مصاحبه راديو ٢٤ ساعته ايرانيان با دكتر يزدی (١٨/١٢/٧٥) تاريخ: ٠٥/٠٣/٧٦

title

شماره: 1601

تاريخ: 05/03/76

متن(1) مصاحبه تلفني آقاي مروتي از راديو 24 ساعته ايرانيان

در لوس آنجلس با آقاي دكتر ابراهيم يزدي (18/12/75)

   س- جناب دكتر، اگر ما مي‌توانيم بگوييم كه قبل از انقلاب، در زمان شاه، احزاب ممنوع بودند و براي سالهاي طولاني مجلس و مردم نقشي در اداره امور مملكت نداشتند، مي‌توانيم بگوييم كه يكي از خواستهاي عمده انقلاب به اصطلاح آزادي احزاب سياسي بود.

  ج- بله، يكي از عناصر اصلي آرمان‌هاي انقلاب 22 بهمن آزادي و حاكميت ملت و بخش تفكيك‌ناپذير اين خواست مردم آزادي فعاليت احزاب سياسي بود.

   با اين كه اين مسئله در قانون اساسي جمهوري اسلامي هم قيد شده و آزادي احزاب تضمين شده است ولي ما مي‌بينيم كه براي سالهاي طولاني است كه در جمهوري اسلامي ايران احزاب فعاليتي ندارند. چرا؟ يعني چطور شده كه حتي قانون اساسي نقض شود؟

  خوب، اين مسئله‌ ريشه‌داري است در ساختار اجتماعي ما و تفكراتي كه بعد از انقلاب حاكم شده، كه آن را با قانون نمي‌توان حل كرد. تا زماني كه حكمرانان و حاكمان عميقاً به مردم‌سالاري و حقوق ملت معتقد نباشند و شرايط مساعد و مناسب اقتصادي، اجتماعي و سياسي به وجود نيامده باشد، به صرف تصويب قانون كاري صورت نمي‌گيرد. تحت شرايط ويژه بعد از انقلاب، قانون اساسي و اين حقوقي كه متعلق به ملت است و تصريح شده است تصويب گرديد. ولي ميان تصويب يك قانون تا اجراي آن فاصله زيادي هست. هنوز هم اين حقوقي كه در فصل سوم قانون اساسي براي ملت ايران به رسميت شناخته شده و ثمره انقلاب است هيچ كدام، از جمله قانون احزاب، به اجرا درنيامده است.

   ولي شما فكر نمي‌كنيد كساني كه حزب تشكيل داده‌اند يا مي‌خواهند تشكيل دهند با استناد به مواد قانون اساسي مي‌توانند كساني را به استنطاق بكشند؟ كساني بايد بگويند كه اين حقمان است و آن كساني كه مانع تشكيل احزاب سياسي مي‌شوند بايد جواب پس بدهند.

  كاملاً صحيح است و اين سياستي است كه نهضت آزادي ايران تعقيب مي‌كند. با اتكاء و استناد به قانون اساسي، اين حقوق را مطالبه مي‌كنيم. اين سياستي است كه ما داريم، علي‌رغم اين كه آنها مي‌گويند نهضت آزادي ايران غيرقانوني است، چون حرفشان خلاف قانون اساسي است، ما همچنان ايستاده‌ايم و مي‌گوييم خير، سخن شما خلاف قانون است و فعاليت نهضت آزادي و كليه احزاب سياسي ايران علي‌الاصول طبق قانون اساسي ايران آزاد است. اما اين دو جهت دارد: يك جهت خود احزاب هستند و يك جهت حاكميت. احزاب سياسي هم مي‌بايستي علي‌رغم اين محدوديتها وارد ميدان شوند و حق خودشان را مطالبه كنند تا اگر خدا خواست، با كمك مردم بتوانيم اين حقوق را تأمين كنيم.

