شماره ٦ ـ 1340/12/25

title

جلد دوم اسناد، بخش اول، نشريات داخلي، شماره 6، تاريخ 25/12/40

 

29 اسفند روز ملي كردن نفت در سراسر ايران

پايه استقلال سياسي هر ملتي استقلال اقتصادي است. اين مسئله بحدي امروز بديهي شده كه حاجت باستدلال و توضيح ندارد. هر كشوري كه از نظر اقتصادي نتواند روي پاي خود بايستد چه در بلوك غرب چه شرق بناچار از جهت تمايلات سياسي مستقل و مختار نيست.

اين امر تازگي ندارد و مخصوص ملتها و كشورها هم نيست و هميشه و همه جا اينطور بوده و هست. هر شخص يا خانواده يا قوم كه از جايي كمك ميگيرد الزاما بايد بميل و اراده كمك كننده رفتار كند. .

ملت ايران پس از يك قرن تحمل نفوذ اجنبي و تن دادن بحكومتهاييكه بدست و وسيله و اراده بيگانگان بر او تحمل ميشدند روز 29 اسفند 1329 دوازده سال قبل چنين روزي زنجير اطاعت بيگانگان را مردانه پاره كرد و برهبري پيشواي بزرگ خاورميانه جناب آقاي دكتر محمد مصدق با تصويب قانون ملي كردن صنعت نفت در سراسر كشور استقلال اقتصادي خود را پي‌ريزي كرد.

از همان روز دنيا شاهد نبردي بود كه باقواي نامساوي ميان نيروهاي ملي و سياستهاي زورمند خارجي كه بوسيله خدمتگزاران داخلي تقويت ميشد در گرفته بود.

سوء اتفاقهايي از قبيل تغيير حكومتهاي انگلستان و آمريكا و غير آن بشكست ملت ايران كمك كرد و شد آنچه شد.

ملي شدن صنعت نفت نه تنها از نظر اقتصادي ميتوانست ملت ايران را ثروتمند كند و ميلياردها دلاري را كه اين چند ساله بجيب خداوندان ليره و دلار رفته نصيب ملت ايران سازد بلكه از جهت سياسي با ريشه كن كردن نفوذ اجانب استقلال واقعي ما را تامين ميكرد.

با همه خيانتي كه بملي شدن صنعت نفت شده باز امروز بيش از روزي سيصد هزار ليره‌ايكه آقاي دكتر مصدق وعده ميكردند عايد خزانه ميشود منتهي حكومتهاي دست نشانده خارجي مكلفند علاوه بر سو استفاده خود و عمال و كسانشان اين سيل طلا را بصورتي هدر دهند كه از طرفي قسمت اعظم آن ببازارهاي انگليس و آمريكا برگردد و از طرف ديگر هيچيك از مشكلات طبقه محروم يعني اكثريت ملت ايران حل نشود. . هر كس با مركز قدرت و منابع خارجي نزديكتر است ازين خوان يغما سهم بيشتري برده و ميبرد.

با تمام احوال نهالي را كه پيشواي بزرگ ملت امروز كشته است نيز خواهد رسيد و ملت ايران در آينده نزديك حساب خدمتگزاران و خيانتكاران را خواهد رسيد. . ما بوسيله اين مختصر خاطره عزيز اين روز گرامي را زنده و بزرگ ميداريم.

درود به دكتر مصدق قهرمان خردمند ملي كردن صنعت نفت در سراسر ايران.

رحمت پروردگار بر روان پاك دكتر حسين فاطمي شهيد راه آزادي و استقلال ملت ايران و دكتر محمود نريمان يار وفادار مصدق.

سلام بملت آزاديخواه و استقلال طلب ايران كه از جان و دل در راه ملي كردن صنعت نفت در سراسر ايران از هيچگونه فداكاري و جانبازي دريغ نكردند.

ننگ و نفرين بر خائنين ملي شدن صنعت نفت در ايران كه جهت استرضاي استعمارگران سعي دارند تلاشهاي ارزنده ملت ايرانرا در راه بهبود وضع كشور نقش بر آب كنند.

اي معاويه؟! اين كاخ را اگر از پول خود ميسازي اسراف است و اگر از پول مردم است خيانت! .

اي عثمان؟! گدايان را تو گدا كردي و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختي.

(از سخنان ابوذر غفاري رحمت‌الله عليه)

 

 

اخبار

چند روز قبل نظريه مراجع تقليد و آيات عظام حوزه علميه قم در مورد اعمال خلاف شرع و قانون اساسي كه از دستگاه حاكمه بنابر خصلت ذاتي ظهور مي‌كند منتشر گرديد كه براي آگاهي بيشتر مردم مسلمان ايران قسمتي از آن در اينجا درج ميگردد.

