بيانيه تهديدهای خارجی را جدی بگيريم تاريخ: ٢١/٠٥/٧٥

title

شماره: 1567

تاريخ:21/05/75

بيانيه

“تهديدهاي خارجي را جدي بگيريم “

هموطنان عزيز

  طرح تشديد مجازات‌هاي اقتصادي عليه ايران (و ليبي) بالاخره به تصويب مجلس نمايندگان و سناي آمريكا و سپس با امضاي رئيس‌جمهوري اين كشور به مرحله نهايي و اجرا رسيد.

  به موجب اين قانون شركت‌هاي غيرآمريكايي، كه با ايران و ليبي در صنعت نفت و گاز همكاري نمايند از طرف دولت آمريكا مجازات مي‌شوند.

  تصويب اين قانون، با اعتراض گسترده محافل جهاني روبرو شده است. اكثر كشورهاي جهان اين مصوبه را نقض آشكار و يك‌‌جانبه حقوق بين‌الملل مي‌دانند. كشورهاي صنعتي جهان، ضمن اعتراض شديد به اين مصوبه، آمريكا را به مقابله به‌مثل تهديد كرده‌اند. به‌عنوان نمونه وزير اقتصاد آلمان، (رويتر 9 اوت ـ 19 مرداد)، اين قانون را به صراحت تخلف از مقررات بين‌المللي در مورد تجارت و سرمايه‌گذاري دانست و اعلام كرد كه كشورهاي اروپايي از حقوق و منافع خود دفاع خواهند كرد و اين قانون را ناديده خواهند گرفت. مقامات اروپايي تأكيد كرده‌اند كه آنها با سياست مبارزه با تروريسم و تأمين حقوق بشر مخالفتي ندارند بلكه با روش‌هاي اتخاذ شده توسط دولت آمريكا مخالف مي‌باشند.

  واكنش كشورهاي صنعتي جهان، اروپا و آسياي دور، در برابرسياست دولت آمريكا نشان مي‌دهد كه احتمال موفقيت اين برنامه بسيار كم است. اگرچه ممكن است دولت آمريكا با استفاده از طرح مسائل ديگري (نظير ادعاي امارات متحده عربي) پاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد و به دنبال آن كشورهاي صنعتي جهان را به مشاركت گسترده در محاصره سياسي و اقتصادي ايران به ميان بكشاند.

  واكنش كشورهاي جهان در برابر حركت اخير دولت آمريكا عليه ايران و ليبي با توجه به واكنش‌هاي قبلي در مورد كوبا، قابل پيش‌بيني و انتظار بود. به همين دليل، همزمان با تصويب اين قانون، دولت آمريكا برنامه‌هاي جديدي را عليه ايران عنوان كرده است.

  رئيس‌جمهور آمريكا، كلينتون، در مصاحبه راديويي سوم اوت (13 مرداد) خود، با صراحت از ضرورت يك نمايش نظامي عليه ايران سخن گفت. چند روز بعد از آن، وزير دفاع، ويليام پري، نيز همين معنا را مبسوط‌تر و با جزئيات بيشتري مطرح ساخت و اعلام نمود كه 11 تا 25 منطقه در ايران هدف حملات احتمالي نظامي قرار خواهند گرفت.

  همزمان با بيانات مقامات رسمي دولت آمريكا، نيروهاي نظامي اين كشور و متحدانش در عربستان، كويت، عمان، بحرين و خليج‌فارس به حالت آماده‌باش كامل درآمدند.

  يك ماه قبل از اين اظهارات، در 27 ژوئن (7 تير) يك روزنامه‌نگار كانادايي به نام «اريك مارگوليس» در گزارشي تحت عنوان «حمله به ايران» كه از شبكه اينترنت منتشر شد، برنامه حمله نظامي احتمالي دولت‌هاي آمريكا و اسرائيل به مراكز و اهداف خاصي را در ايران برملا ساخت و پيش‌بيني كرد كه اين حمله حداكثر تا نوامبر 1996 (زمان برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري در آمريكا) صورت خواهد پذيرفت. مجله معتبر اشپيگل آلماني نيز، طي مقاله‌اي خبر تدارك حمله احتمالي به ايران را منتشر ساخت. رويتر در 8 اوت (18 مرداد) جدي بودن حمله نظامي آمريكا به ايران را از قول مقامات رسمي كشور و كارشناسان خاورميانه آمريكا گزارش كرد.

  روزنامه تايمز لندن نوشت كه: «ويليام پري وزير دفاع آمريكا اواخر هفته گذشته متحدين اروپايي آمريكا را از طرح آن كشور براي مجازات ايران مطلع كرد». اين روزنامه اضافه مي‌كند كه طبق اين طرح بمب‌افكن‌هاي آمريكايي از عرشه ناوهاي جنگي آمريكا در خليج‌فارس برمي‌خيزند و به بمباران‌ هدفهاي معين، نظير نيروگاه نكا در مازندران، نيروگاه هسته‌اي بوشهر، و ساير مراكز در بندرعباس، همدان، يزد، كرج، قم و تهران و… خواهند پرداخت.