   به نظر شما طي اين دوراني كه احزاب سياسي امكان فعاليت نداشته‌اند، به خاطر اين نبودِ احزاب سياسي در ميدان چه لطماتي به ايران وارد شده است، چه از نظر سياسي و چه از نظر اقتصادي؟

  ببينيد، اصولاً ما نمي‌توانيم يك نظام دمكراتيك، نظام پارلمان و مجلس داشته باشيم بدون اين كه احزاب سياسي به معناي صحيح حضور پيدا كنند و فعال باشند، چون اين احزاب سياسي هستند كه كادرها، شخصيت‌ها و افراد را در درون خود، در سطوح مختلف، تربيت مي‌كنند، آموزش مي‌دهند و آماده مي‌كنند و بعد اين‌ها كه به مجلس مي‌روند معرف يا مدافع يك برنامه‌هاي حساب شده و تنظيم شده هستند. در حالي كه الان به دليل فقدان احزاب، مجلس ايران با بن‌بست روبرو است، بن‌بستي كه خود آقايان هم به آن اعتراف مي‌كنند. براي اين كه يك نماينده كه از ناكجاآباد آمده است با يك تمهيد مقدمات، با زدوبند و با ديدن اين و آن به مجلس مي‌رود ولي هنگامي كه مسائل اساسي مملكت مثل بودجه و ساير برنامه‌هايي كه مطرح مي‌شود، اين نماينده منفرد قادر نيست كه به اظهارنظرهاي منطقي بپردازد. به همين دليل شما مي‌بينيد كه سطح مجلس بسيار نازل و پايين است. احزاب سياسي وقتي در انتخابات شركت مي‌كنند و نمايندگان با وابستگي حزبي به مجلس مي‌روند، معنايش اين است كه آن حزب در برابر نماينده‌اي كه معرفي كرده متعهد است و اگر نماينده‌اي از حزب به مجلس مي‌رود، در مسائل كلان مملكت آن نماينده به تنهايي نيست كه اظهارنظر مي‌كند، بلكه يك سازمان سياسي با گروههاي متعدد و متخصصي كه دارد و مطالعات كارشناسانه‌اي كه انجام مي‌دهد، به آن نماينده مدد مي‌رساند و كمك مي‌كند. بنابراين، تصميمات و مذاكرات و مباحثات مجلس معنادار خواهد بود و به نفع مملكت جهت پيدا خواهد كرد. ضرري كه به دليل ممانعت از احزاب سياسي در ايران به وجود آمده است نه تنها به قوه مقننه بلكه به دليل اين كه مجلس نتوانسته است نقش خودش را خوب انجام دهد به اقتصاد مملكت لطمه زده است. ما مي‌بينيم كه مجلس دائماً در مسائل كلان كشور مواضع ناسخ و منسوخ اتخاذ كرده است كه ضررش به مملكت است و تا زماني كه احزاب آزاد نشوند، ما نمي‌توانيم اين مسائل را به نحو مطلوب حل كنيم.

   بسيار خوب، حالا من دو سؤال ديگر دارم، در رابطه با موضوع ديگري كه يكي از همكارانم در برنامه ديگري درست مي‌كند. يكي از آنها اين است كه به نظر شما، با توجه به اين كه بر اساس ساختار نظام حكومتي كه نظام اسلامي است و براساس آن تمام تكيه بر اجراي قوانين اسلامي و حكومت خداست آيا مردم اصولاً در چنين نظامي مي‌توانند نقشي كه بايد داشته باشند؟

  عرض كنم كه اين بستگي دارد به برداشت‌هايي كه افراد مختلف از مقولات و مفاهيم دارند. تا آنجايي كه مربوط به نهضت آزادي ايران است، ما هيچ نوع تعارضي ميان مردم‌سالاري و دين نمي‌بينيم. اساس دين اسلام بر آزادي انسان است، آزادي انسان و حقش در انتخاب سرنوشت خود. بنابراين، ما هيچ تعارضي را به هيچ وجه نمي‌بينيم. اساس حكومت بايستي در دست خود مردم باشد.

   با توجه به اين كه نمايندگاني كه وارد مجلس اسلامي مي‌شوند اصولاً بايد از صافي‌هاي مختلفي بگذرند كه مهمترين اين صافي‌ها شوراي نگهبان است، آيا اين نمايندگاني كه از هفت‌خوان بايستي بگذرند و وارد مجلس شوند آيا آن مجلس واقعاً آن قدرت را دارد و آن انتخابات را مي‌شود گفت آزاد است؟ و آن مجلس را مي‌شود گفت كه يك مجلس واقعي شورا است؟

  خير، نمي‌شود گفت. براي اين كه اين صافي‌ها همه‌اش خلاف قانون است. تشخيص صلاحيت نمايندگان با مردمي است كه مي‌خواهند آنها را به عنوان نماينده و وكيل خود انتخاب كنند. بر طبق قانون شرايطي پيش‌بيني شده است، نظير محدوديت سني و فقدان پيشينه كيفري. اين‌ها را مي‌شود بررسي كرد. ولي اين كه كسي صلاحيت دارد كه به مجلس برود يا نه، با خود مردم است و اين موانعي كه ايجاد شده هيچ كدام قانوني نيست و برخلاف قانون اساسي است.

