بيانيه تحليلی «درسی از ششمين دوره انتخابات رياست جمهوري» تاريخ: تير ٧٢

title

بيانيه تحليلي درسي از ششمين دوره انتخابات رياست جمهوري

هموطنان عزيز

ششمين دوره انتخابات رياست جمهوري در ميان هياهو و تبليغات بي‌محتواي حاكميت با اعلام انتخاب مجدد آقاي هاشمي رفسنجاني به پايان رسيد و اينك زمان آن است كه در آرامش به ارزيابي زمينه‌ها و درسي كه از آن گرفته مي‌شود بپردازيم، ضمن آن كه از هموطنان عزيز به خاطر اين كه در اثر محروميت‌ها و مشكلات فراوان موفق نشده‌ايم كه به موقع و زودتر از اين اظهارنظر كنيم، پوزش مي‌خواهيم. نهضت آزادي ايران در بيانيه‌هاي متعدد خود درباره انتخابات اخير، با تفصيل كافي در مورد شرايط و عوامل لازم براي برگزاري انتخابات آزاد و معتبر، سخن گفته است ولي در اين جا نيز لازم ديديم كه برخي از موارد كليدي را يادآور شويم.

   1ـ آزادي انتخابات تنها در محدوده زماني بين اعلام اسامي كانديداها تا پايان راي‌گيري خلاصه نمي‌‌شود، بلكه ضرورت دارد كه در تمام مدت بين دو دوره متوالي انتخابات، براي كليه آحاد ملت، از جمله شخصيتهاي سياسي كه مي‌توانند داوطلب رياست جمهوري يا نمايندگي مجلس باشند، اين امكان وجود داشته باشد كه آزادانه و بدون واهمه از تهاجمات و تهديد‌هاي فيزيكي يا تبليغات انحصاري يكطرفه، نظرات خود را درباره عملكرد مسئولان و دستگاههاي مملكت و نيز پيشنهادها و برنامه‌هايشان را براي اصلاح امور و اداره كشور به آگاهي ملت برسانند تا مردم در زمان برگزاري انتخابات، شناخت كافي نسبت به شخصيت، عملكرد گذشته و برنامه‌هاي آينده كانديداها داشته باشند و بتوانند با ديد باز و آگاهي كامل آراي خود را به صندوقها بريزند.

   در وضعي كه رسانه‌هاي اصلي و موثر مانند صدا و سيما و روزنامه‌هاي كثيرالانتشار و نيز بلندگوها و تريبونهايي كه در انحصار حاكميت است، مستمراً و به طور يك جانبه به تعريف و تمجيد رئيس جمهور و حكومت مي‌پردازند و مخالفان امكاني براي نقد و اظهارنظر ندارند يا در صورت انتقاد، در معرض تهديد و ضرب و شتم قرار مي‌گيرند، چگونه مي‌توان از برگزاري انتخابات آزاد و برابر بودن شرايط و امكانات تبليغ براي كانديداها سخن گفت؟

2ـ با وجود آن كه بر اساس قانون اساسي، قانون احزاب سالها پيش به تصويب مجلس رسيده و آيين‌نامه اجرايي آن نيز توسط دولت تصويب و به وزارت كشور ابلاغ شده است، حاكميت ما تا امروز از اجراي واقعي قانون احزاب طفره رفته و آن را به صورت نمايشي در حد صدور پروانه فعاليت براي معدودي واحد صنفي، فرهنگي و ديني عمدتاً ناشناس يا 3ـ2 گروه سياسي طرفدار حاكميت اجرا كرده است. حتي برخي از مسئولان مدعي شده‌اند كه با وجود ولايت فقيه و روحانيت منسجم، وجود احزاب نه تنها غير ضروري، بلكه مخل وحدت نيز است و مردم علاقه و تمايلي به عضويت در احزاب ندارند.

   تجربه كشورهاي مختلف با رژيمهاي سياسي گوناگون ثابت كرده است كه بدون وجود احزاب و گروههاي سياسي واقعي (يعني غيرساختگي و غيردولتي) و فراهم بودن امكانات رقابت سالم و تبليغ و فعاليت آزاد آنها، امكان مشاركت جدي مردم در زندگي سياسي جامعه و برقراري ثبات سياسي پايدار وجود ندارد.

   3ـ دست‌چين شدن كانديداها توسط شوراي نگهبان در واقع بها ندادن به قدرت تشخيص ملت (كه رهبر فقيد انقلاب رأي آن را «ميزان» اعلام كرده بودند) و محروم كردن مردم از حق انتخاب كانديداهاي مورد نظرشان است.

