شماره: 1496
تاريخ:11/02/1374
بيانيه
اعتراض به سياستهاي خصمانة آمريكا
ربنا لاتجعلنا فتنه للذين كفروا واغفرلنا ربنا انك انت العزيز الحكيم (ممتحنه ـ 5)
هموطنان عزيز:
برنامهها و اقدامات خصمانة دولت آمريكا عليه ايران اخيراً شدت بيشتري يافته است و از شواهد و قرائن چنين برميآيد كه در ماههاي آينده ابعاد گستردهتري پيدا كند. هم اكنون، علاوه بر تصميماتي كه دولت آمريكا عليه ايران اتخاذ و اعمال كرده است، پيشنهاد جديدي تحت عنوان «محدوديتهاي همه جانبه عليه ايران ـ 1995» به سِنا و مجلس نمايندگان ارائه شده است كه در كميسيونهاي مربوط در دست بررسي ميباشد. دامنة محدوديتهاي پيشنهادي در اين طرح از محدودة مقابله با دولت ايران فراتر رفته و به تهاجم عليه ملت و مملكت تبديل گشته است.
در بخشي از اين طرح ادعاها و اتهاماتي عليه دولت ايران عنوان شده است كه برخي از آنها نظير مشاركت ايران در انفجار ساختمان مركز بازرگاني تجارت نيويورك و بوئنوس آيرس ـ آرژانتين، به كلي بياساس و دروغ محض ميباشد و عليرغم مواضع صريح و رسمي مقامات قضائي آرژانتين، تكرار آنها در اين طرح پيشنهادي حكايت از پروندهسازي عليه ايران ميكند. در مورد اتهام نقض حقوق بشر در ايران با استناد به گزارشهاي «گاليندوپل»، نمايندة مخصوصِ كميسيونِ حقوقِ بشرِ سازمانِ مللِ متحد، ما معتقديم كه اگرچه دولت ايران متأسفانه حقوق و آزاديهاي اساسي شهروندان ايراني را، كه در قانون اساسي تصريح شده است، مستمراً ناديده ميگيرد و آشكارا نقض ميكند، توسل به نقض حقوق بشر در ايران توسط دولت آمريكا بهانه و دستاويزي بيش براي اجراي برنامههاي سلطهطلبانه نميباشد. شاهد اين مدعا، حمايت جدي دولت آمريكا از دولتهايي است كه به موجب گزارشهاي كميسيون ياد شده و سازمان عفو بينالملل، وضعيت حقوق بشر در كشورهايشان به مراتب بدتر از ايران ميباشد و آمريكا با آن دولتها روابط سياسي و اقتصادي گسترده و عميق دارد و هيچ اعتراض و اقدامي عليه آنها نميكند.
بنابراين، انگيزهها و هدفهاي دولت آمريكا از گسترش برنامهها و اقدامات خصمانه عليه ايران نه مبارزه با تروريسم است و نه دلسوزي واقعي نسبت به نقض حقوق بشر در ايران، بلكه هدف دولت مذكور ايجاد فقر و فلاكت گسترده براي ملت ما و تحصيل وضع آشفته و از هم گسيختهاي نظير وضع عراق بر ايران ميباشد.
نهضت آزادي ايران معتقد است كه در شرايط كنوني و با مناسبات جهاني حاكم، پيامدها و آثار محدوديتها و مجازاتهاي اقتصادي عليه ايران مادام كه منحصراً از جانب آمريكا اعمال شود محدود خواهد بود. اما از آنجا كه دولت آمريكا طي 16 سال گذشته تجربه كرده است كه مجازاتهاي يك دولت، به تنهايي عليه ايران كارساز نميباشد، احتمال دارد كه در اجراي سياستهاي سلطهطلبانة خود، با جلب موافقت و پشتيباني قدرتهاي بزرگ و در قالب مصوبات نهادهاي بينالمللي، نظير شوراي امنيت سازمان ملل، محدوديتها و مجازاتهاي گستردهتري را عليه ايران، همچنان كه در مورد عراق انجام داد اِعمال كند و حتي تماميت ارضي كشورمان را به خطر اندازد. اين يك توطئه خطرناك و نگرانكننده است.
