شماره: 1557
تاريخ:07/12 /1374
پاسخهاي آقاي دکتر يزدي به سوالات خبرنگار بخش عربي بي بي سي
و روزنامههاي «الرايه قطر» و «الراي العام کويت» (5 اسفند 1374)
س1ـ چه توضيحي راجع به سخنان
جريانات ديگر که جنبش شما را به اتهامات زير متهم ميکنند، اينکه جنبش
شما يک جنبش ليبرالي غربي است و صاحب فکر اقتصاد باز (Market
economic)و سياسي «دموکراسي غربي» و
فکري و «ضدحکومت ديني و اصل ولايتفقيه» هستيد؟
ج ـ آنها که اين اتهامات را به
نهضت آزادي وارد ميسازند، ابتدا بايد درک خودشان را از اين واژهها
بيان کنند. نهضت آزادي ايران معتقد به حاکميت ملت و دموکراسي و
آزاديهاي سياسي، بر اساس اصولي که در بيانيه جهاني حقوق بشر و فصلهاي
سوم تا پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي آمده است، ميباشد. شکل و
محتواي دموکراسي در هر جامعه خواه و ناخواه متأثر از تحولات تاريخي و
شرايط ويژه سياسي و فرهنگي همان جامعه است. بنابراين، دموکراسي در يک
کشور و جامعه اسلامي ويژگي خود را خواهد داشت که لزوماً شبيه به
دموکراسي و ليبراليسم غربي نخواهد بود.
اما درمورد حکومت ديني و اصل
ولايتفقيه، ملت ايران خواستار جمهوري اسلامي بود، نه حکومت روحانيون.
نهضت آزادي ايران با حکومت انحصاري روحانيون مخالف است، نه با جمهوري
اسلامي، محتوا و دامنه اصل ولايتفقيه مورد اختلاف ميان علماي برجسته
شيعه ميباشد و تعريف جامعي که همگان آن را بپذيرند وجود ندارد. نهضت
آزادي ايران مواضع و نظرات خود را در مورد ولايت مطلقه فقيه به تفصيل
در يک نشريه 150 صفحهاي در سال 1367 منتشر ساخته است و همچنان از آن
مواضع دفاع مينمايد.
س2ـ بعضي از تحليلگران سياسي
معتقدند که اکنون بين روحانيون و غيرروحانيون درگيري زيادي در ايران
وجود دارد و در واقع، آغاز حقيقي اين درگيري از آنچه امروز بين گروه
کارگزاران سازندگي و جامعه روحانيت مبارز شاهد آن هستيم ميباشد. در
اين باره نظر شما چيست؟
ج ـ درگيري فقط ميان روحانيون
و غيرروحانيون نيست. بخش قابل توجهي از روحانيون و علماي برجسته قم و
شهرستانها با ادامه وضع موجود موافق نيستند. گروه کارگزاران نماينده
جريانهاي مخافل حکومت انحصاري روحانيون نيست، هيچ کس آنها را به اين
صفت نميشناسد. اين گروه خود بخش عمدهاي از حاکميت کنوني را تشکيل
ميدهد که طي 17 سال گذشته قدرت را در دست داشته و مسئول وضع بحراني
کنوني است و نميتواند خود را از اين مسئوليت مبرا دارد.
س3ـ ملاحظه ميشود که در
ماههاي اخير از احزاب سياسي و ضرورت فعاليت مجدد احزاب بسيار سخن به
ميان ميآيد. به نظر شما، آيا اين موضوع در کوتاه مدت به مرحله عملي
خواهد رسيد؟
ج ـ در کوتاه مدت قطعاً خير.
مطرح شدن بحث ضرورت فعاليت احزاب سياسي دو علت و دليل دارد. اول آنکه
نظام پارلماني بدون فعاليت احزاب سياسي کاربرد ندارد. کاهش تدريجي
کيفيت مجلس شورا در چهار دوره گذشته يکي ازعوامل طرح اين قضيه ميباشد.
دوم آنکه شورشهاي متعدد مردمي در شهرهاي مختلف نشان داده است که اگر
راههاي مسالمتآميز انتقاد و اعتراض مردم بسته شود، انباشته شدن
اعتراضات منجر به انفجار ميگردد. احزاب سياسي مخالف، سخنگوي مردم
معترض هستند و نقش عمدهاي در ايجاد تعادل سياسي دارند.
س4ـ امروز شعار عدالت اجتماعي
و توسعه و تقدم هر يک بر ديگري مطرح است. نظر شما در اين باره چيست و
اگر براي مجلس انتخاب شويد چگونه از نظر خود دفاع خواهيد کرد؟
ج ـ ابتدا بايد مقولات عدالت
اجتماعي و توسعه تعريف شود. نهضت آزادي هم به عدالت اجتماعي و هم به
توسعه معتقد است و بر اساس تعريفي که ما از اين واژهها داريم، تعارضي
بنيادي ميان اين دو نميبينيم. بدون شک، در اولين فرصتي كه ضرورت ايجاب
نمايد نظرات خود را پيرامون هر دو مقوله همكنشي يا تقابل ميان اين دو
منتشر خواهيم ساخت.