«روحانيت با هر فشار و مضيقه و اهانتي كه دولت بر آن وارد كرده و در صدد وارد كردن است تكليف ديني و وجداني خود را در اين تشخيص داده كه مصالح و مفاسد را بدولتها و بجامعه مسلمين گوشزد كند. . و آنچه را براي اين ملت ضعيف گرسنه بنا است پيش آمد كند و آثار و نشانه‌هاي آن يكي بعد از ديگري نمايان ميشود بجامعه بشر برساند. . . با اين اختناق جانفرساي مطبوعات و سخت‌گيري دستگاه انتظامي كه حتي براي طبع يك ورقه مشتمل بر نصيحت و راهنمايي يا پخش آن اشخاص حبس كشيده و مورد اهانت و شكنجه واقع ميشوند روحانيت ملاحظه ميكند كه دولت مذهب رسمي كشور را ملعبه خود قرار داده است.

. . روحانيت ميبيند كه پايه‌هاي اقتصادي اين مملكت در شرف فرو‌ ريختن است و بازار اين كشور در حكم سقوط است چنانكه از پرونده‌هاي مربوط بسفته‌هاي بي‌محل كه هر روز بر قطرش افزوده ميشود اين مطلب واضح ميشود همينطور امر زراعت اين كشور در معرض سقوط است. . . با اين وضع رقت‌بار بجاي آنكه دولت در صدد چاره برآيد سرخود و مردم را گرم مي‌كند بامثال دخالت زنان در انتخابات يا اعطاي حق زنها. . و نظائر اين تعبيرات فريبنده كه جز بدبختي و فساد و فحشاء چيز ديگري همراه ندارد».

جامعه روحانيت در آخر جهت اميدواري. . مسلمانان و بمنظور جلوگيري از اعمال ضد انساني حكومت فاسد ايران متذكر شده است:

«بخواست خداوند متعال در موقع خود اقدام براي جلوگيري ميكنند» انشاءالله

بطوريكه شايع است آقاي فلسفي واعظ معروف چند روز قبل عليه دولت در مسجد فخريه سخنراني كرده‌اند و دولت براي تلافي ساعت 9 بعدازظهر همانروز در راه امامزاده قاسم دستگير و بزندان روانه كرده است.

 

 

سال نو

يكسال مبارزه را پشت سر گذاشتيم. ساليكه دسيسه‌هاي استعمار و بندگان داخليش براي بيشتر اسير كردن ملت ايران باوج خود رسيد. . . ديكتاتوري و خودسري پنجه‌هاي خود را بيشتر در حلقوم ملت ستمكشيده ايران فرو كرد.

باميد تشكل بيشتر در مبارزات ملت و پيروزي قطعي مردمان مجاهد و مبارز اين سرزمين باستقبال سال نو ميرويم. تنها باين اميد كه وطن خود را از شرغاصبان و فاسقان برهانيم. . به آرمانهاي ملي و ديني خود تحقق بخشيم سال نو را بعموم مجاهدان راه حق و عدالت و بهمه زندانيان ملت بخصوص به پيشواي عاليقدر خود جناب آقاي دكتر محمد مصدق تبريك ميگوييم.

نهضت آزادي ايران

 

قانون اساسي جديد

سالها قبل آزادگان نيرومندي با نثار خون خود منشور آزادي ملت ايران را بامضا رسانيدند. .

آنها فداكاري كردند كه ريشه استبداد بخشكد و اندك اندك در اين كشور عقب افتاده دمكراسي جايگزين ديكتاتوري گردد.

مجلسي باز شد وكلاي حقيقي ملت از هر صنف و طبقه در آن راه يافتند. . ثمره تلاشهاي شبانه‌روزي اين رادمردان قانون اساسي ناميده شد قانوني اساسي يعني خون بهاي شهيدان راه آزادي

قانون اساسي يعني نوشته‌ايكه با تاسيس مجلس موسسان ميتوان در مندرجات آن تغييراتي داد.

با گذشت سالها همه چيز اين كشور ملعبه دست ديكتاتوري شد. . آنها كه سرجنبانان ديكتاتوري بودند بزور سرنيزه در مجالس راه يافتند. مجلسي كه ديگر نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان. ولي هميشه دل مردم باين خوش بود كه لااقل قانون اساسي پا برجا مانده و روزيكه حكومت مردم افتد با اجراي واقعي آن باينهمه كثافتكاري پايان خواهند داد غافل از اينكه: هستند كسانيكه نه تنها رئيس قوه مجريه و قضائيه و مقننه هستند بلكه اراده‌شان بجاي قانون اساسي نيز حكمفرماست.

