مصاحبه آقاي بوختا (دانشجوي دوره دكتراي دانشگاه كلن آلمان)
با آقاي دكتر ابراهيم يزدي (14/5/1372)
انقلاب اسلامي ايران و تاثير آن در ايجاد وحدت اسلامي
س 1ـ الف: تعريف شما از مكتب و تفكر تشيع چيست؟
ب: ويژگيهاي اصلي و ذاتي تشيع چه ميباشد؟
ج: تعريف شما از مكتب و تفكر تسنن چيست؟
د: ويژگيهاي اصلي و ذاتي تسنن چه ميباشد؟
پاسخ: فرقههاي مختلف اسلامي، به خصوص دو فرقه بزرگ تشيع و تسنن در اصول دين (توحيد ـ نبوت ـ معاد) و مباني اساسي دين يعني كتاب خدا، قرآن و رسول خدا(ص) به عنوان خاتم پيامبران، با هم اشتراك نظر دارند. اما موضوعات و مسائلي كه اين دو را از هم متمايز ميسازد عبارتند از:
1ـ در مورد قرآن ـ اهل تسنن به خصوص برخي از گروههاي افراطي آنها (اشاعره) ظاهر قرآن را اصل ميدانند، (يا ميدانستهاند). اهل تشيع براي قرآن ظاهرها و باطنها قائل هستند، و معتقدند معاني باطن قرآن را امامان دوازدهگانه معصوم توضيح دادهاند.
2ـ جايگاه عقل ـ تشيع جايگاه و مقام خاصي براي عقل انسان قائل است. فهم و قبول وحي، رسالت، امامت، همه بر اساس تعقل است. البته برخي از شيعيان (اخباريون) در مورد احكام، عقل را از حجيت مياندازند. برخي از گروههاي اهل تسنن، چنين مقامي را براي عقل قائل نيستند.
3ـ برخي از گروههاي اهل تسنن، براي بشر اختياري قائل نيستند و به جبر معتقدند و برخي ديگر به اراده يا تفويض مطلق براي انسان معتقدند. اهل تشيع، به جبر و به تفويض كامل معتقد نيستند، بلكه وضعيت انسان را بين اين دو امر ميدانند. (لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين).
4ـ اهل تسنن به عصمت انبيا در وحي فقط معتقدند اما تشيع در تمام موارد به آن معتقد است. اين موارد عبارتند از: 1ـ مصونيت با عصمت از خطا در مقام گرفتن وحي، 2ـ مصونيت از خطا در مقام تبليغ در رسانيدن پيامهاي الهي و 3ـ مصونيت از خطا در مقام انجام وظايف و تكاليف شخصي. در مذهب تشيع اعتقاد بر اين است كه امامان دوازدهگانه نيز معصوم هستند.
5ـ عترت يا اهل بيت: در آيه 33 از سوره احزاب طهارت اهل بيت تصريح شده است. اهل تسنن اهل بيت را شامل زنان پيامبر ميدانند. در تشيع بر اساس سنت خود رسولالله (ص)، اهل بيت مورد نظر اين آيه قرآن كريم فاطمه، علي، حسن، حسين و امامان بعد از آن از نسل امام حسين، ميباشند.
6ـ حديث ثقلين ـ اهل تسنن، اين حديث را به اين صورت روايت ميكنند كه: رسول خدا (ص) فرمود، «من در حالي شما را ترك ميكنم كه دو چيز سنگين براي شما باقي ميگذارم: كتاب الله و سنتي (كتاب خدا و سنت خودم). تشيع، اين حديث را به صورت: كتاب الله و عترتي (كتاب خدا و عترت خودم) روايت ميكند و به اين ترتيب «عترت يا اهل بيت»، مقام ويژه و خاصي را در اهل تشيع پيدا كرده است.
7ـ شيعه و سني، هر دو براي سنت رسول الله (ص)، بر حسب دستور قرآن، كه سنت رسول الله (ص) را اسوه حسنه ناميده است، كه بايد پيروي شود، مقام و جايگاهي بعد از قرآن قائل هستند و قرآن و سنت، دو منبع اصلي دين به شمار ميرود. اما شيعه ملاك عمده و اصلي اعتبار سنت را از طريق عترت يا امامان معصوم ميداند. شيعه سنت رسول الله (ص) (گفتار ـ اعمال و تقرير) را واجب و لازم ميداند و در مقابل نصوص قطعي سنت اجتهاد را، حتي براي امام معصوم، حرام ميداند.
