ملت که در قانون اساسي آمده است از تشديد درگيريها احتراز شود و حربه را از دست دشمنان بگيرند. حال چگونه ممکن است چنين جمعيتي راه توطئه و يا محاربه عليه نظام جمهوري در پيش گيرد؟ معاذالله ان هذا الا بهتان عظيم!
آنچه نهضت آزادي ايران از دوست و دشمن کشيده و ميکشد به خاطر همين دفاع سرسختانه از جمهوري اسلامي، قانون اساسي و شعارهاي آزادي و استقلال است و اگر روزي بيايد که بدين جرم نهضت حيات سياسي خود، و نهضتيها زندگي خاکي را از دست بدهند، طبق وعده قرآن حيات ابدي و فضل و بشارت الهي در انتظارشان خواهد بود.
دلپذيرتر و روشنگرتر از بيانات مثبت شما، تذکرات و تعليمات رهبر انقلاب و بنيانگزار جمهوري اسلامي بود که روز بعد در خطاب به اعضاي کميسيونهاي داخله و خارجه مجلس فرمودند: «عقل اقتضا ميکند که وقتي عدهاي مخالف داريم خودمان مخالفتمان را کنار بگذاريم تا با وحدت کلمه اين مملکت برسد به آنجا که دلمان ميخواهد.» و قبلاً توضيح داده بودند که «در مسائل ملايمت و جهت رحمت بيشتر از جهت خشونت تأثير ميکند… ميل دارم وضع و امور با ملايمت و اخلاق حسنه صورت بگيرد و اين خيلي بهتر است… با خودمان رئوف باشيم و در مقابل دشمنان سرسخت».
اگر اين رهنمودهاي قرآني را از آغاز به کار ميبستيم، انقلاب اسلامي ايران در حرکت بعد از پيروزي خود از برنامه وحدت همه هموطنان و از رحمت و رأفت منحرف به خشونت نگرديده مانند مومنين معاصر رسول اکرم ميشديم که «اشداء علي الکفار رحماء بينهم» بودند و به مصداق همان آيه سوره فتح(3) مشمول «مثلهم فيالانجيل» ميگشتيم. با همسازي و همکاري و مهرباني و با سازندگي ناشي از ايمان و عمل شايسته مانند گياه برومند باروري که قرآن مثل زده است به خودمان نعمت و خدمت ميرسانديم و دنيا و دشمنان را، از اين طريق، به تحسين و به حسرت و غيظ ميانداختيم. خود ميديديم که رحمت بيش از خشونت نتيجه ميدهد و ديگران با مشاهده اينکه اسلام مکتبي است هم مبارز و هم مولد، عاشقانه روبه آن ميآوردند. انشاءالله همگي با به کار گرفتن چنين رويهاي در آينده مشمول رحمت الهي و فضل و نصرت وي بگرديم.
آن آقايان مجهز متشکل به قول شما «از مردم» که روز روشن در حالي که دفتر نهضت تعطيل بود در منظر و مرئاي عام به دفاتر ما ريختند و زير نظارت و حمايت ماموران انتظامي و دادستاني، کردند آنچه را که کردند، و همچنين آن عده از نمايندگان مجلس که خشم و كينها با ما خالي نمودند، خود به رساترين بيان و آشکارترين وجه اعلام کردند که حق با مدعيان عدم آزادي است. در شرايط حاضر نه تنها امنيت و آزادي لازمة انتخابات قانوني براي غيرخوديها وجود ندارد بلکه فضولي آزادي خواستن را اول با توهين و تهمت و سپس با کتک و غارت جواب ميدهند. البته ما نه خواهان و آمر چنين امري بوديم و نه مقصر برنامهريز جريان و نه قصد تضعيف نظام يا جبههها را داشتيم.
شما ميفرماييد که آزادي هست و نام خدا را پشتوانه آن ميآوريد ولي همانطور که با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نميشود اگر دوصد بار هم اين کلام تکرار و تأکيد گردد اما در عمل خلاف آن مشاهده شود و مطبوعات و صدا و سيما و همه امکانات گروهي انحصاري عليه آزادي طلبان و قانون خواهان بسيج گردد آزادي وجود نخواهد داشت، که «دو صد گفته چون نيم کردار نيست.» بديهي است که براي دولتمردان و رسانههاي گروهي انحصاري، آزادي کامل براي هرگونه تهمت بلادفاع و هتک حيثيت و حقوق مخالفين و سابقين برقرار است (ازجمله برنامه «از ظهور تا سقوط امريکا» در تلويزيون که بطور وضوح جنبه تدارکاتي منفي انتخابات را دارد).
البته ما موقعيت شما را درک ميکنيم که در برابر آن حرکات غيرقانوني، بخاطر حفظ آبروي دولت و مجلس، کاسه کوزهها را بر سر ما شکسته و گفته باشيد اينها بودند که تمرد و تحريک کردند، مرتکب خلاف شدند، در مجلس هم صحنهسازي نموده نمايندگان را زدند و مظلوم نمايي کردند!… ما حرفي نداريم که بدينوسيله بلاگردان حفظ حيثيت و اعتبار جمهوري اسلامي شده باشيم. ولي در عين حال و با توجه به مجاز بودن اختلاف نظر، اگر ما جاي شما بوديم با استفاده از نيرو و نصرتي که خدا به صادقين وعده کرده است و همانطور که چند قدمي هم جلو آمديد و عدم تاييد از بعضي اعمال انجام شده را اعلام نموديد، قاطعانه مقصرين مجاز و قاصرين مامور و ضاربين ناجور را محکوم ميکرديد.
ما قبول داريم که همانطور که فرموديد قدرت براي خفقان داريد و هروقت احساس نياز کنيد اعمال مينماييد، ولي قرآن کريم و قانون اساسي در هيچ حال آن را قبول ندارند و بدين دليل هيچ مقامي عليرغم داشتن قدرت هرگز حق ايجاد خفقان و سلب آزاديهاي قانوني را ندارد.
اين را هم توجه کرديم که فرموديد: «ما روحانيون بيشتر ميتوانيم تبليغ کنيم… اينها اگر کانديد شدند رأي ميآورند و ديگري رأي نميآورد… اگر يک روحاني کانديد شود رأي ميآورد يا اگر روحانيت کسي را تاييد کند رأي ميآورد» که در اين صورت چه حاجت به اتخاذ خفقان خواهد بود. اما آنچه ما اضافه ميکنيم اين است که روحاني مانند غيرروحاني حق دارد و ميتواند بر پايه مساوي نامزد معرفي نمايد، کانديدا شود و رأي بدهد و رأي بياورد. ولي آنچه نبايد بشود اين است که طبقه ممتازهاي در کشور به وجود آيد يا روحانيت و مسجد و جماعت با استفاده از امکانات عمومي کشور، وسيله براي سياست و اعمال قدرت به سود نامزد و يا جمعيتي گردد و اگر چنان شد نامش ارشاد به سوي خدا و هدايت خلق نخواهد بود و اهداف مشخص يا پيمان مقدس انقلاب که «استقلال و آزادي و جمهوري اسلامي» بود تأمين و تحقق نخواهد يافت.
جنابعالي در خطبه جمعه ضمن نثار يک سلسله نسبتهاي ناروا و اظهارات دور از حقيقت و انصاف در باره ما، اظهار تمايل و دعوت فرموديد که «با هم باشيم کار کنيم» اما متاسفانه اختلافات و انتقادهاي ما و بيان نظريات و دردهاي مردم يا دفاع از قرآن و قانون را که هميشه با متانت و منطق و از مجاري قانوني ادا ميکنيم و به نيت و در جهت اعتبار و استحکام جمهوري اسلامي ميباشد، برخورد خصمانه يا هم آهنگي با دشمنان خارجي و تاييد دشمنان داخلي ناميديد. در حالي كه ايراد و پيشنهاد در هر نظام شورايي و مردمي آزاد، چه اسلامي و چه غيراسلامي و دموکراتيک از بديهيترين حقوق و بلکه از وظايف هر نماينده و حزب ميباشد. به فرموده مولاي متقيان تعهد رعيت در برابر والي است و به فرموده رسول اکرم(ص) راه تقديس و تصحيح امت است و در مجموع خدمت محسوب ميشود نه خصومت. معذلک ما حالا هم با همه تهمتها، تلخيها، توهينها، طردها و تهديدها و ضربها که به طور يکجانبه مشمول و مظلوم آن بودهايم قصد ادامه خدمت به ملت و جمهوري اسلامي را داريم. تا قبل از انقلاب در راه براندازي استبداد سلطنتي با همه نيروهاي موجود همکاري کردهايم، پس از پيروزي در سختترين شرايط بنا به وظيفه شرعي دعوت رهبري انقلاب را اجابت کرده در دولت موقت و شوراي انقلاب براي انتقال از نظام استبدادي به جمهوري اسلامي ايفاي وظيفه نموديم در کارهاي اجرايي هرجا که خواستند و امکان داده شده است از خدمت دريغ نکردهايم اکنون نيز براي تحقق آرمانهاي ملت در زمينه آزادي و استقلال و آباداني و اجراي همه جانبه قانون اساسي با هر گروهي که چنين باشد خواهيم بود و کار خواهيم کرد.
در هرحال آنچه که پيش آمده است الخيرفي ما وقع ميگوييم قهر و کينه از ضاربينمان و از بيمهريهاي قسمتي از گفتار شما به دل نداريم، هيچگاه جوياي شهرت (که الحمدالله حاصل است) و جاه و مقام (که هربار به سهولت آن را رها کردهايم) نبوده به هيچ وجه مبارزه با نظام جمهوري اسلامي و اسلام و با امام و مجلس نکردهايم، خون شهدا را بسيار عزيز و پاس ميداريم، انصاف شما را هم که نهضت ميتواند گروه سياسي مخالف (يا به تعبير پارلماني، مخالف وفادار) بوده اختلاف نظر و حق انتقاد داشته باشد تقدير و اتخاذ سند مينماييم. انتقاد ما هميشه با منطق و متانت بنا به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر و فرموده علي و پيغمبر (صلوات الله عليهما) يعني النصيحه للامرا انجام گرفته است و حالا هم چيزي خارج و خلاف قانون اساسي و مصلحت کشورمان نميخواهيم و در انتخابات انگيزه شخصي و گروهي نداشته و به مصلحت مملكت و حقوق مردم نظري داشته و تحقق شعارهاي انقلاب و سعادت ايران را در گروي آن ميدانيم. توصيههاي موکد و بجاي امام را که «تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمه» قرآن است با جان و دل خريدار بوده انشاالله مانند گذشته رعايت خواهيم کرد.
درود و دعاي ما نثارارواح شهداء، تقديم به رزمندگان جبهههاي دفاع از حق و از ايران، به خدمتگزاران كشور و به تمام ملت عزيز ايران از وضيع تا شريف.
والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين
نهضت آزادي ايران
آبانماه 1362
(1) جمهوري اسلامي ـ پنجشنبه 12 آبان 62
(2) كيهان شنبه 14/8/62، شماره 12006
(3) فتح/ 28 و 29ـ هوالذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين كله و كفي بالله شهيدا محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم تريهم ركعاً سجداً يبتغون فضلاً من الله و رضواناً سيماهم في وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم في التوريه و مثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليغيظ بهم الكفار.
17ـگزارش عملكرد آقاي هاشمي رفسنجاني به آيتالله منتظري
از آنجا كه حضرت آيتالله منتظري مسئوليت نظارت بر ائمه جمعه در سراسر كشور را به عهده دارند و از آنجا كه حجتالاسلام هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نماز جمعه 13/8/62 مطالبي خلاف واقع در رابطه با سمينار و حادثه مجلس بيان داشتند، نهضت آزادي ايران، نامهاي به انضمام نوار جلسه 10/8/62 مجلس شوراي اسلامي و ساير مدارك لازم به دفتر ايشان تقديم داشته از آيتالله منتظري استدعا نمود تا مسئولين اين واقعه را نصيحت فرمايند تا به خاطر حفظ جمهوري اسلامي جانب انصاف را رعايت نموده و كاري نكنند كه موجبات خشم خدا و ناراحتي بندگان وي را فراهم سازند. نامه نهضت به حضرت آيتالله منتظري ذيلاً از نظر خوانندگان عزيز ميگذرد.
بسمهتعالي
حضرت آيتالله العظمي منتظري دامت بركاته
با عرض سلام و آرزوي توفيق حضرتعالي در خدمت به اسلام و مسلمين و ارشاد متصديان به حق و تقوي. پيرو تلگراف مورخ 7/8/62 درباره حوادث حمله روز جمعه 6 آبان به دفتر نهضت آزادي از آنجا كه مراسم نماز جمعه در سراسر كشور تحت نظارت جنابعالي ميباشد لازم دانستيم مطالبي درباره گزارشي كه حجتالاسلام آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم جمعه 13 آبان دادهاند و از رسانههاي عمومي از جمله صدا و سيماي جمهوري اسلامي پخش شده است به استحضار برسانيم شايد با اين عمل گامي در جهت توصيه به حق، دفاع از مظلوم و انجام وظيفه خطير امر به معروف و نهي از منكر و اهتمام به امور مسلمين برداشته شود.
اگر جنابعالي مشروح مذاكرات مجلس شوراي اسلامي را از راديو استماع فرمودهايد نيازي به شنيدن برخي از مطالب ما نخواهد بود. ولي در صورتي كه اين مذاكرات را مستقيماً نشنيده باشيد نوار ضميمه از نطق قبل از دستور آقاي صباغيان و برخورد نمايندگان با اين نطق تهيه شده است كه با صرف قريب ده دقيقه ميتواند صحت و سقم بسياري از مطالبي را كه در اين باره گفته شده است روشن كند. اجازه فرماييد مطالبي را كه حجتالاسلام آقاي هاشمي رفسنجاني در اين باره فرمودهاند گزارش نموده و واقعيت قضيه را با دلائل و شواهد از جمله نوار سخنان مجلسيان به عرض برسانيم.
آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نماز جمعه گفتند:
1ـ «حالا ما پنج تا شش ماه تا انتخابات داريم» (و بنابراين عمل نهضت آزادي تعجيل از روي سوءنيت بوده است.)
آقاي موحدي ساوجي هنگام طرح لايحه انتخابات در جلسه پنجشنبه 12/8/62 به نقل از وزارت كشور اظهار داشتند انتخابات روز 22 بهمن خواهد بود بنابراين از تاريخ سخنان آقاي هاشمي تا برگزاري انتخابات تنها 3 ماه و نه روز فاصله است.
2ـ آقاي هاشمي گفتند: «آنها (نهضت آزادي ايران) از وزارت كشور نرفتند اجازه بگيرند تا اينكه اعلانشان را پخش كنند كه وزارت كشور را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهند.»
واقعيت قضيه اين است كه نهضت آزادي در تاريخ 30/7/62 برگزاري سمينار را به اطلاع وزارت كشور رسانيد و اين مطلب در دفاتر وزارت كشور، پليس تهران، و كميته مركزي منعكس شده و بهترين دليل آن تلفنگرامهاي ضميمه است كه از پليس تهران و كميته مركزي دريافت شده است. در صورتي كه پخش دعوتنامه در روز 3/8/62 آغاز شده است البته برگزاري سمينار در داخل ساختمان نهضت بر طبق قانون اساسي و قانون انتخابات هيچگونه نيازي به اجازه وزارت كشور نداشته است و تنها به دليل حفظ امنيت به وزارت كشور اطلاع داده شده است.
3ـ آقاي هاشمي، آقاي مهندس صباغيان را متهم ساختند كه «به دروغ گفتند كه 300 نفر مسلح آمد» واقعيت قضيه اين است كه 6 نفر آقايان حاضر در ساختمان، ازجمله آقايان مهندس توسلي و مهندس صباغيان و دكتر يزدي از طبقه سوم ساختمان مشاهده كردهاند كه جمعيتي در حدود 300 نفر در پيادهرو و خيابان روبروي ساختمان دفتر نهضت تجمع نموده است سپس مشاهده نمودهاند كه همين جمعيت در و نرده آهنين را شكسته وارد ساختمان ميشوند و باز مشاهده مينمايند كه آن جمعيت 20 نفري كه بر سر ايشان ريختند با كلت و ساير اسلحهها مسلحند. البته ايشان را مجال آن نبوده است كه بتوانند فردفرد مهاجمين داخل و خارج را بازرسي بدني كنند و بدانند آيا همه مسلحند يا خير و از كجا آمدهاند به علاوه اگر بگويند يك لشكر 6000 نفري مسلح به تانك و هواپيما به فلان محل حمله كردهاند معناي اين جمله آن نيست كه تمام افراد لشكر داراي تانك و طياره بودهاند.
4ـ آقاي هاشمي گفتند «من كنترل كردم مجلس را كه ده دقيقه تا دوازده دقيقه ايشان حرف زد»
واقعيت قضيه اين است كه از باء بسمالله تا اخطار آقاي هاشمي به آقاي صباغيان دقيقاً هشت دقيقه و پنجاه ثانيه طول كشيده و دليل صحت اين ادعا نواري است كه به راحتي ميتوان مدت سخنراني آن را اندازه گرفت.
5 ـ آقاي هاشمي گفتند «هرچه من اخطار ميكردم چراغ قرمز ميكردم ايشان ول نميكرد تا حد قانونيش همه تحمل كردند.»
واقعيت اين است كه حد قانوني و يا مجاز نطق قبل از دستور ده تا دوازده دقيقه است كه آقاي صباغيان هرگز به آن حد نرسيدند و بر فرض محال اگر هم آقاي صباغيان از حد قانوني و متداول تجاوز كرده بودند آقاي هاشمي ميتوانستند با قطع ميكروفون به «تجاوز» ايشان پايان دهند. شايد مقايسه رفتار آقاي هاشمي با آقاي صباغيان كه سخنانشان توسط رئيس مجلس بيش از يك دقيقه قبل از حداقل مدت قانوني قطع شده با رفتار ايشان با سخنران بعدي همان جلسه آقاي خلخالي كه به جاي 3 دقيقه چهار دقيقه و سي ثانيه طول كشيده است بتواند روشنگر پايههاي عملكرد رئيس مجلس باشد. سنت مجلس اين بوده است كه تا به حال شصت هفتاد درصد نمايندگان نطق قبل از دستورشان را با وجود تذكرات رئيس مجلس دو سه دقيقه و گاهي تا ده دقيقه ادامه ميدادهاند بدون آنكه هيچ نمايندهاي براي اجراي دستور رئيس مبادرت به حمله و فحش بنمايد. ضمناً آقاي مهندس صباغيان با شنيدن ناسزاها و جنجال بعضي از نمايندگان در چنان ناراحتي و حالتي بود كه ميگويد اصلاً تذكر آقاي هاشمي را نشنيدم.
6ـ آقاي هاشمي گفتند «وقتي كه از حد قانونيش گذشت يكي از نمايندگان آمدند.»
واقعيت قضيه اين است كه يكي از نمايندگان نبود بلكه عدهاي بودند كه از ميان آنها آقايان قرهباغ، هادي غفاري، اسدينيا را ميتوان نام برد. البته پس از گذشتن پنج دقيقه از آغاز صحبت آقاي مهندس صباغيان، طبق معمول چند نفر از نمايندگان به اخلال در سخنراني ايشان پرداختند. سپس حجتالاسلام قرهباغ فريادزنان به طرف تريبون حمله برده قصد داشتند ايشان را از پشت تريبون پايين بكشند. زماني كه با مقاومت آقاي صباغيان روبرو شدند فرياد كردند من نميگذارم او صحبت كند و چنان آقاي صباغيان را به پايين كشاندند كه كت ايشان پاره شد (در طول اين مدت همانطور كه در نوار منعكس شده است آقاي هاشمي كوچكترين اعتراضي به عمل آقاي قرهباغ ننمودند) در اين هنگام آقايان محمدعلي هادي، هادي غفاري، الله بداشتي، اسدينيا، عزت الله دهقان، عابدينزاده بر سر آقاي صباغيان و آقاي مهندس معينفر كه به دفاع از آقاي صباغيان آمده بود ريخته و هر دو را شديداً مضروب ساختند و آخر سر دو نفر از محافظين آقاي هاشمي (ظاهراً) به جاي آنكه حملهكنندگان را عقب بزنند دردناكترين ضربات را به مضروبين وارد ساختند. در اينجا بايد بگوييم از ميان نمايندگان آقايان احمد ناطق نوري، عزت الله سحابي، حجتالاسلام انصاري راد و زائري نيز به دفاع از مضروبين پرداختند كه به آنها نيز فحاشي شد.
7ـ آقاي هاشمي گفتند «ديگر پشت تريبون با يك مظلومنمايي جديدي مثل همين قضيه آمريكاييها كه چرا ما را ميزنيد، حال اين آقا داشت او را ميزد.»
واقعيت قضيه اين است كه آقاي مهندس صباغيان بود كه زير حملات چندين نفر قرار گرفته بود و اگر هم اسلحهاي در دست مهاجمين وجود نداشت نميتوانست از خود دفاع كند. با آنكه به شهادت سخن خود آقاي هاشمي (كه در نوار ميگويند آقا آن اسلحه را زمين بگذار) مشخص است كه يكي از مهاجمين به آقاي صباغيان با اسلحه حملهور شده بود و در اينجا لازم است به استحضار برسانيم كه در ورود به مجلس نمايندگان تحت كنترل دقيق قرار ميگيرند كه اسلحه با خود حمل نكنند و اگر كسي اسلحه وارد مجلس كرده باشد احتمالاً با اجازه مقامات مسئول در مجلس بوده است و در هر حال جا دارد كه قضيه رسيدگي گردد و مسئول به مجازات قانوني برسد.
