اعتراضيه به رياست جمهوري
در مورد حمله به مراسم 22 بهمن نهضت
بسمالله الرحمن الرحيم
لايحب الله الجهر بالسوء منالقول الا من ظلم وكان الله
سميعا عليما (سوره نساء آيه 148)
جناب آقاي رئيسجمهور
ما اعتراض داريم. ميخواهيم به زبان تلخ و با صداي بلند با شما صحبت
كنيم. چون به ما ظلم شده است و خداوند دوست دارد كه مظلوم صدايش را
بلند كند و ناخوشآيند بگويد.
اگر شما نخواهيد بشنويد و بدانيد و رفع ظلم كنيد، خدا ميشنود و
ميداند وكفي بالله نصيرا معذلك نه به كسي دشنام ميدهيم، نه تهمت و
توهين به كار ميبريم و نه اشخاص را تحقير مينمائيم. سخن از واقعيات و
از حقوقي كه پايمال شده است ميگوئيم. زبان حق تلخ است، مگر براي
كسانيكه حقپرست باشند.
( ( (
شما كه ميگوئيم، مقصودمان شخص شما نيست. كل دستگاه و هيئت حاكمهاي
است كه شما در رأس آن قرار داشته قانوناً همآهنگكننده قواي سهگانه
و مسئول اجراي قانون اساسي بوده و سوگند ياد كردهايد كه از قانون
اساسي و حقوق ملت پاسداري نمائيد.
( ( (
به ما ظلم شديدي شده است. همه ديدند يا شنيدند و دنيا بهطور وسيع از
آن آگاه شد. به ما يعني به نهضت آزادي ايران، به دعوتشدگان ما و به
همه كسانيكه در روز 22 بهمن 63، در يك اجتماع قانوني با اطلاع وزارت
كشور، براي بزرگداشت پيروزي انقلاب اسلامي ايران در محل دفتر نهضت گرد
آمده به سخنراني تجليل و تحليل انقلاب گوش ميدادند. نه تنها به اين
عده از مردم بلكه به حقوق تمام ملت ايران ظلم شده و همچنين به انقلاب و
به جمهوري اسلامي ايران.
عدهاي حدود 300 نفر افراد سازمانيافته به لباس عادي كه بيشترشان با
موتورسيكلت يا اتومبيل و سوار بر تريلي دولتي بودند و در ميانشان نفرات
مسلح به سلاح كمري و مجهز به بيسيم ديده ميشد، به خانه ما آمده
شعارهاي موهن و زشت ميدادند و تهديد ميكردند. نيم ساعتي از سخنراني
نگذشته بود كه با تجاوز به يك ساختمان مجاور و پرتاب سنگ و آجر،
شيشههاي جنوبي محل سخنراني را خرد كردند و مجلس را به هم زدند. پس از
برقراري آرامش سخنراني ادامه يافت ولي بعد از پايان سخنراني انبوهي از
مهاجمين، عليرغم حضور و نصيحت پليس، از شمال و جنوب عمارت حملهور شده
از نردهها بالا رفتند و در و پنجرهها را شكسته مغولوار به داخل هجوم
آوردند. در و پيكر و ميز و صندليها را شكستند، كتاب و كاغذ و اسناد را
به هم ريخته به خيابان انداختند يا با خود بردند، فحش و دشنام نثار
مردم كردند. زنها و بچهها را به وحشت و لرزه انداختند. شركتكنندگاني
را كه خارج ميشدند از دو سمت با ضرب شديد و شتم و جرح تحويل يكديگر
ميدادند. بطوريكه عدهاي با دست و كمر كوفته با سرو صورت شكسته روانه
بيمارستان شدند. كساني را كه داخل مانده بودند محبوس ساخته تعداد زيادي
را از پير و جوان بيرحمانه زدند… اين صحنه در حدود يكساعتي به طول
انجاميده پس از مراجعات مكرر تلفوني كه از داخل و خارج ساختمان به همه
مقامات از جمله وزارت كشور، كميته، دادستاني تهران و حتي دفتر امام و
به قم شده بود، و ظاهراً در اثر توصيه آيتالله منتظري به وزير كشور،
در حوالي ساعت يك و نيم بعدازظهر افراد چندي از كميته كه با لباس
اونيفورم بودند وارد طبقات شده مهاجمين را دعوت به خروج كردند و از
ساعت دو به بعد كه تشنج داخل و تجمع خارج تخفيف يافته بود مردان و
زنان محبوس و مضروب را با ماشينهاي آماده به كميتهها و به نقاط مختلف
شهر منتقل كردند و افراد شناخته شدن را بعداً به خانههاي خود رساندند.
