سلام و پيام هيئت اجرائيه بافراد و واحدهاي نهضت آزادي ايران و به وارد شوندگان
هيئت اجرائيه به همه شما سلام ميفرستد و سلامت و سعادت همگي و توفيق ملت ايران را براي آزادي و آبادي كشور از پروردگار جهانيان تمنا مينمايد.
تقاضاها، پيشنهادها و اعتراضهائي شفاهي يا كتبي از افراد و واحدهاي تشكيلاتي نهضت ميرسد كه مطالبه قاطعيت و رهبري بيشتر يا برنامه و بالاخره خوراك مينمايند، از ما ميخواهند كه آنها را: «جمع» و «گرم» كنيم….
جاي بسي خوشوقتي است كه افراد ملت و اعضاء نهضت داراي چنان رشد و عطش شدهاند كه طلب راهنمائي و رهبري ميكنند، اين خود اميدواري و سرمايه بزرگي براي حال و آينده كشور و تازيانهاي براي بيداري و تحرك مسوولين است. ما هم تا اندازهاي دنبال اين خواسته بوده و بيش از پيش هستيم.
اما يك نگراني و ناراحتي نيز همراه دارد. اين انتظار «گرم شدن» و خوراك گرفتن و رهبري يافتن قدري بوي همان چيزي را ميدهد كه هزاران سال ملت را بيكاره و بيچاره كرده است و نهضت درست در جهت خلاف و خراب؟ آن قدم برميدارد. روحيه ايست مخالف مسلماني و دموكراسي خصلت اتكالي بودن و طفيلي گري و قلدر پروري را بخاطر ميآورد خصلتي كه عاقبت آن خداپرستي خرافي غلط يا شاه پرستي ميشود كه بزرگترين مصيبت است.
حتماً ميخواهيد كه توضيح بدهيم:
ملاحظه كنيد دموكراسي يعني حكومت مردم برمردم ـ افراد مردم و ملتند كه از درون معتقدات و تمايلات و احتياجات خود افكار و خواسته هائي را بوجود ميآورند و بعد افرادي را از ميان خود به ميل خود انتخاب مينمايند تا بروند از خلاصه و نتيجه آمال و اعمال ملت مقرراتي استخراج و وضع نموده مملكت را بر وفق آنها اداره كنند جريان امور دموكراسي مانند تشكيل ابرهاست كه توليد و تصاعد بخار ابتدا از برگها و علفها و بركهها و درياها از پائين به بالا ميباشد و سپس ابرها آنچه از بخارهاي پراكنده در سطح و در فضا دريافت و متكاثف كردهاند بصورت باران بر صخره و صحرا ميپاشند. آنجائي كه جريان و فرمان از بالا به پايين باشد ديكتاتوري است، محو شخصيت است، هلاك انسانيت است.
نهضت آزادي ايران نيز مدعي است كه نيرو و نيت را از آحاد و افراد دريافت دارد و بعد پس از ترتيب و تصفيه و تدوين عصاره، مطلوب مؤثري را بخود آنها برگرداند.
اگر انصاف داشته واقع بين باشيم خواهيم ديد و خواهيم گفت كه غالب افراد ملت ما قرنهاي قرن براي خود ارزش و اثر و وظيفهاي قائل نبوده ـ آن روزگار كه خود را مسلمان مقدس ميدانستند انتظار همه چيز را از خدا داشته با صرف دعا ميخواستند جلب روزي و راحتي و دفع ناخوشي و ستمگري را بنمايند در حاليكه در قرآن ميخواندهاند (ولي نميفهميده اند) كه (لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض) يعني اگر خود مردم از خودشان رفع ظلم و فساد را ننمايند زمين (و مملكت) فاسد خواهد شد خداوند تا مردم عملي و حركتي نكنند و تكان و تغيري در خود ندهند كاري براي آنها نميكند (ان الله لايغير مابقوم حتي بغير و اما بانفسهم). آنچه شخص بدست ميآورد تنها حاصل زحمات و مكتسبات خود اوست (ليس للانسان الاماسعي9.
