سئوالاتی پيرامون فاجعه مكه به مناسبت چهلمين روز آن تاريخ: ١/٧/٦٦

title

سئوالاتي پيرامون فاجعه مكه

و اذ جعلنا البيت مثابه للناس و امنا واتخذوا من مقام ابراهيم مصلي و عهدنا الي ابراهيم و اسماعيل ان طهرا بيتي للطائفين و العاكفين والركع السجود (بقره ـ 125)(1)

  گرچه اينك چهل روز از فاجعه دلخراش و اندوه‌بار و مصيبت افزاي مكه گذشته و ياد آن همچون جريان سيل تهران تحت‌الشعاع حوادث قرار گرفته است، اما اين حادثه كوچك و گذرائي نيست كه بتوان به آساني فراموشش كرد يا در زير گرد و غبار تبليغات و ضد تبليغات و در فوران احساسات و جملات متقابل از ياد برد.

  نهضت آزادي ايران در نخستين اعلاميه خود در رابطه با اين حادثه خونين وعده داد كه پس از روشن شدن قضايا تحليلي، هر چند مختصر، از حوادث و جريانات حج امسال و عوارض و عواقب ناشي از آن به عمل آورده تنها به همدردي و اظهار تأسف و تأثر قناعت نكند. با اين همه عليرغم اطلاعات پراكنده و مطالب ضد و نقيض فراوان كه در رابطه با حج خونين امسال از زبان دست اندركاران و شاهدان عيني و وسائل ارتباط جمعي صوتي و تصويري شنيده و ديده شده است، هنوز هم نقاط ابهام فراواني وجود دارد كه بخشي از آن ناشي از شكل حادثه و بخشي ديگر ناشي از تعارض و تقابل طرفين دعوي و احياناً پنهانكاري و ضد و نقيض‌گوئيهائي است كه در اطراف اين حادثه به وجود آمده و هر روز افزايش مي‌يابد. من‌جمله در آميختن آن با مسئله خليج فارس و جنگ و حضور آمريكا و تحريكات اسرائيل و عراق و ……. تا آنجا كه هنوز به جاي اصل موضوع بحث و دعوي بر سر اين مطلب ادامه دارد كه آيا گلوله به كار رفته است يا خير..؟

  حقيقت چيست؟ آنچه از اين جريان باقيمانده، صدها كشته و هزاران مجروح است كه در ميان آنان تعداد زيادي معلولين انقلاب «زير دست و پا و بر اثر فشار و خفگي» له شده‌اند! مقامات عربستان نه فقط در اين حادثه خود را مقصر نمي‌دانند بلكه طلبكارانه تبليغات شديدي از طريق رسانه‌هاي گروهي داخلي و خارجي، همراه با نشان دادن تصاوير و فيلمها به راه انداخته‌اند و در مجامع و محافل بين‌المللي به خصوص در مجمع وزراي خارجه كشورهاي عرب با درخواست قطع رابطه با ايران فشارهاي فراواني را وارد مي‌سازند!

  بر حسب آمارهائي كه در ايران منتشر شده سرپرست حجاج در مصاحبه مطبوعاتي خود اعلان كرد 324 نفر از ايرانيها به قتل رسيده‌اند كه 210 نفر آنها زن و 114 نفر مرد هستند. حدود 59 جسد هم شناسائي شده است كه 42 تن آنها زن هستند. علاوه بر آن تعداد زيادي از معلولين و زخمي‌ها بر اثر جراحات وارده قادر نبوده‌اند مرأسم حج خود را به جا آورند. همچنين شايعات هولناكي كه در اطراف گم شدن برخي بانوان و تعرض به آنها در داخل پراكنده شده و ناراحتي‌ها و عوارضي كه در رابطه با مرأسم حج در سالهاي آينده بر جاي گذاشته و نيز آينده روابط ايران با عربستان و ساير كشورها، هر كدام در خور تامل و شايان بحث جداگانه‌اي است.

