شماره : 1240
تاريـخ : 16/7/68
نامه به رئيس جمهور در مورد تعطيل غيرقانوني دفتر نهضت
الحق اوسع الاشياء في التواصف و اضيقها في التناصف(1)
جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
اكنون كه اين نامه را به شما مينويسيم قريب يكسال و نيم است كه از تصرف و تعطيل غيرقانوني دفتر نهضت آزادي ايران و دستگيري جمعي از مسئولين آن، كه سرانجام پس از حدود 9 ماه اسارت در سلول انفرادي به دليل بيگناهي و بياساس بودن اتهامات آزاد گشتند، ميگذرد. در اوائل تعطيلي دفتر كه هنوز شعله جنگ خاموش نشده بود، بريدن دست و زبان كساني كه به خود جرأت انتقاد از سياست ادامه جنگ بيحاصل و حقگوئي داده بودند، دور از انتظار و ناسازگار با معيارهاي سلطه و سياست نبود، اما با قبول قطعنامه و توقف جنگ انتظار ميرفت اگر دلجوئي و تقديري از ناصحان شفيق و گويندگان حرف تلخ حق كه پيشبينيها و هشدارهايشان به وقوع پيوسته بود نميشود، لااقل قفل تعطيل از دست و دفتر آنان برداشته شود. اما نه تنها چنين نشد كه فشارها و محدوديتها روز به روز افزوده گشت و تضييقات و تهديدات وسعت و شدت گرفت.
آقاي رئيس جمهور، شما در خط مشي و اصول كلي برنامه دولت جديد كه در روزنامههاي كثيرالانتشار درج شد، و عدههائي داديد كه ذيلاً به خاطرتان ميآوريم تا مبادا با فراموشي آن مشمول آيه شريفه «يا ايها الذين آمنوا لم تقولون مالا تفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا مالا تفعلون(2) » گرديد.
«حضور مردم در امور اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و غير اينها، بدون اظهارنظر صريح و سازنده آنها مفيد فايده نخواهد بود. بنابراين اجراي اصول قانون اساسي در خصوص مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت و شركت فعال آنها در تحقق برنامهها، ملازمه با آزادي آنها دارد. آزادي ثمره خونهاي پاك و تلاشهاي عظيم انسانهاي صالح در سراسر تاريخ است و بدون آن هر حكومت و دولتي در معرض خطر خودكامگي قرار ميگيرد. دولت با حمايت از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است زمينه مشاركت كامل مردم و نفي خودكامگي را فراهم خواهد ساخت.»
آقاي رئيس جمهور آيا خبر داريد اعضاي نهضت آزادي ايران به جرم همان «اظهارنظر صريح و سازنده» هنوز زير ساطور ستم و خودسري كساني كه آنها را «سربازان گمنام امام زمان» ناميدهاند بسر ميبرند و نه تنها از «مشاركت در تعيين سرنوشت جامعه» محروماند كه حتي در برخي از شهرستانها،
از جمله شهر «مقدس» مشهد كه بايد مهد امنيت باشد «خودكامگي» همان سربازان گمنام از برگزاري مجالس خصوصي و محدود قرائت قرآن و دعاي كميل شبهاي جمعه نيز ممانعت به عمل آورده است.
به جرأت ميتوان گفت خانهاي از اعضاي نهضت در آن شهر باقي نمانده است كه مورد هجوم و هتك حرمت و اهانت آنان قرار نگرفته و تاراج كتابها و اموال و اسناد و ضرب و شتم در آن واقع نشده باشد.
آقاي رئيس جمهور، شما در زمينه «انتقاد پذيري دولت» در همان خط مشي و برنامه دولت تاكيد كردهايد :
«نظر به اينكه نظام اجرائي ممكن است به علت مشغله زياد گهگاه نتواند خطاهاي خود را آنسان كه بايد و شايد ببيند يا با دقت ارزيابي كند بايد انتقاد پذيري را در نظام به عنوان يك اصل مورد توجه قرار داد ….. دولت حداكثر كوشش خود را به كار خواهد برد كه آزادي بيان و نشر افكار در رسانههاي گروهي و صداوسيما و در مجامع و انجمنها و احزاب قانوني تأمين باشد.»