خوشبختانه فيلم اين صحنهها در مجلس شوراي اسلامي موجود است و جنابعالي ميتوانيد با ديدن اين فيلم يا شنيدن مشاهدات نمايندگان مورد وثوقتان از آنچه گذشته است مستحضر گشته و اقدام مقتضي را به عمل آوريد. علاوه بر مطالب خلاف واقع فوق و تهمتها و نسبتهاي ناروا به نهضت آزادي و به نمايندگان آن، آقاي هاشمي نهضت آزادي ايران را با تمايل به حركت به سوي محارب شدن و در برابر نظام جمهوري اسلامي ايستادن متهم ساختند كه بايد بگوييم ان هذا الا بهتان عظيم.
در خاتمه با عرض معذرت استدعا داريم مسئولين اين واقعه را نصيحت فرماييد تا به خاطر حفظ جمهوري اسلامي جانب انصاف را رعايت نموده و كاري نكنند كه موجبات خشم خدا و ناراحتي بندگان وي را فراهم سازند. و اخر دعوينا ان الحمدلله رب العالمين.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
نهضت آزادي ايران
15/8/62
18ـ حملات هماهنگ عليه نهضت آزادي ايران
علاوه بر جوسازيها و حملات هماهنگ و گستردهاي كه از مدتها قبل عليه نهضت آزادي ايران شروع شده و با حمله به دفتر نهضت و تخريب و غارت اموال و اسناد و ضرب و شتم اعضاء و مسئولين ادامه يافته و با فاجعه شرمآور مجلس به اوج خود رسيد كه شمهاي از آن همراه با توضيحاتي در اين مجموعه به اطلاع خوانندگان محترم رسيده، شخصيتها و مقامات رسمي دولتي، نخستوزير، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، راديو و نشريات سلطنتطلبان حملات مشابهي را عليه نهضت نموده و تهمتها و دروغهايي را به ما نسبت دادهاند كه براي پرهيز از اطاله كلام به بحث و يا جوابگويي آنها نميپردازيم، بلكه به نقل مطالب اكتفا نموده مقايسه آنها با واقعيتها و تفسير اين هماهنگيها را بر عهده خوانندگان عزيز واگذار مينماييم:
يك ـ حملات مكرر صدا و سيماي جمهوري اسلامي تحت پوشش «آمريكا از ظهور تا سقوط»
در اين برنامه بكرات نهضت آزادي و رهبران و مسئولان آن آماج تهمت و قرباني دروغهاي فراوان قرار گرفتهاند. در رابطه با اين برنامهها در تاريخ 2/9/62 نامه زير جهت مدير عامل صدا و سيماي جمهوري اسلامي فرستاده شده است:
مديرعامل محترم صدا و سيماي جمهوري اسلامي
به طوري كه مستحضر هستيد طي ماه گذشته، در برنامههاي متعدد سيماي جمهوري اسلامي تحت عنوان «آمريكا از ظهور تا سقوط» به كرات مطالبي به اينجانبان نسبت داده شده كه به كلي عاري از حقيقت بوده و از مقوله دروغ و افتراء ميباشد و لذا بر طبق مقررات شرع و قوانين موجود درخواست ميشود به اينجانبان فرصت مساوي در سيماي جمهوري براي پاسخگويي به اين افترائات داده شود.
از توجه و اقدام مساعد شما قبلاًَ تشكر مينماييم.
مهندس مهدي بازرگان، دكتر ابراهيم يزدي
اما متاسفانه مسئولان صدا و سيما نه تنها از اصول مصرحه در قانون اساسي تخلف نموده و هتك حرمت و حيثيت كردهاند، بلكه عليرغم درخواست بسيار ابتدايي نهضت حاضر نشدهاند به مقررات شرعي و قانوني تسليم شده و به اين درخواست ترتيب اثر بدهند و اين از مظاهر حضور «آزادي» ادعايي حاكميت ميباشد.
دو ـ روزنامه جمهوري اسلامي: «نامزدهاي آمريكايي»
روزنامه جمهوري اسلامي، ارگان حزب حاكم در تاريخ پنجشنبه 5 آبان ماه 62 در مقالهاي تحت عنوان «نامزدهاي آمريكايي» آنچه از تهمتها، دروغها و مطالبي كه درج آن شايسته روزنامهاي كه صفت اسلامي را در نام خود آورده است، نيست به نهضت آزادي نسبت داده است. جالب توجه است كه اين مقاله بعد از لغو سمينار و يك روز قبل از حمله به دفتر نهضت يعني روز پنجشنبه 5 آبان ماه منتشر شده است:
«ليبرالهاي ورشكسته داخلي از طريق نامهپراكني و پخش اعلاميههايي مبني بر تشكيل سميناري براي تامين آزادي انتخابات، با آمريكا و اسرائيل و انگليس و فرانسه و ديگر شياطين همصدا ميشوند و هيزم به تنوري ميريزند كه آنها آن را روشن كردهاند. ليبرالها ظاهراً ميدانند كه در انتخابات مردم به آنها رأي نخواهند داد و نميتوانند در تنوري كه آمريكا و همدستانش روشن كردهاند نان خود را بپزند. دقيقاً به همين جهت است كه دست به تبليغات مسموم براي زير سئوال بردن نظام و مخدوش كردن انتخابات زدهاند.
بد نيست كه حضرات ليبرالها به پشت سر برگردند و سوابق درخشان! خود را ملاحظه كنند شايد به انگيزهاي كه آنها را رها نميكند و راحتشان نميگذارد و به گذاشتن چوب لاي چرخ انقلاب وادارشان مينمايد پي ببرند و كمي به خود آيند. شايد بهتر باشد اين تذكر را به دستگاه قضايي جمهوري اسلامي بدهيم كه با اين حضرات با همه خيانتهايي كه به انقلاب اسلامي كردند آنچنان مهربان برخورد كرد كه اكنون طلبكاري هم ميكنند. اگر قوه قضاييه كساني را كه خود را شريك جرم جاسوسي مانند اميرانتظام ميدانند محاكمه ميكرد قطعاً اكنون همان افراد جرأت نميكردند اين چنين با راديوهاي بيگانه همصدا شوند و با توطئهاي زيركانه تلاش كنند تا انتخاباتي را كه هنوز انجام نشده است زير سئوال ببرند. اگر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي همراه با دستگيري و محاكمه منافقين تروريست، كساني را هم كه منافقين را فرزندان خود لقب ميدادند و در همه زمينهها آنها را به خاطر آنكه كانون اصلي فساد بودند به عدالت ميسپرد، امروز اينان نميتوانستند با استفاده از همه امكانات از تريبون مجلس گرفته تا نشريات به سبك «پرسش و پاسخ كيانوري» به تحريف تاريخ انقلاب بپردازند و به خون شهداي ملت دهنكجي كنند و در پشت جبهه به سمپاشي عليه حماسهآفرينيهاي رزمندگان اسلام بپردازند. سران نهضت آزادي در بيانيهاي در بهار سال 60 يعني در اوج فسادانگيزيهاي منافقين و در آستانه فجايع 30 خرداد منافقين را مورد خطاب قرار داده و نوشتند:
«مجاهدين خلق شما فرزندان نهضت آزادي هستيد در سال 1343 كه در زندان بوديم به دنيا آمديد… مباني فكري و تعليمات اوليه را كتابها و بحث و تحليلها و تجربياتي كه از نهضت گرفتيد تشكيل ميداد… (ميزان 12/2/60). در همين بيانيه سران نهضت آزادي خطاب به منافقين اضافه ميكنند «يكديگر را گروهك نخوانيد. مجاهدين عده قليل نيستند و نفوذ عجيب در دخترها و پسرهاي دانشآموز و دانشجو و در مدارس دارند» (ميزان 12/2/60). همين حمايتها و تبليغات بود كه عدهاي از جوانان را فريب داد و به دامن نفاق انداخت و از آنها آدمكشهاي حرفهاي ساخت. اسلحه را اين حضرات با همين حمايتها به دست جوانهاي ناپختهاي كه به دام منافقين افتاده بودند دادند و به موقع خود را كنار كشيدند. به زندانها برويد و يا متن محاكمات فريبخوردههاي منافقين را بخوانيد. بدون استثناء به ليبرالها نفرين ميكنند و آنها را مسببين اصلي انحراف خود ميدانند. همينها بودند كه به منافقين ميگفتند: «چرا كمي بيشتر به معرفي سازمان خود و اعضاي برجسته آن و خدمات عظيم خود نميپردازند؟» (مهندس بازرگان ـ روزنامه ميزان 20/1/62) صاحب اين جمله چه هدفي را ميتواند دنبال كند؟ آيا واقعاً منافقين كه در همه غائلههاي پس از پيروزي انقلاب از فجايع ضدخلقيها در كردستان تا ماجراي خلق عرب تا ماجراجوييهاي گنبد و انزلي و… حضور داشتند و دستشان تا مرفق به خون فرزندان اين ملت آلوده بود شايسته چنين ستايشي بودند؟ آيا اين منطق مهندس بازرگان كه در مرحله دوم دور اول انتخابات مجلس شوراي اسلامي در ارديبهشت 1360 سر كرده منافقين را كه ضديتشان با مردم بر همه آشكار بود معرف پرشوري از جوانان با ايمان لقب ميدهد دليل روشني بر همدستي او با منافقين و شركت او در جرائم آنها نيست؟ در شرايطي كه سركرده منافقين، به فرموده امام، به خاطر تحريم همهپرسي قانون اساسي كه خونبهاي ملت است شايستگي شركت در انتخابات رياست جمهوري را ندارد، بازرگان با دست پاچگي اعلام ميكند: «براي تامين وحدت و حقوق گروههاي اقليت اميدوارم آقاي مسعود رجوي كه معرف جناح پرشوري از جوانان با ايمان ميباشد نيز به مجلس راه يافته موفق به همكاري صادقانه با گروههاي با حسن نيت از طريق خدمت به خدا و خلق بشود.» (كيهان 16/2/52). بازرگان و دارو دسته او كه تيز كردن چاقوي بنيصدر را وظيفه خود ميدانستند، از مدتها قبل آگاهي داشتند كه سران منافقين از آمريكا دستور ميگيرند و مامورند انقلاب را منحرف كنند و شيطان بزرگ را كه مردم از در بيرونش كرده بودند از پنجره وارد كنند. آنها با آگاهي به اين مساله از منافقين حمايت ميكردند و به برژينسكي لبخند ميزدند و با نماينده آمريكا در تهران پشت ميز مينشستند و درباره چگونگي حفظ منافع شيطان بزرگ مذاكره ميكردند. خاطرات سايروس ونس وزير خارجه كارتر را كه همين روزها در روزنامه جمهوري اسلامي چاپ ميشود بخوانيد و ببينيد كه ابراهيم يزدي چگونه به نماينده آمريكا در پاريس قول مساعد ميدهد كه دولت موقت كه بازرگان رئيسش خواهد بود همه مشكلاتي را كه امام خميني براي آمريكا فراهم كرده است برطرف خواهد كرد. اينها همه به وضوح نشان ميدهند كه اين حضرات از ابتدا با آمريكا همفكر و همنوا بودند همانگونه كه يزدي در پاريس به نماينده آمريكا گفته بود: دولت موقت ميتواند با آمريكا كنار بيايد.