  در برابر ادعاي مقامات سعودي كه «ايرانيها مي‌خواستند كعبه را آتش بزنند و آن را از مكه بر چينند و به قم منتقل كنند! يا اينكه اصلاً براي اشغال مسجدالحرام و «مقابله و كشتار» آمده بودند و هدفشان الصاق عكس رهبرشان به كعبه بود» …..مقامات ايران صريحاً اعلان كرده‌اند كه: عربستان خود را براي سركوبي و تبليغ آماده كرده و چنين فاجعه‌اي را پيشاپيش تدارك ديده بود.

  اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه اگر عربستان خود را براي چنين سركوب و چنان تبليغاتي آماده كرده بود و با توجه به سوابق امر و هشدارهائي كه برخي از مقامات تركيه و همچنين معاون وزارت حج عربستان قبل از راهپيمائي به مقامات ايراني داده بود، چگونه پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل نيامد كه منجر به چنين فاجعه‌اي نشود؟ وجود اين هشدارها آيا منافات با قصد سركوب كردن و توطئه راه انداختن را نداشته است؟

  آيا ضرورت اعلان برائت (كه در نشريه پيك نهضت مفصلاً درباره آن از ديدگاه اعتقادي بحث شده است) در حدي بوده است كه به قيمت جان صدها مسلمان زائر خانه خدا و شكستن حرمت حريم امن الهي تمام شود؟! يا اين فاجعه با برنامه‌ريزي صحيح‌تر و عملي‌تر و پيش‌بيني‌هاي لازم مي‌توانست اصلاً به وقوع نپيوندد يا حداقل در ابعاد محدود‌تري تحقق يابد.

  بايد يادآور شويم كه محدوديت مكاني مكه، كوچه‌هاي تنگ و خيابانهاي باريك آن با فشار بيش از حد جمعيت چند ميليوني، به تنهائي مي‌تواند با كمترين فشار و حركت غيرعادي منجر به زير دست و پا رفتن و تلف شدن زائرين شود. در اين حال حتي اگر ضرورت چنين مرأسمي در حد وجوب و به هر قيمت اجتناب‌ناپذير بود، دست كم مي‌بايد پيش‌بيني‌هاي لازم به عمل مي‌آمد تا منجر به چنين تلفاتي نگردد. اگر به چنين موقعيت و فضائي محدود، حمله و هجوم و تيراندازي و سنگ و تيشه و چوب و چماق هم افزوده شود معلوم است چه اتفاقي خواهد افتاد!

  به هر حال ابعاد فاجعه عظيم است و غير قابل جبران! پي‌آمدهاي آتي آن نيز قابل محاسبه نيست. اين حادثه به عنوان فاجعه عظيم و تأسف‌بار در تاريخ حج ثبت و ضبط خواهد شد و سالها در خاطره مسلمانان باقي خواهد ماند. شايد آنقدر كه نفس شكسته شدن حرمت ماه حرام و حرم امن الهي و آثار و عواقب دنيوي و اخروي آن مسلم و جبران ناپذير است، عوارض و صدمات فعلي آن مهم نباشد!

  رهبر انقلاب صريحاً اعلان كرده‌اند كه اين مسئله از مسئله قدس و صدام مهمتر و پايدارتر است و ما مي‌توانيم از قدس و صدام بگذريم ولي از حادثه مكه نخواهيم گذشت! بلي حادثه مكه فاجعه عظيمي است. ليكن آيا اين نوع فجايع را مي‌توان با انتقام جبران كرد؟ آيا شكستن حرمت خانه خدا آن هم در چنين ابعاد قابل جبران و ترميم است؟ و به فرض سر دادن فرياد «انتقام!» مي‌توان اين گناه بزرگ را ترميم كرد؟ آيا نبايد در چنين مسائل خطيري با راه حلهاي اسلامي و عاقلانه علاج واقعه را قبل از وقوع كرد؟ مسلم است كه مقامات عربستان با توجه به خطراتي كه حيات سياسي آنها را تهديد مي‌كند در موقع لزوم عكس‌العمل نشان مي‌دهند. آيا عناصر و افراد غيرمسئول حاد و حادثه جو و فرصت‌طلب در صدد ايجاد و توسعه چنين جرياني نبوده‌اند؟

  آيا عمال صدام يا مخالفان جمهوري اسلامي و يا گروههاي ديگر به دنبال اين بلوا نبوده‌اند؟!

