نامه سرگشاده به رئيس جمهوری پيرامون حادثه تبريز تاريخ: شهريور ٦٦

title

نامه سرگشاده به رئيس‌جمهوري پيرامون حادثه تبريز

مقام محترم رياست جمهوري اسلامي ايران

جناب آقاي سيد علي خامنه‌اي

  با سلام و آرزوي موفقيت آن نظام در انجام مقبول وظائف قانوني كه به عهده گرفته‌ايد و ايفاي سوگند و پيماني كه با خدا و ملت ايران بسته‌ايد اظهار مي‌داريم.

  يقيناً از جريان شگفت‌آور مسافرت اخير افراد و خانواده‌هائي از اعضاء و علاقمندان نهضت آزادي ايران به تبريز كه به دعوت دوستان مقيم آن شهر جهت شركت در مجلس سالگرد وفات مرحوم آيت‌الله طالقاني، يكي از مؤسسين نهضت آزادي به عمل آمده، مطلع شده‌ايد. گزارش ممانعت و مزاحمت و آزارهائي از قبيل دشنام دادن و زدن و مجروح كردن دعوت كنندگان تبريزي و شركت كنندگان آذربايجاني و شهرستاني در برابر ديدگان وحشت‌زده زنها و بچه‌ها در موقع صرف ناهار و همچنين تهديد و توهينهاي فراوان به خودمان و سپس اعزام تحت‌الحفظ و بازداشت همگان در هتل اقامتگاه و آنگاه اخراج و اعزام اجباري شبانه به تهران توسط كميته محل را هم احتمالاً دريافت فرموده‌ايد. اين رفتارهاي غيرانساني، ضداسلامي و خلاف قانون را در حالي مرتكب شدند كه به شهادت مردم كوچه و خيابان تبريز از ناحيه مدعوين كمترين توطئه‌اي به عمل نيامده بود و حتي كوچكترين شعاري داده نشده بود.

  قبل از آنكه به شرح تفصيلي و شكايت قانوني نسبت به ماجراي پنجشنبه 19/6/66 تبريز بپردازيم اجازه مي‌خواهيم چند سئوال كلي و اصولي زير را كه ارتباط با همه افراد ايراني و احزاب دارد، از جنابعالي بنمائيم كه شاغل مسند عالي رياست جمهوري اين كشور شده، سوگند وفاداري و نگاهداري قانون اساسي خورده‌ايد و مخصوصاً رياست فائقه قوه مجريه و مسئوليت هماهنگي سه قوه مقننه و قضائيه و مجريه و همچنين حرأست قانون اساسي را به عهده داريد ….. و جواب و اقدام بخواهيم.

  1ـ آيا پس از گذشت هشت سال و نيم از پيروزي انقلاب، هنوز وقت آن نرسيده است كه در اين مملكت قانون اجرا شود؟ و به جاي هرج و مرج يا اخلال و ستمگري از ناحيه افراد و گروههاي وابسته به نهادهاي دولتي يا غير مسئول ولي زير حمايت حاكميت، دولتي، قانوني و مقبول ملت و دادگستري مستقل با صلاحيت، آن طور كه قانون اساسي تحديد و تعيين كرده است به وجود آيد؟……

  اگر هنوز وقت آن نرسيده است، لطفاً بفرمائيد موعد اين تحول مبارك چه موقع خواهد بود؟

  2ـ آيا آزادي عقيده و بيان و قلم و اجتماع براي همگان، آن طور كه قانون اساسي خواسته است، بايد محترم و محفوظ باشد و دولت و رهبري حمايت و حفاظت از آنها بنمايند يا خير؟

  آيا احزاب قانوني ملي وفادار به قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي ولي مخالف و معترض نسبت به پاره‌اي از اعمال و احوال، حق حيات و امنيت براي تأسيس و تشكل و تجمع  فعاليت حزبي و تشكيل مجالس ديني، فرهنگي، اجتماعي و سياسي و مخصوصاً قيام به وظيفه ملي و اسلامي امر به معروف و نهي از منكر در تهران و شهرستانها را دارد يا خير؟

  اگر چنين حقوق و حمايتها تنها در شأن موافقين و مامورين هيأت حاكمه مي‌باشد، خواهشمنديم بر ما و بر ساير جمعيت‌ها و افراد كشور منت گذارده حقيقت را صادقانه و مردانه اعلام فرمائيد تا نهضت آزادي و ساير هموطنان شرافتمند، بي‌جهت خود و شما را به دردسر نينداخته در برابر خالق رحمن و خلق ايران و وجدان خودشان، معذب و مسئول نباشند.