آمريكا كه هنوز هوس بازگشت به ايران را در سر دارد، در روياي خود براي مجلس و حكومت ايران عناصري را هم در نظر گرفته است. طبعاً هيچ گروهي بيش از ليبرالها باب طبع آمريكا نيستند. شايد نتوان باور كرد كه آمريكا هنوز به اين نتيجه نرسيده است كه ليبرالها ديگر شانس به دست آوردن آراء مردم را ندارند. بر همين اساس، چاره كار از نظر آمريكا در اين است كه انتخابات مجلس زير سئوال برود. زيرا مجلسي كه عناصر مطلوب آمريكا در آن نباشد از نظر آمريكا بايد زير سئوال برود. اين كار را ليبرالها ميتوانند به خوبي انجام دهند. زيرا آنها هم معتقدند مجلسي كه خودشان در آن نباشند بايد زير سئوال برود. اين است فلسفه همنوايي ليبرالها با راديوهاي بيگانه.
تاسف در اين است كه ليبرالها هنوز نفهميدهاند كه با بازيهاي سياسي نميتوان در ايران به مقام و پايگاه دست يافت. اين بازي را تودهايها هم از طريق «پرسش و پاسخ كيانوري» از حدود دو سال پيش آغاز كرده بودند ولي به نتيجه نرسيدند. تودهايها نامزدهاي شوروي بودند و ليبرالها نامزدهاي آمريكا هستند. به همين جهت است كه جزوههاي آنها در شهرهاي آمريكا در تيراژ وسيع چاپ و توزيع ميشود. شايد تفاوت در اين باشد كه تودهايها ميدانستند چه ميكنند ولي ليبرالها نميدانند. خدا كند اين چنين باشد.»
نويسنده مقاله يا فرماني را كه در آيه شريفه: يا ايها الذين آمنوا ان جائكم فاسق بنبئاً فتبينوا…» آمده است فراموش كرده يا سران و مقامات مسئول دولت آمريكا را «فاسق» نميداند و بر اين اساس مطالبي را كه وانس وزير خارجه اسبق آمريكا در خاطرات خود آوردهاند، خدشهناپذير دانسته و بر اساس آن در حق مسلماناني كه سالها در خدمت اسلام و ايران بودهاند، فارغ از پرواي بازخواست الهي و عواقب ناگوار دنيايي به قضاوت نشسته است.
معالاسف، صداي جمهوري اسلامي، اين مقاله روزنامه جمهوري اسلامي را بعدازظهر همان روز يعني پنجشنبه 5 آبان ماه قرائت مينمايد و به اين ترتيب از يك طرف دستورات قرآن و قوانين موجود را به بازي گرفته مهر تائيد بر نوشتجات دولتمردان آمريكايي زد و از طرف ديگر نغمه خود را در اركستر هماهنگ توطئه عليه نهضت نواخت و اين بيعدالتي و قانونشكني را زير پوشش نعل وارونه «حمله به آمريكا» انجام داد.
سه ـ راهپيمايي نهضت؟! خبري دروغ در پيش خطبه نماز جمعه
روز جمعه 6 آبان ماه سخنان سخنران پيش خطبه نماز جمعه زمينههاي اجرايي برنامه هماهنگ عليه نهضت آزادي ايران را فراهم آورد. اين سخنران طبق نوشته روزنامه جمهوري اسلامي 7 آبان ماه 62 در سخنان خود به دروغ در حق نهضت آزادي ايران چنين گفت:
«… امروز هم بعضي از ليبرالها اگر ميخواهند يك اشتباهي مرتكب شوند همين نماز جمعه بساط آنها را برچيده ميكند. نماز جمعه جلوي دهنكجيها را ميگيرد….
… نماز جمعه يك ميتينگ بيخرج است ممكن است ليبرالها طي اعلاميههايي 200 نفر را جمع كنند اما اين 200 نفر كجا ميليونها نفري كه براي شركت در نماز جمعه جمع ميشوند كجا…
… ورشكستههاي سياسي قصد دارند راهپيمايي برپا كنند. راهپيمايي ورشكستهها كه دلشان نسوخته بلكه دماغشان سوخته است ما يادمان نميرود گروهكهايي كه دارند بازي درميآورند با ما چه كردند آنها با ما بازي كردند ديگر كسي نميتواند با ما بازي كند ولايت فقيه را مردم پذيرفتهاند و آقايان ورشكستگيشان ثابت شده است و الان گاهي نيش ميزنند آن آقا زماني در صف اول نماز جمعه بود و الان كه ميبيند كانديدا نميشود ميگويد آزادي نيست و اين خيلي مهم است كه انسان در هر حال راضي باشد…»
واضح است كه ادعاي اين سخنران تا چه اندازه بيپايه و اساس بوده و تنها در جهت تحريك و اغواي مردم بياطلاع و آماده كردن اذهان جهت اجراي برنامه هماهنگ عصر آن روز عمل نموده است.
آيا سخنران پيش خطبه نماز جمعه و همچنين امام جمعهاي كه به هر حال مسئول مطالب و رويدادهاي نماز جمعه ميباشد در برابر اين دروغپردازيها جواب خدا و خلق را چه خواهد داد؟ خداوند همه ما را به راه راست هدايت فرموده از لغزشهايمان درگذرد.
چند روز بعد موقعي كه لايحه «نهضت سوادآموزي» در مجلس مطرح بود يادداشتي به شرح زير براي سخنران آن پيش خطبه ارسال شد:
بسمهتعالي
جناب آقاي قرائتي
بعد از سلام برادر مسلمان مبلغ ايمان به خدا و صداقت و تقوي، شما از کجا به «نيت و قصد» ما به راهپيمايي در روز جمعه 6 آبانماه پي برديد و مطلع شديد که آن را با آن قاطعيت در پيش خطبه نماز جمعه عنوان کرديد و موجب تحريک افراد بياطلاع شديد که به آن حادثه انجاميد. در حالي که مطلب کاملاً بياساس بود و چنين قصدي در کار نبود و برنامه سمينار هم لغو گرديده بود. آيا اين است معني و مفهوم عمل به آيه شريفه:
ولاتقف ما ليس لک به علم انالسمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا؟
با تشکر و دعاي توفيق خدمت به اسلام و ايران
ابراهيم يزدي
22/8/1362
واقعاً با ايراد چنين مطالبي آن هم در نماز وحدتآفرين جمعه چگونه ميتوان پاسخگوي مردم در دنيا و خداوند در روز جزا بود؟
چهار ـ اخطار و التيماتوم نخستوزير
آقاي مهندس ميرحسين موسوي نخستوزير، عضو شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي در يك مصاحبه اختصاصي با روزنامه جمهوري اسلامي مورخه 7/ آبان ماه/62 در مورد آزادي انتخابات چنين گفتند:
«مسئله ليبرالها روشن است چون آنها يقين پيدا كردهاند كه مردم بدانها رأي نخواهند داد براي آمريكا غذا تهيه ميكنند، ولي بنده به حضرات اطمينان ميدهم كه آنها اگر جرأت كنند خود را نامزد كنند رأي خود را خواهند داشت و ما آن را به مردم اعلام خواهيم كرد و اگر واقعاً مردم به آنها رأي دادند ما به اين رأي احترام خواهيم گذاشت. در عين حال بنده اين اخطار را مجبور هستم بكنم كه شعار تأمين آزادي انتخابات نميتواند در هنگامه جنگ به عنوان وسيلهاي جهت تضعيف جبههها به كار گرفته شود و واقعاً بنده از اين همه پررويي متعجبم.»
كنايههاي آقاي نخستوزير در مورد جرأت كانديدا شدن آن هم بعد از ماجراهاي حمله به دفتر نهضت و ضرب شستي كه نشان داده شد، بسيار پرمعني است، واقعاً اگر كسي از ميان غيرموافقين و تسليمنشدگان به حاكميت جرأت و جسارت شركت در انتخابات و معرفي كانديدا را پيدا كند خصوصاً بعد از اين اخطار و تهديد، قطعاً همان طور كه جناب نخستوزير با صراحت بيان كردهاند بايد خيلي «پررو» باشد. البته در شرايط كنوني چنين اقدامي از طرف غيرموافقين براي شخص ايشان خيلي تعجبآور خواهد بود!!