  البته اين احتمالات چيزي از مسئوليت خطير مسئولان عربستان و اعمال جنايتكارانه‌اي كه در مكه مرتكب شده‌اند نمي‌كاهد. بلكه اين پرسشها آن مقامات را نيز زير سئوال مي‌برد چرا كه مسلماً اين حادثه به طور كلي به اعتقاد اكثر ناظران سياسي و با توجه به تبليغات و انعكاس آن در خارج (گرچه فعلاً به نظر تحليل‌گران غربي موجب تثبيت بيشتر رژيم سعودي شده ولي) نهايتا به نفع هيچكدام از دو ملت عربستان و ايران تمام نشده و دشمنان واقعي اسلام خاصه اسرائيل و همچنين آمريكا را بهره‌مند كرده است.

  آيا فرياد برائتي كه بي‌سابقه و يك‌نوع بدعت در تاريخ و سنت مناسك حج مي‌باشد و باعث شكستن حرمت حريم خانه خدا و ريختن خون بي‌كسان و اهانت به نواميس مردم شده نقض غرض نيست؟ آيا اين كار ما را به هدف واقعي حج نزديك مي‌سازد؟ چگونه است كه چنين ضرورت و وجوبي در طول تاريخ 1400 ساله حج اعلان نشده و در كتب احاديث و متون فقهي و مناسك حج و رسالات عمليه از آن نام برده نشده است؟

  چگونه است كه در سه جلد كتاب وسائل الشيعه مربوط به حج حتي يك حديث مربوط به وجوب اعلام برائت در اين مرأسم نيامده است؟

  آيا كليه مرأسمي كه ميليونها مسلمان در طول تاريخ به نيت حج انجام داده‌اند نادرست و خالي از محتوا بوده است؟ شعار وحدت كه بايد روي مشتركات همه مسلمانان تاكيد داشته باشد و به جلب نظر و جذب قلوب آنان بپردازد، آيا با همه شعارها و بيرقها و عكسهاي مختلف مي‌تواند تحقق يابد؟

  آيه‌اي كه در صدر اعلاميه آمده است كاملاً مي‌رساند كه توصيه و تاكيد خداوند ذوالجلال درباره خانه كعبه پناهگاه امن براي همه مردم بوده است تا به تأسي از ابراهيم خليل به عبادات و اتصال به خدا بپردازند و از بانيان خانه پيمان گرفته شده بوده است كه آنجا را پاكيزه و آماده براي طواف كنندگان و اعتكاف كنندگان و ركوع و سجود كنندگان خداي يكتا بنمايند نه براي افكار و اعمال ديگر، اگر چه به جاي خود مشروع و واجب باشد.

  امام حسين وقتي از توطئه قتل خويش در مكه آگاه شد حج را ناتمام گذاشت تا اگر توطئه‌اي هست خارج از حريم امن الهي صورت گيرد و حرمت حرم شكسته نشود و در حقيقت حرمت حرم را به بهاي جان خود خريد. در مقابل عبدالله بن زبير كه احتمال مي‌داد در مكه قصد جانش كنند به كعبه پناهنده شد و سعي كرد خانه خدا را سپر بلاي خود قرار دهد و حرمت حرم را فداي برنامه سياسي خود كند.

  ٭٭٭

  مسلم است كه حادثه مكه نه تنها به لحاظ اسلامي اثرات وسيع و دراز مدت بر جاي خواهد گذاشت بلكه اثرات و عواقب سياسي و پايداري نيز خواهد داشت كه برخي از آنها را در شرايط كنوني مي‌توان به شرط زير خلاصه كرد:

  1ـ تأثير در روابط ايران و عربستان: با توجه به اينكه در ماههاي اخير تفاهمات و هماهنگي‌هاي زيادي بين طرفين فراهم شده بود، اين حادثه گرچه ممكن است به قطع روابط منجر نشود، ليكن به افزايش تشنج و اختلال در روابط و جنگ تبليغاتي و شعارهاي تند و لعن و تكفير طرفين عليه يكديگر منجر خواهد شد.