شاه در نطق اخير خود ضمن اعطاي! آزادي به زنان فرمود كه اين شش ماده هم طراز قانون اساسي است.

البته اين بيان مورد اعجاب نيست زيرا از تمام تلاشها و كوششهاي شاهانه اين نكته متجلي است كه هم ايشان بر جانشين كردن اراده خويش بجاي قانون اساسي ـ قوانين مجلس و حكومت و مردم و همه چيز است.

ناراحتي و مخالفت ايشان از دولت ملي مصدق نيز از همين جا سرچشمه ميگرفت زيرا رهبري خردمندانه مصدق رفته رفته افكار ملت را به سرنوشت خويش و خدمتگزاران و رهبر واقعي خود معطوف ساخته بود. . كودتاي 28 مرداد ـ مبارزه يك تنه با فساد و رهبري سياست خاورميانه ـ رفراندوم و نطقهاي آتشين ـ حق راي بزنان ـ و. . . همه بهمين منظور بوده است.

پس از پايان رفراندوم كذايي و تاريخي! ! اعليحضرت نويسنده مقاله بدون رتوش خواندنيها كه از جيره خواران و وابستگان معروف دربار است چنين نوشت:

«مردم در اين تصويب ملي با يك يا چند ماده از لوايح ششگانه موافق يا مخالف بودند ولي بهر حال راي موافق خود را دادند ولي يك حقيقت از ميان تمام اين آراء متجلي ميكرد و آن راي و اعتماد شخص شاهنشاه بود»

اتفاقا همين حقيقت را كه نويسنده معروف پس از رفراندوم كشف كردند در اعلاميه نهضت آزادي ايران بمناسبت رفراندوم چند روز قبل از آن برملاء‌ ساخت. اصل مطلب و قصد اساسي همين بوده و هست و بخوبي ميبينيم كه همه جا و همه وقت مظاهر اين نيت خودنمايي ميكند.

در شرح حال تروخيلو ديكتاتور معروف امريكاي مركزي مينويسند: اينشخص تمام كشور را بنام خود ساخته بود. در هر كوچه و خيابان مجسمه او برپا و خيابانها و مدارس و تاسيسات و املاك اصولا در مالكيت او و زن و خاندانش بود.

همين وضع در كشور ما ديده ميشود ـ شما بهر طرف كه ميرويد مجسمه يا نام شاه را ميبينيد ـ مدارس ـ تاسيسات بزرگ و كوچك ـ استاديومها ـ چهارراه‌ها ـ خيابانها و كوچه همه باين نام هستند ـ حقيقتا اگر يك خارجي بي‌اطلاع از تاريخ ايران به اين مملكت سفر كند سرانجام قضاوتش اين خواهد بود كه اين ملت گذشته و آينده‌اش ـ تاريخ و مفاخرش ـ شخصيتها و خدماتش همه در وجود يكفرد جمع شده و آنهم اعليحضرت محمد رضا شاه است. .

اكنون ظاهرا اين مراد حاصل شده و شاهنشاه جامع مقامات مقننه و قضائيه و اجرائيه و خلاصه مالك‌الرقاب ايران و ايراني گشته‌اند و باينترتيب با قدرت و نيروي بيشتر بزمان قبل ازمشروطيت و استبداد برگشت كرده‌اند.

انقلاب مشروطيت و قيام آزادمردان براي آزادي و خونهاي كثيريكه از آن تاريخ تا كنون در اين راه ريخته شده است همه بخاطر اين بود كه با تدوين يك قانون اساسي و تفكيك قوا از هم راه استبداد و خودسري را بربندند. . ولي امروز حاصل آنهمه فداكاري و جانبازي بشكل يك استبداد نوين و خودكامگي شخصي و فرعون‌منشي درآمده است.

اراده يك شخص جايگزين مجلس و قانون اساسي و خواست ملت گرديده است. . ارتجاع سياه حقيقي كه اعليحضرت در سخنان خود اشاره ميكنند همين است و بس.

مبارزه ملت ايران نيز امروز در همين خلاصه شده است. سرلوحه هرگونه اصلاحات و رفورم اجتماعي ريشه‌كن كردن همين بساط خود‌سري است. رفورمهاي اجتماعي و ارضي تنها در يك كشور آزاد و بدست خود مردم و نمايندگان آنان نتيجه مثبت خواهد داد والا هر رفورم و هر تغيير رژيم و شكل اجتماعي هر قدر هم ظاهر فريب و دنيا پسند باشد نتيجه‌اي جز اسارت و بندگي بيشتر براي ملت ببار نخواهد آورد.

 

 

دانشگاه

موج اعتراض و تنفر از اعمال خودسرانه و ديكتاتوري مابانه دستگاه حاكمه كنوني ايران هر لحظه بين دانشجويان وسيعتر و عميقتر ميگردد.