  3ـ آيا با فقدان امنيت قضائي و عدم برخورداري عمومي از حقوق و آزاديهاي قانوني، يعني ادامه شرايط كنوني، اعلام و انجام انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي و ادعاي وجود آزادي و امكانات مساوي و عمومي شايسته صداقت و عدالت و زيبنده مقام رهبري و متوليان انقلاب و نظام و اسلام مي‌باشد؟

  اگر تعهد و تأمين بي‌شائبه آزادي و امنيت انتخاباتي با فرصت كافي را ميسر و مصلحت نمي‌دانيد چرا براي صرفه‌جوئي در وقت و بودجه، عدم لزوم انتخابات و تشكيل مجلس را صريحاً اعلام نمي‌فرمائيد؟

  4ـ در حالي كه مقامات و تبليغات رسمي با نهايت قدرت و نفرت عمل حكومت سعودي در فاجعه مكه و رفتارهاي وحشيانه‌اي را كه در آنجا واقع شده است محكوم و نقبيح نموده ملت را به انتقامجوئي و هجوم دعوت مي‌نمايند آيا جنابعالي حادثه كوچك ولي پر معناي تبريز و رفتاري را كه بر خلاف كليه موازين شرعي، قانوني اخلاقي و انساني با اعضاء و علاقمندان نهضت و با خانواده‌ها و كودكان آنها به عمل آورده‌اند و به آبروي هيأت حاكمه در انظار مردم ايران و جهان لطمه شديد زده‌اند، قابل ايراد و اعتراض يا محتاج به ترميم و (ناخوانا) نمي‌دانيد؟ در حالي كه در فاجعه مكه طرف ايرانيان دولت بيگانه سعودي بوده اخطار و هشدار قبلي براي خودداري از تظاهرات داده بوده است ولي كساني كه مورد حمله و آزار يا بازداشت و بازگشت شدند هموطنان ايراني و شيعه اثني عشري و از پايه گذاران انقلاب و موافقين نظام بوده مبادرت به هيچ گونه تظاهر و توهين يا برائت و خشونت نكرده قصد براندازي يا ستيزه‌گري با انتظامات و مقررات را نداشتند.

  علاوه آنكه جنابعالي اسم اين كار را، كه براي اولين بار هم نيست و هر بار كه نيز به اطلاعتان رسيده است، چه مي‌گذاريد؟ و اگر به وقوع و تكرار آن راضي نيستيد و محكوم و ممنوعش مي‌شماريد چه پاسخي در برابر مردم ايران و دنيا و در پيشگاه خدا در روز جزا داريد؟

  ٭٭٭

  اما سرگذشت فهرست‌وار جريان، براي استحضار جنابعالي و دولتيان و براي ملت ايران:

  1ـ حوالي ساعت 5/4 بامداد پنجشنبه 19/6/66 كه با اتوبوس شركتهاي تعاوني، وارد هتل محل اقامت، در حومه تبريز شديم دوستانمان گفتند آقاي مهندس حبيب يكتا يكي از همكاران شاخه تبريز كه اقدام براي برگزاري مجلس يادبود مرحوم طالقاني در مسجد انگجي و گرفتن جا در هتل نموده بود، از طرف كميته تبريز بازداشت شده است. پس از اشكال‌تراشيهائي كه از ناحيه مسئول پذيرائي هتل كه بعداً معلوم شد مامور كميته بوده است براي جا دادن مسافرين به عمل آمد به اطاقهاي رزور شده براي استراحت شب رفتيم.

  2ـ بعد از صرف صبحانه و اطلاع از اينكه تشكيل مجلس يادبود در مسجد را قدغن كرده‌اند، مراجعه تلفني و حضوري به كميته تبريز و استانداري و سپس به دادستاني به عمل آمده و به بازداشت عضو شاخه نهضت در تبريز و جلوگيري از انعقاد مجلس يادبود اعتراض نموديم و خواستار رفع مزاحمت‌ها شديم. از دوستان تهران نيز خواستيم كه مراجعه و مذاكره با مقامات عاليه مركز و وزارت كشور بنمايند.