جالب اين بود كه از مهاجمين حتي يكنفر را هم دستگير نكردند.
در اين عمليات وحشيانه، كه نميدانيم چه نامي روي آن بگذاريم،
مهاجمين با اطمينان و انتظام كامل عمل مينمودند، درحاليكه از ناحيه ما
و شركتكنندگان در مراسم هيچگونه تحريك و حتي دفاع با دست به عمل
نيامد. افراد شهرباني كه مأمور حفظ امنيت محل و مردم بودند
نميتوانستند يا دستور نداشتند، بيش از دعوت مهاجمين به مدارا، كاري
بكنند. دادستان شهرستان تهران نيز همراه با رياست پليس تهران و معاون
قائم مقام كميته مركزي از حوالي ساعت 30/9 صبح در عمارت مقابل نهضت كه
متعلق به شهرباني است حضور و ارتباط داشته بر عمليات نظاره ميكردند،
بدون آنكه اقدام موثري در جهت ممانعت و يا بازداشت مهاجمين و اخلالگران
به عمل آورند. در پايان كار به دستور دادستاني، ساختمان و دفتر نهضت را
مهر و موم كردند و به اين ترتيب به عوض دستگيري و مجازات متخلفين، ما
را از خانه و اثاثمان اخراج و محروم نمودند و تا به حال با وجود
مراجعات مكرر از تحويل دادن آنها، بهعنوان اينكه موضوع به شوراي عالي
قضائي ارجاع شده است، خودداري كردهاند.
( ( (
آقاي رئيسجمهور
ما در اين ظلم شما را مسئول ميدانيم ـ شما به همان معناي بالا ـ و
به دلائل زير:
اولاًـ اگر قصد و عمل ما خلاف قانون و خلاف مصلحت بوده است چرا وزارت
كشور، مانند موارد ديگر از جمله سمينار تأمين آزادي انتخابات مجلس (6
آبانماه 62)، تذكر يا دستور خودداري از برگزاري مجلس را نداد، كه اگر
ميداد ما مثل آن بار تبعيت ميكرديم. بديهي است كه وقتي وزارت كشور و
نيروي انتظامي از اين دعوت و اجتماع اطلاع دارند و اجازه ميدهند،
همانطور كه دادستان تهران به وزير كشور گفته بوده است، وظيفه داشتهاند
امنيت مردم و محل و معبر را تأمين نمايند. بدون ترديد وزارت كشور در
اين ماجرا مقصر و موثر در اين ظلم بوده است.
ثانياً ـ در ابتداي حمله وقتي از هر طرف به وزارت كشور و به كميته
مركزي يا به دادستان تهران مراجعه ميكرديم و ميگفتيم حال كه مهاجمين
اعتنا به پليس نمينمايند، دستور دهيد مأمورين كميته بيايند و جلوگيري
كنند، جواب ميدادند كه كميته حق دخالت ندارد و حفاظت به عهده شهرباني
گذارده شده است. پس چه طور شد كه بعداً كميته آمد و آمدنش، بدون آنكه
درگيري و مقاومتي ايجاد نمايد باعث خروج فوري مهاجمين و ختم غائله
گرديد؟ آيا اين خود نشانه توافق قبلي و توطئه نبوده است؟ ما به چشم
خود ديديم كه بعضي از مهاجمين و ضاربين و گردانندگان اين حمله افراد
شناخته شده حملات قبلي بودند. در هر حال وزارت كشور كه كليه نيروهاي
انتظامي را در اختيار دارد مسئول و مقصر ميباشد.
ثالثاً ـ دادگستري را شريك ظلم و مقصر ميدانيم. اگر دادگستري ضاربين
و مزاحمين و مسببين غائله قبل يعني 28 صفر را رها نكرده جداً را تعقيب
مينمود و به كيفر قانوني ميرسانيد چنين اعمال فجيع و خلاف قانون
تكرار نميشد. در آن غائله عده زيادي از شركتكنندگان در مراسم سوگواري
را در خيابانهاي خارج ساختمان مضروب و مجروح ساخته يا به كميتهها
برده و بازخواست ميكردند و پنج نفرشان را كلانتري با مشاهده ارتكاب
جرم دستگير و بازجوئي كرده تحويل دادسراي تهران داده بود كه آزاد شدند.
