بيانيه به مناسبت آغاز نوزدهمين سالگرد پيروزی انقلاب تاريخ: ٢٠/١١/٧٦

title

شماره: 1635

   تاريخ: 20/11/76

در آستانه نوزدهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران

(در جهت تحقق وحدت، قانون‌مداري و جامعه مدني)

  بيست و دوم بهمن سالروز پيروز انقلاب اسلامي ايران، روز به ثمر رسيدن نهال وحدت و يكپارچگي ملي، روز پيروزي حق بر باطل، روز برچيده شدن بساط ظلم و استبداد دوهزاروپانصد ساله شاهنشاهي و عقب‌نشيني استعمار كهنه و نو، براي دست‌يابي به مفهوم عميق شعار پرمعنا و كوبنده ملي ـ اسلامي ما يعني «استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي» است.

  پيروزي بيست‌ودوم بهمن و واژگوني نظام شاهنشاهي سرآغاز حركتي نو، اميدهاي تازه و آرمانهاي جديدي در راه تحقق آرزوهاي ديرين تاريخي ملت ماست و اين روز خجسته روز اوج يكپارچگي، همدلي، صفا، صميميت، الفت، معنويت و همنوايي آحاد مردم ما و روز تجديد حيات ملي و اسلامي در تاريخ معاصر ايران است.

  نهضت آزادي ايران، همراه و همگام با همه اقشار ملت ـ كه سالها براي به ثمر نشستن چنين انقلابي تلاش و مبارزه كرده‌اند ـ اين روز بزرگ ملي را گرامي مي‌دارد و به عنوان قطره‌اي از اقيانوس بيكران ملت، مفتخر و سرافراز است كه چه پيش از انقلاب و چه پس از پيروزي آن و برچيده شدن نظام شاهنشاهي، همواره از جان و دل در راه تحقق آرمانها و اهداف بلند انقلاب و استعلاي آن ـ بخصوص در راستاي تحقق واقعي آزاديها، جمهوريت نظام و حفظ استقلال و يكپارچگي ملي ـ از هيچ تلاشي فروگذاري نكرده است.

  سالروز پيروزي انقلاب فرصتي است براي يادآوري حماسه‌آفريني‌ها، قهرماني‌ها و فداكاريهاي اقشار مختلف و آحاد مردم ايران و در عين حال، موقعيت مناسبي است براي درون‌نگري، ارزيابي روند انقلاب، سنجش عملكرد مردم و مسئولان و ميزان دستيابي به هدفهاي والا و يافتن كاستي‌ها و كجرويهايي كه در اين راستا بروز و ظهور يافته است. از جمله عوامل انكارناپذير در به ثمر رسيدن انقلاب ما وحدت ملي و هماهنگي اقشار، طبقات و گروههاي مختلف اجتماعي ـ اعم از دانشگاهي، روحاني، كارگر، كشاورز، بازاري و…  بود كه توانست دشمن مشترك را به زانو درآورد و ستايش و شگفتي جهانيان را برانگيزد. رمز پيروزي انقلاب وحدت كلمه، خلوص نيت و فداكاري و از جان گذشتگي مردم در دوراني بود كه خطر دشمن همگان را تهديد مي‌كرد. رمز پيروزي انقلاب مردمي بودن و فراگيري آن و يكپارچه شدن ملت در راه احقاق حقوق پايمال شده خود بود.

  طي نوزده سالي كه از پيروزي نخستين انقلاب ما مي‌گذرد، ملت ايران براي تحقق آرمانهاي آزادي و عدالت و بهره‌مند شدن از استقلال مالي و نظام جمهوري مسير پرپيچ و خم و راه پرسنگلاخي را طي كرده و با رنج‌هاي طاقت‌فرسا و مشكلات فراواني روبرو بوده كه خوشبختانه با صبر و استقامت و شجاعت، بسياري از آنها را پشت سر گذاشته است.

  در مراحل مختلف حركت در راستاي نيل به استقلال و آزادي، ملت ما از يك سو با توطئه دشمنانِ در كمين نشسته خارجي و از سوي ديگر با پراكندگي، دلسردي و به انزوا كشيده شدن نيروهاي متعهد، دلسوز، پرتوان و با كفايت روبرو شد. از يك سو تفرقه، تضاد و تقابل جاي وحدت كلمه آغاز انقلاب را گرفت و از سوي ديگر، خودخواهي‌ها، تعصبات گروهي، خودمحوري، انحصارجويي و تمامت‌خواهي بر جامعه انقلابي و اسلامي ما چيره گرديد و فضاي جامعه را زهرآگين كرد.