پنج ـ سوراخ دعا و نماينده قم
در جلسه روز سهشنبه 10 آبانماه، پس از اخلال در سخنان آقاي مهندس صباغيان و ضرب و شتمها و فاجعه و بعد از سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني كه شرح آن گذشت، آقاي صادق خلخالي نماينده قم، از اوضاع حسن استفاده انتخاباتي را نموده و ضمن جبران موضعگيري خصمانه گذشته نسبت به حزب حاكم درباره نهضت آزادي ايران به هتاكي پرداخته چنين گفتند:
«اگر انتخابات مجلس شوراي اسلامي آزاد نبود ـ آقاي بازرگان، صباغيان و ابراهيم يزدي نميتوانستند به خانه ملت راه پيدا كنند، وي افزود ما نبايد در صدد اين معنا باشيم كه ميزان انتخابات صحيح اين است كه اگر من در مجلس نباشم انتخابات باطل است و اين آقاياني كه دسيسهبازي ميكنند و براي ملت توطئه ميكنند خوب ميدانند كه براي آمدن به خانه ملت و خانه اسلام رأئي ندارند لذا از پيش دستپاچه شده توطئه ميكنند كه انتخابات آزاد نيست و آنهائي كه همواره بلوا درست كرده و ميكنند در ريختن خون شهداي ما شريك بودند و هميشه آب به آسياب آمريكا ميريختند آمريكائي كه در لبنان دستهدسته مردم را ميكشد و در ايران هم ميخواهد آشوب درست كند…»
ايشان علاوه بر سخنان مذكور، در جلسه علني روز پنجشنبه 12/9/62 نيز مطالبي به شرح زير عليه نهضت آزادي ايران ايراد نمودند:
«عدهاي از همين خودفروختگان كه عظمت ملت ايران را درك نميكردند، اينها آمدند و گفتند كه اينها جواناني هستند در خط شيطان، نه در خط امام، به انقلاب ما دهنكجي ميكردند. حالا هم دهنكجي ميكنند. آنهايي كه رفتند با برژينسكي نشستند شهامت آن را دارند و داشتند كه نوار آن را در ملأ عام بگذارند و مردم ببينند كه در آنجا چه مذاكراتي رخ داده؟ تا چه وقت بايد اين مساله جزو اسرار باقي بماند؟ اينها، نهضت آزادي برداشتند درباره مجاهدين كه چاقوي آنها را عليه اين ملت تيز ميكردند و خودشان هم متوجه بودند كه رجايي و باهنر و دكتر عاليمقاممان آيتالله دكتر بهشتي را، اين همه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را در دفتر حزب جمهوري اسلامي ايران به درجه شهادت رساندند، كسي از اينها اظهار همدردي كرد؟ حالا اينها چه ميگويند؟ ميگويند انتخابات آزاد نيست؟ من ميخواهم بگويم، نه برعكس انتخابات آزاد است. چه طور شد آن موقع (اين مطالب را پريروز هم عرض كردم) در زمان شما انتخابات بود و شما به مجلس آمديد آزاد بود. حالا رأي مردم را در پشت سر نداريد، اعلام ميكنيد كه انتخابات آزاد نيست. انتخابات آزاد است. ولي شما نميتوانيد به مجلس بيائيد معناي آزادي انتخابات اين نيست كه من به مجلس بيايم و اگر نيامدم، انتخابات آزاد نيست، اگر شما ميگوييد از طرف حزب جمهوري اسلامي ايران يك عدهاي هستند كه آنها بايستي بيايند، مساله اينجوري نيست. ما خودمان جزو حزب جمهوري اسلامي ايران نبوديم ولي مردم ايران خادم خودشان را تشخيص داده بودند در حدود متجاوز از يك ميليون و صدهزار نفر به من رأي دادند با اينكه ابداً من وابستگي به حزب جمهوري نداشتم، حزب جمهوري چه خطايي را مرتكب شده است كه من نميدانم. غير از اين است كه در مقابل آمريكاي جنايتكار ايستاده، در مقابل ليبرالها ايستاده، در مقابل فئودالها ايستاده، در مقابل زمينخواران ايستاده، همين مردم هستند يك تشكلي به خودشان دادهاند غير از اين مساله ديگري در اين وسط نيست.
حالا شما چه ميگوييد؟ يك عده از افرادتان مانند اميرانتظام و ديگران و ديگران…. هستند كه عليه موجوديت ما و عليه اسلام ما هميشه فعاليت كردهاند. حالا شما آرام در اينجا نشستهايد و هر روز هم ميرويد در آنجا يك بازي درست ميكنيد انتخابات آزاد نيست، چهار ماه، 5 ماه به قول آقاي هاشمي شايد 6 ماه مانده باشد براي انتخابات، شما ميگوييد كه از حالا آزاد نيست، وقتي كه وقت آن ميشود شما هم مثل همه مردم بياييد وارد بشويد و برويد اسمنويسي كنيد. خودتان را كانديد كنيد. حالا مردم اگر رأيشان را دادند، دادند، اگر رأي ندادند، خوب ندادند ملاك در اين است كه من بايد به اين مجلس بيايم و اگر نيامدم، خير، همه اوضاع دنيا خراب است. خير آقا اينجورها نيست. اين آزادي در اين مجلس وجود دارد با اينكه بعضي از مسائلي گفته بودند، چه كرده بودند….»
شش ـ سخنان نماينده سربند
در جلسه علني روز پنجشنبه 12 آبان ماه مجلس شوراي اسلامي، آقاي اسماعيل فدايي نماينده سربند اراك، نيز براي عقب نماندن از قافله و تحكيم وضعيت انتخاباتي خود در رابطه با حاكميت، تمام و يا قسمت اعظم وقت خود را صرف حمله و هتاكي به نهضت آزادي ايران نمود. جالب است كه رئيس محترم مجلس سه بار به ايشان اخطار كرد كه «آقا وقتتان تمام است» اما نه آقاي قرهباغ اقدامي كرد كه ايشان را پايين بكشد و نه آقاي رئيس «تريبون» را قطع كردند!!
به هر حال ايشان در سخنان خود همان مضامين قديمي كهنهاي را كه دهها بار به آنها جواب داده شده است تكرار كردند:
«از همين تريبون بارها و بارها نمايندگان محترم مجلس خواستهاند كه آن اعمال روز 14 اسفند و جناياتي كه پيش آمد و اين افراد و سردمداران نهضت آزادي در كنار بنيصدر خائن جلوهگري ميكردند و وقتي به آنها گفته ميشود شما چگونه توجيه ميكنيد اعمال آنها را كه مردم و دختران و زنان را از بالاي ديوارها به داخل دانشگاه ميريختند؟ ميگويند اشكالي نداشت. وقتي آن روز در 13 اسفند اين حقير مطالبي گفت و بعد روايتي از حضرت امام صادق عليه السلام درباره نفاق، ايشان اعتراض كردند كه چرا شما كلمه «نفاق» را به كار برديد؟ عرض كردم همان گونه كه تلويزيون شما را در كنار بنيصدر بوديد نشان داد، آيا آن كارها اشكال نداشت؟ بايد گفت، با كمال پررويي و جسارت گفتند، نه، هيچ اشكال نداشت. و آن اعمالي كه انجام شد چرا نبايد تحت تعقيب و پيگرد قانوني قرار بگيرد؟ مگرنه اين است كه ما هرچندگاه، يك بار از اينها لااقل مردم ما به شدت ناراحت شدهاند. اعلاميه چه كسي بايد برود كه آن روز در زمان شهيدرجايي نوشته شد و در مملكت پخش گرديد، اين ناراحتي براي مردم به وجود نياورد؟ و نميشود گفت كه رجايي خون شريفش، يا بايد گفت به واسطه به دست اينها ريخته شد و يا شهداي هفتم تير به واسطه و با تحريكات اينها انجام نشد؟ و هر شكلي كه در بيانيه ديگرشان اعلام ميكند به عنوان كانالهاي اطلاعاتي امام خيليها از خود ميپرسند چه چيز باعث شده كه امام اين قدر نسبت به درسخواندهها كملطفي دارند. اين مطلبي است بسيار بسيار ناچيز در مقابل مطالب بسيار زنندهاي كه درباره امام دارند. آيا اينها نميخواهند مقام و در عين حال وجهه امام را حتي در ايران كم كنند؟ آيا اينهايي كه مصاحبههايي با افراد خارجي داشتند و مطالبي كه گفتهاند، كفايت نميكنند كه آنها را به پاي ميز محاكمه بكشاند؟ اين مطلبي است كه در روزنامه ميزان نوشته شده است خطاب به مجاهدين خلق: مجاهدين خلق! شما فرزندان نهضت آزادي هستيد در سال 1343 كه در زندان بوديم، به دنيا آمديد (رئيس ـ آقاي فدايي! وقتتان تمام شد) و راه خود را پيش گرفتيد بدون آنكه از خانه فرار كرده و يا اخراج شده باشيد. مباني فكري و تعليمات اوليه را كتابها و بحث و تحليلها و تجربياتي كه از نهضت گرفتيد تشكيل ميداد. اگر بعداً به لحاظ ايدئولوژي و تاكتيك فاصلهها و اختلافهايي پيش آمد و از خود شما كساني جدا و مخالف شدند اينها مانع و منكر رابطه پدر و فرزندي نميتواند بشود.
رئيس ـ وقتتان تمام است.
فدايي ـ معذرت ميخواهم فقط در چند جملهاي اين قسمت را عرض كنم كه ما ميبينيم اينجا باز در بيانيه ديگرشان چگونه از بنيصدر جنايتكار حمايت و دفاع ميكنند.
رئيس ـ وقتتان تمام است ديگر نميشود صحبت كرد.
فدايي ـ من عرايضم را خاتمه ميدهم. همين اندازه از دستگاه قضايي محترم اين مملكت خواستاريم كه براي خاتمه دادن به اين نگرانيهاي مردم و براي خاتمه دادن به اين آتشافروزيهاي اينها لااقل آن وقايع و فجايع روز چهاردهم اسفند را پيگيري كنند و هرچه زودتر به مجلس شوراي اسلامي اعلام دارند. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.»