8ـ عدالت صحابه ـ اهل تسنن، تمام صحابه پيامبر را عادل ميدانند و حرف و نقل آنان را حجت ميدانند. تشيع، به عدالت تمامي اصحاب پيامبر اعتقاد ندارد.
9ـ در تسنن اصول دين عبارتست از توحيد ـ نبوت و معاد. شيعه علاوه بر اين سه اصل به دو اصل عدالت و امامت (ولايت) هم معتقد است.
10ـ امامت و جانشيني ـ به اعتقاد شيعه ، تا امام معصوم حضور دارد، كسي نميتواند حاكم باشد. اما حكومت معصوم هم بايد با رأي و اختيار مردم باشد، نه با زور. در غياب معصوم، انتخاب حاكم با عقل و تشخيص عرف است و با رضايت مردم. اهل تسنن، بر اساس رويه تعيين دو خليفه اول و دوم، اساس حكومت را، رضايت و وصايت ميدانند، بعدها، زور هم بدان اضافه شد. يعني اگر حكومتي به زور هم به قدرت نشست، به دلايلي، اطاعت او را توجيه ميكند. بر اين اساس، در مورد اوليالامر، موضوع آيه قرآن، اهل تسنن هر حكومتي را «اوليالامر» دانسته و اطاعت از او را واجب ميدانند. تشيع، اوليالامر را امامان معصوم ميدانستهاند. بعد از انقلاب اسلامي، گروهي از اهل تشيع يا حداقل برخي از متفكرين صاحب مقام آن، ولي فقيه را اوليالامر واجبالاطاعه ميدانند.
11ـ مهدي موعود ـ تسنن و تشيع، هر دو به ظهور مهدي معتقدند اما تشيع مهدي موعود را قائم آل محمد و امام دوازدهم غايب ميداند.
12ـ اهل سنت، فتاوي خلفاي سه گانه، اول تا سوم، را جزيي از احكام ديني ميدانند. شيعه چنين موضعي ندارد.
13ـ در تشيع فرآيند اجتهاد، برخلاف تسنن، تعطيل نشده است.
14ـ عرفان اسلامي، عرفان و تصوف اسلامي، جايگاه ويژهاي در اسلام و تاريخ اسلام داشته و دارد. اما عرفان امامان معصوم شيعه از هر گونه آلودگي با عرفان غيراسلامي مبرا است. در تشيع يك جريان بسيار غني و سرشار عرفاني وجود دارد. بهترين و زيباترين گنجينههاي عرفاني از امامان شيعه به ما رسيده است. شايد در هيچ فرهنگ و مذهب ديگري دعاهاي زيبا نظير آنچه از امامان شيعه به ما رسيده است وجود نداشته باشد. (نظير دعاي كميل ـ صحيفه سجاديه ـ دعاي عرفات ـ احاديث قدسي و ـ) از حدود 25 فرقه صوفيه، حداقل 23 فرقه، اصل و منشا خود را به نحوي از انحاء به امامان شيعه ميرسانند و يا بانيان آنها، حداقل چنين داعيههايي دارند.
در بررسي ويژگيهاي هر يك از دو فرقه تسنن و تشيع بايد توجه داشت كه طي دورانهاي مختلف، اين ويژگيها متحول شدهاند. سه دوره اصلي را بايد در نظر داشت:
دوره اول ـ در زمان حيات رسول الله (ص) تا پايان خلافت خلفاي رسول الله (ص).
دوره دوم ـ از زمان سلطه بنياميه تا حدود آغاز قرن بيستم است.
دوره سوم ـ از آغاز قرن بيستم تا كنون.
در دوره اول، گرايشات، تمايلات و ديدگاههاي متفاوت درباره قرآن و رسول الله (ص) ميان مسلمانان وجود داشت. پيامبر گرامي، تا آنجا كه اين نظرات و گرايشها مغاير با اصول قرآني نبودند و مباني را نفي نميكردند، آنها را تحمل كرده و نسبت به بعضي از اين نظرات و گرايشها عنايت مخصوص مبذول ميفرمودند.