عمل دادستاني تهران كه به جاي دستگيري مهاجمين و كشف و كيفر مقصرين،
مظلوم و مضروب واقعه يعني نهضت آزادي را تنبيه نموده از خانه و
اموالمان ما را محروم ساخته است داستان افسانهاي دادگاه بلخ را زنده
ميكند. قاضي آن دادگاه به جاي مجازات سارق دستور داده بود صاحبخانه را
به جرم اينكه ديوار منزلش را بلند ساخته و باعث شكسته شدن پاي دزد شده
است، شلاق بزنند! با اين عمل آيا حيثيت و اعتباري براي دستگاه قضاوت
جمهوري اسلاي باقي ميماند؟ آيا نبايد هرچه زودتر رفع ظلم و خسارت از
ما بشود؟ آيا در جمهوري اسلامي ايران عليرغم آن همه ادعا و تبليغات
بايد به جاي قانون هرج و مرج حاكم باشد؟
رابعاً ـ حزب جمهوري اسلامي، روزنامه ارگان و برخي مسئولين بالاي حزب
را زمينهساز و موثر در اين توطئه ميدانيم. زيرا كه مقدمه الجيش اين
فاجعه عبارت از تهمتها، توهينها، تحريكها و جوسازيهاي
ناجوانمردانهاي بود كه در خطبهها، مصاحبهها، سرمقالات، روزنامهها و
در صدا و سيما با نقشه قبلي عليه نهضت و نشريات آن راه انداخته شده
بود. البته اين صحنهسازي و حمله و اخلال در نظم عمومي و نقض حقوق
قانوني، براي دفعه اول نبود. خوب ميدانيد كه چگونه و چند بار انجام
گرديده وهر بار ما كاري جز اعتراض قانوني به مراجع مسئول، تظلم به
پيشگاه الهي و اعلام به مردم نكردهايم. بديهي است كه گناه بزرگ ما
نشريات اخيري است كه مردم را دعوت به حضور در صحنه براي مطالبه
مسالمتآميز حقوق خودشان و قيام به قسط و قانون كردهايم.
( ( (
آقاي رئيسجمهور
هيچ ميدانيد كه با اين اعمال رسوا، بيش از آنچه به ما و به مردم
آزاد و مسلمان ايران ظلم رفته باشد به انقلاب و به جمهوري اسلامي لطمه
رسيده و به آبروي كشور و حاكميت در ايران و در دنيا خدشه وارد شده است.
به اين ترتيب آيا عملاً و به رساترين بيان ادعاي تكراري كه در جمهوري
اسلامي ايران آزادي و امنيت براي همه وجود دارد، تكذيب نكرديد؟
روزنامه ارگان حزب شما بعد از ماجراي اخير نوشت كه اين حادثه
«اعتراض مردم تهران به سخنراني مهندس بازرگان» بوده است. حتماً به خاطر
دارند كه در سال 1356 نيز وقتي چماقداران ساواك در كاروانسرا سنگي به
يك اجتماع مخالفين سياسي كه براي برگزاري جشن عيد قربان جمع شده بودن
حمله كردند و سر و دست و اتومبيلها را شكسته پير و جوان را روانه
بيابان يا بيمارستان كردند، گفتند ضاربين، كشاورزان كرج بودند كه طاقت
نياوردند به مقدسات ملي توهين به عمل آيد و عصباني شدند! هنوز خاطره
حمله چماقداران رژيم شاه به مسجد كرمان و در ساير شهرها در اذهان زنده
است. در آن حملات حاكميت مدعي شده بود كه اين مردم بودند به مسجد كرمان
و يا اجتماعات مخالفين حمله كردند. همچنين پرتاب كوكتل مولوتف و آتش
زدن خانه آقاي دكتر يزدي و مهندس عبدالعلي بازرگان كه عاملين آن آزادي
عمل داشتند، خاطره بمب گذاري در خانه پنج نفر از موسسين جمعيت ايراني
دفاع از آزادي و حقوق بشر را تداعي ميكند. تلك امه قد خلت لها ما كسبت
و لكم ماكسبتم.
رسول اكرم راست فرمود كه الملك يبقي معالكفر و لايبقي معالظلم.