بدنبال اعلاميه كنفدراسيون دانشجويان ايراني مقيم خارج از كشور كميته دانشجويان دانشگاه از روز شنبه اقدامات وسيعي را بمرحله اجرا گذارد يكي از اقدامات مزبور اعتصاب غذاي دانشجويان در روز چهارشنبه 22 اسفند است كه در جلوي محوطه دانشگاه صورت گرفت. دانشجويان در كمال نظم آنروز تا ساعت 5 بعدازظهر بحالت نشسته همبستگي خود را با دانشجويان مقيم خارج از كشور ابراز داشتند.

در ابتدا طبق دعوت كميته دانشگاه عده‌اي در حدود يكصد نفر باينكار دست زدند ولي رفته رفته عده بحدود هزار نفر رسيد. . شعارهاي زنده‌اي كه پي در پي محيط دانشگاه را ميلرزاند و فريادهاي «ديكتاتور محكوم است» و «تا مرگ ديكتاتورها نهضت ادامه دارد» و در آخر با خواندن قطعنامه خاتمه پذيرفت.

دستگاه حاكمه از برخورد با دانشجويان و تكرار حوادث بهمن سال گذشته و امسال ترس دارد ولي بهرحال دانشجويان رشيد و اساتيد مبارز دانشگاه چون خاري در چشم گردانندگان اين دستگاه ميباشند بهمين سبب دستگاه در فكر بستن اين پايگاه ارجمند ملت ميباشد و در اين راه از هيچ اقدامي فروگذاري نميكند. . ولي مثل اينكه وقت آن گذشته است و طبقه روشنفكر و دانشجويان را نميتوان با وعده‌هاي پوچ و لوايح عوامفريبانه فريفت.

 

 

از: لابلاي روزنامه‌ها

از سخنان ارسنجاني: اگر اشخاصي ميخواهند اصلاحات بكنند بايد مصمم باشند و بكار خودشان معتقد باشند و حتي از مرگ نهراسند! ! ! در كار اجراي اصلاحات ارضي كليه اشخاص شرافتمند و بي‌نظر مملكت بما كمك كردند و در تمام موارد نقطه اتكاء ما شخص اول مملكت بود! ! . (از كيهان 30/11/41)

٭          ٭          ٭

از سخنان علم: مردم در هر حال مطيع و تسليم اراده دولت يا بهتر بگوييم تسليم اراده شاهند (!) وقتي پادشاه تصميمي گرفت و دولت بحقيقت مجري نيات شاه بود هيچكس مخالفت نميكند. . آخر در قرن بيستم ـ در عصر دمكراسي. . پس از شصت سال مشروطيت بايد اصول دموكراسي را هم واقعا بمرحله اجرا گذاشت و در عين حال نبايد براي مخالفت لفظي كسي را توقيف كرد. (صفحه 11 كيهان 30/11/41)

٭          ٭          ٭

از سخنان باهري وزير دادگستري: انساني وقتيكه از طرف پادشاه مملكت مورد عنايت قرار بگيرد و براي تصدي يا منصبي باين عظمت مورد اعتماد واقع شود البته خودش را مفتخر و سرافراز ميداند و طبعا يك خرسندي مشتاقانه‌اي باو دست ميدهد. . من با اين كوچكي‌اي كه دارم البته در مقابل اين كرامت شاهانه ذوق زده شده‌ام.

٭          ٭          ٭

در مبحث حكومتهاي سياسي جهان فصل خاصي است بنام «دولت اكتسابي» ـ اين تسميه از آنجا ناشي شده است كه معمولا مصلحين جهان قدرت قانوني دولتها را ناشي از تمايل ملت ميدانند و آن دولتي را واجد اصالت و حاكم بر حق ميشناسند كه قدرت خود را از توده‌هاي اصيل خلق گرفته باشد. چنين حكومتي چون از مردم منبعث است از مردم ذاتي اصيل دارد و حقانيت او در فرمانروائي بر مردم جاي انكار نيست. اما دولت اكتسابي ما آنچنان دولتي است كه با زور و خدعه و تزوير و با آنطور كه در اين زمانه ميبينيم بقدرت سرنيزه و توپ و تانك بر مردم مسلط شده باشد قدرت او در خودش نيست بلكه از خارج «كسب» كرده و باين دليل «اكتسابي» است. . اما دولت اكتسابي بيهوده غره است كه تا ابد بچنين وضعي بر مردم حكومت خواهد كرد.

آزادي خواهان جهان بيدارند و ديكتاتورها و زورگويان سرنوشتي بهتر از گيسلينگ و موسوليني نخواهند داشت. (فردوسي شماره 17 ـ اسفند)