   بر طبق اعلام وزارت كشور، در انتخابات اخير 128 نفر ثبت نام كرده بودند ولي فقط چهار نفر از آنان صالح تشخيص داده شدند و در مورد بقيه حتي از ذكر نام آنان و دلائل رد صلاحيتشان براي مردم يعني صاحبان اصلي كشور و انقلاب و به قولي ولي نعمتان مسئولان و دولتمردان فعلي خودداري شد و هيچ مقامي براي مردم توضيح نداد كه چرا از ميان 128 داوطلب فقط چهار نفر، نه كمتر و نه بيشتر؟ گفته مي‌شود كه شايد علت محدود كردن كانديداها به چهار نفر اين بوده است كه چون نرم‌افزار كامپيوتري شمارش آراء از آمريكا خريداري شده بود، كارتهاي انتخاباتي نيز براي هماهنگي با نرم افزار خريده شده، مانند كاتهاي مربوط به انتخابات رياست جمهوري آمريكا كه فقط داراي 4 محل (براي دو كانديداي رياست جمهوري و دو كانديداي معاونت) است، قبل از اعلام نظر شوراي نگهبان طراحي شده و لذا اجباراً فقط چهار نفر گزينش شده‌اند.

   4ـ با توجه به اين كه هيچ گونه نظارتي بر جريان رأي گيري و شمارش و قرائت آراء از سوي مخالفان و مردم و حتي نامزدهاي انتخابات اعمال نشده، هرگونه ادعايي از جانب حاكميت يك جانبه و فاقد اعتبار لازم است.

اظهارنظر درباره اعتبار و ارزش انتخابات

   با جمع‌بندي موارد فوق و صرفنظر از نكاتي كه بعداً ذكر خواهد شد، ششمين دوره انتخابات رياست جمهوري حداقل بنا به دو دليل زير فاقد اعتبار قانوني بوده و نمي‌‌تواند انتخاباتي آزادانه و دمكراتيك تلقي شود:

   1ـ دخالت شوراي نگهبان در تشخيص صلاحيت و تعيين نامزد‌ها به جاي ملت

   2ـ تداوم و تكرار عدم حضور و فعاليت احزاب و شخصيت‌هاي غير موافق با حاكميت، به خاطر عدم تأمين امنيت و آزاديها و امكانات قانوني.

ارزيابي نتايج انتخابات و درسي كه مي‌توان از آن گرفت.

   ما براي آن كه تصويري واقعي و منصفانه از سير تحول انتخابات و از جمله ميزان مشاركت مردم و موقعيت برنده انتخابات در دوره‌هاي ششگانه به دست دهيم، بر اساس مطالعات و تحقيقات انجام يافته درباره جمعيت كشور و تعداد واجدين شرايط رأي دهي و نيز آمارهاي اعلام شده از سوي وزارت كشور در مورد تعداد آراي اخذ شده و تعداد آراي نفرات اول انتخابات رياست جمهوري در هر دوره جدولي تهيه كرده‌ايم كه به پيوست ملاحظه مي‌فرماييد.

   با بررسي جدول ضميمه، حتي به فرض آن كه:

   الف‌ـ ارقام اعلام شده در مورد تعداد آراي اخذ شده (علي رغم خلوتي چشمگير حوزه‌هاي راي‌گيري)، تعداد آراي نامزدان و تعداد آراي باطل شده كاملاً صحت داشته و هيچ گونه رأي اضافه بر تعداد شركت كنندگان به صندوق ريخته نشده باشد،

   ب‌ـ كليه كارتها به كامپيوتر داده شده و در شمارش آراء و اعلام نتايج اشتباهي رخ نداده باشد،

   ج‌ـ براي رأي دادن، انگيزه‌ها و عواملي از قبيل نگراني و ترس از محروم شدن از حقوق قانوني مانند پذيرفته‌شدن در دبيرستان يا دانشگاه، اخذ گذرنامه يا اجازه خروج و دريافت كوپن ارزاق يا محظورهاي اخلاقي و اجتماعي، به ويژه در محيطهاي كوچك و همچنين ترس از آخرت (به خاطر عدم اجراي تكليف شرعي) وجود نداشته است،

   مي‌توان موارد زير را استنتاج كرد:

   1ـ علي‌رغم به كار گيري همه امكانات، ابزارها و ترفندهاي شرعي و عرفي و برخلاف ادعاي حاكميت مبني بر اين كه مشاركت مردم در انتخابات از هميشه گسترده‌تر بوده و مردم با رأي خود مسئولان را تاييد كرده‌اند، در صد مشاركت مردم در انتخابات (كمتر از 51 درصد واجدين شرايط و 28 درصد جمعيت كشور) و ميزان مقبوليت برنده انتخابات (در حدود 63 درصد كل آرا) در مقايسه با دوره‌هاي گذشته افت چشمگيري داشته است.