در چنين شرايطي، بدون شك هيچ ايراني آگاه و علاقهمند و متعهد به سرنوشت ملت و تماميت ارضي كشور نميتواند و نبايد نسبت به اين نوع تهديدات و خطرات بيتفاوت بوده و براي پيشگيري از آن چارهاي نينديشد.
نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه براي مقابله با توطئههاي روزافزون خارجي اجراي دو برنامه زير ضروري است:
اول آنكه برنامههاي اقتصادي به گونهاي تنظيم و اجرا شود، كه تورم، افزايش روزمره قيمتها و فشارهاي اقتصادي به نفع طبقات كمدرآمد تعديل گردد. دوم آنكه فشار بر گروهها و احزاب سياسي و روزنامهها و نشريات مستقلِ غيردولتي برداشته شود و حق فعاليت آزاد براي تمام احزاب و گروههاي سياسي دگرانديش، اتحاديهها و سنديكاهاي صنفي مستقل و غيردولتي، در چارچوب قانون اساسي به رسميت شناخته شود.
فشارهاي اقتصادي عمدتاً طبقات محروم و كمدرآمد را، كه اكثريت بزرگي را تشكيل ميدهند، از پاي درميآورد. واكنش طبيعي مردم به اين نوع فشارها، ايجاد شورشها و ناآراميهاي خودجوش اجتماعي است. در شرايطي كه براي حمايت از حاكميت همه نوع امكانات فراهم ميباشد، هيچ راهي براي ابراز مسالمتآميز اعتراض، انتقاد و نارضايتي از سياستهاي دولت و عملكرد حاكميت و فساد فراگير دولتي وجود ندارد. يكي از نقشهاي عمدة احزاب مخالف وفادار ارائه راههاي مسالمتآميز مخالفت و اعتراض نسبت به حاكميت است. جلوگيري از فعاليت احزاب سياسي مخالف و بسته بودن تمامي راههاي اعتراض سالم و قانوني، بيترديد به واكنشهاي قهرآميز پراكنده، كه در مواردي تخريبي نيز هست، منجر ميگردد.
اگر حاكميت از قانون اساسي تمكين نكند، ضرورت آزادي احزاب سياسي را نپذيرد و نتواند فشارهاي اقتصادي را به نفعِ طبقاتِ كمدرآمد تعديل كند، ادامه وضع كنوني سبب وخيمتر شدن اوضاع و تشديد ناآراميها خواهد شد و روابط مردم و حاكميت ممكن است به وضع غيرقابل ترميم برسد. تنها در چنين شرايطي توطئههاي خارجي امكان موفقيت پيدا خواهد كرد.
تجربة دولت مرحوم دكتر مصدق در دوران نهضت ملي عليه سلطه استعمار انگليس نشان داد كه يك دولت ملي و مردمگراي برخوردار از همدلي ملت ميتواند با برنامههاي مطالعه شده و واقعبينانه و با بكارگيري كارشناسان مدير، مدبر، درستكار و امين نه تنها پيامد توطئههاي دشمن را خنثي سازد، بلكه از اين نوع محاصرههاي اقتصادي به عنوان فرصتي براي رشد و توسعه اقتصادي ـ انساني استفاده كند و گامهاي مفيد و مؤثري در راه تحقر استقلال اقتصادي كشور بردارد.
زمامداران آمريكا نيز بايد بدانند كه عنصر ضداجنبي در فرهنگ ملي (ايراني ـ اسلامي) ما بسيار قوي و ريشهدار است. مردم ايران عليالاصول سخت وطندوست هستند و به سرنوشت ميهن خود عشق ميورزند و به همين دليل در برابر توطئههاي بيگانگان در قبال تماميت ارضي كشور، نظير دوران جنگ تحميلي، يكپارچه خواهند ايستاد.
نارضايتي و اعتراض ملت ما نسبت به عملكرد حاكميت، يك مساله است و ايستادگي در برابر تهديدات خارجي و دفاع متحد از منافع استراتژيك ملي كه در فرهنگ سياسي ما جايگاه ويژه خود را دارد، مسالة ديگري است.
نهضت آزادي ايران
ارديبهشتماه 1374
