شماره: 1569
تاريخ:21/05/75
حضور و سخنراني نمايندگان نهضت آزادي ايران
در سمينار فراكسيون پارلماني حزب سبزهاي آلمان
1ـ مقدمه
مختصري درباره حزب سبزها يا ائتلاف دو حزب اتحاد 90 (Bundinis90) و سبزها (Die Grunen)
در اوايل دهه 1980، يك جنبش اعتراض مردمي عليه آلودگي محيط زيست و مبارزه براي ايجاد تعادل در محيط زيست آغاز شد. در طي سالهاي 1983 تا 1990 اين جنبش گسترش فراواني پيدا كرد و به يك حزب سياسي تبديل شد. بهطوري كه در انتخابات مجلس در سال 1990 شركت نمود و چند نفري از اين حزب به نمايندگي انتخاب شدند. در همان سال به دنبال متلاشي شدن اتحاد جماهير شوروي سابق و فروپاشي ديوار برلن و وحدت دو آلمان، جنبش سبزها نيز دچار تغييراتي شد. حزب سبزها از آلمان غربي با حزب اتحاد 90 از آلمان شرقي سابق، كه آنها نيز هشت نماينده در پارلمان واحد آلمان داشتند، به هم نزديك شدند و در سال 1993 حزب جديدي را اعلام كردند و مشتركاً در كارزار انتخاباتي شركت نمودند كه با فرستادن 49 نماينده به مجلس فدرال، به سومين گروه پارلماني تبديل شدند. نمايندگان اين حزب، از جوانترين نمايندگان مجلس هستند. 28 نماينده از 49 نماينده را زنان تشكيل ميدهند. اولين نماينده تركتبار پارلمان آلمان از جانب اين حزب به پارلمان راه يافته است.
مواضع عمده اين حزب عبارتند از: تأكيد بر مسائل اجتماعي و محيطي، نظير حفظ محيط زيست و مبارزه با انواع آلودگِيهاي محيطي، عدم بهكارگيري خشونت در حل تعارضات اجتماعي ـ سياسي، دفاع از حقوق انساني پناهندگان خارجي به آلمان، لغو خدمت سربازي اجباري، مبارزه براي تحقق حقوق و آزاديهاي اساسي بشر، خصوصاً براي زنان تنها در آلمان بلكه در ساير كشورهاي طرف معامله با آلمان. در سياست خارجي آنها خواستار تجديدنظر در ساختارهاي امنيتي اروپا، نقش آلمان جديد در سياستهاي كلان قاره اروپا، تغيير و ترميم مقررات تجارتي كشورهاي صنعتي جهان با كشورهاي در حال توسعه، به نفع گسترش اين كشورها ميباشند.
در سال گذشته، سمينار بينالمللي اروپا و جهان اسلام، به ابتكار اتحاديه اروپا و به دعوت دولت آلمان قرار بود با شركت دهها نفر از متفكرين جهان اسلام در بن برگزار شود. دبيركل نهضت آزادي نيز براي شركت در اين كنفرانس دعوت شده بود. اين كنفرانس به علت مخالفت نمايندگان مجلس فدرال آلمان، از جمله حزب سبزها، به حضور وزير امور خارجه دولت ايران برگزار نشد. اعتراض نهضت آزادي ايران به سياست حزب سبزها در اين مورد به آنها منتقل گرديد. فراكسيون پارلماني حزب سبزها اظهار تمايل و علاقه خود را به دعوت نمايندگان نهضت آزادي براي شركت در سميناري كه در بن برگزار ميشد، ابراز نمود. نهضت آزادي ايران اين دعوت را پذيرفت و در سمينار شركت نمود.
بنا به دعوت فراكسيون پارلماني حزب سبزهاي آلمان آقاي دكتر يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران به اتفاق آقاي دكتر غلامعباس توسلي، در سمينار يك روزه اين حزب (8 تيرماه 75 برابر با 28 جون 96) درباره روابط اروپا و جهان اسلام، اوضاع ايران و سياست خارجي آلمان شركت نمودند. گزارش مختصر اين سفر در دو بخش به شرح زير ميباشد:
2 ـ مراسم آشنايي با اعضاي پارلماني ساير احزاب در روز جمعه هنگام صرف نهار:
حاضرين: از حزب سبزها: خانم Scheuer- Amke Dietert و آقايان:
Dr .Johannes Reissner مشاور سياسي ـ ديپلماتيك حزب يا گروه ائتلافي اكثريت.