  اظهارات وزير دفاع آمريكا ويليام پري، پس از سفري به خليج‌فارس در مورد مرتبط ساختن انفجار مركز نظامي آمريكا در ظهران با فعاليت‌هاي يك كشور ثالث كه صريحاً اشاره به ايران دارد، همگي حاكي از وضعيت غيرعادي و هشدار‌دهنده‌اي از ماجراجويي‌هاي آمريكا در خليج‌فارس مي‌باشد. بخصوص كه به خانواده نظاميان آمريكا در خليج‌فارس دستور خروج از منطقه داده شده است.

  همزمان با آماده‌باش نظامي آمريكا در خليج‌فارس، روزنامه كثيرالانتشار آمريكايي «يو ـ اس ـ تودي» در شماره 2 اگوست (12 مرداد 75) به نقل از «مقامهاي رسمي» آمريكايي نوشت كه: «انفجار ظهران توسط كساني صورت گرفته است كه در ايران آموزش ديده‌اند». همين روزنامه نام نه مركز را در تهران و شهرستانها به اضافه دو مركز (نيروگاه نكا و بوشهر) را به‌عنوان آماج حملات احتمالي ذكر كرده است. هفته‌نامه انگليسي «ساندي تلگراف» (چاپ لندن) در شماره 4 اوت (14 مرداد 75) خود خبر تهيه طرح جزئيات حمله نظامي به ايران توسط دولت كلينتون را منتشر ساخت و نظر منابع پنتاگون را نوشت كه: «دخالت جمهوري اسلامي در انفجار پايگاه خيار ظهران قطعي است». اگرچه رويتر از قول يك مقام رسمي سيا گزارش داد كه: «هيچ شاهد محكمي در مورد دخالت هيچ گروه يا كشور خاصي هنوز به دست نيامده است.» مقامات آمريكايي همچنين تلاش دارند پاي ايران را در انفجار هواپيما TWE نيز بكشانند.

  در طول سال‌هاي اخير، مقامات برجسته آمريكايي و دستگاه‌هاي تبليغاتي آنها، از هر فرصتي براي آماده‌سازي افكار عمومي مردم آمريكا و جهان جهت توجيه فشارهاي اقتصادي، سياسي و نظامي عليه ايران، بدون آنكه مدارك مستند و قابل اعتنايي درباره تمامي اتهامات عليه ايران ارائه دهند، استفاده كرده‌اند.

  به موازات اعلام و انتشار مستقيم و غيرمستقيم مقاصد دولت‌هاي آمريكا و اسرائيل مبني بر قصد تهاجم و تجاوز نظامي به ايران، فعل و انفعالات ويژه و جهت‌داري در كشورهاي همسايه (تركيه، افعانستان، قطر، بحرين، عمان و …) نيز صورت گرفته است (نظير قرارداد نظامي ميان تركيه و اسرائيل)، كه نبايد از آنها غافل ماند.

  نهضت آزادي ايران سياست‌ها و برنامه‌هاي اعلام شده دولت آمريكا را ماجراجويانه، قلدرمآبانه و تخلف آشكار از قوانين بين‌المللي و دخالت در امور داخلي ايران مي‌داند و اعتراض شديد خود را اعلام مي‌دارد.

  در گذشته‌ نيز ما به كرات اوضاع خليج‌فارس را تحليل و خطرات را پيش‌بيني كرده و به رفتارهاي تجاوزگرايانه آمريكا به سازمان ملل متحد اعتراض نموده‌ايم (1) همان‌طور كه در تحليل‌ها و بيانيه‌هاي گذشته آمده است، نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه دامنه پيامدهاي اين برنامه فراتر از تقابل خصمانه ميان دو دولت مي‌باشد و مضمون و محتواي آنها به‌گونه‌اي است كه اولاً در عمل به مجازات ملت ايران و فشار هر چه بيشتر به طبقات زحمتكش و محروم ملت مي‌انجامد. ثانياً، اعمال اين نوع سياستها، در عمل به دخالت آمريكا در امور داخلي ايران و تاثير بر روند تحولات سياسي در جمهوري اسلامي منجر مي‌گردد. به‌طوري كه اين فشارها نهايتاً به نفع تثبيت قدرت جناحهاي تندرو، قشري و انحصارطلب تمام مي‌شود و بهانه‌هاي بهتري براي سركوب هر نوع حركت مسالمت‌آميز سياسي كه در راستاي حل بحران‌هاي كنوني و ايجاد تعادل سازنده ضروري است، به دست اين جناحها مي‌دهد. ثالثاً با اجراي اين برنامه، تماميت ارضي كشورمان مورد تهديد جدي قرار مي‌گيرد.

