نامه سرگشاده دانشجويان نهضت به اتحاديه انجمن‌های اسلامی و جهادهای دانشگاهي تاريخ: مهر ٦٧

title

نامه سر گشاده دانشجويان نهضت آزادي ايران

خطاب به اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان و جهادهاي دانشگاهي

  پس از سلام، پيام اخير آيت‌الله منتظري پيرامون فضاي آزاد در دانشگاهها در گردهمائي سالانه اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي، همچنين بيانيه پاياني اين نشست، انگيزه‌اي براي اين صحبت يا گلايه‌نامه گشت، گلايه‌اي كوتاه و برخاسته از دل به شما كه امروز به تنهائي خط مشي حركتهاي رسمي دانشجوئي را رقم مي‌زنيد. گردهمائي و كنگره تشكيل مي‌دهيد و براي خيل عظيم دانشجوياني كه محتاط و بي‌تفاوت تنها به شوق اختتام دوره تحصيل، اين گذرگاه را به سرعت طي مي‌كنند، تعيين هدف و تكليف مي‌كنيد.

  لابد اطلاع داريد كه در روز شنبه 17 مهر مقارن با روز افتتاح رسمي سال تحصيلي 68-67 و در آستانه برگزاري گردهمائي شما در مشهد، در دانشكده ادبيات زبان خارجه علامه طباطبائي دانشجوئي دست به خودسوزي زد و در مقابل ديدگان مبهوت اساتيد و دانشجويان در حالي كه مي‌سوخت شعارهاي سياسي مي‌داد و چهار روز بعد هم در بيمارستان جان به جان آفرين تسليم نمود.

  ما در مورد ارزش اعتقادي اين عمل و اينكه وي در چه موضع فكري خاصي قرارداشته سخني نداريم، تنها اين سؤال پيش روي ما قرار گرفته كه چرا دانشجويي كه سابقه شركت در جبهه‌هاي نبرد هم داشته و مدتي در جهت و مسير افكار حاكميت گام زده است امروز براي بيان عقايد خود در جامعه و دانشگاه راهي جز خودسوزي نمي‌يابد. گوئي به اين نتيجه تلخ و سوال‌برانگيز رسيده است كه بايد گفت و سوخت! گوئي لهيب آتش را مرهمي بر شعله‌هاي سوزنده‌تري مي‌داند كه وي را از درون مي‌سوزانند.

  از شما كه امروز در كنگره‌هايتان بر “لزوم كار عميق فكري و فرهنگي در جامعه” تكيه مي‌كنيد مي‌پرسيم آيا در شرايطي كه امنيتي براي افكار و آرا مخالف وجود ندارد مي‌توان اميد به كار فرهنگي آنهم از نوع عميق آن داشت؟ آيت‌الله منتظري مرتباً لزوم آزادي، سعه صدر و حسن تدبير را به شما توصيه مي‌كنند، جرايد و رسانه‌ها هم فوراً در ابلاغ آن سعي بليغ مي‌كنند، حتي شما نيز در بيانيه پاياني نشست آرزو مي‌كنيد كه “برخوردهاي تعارفي و شعاري با اين بيانات نشود و همگي ظرفيت پذيرش انتقاد را در خود بالا ببريم”. در ظاهر هيچكس مخالفتي ندارد اما در عمل سياستهاي حاكم بر دانشگاه چنان ابرهاي ناامني و وحشتي را مي‌زايند كه پرده بر انوار خورشيد دارد و به زودي آزادي، اين واژه “همه پسند” در طاق‌نسيان قرار مي‌گيرد. اما بايد ديد كه اين سياستها كدامند؟ نگاهي به همين بيانيه پاياني نشست سالانه شما نكته جالبي را نمودار مي‌سازد. فضاي بيانيه آكنده از بوي خشم و غضب و انتقام و نفرت و هم تناقض است. گاه به گروهي از مخالفان خود تحت عنوان “مقدسين احمق” حمله مي‌بريد، گاه گروه مخالف ديگري را به عنوان “حلقوم‌هاي نفاق‌افكن و دسيسه‌باز” نشانه مي‌رويد و گاه از مستهلك شدن روحيه “نفرت عمومي” اظهار تأسف مي‌كنيد و خلاصه جابه‌جا اصرار بر قهر و خشم و كينه داريد اما در همان حال ناگهان از همفكري، مبادله افكار، صداقت و وفاداري و پرهيز از تكفير و تفسيق سخن مي‌گوييد. انصافاً آيا شما سنگ آزادي ديگران را به سينه مي‌زنيد؟ اگر چنين است پس چرا اجازه نداده‌ايد هيچ گروه ديگري به جز شما در سالهاي اخير آزادي تشكيل جلسات بحث سياسي و اجتماعي داشته باشد؟ شايد احساس مي‌كنيد كه فضاي اخير تنفس شما را مشكل ساخته است؟ گويي شتري را كه خود راه انداخته‌ايد ناگهان به در خانه خودتان نشسته است. بايد گفت اگر آزادي مطلوب است بايد براي همه وجود داشته باشد و نه صرفاً براي انجمنهاي شما يا گروهي خاص و اگر تحمل عقايد مخالف لازم است براي خود شما نيز ضروريست.(1)

