شماره: 212/3/20
تاريخ: 17/8/1363
اطلاعيه نهضت آزادي ايران درباره خبر كذب عضويت آقاي بهرام بهراميان در نهضت آزادي ايران
روزنامههاي يوميه صبح و عصر در طي چند روز گذشته مطالبي پيرامون عضويت شخصي به نام آقاي بهرام بهراميان در نهضت آزادي ايران و تماسهايش با شخصيتهاي نهضت به شرح زير منتشر كردهاند كه به كلي نادرست ميباشد:
الف ـ روزنامه جمهوري اسلامي
1ـ اين روزنامه در شماره شنبه 12/ آبان/63 به نقل از آقاي هاشمي رفسنجاني نوشت:
«… و وقتي آنها شخصي به نام بهرام بهراميان، كه عضو سيا بوده بهعنوان مشاور دولت موقت داشته باشند و مسلماً اطمينان بيشتري به سطحي بودن انقلاب به زعم خود پيدا ميكنند».
2ـ ويژهنامه همين روزنامه در روز يكشنبه 13/ آبان/63 در مقالهاي به مناسبت سالروز 13 آبان 58 نوشت كه:
«يكي از مسائل جالب و تازهاي كه در اسناد اين دو كتاب آمده افشاگري از شخص به نام «بهرام بهراميان» است كه از افراد كادر مركزي نهضت آزادي بوده و از ابتدا اوجگيري حركتهاي مردمي در ايران از سوي سازمان سيا مأمور رخنه در نهضت آزادي بوده است».
در جاي ديگري از همين مقاله آمده است كه شخص فوقالذكر تا پس از پيروزي انقلاب اسلامي نقش حساسي در تشكيلات نهضت آزادي داشت. اين روزنامه در وسط صفحه با حروف درشت در داخل كادر نوشته است كه: «بهرام بهراميان يكي از كادرهاي برجسته نهضت آزادي موضوع افشارگري بعد دانشجويان خواهد بود».
در همين مقاله، بار ديگر آورده شده است كه:
«… و يكبار كه حملهاي به سفارت صورت گرفت قرارگاه سيا به وسيله بيسيم با وي تماس گرفته و استمداد كرد كه در نتيجه بهرام بهراميان از طريق يزدي ـ كه در آنوقت وزير امور خارجه بود ـ به ماجرا پايان داد.»
ب ـ روزنامه كيهان
اين روزنامه در شماره 13/آبان/63 مطلب فوق را چنين آورده است:
«…وي (بهرام بهراميان) كه از اعضاي مركزيت نهضت آزادي بوده است و اطلاعات دقيقي از جزئيات تصميمگيريها در نهضت آزادي داشته است پس از پيروزي انقلاب اسلامي به واسطه همين وابستگي با نهضت آزادي، از مشاورين اصلي نخستوزير وقت (يعني آقاي بازرگان) بوده است…»
«… در حملهاي كه به سفارت امريكا در ابتداي پيروزي انقلاب ميشود (25 بهمن 1357) از سوي سيا با بيسيم كه در اختيار وي بوده تماس گرفته ميشود و به او اطلاع داده ميشود كه به سفارت حمله شده و وي از طريق وزير خارجه وقت از اين قضيه جلوگيري ميكند…»
شنيدن و خواندن اظهارات فوق باعث تعجب و تأثر فراوان شد! و اين سؤال را پيش آورده است كه علت اين حركات كه هرچند بار سردرميآورد چيست و از اين تهمتها و حملات به نهضت آزادي و به كسانيكه به تصديق دوست و دشمن صداقت و سابقهشان در مبارزات ملي و مذهبي و پايهگذاري انقلاب اسلامي از همه بيشتر و مسلمتر است چه ميتواند باشد؟ و چه سودي براي جمهوري اسلامي دارد؟