دوره دوم، همراه است با حاكميت قدرت سياسي بر دين، و به تبع آن، انطباق تفسيرهاي ديني با نيازهاي قدرت سياسي حاكم. اكثريت اهل تسنن، اين جريان را تاييد كرده است. اگر چه برخي از متفكرين اهل تسنن در برابر خلفاي ظلم و جور ايستادند ولي امامان شيعه، و به تبع آنها شيعيان، بر ظلم و ستم خلفاي ناحق صحه نگذاشتند و با آنان درگير شدند و اكثراً به طور مستقيم و غيرمستقيم و يا در زندانها به شهادت رسيدند. فعاليت امامان شيعه، انسجام تفكر شيعي را، در چهارچوبهاي اصلي حفظ كرده است. به تبعيت از امامان معصوم، علما و متفكرين شيعه جز در مواردي، با سلاطين و حكومتهاي زمان همراهي نكردند. در اين دوره طولاني هم روش و منش امامان و متفكرين شيعه و هم متفكرين اهل تسنن از يكطرف و نقش و نفوذ سيطره دولتها و خلفاي حاكم بر جريانهاي ديني از طرف ديگر، فرهنگ سياسي، فقهي، عرفاني، اجتماعي ويژهاي را براي هر دو مكتب به وجود آورده است، كه در بررسي اين دو مكتب در عصر حاضر بايد به آن توجه داشت.
دوره سوم، عصر حاضر است. در جهان تسنن، از زمان سقوط خلافت عثماني تغييرات بارزي در روند فكر و انديشه متفكرين اهل تسنن مشاهده ميشود. در هر نوع بررسي از ويژگيهاي «اهل تسنن» لاجرم بايد تحول در انديشههاي ديني معاصر را در جهان تسنن، در نظر گرفت. نوعي نوآوري در اين انديشهها ديده ميشود، كه مواضع و ويژگيهاي تاريخي را نفي و يا تعديل مينمايد. به عنوان مثال، اكثر علما و متفكرين جديد اهل تسنن، هر حاكم ناحق و اهل جود و ستم را اوليالامر و واجبالاطاعه نميدانند و يا بسياري به ضرورت باز شدن باي اجتهاد معتقدند.
در جهان تشيع، روي كار آمدن صفويه و رسمي شدن مذهب تشيع، تغييراتي در برخي از گرايشها و مواضع تاريخي شيعه به وجود آورد و از علماي برجسته، پيوند تازهاي با سلاطين پيدا كردند و به تبع آن به توجيه حكومتهاي ظالمانه پرداختند. انقلاب مشروطيت، تحول تازه در جريان فكر و انديشه اهل تشيع به وجود آورد. مسائل تازهاي، خصوصاً در باب فلسفه سياسي و حكومت عنوان گرديد انقلاب اسلامي ايران، تحولات را گستردهتر و عميقتر ساخت. بنابراين، در هر نوع بررسي از ويژگيهاي دو جريان فكري و مذهبي اهل تشيع و اهل تسنن، ميبايستي اين تحولات را در نظر گرفت و به آن پرداخت.
س 2ـ بنابر تعريفهاي شما از مكتب تشيع و تسنن وحدت دو فرقه چه صورتي به خود ميگيرد؟
پاسخ: 1ـ در مورد چگونگي وحدت دو فرقه، ابتدا بايد روشن ساخت منظور از وحدت چيست؟ آيا منظور حذف يا ادغام هر دو گروه يا تمامي فرقهها، در يك جريان واحد است؟ كه نه عملي است و نه مفيد به فايدهاي! يا آن كه منظور ايجاد نزديكي و تفاهم و تبادل نظر و همكاري و همفكري و همگامي ميان فرقههاي مختلف اسلامي ميباشد؟ وحدت نبايد و نميتواند دنبال حذف يا ادغام فرقهها باشد.
2ـ همانطور كه پيدايش افكار و انديشههاي متفاوت و مختلف، حاصل يا انعكاس طبيعت تفكر بشر و همكنشي ميان انسان به عنوان مخاطب وحي، با وحي و دين است، تغيير در مواضع و گرايشهاي ديني و تحول به سوي همگامي و وحدت ميان فرقهها نيز بايد متناسب و به همراه شرايط مناسب طبيعي، اجتماعي و سياسي در جوامع اسلامي باشد.