  2ـ هدفي كه صدام از سالها قبل در آرزوي آن بود به آساني تحقق پيدا مي‌كند يعني جنگ ميان عراق و ايران تبديل به جنگ ميان اعراب و ايران مي‌شود و موضعگيري‌هاي خصمانه كشورهاي عرب عليه ايران افزايش مي‌يابد.

  3ـ عراق پس از اين جريان جري‌تر شده، با افزايش حملات هوائي تأسيسات نفتي، منابع اقتصادي و انساني مملكت را بيش از پيش مورد تهاجم قرار خواهد داد و چون ايران هم ساكت نمي‌نشيند، آتش جنگ شعله‌ورتر مي‌شود و در شرايط فعلي با توجه به حضور آمريكا و ساير ابرقدرتها در خليج فارس خطر تشنج و برخورد افزايش قابل ملاحظه‌اي خواهد يافت.

  4ـ مسئله قدس كه مركز و محور توجه انقلاب اسلامي بود و سرمايه‌گذاريهاي جاني و مالي فراواني تاكنون براي زنده نگهداشتن و در رأس مسائل بين‌المللي اسلام قرار دادن آن شده است، به تدريج به دست فراموشي سپرده شده يا حداقل چنانكه از زبان رهبر انقلاب شنيديم اهميت ثانوي پيدا مي‌كند و به جاي قدس، بحث درباره حرمين شريفين مركز تبليغ و بحث و سمينار و كنگره و واكنش‌هاي احساسي و عملي مي‌گردد.

  5ـ موضع نفت و از هم‌گسيختگي اوپك و واكنش‌هاي منفي احتمالي عربستان در قبال اين مسئله ممكن است موجب بهره‌برداري كمپانيها و كشورهاي صنعتي شود و قيمت نفت با توجه به مبارزه نفتي عربستان با ايران كاهش يابد چنانكه ظرف روزهاي گذشته مقداري از قيمت آن كاسته شده است.

  6ـ تنها فايده‌اي كه در برابر اين جنبه منفي و قطعي مي‌توان تصور كرد اين است كه عربستان در سطح جهاني افشا شده و ماهيت آن روشن گشته است، ليكن با توجه به تبليغات همه جانبه و شديدي كه توسط محافل خبري جهان به نفع عربستان و به ضرر ايران جريان دارد و با توجه به اينكه ماهيت عربستان همان ماهيت هميشگي و شناخته شده آن است چنين فايده‌اي نيز بعيد به نظر مي‌رسد. كما آنكه بعد از فاجعه مكه مواضع اتخاذي تقريباً كليه كشورهاي مسلمان تأييد صريح يا تلويحي عمل عربستان سعودي بوده است.

  بديهي است كه نهضت آزادي ايران با خشونت و كشتارهاي پليس سعودي در فاجعه ننگين مكه و همچنين قيوميت يك طائفه متعصب افراطي و زمامداران فاسد ظالم بر قبله‌گاه قاطبه مسلمين و حرم پيغمبر اسلام مخالف بوده و طرفدار شديد رفع چنين سلطه انحصارگرانه مي‌باشد ولي نهضت معتقد است كه لازم است مبارزه با اين انحصارگري از راه معقول و موثر و منطبق با قرآن و سنت با همكاري و وحدت ساير مسلمانان جهان انجام گيرد.

نهضت آزادي ايران

اول مهرماه 1366

(1) به ياد آر هنگامي كه ما خانه كعبه را مقام امن و مرجع امر دين خلق مقرر داشتيم و دستور داده شد كه مقام ابراهيم را جايگاه پرستش خدا قرار دهيد و از ابراهيم و فرزندش اسماعيل پيمان گرفتيم كه حرم خدا را از بت بپردازيد و از هر پليدي پاكيزه داريد تا آنكه اهل ايمان به طواف و اعتكاف حرم بيايند و در آن نماز و طاعت خداي به جا آرند.