   2ـ با توجه به اين كه آقاي هاشمي رفسنجاني بنابر اذعان مكرر خودشان، از جمله در خطبه‌هاي نماز جمعه، نقش اساسي و تعيين كننده در كليه جريانهاي سياسي مملكت در سالهاي پس از پيروزي انقلاب و از جمله در اداره جنگ، تعيين و هدايت سياست خارجي و ساير مسائل كليدي داشته‌اند، رأي مردم به ايشان كه كمتر از دو سوم كل آراي اخذ شده و كمتر از يك سوم تعداد صاحبان حق رأي بوده و حتي در مقايسه با آراي مربوط به دور اول رياست جمهوري ايشان نزول آشكاري (37% تنزل) داشته است، در واقع بيانگر قضاوت مردم درباره عملكرد 14 ساله ايشان (نه فقط كارنامه دوره اول رياست جمهوري) بوده است و به نوعي، پاسخ همه‌پرسي (رفراندوم) درباره حاكميت كنوني محسوب مي‌شود.

   3ـ شايد مهمترين دليل عدم مشاركت و دلسردي مردم را بتوان فقدان اميد آنان نسبت به آينده دانست. هنگامي كه آقاي هاشمي براي بار اول نامزد رياست جمهوري شدند، با تصوري كه نسبت به اعتدال و واقعگرا بودن مشاراليه و تاكيدشان بر حاكميت قانون و بر استفاده از تخصص و كارداني در ذهنها وجود داشت، اين اميد در قشرهايي از مردم و از جمله در برخي از تكنوكراتها (فن سالاران) و تحصيل‌كرده‌هاي داخل و خارج كشور پديد آمد كه با انتخاب ايشان دوره چپ‌رويها، افراط كاريها، غوغا‌سالاريها و بي‌قانونيها خاتمه يافته و تعقل و متانت و آزادي جاي آنها را خواهد گرفت. متأسفانه با حل نشدن و بلكه بالا گرفتن بحرانهاي سياسي و اقتصادي و گسترش فساد مالي در زمان تصدي چهارساله آقاي هاشمي، اين اميد با ياس مبدل شد و لذا در زمان انتخابات اخير، شور و شوقي براي انتخاب مجدد ايشان در مردم وجود نداشت. از طرف ديگر، چون سه كانديداي ديگر نيز علاوه بر گمنامي نسبي، هر يك به گونه‌اي با حاكميت پيوند داشتند و در تبليغات انتخاباتيشان نشانه‌اي از احتمال تغيير اساسي در سياستهاي جاري مملكت به چشم نمي‌‌خورد، مردم فاقد انگيزه‌اي قوي براي انتخاب فردي جديد بودند. با وجود اين، مشاهده شد كه بيش از 6 ميليون نفر از رأي دهندگان كه خود را موظف به شركت در انتخابات مي‌دانستند به نامزدهايي كه اطلاع بسيار كمي درباره آنها داشتند، رأي دادند. جالب اين جاست كه در كردستان بيشترين آراء به نفع آقاي توكلي كه پيوند خاصي هم با آن استان ندارد، داده شد. احتمالاً مردم رنجديده و تشنه امنيت كردستان به صرف مخالفت با كانديدايي كه هم به زعم آنها و هم به اعتراف خودش همه‌كاره بوده است، به كانديداي ديگري كه او را نمي‌‌شناخته‌اند ولي به آنان اميد برقراري آرامش و امنيت داده بود، رأي دادند.

   اگر در چهار سال گذشته آزادي فعاليت سياسي وجود مي‌داشت و به مخالفان واقعي شناخته شده نيز امكان شركت در رقابت انتخاباتي داده مي‌شد بدون شك ميزان مشاركت مردم به مراتب افزايش مي‌يافت و اگر چه درصد آراي آقاي هاشمي به طور قابل ملاحظه‌اي كاسته مي‌شد، چه بسا اكثريت راي‌دهندگان به اين جمع‌بندي مي‌رسيدند كه باز هم ايشان بهترين انتخاب ممكن در شرائط موجود بوده‌اند. در آن صورت، صرفنظر از تعداد آرايي كه به آقاي هاشمي داده مي‌شد، اعتبار و مشروعيت انتخابات مخدوش نمي‌‌گرديد.

   از آن جا كه آرزوي هميشگي ما استحكام نظام و سرافرازي جمهوري اسلامي ايران از طريق استقرار حاكميت ملت و دستيابي واقعي به آرمانهاي والاي انقلاب يعني آزادي، استقلال و حكومت اسلامي بوده است، دلسردي و بي‌تفاوتي مردم و ضعيف شدن پشتوانه مردمي رئيس جمهور و مسئولان نه تنها ما را خوشحال نمي‌‌كند، بلكه آنها را نشانه‌هاي تلخ و نگران كننده‌اي براي آينده ملك و ملت مي‌دانيم و از اين كه دست اندركاران مملكت بدون اعتنا به افكار عمومي و به توصيه‌ها و هشدارهاي خيرخواهانه دوستداران صديق اسلام و ايران همچنان بر ادامه سياستهاي خود، ولو به قيمت از دست رفتن حيثيت اسلام و آزادي و آبادي ميهن و افزايش روز افزون مشكلات سياسي و اقتصادي و اجتماعي، پاي مي‌فشرند، خون‌دل مي‌خوريم.