  لازم به تذكر است كه مرأسم يادبود سالگرد درگذشت مرحوم طالقاني در مسجد آيت‌الله انگجي با موافقت قبلي مسئول مسجد برنامه‌ريزي شده بود. علاوه بر اين مراتب طي نامه‌اي به فرمانداري تبريز اطلاع داده شده بود. در مذاكره اوليه روز پنجشنبه صبح با معاون سياسي استانداري آذربايجان شرقي، در پاسخ نظر ايشان كه معتقد بودند انجام مرأسم مصلحت نيست، نمايندگان نهضت اعلام نمودند كه در صورتي كه فرمانداري تبريز، در پاسخ نامه نهضت با انجام مرأسم كتباً مخالفت كند، نهضت مرأسم را لغو خواهد نمود.

  3ـ اولين اجتماع ما ـ اجتماع محدود سي چهل نفري و داخلي و خصوصي خالي از تظاهر و تجمع مردم ـ در محل مسكوني همكار بازداشت شده صورت گرفت. پس از مختصر ديدار و گفتار با بعضي از اعضاء و آشنايان محل و پس از اقامه نماز به وسيله ميني‌بوس و ماشينهاي كوچك شخصي به يك رستوران براي صرف ناهار رفتيم.

  در فاصله كوتاه پياده شدن از اتومبيلها و پارك كردن آنها تا رسيدن به رستوران خالي از مشتري، عابرين پياده رو و چهار راه خيابان كه دبير كل نهضت و رئيس دولت موقت را شناخته بودند روي كنجكاوي و علاقمندي به دنبال آمدند، و حتي پس از دخول ما به رستوران از پشت شيشه دكان به تماشا و تجمع پرداختند.

  4ـ به نظر مي‌آيد كه اين توجه و تجمع خودجوش مردم كه از چند صد نفر تجاوز نمي‌كرد آقايان مهاجم را به وحشت و خصومت بيشتر انداخت و پس از سد كردن طرفين كوچه يك عده ده بيست نفري از مامورين اطلاعاتي و عملياتي كه عموماً پيراهن سياه بر تن داشتند و بعضاً مجهز به اسلحه و بي‌سيم بودند با حالت خصمانه و تهاجمي وارد رستوران شده كركره‌ها را پائين كشيدند، هدف و شكار اول آنها كارگر غذا به دست رستوران بود و پس از مختصر تفحص و توهين و صف‌آرائي، ميزبانان تبريزي و آذري زبانان مجلس را مورد خطاب و عتاب قرار داده يك يك آنها را مي‌زدند و بيرون مي‌انداختند. به زبان تركي و فارسي مي‌گفتند «مردم تبريز» نمي‌توانند تحمل شما را بنمايند. راه شما دروازه تهران و گم كردن گورتان مي‌باشد!

  آمدورفتهاي افراد پيراهن سياه و تهديد و توهين‌ها آن چنان بود كه خانمها و بچه‌ها كه ناظر حمله و هجومها خصوصاً شاهد تعرض و تهديد به يك خانم مسن تبريزي بودند شديداً دچار وحشت شدند.

  5ـ پس از قريب يك ساعت، مهاجمين خانم‌ها و بچه‌هاي وحشت‌زده و نگران را با زور و تهديد به اتوبوسي از شركت واحد كه خودشان آماده كرده بودند سوار كردند كه به هتل ببرند، بعد از مدتي اتوبوس را مجدداً آورده و مهاجمين، مردها را با تهديد و ارعاب مجبور كردند به آنها سوار شوند. در حالي كه افراد سياه‌پوش در طرفين كوچه صف بسته شعار و دشنام مي‌دادند و مردم خيابان با سكوت و نگراني اثبات وحشت و نفرت خود را از اين ماجرا ابراز مي‌نمودند. اتوبوس با سرعت و اسكورت موتورها و وانت‌هاي بي‌نمره در ميان شعارها و مرگ‌خواهي‌هاي اين گروه و بهت و تأسف و ناراحتي مردم تبريز كه شاهد اين فاجعه بودند به هتل برگردانده كليه اعضاي گروه، حتي زنان و كودكان را، همچون مجرمين و اسيران محكوم به زندان و اعدام، در سالن غذاخوري هتل بازداشت كردند و در حضور زنان و كودكان برخي از مردان عضو گروه را با مشت و لگد به شدت مصدوم نمودند به حدي كه دو نفر از آنان جراحات سنگيني از جمله پارگي پرده گوش و شگستگي دنده و سر پيدا كردند. شدت جراحات به حدي بود كه مهاجمين ناچار شدند براي جلوگيري از پيامدهاي بعدي آنان را براي درمان به بيمارستان ببرند.

