گزارشی از حمله مهاجمين مأمور به مراسم سالگرد ٢٢ بهمن نهضت آزادی تاريخ: ٢٤/١١/٦٦

title

گزارشي از حمله مهاجمين مأمور

به مدعوين مراسم سالگرد 22 بهمن نهضت آزادي ايران

طليعه آزادي انتخابات!!

24/11/1366

واذا قيل لهم لاتفسدوا في‌الارض  قالوا انما نحن مسلمون الا انهم هم‌المفسدون ولكن لايشعرون (بقره 11و 12)

و چون به آنان گفته مي‌شود كه در زمين (كشور) فساد نكنيد، گويند جز اين نيست كه ما اصلاح‌كننده هستيم. آگاه باشيد كه آنها همان مفسدان واقعي‌اند اما خود نمي‌فهمند.

هموطنان عزيز

  نهضت آزادي ايران طبق معمول سالهاي گذشته، از اعضاء و علاقمندان دعوت به عمل آورد تا به مناسبت نهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در روز 21 بهمن ماه از ساعت 15 تا 17 در دفتر مركزي نهضت گرد‌هم آيند.

  در اين مراسم آقاي دكتر ابراهيم يزدي، پيرامون ارزيابي مسائل انقلاب، بررسي بحرانها و بن‌بست‌ها، مكاتبات اخير مسئولان جمهوري اسلامي با رهبر انقلاب، مقايسه طرح ولايت مطلقه فقيه با وعده‌هاي رهبري در سال 57 و اصول قانون اساسي، اهميت حفظ ميثاق‌هاي بسته شده در آستانه پيروزي و نكوهش از نقض عهدها و ميثاقها و همچنين تجديد خاطرات پرشكوه 22 بهمن سال 57 سخنراني نمودند.

  در تاريخ 12/11/66 به منظور حفظ امنيت، تشكيل اين مراسم طي نامه‌اي به وزارت كشور اطلاع داده شد و مسئولان آن وزارت نيز موافقت خود را با برگزاري اين مراسم تلفني اطلاع دادند.

  هنگام برگزاري اين مراسم عده‌اي مهاجم مأمور و سازمان‌يافته، اطراف ساختمان نهضت تجمع نموده و با دادن شعارهاي مرگ‌خواهي و اهانت‌آميز، ايجاد مزاحمت نموده و از ورود بسياري از مدعوين و اعضاء جلوگيري به عمل مي‌آوردند و به هنگام خروج مدعوين و اعضاء از ساختمان نهضت بسياري از آنها را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند به حدي كه برخي به بيمارستان منتقل گرديدند.

  نهضت آزادي ايران به لحاظ اهميتي كه اين حادثه به ويژه در آستانه برگزاري انتخابات سومين دوره قانونگزاري دارد، گزارش اين حادثه و نظرات خود را پيرامون آن به اطلاع ملت ايران مي‌رساند.

 

جريان مراسم

  نيروهاي پليس با دستور وزارت كشور قبل از ساعت 15 در مقابل ساختمان دفتر نهضت حضور داشتند و با اعضاي نهضت كه در داخل ساختمان، دعوتنامه مدعوين را كنترل مي‌كردند، همكاري مي‌نمودند. از همان ساعت 15 به تدريج عده‌اي براي ورود به ساختمان مراجعه مي‌كردند ولي به علت نداشتن دعوتنامه از ورود آنان جلوگيري مي‌شد. اين عده در مقابل ساختمان جمع مي‌شدند و تعداد آنها به تدريج افزايش مي‌يافت. اين افراد كه كاملاً مرتبط و سازمان‌يافته و ورزيده بودند و تعدادي از آنها كه نقش رهبري داشتند در طرف مقابل و دو طرف ساختمان در داخل اتوموبيلهاي وابسته به نهادها و با پلاك دولتي مستقر بودند، از ساعت حدود 30/15 با دادن شعارهائي از قبيل «تفاله‌هاي آمريكا»، «مرگ بر ضد ولايت فقيه» ، «مرگ بر بازرگان» ، «مرگ بر ليبرال»، «مرگ بر صلح‌طلب» و تجمع در پياده‌رو مقابل در ورودي ساختمان از ورود مدعوين جلوگيري به عمل مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوردند. اين مزاحمت‌ها و شعارها تا پايان مراسم ادامه داشت ولي پليس با تقويت نيرو از ورود مزاحمين به داخل ساختمان جلوگيري به عمل مي‌آورد.