  نهضت آزادي ايران معتقد است در شرايط كنوني، مصالح ملي و در راس آنها حفظ تماميت ارضي كشور، فراتر از موضع‌گيري‌هاي جناحي له يا عليه حاكميت كنوني است. تجارب تاريخي نشان مي‌دهد كه ظالمين و متجاوزين بيگانه فراوان بر اين كشور سلطه پيدا كرده‌اند. لشگريان چنگيز و تيمور به اين سرزمين يورش آوردند و:‌ «آمدند، سوختند و كشتند و رفتند». لشكريان مغول، چندين كرور جمعيت نيشابور را قتل‌عام كردند و حتي سگ‌ها و گربه‌ها را هم زنده نگذاشتند. شهر را با خاك يكسان نمودند، زمين را به آب بستند و سپس شخم زدند، تا ديگر اثري از حيات در آن باقي نماند. اما امروز نيشابور، نظير ساير شهرهاي مصيبت‌ديده كشورمان، سربلند و آباد، همچنان بخشي تفكيك‌ناپذير از ايران زمين بر جاي ايستاده است.

  اما حقايق تلخ موجود گواه آن است كه هر زمان زمامداران در برابر تهديدات خارجي نابخردانه و نسنجيده عمل كرده‌اند، بخش‌هايي از سرزمين آباء و اجدادي ما، نظير قسمت‌هايي از خراسان بزرگ، قفقاز، بحرين و… جدا شده‌اند، كه ديگر هرگز به اين سرزمين برنگشته‌اند.

  توجه به اين تجارب تاريخي، حكم مي‌كند تمامي آحاد كشور از هر طبقه و قشري، با هر انديشه و گرايش سياسي و ديني، از هر قون و نژادي، خطرات تهديدكننده را جدي گرفته و براي مقاومت در برابر آن آماده باشند. اولين گام، اين است كه خطر را جدي بگيريم و دشمن را حقير و بيچاره نشماريم. خوش‌خيالي و كم‌بها دادن به آنچه در سطح بين‌المللي و منطقه مي‌گذرد، مي‌تواند فاجعه‌آفرين شود.

  نهضت آزادي ايران معتقد است شرايط سياسي نامطلوب حاكم بر كشورمان نيز يكي از عوامل تضعيف‌كننده وحدت ملي در برابر سياست‌هاي خصمانه قدرت‌هاي بيگانه عليه جمهوري اسلامي مي‌باشد.

  حاكميت بايد با درك جدي بودن خطر بلادرنگ آتش‌بسي سياسي ميان جناح‌هاي رقيب در درون حاكميت، و ميان حاكميت با مردم و احزاب و گروه‌هاي سياسي مستقل اعلام نمايد تا شرايط براي يك آشتي ملي فراهم آيد. تنها با تأمين چنين شرايطي است كه زمينه‌هاي مساعد براي جلب اعتماد و حمايت مردم براي مقابله با خطرات خارجي امكان‌پذير مي‌گردد.

  در اين راستا نهضت آزادي ايران، بار ديگر، از مقامات مسئول كشور مي‌خواهد با توجه به شرايط بحراني موجود، انحصارطلبي و تماميت‌خواهي و بي‌اعتنايي به قانون اساسي كه بر طبق آن، حقوق و آزادي‌هاي اساسي ملت تعريف و تبيين شده است، دست بردارند و با حدف موانع موجود بر سر راه فعاليت آزاد احزاب سياسي ملتزم به قانون اساسي، هر چند مخالف عملكرد حاكميت، برداشتن محدوديت و سانسور از مطبوعات مستقل و غيروابسته به دولت، ميدان دادن به اتحاديه‌ها و سنديكاها،‌ و انجمن‌هاي مدني مستقل و آزاد ساختن تمامي كساني كه به اتهام اعتقادات سياسي و مذهبي، غير موافق با خط مسلط حاكميت، در بازداشت به سر مي‌برند، سد محكمي در برابر سيل تهاجم دشمنان بنا نمايد.

نهضت آزادي ايران

(1). نگاه كنيد به نشريات نهضت آزادي:

1ـ توسعه بحران در خليج‌فارس 4/9/1366

2ـ اعتراض به دخالت نمايندگان آمريكا در امور داخلي ايران، تلگراف شادروان مهندس بازرگان و دكتر يزدي به دبيركل سازمان ملل متحد. 6/5/1369

3ـ مقصر جنگ كيست؟ 4/2/1370

4ـ تببين و تدبير در بحران سه جزيره‌ـ دكتر ابراهيم يزدي ـ مهرماه 1371

5ـ خطرات تهديدكننده حضور نظامي آمريكا در خليج‌فارس 20/7/74

6ـ اعتراض عليه طرح داماتو ـ دخالت آمريكا در امور داخلي ايران 10/10/74