  در حالي كه مراجعه و مذاكرات دوستانمان در تهران ادامه داشت هيچ مقام مسئولي در استانداري تبريز و يا كميته محل يا در تهران جواب روشني به مراجعه كنندگان نمي‌داد، از اسير كنندگانمان نيز در پاسخ اين سئوال كه چه خيالي با ما داريد اظهار بي‌اطلاعي و انتظار دستور مي‌كردند. يكي دو ساعت به غروب مانده در حالي كه هنوز هتل تحت محاصره بود اول به خانمها و بعد به آقايان اجازه دادند به طبقات بالاي هتل و به اطاقها رفته استراحت نمايند، ولي اجازه ندادند با خارج از هتل ارتباط داشته باشند.

  7ـ حوالي ساعت هفت چند پاسدار با اونيفورم كميته وارد هتل شدند و اندكي بعد از آن دو اتوبوس ترمينال آوردند پس از گذشت يك ساعت در تاريكي شب ما را مجبور كردند اثاثمان را ببنديم و براي مراجعت به تهران سوار آنها شويم. به عنوان مشايعت و معذرت و ارمغان بردن بهترين خاطرات سفر، افراد سياه‌پوشي را در طرفين مسير ما براي شعار و ناسزا گفتن و مشت و دندان نشان دادن اين بار با حضور مامورين رسمي كميته به صف كشيده بودند.

  پس از راه افتادن اتوبوسها و چند كيلومتر دور شدن از هتل بازداشتگاه مرمر، به ياد كلام شعيب افتاديم كه به حضرت موسي گفته بود «لاتخف لقد نجوت من القوم الظالمين». خانم‌ها و بچه‌ها هم در اين شب كه شب هفتم شهادت حسين(ع) و يارانش بود به ياد شام غريبان كربلا افتاده شكر خدا را به جا مي‌آوردند كه حداقل مانند اسراي اهل بيت سوار بر شتر و زير تازيانه سربازان ابن زياد، ناظر سرهاي بريده عزيزانشان بر سر نيزه‌ها نيستند…..

آقاي رئيس جمهور:

  دستگيري و ادامه بازداشت مسئول شاخه نهضت در تبريز با هيچيك از موازين قانوني سازگار نيست. براي آنكه نشان دهيد هنوز هم ارزشهائي از قبيل آزادي، امنيت، تحزب، امر به معروف و نهي از منكر در جمهوري اسلامي ايران معنا و مفهومي دارند، به عنوان مسئول هماهنگ‌كننده سه قوه بلافاصله دستور آزاد ساختن ايشان را صادر فرمائيد.

  ضمناً اگر اعمال وحشيانه‌اي كه در تبريز صورت گرفت با نظر مساعد و موافق مسئولين صورت گرفته است بايد بگوئيم كه اين اعمال، همچون خشونتهاي گذشته نه تنها براي مسئولين سودي نداشته بلكه رسوائي به بار آورده است. اگر اقدام تبريز بدون اطلاع و برخلاف سياست مقامات مسئول انجام پذيرفته است، اين اقدام براي جمهوري اسلامي بي‌آبروئي به بار آورده است و در اين صورت بر شما و ساير مقامات مسئول واجب است اولاً از اين اعمال و انجام دهندگان آن ابراز برائت كنيد و ثانياً دستور دستگيري، محاكمه و كيفر قانون شكنان را صادر فرمائيد.

ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم ….. الجاهلين

نهضت آزادي ايران

شهريورماه 1366