 

اجراي برنامه ضرب و شتم

  بعد از پايان سخنراني در ساعت 17 به علت تجمع مهاجمين در مقابل در ورودي، خروج مردم از ساختمان امكان‌پذير نبود. با تلاش پليس راهي براي خروج گشوده شد و جمعي از ساختمان خارج شدند. مهاجمين، شركت‌كنندگان را در دو طرف ساختمان تعقيب نموده و با توهين و فحاشي بدرقه مي‌كردند. مهاجمين به تدريج به خشونت خود افزودند و با مشت و لگد مردم را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دادند و از آنان مؤاخذه مي‌كردند كه “چرا در اين برنامه شركت كرده” و سپس از آنها مي‌خواستند بگويند “مرگ بر ضد ولايت فقيه” “مرگ بر بازرگان” و به آنها مي‌گفتند “قول بده ديگر در اين برنامه‌ها شركت نمي‌كني” موقعي كه با مقاومت مردم روبرو مي‌شدند، شدت ضربات و توهين‌ها افزايش مي‌يافت.

يكي از مهاجمين پس از حمله به خانمي كه در مراسم شركت كرده بود، اظهار داشت كه “حيف كه زني”. اين بانوي شجاع پاسخ داد” از تو خيلي مردترم”.

  آيا به راستي كساني كه در پناه و حمايت حاكميت به مردان و زنان بي‌دفاع حمله مي‌كنند مرد هستند يا آنان كه به حكم وظيفه ملي و مذهبي در برابر نادرستي‌ها ايستادگي نموده ضربات اجامر و اوباش را تحمل مي‌كنند؟

  در هر حال شدت ضربات تا حدي بود كه برخي از مضروبين توسط پليس به بيمارستان تهران منتقل شدند. مهاجمين اتوبوسي را كه حامل يكي از شركت‌كنندگان در مراسم بود متوقف ساختند و در حضور انبوه مسافران به ضرب و شتم و مجروح ساختن وي پرداختند و پس از آن كه با مداخله پليس از پياده كردن وي صرف‌نظر نمودند، پس از حركت، مجدداً در مسير، اتوبوس را متوقف ساخته و شرارتهاي گذشته را تكرار نمودند. مهاجمين كارت شناسائي و مدارك شخصي و حتي پول و هر گونه كتاب يا نشريه‌اي كه همراه مضروبين بود، مي‌گرفتند. در مواردي نيز افراد شركت‌كننده در مراسم حتي خواهران را با تهديد از وسائط نقليه عمومي با خشونت و تهديد با اسلحه پياده مي‌كنند و پس از بازجوئي تحويل مراكز كميته مي‌دهند. اين افراد تا نيمه‌شب با ضمانت و ارائه دفترچه بسيج و شناسنامه آزاد مي‌شوند.

  با مشاهده اين وضع، از خروج شركت‌كنندگان جبوگيري به عمل آمد و ترجيح داده شد مردم در ساختمان بمانند تا امنيت خروج آنان تأمين شود. تا ساعت حدود 8 بعدازظهر جمعيت در داخل ساختمان محبوس بودند. مسئولان نهضت با پليس در مورد تأمين امنيت خروج مردم مذاكره مي‌كردند. پليس پيشنهاد كرد تا افراد دوتا دوتا خارج شوند زيرا مهاجمين گفته‌اند در اين صورت به آنها كاري ندارند. بعد معلوم شد اين پيشنهاد از طرف خود مهاجمين بوده است. كاملاً معلوم بود مهاجمين كه تعدادشان حدود 70 نفر بود مي‌خواستند فرصت كافي براي شناسائي و مضروب نمودن شركت‌كنندگان داشته باشند. مسئولين نهضت به پليس پيشنهاد نمودند تا پليس چند دستگاه ميني‌بوس يا اتوبوس جلو ساختمان مستقر نمايد و با حفاظت مسير، مردم را از محل خارج نمايند. پليس چنين پيشنهاد منطقي را عملي نمي‌دانست و مي‌گفت مهاجمين ميني‌بوسها را خرد خواهند كرد!! سرانجام حدود ساعت 20 پليس با پيشنهاد مسئولان نهضت مبني بر خروج جمعي شركت‌كنندگان موافقت نمود و بدين ترتيب جمع ديگري از شركت‌كنندگان و اعضاي نهضت از ساختمان خارج شدند ولي مهاجمين توانستند تعدادي از شركت‌كنندگان را تعقيب و مورد ضرب و شتم قرار دهند. با شدت گرفتن حملات مهاجمين جمعي در حدود پانزده نفر مجبور شدند در داخل ساختمان باقي بمانند تا پليس امنيت خروج آنان را تأمين كند. سرانجام بعد از پيگيريها و تلاش فراوان مسئولان نهضت و پليس، حدود ساعت 11 شب مابقي افراد از ساختمان خارج شدند و چند تن از مسئولان نهضت با حفاظت پليس از ساختمان خارج و با اتوموبيل كرايه به منازل خود منتقل شدند.

