شماره:1523
تاريخ:25/06/1374
نامه به مديرمسئول نشريه هفتگي صبح
مدير مسئول نشريه هفتگي صبح
با سلام، نظر به اينكه در شماره 21 مورخ 14/06/74 آن نشريه طي دو مقاله تحت عناوين «داريوش آشوري و ايرانفردا» و «ايرانفردا، چرا؟» مطالبي خلاف واقع و بعضاً از مقوله تهمت در مورد نهضت آزادي ايران درج نمودهايد؟ با ارسال اين جوابيه، درخواست درج آن را وفق قانون مطبوعات داريم.
1ـ مجله ايرانفردا داراي روش مستقل و ويژه خود ميباشد، ضمن اينكه به طور متعارف مسئوليت مطالب مندرج در يك مجله نيز، عليالخصوص اگر از نوع ابراز عقايد مختلف باشد، به عهده نويسندگان آنها ميباشد و نسبت دادن مقالات يك نويسنده يا نويسندگاني در يك مجله مستقل به نهضت آزادي ايران از بدايع آن نشريه ميباشد.
2ـ بر سبيل نهي از منكر، مؤكداً به جنابعالي و نشريه تحت مسئوليت شما نصيحت ميكنيم كه جانب اخلاق اسلامي را در روابط سياسي و مطبوعاتي خود حفظ كنيد و از به كار بردن عباراتي كه جنبه توهين يا تهمت دارد خودداري نماييد.
3ـ در مورد اينكه گفتهايد نهضت با نظام مسئله دارد، يادآوري مينمايد نهضت آزادي ايران با نظام و انقلاب مسئلهاي نداشته و ندارد، بلكه ما با عملكرد حاكميت و روشهاي خلاف قانون حاكميت انحصاري يك طبقه و گروه خاص مخالف ميباشيم. اين حاكميت است كه حاضر به تمكين از قانون اساسي و قوانين موضوعه نيست و با نهضت آزادي و كساني كه خواستار اجراي تمام و كمال قانون اساسي هستند مسئله دارد. شما در نوشتههايتان حاكميت را مساوي با نظام و انقلاب گرفتهايد و هر كس كه از عملكرد حاكيمت انتقاد ميكند ضدانقلاب و ضدنظام تصور ميكنيد و اين يك نگرش بسيار خطرناك براي جمهوري اسلامي ميباشد.
4ـ به «آقايان نهضتيها» هشدار دادهايد كه مراقب باشند خود را در اختلاف جناحهاي اصلي انقلاب وارد نكنند. در اين بيان چند خطاي فاحش وجود دارد:
اول آنكه نهضت آزادي ايران هيچ علاقهاي به ورود در اختلافات جناحهاي حاكميت ندارد، زيرا انگيزه بسياري از آنها را خدمت به مردم يا جلب رضاي حق و يا بر اساس خطمشيها و سياستهاي اصولي و بنيادي نميداند، بلكه آنها را در مواردي حاصل قدرتطلبي و منافع فردي و گروهي ميداند. جناحبنديهاي دروني حاكميت بر اساس تشكلهاي سياسي مشخص با خطمشيها و برنامههاي روشن اعلام شده نيستند كه احزاب و گروههاي خارج از حاكميت بتوانند با ارزيابي آنها به حمايت از اين يا آن جناح، به نفع مصالح مملكت، بپردازند. دعواي اينها بر سر لحاف ملانصرالدين است.
دوم آنكه تقسيمبندي شما از گروهها به داخل و خارج از انقلاب، غيرواقعي و ذهني و خودمحورانه است. بسياري از آنها كه مدعي «داخل انقلاب» بودن هستند، در واقع انقلابيون بعد از انقلاب هستند و در انقلاب اسلامي هرگز نقشي نداشتهاند. برخي از آنها چهرههاي شناخته شده مخالف مبارزات سياسي و بالتبع انقلاب بودهاند و برعكس، بسياري از آنها كه به زعم باطل برخي «خارج از انقلاب» قرار ميگيرند، نقش تعيينكنندهاي در انقلاب داشتهاند. حتي بسياري از آنها كه در درگيريهاي جناحهاي حاكميت از صحنه بيرون رانده شدهاند، در دوران انقلاب مصدر خدمات بودهاند. بنابراين، نوباوگان و تازه به دوران رسيدههاي بعد از انقلاب براي حفظ امكانات و مقاماتي كه هرگز شايستگي احراز آنها را كسب نكردهاند از اين برچسبها استفاده ميكنند.
لازم ميدانيم شما را به اين واقعيت تاريخي ارجاع دهيم كه نهضت آزادي و بنيانگذاران آن نه تنها خارج از انقلاب و نظام نيستند، بلكه از معماران و مؤثرين مثبت نهضت اسلامي ـ ملي چندين دهه اخير ملت ايران و جهان اسلام بوده و نقش و سوابق نهضت آزادي و بزرگان اعضاي آن همچون مرحومان مهندس بازرگان، شهيد چمران، دكتر شريعتي، آيتالله طالقاني و… بر هيچ تحليلگر منصفي پوشيده نيست، مگر آنكه غرضها و مرضها و دوستي قدرت و سياست، پرده در مقابل چشمها انداخته باشد.
در مورد عملكرد نهضت آزادي ايران در دوران بعد از انقلاب نيز چيزي جز صراحت و صداقت دلسوزانه براي ملت و مملكت و مبارزه بر سر حجت (و نه قدرت) در مواضع نهضت و فعالين آن مشاهده نميشود.
5ـ در مورد آخرين قسمت مقاله كه نامهاي از رهبر فقيد انقلاب راجع به نهضت مورد استناد قرار گرفته است، يادآوري مينمايد در هنگام انتشار نامه توسط نشريه پاسدار اسلام (دي ماه 68، حدوداً 7 ماه پس از وفات رهبر انقلاب)، نهضت دلايل و مستندات خود را در مورد نامه فوق طي چندين اطلاعيه تحليلي منتشر نمود كه در صورت اعلام آمادگي شما براي چاپ آنها در نشريه صبح، آن نشريات نيز انشاءالله ارسال خواهد گرديد.
با تشكر
روابط عمومي
نهضت آزادي ايران
25 شهريور 1374
