شماره: 1549
تاريخ:21/11/1374
مصاحبه آقاي غسان بن جدو، خبرنگار روزنامه عربي «الحياة» (لندن) و بخش عربي راديو بي بي سي با آقاي دکتر ابراهيم يزدي (11/11/74)
س 1ـ آيا شما شخصاً خود را براي انتخابات نمايندگي کانديدا ميکنيد؟
ج ـ به احتمال زياد و به همراه جمعي از شخصيتهاي معتبر سياسي مورد وثوق مردم.
س 2ـ آيا فکر ميکنيد که شوراي نگهبان اجازه شرکت به کانديداهاي حزب شما را خواهد داد؟
ج ـ اميدوارم که شوراي نگهبان، بر خلاف انتخابات دوره قبل، از اعمال سليقههاي سياسي در رد يا قبول کانديداها اکيداً امتناع ورزد.
س 3ـ آيا احتمال دارد که کانديداهاي خود را در ليست ديگري مثلاً ليست تکنوکراتها، وارد کنيد؟
ج ـ خير، به هيچوجه.
س 4ـ نظر شما راجع به بيانيه کارگزاران دولت چيست؟
ج ـ در بيانيه مورد نظر، چيزي که موجب ملامت آنها از طرف گروه مخالف باشد، وجود ندارد، اما اعتراضي که به همه جناحهاي حاکميت وارد است استفاده از امکانات وسيع دولتي به نفع کانديداهاي مورد نظر خودشان ميباشد.
س 5ـ آيا برخورد اخير ميان کارگزاران دولت و جامعه روحانيت مبارز را فقط مربوط به انتخابات مجلس ميدانيد، يا اينکه اين برخورد ابعاد و ريشههاي فکري و سياسي دارد؟ اگر دارد، اين ابعاد چيست؟
ج ـ بخشي از اين برخورد مربوط به انتخابات مجلس و جنگ قدرت بين جناحهاي حاکميت است، اما ابعاد فکري، سياسي و اقتصادي عميقتري نيز دارد. جناح اکثريت حاکميت در کنترل هيأتهاي مؤتلفه است که حزب قشرگراي مذهبي است و از نظر فکري مخالف سرسخت خردگرايي و هر گونه نوآوري است، از نظر سياسي با هر نوع آزادي و برخورد آراء و عقايد مخالف است، به حاکميت مردم اعتقادي ندارد و استفاده از شيوههاي سرکوبي را براي حذف مخالفان مباح و مجاز ميداند و از نظر اقتصادي، نماينده سرمايهداري تجاري دلالصفت است. جناح ديگر متشکل از افرادي است که عموماً تحصيلکرده و لاجرم خردگرا و تا حدودي معتقد به تضارب آراء و عقايد ميباشند و از نظر اقتصادي، حداقل در حد نظريهپردازي، به سرمايهداري صنعتي اعتقاد دارند. در برخوردهاي سياسي ملي و بينالمللي نيز به تدريج از واقع گرايي سخن ميگويند.
س6ـ وضع سياسي عمومي در ايران را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
ج ـ در حال حاضر فشار، اختناق، سرکوبي و نقض اصول مصرحه در قانون اساسي در باب حقوق و آزاديهاي ملت ادامه دارد. گروههاي فشار که از جانب نهادهاي خاصي بسيج و حمايت ميشوند فعال ما يشاء هستند، به تجمعات مردم حمله ميکنند و مردم را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند (نظير حمله به مراسم يادبود شادروان مهندس بازرگان در مسجد رسولالله شهر زنجان)؛ به دفاتر روزنامهها و مجلات و کتابفروشيها حمله ميکنند و آنها را آتش ميزنند. علاوه بر اين، هنوز هم در ايران صاحبان قلم را، به صرف نوشتن مطالبي که با سليقههاي جناحهايي از حاکميت جور نيست، به اتهامات واهي محاکمه و به زندان و شلاق محکوم ميکنند (نظير آقاي سيدعباس معروفي، مدير مسئول مجله گردون).
با وجود اينها، علائمي از تغيير مشهود است. اوضاع عمومي در حال انتقال تدريجي از يک جامعه بسته به سوي يک جامعه باز سياسي است. در واقع، پيامدهاي سياسي و اجتماعي انقلاب 22 بهمن 1357 آنچنان عميق و گسترده است که نيروهاي انحصارطلب و سرکوبگر قادر به حفظ و ادامه وضع موجود نيستند. بنابراين، به نظر ميرسد که تحولات سياسي در درون جامعه روند مثبتي دارد.
بخش روابط عمومي
نهضت آزادي ايران
هموطن عزيز: با توجه به محدوديتها با تکثير و توزيع نشريات نهضت آزادي و ارسال کمکهاي ماهانه خود ما را ياري دهيد.
هزينه فتوکپي: 500 ريال