 

واكنش مقامات سياسي و انتظامي

  مشاهده مهاجمين مأمور و مزاحمتهايي كه به عمل مي‌آمد و همه ظواهر و قرائن  حاكي از تدارك برنامه‌اي براي ارعاب مدعوين و شركت‌كنندگان در اينگونه مراسم بود. مسئولان نهضت از همان ساعت شروع مزاحمتها مراتب را به مسئولان وزارت كشور و كميته مركزي و پليس تهران تلفني اطلاع مي‌دادند و با توجه به تعهدي كه وزارت كشور براي حفظ امنيت شركت‌كنندگان نموده بودند درخواست كمك مي‌كردند. وزير كشور از طريق كشيك دفترشان و حراست وزارت كشور و معاون سياسي و مسئول اداره سياسي وزارت كشور و مسئول دفتر سرپرست كميته مركزي و فرمانده عملياتي كميته مركزي در تمام مدت در جريان حضور اين افراد و مزاحمتها و ضرب و شتم مدعوين قرار داشتند. پاسخ مسئولان وزارت كشور اين بود كه قبلاً براي حفظ  امنيت و انتظامات به نيروهاي انتظامي كتباً دستور داده شده است و ضمناً قول دادند دستور مجدد نيز بدهند. فرمانده واحد عملياتي كميته مركزي ضمن اظهار بي‌اطلاعي اظهار داشت چون مسئوليت انتظامات به پليس واگذار شده است فقط بنا به درخواست پليس مي‌توانند دخالت كنند. به فرمانده واحد عملياتي كميته مركزي اطلاع داده شد كه بر اساس اطلاعي كه قربانيان تهاجم داده‌اند برخي از افراد مهاجم عضو كميته جماران و شميران هستند و برخي عضو ساير نهادهاي نظامي و اطلاعاتي هستند. درخواست شد واحد دژبان كميته به محل اعزام شود تا با دستگيري مهاجمين هويت آنها را مشخص و رفع ابهام كند. پليس تهران نيز به مسئولان نهضت اطلاع داد با تلفنگرام رسمي درخواست كمك از كميته مركزي نموده است. ولي معلوم نيست به چه علت كميته مركزي هيچ اقدامي به عمل نمي‌آورد؟ آيا وزارت كشور چنين دستوري را داده بود؟ آيا كميته مركزي از قبل در جريان برنامه هماهنگ شده وزارت كشور قرار داشت و نمي‌خواست خود را در چنين برنامه‌اي ظاهر سازد؟ و يا . . .؟

  مأمورين پليس در تمام مدت عليرغم درخواستهاي مكرر مسئولين نهضت از اقدام جدي در برابر مهاجمين خودداري كرده و اعلام مي‌داشتند كه دستور مقابله و دستگيري به ما داده نشده است!! معلوم نيست اگر وزارت كشور با موافقت برگزاري اين مراسم مسئوليت امنيت و انتظامات را پذيرفته است چرا اينچنين دست پليس را بسته است به نحوي كه در اين برنامه پليس نقش خود را و مهاجمين نيز نقش خود را ايفا نمايند و هيچگونه ناهماهنگي نداشته باشند.