3ـ شرط اول وحدت، به معنايي كه در بند 1 آمده است، قبول حق حيات براي تمامي انديشههاي متفاوت و مختلف و تحمل حضور آنان ميباشد.
4ـ در وراي گوناگوني فرقهها و اختلافات عقيدتي ميتوان بر موارد اشتراك كه اصولي و پايهاي هستند تكيه كرد. كه عبارتند از:
1/4ـ قرآن، سنت رسول الله (ص) ـ قبله واحد ـ به اضافه اشتراكات فراوان در زمينههاي فكري و احكام ديني (شريعت).
2/4ـ مشكلات و موضوعات مشترك و منافع مشترك جهان اسلام چه در درون اين جوامع و چه خارج از آن و برنامه و اولويتهاي مشترك.
5ـ براي هموار ساختن راه وحدت، ضروري است كه:
1/5ـ پذيرفتن حق حيات و حضور براي هر دو فرقه و ساير فرق اسلامي.
2/5ـ تلاش علمي ـ دور از تعصب ـ براي فهم انديشههاي مذاهب و فرقههاي مختلف.
3/5ـ ايجاد شبكههاي ارتباطي دائم اسلامي ـ علمي و مبادله استاد و دانشجو.
4/5ـ بررسي، تبيين و تكيه بر نكات مشترك عقيدتي.
5/5ـ بررسي و تبين موارد اختلاف در سطوح آكادميك و با روحيه علمي به منظور روشن نمودن مواضع و حوادث گذشته، بدون پيشداوريها ـ تسامح و تساهل در موارد اختلاف.
6/5ـ بررسي و تبين راه حلهاي مشترك براي مسايل و مشكلات كنوني مسلمانان، كه براي همه گروهها و فرقهها يكسان است.
7/5ـ مبادله تجارب بين مذاهب و فرقهها و استفاده علمي از تجارب هر كشور و گروه مسلمان در حل مشكلات متنوع جوامع كنوني و تطبيق مباني ديني با شرايط عصر حاضر.
8/5ـ بررسي و تبيين موانع موجود بر سر راه رشد و توسعه كشورهاي اسلامي و مقابله مشترك با آنها.
6ـ عليرغم تمامي اختلافات، كه برخي از آنها بسيار اساسي و زيربنايي هم است، با وجود اين وحدت، همكاري و همفكري ميان مسلمانان عملي است.
س 3ـ الف: از نظر شما حديث غدير خم چه اهميتي دارد؟
ب: نظر شما درباره امامت و ولايت چيست؟
ج: آيا اعتقاد به امامت براي يگانگي و وحدت اسلامي مانع نميباشد؟
پاسخ: غدير خم يك حادثه واقعي تاريخي است و بخشي از سنت غيرقابل انكار رسول الله (ص) و از مصاديق نص ميباشد. اهميت آن نظير ساير اجزاء دين ميباشد.
غدير خم و مسئله امامت را نبايد تنها در چهارچوب يك حادثه تاريخي و يا اماماني كه آمدهاند و رفتهاند بررسي نمود. آنها الگوهاي عيني و عملي مفاهيم و ارزشهاي انتزاعي ديني هستند. هر مكتبي براي زنده ماندن نياز به ارائه الگوهاي انساني دارد. بدون ارائه الگو، هر فكر يا انديشهاي، به صورت كتابي در يك كتابخانه باقي خواهد ماند. انبيا نمونهها و مثلهاي اعلاي پيام خود بودهاند. امامان شيعه، نيز ـ به تصديق تاريخ، الگوهاي زنده اين مكتب هستند و شناخت آنها براي شيعه و سني ضروري و مفيد است. اعتقاد به امامت نه تنها مانع براي يگانگي و وحدت اسلامي نيست، بلكه ميتواند با الهام از رويه آن امامان كمك به آن باشد.
س 4ـ ارزيابي شما از فعاليتها و كتابهاي آقاي آيتالله مرتضي عسكري و امثال ايشان چيست؟
پاسخ: در مورد فعاليت و كتابهاي آقاي عسكري اطلاعات زيادي ندارم و نظري نميدهم. اما برخي از مطالعات ايشان، جالب و از نظر تاريخي در خور توجه و دقت است.
خداوند همه ما را از لغزش مصون بدارد و ما را بر آن چه موجب رضاي خدا است موفق بدارد.
ابراهيم يزدي ـتهران
14 مرداد 1372