Steffen Tippach از حزب سوسياليست دموكراتيك (PDS)
Dr. Guntram Von Schenck از حزب دموكراتيك اجتماعي يا (SPD)
ِDr. Hans Dieter Heumann از حزب دموكراتيك آزاد يا (FDP)
خلاصهاي از گفتوگوها:
اولين موضوعي كه مطرح شد اين بود كه دولت آلمان تحت فشار آمريكا و اسرائيل براي پيوستن به آنها در مقابل ايران ميباشد. دولت آلمان نميخواهد زير بار برود، اما نميداند چه بايد بكند، گفتوگوي انتقادي (Critical Dialoque) خوب است اما چه هدفهايي را در كوتاهمدت و يا درازمدت دنبال ميكند، و چه كار بايد كرد، براي همه روشن نيست. ايران از اهميت استراتژيك ويژهاي در منطقه و خليجفارس برخوردار است.
آلمان به خصوص و اروپا بهطور عام، نياز به روابط خوب با ايران دارد. بايد در تماس بود و گفتوگو كرد. در غير اين صورت تنها آلترناتيو، قطع گفتوگو و روابط است كه منجر به انزواي ايران ميشود. اما معلوم نيست نتايجي به نفع آلمان دربرداشته باشد.
اما از طرف ديگر منتقدان گفتوگوي انتقادي ميگويند، مباحثه محصولي نداشته است. دولت با آقاي لاريجاني و ساير مقامات مذاكرات گسترده داشته است بدون آنكه نتايج ملموسي به بار آورده باشد.
ما مطرح كرديم كه سياست گفتوگوي انتقادي خوب است و بهتر از تسليم شدن به سياست آمريكاست. ما هم آن را تأييد ميكنيم. اما حداقل براي ما روشن نيست كه اين گفتوگوها چه هدفهاي مشخصي را دنبال ميكند؟
مشاور سياسي گروه اكثريت (ائتلاف ليبرالها و دموكراتهاي مسيحي در مجلس) گفت كه يكي از موضوعات اساسي جلب نظر ايران در عدم مخالفت با صلح خاورميانه است.
جواب داده شد كه اولاً مانع عمده بر سر راه صلح خاورميانه، ايران نيست، بلكه خود اسرائيل است. ثانياً، صلح خاورميانه، چه منافعي براي ملت ايران و ما ايرانيها در پي خواهد داشت؟ و اگر ايران تسليم شود آيا دولت آلمان با دولت كنوني ايران، صرف نظر از ساير سياستها، روابط نزديكتري خواهد داشت؟
نماينده مذكور شرحي در مورد اهميت اقتصادي صلح و ثبات براي كشورهاي منطقه ارائه نمود.
3ـ سمينار 8 تير ـ 28 جون
در اين سمينار، ابتدا درباره مسائل ايران بحث و گفتوگو شد. دبيركل نهضت آزادي ايران، توضيح داد كه نهضت آزادي ايران، انقلاب اسلامي 22 بهمن 57 را يك حركت مردمي تاريخي و اصيل برخاسته از متن جامعه ايران ميداند كه ادامه مبارزات ملت ايران در طي حدود يك صد سال گذشته عيله استبداد و استيلاي خارجي در جهت تحقق دو آرمان آزادي و حاكميت ملت و استقلال بوده است. نهضت آزادي به آرمانهاي انقلاب معتقد و مؤمن و وفادار است و هم چنان در جهت تحقق كامل آنها حركت ميكند؛ به نظام جمهوري اسلامي ايران معتقد و به قانون اساسي آن ملتزم ميباشد. اما با سياستها و عملكردهاي حاكميت كنوني مخالف است و بخش اعظم آن را انحراف از آرمانهاي انقلاب و اصول مصرحه در قانون اساسي ميداند. نهضت آزادي با براندازي مخالف است و آن را عملي و مفيد به حال ملت و مملكت نميداند، بلكه به استراتژي مبارزه علني قانوني و مسالمتآميز براي تغييرات تدريجي و گام به گام به سوي تحقق كامل حقوق و آزاديهاي اساسي ملت به شرح اصول مصرح در فصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي معتقد است و اين استراتژي را عملي، مفيد و كارساز ميداند. به همين دليل تلاش كرد تا در انتخابات اخير مجلس ايران شركت نمايد. اما به دليل موانعي كه توسط حاكيمت بر سر راهش ايجاد شد، بالاجبار اعلام انصراف داد. با وجود اين، حركت اخير نهضت آزادي ايران از پارهاي جهات مثبت و گامي به جلو ارزيابي شده است.