آن زمان هم كه در خواب راحت و غفلت فرو رفته بوديم و تمدن و استعمار غرب ما را لگدكوب و بيدار و هراسان كرد چنان خود را وحشت زده و دست بسته يافتيم كه ديگر مبدأ و معاد هر مصيبت يا نجات را در آستانه غضب يا لطف پروردگار جديد سياست جستجو كرديم و (ميكنيم)
بديهي است با جنين طرز فكر يعني نخواستن و نجنبيدن و دائماً انتظار رحمت و تكليف را از بالا داشتن اعم از خدا ـ سياست خارجي ـ شاه ـ حاكم ـ مدير كل ـ رئيس ـ ارباب و كدخدا بالاخره كار را به بيكاري و بيحالي و گدائي و فرمانبري و توسري خوري ميكشاند.
در اثر همين طرز فكر است كه دائماً ميبينيد اهالي شهرستانها چشمشان به مركز است و از خود درصدد چاره جوئي و آبادي و عمران بر نميآيند. مركز هم چشمش به دولت است دولت به شاه و شاه هم… چه عرض كنيم.
وقتي حزب يا جمعيت تشكيل ميدهيم اولا اكثريت افراد مردم استقبال گرم وقبول عضويت و مسووليت نميكنند. ترجيح ميدهند از خارج تماشاچي باشند اگر خطري نبود اعلاميهها را بخوانند و در متينگها شركت كنند و كف بزنند و موقعي رسماً داخل آن دسته شوند كه آبها از آسياها افتاده خطرها گذشته و موفقيت و موقعيتي تامين گشته است و ميتوان درد دلها و شكايتها و درخواستها كرد و مقامها خواست. آن عده هم كه داخل حزب ميشوند غالباً و دائماً انتظار روزي و گرمي و رهبري را از واحدهاي بالاتر دارند…
كار اينطور درست نميشود و بار باين ترتيب بسته نميگردد.
نهضت آزادي ايران نيز با چنين فكري تاسيس نشده است نه دولت و دستگاه و نه احزاب دولتي است كه صاحب بودجه و زور و تشكيلات و وسائل بوده تا به هر كس كارونان و مقام بدهد و نه حزب توده است كه مايه و پايه از خارج گرفته براساس يك سلسله مقررات و تجربيات حساب شده و ارتباطات بينالمللي آماده بكار باشد و دستورهاي پخته و پرداخته صادر كند ـ كاملا برعكس است ضعف ما و نقش ما خود نشانه اصيل بودن و ايراني بودن است، بايد بحول و قوه الهي و با مساعي و سرمايههاي خودماني داخلي قوت و كمال بگيريم.
نهضت درست شده است كه شما افراد بآن پايه و مايه بدهيد اگر حاضريد بسم الله.
هيئت اجرائيه و شعب آن در وضع حاضر از افرادي تشكيل شده است كه فرصت اندك دارند و همتشان از فرصتشان كمتر است ـ ادعاي صلاحيت هم نميكنند…
مسلم است وقتي نهضت ميگويد داراي مسلك و راه و رسم معين و در مسائل فكري و اجتماعي و سياسي صاحب نظراست نظرات و عقايد خود را جز از طريق تعليم و تبليغ نميتواند شايع و رايج سازد و بنابراين تعليم از بالا در جاي خود وظيفه ايست بر عهده هيئت اجرائي و شعبه تعليمات ولي خود ميدانيد كه مكتب و مرام نهضت آزادي ايران چيزي نيست كه در يك كتاب معين درج و يا بوسيله گوينده و يا نويسندهاي در داخل و يا در خارج كشور بشكل منظور ما طرح شده باشد و اين نيازمند مطالعه و دقت فراوان است تا بتدريج اين مكتب مدون گردد. وظيفه واحدهاي بالا بايد بطور سلسله مراتب جمع آوري نظريات و اظهارات افراد و واحدهاي پائين و بكار گماردن آنها بوده نظم و نظارت برقرار سازد و بعد خلاصه عصاره كننده آن نظريات و فعاليتها را بصورت تعليمات و دستورات پخش كند.
از شما و منتخب شما بايد باشند و اسباب كارشان باز خود شما هستيد.
* * *
حتماً ميخواهيدا اين مطالب و مراتب با تفصيل و مثال شرح داده شود يعني بگوئيم نهضت از يك فرد عضو و از واحدهاي تشكيلاتي خود چه ميخواهد. بسيار خوب حوصله داشته باشيد قدم به قدم جلو برويم.