( ( (
چنين روشها آيا شايسته يك نظام و حكومتي كه نام اسلامي و داعيه
عدالت علوي بر سر دارد، ميباشد؟ اگر ما را خطاكار ميدانيد و تصور
ميكنيد مرتكب خلاف شدهايم چرا به عوض تشبث به چنين روشهاي
ناجوانمردانه، بر طبق قانون اساسي و با حق دفاع، در ملاءعام،
محاكمهمان نميكنيد؟ چرا با طعنه و توهين و تهمت و غيبت به جنگ ما
آمده زبان و قلمان را بستهايد؟ نه روزنامههايتان، عليرغم قانون
مطبوعات، جواب و دفاع ما را درج ميكنند و نه اجازه دادهايد يك
روزنامه آزاد در اين مملكت وجود داشته باشد تا در آنجا توضيح و پاسخ
بدهيم؟ شما كه تمام روزنامهها، منابر، مساجد، جمعه، جماعت، راديو و
تلويزيون را در اختيار و انحصار خود داريد و ميتوانيد هر كلام احياناً
نادرست، يا مقاله اغواكننده را در صدجا جواب كوبنده بدهيد و مردم را
آگاه كنيد، از انتشار روزنامهاي چون ميزان چرا ميترسيد؟ آيا همين
توقيف طولاني و غيرقانوني روزنامه ميزان دليل بر دليل نداشتن شما و
محكوم بودن حاكميت نيست؟ چهار تا نشريه و كتاب، كه تازه و بارها جلوي
آن را گرفتهاند و براي نويسنده و پخشكننده و خريدار مشكلات و خسارات
فراهم ميآورند، نه ميتواند جوابگوي روزنامههاي يوميه و كثيرالانتشار
و رسانههاي گروهي و امكانات عمومي باشد و نه نشانه آزادي و حاكميت
قانون حساب ميشود.
( ( (
آيا برگزاري مراسم پيروزي درخشان گذشته انقلاب اسلامي ايران و تجليل
و تحليل آن جرم بوده است؟
آيا در مرامنامه و برنامههاي نهضت آزادي انكار انقلاب و دشمني با
اسلام وجود دارد يا ما قصد براندازي نظام جمهوري اسلامي را، كه معتقد و
مدافع آن هستيم، داريم كه اينچنين با ما رفتار ميكنيد؟ براي تمتع از
قدرت و تصرف دولت راه افتادهايم، يا آنكه ميگوئيم بگذاريد ملت و
صاحبان مملكت انتخاب و اختيار نمايند؟
آيا ما چيزي جز شعار اصلي انقلاب يعني «آزادي ـ استقلال ـ جمهوري
اسلامي» را ميخواهيم و به چيزي غير از قرآن و احكام اسلام، به قانون
اساسي و به قوانين مصوب استناد و اتكاء مينمائيم؟
اگر دستگاه تحمل چنين گروه و چنين طرز تفكر و سياستي را ندارد و
هرگونه ارائه طريق و انتقاد قانوني يا امر به معروف و نهي از منكر را
خفه ميكند چه راه ديگري را شما در برابر ملت قرار دادهايد؟
( ( (
ما شخص شما را به يك مناظره سياسي در صدا و سيما دعوت مينمائيم كه
همه مردم شاهد و ناظر آن باشند.
ما براي هرگونه مقابله قانوني و قرآني كه به صورت آشكار و در معرض
افكار عمومي صورت بگيرد آمادهايم. به شرط آنكه مقابله در شرايط مساوات
و عدالت صورت گيرد، بدون آنكه دست و پاي يك طرف را با محروميتها و
ممنوعيتها ببندند و تماشاچيهاي غيرموافق را بزنند و بترسانند.
روزنامه ما را آزاد كنيد و مثل موافقين به ما اجازه و امنيت براي
اجتماعات بدهيد. آنوقت ببينيم كدام روزنامه 20000 تيراژ دارد و كداميك
500000 و چه روشهائي مورد قبول مردم و چه كساني براي چه كارهائي
انتخاب ميشوند.
امير مومنان راست فرمود كه هركس از شنيدن حق يا پيشنهاد عدل احساس
سنگيني كند، عمل به آنها برايش سنگينتر است.
( ( (
براي جبران ظلمي كه به ما و به مردم شده است و آبروئي كه از جمهوري
اسلامي رفته است بيائيد به حق و عدالت گردن نهاده دستور دهيد هرچه
زودتر خانه و اثاث به ناحق توقيف شده ما را رها كنند. خسارات وارده را
بپردازند، عاملين و مقصرين را محاكمه نمايند و حق انتشار روزنامه و
استفاده از اجتماع را بر طبق قانون، به غيرموافقين بدهند. ما چيزي
بيشتر يا كمتر از اجراي عدالت اسلامي و قانون جمهوري اسلامي
نميخواهيم.
الحكم لله و العاقبه للمتقين
نهضت آزادي ايران
بعد از هفتمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران
اسفند 63