  ولي خوشبختانه با تجلي حركت يكپارچه، انقلابي و سراسري مردم در دوم خردادماه 76 و وفاق چشمگير آنان بر سر شعارها و برنامه‌هاي مترقيانه رئيس جمهور منتخب، مردم با حضور فعالانه و موثر خود در صحنه و قبول مسئوليت، كژراهه‌هايي را كه انقلاب را از مسير خود منحرف مي‌ساخت، مسدود كردند و بار ديگر اراده ملي را در مسير واقعي انقلاب يعني آزادي، استقلال و جمهوريت نظام به صورت قاطع و روشن به جهانيان نشان دادند. به اين ترتيب، با دست رد زدن ملت به سينه تعصبات جاهلانه، ضدقانون و مغاير با آزادي و مشاركت مردم ـ كه مهلك‌ترين شيوه منحرف كردن و به انزوا كشيدن انقلاب است ـ اميد دشمنان انقلاب به يأس مبدل شد.

  حضور سي ميليوني مردم ـ اعم از جوانان، زنان و ديگر اقشار و گروه‌ها ـ در صحنه انتخابات دوم خرداد و رأي يكپارچه مردم به رئيس جمهور آزاديخواه و قانونگرا وحدتي آفريد كه مي‌تواند، همچون آغاز انقلاب، وفاق عمومي را بر شعارها و عملكردها به خوبي بروز دهد. به اين ترتيب، رأي آگاهانه مردم كه از ناخودآگاه جمعي جامعه سرچشمه گرفته بود، در راستاي تأييد و حفظ استقلال، آزادي و جمهوريت نظام به بار نشست و آزاديخواهي، مشاركت ملي، قانونمداري و عدالتخواهي مردم در عمل انقلابي آنها به صورت يك شعار و خواست همگاني درآمد.

  فرا رسيدن سالگرد پيروزي انقلاب فرصتي فراهم كرده است كه پس از گذشت نوزده سال از پيروزي اوليه انقلاب بر طاغوت زمان و نظام طاغوتي، دگرباره به خود آييم و اين نعمت بزرگ خدايي يعني وحدت، همدلي و يكپارچگي را شكر گذاريم و در برابر «ولي نعمت»هاي خود ـ كه همان مردم شريف هستند ـ از زور و فشار، استبداد رأي، ستمگري و انحصارخواهي دست برداريم و حقوق حقه مردم را به خودشان بازگردانيم.

  خوشبختانه تأكيد رئيس محترم جمهوري در آستانه برگزاري مراسم سالگرد پيروزي انقلاب بر آرمان‌ها و شعارهاي اوليه انقلاب و فراگير بودن آن، مشاركت همه اقشار و گروهها را در برپا كردن جشن ملي و اسلامي در چنين روزهاي مباركي نويد مي‌دهد و اميد است كه در عمل نيز بروز و ظهور داشته باشد. ايشان در ديدار با «ستاد برگزاري مراسم دهه فجر» بر ديدگاه خود چنين تأكيد كردند:

«مراسم دهه فجر مردمي است و مردمي بودن فقط به شعار نيست، بلكه پذيرش اين امر است كه قبول كنيم در كشور ما سليقه‌ها و بينش‌ها و برداشتهاي متفاوتي وجود دارد و نبايد دايره انقلاب را به ديدگاههاي خاصي محدود كنيم و يا روي اينكه سليقه و خواست خودمان را پيش ببريم، مقدسات و اموري را كه بسيار برتر از سليقه‌ها است در حد سليقه‌ها و گرايشهاي فردي و گروهي خودمان پائين بكشيم… اختلاف نظر را نمي‌شود از بين برد؛ بايد سعي كرد كه اين اختلاف‌ها در چارچوب قانون و منطق جاري شود و منشأ پيشرفت جامعه باشد… نبايد خودمان را مطلق كنيم و سليقه‌هاي خود را معيار و ملاك حق و باطل بدانيم؛ بايد سعي كنيم انسانها را با اختلافهاي آنان بپذيريم.»