۱ـ نهضت از يك فرد طرفدار ميخواهد تقاضاي عضويت بنمايد و ورقه درخواست را پر كند با شهامت و صراحت اعلام پيوستگي و همكاري با ما (يا با هر جمعيت ملي اصيل ايراني ديگر) را بنمايد (البته اگر معتقد و طرفدار مرام و هدف و نظام ما است و يا لااقل آنرا بهتر از سايرين و مزاياي آنرا بيش از مضارش ميداند) اشخاص ترسو و ملاحظه كار كه حتي تا اين حد حاضر به قبول زحمت و احتمال ضعيف ضرر و خطر نباشند بدرد ما و بدرد ايران نميخورد. پي كار خودشان بروند و براي ما دلسوزي و اظهار نظر و انتقاد نكنند.
بالاخره بايد حاصل قرنها دو روئي و قايم موشك بازي يا باصطلاح زرنگي كه نتيجه آن زبوني و بيساماني امروزي است از اين مملكت پاك شود… ايران به مردان صريح و صحيح احتياج دارد.
نگويند كه در مذهب ما تقيه سفارش شده است و شرط عقل كناره گيري از ضرر و خطر است. بلي عاقلهاي خودخواه نزديك بين چنين بودهاند ولي عاقلهاي ارزنده شايسته كه خداپرست و مردم دوست باشند عقل و نفس را در خدمت حق و خلق ميگذارند اسلام نيز هيچگاه نگفته است كتمان يا انكار عقيده و مرام حق را بنمائيد بلكه قرآن از كساني كه چون عقيده حق را عليرغم شكنجه و انتقام ابراز داشته و در آن راه استقامت ورزيدهاند تجليل ميكند و ميفرمايد (وما نقموامنهم الا ان قالو ربنا الله ثم استقامو)
تقيه هيچوقت در مورد معتعقدات اصولي و اعمال اساسي نبوده است بلكه دستور يكنوع گذشت و اغماض در جزئيات احكام شرعي در برابر مصالح عالي عمومي اسلامي و مخصوصاً استتار عمل مبارزه در برابر زورمندان بيانصاف است كه اتفاقاً رويه احزاب مبارز سياسي معاصر ميباشد.
تصور نكنيد همين مرحله قبول عضويت چيز كوچكي از لحاظ نهضت و مملكت باشد. باور كنيد كه پنجاه درصد كار است و نصف راه طي ميشود. حرف حساب احزاب ملي و راه موفقيت ما مگر نه اين است كه بدانيم و بگوئيم اكثريت ملل يا لااقل جمعيت قابل ملاحظهاي داراي چنين فكر و عقيدهاي هستند؟
مسلماً آنروزي كه نه تمام يا نصف بلكه عشر ملت ايران عضو رسمي ثبت نام كرده مستقيم يا غيرمستقيم جبهه ملي ايران باشند و جسارت ابراز آنرا بكنند كار اصلاح و نجات مملكت يكسره خواهد شد. با همين عمل ساده دهان خائنان و غاصبان خورد ميشود و مزدوران راه فرار پيش ميگيرند. بعلاوه تا ما نتوانيم روي يكعده افراد مطمئن و منظم حساب كنيم و ندانيم چند طرفدار عقيدهاي داريم چه كاري ميتوانيم از پيش ببريم؟
بديهي است كه در اين ابراز علني و ثبت نام كردن احتمال محروميت و خطر هست ولي خيلي ضعيفتر از آنچه بسياري از مردم با وهم و وحشت خود مجسم مينمايند. اينها نميدانند كه خائن و غاصب مثل سگ است پارس ميكند اگر ترسيديد و درر فتيد حمله ميكند و ممكن است پاچه بگيرد اما اگر ايستاديد همانجا ميايستد و اگر شما سنگي برداشتيد و يا بطرفش حمله كرديد پيش از آنكه شما جلو برويد فرار ميكند البته باز پارس و تهديد خواهد كرد. ميترساند ولي بيشتر ميترسد.