هفت ـ سخنان پوراستاد
آقاي پوراستاد كه بر سر توزيع آهن گرفتاريها و مسائل فراوان دارند و خود از حملهكنندگان به ناطق قبل از دستور جلسه 10 آبان ماه مجلس بودند، در جلسه علني يكشنبه 15 آبان ماه مجلس شوراي اسلامي طي سخناني كه قسمت عمده آن حمله به آقاي مهندس بازرگان بود مطالبي را بيان كردند كه نه ربطي به آزادي داشت و نه انتخابات و خود مطلب نيز گوياي مسائل خاص:
«در يكي از كتابهاي مرحوم دكتر شريعتي خواندهام كه “انقلابهاي دنيا هميشه توسط پابرهنهها و طبقه سوميها به ثمر ميرسد و روشنفكران از آن بهرهبرداري ميكنند و در آخر هم به انحراف ميكشانند” كجايي اي دكتر شريعتي تا ببيني كه دوستان آنروزت درست مصداق همين جمله شدهاند دگراني به دنبال روحانيت مبارز و پيروي از مرجع تقليدشان و لبيك به رهبرشان انقلاب كردند و رهبر انقلاب با بزرگواري خاص خودشان حكومت را به آنها سپردند ديديم كه چه فضاحتي به بار آوردند. و انقلاب را ميخواستند به بيراهه بكشند تا آنجا كه با برژينسكي ملاقات كردند و عليه همين انقلاب و رهبر توطئه نمودند منافقين اين كثيفترين، رذلترين، پستترين گروهكهاي تاريخ بشريت كه در خونآشامي روي هيتلر را سفيد كردهاند كه نه به نواميس مردم و نه به زن و بچه شيرخوار رحم نكردند اين عناصر سياه را اولاد خود خواندند و ابوالمنافقين شدند اين يار صديق مصدق كه مصدق به طرفداري از شاه پشت قرآن امضاء نموده بود و در آخرين نطقش هم گفت «شاه بايد سلطنت كند نه حكومت» پيرو مقلد شريعتمدار كه شريعتمداري تا اين اواخر هم يك كلمه عليه شاه صحبت نكرد اين رهبر نهضت آزادي ورشكسته كه در حزبش افرادي هم چون حسن نزيه، اميرانتظام، صادق قطبزاده، علي بابايي، مهندس سحابي كه عليه روحانيت و ولايت فقيه در همكاري منافقين در همين خيابان خزانه ميتينگ دادند را به دور خود جمع كرده است و هم اينها اين جمعيت را از پاريس رهبري ميكنند و به دستور اربابانشان ميخواستند هم چون چهارده اسفند كه پا به پاي بنيصدر ايستادند فتنهاي ديگر به پا كنند كه من در اينجا از وزارت محترم كشور به خاطر جلوگيري از اين فتنه، به خاطر جلوگيري به موقع از اين فتنه تشكر ميكنم كه حزبالله هم جوابشان را دادند و حالا به خيال خام خود دارند مظلومنمايي ميكنند ولي ديگر حناي شما رنگ ندارد و اگر بزرگواري امام عزيز و تذكرهاي برادر عزيز جناب آقاي هاشمي رفسنجاني نبود حزبالله به عنوان فريضه، بعد از هر نمازي بر شما نفرين ميفرستاد و همين جلوگيريها بود كه عقده شد و روز جمعه گذشته تركيد و حزبالله فكر ميكرد شماها را به اوين ميبرند وگرنه تا گور شماها را تعقيب ميكرد. من گاهي فكر ميكنم كه بعد از اين همه حوادث چرا من زنده ماندهام بعد به اين نتيجه ميرسم شايد به خاطر شهادت بعضي از موضوعهاست كه بايد به عرض ملت ايران برسد مردم از اين روشنفكرها در تاريخ گذشته هيچ خيري نديدند اين آقايان در گذشته يك مقداري مخالفت با شاه مثلا ميكردند و حزبالله و مردم كوچه و بازار هم فكر ميكردند كه اينها اصالتي دارند هر عمل خودشان را سعي ميكردند كه مثلاً يك جوري به اينها متصل كنند. داستان چهلم مسجد تركها، مسجد آذربايجانيها در چهلم شهادت عدهاي از برادرهايمان در تبريز اين آقايان مشهد تشريف داشتند آنجا مشغول زيارت بودند يك عده افراد كوچه و بازار تصميم گرفتند كه چهلمي براي شهداي تبريز به پا كنند گفتند چكار كنيم؟ كجا اين چلهم را برگزار كنيم ديديم مسجد تركها بهترين جاست ولي چون پدر آقاي مهندس بازرگان در مسجد تركها دستاندركار بودند ما تصميم گرفتيم به احترام پدر ايشان كه آنجا مشغول بودند و جو مسجد تركهاي آن روز هم جوي بود كه اگر امضاي ايشان نبود اجازه برگزاري آن چهلم را به ما نميدادند لذا ما امضاي آقاي مهندس بازرگان لازممان بود تحقيق كرديم آقا مشهد تشريف داشتند در هتل سپيد همين آقاي دكتر شيباني كه الان من خدمتشان هستم رفتيم خدمت ايشان كه جناب دكتر شيباني ما يك همچنين چهلمي ميخواهيم بپا كنيم و امضاي مهندس بازرگان به خاطر اينكه پدرش در مسجد تركها سمتي داشته لازممان است ايشان فرمودند كه من براي اينطور مواقع يك اجازهاي از آقاي مهندس بازرگان دارم ايشان پاي آن اعلاميه را امضاء كردند آقاي مهندس بازرگان از مشهد تشريف آوردند و ما را احضار كردند به من گفتند كه من به جرم جعل امضاء تو را تعقيب ميكنم كه ايشان حتي حاضر نبودند در مسجد تركها به خاطر شهادت يك عدهاي از برادرانمان در تبريز يك ختم به پا كنند بنده را بردند منزل همين آقاي احمد صدر حاجسيدجوادي آقاي پولادي هم بودند چند نفر ديگر هم آنجا بودند به من گفتند كه آقا اين امضاء كه امضاء من نيست من تو را تعقيب خواهم كرد بعد از مدتي صحبت ما از ايشان خواهش كرديم كه آقاي مهندس شما اجازه بدهيد اين مجلس برگزار بشود اگر مجلس خوب بود افتخارش مال شما اگر بد شد بفرماييد كه آقا فلاني سرخود اين كار را كرده وقتي آن مجلس با آن شكوه و عظمت كه برادر عزيزمان جناب حميدزاده آن روز چهلم را اداره كردند به بهترين وجه از در مسجد كه آقاي مهندس بازرگان ميآمدند بروند آنجا گفتم آقاي مهندس خوب بود مجلس؟ تبسمي فرمودند و گفتند بله. گفتم ديگر تجديد نميكنيد گفتند نه اين را من به خاطر شهادت در تاريخ ميگويم كه اينها اگر حركتي هم برايشان شروع شده بود حركتي هم انجام ميدادند حزبالله و مردم كوچه و بازار بودند اين حركت را انجام ميدادند منتها فكر ميكردند كه خودشان نميتوانند بايد يك امضاي مثلا يك شخصيت آنچناني آن روز پاي ورقههايشان باشد اين را من فقط به خاطر شهادت تاريخ گفتم كه ثبت در تاريخ بشود اينها هيچ حركتي از خودشان نداشتند اگر حركتي بوده حركت مردم كوچه و بازار بوده است. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.»
شايد برخي از خوانندگان اطلاع نداشته باشند كه پدر بزرگوار آقاي مهندس بازرگان در سال 1332 به رحمت ايزدي پيوستهاند و حوادثي كه آقاي پوراستاد اشاره ميكنند ظاهراً مربوط به سالهاي 1356 يا 57 ميگردد!! بقيه مطلب ايشان نيازي به توضيح ندارد زيرا خوانندگان ميتوانند با خواندن آن خود واقعيتها را لمس كنند.
هشت ـ چند كلمه از نماينده زرند كرمان
آقاي مجيد انصاري، نيز در جلسه علني مجلس روز يكشنبه 15 آبان ماه پس از بيان مطالب خود چنين گفتند:
«و مانده اين گروهكهاي وابسته چه از نظر فكري چه از نظر سياسي در كشور هم ميبينيم كه به بنبست كامل رسيدهاند و براي شكستن اين بنبست مذبوحانه دست و پا ميزنند از برگزاري ميتينگ گرفته تا استفاده از تريبون آزاد مقدس مجلس شوراي اسلامي …»
كه از اين گفته هم بدون تفسير با كرامت ميگذريم.
نه ـ سخنان نماينده سلماس
در ادامه اين برنامه هماهنگ، آقاي محمد غفاري نماينده سلماس در جلسه علني روز سهشنبه 17 آبان ماه 62 گفت:
«ثالثاً بسي جاي شكرگزاري است كه ملت ملسمان و دلاور ايران با رهنمودهاي امام بزرگوار در آستانه دومين دوره انتخابات با بصيرت و آگاهي كامل آماده رأي شدهاند. چون آنها كه سوء نيت داشتهاند به حكم آيه شريفه: «ام حسب الذين في قلوبهم مرض ان لن يخرج الله اضغانهم» در اين مدت اندك با گفتار و نوشتهها و كردار خود انحرافشان را به همه مردم نشان دادند كه با اين وصف توفيق دريافت رأي از اين ملت مسلمان نخواهند داشت و به همين سبب كه نااميد و مأيوس شدهاند داد و فريادشان بلند گشته كه در مملكت آزادي نيست، نه آزادي هست وليكن براي منحرفين رأي نيست.»
ده ـ افاضات حجتالاسلام موسوي تبريزي
آقاي سيدحسن موسوي تبريزي، نماينده هشترود كه هيچ فرصتي را براي هتاكي و فحاشي و تهمت از دست نميدهد نيز نهضت و كينه خود را نسبت به آن فراموش نكرد. معلوم نيست وي كه در كسوت روحانيت بوده و القاب آن را يدك ميكشد، چگونه بيپروا و با جسارتي دور از تقوا معيارها و ارزشها و تقواي اسلامي را زير پا ميگذارد و هرچه به ذهنش ميرسد از پشت بلندگوي مجلس كه مظهر عدل علي ناميده شده به زبان ميآورد:
«و آيا نهضت آزادي با اين نيرنگها و حيله و مكرها كه اخيراً بعد از دو سال سكوت در مجلس شوراي اسلامي ميتوانند مردمي كه منافقين و بنيصدرها و هزاران توطئهگر را به گور فرستادند بفريبانند؟ اينها ميدانند و يقين دارند نه مردم و نه نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي ديگر خريدار اين چرنديات و لاطائلات نيستند. با اين همه فقط و فقط به خاطر ادامه زندگي ذلتبار و نيمه جان خود در ميان سلطنتطلبها و خانواده فراريان و هم مسلكهاي خود و براي اينكه در نظر غرب يك تيپ روشنفكر بمانند دست به اين كارها ميزنند والا نه هدف كانديد شدن دارند و نه هدف رأي آوردن. چون خود آنها يقين دارند كه ديگر مردم ما به آنها رأي نميدهند و تجربه تلخ براي يكبار كافي است و من جرب المجرب حلت به الندامه والا مردم ما از رأي سابق كه براي اينها دادند پشيمان هستند. كجا ميتوانند دوباره به اين جنايتكاران و سازشكاران و خيانتكاران رأي دهند؟ لذا حركات اخير آنها در مجلس شوراي اسلامي و برگزاري سمينار به اصطلاح بررس آزادي انتخابات و از اين قبيل كارها فقط به خاطر حفظ آبرو از ديدگاه خودشان است و در بين دوستان آنها و بايد بدانند كه در ميان مردم آبرو ندارند و براي چندمين بار مردهاند و يك مرده نميشود زنده شود…»
البته ايشان و يا دوستانشان بايد به اين سئوال مردم جواب بدهند كه به راستي اگر نهضت آزادي به زعم ايشان مرده است و براي چندمين بار مرده است چرا ايشان و همفكرانشان اين قدر از اين «مرده سياسي» وحشت دارند؟! اگر به راستي كشور از برگزاري يك سمينار محدود با افرادي معدود اين قدر ترس دارند؟! آيا اين ترس و وحشت مبين اين نيست كه ادعا و تظاهرشان از اقبال مردم به نهضت آزادي و از بيآبرويي خود در ميان مردم نگرانند و بدين دليل نهضت را مورد تهاجم همهجانبه قرار ميدهند.
يازده ـ بيانات نماينده بابل
حجتالاسلام آقاي محمد فاضل نماينده بابل، نيز در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي در روز سه شنبه 24 آبان ماه 62 در نطق قبل از دستور خود، به استقبال از «انتخابات رفتند» و در رابطه با «تامين آزادي انتخابات» گفتند:
«در رابطه با دوره دوم انتخابات اگر نگراني وجود داشته باشد كه اميدوارم نباشد مسأله آزادي انتخابات نيست چون آزادي انتخابات با معيارهاي اسلامي تضمين شده است و مدارك قابل ارائه. اما در حدي كه بتوان مدعيان و هواخواهان آزادي را راضي و خشنود نمود بايد گفت با وجود اين نظام و حاكميت خط ولايت فقيه هيچ نوع آزادي نظر اين مدعيان را تأمين نكرده و عطش آنان را به برقراري آزادي هرگز برطرف نخواهد كرد. جز اينكه با تسليم قواي سه گانه كشور فعاليت مايشائي در كل جامعه به آنان سپرده شود. در حاليكه اختيار قوه مجريه در مدتي كوتاه به دست آنان بود و تاكنون خسارات ناشياش جبران نشده و شايد به اين زوديها قابل جبران نباشد. و اما آنچه ميتواند مايه نگراني باشد مطلبي عميقتر از اينها است و آن موضوع عمق و محتواي مجلس آينده است و احتمال ميدهم طرح تأمين آزادي انتخابات نقشهاي باشد به منظور منحرف كردن اذهان از اين امر مهم.»