 

  در واكنش به سخنان بالا واقعاً بايد گفت: «جانا سخن از زبان ما مي‌گويي!». نهضت آزادي ايران از سالهاي پس از پيروزي انقلاب در قطعنامه‌هاي كنگره‌هاي مختلف خود و در هر زمان كه فرصت و امكان يافته است، چنين ديدگاه گسترده و مردمي را مطرح و دنبال نموده، بر مردمي بودن و فراگيري انقلاب تاكيد ورزيده و كارگزاران، دولتمردان و گروه‌هاي مسلط را از انحصارگري و محدودساختن دايره انقلاب به فكري خاص و گروه‌هايي معين بر حذر داشته است. به عنوان نمونه، در قطعنامه كنگره چهارم نهضت آزادي ايران (1360) چنين آمده است:

«قانون اساسي جمهوري اسلامي خونبهاي شهيدان انقلاب و سند معتبر و پايه استوار وحدت ملت و قوام نظام جمهوري مي‌باشد و براي رفع نواقص و ابهامات و تكميل آن از طريق تنظيم و تصويب متمم قانون اساسي بايد تلاش نمود… اجراي دقيق و جامع اصول مندرج در قانون اساسي، در جهت حركت به سوي جامعه اسلامي ضروري و اجتناب‌ناپذير است. قبول و اجراي برخي از اصول و نفي و انكار برخي اصول ديگر و تخطي از آنها از جانب هر كس و هر مقامي و يا گروهي محكوم و مطرود مي‌باشد.»

  موضع نهضت آزادي در قطعنامه كنگره پنجم (1361) به شرح زير بيان شده است:

«نهضت آزادي به استناد مشاهدات عيني، مطالعات حضوري و مشاركت مستقيمي كه داشته است، انقلاب اسلامي ايران را حركتي ملي با انگيزه‌هاي الهي و اصيل ناشي از همدردي، همفكري و همكاري افراد، گروه‌ها و قشرهاي مختلف كشور اعم از دانشجويان، بازاريان، پيشه‌وران، روحانيون، كارمندان، كارگران و كشاورزان و حتي افسران و سربازان مي‌داند كه به دنبال سالها سختي، بيداري، روشنگري و مبارزه، در 22 بهمن 1357 به رهبري امام خميني به درخشانترين پيروزي رسيد. بر اين پايه، نهضت خود را به آرمانهاي انقلاب اسلامي ايران متعهد دانسته و به خاطر حفاظت و سلامت آن در برابر كجي‌ها و انحرافات و خطاها مصرانه ايستادگي مي‌نمايد.»

  در همان قطعنامه آمده است:

«نهضت آزادي راه اصلاح و جلوگيري از انحراف، انحصار، استبداد و اضمحلال كشور يا نفوذ و سلطه مجدد بيگانگان را در مبارزه قانوني علني داخل، متكي به قانون اساسي مي‌شناسد.»

در كنگره ششم نهضت آزادي ايران (1362) تصويب شد:

«كنگره ششم نهضت آزادي ايران… با تأييد مراتب مندرج در قطعنامه كنگره پنجم در زمينه وحدت ايران و تعلق كشور به تمام افراد ملت و با تأكيد بر اينكه مشاركت علاقمندانه و آگاهانه اكثريت به اتفاق مردم باعث پيروزي انقلاب و تصويب نظام جمهوري گرديده است، بر اين نكته تكيه مي‌نمايد كه شرط لازم براي مديريت صحيح و تداوم و تحول طبيعي هر انقلاب، در جهت اهداف مطلوب و مصوب، حفظ تماميت و وحدت اوليه تمام اقشار مردم بوده، چنانچه با تبليغات و شعارهاي تحريك‌كننده، تفوق و تحميل افكار يك گروه يا ديدگاه خاص صورت گيرد، انحراف و اجبار و فساد رخ مي‌دهد و انقلاب مشروع مردمي و روح عدالت و شهادت تبديل به استعلا و استبداد و انحصار خواهد گشت و از تفرقه و تنازع، ضعف و شكست نتيجه مي‌شود. انحصاردادن انقلاب و نظام برخاسته از آن به يك قشر يا طبقه خاص، علاوه بر اينكه قلب واقعيت و تحريف تاريخ محسوب مي‌شود، كمك به سياست «تفرقه‌انداز و حكومت كن» مي‌نمايد، كه خواسته و اسباب كار استيلاگران بيگانه است.»

  در قطعنامه كنگره هشتم (1364) آمده است:

«نهضت آزادي ايران بخش عمده‌اي از بحرانهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و استمرار جنگ را ناشي از سلب آزاديهاي مصرح در قانون اساسي مي‌داند و معتقد است تا زماني كه افراد جامعه از آزاديهاي لازم و امنيت قضايي برخوردار نگردند و نمايندگان مردم نتوانند نسبت به سرنوشت كشور و ملت اظهار نظر نمايند، آرمانهاي ملت ايران از جمله عدالت اجتماعي تأمين نگرديده و مشكلات كنوني حل نخواهد شد… متأسفانه حرمت قانون در بين نهادها و دولت و قوه قضاييه از بين رفته است. كساني كه بايد حافظ قانون باشند «قانون‌گرايي» را مذموم دانسته‌اند.»