۲ـ در مرحله دوم پس از ثبت نام و دخول در نهضت و بدون آنكه از شما كاري خواسته شود پرداخت شهريه است. آخر اگر ما عضو نداشته باشيم و عضو شهريه نپردازد از كجا براي هزاران وظايفي كه مردم و شما از ما ميخواهيد پول بيآوريم؟ يك اعلاميه دادن يك دفتر اجاره كردن و يا خانواده يك زنداني فداكار را از مرگ و رسوائي نگاهداشتن كم خرج دارد؟ آنهم در چنين شرايط سخت ـ بعلاوه اگر بناست نهضت كار اساسي و جدي بكند كارمندان حقوق بگير و وسايل لازم دارد و خيلي خرج دارد.
ميدانيد كه خداوند هم هر وقت در قرآن اسم نماز را ميآورد كمتر جائي است كه پشت سر آن نام زكوه نيايد (اقيمو الصلوه و آتوالزكوه) ايمان خشك و خالي و عرض بندگي تنها فايده ندارد بايد پول مايه گذاشت: (لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون).
كساني كه دائماً از ما خوراك ميخواهند و انتظار خدمت و فداكاري دارند آيا خودشان مختصر شهريه ماهيانه را پرداختهاند و ميپردازند؟
۳ـ پس از آنكه قبول علني عضويت را كرديد و شهريه مقرر مختصر را پرداختيد اگر آماده خدمت هستيد اولين وظيفه تشكيل اجتماع سه تا هفت نفري بنام حوزه و حضور مرتب در آن بر طبق اساسنامه است.
همين حاضر شدن سرساعت در حوزه ـ سلام كردن ـ دست همت و خدمت به سايرين دادن و بعد خداحافظي كردن و لو آنكه بدون برنامهاي باشد خود بسيار مؤثر و با ارزش است چه نظم و نيروي بزرگي كه دشمن بداند افراد دلسوخته صورت برافروخته دست برافراشته ملت بر طبق برنامه منظم و صحيحي در نقاط پراكنده مملكت مرتباً همديگر را ميبينند و ميفهمند وآمادگي خود را براي كوتاه كردن دست او اعلام ميدارند.
نگوئيد كار نيست براي چه برويم دور هم جمع شويم ـ وقتي دورهم جمع شديد كار درست و پيدا ميشود و بعلاوه همين آشنائي و ارتباط و تمرين انضباط كار بزرگي است.
بحكم الخائن خائف و بدليل اينكه آنها ده بار بيش از آنچه ما از آنها وحشت داريم مثل دزد از ما ميترسند روزي كه از وجود چنين صف مستحكم و گروه غيرقابل تصرف مطلع شوند هنوز حملهاي نشده و جنگي در نگرفته پا بفرار خواهند گذاشت.
۴ـ تا اينجا عقيده بود و ايمان و سپس اظهار و حضور. از اين به بعد اگر مرد آن هستيد كار شروع ميشود در خارج حوزه يا هسته دست به تبليغ و تكثير و تعليم اعضاء زدن در حوزه يا هسته كه جمع شديد با همدرديها و همفكريها و هم حزبهاي خود آشنا ميشويد، عقد دوستي و برادري ميبنديد (كاري كه رسول اكرم براي اولين بار در مدينه شروع كرد) به مشكلات و نظريات يكديگر واقف ميشويد و تا حد امكان به رفع دردها و حل مسائل و گرفتاريها ميپردازيد.
از همه بالاتر تمرين تشكل و تعاون و تجمع را كه ملت ما بسيار فاقد و بسيار بسيار محتاج به آن است مينمائيد. مسوول يا مديري از ميان خودتان انتخاب و فرمانش را عهد ميكنيد.
فرض كنيد كه از بالا هيچ خوراكي نرسد و مرامنامه و اساسنامه نهضت و نشريات گذشته را هم يا قبلا ديده يا خواندهايد ـ خودتان واحدي هستيد زنده و رشيد در حدود حوزه يا هسته به بحث و تبادل نظرها ميپردازيد اگر اطلاعات و يا پيشنهادهائي داريد كه مفيد و موثر است توسط مسوول حوزه يا هسته به واحد بالاتر ميفرستيد شهريههاي جمع آوري شده را نيز بوسيله او ارسال ميداريد ضمناً هرگونه سابقه و آمادگي خدمتي را داشته باشيد و كيست كه واقعاً نداشته باشد اطلاع ميدهيد.