 

مهاجمين چه كساني هستند؟

  مهمترين سئوال كه در اينگونه حوادث براي مردم مطرح مي‌شود اين است كه مهاجمين چه كساني هستند؟ حاكميت مي‌گويد آنان افراد عادي كوچه و خيابان هستند كه احساساتشان به خاطر مواضع نهضت جريحه‌دار مي‌شود و نمي‌توانند تنها حزب مخالف حاكميت را كه در چارچوب قانون اساسي به وظيفه اسلامي و ملي خود و انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر عمل مي‌كند، تحمل كنند!

  اينگونه حوادث در گذشته به خوبي نشان مي‌دهند كه هميشه مهاجمين سازمان يافته و هماهنگ و در ارتباط با نهادها و مسئولين رسمي اقدام نموده‌اند.

  در حادثه بهشت‌زهرا اين افراد زير نظر و با اطلاع كميته مستقر در بهشت‌زهرا چند تن از سران شناخته شده نهضت از جمله آقايان دكتر سحابي و مهندس بازرگان را آنچنان چشم بسته به بيابانهاي جنوب تهران منتقل و مورد ضرب و شتم و ارعاب قرار دادند.

  در حادثه تبريز افراد مسلح و مجهز به بي‌سيم در روز روشن و در مركز شهر حدود 80 تن از اعضاء و علاقمندان نهضت را به اسارت گرفته، مورد ضرب و شتم قرار داده و آنان را مجبور مي‌سازند بدون برگزاري مراسم بزرگداشت  و سالگرد رحلت مرحوم آيت‌الله طالقاني به تهران مراجعت نمايند.

  در ساير حوادث سالهاي گذشته كه چند بار به دفتر نهضت حمله شد و ضمن ضرب و شتم مردم، اسناد و مدارك نهضت را با خود بردند، بعد از چند ماه پيگيري حدود 90 درصد از دادسراي انقلاب اوين تحويل گرفته شد.

  در مورد مهاجمين حادثه 21 بهمن امسال نيز به طوري كه گفته شد آنان كاملاً سازمان يافته و هماهنگ عمل نموده‌اند. يا هماهنگ و زير نظر وزارت كشور عمل كرده‌اند. اگر اين فرض را نپذيريم آيا وزارت كشور قادر به انجام وظائف محوله و دستگيري و تعقيب و مجازات آنان به جرم محاربه و  ارعاب مردم نمي‌باشد؟ البته از آنجا كه نيروهاي پليس و كميته زير نظر وزارت كشور هستند تصور اينكه وزارت كشور قادر به جلوگيري از اقدامات خلاف قانون اين مهاجمين نباشد بعيد به نظر مي‌رسد.

  متأسفانه اينگونه حوادث براي بسياري از مردم يادآور خاطرات تلخ حوادثي از قبيل حمله چماقداران به مبارزين دوران استبداد سلطنتي در شهر قم و يا اجتماع كاروانسرا سنگي است كه رژيم شاه ادعا مي‌كرد مهاجمين مزدور و سازمان يافته مردم عادي هستند و بعد از انقلاب هويت آنان و ارگانهاي سازمان‌دهنده آنها مشخص گرديد.

 

چرا از برگزاري اجتماعات نهضت جلوگيري مي‌شود؟

  وزارت كشور از برگزاري سمينار انتخابات مورخ 16 دي‌ماه كه با دعوت از اعضاء و علاقمندان قرار بود در داخل ساختمان دفتر مركزي نهضت برگزار شود، جلوگيري به عمل آورد و با درخواست برگزاري ميتينگ انتخاباتي نهضت در تاريخ 15 بهمن‌ماه نيز موافقت ننمود. اما وزارت كشور كه با مراسم سالگرد انقلاب در 21 بهمن ماه موافقت مي‌نمايد به طوري كه گفته شد برنامه‌اي براي ارعاب و تهديد شركت‌كنندگان اجرا مي‌شود تا مردم در اينگونه اجتماعات شركت نكنند. هدف وزارت كشور يا حاكميت از اجراي چنين برنامه‌هائي چيست؟

  به نظر نهضت آزادي ايران هدف اصلي، سياست ايجاد رعب و وحشت، جلوگيري از آگاهي و رشد مردم از طريق قطع ارتباط مردم با نهضت و انحصار رسانه‌ها و تبليغات است تا مردم نتوانند نظرات مختلف را بشنوند و استماع قول نمايند و با انتخاب راه بهتر زمينه هدايت و رشد در جامعه فراهم شود.