در پاسخ به اين سئوال كه اگر نهضت آزادي به قانون اساسي اعتقاد دارد آيا به ولايت فقيه هم معتقد است؟ گفته شد كه نهضت آزادي ايران در نشريهاي تحت عنوان «تحليل و تفصيل ولايت مطلقه فقيه» كه در سال 1367 منتشر ساخت نظرات خود را مبسوطاً شرح داده است. ما معتقديم كه در يك جامعه مدني اصل اين نيست كه كليه شهروندان به تمامي قوانين اعتقاد داشته باشند. بلكه اصل اين است كه همگان بايد به قانون، خواه معتقد باشند يا نباشند، ملتزم باشند. نهضت آزادي ايران بارها اعلام كرده است كه به قانون اساسي ملتزم ميباشد. در سال 1358 نيز اعلام نمود كه عليرغم نواقص، ابهامات، تناقضات موجود در قانون اساسي و موافق نبودن با برخي از اصول آن، به اين قانون رأي ميدهد و داده است. مشكل عمده اين است كه بسياري از دولتمردان كنوني و معتقدين به ولايت مطلقه فقيه و حاميان حاكميت، خود را ملتزم به تبعيت از تمامي اصول قانون اساسي نميدانند و برخي از اصول آن را «دستوپاگير» ميدانند.
در پاسخ به اين سئوال كه تا چه ميزان به باز شدن تدريجي جو سياسي جامعه و تأمين حقوق و آزاديهاي اساسي ملت اميدوار هستيد، گفته شد كه پارامترهاي مؤثر همگي از امكان پيروزي اين ديدگاه حكايت مينمايند. اين خوشبيني، بر خلاف گمان برخي، متوجه شخصيتها يا گروهبنديها و جناحهاي درون حاكميت نميباشد بلكه ناشي از توجه به اصل انقلاب اسلامي و تاصيرات عميق آن بر جامعه ايراني است. بايد توجه داشت كه اين فصل تاريخ ميهن ما هنوز به جمعبندي نهايي نرسيده است. تاثيرات انقلاب اسلامي در ابعاد گوناگون و عميق جامعه ما آن چنان است كه بيترديد جهت تحولات به سود تحق آرمانهاي اصلي انقلاب، يعني آزادي و استقلال پيش ميرود. هماكنون، تغييرات و جابجايي در آرايش نيروهاي سياسي مؤثر محسوس و آشكار ميباشد. مثلاً حوادث دانشگاهها و مواضع انجمنهاي اسلامي دانشجويان در جريان انتخابات و غيره، نشانههاي بارز اين امر است.
در پاسخ به سئوالي پيرامون تناقضات اصولي در قانون اساسي اظهار شد كه اولاً قانون بد، بهتر از بيقانوني است. ثانياً تمامي قوانين اساسي دنيا، منعكسكننده دو واقعيت ميباشند. اول فرهنگ ملي مردم، دوم شرايط ويژه سياسي ـ اجتماعي تدوين و تصويب قانون. براي تمام قوانين اساسي دنيا، متممهايي وجود دارد كه نشانه آن است كه قوانين اساسي در فرايند اجرا و تجربه، نارساييهاي خود را بروز ميدهند كه تدوين و تصويب متممها را ضروري ساخته است. قوانين اساسي وحي منزل نيستند و ميتوان بر حسب شرايط و ضرورتها، آنها را با آراء مردم ترميم نمود. اما انعكاس عملي و ملموس باورها و سنن و فرهنگ ملي در قانون اساسي امري مستمر و اجتنابناپذير است. قانون اساسي اصليترين ماخذي است كه رابطه دين و دولت را تنظيم و مرزها را مشخص ميسازد.
در بخش دوم سمينار اصول كلي سياست دولت فعلي آلمان با دولت ايران و اساس گفتوگوي انتقادي مطرح گرديد. از طرف نمايندگان عضو حزب سبزها توضيح داده شد كه دولتهاي آمريكا و اسرائيل به دنبال انزواي هر چه بيشتر ايران هستند اما دولت آلمان با چنين برنامهاي و بايكوت كامل ايران موافق نميباشد. آلمان علائق اقتصادي، نظير نفت در منطقه دارد و نقش ايران را در منطقه حساس ميداند. حزب سبزها از سياست دولت آلمان انتقاد دارد. گفتوگوهاي انتقادي را كافي نميداند، آن را فاقد هدفهاي مشخص ميداند، اگرچه هدف عمده دولت آلمان نقش ايران در منطقه، بخصوص صلح خاورميانه است.