ملاحظه كنيد اين خود خوراكي است ـ خوراكي كه آشپز اول آن خودتان هستيد ـ حتما خوراكي از بالا رسيده يا ميرسد. غير از برنامههاي بحث و گويندگي و نشريات كه دير يا زود ميآيد وظايف و تكاليفي معين و ابلاغ خواهد شد ـ البته شما تنها نيستيد ـ واحدهاي ديگري هم در عرض و طول شما هستند.
نهضت آزادي ايران درست نشده كه اظهار آرزو و نظر بنمايد و حرف و نوشته تحويل بدهد و تحويل بگيرد به موجب مرامنامه و اساسنامه عمل ما از اولين قدم و اولين واحد شروع ميشود. برنامههاي تأسيساتي و عملي داريم و ميخواهيم آن كارهائي را كه ملت بدست خود و دولت منتخب خود بايد در مملكت بكند و حالا خارج از اختيار و انتفاع اوست خود بصورت واحدهاي كوچك و به قياس البته ضعيف شروع نمايد تا به يك كرشمه سه كار بشود: مشغوليتي و مخصوصاً خدمتي باشد ـ تمريني و تربيتي براي كارداني و همكاري باشد و بالاخره مسير طبيعي و تدريجي در جهت احراز قدرت و تصرف دولت از داخل ملت و از پائين باشد.
نهضت ميخواهد (و يقين دارد كه اين كار شدني است و نمونه هائي از آن اجرا شده است) كه در هر گوشه و كناري از پايتخت و شهرستانها و دهات مردم آشنا و دوست گرد يكديگر جمع شده آن اعمالي را كه انفراداً انجام ميدهند و يا انتظار دارند دولتها و قدرتها مجاناً انجام دهند دستها و پولهايشان را روي هم بگذارند و با همكاري يكديگر اجتماعاً انجام دهند. مثلا باشگاه ورزشي و تفريحهاي سالم ترتيب دهند ـ كلاس و آموزشگاه و روزنامه درست كنند ـ اتوبوسراني و حمل و نقل محل خود را اداره نمايند ـ دست به كارهاي عمراني و انتفاعي بزنند ـ صندوقها و ؤسسات تعاوني و خيريه راه بياندازند ـ همكاران باهم شريك شوند شركتها و اتحاديهها تاسيس نمايند…. الي غير النهايه….. .
البته اين كارها آسان و فوري نيست. سهل است زحمت و دردسر هم دارد ـ خوي انفرادي و طبع بدگماني و انزواطلبي ايراني ترجيح ميدهد در گوشهاي آقا و نوكر خود باشد و گرفتار اختلافات و اشكالات اجتماعي نشود. درست است ولي اگر ميخواهيم از اين عقب افتادگيها و ناتوانيها و توسريخوريها خلاص شويم. با دنيا همراه و همدوش باشيم ناچاريم اول با خودهامان همراه و همكار شويم. كارهاي دنياي امروز خيلي بيش از دنياي ديروز با اتحاد و ارتباط و اجتماع انجام ميگيرد و تقريباًبكلي از صورت انفرادي و حتي ملي خارج است. چه امور اقتصادي و نظامي چه علمي و اداري. در امور ديني هم كه از اول به ما دستور دادهاند نمازتان را به جماعت انجام دهيد ـ هفتهاي يكبار تمام اهل ناحيه يا شهر در نماز عبادي و حكومتي جمعه شركت كنيد ـ لااقل عمري يكبار اگر پول داريد در خانه خدا تمام مسلمانان جمع شوند و بالاخره براي خاطر همديگر به دفاع و جهاد پردازيد.
بايد دندان روي جگر گذاشت و خودخواهي و راحت طلبي را كنار گذاشت با حسن ظن و قصد خدمت با همدستي سايرين به اقدامات عملي اصلاحي و انتفاعي اجتماعي پرداخت. نتيجه نهائي مسلماً موفقيت و بركت و لذت است.
۴ـ از مرحله فرد و عنصر تشكيلاتي نهضت كه حوزه است بالا آمده به هسته ميپردازيم. هسته اگر مطابق اساسنامه تشكيل شود حتماً بيكار نيست. اعضاي آن چون مسوولين منتخب حوزهها هستند و حامل نظريات آنها هستند حرفهائي و كارهائي دارند پولهائي بايد بدهند و ماموريتي و رئيسي انتخاب نمايند. اين البته در صورتي است كه از بالا خوراك به آنها نرسد. ميتوانند با شنيدن و مقابله كردن اطلاعات و نظريات حوزهها و ابتكارهاي خودشان اطلاعات و نظريات تصفيه شدهاي و اقدامهاي خود و صدور دستورهاي تعليماتي و تاسيساتي به حورزهها بكار برند.