  حاكميت بايد بداند اينگونه حوادث نه تنها تا كنون تأثيري روي علاقمندان نهضت نداشته است زيرا هر بار كه دعوتي از آنان به عمل آمده با احتمال چنين مخاطراتي در جلسات شركت مي‌نمايند، بلكه چنين حوادثي همواره  به ضرر حاكميت بوده بي‌اعتباري و رسوائي بيشتر به بار آورده و جمع بيشتري به اقدامات خلاف قانون مسئولان و يا عدم لياقت و توانائي آنان پي مي‌برند.

 

اولين واكنش حاكميت

  امام جمعه موقت تهران و رئيس ديوانعالي كشور در خطبه جمعه 23/12/66 ضمن اشاره تلويحي به حادثه 21 بهمن چنين مي‌گويد:

“خبر نزديك شدن موقعيت انتخابات «ننه من غريبم» راه انداخته‌اند. آزادي نيست. آزادي چه چيزي ، آزادي احزاب، آزادي نطق، آزادي بيان، آزادي تبليغات، آزادي كانديدا شدن، آزادي حرف زدن؟ اولاً دليل آزادي وجود خود اين آقايان هست . اين بهترين دليل بر آزادي است. در دوران جنگ هيچ كشوري به يك گروه مخالف‌خوان اجازه نمي‌دهد بيايند هر چيزي دلشان مي‌خواهد بگويند و بر آزادي گريه كنند. اگر آزادي نبود امروز شما در جاي ديگر بوديد . . . اگر دولت سلامتي شما را تأمين نكند، وقتي مي‌خواهيد برويد با ماشين پليس مي‌رويد كه مردم به سرتان نريزند چه كسي به شما گفته است كه شما قيم مردم هستيد؟ آزادي بي‌قيد و شرط حتي قيود شرعي و قانوني اين را مي‌خواهيد بگوئيد؟ اين فكرتان راحت باشد نه اينجا نيست بلكه در هيچ كجا نيست نبايد هم باشد. هيچ وقت نبوده در دوره خود پيغمبر هم نبوده است. اما آزادي در محدوده و چهارچوب قانون و شرع وجود دارد آزادي با سماجت و يك مقدار هم اضافه با چشم‌پوشي وجود دارد”(1)

در بيانات رئيس ديوانعالي كشور نكات متعددي به چشم مي‌خورد:

  اولاً ايشان ادعاي گذشته را تكرار كرده‌اند كه مهاجمين «مردم عادي» بوده‌اند. در حالي كه جريان ماوقع خلاف آن را ثابت كرده است. مهاجمين از مأمورين خودشان بوده پليس اجازه و امكان مخالفت نداشته، جلوي ضرب و جرح و بازداشت خارج‌شوندگان را نگرفته است و عده قليلي را تا ساعت 11 شب به حالت محبوس در محل نگاه داشته است.

  شايد آقاي رئيس ديوانعالي كشور كه خود از بيم جان در اتومبيل ضدگلوله رفت و آمد مي‌كنند اطلاع نداشته باشند كه مسئولان نهضت در ميان مردم رفت و آمد دارند و مورد احترام مردم هستند و حال آنكه ايشان و ساير افراد حاكميت در پناه محافظين خود از مردم فاصله گرفته‌اند.

  ثانياً آنچه نهضت آزادي ايران مي‌خواهد آزادي در چارچوب قانون اساسي و قرآن  و سنت براي همه مردم است نه ولايت مطلقه و آزادي  بي‌قيد و شرط. آيا انحصار و اختناق حاكم را شما آزادي مي‌دانيد؟ اگر حضور مسئولان نهضت در منازلشان دليل بر آزادي باشد، حضور ايشان و بسياري از افراد حاكميت در منازلشان در دوران استبداد سلطنتي هم بايد دليل آزادي مي‌بود. مگر گفته شود كه حضرات نقشي در مبارزات عليه رژيم گذشته نداشته‌اند.