   خيلي متشكرم جناب آقاي دكتر يزدي، و ببخشيد كه وقت جمعه شما را گرفتم. لطفاً با همكارم صحبت كنيد.

  آقاي دكتر يزدي: خواهش مي‌كنم خداحافظ شما.

همان طور كه پيش از ظهر هم خدمتتان گفتم، قرار است كه ما چند تا برنامه درست كنيم درباره انتخابات و يكي از برنامه‌ها اختصاص دارد به احزاب و گروههاي به اصطلاح خارج از نظام يعني آنهايي كه داخل تشكيلات دولتي نيستند، از جمله با خود جنابعالي. سؤالات من عبارتند از اين كه:

    چطور شد كه شما در اين انتخابات تصميم گرفتيد كه نماينده‌اي در مجلس پنجم اعلام كنيد و چطور شد كه تصميم به شركت در اين انتخابات گرفتيد؟

  عرض كنم كه ما از حدود دو سال پيش هنگامي كه به بررسي و تحليل اوضاع سياسي كشورمان و روابطش در منطقه و جهان پرداختيم و همچنين به بررسي اوضاع و احوال داخلي خودمان از جهت اقتصادي، اجتماعي و سياسي، به اين نتيجه رسيديم كه اوضاع كشور ما دوران بسيار حساسي را مي‌گذراند و خطرات بسيار جدي حيات ملي و تماميت ارضي ما را مورد تهديد قرار داده است. در چنين شرايطي، ما احساس كرديم كه نمي‌توانيم مثل گذشته با عدم شركت در انتخابات، خودمان را كنار بكشيم، بلكه مي‌بايستي وارد صحنه شويم و به استقبال خطرات كار خودمان برويم، از آبرو و حيثيت خودمان مايه بگذاريم و وارد شويم، شايد راه تازه‌اي در كشور باز شود و امكان اين فراهم شود كه تمام نيروهاي دگرانديش و احزاب سياسي خارج از حاكميت هم فضايي داشته باشند كه بتوانند پيرامون اين خطرات به بحث و گفتگو بپردازند و در صورت لزوم، براي مقابله با آنها اقدامي صورت گيرد. اين هدف اصلي و عمده‌اي بود كه ما دنبال مي‌كرديم. علاوه بر اين، ورود در انتخابات را به عنوان يك هدف يا ابزاري براي بيرون كشيدن مردم از اين بي‌تفاوتي، بي‌رغبتي وقهري كه از خودشان نشان مي‌دهند تلقي كرديم. به اين دليل تصميم گرفتيم كه وارد شويم.

   ولي در اين مرحله، آقاي دكتر يزدي، تعداد زيادي از نمايندگاني كه شما معرفي كرده‌ايد صلاحيتشان رد شده و فقط چهار نفر، از جمله خود جنابعالي، در حال حاضر در اين فهرست باقي مانده‌ايد، واكنش شما در اين مرحله چيست؟

  واكنش ما در مرحله اول اين است كه گويي حاكميت ما از مسائلي كه الان مي‌گذرد يا بي‌اطلاع است يا نمي‌تواند يا نمي‌خواهد نسبت به آنها حساسيت لازم را نشان بدهد. متأسفانه ما اين احساس را داريم كه وخامت اوضاع را به آن صورتي كه ما مي‌بينيم، مصادر امور و صاحبان قدرت نمي‌بينند. بنابراين، شيوة عملكرد حاكميت در اين انتخابات اگر بدتر از انتخابات گذشته نبوده باشد بهتر هم نيست و بيش از نيمي از كساني را كه براي كانديداتوري ثبت نام كرده‌اند، رد كرده‌اند، نه تنها رد كرده‌اند بلكه هيچ‌گونه دليل قانوني هم عرضه نكرده‌اند. به هيچ يك از كانديداهايي كه مردود شده‌اند ابلاغ نكرده و اطلاع نداده‌اند، نه شفاهي و نه كتبي، كه به چه دليل آنها را رد كرده‌اند. علاوه بر اين، مطالعه بر روي شخصيت‌هايي كه مردود شده و آنهايي كه پذيرفته شده‌اند نشان مي‌دهد كه معيارهاي قانوني رعايت نشده‌اند.

روابط عمومي

نهضت آزادي ايران

5/3/76

  (1) متن ويرايش شده