ولي به احتمال قوي از واحد بالاتر نيز اطلاعات و دستورات ميرسد و هسته را مامور وظايف و واقف به مطالبي مينمايد. طبيعي است وقتي از طرف عناصر تشكيل دهنده پشتيباني و قبول عضويت صريح ابراز شد و پول فرستاده شد و اطلاعات مفيد تهيه گرديد واحدهاي بالا خواهند توانست عملي انجام دهند و دستور وسيلهاي در اختيار بگذارند.
۵ـ سلسله مراتب واحدهاي بالاتر را ميدانيد: انجمنهاي محلي و صنعتي و شهرستان و غيره است تا برسد به شوراي استان با هيئت عامله آن و بالاخره هيئت اجرائيه و شوراي مركزي و شوراي عمومي نهضت. لابد ميخواهيد بدانيد خوراكها و دستورهائي كه خواهند داد و رهبري كه خواهند كرد از چه قبيل است؟:
الف ـ همين نظم و نسق امور و صورت تشكيلاتي دادن و مطالبه اوراق و وجوه و گزارشهاي كارها.
ب ـ ترتيب و تنظيم برنامههاي تاسيساتي برحسب پيشنهادها و امكانات واحدهاي كوچكتر و پخش كردن تعليمات و راهنمائيها و احياناً كمكهاي مادي.
ج ـ بخشنامههاي تعليماتي و اطلاعاتي فكري و اجتماعي و تجزيه و تحليلهاي سياسي به منظور روشن كردن افكار و اذهان و صدور اعلاميهها و نشريات كه خود افراد و واحدها در تهيه آنها شركت داشتهاند و پخش ميكنند.
د ـ دستورهاي معين و اعتراضها و تظاهرات عمومي قانوني بصورت مقاومتهاي منفي و قيامهاي ملي عليه خلافها و خيانتها.
ه ـ مشاركت در اجتماعات و انتخابات و هرگونه اقدامهاي مثبت و حركتهاي تعرضي و اعمال اداري كه وظيفه ديني و قانوني و انساني ما ايجاب نمايد.
* * *
بديهي است كه حكم (لا يكلف الله نفسا الا وسعها) در تمام اين مراحل برقرار است. نهضت از شما چيزي جز ممكنات خودتان باقتضاي ديانت و شرافت و آزادمردي نميخواهد. ممكناتي كه اول آن اعلام عضويت يعني دادن نام سپس دادن مال و در مراحل نهائي دادن جان است برحسب سرمايه ايماني و عشق و شوري كه داريد يا دارا شويد.
شما هم از هيئت اجرائيه و از مسوولين چيزي جز امكانات آنها نخواهيد. امكاناتي كه يك جز از آن را دارند و قسمت اعظم آنرا شما در اختيارشان ميگذاريد. مايه و نيرو بايد از خودتان برخيزد تا بشما برگردد.
وقتي خدا در قرآن ميگويد (ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم) اگر خدا را ياري كنيد شما را ياري كرده ثابت قدم ميگرداند. ما كه چنين ناتوان و نادانيم چه ميتوانيم بگوئيم و بكنيم؟!
خلاصه آنكه بدانيد سازنده ور نيرنده و گرداننده نهضت همانا نيت و همت شما و افكار و اعمال خودتان است. بفرموده حضرت مسيح عليه السلام بزرگ شما نوكر شما است.
* * *
اگر باين ترتيب و بر طبق طرز فكري كه اساسنامه نهضت را بوجود آورده است عمل شود جنبش ملت بجاي آنكه يك تموج سطحي و تاثير از بالا باشد مانند غليان آب كه از زير و از داخل سرچشمه ميگيرد يك جنب و جوش دروني و عمومي در جميع جهات خواهد بود بطوريكه جلوگيري مخالفين ممتنع و نجات ايران مسلم خواهددشد. هيئت اجرائيه از خدا ميخواهد امكان و افتخار خدمتگزاري را نصيبش سازد.
نهضت آزادي ايران
تهران ديماه ۱۳۴۱