  ثالثاً به طوري كه قبلاً نيز به دفعات گفته‌ايم اگر فعاليت نهضت آزادي ايران خلاف قانون است چرا رئيس قوه قضائيه به جاي محاكمه غيابي در تريبون نمازجمعه، مسئولان نهضت را احضار نمي‌كنند و رسيدگي قانوني به عمل نمي‌آورند تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد!

  رابعاً آقاي رئيس ديوانعالي كشور بايد بدانند كه شيوه‌هاي برخورد حاكميت با نهضت و مضروب نمودن مردم به خاطر شركت در يك اجتماع قانوني با حضور و همكاري پليس تحت امر حاكميت در ادبيات سياسي به «فاشيسم» نزديكتر است تا «آزادي».

  خامساً ايشان و ساير همكاران ايشان در حاكميت بايد بدانند كه خود روزي قرباني اعمال چنين شيوه‌هائي خواهند شد و شتر خودكامگي روزي هم در جلو منزل حاكميت خواهد خوابيد. تجربيات تاريخي سنتهاي الهي همواره چنين بوده است «من اعان ظالما سلطه عليه» كه هر كه ستمگري را مدد كند به چنگال ستم وي گرفتار خواهد شد.

 

مفهوم آزادي انتخابات!!

  حاكميت با اجرا و يا تأييد اين شيوه‌هاي خلاف قانون و سلب آزادي و ا منيت اجتماعات به ويژه در آستانه برگزاري انتخابات از يك سو مصمم است مانع آزادي و امنيت انتخابات گرديده و مجلس آينده را در انحصار جناح‌هاي خود قرار دهد و از سوي ديگر ادعا دارد “انتخابات يكي از مسائل حياتي اين كشور است و مردم بايد به طور آزاد و در يك فضاي سالم، نمايندگان خود را انتخاب كنند”(2)

  همچنين وزير كشور با اشاره به هشدار اخير نهضت مبني بر ضرورت اجراي قانون احزاب قبل از انتخابات و تعلل وزارت كشور در اين مورد مي‌گويد:

“اصلاً در قانون اساسي و مجلس ما انتخابات هيچ ربطي با احزاب ندارد. در قانون نيز نداريم كه مجلس از چند حزب تشكيل شود و قانون انتخابات ما بر اساس قانون اسلام و قانون اساسي است.”(3)

  معلوم نيست در شرايطي كه رسانه‌ها به طور انحصاري در اختيار حاكميت است و حتي اجتماعات قانوني و با اجازه وزارت كشور اينچنين در حضور انبوهي از نيروهاي انتظامي مورد حمله و تهاجم قرار مي‌گيرد و ضرورتي نيز براي اجراي اصل بيست‌ و ششم قانون اساسي مبني بر ضرورت حضور فعاليت احزاب و گروه‌هاي سياسي ديده نمي‌شود و اصول فصل سوم و فصل پنجم قانون اساسي مبني بر آزادي و حاكميت ملت با طرح مسئله  ولايت مطلقه فقيه به بوته فراموشي سپرده شده است، مردم چگونه مي‌تواند “به طور آزاد و در يك فضاي سالم نمايندگان خود را انتخاب كنند” ؟

به نظر مي‌رسد اين مفهوم جديدي از آزادي انتخابات است كه حاكميت در نهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي به مردم ايران هديه مي‌كند!!

نهضت آزادي ايران يك بار ديگر حاكميت را به مطالعه سرنوشت پيشينيان و تعمق در آيات الهي به ويژه آيه شريفه 14 از سوره يونس “ما بعد از هلاكت اقوام گذشته شما را جانشين آنان ساختيم تا بيازمائيم و بنگريم چگونه عمل مي‌كنيد”(4)  دعوت مي‌نمايد.

نهضت از شركت كنندگان در مراسم 21 بهمن صميمانه تشكر مي‌نمايد و اطمينان دارد كه آنان همچون گذشته در راه حق پايداري نموده و به وظائف اسلامي و ملي خود عمل خواهند نمود كه العاقبه للمتقين.

نهضت آزادي ايران

24 بهمن ماه 1366

  (1) جمهوري اسلامي 24/11/66

  (2) اظهارات وزير كشور- اطلاعات 15/11/ 66

  (3) اطلاعات 15/11/66

  (4) سوره يونس – آيه 14- ثم جعلناكم خلائف في‌الارض من بعدهم لننظر كيف تعملون