   فراموش نكنيد كه شما خود از عوامل طرد و اخراج بسياري از استادان و دانشجويان گرديديد و با دخالتهاي وسيعي كه در امر مديريت دانشگاهها نموديد موجب بدبيني خانواده‌ها و جوانان نسبت به آنچه در دانشگاه مي‌گذرد شديد و قسمت بزرگي از بار مسئوليت نابساماني‌هاي امروز كه نتيجه مداخلات نادرست ديروز است، به عهده شماست.

  اين قابل درك است كه قبول آزادي براي آنها كه منادي نفرت عمومي و كينه هستند كمي مشكل باشد ، زيرا لازمه آزادي سعه صدر و بزرگواري است، رهايي از منسب و شكستن نقابهاي نخوت است و قبول داشتن اينكه ديگران هم حرفي و انديشه‌اي دارند كه اگر در “كوره وجدان” گداخته شود شايد سودمند افتد. شما مي‌دانيد ما نه از سرمايه‌داران دفاع مي‌كنيم و نه از گرايشات چپ و راست و نه از فرهنگ غربي يا شرقي. روي سخن ما با شما و دوستان انجمن است. واقعيت اين است كه شما از سالها قبل صحنه دانشگاه را يگانه قلمرو فعاليت و مالكيت خود ساخته‌ايد. شايد اگر دانشجويان و قشرهاي ديگر اجتماع در آغاز پيروزي، آنروزي كه شعاع آزادي بر فرقشان تابيدن داشت قدر مي‌شناختند و هر يك صحنه دانشگاه را ميدان برخوردهاي افراطي و گروه‌گرائي‌هاي اغراق‌آميز نمي‌ساختند و در حد اعتدال به وظيفه علمي ـ اجتماعي خود مي‌پرداختند امروز دانشگاه سرنوشت بهتري داشت. اين بود كه شما را مخاطب قرار داديم و براي چندمين بار صميمانه و مشفقانه توصيه مي‌كنيم كه تجديدنظري اصولي و چند جانبه در منش‌ها، بينشها، روشهاي خويش به عمل آورده، خود در كردار مروج و مبلغ واقعي مفهوم مقدس آزادي و آزاد انديشي در ميان دانشجويان و دانشگاهيان باشيد و بيائيد پس از گذشت اين دوران، با حسن نيت و صميميت اولين سنگ بناي آزادي و آزادانديشي را در صحنه معظم دانشگاه با همياري دانشگاهيان بگذاريد. هر گاه كنگره‌ها و گردهمايي‌هاي شما قبل از هر چيز بذر آزادي بيافشاند و از حيطه سخن و شعار فراتر رود آنگاه مي‌توان به ميوه‌هاي شكوفايي و اتحاد پر شكوه دانشجويي اميد داشت. چرا كه در زمين بخل و تنگ نظري كاهي نمي‌رويد.

  ما ضمن اظهار خوشحالي از برخي نكات مثبت كه در بيانيه پاياني وجود دارد، اميدواريم حركتهاي اخيري كه در زمينه رفع تضييقات و تنگ‌نظري‌هاي گزينش دانشجو آغاز شده به محيط دانشگاه و انجمن‌هاي اسلامي نيز تسري يابد و طليعه فردايي بهتر و درخشان باشد.

  والسلام علي من اتبع الهدي

  دانشجويان نهضت آزادي ايران

  مهر ماه 67

(1) مرحوم مطهري در سخنراني خود تحت عنوان “آزادي انديشه” در تاريخ 11 اسفند 1357 چنين مي‌گويند “ هر مكتبي كه به ايدئولوژي خود ايمان و عقيده داشته باشد ناچار بايد طرفدار آزادي انديشه و آزادي تفكر باشد و به عكس هر مكتبي كه ايمان و اعتقادي به خود ندارد جلو آزادي انديشه و آزادي تفكر را مي‌گيرد. اينگونه مكاتب مي‌خواهند مردم را در يك محدوده خاص فكري نگه دارند و از رشد افكارشان جلوگيري كنند . . . در دنباله عرايضم لازمست توضيحي هم درباره حكومت اسلامي آينده ايران عرض كنم همانطور كه رهبر و امام ما مكرر گفته‌اند در حكومت اسلامي احزاب آزادند هر حزبي اگر عقيده غير اسلامي هم دارد آزاد است