س5ـ برخي تحليلگران سياسي
معتقدند که دکتر ابراهيم يزدي در اوايل پيروزي انقلاب بسيار معروف بود
ولي امروزه اکثريت مردم او را از ياد بردهاند، لذا احتمال انتخاب شما
در انتخابات کم خواهد بود. نظر ديگري ميگويد که اکثر روشنفکران و
تحصيل کردگان به شما رأي خواهند داد. نظرتان راجع به احتمال انتخاب شدن
شما در انتخابات چيست؟
ج ـ تنها زماني به اين سوال
ميتوان پاسخ درست داد که انتخابات در شرايطي آزاد و سالم برگزار گردد
و تمامي کانديداها، اعم از دولتي و غيردولتي، به طور عادلانه از
امکانات تبليغاتي برخوردار باشند. حاکميت و مخالفين نهضت آزادي مدعي
هستند که ما پايگاه مردمي نداريم. ما ميگوييم که اگر چنين است، چرا
اين همه فشار و محدوديت عليه نهضت آزادي وجود دارد و ترس از چيست؟
شواهد و اطلاعات حاکي است که اگر انتخابات سالم و آزاد باشد، مردم بر
خلاف نظر حاکميت به کانديداهاي نهضت آزادي رأي خواهند داد. واکنش مردم،
از هنگامي که از ثبتنام ما مطلع شدهاند، نشان ميدهد که عدم حضور در
صحنه روزمره سياسي و حذف نام نهضت آزادي از رسانههاي همگاني به معناي
غيبت آن از وجدان جمعي جامعه نيست.
س6ـ روابط ايران با کشورهاي
عربي هنوز به حد مطلوب نرسيده است، خصوصاً روابط ايران با برخي از
کشورهاي حوزه خليجفارس، همانند امارات متحده عربي به علت مسائل مربوط
به جزاير مورد بحت و جدل، هنوز متشنج است و در مورد مصر، هنوز روابط
ديپلماتيک وجود ندارد. به نظر شما، چگونه ميتوان روابط ايران با
کشورهاي عربي را بهبود بخشيد؟
ج ـ بخشي از اين وضعيت نامطلوب
محصول سياستها و عملکردهاي زمامداران کشورهاي عربي و بخشي از آن حاصل
شعارها و رفتارهاي مقامات مسئول در ايران ميباشد. براي بهبود روابط،
اولاً بايد اصل حاکميت مردم و عدم مداخله در امور داخلي ديگران را
پذيرفت و به آن پايبندي جدي نشان داد، ثانياً بايد به حضور و دخالت
مستمر دولتهاي بيگانه در امور منطقه پايان داده شود.
س7ـ هفتهها پيش براي حزب رفاه
ترکيه و اخوانالمسلمين مصر نامههايي ارسال کرديد. آيا اين بدان معني
است که شما موافق روابط با جنبشهاي اسلامي هستيد؟
ج ـ ضروري است که احزاب اسلامي
در کشورهاي اسلامي با هم رابطه داشته باشند و از تجارب يکديگر بهرهمند
شوند. مسائل و مشکلات جهان اسلام بر دو نوع است، دسته اول مسائلي که
صرفاً جنبه ملي دارد و خاص يک کشور معين ميباشد، دسته دوم مسائلي که
براي تمام کشورهاي اسلامي مشترک است. احزاب سياسي اسلامي ميتوانند در
مسائل سياسي ـ عقيدتي با يکديگر هماهنگي داشته باشند. تماس و ارتباط من
با جنبشهاي اسلامي سابقهاي طولاني دارد و مربوط به دورهاي است که
بالاجبار در خارج از ايران به سر ميبردم.
س8 ـ امريکا امروز قدرت بزرگ
جهان است. آيا معتقد نيستيد که به صلاح ايران است که روابط طبيعي با
امريکا داشته باشد؟
ج ـ دولت ايران ميبايستي با
تمام کشورهاي جهان (به استثناي اسرائيل در شرايط کنوني) بر اساس مصالح
و منافع ملي کشورمان روابط سالم و عادي داشته باشد. در دنياي کنوني،
حتي کشورهاي متخاصم نيز با هم رابطه ديپلماتيک دارند.
س9 ـ نظر شما راجع به روند صلح
با اسرائيل که مدتي است آغاز شده و اينکه آيا ايران ميتواند همچنان بر
موضع خود مبني بر دشمني با اسرائيل پايدار بماند چيست؟
ج ـ در قرارداد بين ساف و
اسرائيل، چندين نکته اساسي نظير سرنوشت قدس و حق بازگشت تمام آوارگان
فلسطيني به سرزمينهايشان، ناديده گرفته شده است. به عبارت ديگر، صلح
پايدار بايد عادلانه باشد و در غير اين صورت، صلح دوامي نخواهد داشت.
مهم اين است که آيا فرايند صلح در نهايت به ايجاد شرايط عادلانه و
تأسيس يک دولت مستقل فلسطيني منجر خواهد شد يا نه؟ بسياري از مخالفين
صلح بدبين هستند. من شخصاً اميدوارم که ملت فلسطين به آرمان خود برسد،
خواه از طريق جنگ و خواه از طريق سياسي.
اما در مورد موضع ايران، در
صورتي که روند کنوني صلح به تأسيس يک دولت مستقل فلسطيني بيانجامد،
دولت ايران بايد خواست و اراده اکثريت فلسطينيان را بپذيرد. البته قدس
شريف تنها يک مسئله فلسطيني نيست، بلکه مربوط به تمام مسلمانان است.
بنابراين، دولتهاي اسلامي بايد براي اسلامي بودن و اسلامي ماندن قدس
شريف سياستهاي واحدي را اتخاذ و پيگيري نمايند.
بخش روابط عمومي
نهضت آزادي ايران