  

ميزان مشاركت مردم در انتخابات رياست جمهوري و آراي برندگان انتخابات

 

 

زمان

 

دوره

 

 

جمعيت (1) ميليون نفر

صاحبان حق راي

آراي اخذ شده

آراي برندگان انتخابات

درصد

به

تعداد (2) تقريبي ميليون نفر

نسبت به جمعيت %

تعداد ميليون نفر

نسبت به تعداد صاحبان حق رأي %

نسبت به جمعيت %

تعداد (4) ميليون نفر

نسبت به كل آراء

نسبت به تعداد صاحبان حق رأي

نسبت به جمعيت

1

بهمن 58

30/38

1/19

50

1/14

8/73

9/36

7/10

9/75

56

28

2

مرداد 60

1/40

8/19

4/49

5/14

2/73

1/36

8/12

3/88

6/64

9/31

3

مهر 60

1/40

9/19

6/49

7/16

9/83

6/41

9/15

2/95

9/79

6/39

4

مرداد 64

5/46

23

5/49

1/14

3/61

3/30

1/13

9/92

57

2/28

5

مرداد 68

4/55

2/30

5/54

4/16

25/54

6/29

4/15

94

51

8/27

6

خرداد 72

61

33

(5/29) (3)

54 (4/48)

8/16

9/50 (9/56)

5/27

6/10

1/63

1/32 (9/35)

4/17

(1)ـ بر اساس سرشماريهاي 1355 و 1365 و در نظر گرفتن رشد جمعيت به نرخ 5/3 تا 8/3 درصد در سالهاي مختلف.

(2)ـ بر اساس تحقيقات به استثناي رديف زير

(3)ـ بر طبق اظهارات وزير كشور (كيهان 3/4/72) كه در مقايسه با ساير ارقام قابل قبول به نظر نمي‌‌رسد.

(4)ـ اعلام شده توسط وزارت كشور

 

جناب آقاي هاشمي

به هر تقدير، اينك شما بار ديگر بر مسند رياست جمهوري ايران تكيه زده‌ايد، ولي با پشتوانه‌اي ضعيفتر از گذشته و مواجه با بحرانهاي روبه رشد اقتصادي، عميقتر شدن فاصله طبقاتي، فشار روزافزون بر اقشار كم درآمد از جمله كامندان، كارگران، كشاورزان و پيشه‌وران، ازدياد فساد مالي و اداري، گسترش نارضايتيها، افزايش وامهاي كوتاه مدت خارجي با بهره‌هاي سنگين، ركود كم‌سابقه در مراكز توليد صنعتي و….

آيا شما در وضع فعلي قادرخواهيد بود كه كابينه‌اي بهتر از قبل معرفي كنيد؟ وضع فعلي، همه علاقه‌مندان به ايران و اسلام را نگران آينده ساخته است و مردم نمي‌‌دانند كه شما خودتان و مملكت را به كجا مي‌خواهيد ببريد آيا باز هم مي‌خواهيد با بي‌اعتنايي به قانون، به آشفتگي و شورش و توفانهاي سهمگين ميدان دهيد و بحرانها را تشديد كنيد؟

مردم انتظارات زيادي دارند. آنها آزادي، امنيت، مسكن و رهايي از فقر و تنگناهاي شديد اقتصادي را طلب مي‌كنند و متأسفانه اميدي ندارند كه شما بتوانيد اين انتظارات را برآورده سازيد.

از آن جا كه ما با شما نه جنگ قدرت، بلكه حجت داريم، بار ديگر مشفقانه به شما و ساير مسئولان هشدار مي‌دهيم كا تا خيلي دير نشده است، صادقانه به سوي ملت، تمام ملت ايران و نه تنها اقليت تابع خودتان، برگرديد و صميمانه كمر همت، به اجرا و استقرار قانون و اعاده حاكميت مردم، كه همان حاكميت خداست، ببنديد. باشد كه به ياري خداوند بار ديگر بارقه اميد در دلهاي مردم دلير و شرافتمند اين سرزمين بدرخشد و در آينده شاهد مشاركت داوطلبانه و علاقه‌مندانه مردم در انتخابات بدون نياز به تبليغ و نمايش و تكليف و تهديد باشيم.

والعاقبة للمتقين

نهضت آزادي ايران

تيرماه 1372