به زبان ديگر جناب فاضل معتقدند كه تامين آزادي مانع از آن خواهد شد كه عمق و محتواي مجلس آينده بر طبق دلخواه و معيار مورد نظرشان تامين گردد و هدف از طرح تامين آزادي انتخابات را انصراف از آن برنامه ذكر ميكنند. اما ايشان فراموش كردهاند كه چگونه بدون تامين آزادي انتخابات ميتوان مجلسي داشت كه عمق و محتوا داشته و فرمايشي نباشد!!
دوازده ـ حملات سلطنتطلبان
قابل توجهترين حملات به نهضت آزادي ايران در رابطه با «سمينار تامين آزادي انتخابات» برخورد رذيلانه سلطنتطلبان با نهضت ميباشد. بلندگوها و نشريات وابسته به گروههاي ضد انقلاب، خصوصاً سلطنتطلبان هيچ فرصتي را براي جوسازي و تبليغات سوء و دروغ عليه نهضت و سران و فعالين آن از دست ندادهاند. پس از سخنان آقاي مهندس بازرگان در مجلس شوراي اسلامي موضعگيري صريح و آشكار عليه نهضت آزادي تحت عنوان «هشدار به ملت قهرمان و دولتمردان جمهوري اسلامي ايران پيرامون تلاش مذبوحانه سلطنتطلبان» حملات و جوسازيها عليه نهضت آزادي توسط اين گروهها كه از ماوراء مرزها پخش ميگردد، تقريباً اكثراً بخشي از برنامه خود را به سمپاشي و تبليغات دروغ عليه نهضت اختصاص دادند. علاوه بر برنامههاي راديويي، نشريات وابسته به اين گروهها نيز مطالب سخيف و بيپايهاي عليه نهضت منتشر ساختند. براي تكميل اين مجموعه و نشان دادن سطح و محتواي حملات همه جانبه عليه نهضت، شايد خوب بود مقالهاي را كه نشريه «ناسيوناليستها» ارگان سلطنتطلبان كه در خارج از كشور در تاريخ 18 مهرماه 62 در اين مورد نوشته است عيناً ميآورديم، اما با عرض معذرت از خوانندگان عزيز به خاطر لحن موهون آن صرفنظر ميكنيم.
سيزده ـ نامه سرگشاده دكتر شيباني و پاسخ به آن
بالاخره فرزند قديم نهضت آزادي جناب دكتر عباس شيباني طي نامه سرگشادهاي خطاب به آقاي مهندس بازرگان كه ابتدا در روزنامه جمهوري اسلامي ارگان حزب حاكم و سپس روزنامههاي اطلاعات و صبح آزادگان منتشر شد مطالبي را درباره آقاي مهندس بازرگان و نهضت آزادي عنوان نمودند.
آقاي مهندس بازرگان به اين نامه جواب دادند كه خوشبختانه در روزنامههاي صبح آزادگان و جمهوري اسلامي و اطلاعات عيناً چاپ شد. اما دو روزنامه اخيرالذكر در كنار پاسخ آقاي مهندس بازرگان مطالبي را مجدداً عنوان نمودند و به نهضت نسبت دادند كه اولاً دور از رفتار و اخلاق اسلامي و برخلاف قانون مطبوعات است و ثانياً ايراد اين مطالب خود از مقوله القاء شبهه و تحريف بوده و طبق قانون مطبوعات قابل پاسخ دادن ميباشد. اما به هر حال ما از اقدام اين دو روزنامه استقبال ميكنيم زيرا معتقديم مردم كه نامه آقاي شيباني و پاسخ آقاي مهندس بازرگان و توضيحات و حواشي دو روزنامه را نيز ميخوانند به خوبي ميتوانند قضاوت كنند. از اين بابت هيچ نگراني وجود ندارد.
19ـ همدردي و اعتراضات به مسئولين
به دنبال حوادث حمله به دفتر نهضت آزادي و ضرب و شتم برادران ما و سپس فاجعه اسفانگيز مجلس در روز 10 آبان ماه 62 و بيانات مقامات مسئول مملكت، خصوصاً آقاي هاشمي رفسنجاني در مجلس و در خطبه نماز جمعه 13 آبان ماه، نامههاي اعتراضآميز و متعددي از جانب تعدادي از نمايندگان و برخي از اقشار مردم به آقاي هاشمي رفسنجاني نوشته شد، كه انشاءالله متن كامل آنها در فرصت ديگري منتشر خواهد شد.
اما روزنامه پيام هاجر، ارگان جامعه زنان انقلاب اسلامي ايران در شماره 69 مورخه 25 آبان ماه 62 خود در رابطه با اين حوادث سرمقالهاي تحت عنوان «حوادث مجلس و تذكري به مسئولين» نوشت كه به شرح زير ميآوريم:
بسمالله الرحمن الرحيم
حوادثي كه در روز سهشنبه دهم آبان ماه در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي گذشت، بار ديگر دل هر مسلمان مومن و دردمند و آگاه را كه به انقلاب اسلامي و جمهوري پايبندند و آرزومند اعتلاي اسلام و خواهان تحقق آرمانهاي انقلاب ميباشند، به سختي به درد آورد و باعث تاسف همگان شد. ما در اينجا بر آن نيستيم كه وقايعنگاري كنيم و بگوييم كه حادثه تأسفبار درگيري به هنگام نطق قبل از دستور يكي از نمايندگان چگونه آغاز شد و آغازگر چه كسي بود و چرا درگيري پيش آمد و چگونه پايان يافت و چه كلماتي رد و بدل شد و نقش رياست مجلس چه بود، و… اصولاً كاري به اين مسئله نداريم كه در اين درگيري چه كسي و يا چه كساني مقصر بودند و بطور كلي نميخواهيم درباره جناحهاي درگير قضاوت و داوري كنيم كه همه اينها را به خداوند و محكمه عدل الهي و وجدان بيدار ملت مسلمان و آگاهان و تاريخ واگذار ميكنيم آنچه اكنون براي ما مطرح است و سبب شده كه فقط و فقط به عنوان انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منكر تذكراتي به مسئولين و به خصوص به نمايندگان محترم مجلس بدهيم. نفس حادثه و حوادث مشابه آن است كه متاسفانه تا كنون فراوان در گوشه و كنار مملكت ديده شده است. راقم اين يادداشت كه مسلماني معتقد و حريص به صيانت و تحقق اسلام و آرزومند پيروزي جمهوري اسلامي بر تمامي شياطين خارجي و داخلي است، خيرخواهانه، با تمام وجود و با تمام اخلاص و دلسوزي به شما مسئولين مملكتي و نمايندگان مجلس ميگويد:
برادران، مجلس بالاترين مقام تصميمگيري كشور و نيرومندترين مكان براي حل مشكلات عديده مملكت است و لذا كساني كه به عنوان نمايندگان مردم در اين مكان جمع ميشوند بايد از بهترين، مؤمنترين، باتقواترين، آگاهترين، صابرترين، دلسوزترين باشند و از شرح صدر كامل و كافي برخوردار باشند و بر همين اساس و با توجه به همين شرايط قطعي بود كه امام در روزهاي اول افتتاح مجلس، نمايندگان را «عصاره فضائل ملت» خواندند. مجلس در همه جاي دنيا داراي اهميت و احترام خاصي است و در يك نظام اسلامي، آن هم نظامي كه برآمده از متن يك انقلاب عظيم و خونين است، بايد مجلس و فضاي آن و نمايندگان آن از اهميت و احترام بيشتري برخوردار باشند. چرا كه در چنين مجلسي مسلمانان آگاه و معلمين اخلاق و مروجان شريعت جاي دارند و لذا علاوه بر ديگر ويژگيها، مجلس اسلامي بايد از حرمت اخلاقي نيز برخوردار باشد. و نيز بر همين اساس بود كه در ماههاي اول افتتاح مجلس، با اصرار فراوان، عنوان «مجلس شوراي ملي» كه در قانون اساسي آمده بود، تبديل به «مجلس شوراي اسلامي» شد و ماده تاريخي آن نيز «مظهر عدل علي» انتخاب گشت. و همه اينها اين اميد را به وجود آورد كه ديگر «مجلس شوراي ملي» نخواهيم داشت و ملت مسلمان ايران، پس از سالها و بلكه قرنها، شاهد مجلسي اسلامي با تمام تبعات و ويژگيهاي آن، به عنوان مظهر عدل علي خواهند بود. و البته هنوز هم مردم مسلمان و علاقمند با چنين ديد و چنين توقعي به مجلس شوراي اسلامي و نمايندگان آن نگاه ميكنند. اما با صراحت و دردمندانه بايد گفت كه در طي اين مدت بيش از سه سال، گاهي مسائلي و برخوردهايي لفظي و اخيراً فيزيكي پيش آمده است كه مسلماً از مجلس شوراي اسلامي و مظهر عدل علي(ع) و نمايندگان مسلمان و معلمان ايمان و اخلاق و تقوي، توقع نيست! چنين برخوردهايي قطعاً به سود هيچكس نيست و نخواهد بود. اگر مجلس ملكوك و متهم شود از اعتبار و حرمت آن كاسته خواهد شد و اگر خداي نخواسته حرمت آن شكسته شود، ديگر مجلس و نمايندگان آن نميتوانند نقش سياسي و اجتماعي خود را در جامعه متحول ما ايفا كنند و به دنبال اين تضعيف و بيحرمتي، مصوبات مجلس و تصميمات قوه مقننه نيز اعتبار لازم را نخواهد داشت. برادران! مشهور است كه حرمت امامزاده را بايد متولي آن نگهدارد. قبل از ديگران، شما نمايندگان بايد حرمت و اعتبار مجلس را حفظ كنيد و اگر شما چنين نكرديد از ديگران چه توقعي داريد؟ شما كه عمدتاً سخنران و مبلغ اسلامي هستيد و در مجلس و منبر و نمازهاي جمعه و مساجد مردم را دعوت به ايمان، وحدت و تقوي، شرح صدر، گذشت و ايثار ميكنيد، چرا برخي از شما گاهي خلاف اين دعوتها عمل ميكنيد؟ مگر امام صادق نفرمود: ديگران را با عملتان ـ نه زبانهايتان ـ به حق دعوت كنيد؟ باور بفرماييد كه: دوصد گفته چون نيم كردار نيست! اگر كسي هم همگام با «حافظ» بگويد كه: مشكلي دارم ز دانشمند «مجلس» بازپرس توبهفرمايان چرا خود توبه كمتر ميكنند؟» چه پاسخي داريد؟ دشمن كه پرونده قطوري براي روحانيت و جمهوري اسلامي آماده كرده است، چرا شما بر صفحات آن ميافزاييد؟ نمايندگان محترم شما قبل از همه و بيش از ديگران بايد به قانون اساسي و ارزشهاي اسلامي و آئيننامه داخلي مجلس ـ كه مخصوص شماست ـ احترام بگذاريد، اگر احياناً فكري، نظري، عملي مطابق ميل و سليقه شما نبود و حتي انديشهاي و يا عملي حق نبود، راهي جز عمل و پايبندي به قانون و مقررات قانوني نيست. قانون اساسي در اصل نهم آن آزادي و استقلال را دو جزء لاينفك جمهوري اسلامي دانسته كه هيچكدام نبايد فداي ديگري شود و اصل 84 هر نماينده را در برابر تمام ملت مسئول دانسته و حق اظهارنظر در تمام مسائل داخلي و خارجي را به او داده است و اصل 86 نماينده را در ايفاي وظايف نمايندگي “كاملاً” از نظر “رأي” و اظهارنظر آزاد گذاشته است.
