بيانيه پيرامون آتش بس و مرزهاي بينالمللي
هموطنان عزيز
در پي تلاشهاي سازمان ملل متحد و پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت از جانب ايران رژيم عراق با استفاده از شرايط خاصي كه موجب پذيرش قطعنامه از طرف ايران گرديد، به تهاجم و تجاوز به داخل مرزهاي كشورمان پرداخت و اگر چه با مقاومت و ايثارگري يكپارچه ملت ايران روبرو شد و مجبور به عقبنشيني گرديد، اما در صحنه ديپلماسي به زورآزمائي جديدي پرداخت و سعي كرد تا از عمليات نظامي تجاوز گرانه خود امتيازات سياسي كسب نمايد و قبول آتشبس را، به آغاز مذاكره مستقيم بين عراق و ايشارن مشروط نمود. به نظر ميرسد كه هدف عراق از اين رهگذر تعيين تكليف مرزهاي بينالمللي ميان دو كشور قبل از هرگونه اقدامي در راستاي اجراي قطعنامه ميباشد.
در حالي كه مرزهاي بينالمللي بين دو كشور بر طبق قرارداد 1975 الجزاير تعيين و مورد توافق طرفين قرار گرفته است و ايران همانطور كه برخي از مقامات مسئول هم گفتهاند، بر اين امر تكيه ميكرد و آغاز مذاكره مستقيم را نه بعد از قبول و اجراي آتشبس، بلكه اجراي مفاد مواد 1 تا 3 قطعنامه، يا حداقل ماده يك آن موكول مينمود، خصوصاً كه در برنامه اجرائي دبير كل سازمان ملل نيز به قرارداد 1975 در مورد مرزهاي بينالمللي شناخته شده تصريح گرديده است.
اهميت و حساسيت اين امر در اين است كه به موجب ماده 1 بعد از اعلام آتشبس نيروهاي طرفين بلافاصله بايد به پشت مرزهاي بينالمللي شناخته شده برگردند. قرارداد 1975 بين ايران و عراق تكليف مرزهاي بينالمللي بين دو كشور را روشن ساخته است. اين قرارداد در سازمان ملل به ثبت رسيده است. ايران از يك موقعيت ممتازي در اين مورد برخوردار است و ميبايستي حركت سياسي خود را بگونهاي تنظيم و اجرا ميكرد كه قبل از آغاز مذاكرات مستقيم، نيروهاي طرفين بر طبق ماده 1 قطعنامه به مرزهاي شناخته شده بر طبق قرار داد 1975 باز ميگشتند. آتشبس تنها قسمتي از ماده 1 قطعنامه است و قبول مذاكره مستقيم، بعد از آتشبس و قبل از برگشت نيروها به مرزهاي بينالمللي شناخته شده باعث آن ميگردد كه «مرزهاي بينالمللي» اولين دستور مذاكرات مستقيم بشود. با توجه به شرايط و وضعيت خاصي كه منجربه قبول قطعنامه 598 از جانب ايران شد، طرح مسئله «مرزهاي بينالمللي در مذاكرات مستقيم» ايران را بالاجبار به مسائلي خواهد كشانيد كه در نهايت به نفع ايران نخواهد بود. عراق نميخواهد به توافقنامه 1975 گردن بنهد، و جمهوري اسلامي ايران هم نميبايستي آنچه را كه در رژيم سابق به نفع ايران توافق شده است از دست بدهد. به اين دلايل نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه مقامات تصميم گيرنده ايران ميبايستي مذاكرات مستقيم را موكول به اجراي كامل ماده يك قطعنامه ميكردند.
نهضت آزادي ايران همچنين اعلام ميدارد كه بعد از قبول قطعنامه توسط ايران و اعلام و اجراي آتشبس و آغاز مذاكرات مستقيم، مسائل و موضوعات در اين مرحله از ختم جنگ از پيچيدگي و حساسيت خاصي برخوردار است و هرگونه ساده انديشي و ساده نگري از جانب اعضاي مذاكره كننده و تصميم گيرندگان ايران موجب زيانها و پيامدهاي جبران ناپذيري براي ملت و مملكت خواهد شد.
لذا ضروري است كه اولاً هيئت مذاكره كننده ايراني از كساني تشكيل شود كه هم تجربه كافي و هم در مسائل مورد بحث، از قبيل مرزهاي بينالمللي، تخصص و دانش لازم را داشته باشند و از كارشناسان ورزيدهاي كه عرق ملي و ميهني دارند حتماً استفاده گردد.
ثانياً فشار سانسور از رسانههاي گروهي برداشته شود تا همه اقشار ملت و صاحبنظران و علاقمندان بتوانند از مسائل و پيشرفتهاي حاصله و توافقها مطلع شده و اظهارنظر نمايند.
مردم نگران آنند كه خداي ناكرده در پايان جنگ، توافقهاي به مراتب بدتر از موافقت نامههاي معروف به الجزاير در پايان گروگانگيري، به ايران تحميل و يا پذيرفته شود كه در آن صورت ابعاد و پيامدهاي آن به مراتب وسيعتر و خطرناكتر از پيامدهاي بيانيههاي الجزاير خواهد بود.
نهضت آزادي ايران