همچنين در خط به نماز جمعه 7/7/68 تصريح نموديد :
«بايد مجلس، دولت، جرايد و محافل و دانشگاهها زنده باشند، حرف بزنند، انتقاد كنند و ايراد بگيرند تا جامعه اصلاح شود….. اگر اختلاف نظري در مورد مسئلهاي در رسانهها مطرح ميشود، مشكل چنداني نيست و نشان دهنده حضور مردم در صحنه دمكراسي و آزادي است.»
اكنون 7 ماه از زماني كه نهضت آزادي ايران طبق قانون احزاب از وزارت كشور تقاضاي پروانه فعاليت كرده است ميگذرد، با اينكه حداكثر مهلت قانوني براي وزارت كشور جهت رسيدگي و اعلام نظر و صدور پروانه 3 ماه است، هنوز كميسيون مربوطه اعلام نظر نكرده است. شما در موضح رياست سابق مجلس به خوبي بياد داريد كه قانون احزاب در سال 1360 به تصويب رسيد و به دلائلي كه هيچگونه مجوز قانوني نداشت تا سال 67 معوق ماند. اگر به راستي دولت جديد قصد دارد «آزادي بيان و نشر افكار در ……. و احزاب قانوني تأمين باشد» چرا صريحاً وزارت كشور را موظف به صدور پروانه براي احزاب نمينمايد؟ اگر منظور شما از آزادي، فقط براي موافقين حاكميت و به اصطلاح «انتقاد طرفدارانه» است كه چنين آزادي در كشورهاي كمونيستي و نظامهاي فاشيستي نيز حاصل است و نيازي به اين همه وعده و وعيد نيست. گذشته از آن، كساني كه خود برخوردار از مواهب قدرت هستند چگونه ميتوانند به حاكميتي كه وابسته و جزئي از آن هستند انتقاد كنند؟
آقاي رئيس جمهور، شما در جلسه پاياني مجلس شوراي اسلامي ضمن اعلام استعفاي خود با تاكيد بر اينكه «نظام ما واقعاً نظام آزادي است» گفتيد :
«…… هيچ وقت ما ضرر نميكنيم از اينكه در يك نقطهاي تريبوني وجود داشته باشد كه افكار در آنجا آزادانه مطرح شود….»(3)
ما هم معتقد هستيم اگر حاكميت پرده سانسور و سكوت را برچيند و بگذارد مردم از موهيت آزادي برخوردار گردند، نه تنها شرر نميكند بلكه با جلب علاقه و اعتماد و مشاركت عمومي مردم، دوام و بقاي خود را تضمين مينمايد.
آقاي رئيس جمهور، اگر به فرازهائي كه در خط مشي و اصول كلي برنامه دولت آوردهايد به راستي و عميقاً معتقد هستيد و آنرا عهدي با مردم ميشماريد كه بايد به آن وفا كنيد و اگر به راستي باور داريد كه پاسخگوي اين وعدهها نزد «اسرع الحاسبين» خواهيد بود، محدوديتها و ممنوعيتهائي كه در اين چند ساله براي احزاب و گروههاي سياسي قانوني به وجود آمده است برطرف سازيد و بگذاريد حاكميت مردم بر سرنوشت خويش كه مشيت الهي است تحقق يابد و بدانيد مادام كه دولت جديد تكليف احزاب قانوني غيرموافق با حاكميت، از جمله نهضت آزادي ايران را روشن نكرده باشد، كماكان مامورين شما به احضارهاي ايذائي، تحليههاي اطلاعاتي خصوصي غيرقانوني، ضرب و شتم و تهديد و تشويق شرمآور براي جاسوسي عليه همفكران و دستگيري و زندان آزاديخواهان ادامه خواهند داد.
در راستاي انتظارات قانوني فوق اميدواريم هر چه زودتر دفتر نهضت از تصرف دادستاني انقلاب آزاد گردد و از روزنامه ميزان نيز كه نظريات نهضت را بدون سانسور درج ميكرد پس از 9 سال رفع توفيف به عمل آيد.
رحم الله امراً سمع حكماً فوعي و دعي الي رشاد فدنا
نهضت آزادي ايران
(1) نهج البلاغه خطبه 216 ـ حق به هنگام توصيف براي ديگران كشادهترين و به هنگام انصاف (در عمل و در برخورد با ديگران) تنگترين چيزها است
(2) سوره صف آيات 2و3 ـ اي كساني كه ايمان آوردهايد چرا چيزي را ميگوئيد كه به آن عمل نميكنيد. خشم بزرگي است نزد خدا كه چيزي را بگوئيد كه به آن عمل نميكنيد
(3) كيهان 25/5/68 صفحه 14