انسان از خود ميپرسد نويسندگان و گويندگان مطالب فوق آيا تعهدي به حقيقت، امانت، صداقت، عدالت و تقوي ندارند؟ آيا برخلاف سفارش صريح خدا در قرآن كه نبايد دشمني با مردم شما را به گناه خروج از عدالت بكشاند بلكه لازم است عدالت را كه نزديكترين كار به تقوي است پيشه بگيريد (ولايجرمنكم شنان قوم علي الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوي)، خود را مجاز ميدانند كه به دليل اختلاف نظر سياسي و حتي دشمني با يك گروه يا افرادي كه عهدهدار مسئوليتي شده بودهاند هر نسبت و تهمت را بدهند و بزنند؟ به فرض كه مامورين سيا گزارش كرده باشند و اسناد استخراجي اعتبار و اصالتي داشته باشد آيا شهادت كسانيكه آنها را كافر و فاسق و خصم اسلام و ايران ميدانند بايد بهعنوان يقين شرعي و مدرك محكم قضائي تلقي گرديده باطلي را حق كنند و به اشاعه فحشاء بپردازند؟! چطور به اين سادگي و راحتي عضو براي كميته مركزي نهضت تعيين كرده اظهارنظر و ابراز اطلاعات دقيق مينمايند؟ يا حكم مشاور اصلي نخستوزير براي اشخاص صادر ميكنند؟ و سپس در 25 بهمن تعيين وزير خارجه براي دولت موقت مينمايند؟ جل الخالق!…
در هرحال براي اينكه هموطنان عزيز و خوانندگان محترم روزنامهها دچار ابهام و سوءتفاهم نشده باشند مراتب ذيل را در رابطه با نكات اظهار شده به اطلاع عموم ميرسانيم:
1ـ آقاي بهرام بهراميان كه ما نميدانيم در سياي امريكا عضويت و مأموريتي داشته يا نداشته است در هيچ زماني، قبل يا بعد از انقلاب عضو نهضت آزادي ايران، عضو ساده يا عضو مركزيت يا كادر برجسته نبوده است. اين مطلب كذب محض است. ادعاي اطلاع دقيق وي از جزئيات تصميمگيريهاي نهضت نيز به كلي بياساس ميباشد.
2ـ در سالهاي 55 و 56 و تا قبل از پيروزي انقلاب نامبرده بدليل ابزار گرايشات و علايق ملي و مذهبي با بسياري از دانشجويان مبارز و مسلمان همدروه خود آمد و رفت داشته و با بعضي از شخصيتهاي سياسي و روحاني فعال آن زمان، از جمله موسسين نهضت آزادي و مرحومين مطهري و بهشتي تماس ميگرفته و در جلسات انجمنهاي اسلامي مانند كثيري از جوانان خودمان شركت مينموده است. حتي با همكاري مرحوم بهشتي طرح ايجاد دانشگاه اسلامي را تهيه ديده و اجراي آن را پيگيري مينموده است.
پس از پيروزي انقلاب نامبرده رفت و آمد خود را با شخصيتهاي سياسي ـ اسلامي از طريق دفتر ديوانعالي كشور (با مرحوم بهشتي) و از طريق ارائه طرحهاي فني و علمي ـ با شوراي طرحهاي انقلاب در نخستوزيري حفظ نموده بود. دولت موقت با تأسيس وزارت مشاور در طرحهاي انقلاب و تشكيل كميسيونهاي عديده فني، اقتصادي، فرهنگي، قضايي، سياسي و غيره از كليه صاحبنظران و علاقمندان به آينده جمهوري اسلامي ايران دعوت كرده و موفق شده بود گزارشها و طرحهاي ارزندهاي بدست آورد و در كتاب قطوري ارائه دهد. يكي از صدها نفر افرادي كه در اين زمينه همكاري كردند آقاي بهرام بهراميان بود ولي هرگز مشاور اصلي، فرعي،اختصاصي دولت موقت يا محرم اسرار و نقشهدهنده و واسط كارها نبوده است.
3ـ حمله اول به سفارت امريكا، همانطور كه در خبر كيهان آمده است در 25 بهمن 57 صورت گرفت و در آن تاريخ آقاي دكتر ابراهيم يزدي وزير امور خارجه وقت نبودند و آقاي بهرام بهراميان نيز تماسي با ايشان نداشتند واين مطلب نيز به كلي بياساس و موهوم است و آن زمان وزير خارجه دولت موقت هنوز شروع به كار نكرده بود. اولين وزير خارجه دولت موقت در جلسه 29 بهمن 57 به شوراي انقلاب معرفي و به تصويب رسيد.
نهضت آزادي ايران
17 آبان 1363