  و بالاخره در قطعنامه كنگره نهم نهضت آزادي (1366) بار ديگر تاكيد شده است كه:

«اگر آزادي و حكومت شوراييِ مردم بر مردم يا رضايت و نظارت عمومي، همراه با نظم و مديريت صحيح، در كشوري وجود نداشته باشد يا فراهم نگردد، جانشين آن چيزي جز استبداد و ديكتاتوري يا نظام طاغوتي و تاريكي… نمي‌تواند باشد… از طرف ديگر، آزادي و حاكميت ملي ضامن و پشتيباني جز خود مردم و فعاليت و فداكاري آنان در مشاركتهاي دسته‌جمعي ندارد… نهضت آزادي ايران همچنان از حقوق و آزاديهاي ملت مصرح در قانون اساسي دفاع مي‌كند و معتقد است كه اين كرامت الهي به انسان با هيچ بهانه‌اي تعطيل‌بردار نيست.»

  شادروان مهندس بازرگان نيز در كتاب «انقلاب ايران در دو حركت» چنين نوشته‌اند:

«انصاف و حق‌پرستي حكم مي‌كند كه قلم بطلان و نسيان روي سوابق قديمي و خدمات ارزنده مستمر كوچك يا بزرگ كسان زيادي كه از روي ايمان و عشق و براي خدمت به خلق، پيشگامان آزادي، عدالت و استقلال در شرايط نامساعد زمان و مكان كشور بوده‌اند، كشيده نشود؛ كساني كه آماده‌كنندگان محيط و مردم بودند و به موفقيت‌هاي بزرگي مانند رسوا ساختن استبداد و استعمار و ملي كردن نفت نيز نايل شده بودند.»(1)

  ايشان در جاي ديگري از همان كتاب(2) مي‌گويند:

«انقلاب ما كه حركت اكثريت قريب به اتفاق ملت با قبول تفكري واحد و اتحاد و انسجام كافي از دل برخاسته و تقريباً دنيا خواسته بود، چنين حالت و نيازي را نداشت: انقلابي بود در سايه اسلام و اسلامي با خصلت جهاني عام، با اصول و اهداف روشن، با سعه صدر كامل و با تساهل و توسعه اعلي، در حريم بي‌انتهاي مشترك توحيد خدا؛ مكتبي كه در كتابش پيش‌بيني چنين تنگ‌نظري و خودبيني و انحصارگريها را كرده، «لاتكونوا من المشركين» مي‌گويد و مشركين را كساني مي‌داند كه «فرقوا دينهم و كانوا شيعاً كل حزب بما لديهم فرحون»(3)

  اكنون در آستانه بيستمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، با توجه به تجربه تلخ انحصارگري و تفرق و عدم استفاده بهينه از ظرفيت‌ها و استعدادها و با نويدها و تعهداتي كه رئيس جمهور منتخب مردم داده‌اند و بر ايفاي آنها تاكيد مي‌ورزند، اميد است كه گام‌هاي جدي عملي در راه تحقق ارزشها و آرمانهاي خيزش مردمي 22 بهمن برداشته شود و همگان، بويژه دولتمردان و حاكمان، به قانون، آزادي، عدالت و حقوق اجتماعي و سياسي مردم تن دردهند تا با توجه به اصول مصرح در فصل‌هاي سوم، پنجم و هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي كه ميراث گرانبهاي ملت است، جامعه مدني كه حقوق همه گروهها و اقشار در آن محفوظ و كرامت و شرافت همگان مصون از تعرض است تحقق عيني و ملموس پيدا كند.

  نهضت آزادي ايران، ضمن تبريك نوزدهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي ايران به تمام كساني كه به عشق تحقق آرمانهاي والاي انقلاب تلاش كردند و با درود به روان همه دلاوراني كه در دوران سخت استبداد سلطنتي جان خود را فداي پيروزي ملت نمودند، همگان را به ادامه تلاش، پايداري و مبارزه مستمر و پيگير در راه آزادي و سربلندي ملت و آباداني كشور دعوت مي‌كند.

نهضت آزادي ايران

بهمن‌ماه 1376

(1) كتاب انقلاب ايران در دو حركت، صفحه 119

(2) صفحه 129

(3) سوره روم آيات 30 و 31 و 32: از مشركين نباشيد، از كساني كه آيين خود را جداجدا كرده تشكيل دسته‌ها دادند كه هر حزب به آنچه خود دارد، شاد و مغرور است.