آئيننامه داخلي مجلس نيز مسئوليت نطقهاي قبل از دستور نمايندگان را به عهده خود آنها گذاشته است و اگر ناطقي از چهارچوب قانونياش خارج شد، فقط رئيس مجلس است كه مطابق اختياراتش حق دخالت و اجراي قانون را دارد و اگر اين روند قانوني طي شود و همه به آن پايبند باشند، دليلي ندارد كه برخوردهاي زشت و غيراخلاقي و اهانتآميز پيش آيد و چهره مجلس را نازيبا كند. در سطح جامعه نيز يكي از مصائب و مشكلات مهم سياسي و اجتماعي كه گرفتاريهاي فراواني براي انقلاب و دولت به وجود آورده همين است كه عدهاي غيرمسئول با سوء استفاده از عنوان مقدس «حزبالله» همواره به اماكن و اشخاص مختلف هجوم برده، به بهانه دفاع از انقلاب و اسلام و مبارزه با آمريكا و… هر چه دلشان خواسته كردهاند و متاسفانه نه تنها از اين حركتهاي غيرقانوني و احياناً ضدارزشهاي صريح و آشكار اسلامي جلوگيري جدي صورت نگرفته، بلكه گاهي مستقيم يا غيرمستقيم اينگونه اعمال به وسيله مسئولين رسمي كشور كه بايد سخت مجري قانون باشند، توجيه شده و در نهايت لباس مشروعيت بر اندام زشت آن حركات پوشانيده شده است ـ مانند سخن رئيس مجلس در نماز جمعه 13/8/62 تهران مبني بر اينكه ما نميتوانيم به مردم زور بگوييم و… راستي خيلي عجيب است آيا مدافعان و معتقدان جمهوري اسلامي هر عملي انجام بدهند از هر طريقي ولو خلاف قانون و خلاف شرع مانند: هجوم، زدن، فحاشي و هتاكي، اتلاف مال ديگران و… و… بخواهند مخالفان را سركوب كنند مجازند؟ آيا قانون فقط دهانبند مخالفان است؟ اگر «حزبالله» قانونشكني كرد و آبروي جمهوري اسلامي را در خطر انداخت نبايد مجازات شود و اگر جلو آنان گرفته شود زورگويي است؟ اگر اين زورگويي است پس عمل آنان چه نام دارد؟ روشن است كه هدف، دفاع از مخالفان و متخلفان و احياناً منحرفان نيست و اصولاً انحراف و يا عدم انحراف در اينجا مطرح نيست. تمام سخن اين است كه جلو يك فرد متخلف و منحرف و همچنين دسته و جمعيت منحرف را چه كسي بايد بگيرد؟ چند نفري به نام مردم يا قانون و مقامات قانوني؟ اگر بنا شود با وجود ارگانهاي قانوني و نيروهاي انتظامي عدهاي ـ ولو صددرصد حق باشند ـ بخواهند مستقيماً عمل كنند پس اينهمه دستگاههاي عريض و طويل اجرايي و انتظامي براي چيست؟ اگر در همين ماجراي روز جمعه 6/8/62 در خيابان استاد مطهري، افراد غيرمسئول دراين كار دخالت نميكردند، حوادث بعدي مانند حادثه مجلس اتفاق نميافتاد و اين همه ضايعه اخلاقي و معنوي پيش نميآمد. از حق نبايد گذشت كه تا زماني كه در خود مجلس ـ محل قانونگذاري ـ قانون اساسي و مقررات داخلي مجلس به وسيله برخي شكسته ميشود از عدهاي در خارج مجلس توقع حرمت قانون نميتوان داشت! به هر حال، نمايندگان ارجمند، مسئولين اجرائي و قضائي كشور! يكي از راههاي مشخص حفظ ثبات داخلي و امنيت و وحدت كشور، اجراي دقيق قانون و اقامه قاطع عدل و داد است. با تحقيق اين آرمان، آمريكا و ديگر دشمنان خارجي و داخلي انقلاب اسلامي نيز مأيوس خواهند شد. در اينصورت دوستان اميدوار و دشمنان نااميد ميگردند. آيا حقيقت را كسي منكر است كه دشمنان هميشه با دست دوستان بيتوجه، يك جمعيت و يا يك انقلابي را شكست ميدهند؟
شيشه نزديكتر از سنگ ندارد خويشي
هر شكستي كه به انسان برسد از خويش است
20ـ چند كلمه با خوانندگان
خوانندگان عزيز!
آنچه در اين مجموعه مطالعه نموديد داستان تأسفانگيزي است كه قربانيان آن نه نهضت آزادي ايران بلكه آزادي و قانون اساسي ميباشند و بعضي قهرمانان آن نه گروهي «مردم» مسلح بلكه كساني هستند كه براي حفظ و صيانت قانون اساسي و جمهوري اسلامي سوگند ياد نموده و علاوه بر آن ادعاي حراست از اسلام و قوانين الهي را يدك ميكشند.
تأمين آزادي انتخابات به طور اخص و تأمين آزادي به طور اعم بدان دليل مورد درخواست نهضت آزادي ايران است كه سعادت آينده ملت، بقاي جمهوري اسلامي و مشروعيت مجلس آينده را در گرو تأمين آزادي انتخابات و انسانيت انسان و «خلقاً آخر» يا آفريده ويژه بودن وي را مرهون آزادي او ميداند. و از اين رو كساني را كه به بهانه حفظ انقلاب، امام و اسلام به خود اجازه بدهند جو خفقان را حاكم كنند خادم به اسلام، جمهوري اسلامي و انسانيت نميشمرد. آري همانطور كه در آغاز اين مجموعه آمده است رسول امي كه پيروي وي مستوجب بشارت رحمت الهي است تابعان خود را از بندها رهائي بخشيده آزاد ميسازد و بارهاي سنگين انسان ساخته را از دوش آنان برميگيرد. حال اگر كساني گمان برند كه ميتوانند با بندهاي تازهاي سعادت را به انسان بازگردانند، آيا با چنين گماني خواهند توانست ادعاي پيروي از آئين محمدي را داشته باشند؟ آيا در قرآن نخواندهاند كه پيروي از سنت پيامبر و استجابت دعوت او است كه انسان را زنده نگه داشته وي را از هواهاي نفساني به دور ميسازد؟ آيا كساني كه در اين ميدان بيطرفي گزيده به اميد فرا رسيدن آزادي بيرنج نشستهاند نگران آن نيستند كه فتنهاي كه از خفقان و آزاديكشي برخيزد دائره خسارتش به گروه ستمكاران محدود نبوده و بيتفاوتان را نيز در آتش خود خواهد سوخت؟ و آيا آنان كه با انحصارگري درصددند تنها پيروان خود را برسرنوشت جامعه حاكم سازند روزهاي گذشته را فراموش نمودهاند كه در گوشه حجرات و احياناً زندانها با نگراني زندگي ميكردند و تنها در سايه وحدت توانستند طاغوت زمان را به زانو درآورده تأييد الهي و نصرت وي را دريافت دارند؟ آيا شكر اين نعمت آن نيست كه از فرقهفرقه كردن بندگان خدا پرهيز نموده وحدت قشرهاي مختلف جمهوري اسلامي را حفظ كنند. و بالاخره آيا دولتمردان فراموش نمودهاند كه حكومت امانتي است كه از طرف مردم به آنان واگذار شده و خدا و رسول وي ما را از خيانت در امانت برحذر داشتهاند؟
چه بهتر كه به منظور حسن ختام آياتي از سوره انفال را كه به نحوي با مطالب فوق مربوط ميشوند نگاشته از خداي بزرگ بخواهيم ما را توفيق دهد تا شكر نعمت انقلاب را ادا نموده، استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي را گرامي داشته و كاري كنيم كه انجام كار او خشنود باشد و ما رستگار.
اينك آيات:
يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم واعلموا ان الله يحول بين المرء و قلبه و انه اليه تحشرون. واتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه واعلموا ان الله شديدالعقاب. واذكروا اذ انتم قليل مستضعفون فيالارض تخافون ان يتخطفكم الناس فاويكم و ايدكم بنصره و رزقكم منالطيبات لعلكم تشكرون يا ايها الذين امنوا لاتخونوا الله والرسول وتخونوا اماناتكم و انتم تعلمون.
(اي اهل ايمان چون خدا و رسول شما را به چيزي كه زندهتان ميسازد دعوت كنند اجابت كنيد و بدانيد كه خدا در ميان شخص و قلب او حائل است (از اسرار دروني همه آگاه است) و همه به سوي او محشور خواهيد شد و بترسيد از بلائي كه چون آيد تنها مخصوص ستمكاران شما نباشد (بلكه ظالمان و مظلومان همه را فراگيرد، ظالمان را به كيفر ظلم و ستم و مظلومان را به كيفر ترك امر به معروف و نهي از منكر) و بدانيد كه عقاب خدا بسيار سخت است و اي مؤمنان به ياد آريد زماني را كه عده قليلي در ميان دشمنان بسيار بوديد كه شما را ضعيف و خوار در زمين ميشمرند و از هجوم (دشمنان) بر خود ترسان بوديد. سپس خدا شما را در پناه خود آورد و به ياري خود نيرومندي و نصرت به شما عطا كرد و از بهترين غنائم و طعامها روزي فرمود. باشد كه شكر نعمتش به جا آوريد. اي كسانيكه ايمان آورديد زنهار در كار دين با خدا و رسول خيانت نكنيد و در كار دنيا با يكديگر خيانت مورزيد در صورتيكه شما (زشتي خيانت را به خوبي ميدايند.) (انفال آيات 28ـ25)
نهضت آزادي ايران
آذرماه 1362