نمايندگان نهضت آزادي در مورد علل و انگيزه حزب سبزها در مخالفت با كنفرانس بينالمللي اسلام و اروپا سئوال كردند. آنها جواب دادند كه با حضور وزير اموز خارجه دولت ايران در كنفرانس، مخالف بودند نه خود كنفرانس. حزب نسبت به اهداف دولت در اين دعوت مشكوك بود.
توضيح آن كه در سال گذشته، دولت آلمان، از طرف اتحاديه اروپا، مسئوليت برگزاري «كنفرانس بينالمللي جهان اسلام و اروپا» را پذيرفته بود و براي شركت در اين كنفرانس دهها نفر از متفكرين جهان اسلام دعوت شده بودند. از جمله از ايران آقايان دكتر يزدي، دكتر سروش، دكتر اسكوئي و تني چند از مقامات رسمي نيز دعوت شده بودند. اما به دنبال پيشنهاد و تصويب طرحي مبني بر ممانعت از شركت وزير امور خارجه ايران در اين گردهمايي، كنفرانس مذكور ابتدا به تعويق افتاد اما هرگز برگزار نشد.
نمايندگان نهضت آزادي ضمن اين كه توضيحات نمياندگان حزب سبزها را قانعكننده ندانستند و درباره اهميت ويژه كنفرانس بينالمللي اسلام و اروپا توضيح دادند كه اين كنفرانس يك نقطه عطف و اقدام تاريخي در روابط جهان غرب با دنياي اسلام بوده است. مناسبات جهان غرب با دنياي اسلام را ميتوان در چند دوره مشخص بررسي كرد. دوره اول عصر استعمار و سلطه ظالمانه و غارتگرانه دول اروپايي بر كشورهاي اسلامي است. شاخصه دوره بعد كه از جنگ جهاني دوم شروع ميشود، استفاده از اسلام بهعنوان ابزاري براي جلوگيري از توسعه كمونيزم، بدون توجه به خود اسلام و منافع مسلمانان ميباشد. دوره سوم با پايان عصر جنگ سرد آغاز ميشود. در دوران مابعد عصر جنگ سرد روابط جهان غرب با دنياي اسلام به دليل موقعيت استراتژيك كشورهاي اسلامي، منابع طبيعي فراوان و جمعيت بيش از يك ميليارد مسلمان و هم چنين حضور فعال اسلام در آمريكا و اروپا يك پديده اجتنابناپذير شده است. اين روابط هنگامي ثمربخش و مفيد براي هر دو طرف خواهد بود كه طرفين درك درستي از يكديگر داشته باشد. از اين زاويه است كه كنفرانس فوقالذكر واجد اهميت فراوان بوده و نهضت آزادي نيز از دعوت دبيركل خود به اين كنفرانس استقبال نمود. عمل حزب سبزها، در واقع درگذشتن از يك منفعت بزرگ براي دست يافتن به يك فايده كوچك است يا به تعبيري آتش زدن قيصريه براي يك دستمال محسوب ميشود.
يكي از حاضرين نيز به بحث پيرامون گفتوگوهاي انتقادي پرداخت و گفت كه سياست دولت آلمان نه گفتوگوست و نه انتقادي، بلكه بيشتر گفتوگوهاي اقتصادي است. اما اعضاء حزب سبزها معتقد بودند كه جنبه اقتصادي براي آلمان در درجه اول اهميت نيست.
يكي ديگر از حاضرين اظهار نظر كرد كه بايكوت اقتصادي عليه ايران بياثر است. كما اين كه در مورد عراق موجب سقوط صدام نشده است بلكه مردم عراق سخت زيان ديدهاند. در ايران هم نتايج آن چندان روشن نيست.
علاوه بر نكات مذكور، در مورد وضع مطبوعات، دانشگاهها و نويسندگان نيز پرسشها و بحثهايي مطرح شد كه نظريات نهضت آزادي در چهارچوب آنچه در اعلاميهها و بيانيهها آمده است، ارائه شد.
روابط عمومي
نهضت آزادي ايران
21 مرداد 75
