شماره: 1622
تاريخ: 10/9/76
بيانيه به مناسبت پيروزي تيم ملي فوتبال ايران
“غرور ملي و غريو شادي”
در آغاز هفته جاري، ملت ايران با پيروزي شكوهمند قهرمانان فوتبال تظاهرات عظيمي را با شور و شعف و اشك شوق شاهد بود كه هنوز شهد شاديبخش آن بر كام مردم باقي است. با سوت پايان بازي در ملبورن، انفجاري از شادي مرد و زن و پير و جوان در سراسر كشور پديد آمد و پس از ساليان دراز، ملت ايران بار ديگر همچون رفتن شاه، پيروزي انقلاب، و آزاد شدن خرمشهر از صميم قلب و به گونهاي خودجوش و طبيعي سرود «ايران ايران» را با سربلندي سرداد.
هرچند كه برد و باخت در «بازي»هاي ورزشي، كه براي ايجاد دوستي با ملل ديگر انجام ميگيرد، فرع بر اهداف و انگيزههاي اصلي اين گونه رقابتهاست و شكست يا پيروزي واقعي يك ملت را بايد در صحنههاي جدي و اساسي ديگري از علم و اخلاق و ارزشهاي انساني جستجو كرد، از نظر عواطف و احساسات ملي و ايجاد انسجام و همبستگي و اميد و الفت ميان آحاد يك ملت، اين گونه رقابتهاي بينالمللي صحنهاي براي اثبات اراده ملي و ارائه برتريهاي قومي شده است كه نميتوان آن را ناديده گرفت. به اين دليل، ضروري مينمايد كه به ابعاد گسترده اين امر توجه جدي مبذول گردد.
پيروزي حيرتآور و هيجانانگيز ورزشكاران غيرتمند ما را از جهات عديده ميتوان مورد تحليل قرار داد. مهمتر از همه معجزهاي بود كه در منتهاي نااميدي اتفاق افتاد و همگان را متحير و مبهوت ساخت. تيم فوتبال ما عليرغم دو باخت و يك تساوي در برابر تيمهايي كه اميد و انتظار پيروزي بر آنها را داشتيم، در آخرين دقايق آخرين بازي سرنوشتساز خود، كه ميرفت با نتيجه نامطلوبي از صحنه رقابتها حذف شود، با دستاورد درخشاني كه در آن لحظات براي خوشبينترين تحليلگران ورزشي هم قابل پيشبيني نبود، بر تيمي كه به گفته مربي خارجي كشور، ده برابر بهتر از ما بازي ميكرد، به طور معجزهآسايي پيروز شد و موجب شگفتي دوستداران اين ورزش در جهان گرديد.
اين تجربه گرانقدر براي ملت ما حاوي پند جاودان «در نوميدي بسي اميد است» و براي رقيب، عبرت از نتايج غرور و خودپسندي و زير پا گذاشتن ارزشهاي اخلاقي بود. پيروزي قهرمانان ما مرهون دو عامل بود: يكي صبر و مقاومت و ديگري، توكل و توسل به قادر مطلق كه سرچشمه همه نيروها و تحولات است. اين دو عامل همان «صبر و صلوه» است كه در قرآن، استعانت از آنها در صحنههاي مختلف زندگي توصيه شده است؛ يعني به كار بردن نهايت كوشش و تلاش شخصي، از يك طرف و اقبال به خدا و ارتباط با او، از طرف ديگر.
و چنين بود كه خداوندِ «مجيب» دعاي «مضطرين» را در شرايطي كه به بنبست رسيده بودند و از جايي كه گمان نميكردند، اجابت فرمود و عبرتي براي اهل بصيرت باقي گذاشت و به اين ترتيب، بار ديگر سخن حكمتبار اسوه ورزشكاران جوانمرد، مولاي متقيان تجلي كرد:
«همواره اميد تو به چيزي كه به آن اميد نداري بايد بيش از اميدت به آنچه اميدواري باشد.»
نكته ديگر تجلي وحدت و تعلق عميق يك ملت به منافع ملي و احساس اشتراك در سرنوشت جمعي بود. مردم، بخصوص نسل جوان، به رغم دلمردگيها و نوميديهايي كه به دليل شرايط سخت سياسي و اقتصادي پيدا كردهاند، پس از شنيدن خبر پيروزي تيم فوتبال ميهنشان در تمامي شهرهاي بزرگ و كوچك به خيابانها ريخته و تا پاسي از شب به جشن و شادي و پايكوبي پرداختند. مسئولاني كه بعضاً تمايلات ملي را با عنوان «مليگرايي» تحقير ميكنند و خود را فوق ملت ميدانند بايد از اين احساس نيرومند و استعداد بالقوه، كه جلوهاي از آن را در انتخابات دوم خرداد نيز شاهد بوديم، استفاده نموده، به آن احترام بگذارند و در مناسبات خود با مردم و در مصاف با مشكلات عظيم داخلي و خارجي به حساب آورند و نيروي لايزال ملت را باور كنند.
نهضت آزادي ايران به سهم خود پيروزي درخشان قهرمانان فوتبال را كه بار ديگر نام ايران را در سراسر جهان طنينافكن ساختند به جوانان برومند ايران زمين و قاطبه ملت ايران در داخل و خارج كشور تبريك گفته، خود را در اين شادي و شعف ناشي از پيروزي و غرور ملي شريك ميداند و پيروزي قهرمانان در مراحل بعدي و توفيق همه جانبه ملت را در تمامي صحنههاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه آرزو ميكند.
نهضت آزادي ايران
